• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 4
تعداد نظرات : 13
زمان آخرین مطلب : 5850روز قبل
شعر و قطعات ادبی

در میكده ما خبر از ریب و ریا نیست

چون نیست ریا هیچكس انگشت نما نیست

ما سرخوش و مستیم زپیمانه هستی

اندر ره ما مرگ بجز سیر بقا نیست

بگذار بگویند كه آلوده به ننگیم

این طایفه را مرگ بجز درد شفا نیست

دوشنبه 14/4/1389 - 9:56
دنیای گیاهان و حیوانات
از پرستش تا ازدواج با درخت
 
 
   
از پرستش تا ازدواج با درخت

 

  احترام به طبیعت

افزون بر پرستش مظاهر طبیعت و آنیمیزم یا جان پنداری همه موجودات و از جمله گیاهان احترام به درختانی مانند بلوط، سرو، کاج، زیتون، نخل، گز، درختان کهنسال و ... در میان مردم دارای باورهای مختلف ومعتقدات دینی متفاوت را فراوان شنیده و دیده ایم و در شمال ایران با وجود جنگلهای انبوه و درختان متنوع و کهنسال احترام به آنها کمتر از مکانهای دیگر نبوده و نیت تا جایی که این ضرب المثل در گیلان سایع است که می گویند:" هر جا درخت کهنسالی بوده باشد برای مردم گیلان زیارتگاه(مزار) ی خواهد بود". ابی العباس مولف المصابیح در شرح حال ناصر کبیر یا حسن الاطوش فرمانروای علوی (دوره فرمانروایی 301 تا 304) هجری) می نویسد که او چهارده سال در میان مردم گیل و دیلم که بیشترشان به پرستش درختان و سنگها می پرداختند(= و اکثر هم کفار، عبده الاشجار و الاحجار...) به تبلیغ آیین زیدیه پرداخت (نک. اخبار تئمه الزید، ص74، ویلفرد مادلونگ) شاید منظور از سنگها تپه های مصنوعی سنگی نیز باشد که توجه رهگذران رابسوی قله ها و ارتفاعات مورد احترام می کشانید که هنوز هم در آرارات و سیستان (نک. مجله آینده، سال هفتم، شماره 9 و 10،ص 673 به بعد) و در دامنه های البرز برای توجه دادن آیندگان و روندگان به قله های زیارتی که غالبا بیشتر آنها با نام امامزاده محمد حنیفه شناخته می شود، بوده باشد که درگذشته فراوان تر از امروز بوده است و بسیاری از رهگذران پیش از رسیدن به این تپه های سنگی که ارتفاعشان از سطح زمین کمتر از یکمتر بود به یافتن سنگی و نهادن ان در میان سنگهای دیگر ارادت و احترام خود را به زیارتگاه مورد نظر نشان می دادند و همین احترام را با بیان داستانهای دیگر برای ارتفاعات درفک ر حمت آباد رودبار از زبان گیلانیان و قله سبلان آذربایجان از زبان شاهسونهای مشکین شهر و در بلندیهای مانده بر سر راه امامراده محمد حنیفه از مردم طالقان و لوشان شنیده ام. اما درختان کهنسال در سالهای گشترش شهر نشینی دچار بی ت.جهی بیشتری گردیدند که نشانه های آن را نیز می توان در مورد چهاردرخت میدان روستای گازرخان الموت که آنرا کاشته حسن صباح می دانستند و در فاصله کمتر از نیم کیلومتری دژ الموت قرار داشت و تا بیست و پنج سال پیش زنده و شاداب در چهارسوی میدان دهکده برسرپا بود مقایسه نمود که اینک همه آنها برای توسعه جایگاه اتومبیلها از بین رفته است و همین موضوع درباره درختان جنگلی روستاها و مکانهایی مانند زیده و ماکلوان فومنات که پایگاه و کمینگاه یاران کوچک جنگلی در حمله به قزاقان روس بود و در تائیدنامه و یا دونوشت باقیماندهاز سال 1293 هجری(یعنی چهل سال پیش از قیام جنگلی ها وشکست ارتش روسیه تزاری در آن که به جنگ ماکلوان شهرت یافته است) به موقعیت جنگلی آن اشاره می گردد(سند ضمیمه مربوط به اراضی محدوده دوکیلومتری از زیده تا ماکلوان است که به یادآوری چهارده درخت در برابر دو نهر تعیین حدود می گردد و بر اساس عرف محل این درختان عموما کهنسال و روستایی جای آنها را گرفته است) و سمگر و کهدمات(سیمبر دهکده امشه) و ارتفاعات درفک از راه روستاهای چیچال و یا شهیدان تا جنگلهای اربناو و... دیده می شود.

در این میان تنها باید به درخت سرو کهنسال هرزویل منجیل اشاره نمایم که هر چند به اشتباه روزگار کهنسالی آن را به زمان ناصرخسرو که گویا او در سفرنامه اش از درخت یادکرده است(نک. به سالنامه فرهنگ شهرستام رشت و حومه، 36/1337، ص27، ناصرخسرو به هرزویل آمده بود اما در سفرنامه اش اشاره ای به درخت سرو مورد نظر نداشته است.) همچنان بر سر پای مانده است که البته کهنسال بودن آن را نمی توان انکار نمود، اما این درخت تنها معدود یادگار باقیمانده کهنسالی پس از زلزله ویرانگر خرداد 1369 رودبار و منجیل با بی مهریهای عامیانه ای هم روبرو است که نیازمندان و زایران علاوه بر بستن نخ و پارچه های الوان بر شاخه های آن با اصرار می کوشند سکه های نذری را در درون پیکره درخت جای دهند و برای انجام آن از ضربات سنگ و چکش هم استفاده می کنند.

یکبار هم چاره اندیشی دانشجویان برای بیرون آوردن سکه های خمیده نتوانست به یک نتیجه موثر برسد و درخت را از این رفتار عامیانه دیدارکنندگان نجات دهد. گاه اهمیت دادن به این گونه باورهای غیر اصولی و ویرانگر مانع چاره اندیشی نیز می گردد تا آنجا که اگر اعتقاد داشته باشیم باید از رای و نظر آگاهان استفاده شود. گاه می بینم آن آگاهان مصلحت اندیش در برابر هیجان بی پایه عوام در برابر ضرورتهای نوین زندگی سکوت می کنند و فرهنگ خرافی را مقدم بر کارهای سازنده قرار می دهند که چنین روشی دیگر احترام به طبیعت دلپذیرساز زندگی انسان نخواهد بود. وقتی در دهستان سنگر و کهدمات دوازده کیلومتری شهر رشت در روستای دلچه سیلاب رودخانه ای موجب از بین رفتن پل نزدیک قهوه خانه های محل داروغه نشین گردید و چون در فکرایجاد پل بر روی رودخانه می شوند، جرات استفاده از درختان اطراف مسجد را که در کمتر از صدقدمی رودخانه بود پسدا نمی کنند و کسی از اهالی دهکده حاضر به انداختن درختها نمی گردد. سرانجام ملای دهکده به اتفاق کدخدا از رهگذر چوب بری که در جستجوی کار بود و از روستا عبور می کرد خواستند که درخت را انداخته و برای نصب پل اماده سازد و او نیز انجام داد و بر جایگاه پل قبلی پل تازه ای نصب می گردد. روزی تنی چند از زنان دهکده چون راهی برای عبور نیافته بودند به پل نزدیک می شوند و یکی از آنان با صدای بلند و به زبان گیلکی جملاتی را میگوید که مفهومش آن بود: ای امامزاده من تقصیر ندارم و ناگزیرم از روی تو بگذرم و گناه را برای آنان بنویس که ترا پل ساختند. و آنگاه دسته جمعی و با احتیاط از روی پل گذشتند.

به هر حال هر یک از مظاهر طبیعت از کوهها گرفته تا گودالها و غارها و تخته سنگها و برجهاو... در فرهنگ عمومی دارای سرگذشتی شنیدنی است. از میان درختان جنگلی و میوه دار و کهنسال درخت گردو دارای سرگذشت شگفت انگیز یا روایات بیشتر برخاسته از اندیشه های توتمی است. این درخت که دارای عمر طولانی است برای مقاصد خاصی نیز وقف می گردد و وقفنامه هایی نوشته شده در این خصوص کم نیست و باز به عنوان مهریه در قباله های ازدواج و در صورت جهیزنامه از درخت گردو نام برده می شود و گاه چند نفر در مالکیت بر درخت دارای سهم مشترک می گردند و غالبا درختان گردو دارای نامهای مناسبی هستند که برای روستاییان شناخته شده است. در برابر اندیشه مانائی نسبت به درخت گردو ممنوعیتها (تابو) هایی نیز در ذهن داشتند. مثلا شبها عبور از زیر درختان گردو مطلوب و پسندیده نبود و هیچگاه زنان را حتی برای آوردن آب از چشمه هایی که در کنار درخت گردو بود تنها نمی فرستادند. برای پایین کدن گردو به دلیل اعتقاد به سرکشی درخت از افراد ماهر و کاردان استفاده می نمودند و بسا کوچکترین غفلت موجب افتادن از درخت و نقص عضو و یا مرگ گردیده است و معتقد بودند که تمام وقایع وحوادثش را که پیرامون آن اتفاق افتد در اندام درخت ثبت و ضبط می گردد و جالب ترین اندیشه عمومی درباره دخت گردو مدیوم یا واسطه قرار دادن اوست که نگارنده موردی از آن را در اینجا می آورد که برای آخرین بار در روستای گلیرد طالقان اتفاق افتاد و آن را از زبان بانو لقمان گلیردی هشتارساله که بر کل ماجرا آگاه بود بازگو می نمایم.

دختر جوانی به نام گلبخت در روستای کوچک گلیرد با جوانی به نام غلامجسین ازدواج می کند اما دوران زناشویی آن دو خیلی کوتاه بود و غلامحسین پس از مدتی فوت می کند و گلبخت مورد حمایت مرد محترم و سرشناس روستا به نام سید اسحق قرار می گیرد که از ساکنان دائمی روستا نیز بوده است. تا اینکه گلبخت برای بار دوم به ازدواج جوان دیگری در همان روستا به نام سید صفت در می آید اما دوران ازدواج دوم نیز از سه سال تجاوز نکرد و از همسر دوم صاحب فرزندی به نام سید عباس     می گردد و پس از فوت سید صفت، گلبخت بار دیگر به پناهگاه پیشین یعنی به خانه مرحوم سید اسحق برمیگرد تا اینکه برای بار سوم بنا به پیشنهاد مرحوم سید شرف الدین که برای دیدار اقوام و خویشوندان خود همه ساله از رشت به گلیرد می رفت، پس از مشورت با مرحوم سید اسحق و آگاهی از تمایل سید قدرت به ازدواج با گلبخت مقدمات عقد را فراهم می کنند که خویشاوندان سید قدرت به آن رضایت ندادند. آنان ناکامی همسران پیشین گلبخت را یادآور می شدند که هر دو به فاصله کوتاهی مردند و عموما به این نتیجه رسیده بودند که هر مردی که با او ازدواج کند عمر کوتاهی خواهد داشت و در این باره به فرضیات و شایعاتی تکیه می نمودند که دهان به دهان می گشت. اما مرحوم سید شرف الدین آن را خرافه می پنداشت و معتقد بود نباید زن جوانی در روستا تنها زندگی کند و مرحوم سید اسحق نیز که سرپرستی او را به عهده داشت با این نظر موافق بود و سرانجام وابستگان سید قدرت که به رای و نظر کهنسالان دهکده احترام می گذاشتند پیشنهاد کردند که برای چاره کار و انجام این ازدواج اجازه دهند پند روزی گلبخت را برای یک درخت گردو عقد کند. این رسم که در مورد زنان بیوه( نه مطلقه) سابقه ای هم داشت و ساکنان دهکده آن را در موارد مشابهی شنیده بودند اختلاف را حل کرد و گلبخت را طی تشریفاتی ساده برای درخت گردویی که در فتاصله چند متری میان خانه مرحوم سید شرف الدین و خانه مرحوم سید اسحق و مسجد دهکده و در کنار نهر آبی بود عقد شده اعلام کردند و بدین ترتیب تا فراهم شدن مقدمات ازدواج با سید قدرت گلبخت همسر درخت گردو شناخته شد و پس از چند روز به عقد ازدواج سید قدرت درآمد و هر چند این ازدواج دوام بیشتری یافت، اما سالهای زندگی سید قدرت کمتر از گلبخت بود و گلبخت خود این سرنوشت را باور کرده بود که پس از مرگ همسر سومش و بعد از خشک شدن درخت گردو می گفت مرا گلبخت نگویید، نام من بدبخت است او در روزهای آخر زندگیش با تنها دخترش افتخار که از سید قدرت داشت زندگی می کرد و سرانجام در سن 65 سالگی درکذشت.

چهارشنبه 19/3/1389 - 17:2
ایرانگردی
 

روستای انگوران از توابع بخش کلاردشت و یکی از روستاهای کوهستانی استان مازندران میباشد.این روستا در 43 کیلومتری چالوس و در ارتفاع 2400متری از سطح دریا قرار دارد .این روستا که در مدارهای 36درجه و15 دقیقه و 10ثانیه شمالی و51درجه و 7دقیقه و 54 ثانیه قرار گرفته است دارای آب و هوای کوهستانی با رطوبت نسبی ، یکی از روستاهای ییلاقی کلاردشت محسوب میگردد.

روستای انگوران در انتهایی ترین نقطه کوهستانی از جاده چالوس بوده و از محل دزدبن منشعب میگردد.در مسیر این روستای زیبا و سرسبز روستاهای واسپول، دزناکتی، چهارباغ، پولاد کوه،پولادکوه سر و گیجان قرار دارد .

مسیر ارتباطی روستا از جاده چالوس حدود 25کیلومتر بوده که 5 کیلومترآن آسفالت  و مابقی خاکی و میباشد.

روستای انگوران بدلیل نزدیکی به بخش  طالقان در قدیم موقعیت بسیار خوبی از نظر اقتصادی و غیره داشته است.از سوی دیگر تبادل فرهنگها و آداب و رسوم باعث گردیده یک نوع قرابت فرهنگی بوجود آید تا جائیکه اکثر اصطلاحات رایج در این منطقه در منطقه طالقان نیز بکار میرود و این موضوع بالعکس نیز صدق میکند.

روستای انگوران بطور کامل توسط کوههای مرتفع و برف گیر احاطه گردیده به طوریکه میتوان گفت این روستا در یک فضای بسته قرار گرفته است و به همین دلیل نیز در زمان بارش بیشترین بارش منطقه را به خود اختصاص میدهد.

از کوههای مشهور و مرتفع این روستا میتوان به کوه آبند، گچ بزرگ، زنجیر بند، لرزنده چال، کوه چرخ، چهل خانه یا زرد ، سرد ردود و نیز بند سر را نام برد.

آنچه باعث گردیده تا این منطقه جزو مناطق حفاظت شده قرار گیرد وجود گونه های در حال انقراض انواع قوچ و بز وحشی، گوزن، خرس ، پلنگ و نیز پرندهای وحشی میباشد. این منطقه مستعد پرورش انواع حیوانات را داشته و میتواند با یک مدیریت جامع و هدفمند به یک قطب تفریحی و زیستگاهی تبدیل شودولی متاسفانه در سالهای اخیر بدلیل کم توجهی به مسئله روستا نشینی و نیز مشکلات ناشی از آن از جمله نبود راه مناسب همانند سایر روستاهای کشور ساکنین آن در حال مهاجرت به شهرها میباشند.

چهارشنبه 19/3/1389 - 17:0
ایرانگردی
موقعیت و تاریخچه
روستای گلیرد از توابع بخش طالقان شهرستان ساوجبلاغ با مختصات جغرافیایی 50 درجه و 50 دقیقه طول شرقی و 36 درجه و 9 دقیقه عرض شمالی، در 14 کیلومتری جنوب شرقی طالقان واقع شده است.
این روستا در ضلع جنوبی رودخانه شاهرود و در دامنه شمالی ارتفاعات جنوب طالقان در مجاورت روستای گوران قرار گرفته است. روستای گلیرد از سطح دریا

 

2224 متر ارتفاع دارد و آب و هوای آن در تابستان ها متعدل و در زمستان ها سرد است. رودخانه گلیرد از کنار روستا عبور می کند.
روستای گلیرد بیش از دو قرن قدمت دارد. این روستا زادگاه آیت الله طالقانی است و به این جهت معروف گشته است.
مردم روستای گلیرد به زبان فارسی سخن می گویند. مسلمان و پیرو مذهب شیعه جعفری هستند.
الگوی معیشت و سکونت
براساس نتایج سرشماری سال 1375 روستای گلیرد 71 نفر جمعیت داشته است که در سال 1385 به حدود یکصد نفر افزایش یافته است. جمعیت این روستا در فصل تابستان و برداشت محصول به چند برابر و تا حدود هزار نفر افزایش می یابد.
اقتصاد روستای گلیرد بر پایه فعالیت های زراعی، دامداری و باغداری استوار است. گروهی از افراد نیز در امور خدمات و صنایع دستی اشتغال دارند. تولیدات زراعی و دامی روستا شامل غلات و میوه های سردسیری گردو، سیب، آلبالو، گیلاس و انواع لبنیات می باشد.
روستای گلیرد بافت مسکونی متراکمی دارد و در شیبی ملایم استقرار یافته است. بیشتر خانه های قدیمی در یک طبقه و برخی خانه های نوساز در چند طبقه با دیوارهای ضخیم و ایواندار احداث شده اند. سقف عموم خانه ها شیروانی است. معابر روستا به دلیل باغات سرسبز و درختان کهن، به صورت کوچه باغ های زیبایی در آمده اند.
مصالح به کار رفته در ساخت واحدهای قدیمی از لاشه سنگ، گل، خشت و چوب است. خانه های مسکونی شامل اتاق های استراحت و خواب، پذیرایی آشپزخانه، سرویس دستشویی، تنور خانه، حیاط و انباری است. در خانه دامداران روستا، طویله نیز ساخته شده است.
روستای گلیرد، به دلیل استقرار در کوهستان و آب هوای معتدل و مطلوب جلوه های طبیعی بسیار زیبایی دارد. این روستای ییلاقی تابستان ها پذیرایی گردشگران بسیاری است.
چشم انداز باغات گسترده و کوچه باغ های روستا و مناظر طبیعی دلفریب جاده دسترسی به روستا بسیار تماشایی است.
ارتفاعات پیرامون روستا با پوششی از انواع گل ها و گیاهان خودرو به خصوص در بهار و تابستان از دیگر جاذبه های طبیعی روستای گلیرد است.
حمام قدیمی و خانه آیت الله طالقانی از جاذبه های تاریخی روستای گلیرد است. خانه آیت الله طالقانی در مرکز روستا و در ضلع شمال شرقی مسجد و در غرب حمام قدیمی قرار دارد. این خانه بزرگ معماری سنتی و زیبایی دارد و تاریخ بنای آن به دوره قاجاریه مربوط است. برخی وسایل آیت الله طالقانی در این خانه نگهداری می شود.
حمام قدیمی روستا، که توسط میراث فرهنگی تعمیر و بازسازی شده است سقفی گنبدی با قوس های نیمدایره دارد و در ساخت آن از مصالح سنگ لاشه و ملاط و گچ و سیمان استفاده شده است. این حمام از آثار دوره پهلوی اول است.
از مراسم ویژه مردم روستای گلیرد می توان به عزاداری در ماه محرم اشاره کرد. مراسم عروسی سنتی با رسوم ویژه از قبیل مراسم انار زدن و مراسم عید نوروز از دیگر ویژگی های فرهنگی مردم این روستاست.
پوشاک مردم روستای گلیرد به تدریج به پوشاک رایج در شهرها تبدیل شده است. مردان از کت و شلوار و زنان از مانتو، شلوار و چادر استفاده می کنند.
صنایع دستی روستای گلیرد شامل انواع محصولات چوبی و بخاری سنتی و بافت کرباس، گلیم، جاجیم و جوراب و دستکش و شال گردن می باشد.
معروف ترین سوغات روستای گلیرد مشتمل بر انواع خشکبار و لواشک و گردو است.
از غذاهای رایج روستای گلیرد می توان به انواع کباب، خورشت و آش های محلی اشاره کرد.
دسترسی: روستای گلیرد در مسیر اتوبان کرج – قزوین و از طریق شهر طالقان قابل دسترسی است.
چهارشنبه 19/3/1389 - 16:57
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته