• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 1
تعداد نظرات : 2
زمان آخرین مطلب : 5298روز قبل
داستان و حکایت

داستان زیبای نیکی‌کردن

زن، از باز كردن پاكت و دیدن مبلغ صورت‌حساب واهمه داشت. مطمئن بود كه باید تمام عمر را بده‌كار باشد. سرانجام تصمیم گرفت و پاكت را باز كرد. چیزی توجه‌اش را جلب كرد. چند كلمه‌ای روی قبض نوشته شده بود. آهسته آن را خواند: بهای این صورت‌حساب قبلاً با یك لیوان شیر پرداخت شده است.

 


روزی روزگاری پسرك فقیری زندگی می‌كرد كه برای گذران زندگی و تأمین مخارج تحصیلش دست‌فروشی می‌كرد.از این خانه به آن خانه می‌رفت تا شاید بتواند پولی به دست آورد. روزی متوجه شد كه تنها یك سكه ده سنتی برایش باقی مانده است و این در حالی بود كه شدیدا احساس گرسنگی می‌كرد. تصمیم گرفت از خانه‌ای، مقداری غذا تقاضا كند. به طور اتفاقی درِ خانه‌ای را زد. دختر جوان و محترمی در را باز كرد. پسرك با دیدن چهره معصومانه دختر، دست‌پاچه شد و به جای غذا، فقط یك لیوان آب درخواست كرد. دختر كه متوجه گرسنگی شدید پسرك شده بود، به جای آب برایش یك لیوان بزرگ شیر آورد. پسر با آرامش و آهستگی شیر را سر كشید و گفت: چه‌قدر باید به شما بپردازم؟ دختر پاسخ داد: چیزی نباید بپردازی. مادر به ما آموخته كه در مقابل نیكی‌كردن به دیگران، چیزی از آنها نخواهیم. پسرك گفت: پس من از صمیم قلب از شما سپاس‌گزاری می‌كنم.

کودکان کار

 

سال‌ها بعد دختر جوان به شدت بیمار شد. پزشكان محلی از درمان بیماری او اظهار عجز كردند و او را برای ادامه معالجات به شهر فرستادند تا در بیمارستانی مجهز، متخصصان نسبت به درمان او اقدام كنند.

دكتر هوارد كلی، جهت بررسی وضعیت بیمار و ارائه مشاوره فراخوانده شد. هنگامی‌كه متوجه شد بیمارش از چه شهری به آن‌جا آمده، برق عجیبی در چشمانش درخشید. بلافاصله بلند شد و به سرعت به طرف اتاق بیمار حركت كرد. لباس پزشكی‌اش را بر تن كرد و برای دیدن مریض وارد اتاق شد. در اولین نگاه او را شناخت.

سپس به اتاق مشاوره باز گشت تا هر چه زود تر برای نجات جان بیمارش اقدام كند. از آن روز به بعد زن را مورد توجهات خاص خود قرار داد و سر انجام پس از یك تلاش طولانی علیه بیماری، پیروزی ازآن دكتر كلی گردید.

آخرین روز بستری شدن زن در بیمارستان بود. به درخواست دكتر هزینه درمان زن جهت تأیید نزد او برده شد. گوشه صورت‌حساب چیزی نوشت. آن را درون پاكتی گذاشت و برای زن ارسال كرد.

زن، از باز كردن پاكت و دیدن مبلغ صورت‌حساب واهمه داشت. مطمئن بود كه باید تمام عمر را بده‌كار باشد. سرانجام تصمیم گرفت و پاكت را باز كرد. چیزی توجه‌اش را جلب كرد. چند كلمه‌ای روی قبض نوشته شده بود. آهسته آن را خواند: بهای این صورت‌حساب قبلاً با یك لیوان شیر پرداخت شده است.

*فکر می‌کنم منظور دكتر هوارد كلی این بوده که برای نیکی کردن نمی‌شود قیمتی گذاشت!

چهارشنبه 21/10/1390 - 14:3
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته