بِأَیّ ذَنبٍ قُتِلَت
به كدامین گناه؟؟؟!!!
آن روز كه در كوچه های سرد و درد مدینه دستان امامت را بستند، چقدر سخت گذشت بر تو.
تنهایی، دلت را شكست. شكست تا ... آرام گرفتی.
دنیا برای تو نبود... .
تو، از ازل هم خدایی بودی.
... و خدا بداند با قاتل تو !!!!!!
هان! دخترک گیسوفشانده بر مردمک نامردان!
به کدامین سوی می نگری؟
به کدامین جانب می روی؟ پی کدامین نامردترین؟!
درد در دلهایمان زیاد است. درد بی غیرتی تو در خودت افزون باد که دل مهدئ (عج) به درد آمد.
کدامین پدر تو را غیرت آموخت و کدامین مادر، عفت و حیا؟!
بر کدام سفره نشستی و از کدام لقمه تناول کردی؟!
بی شرمی ات افزون باد که دل مولا شکست!
جمعه روزی به بهانه ی دیدار طبیعت خدا، گیسوانت بر باد می دهی و خویشتن حراج می کنی؟! به کدام قیمت؟! اصلاٌ تو از قیمت چه می دانی که اگر می دانستی، دستانت از لمس نامردان دور بود.
چهره ات به رنگ ساخته ای تا رنگ پریدگی نگاهت پنهان کنی؟!
تو چه می دانی نگاه های آلوده چگونه رنگ از چهره ات می دزدد و تو می مانی و بی رنگی، که نه بی رگی و بی دردی.
گیسوانت بریده باد که امروز سوزاندی اما ندانستی چگونه خواهی سوخت!
سلام و خدا قوت.
مدت زیادی از عضویتم در این سایت نمیگذره. در ابتدای ورود در طرح سیر مطالعاتی استاد شهید مطهری شرکت کردم ولی هنوز در مورد این طرح هم اطلاعات زیادی ندام. لطفا برای استفاده ی مناسب کمکم کنید.