• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 3
تعداد نظرات : 4
زمان آخرین مطلب : 5834روز قبل
مهدویت
 مولای من!
عصر یك جمعه ی دلگیر، دلم گفت بگویم بنویسم: كه چرا عشق به انسان نرسیده است؟چرا آب به گلدان نرسیده است؟چرا لحظه ی باران نرسیده است؟وهیچكس در این خشكی دوران به لبش جان نرسیده است؟غم عشق به پایان نرسیده است؟بگوحافظ دل خسته زشیراز بیاید،بنویسد كه هنوزم كه هنوزاست چرا یوسف گمگشته به كنعان نرسیده است؟چرا كلبه ی احزان به گلستان نرسیده است؟دل عشق ترك خورد، گل زخم نمك خورد، زمین مرد، زمین مرد خداوند گواه است، دلم چشم به راه است و در حسرت یك پلك نگاه است ولی حیف نصیبم فقط آه است و همین آه خدایا برسد كاش به جایی، برسد كاش صدایم به صدایی ....
عصر این جمعه ی دلگیر، وجود تو كنار دل هر بیدل آشفته شود حس تو كجایی گل نرگس؟به خدا آه نفس های غریب تو كه آغشته به حزنی است زجنس غم و ماتم، زده آتش به دل آدم و عالم تویی آجرك الله ...عزیز دو جهان یوسف در چاه، دلم سوخته از آه نفسش های غریبت، دل من بال كبوتر شده، خاكستر پرپر شده، همراه نسیم سحری روی پر فطرس معراج نفس گشته هوایی و سپس رفته به اقلیم رهایی، به همان صحن و سرایی كه شما زائر آنی و خلاصه شود آیا كه مرا نیز به همراه خودت زیر ركابت ببری تا بشوم كرب و بلایی؟؟!!!!به خدا در هوس دیدن شش گوشه دلم تاب ندارد، نگهم خواب ندارد، قلمم گوشه ی دفترغزل ناب ندارد .
شب من روزن مهتاب ندارد .
همه گویند به انگشت اشاره :

مگر این عاشق دلسوخته ارباب ندارد .....؟
 
پنج شنبه 31/4/1389 - 10:58
طنز و سرگرمی

 به نام خدا

ما نمی دونیم از دست این جنس های چینی به کجا فرار کنیم داستان زیر البته به صورت طنز این مشکل را بیشتر روشن می کندحوری چینیتو مراسم اعتکاف یکی از بچه ها خیلی هوایی شده بود ای والله دمش گرم، زنده باد،به قول رفیقی به اوحسودی می کنم قربه الی الله،خلاصه رفتم وپیش ایشان نشستم دیدم بله که جناب شخص شخیص اینجا نیستند بلکه تو آسمون اند.به به عجب حال وهوایی داشت التماس دعایی گفتم وکنار او نشستم به مناجات تو دلم گفتم خوش به حالش تا آسمون هفتم رفته وبا حوری ها داره گپ می زنه ولی ما چی از این سقف هم بالا نرفتیم  انگار این تیر آهن مانع بالا رفتن ما شدند (البته توی پرانتز عرض کنم این یک بهانه ی به قول بابام بنی اسرائیلی بود)الغرض ایشان خیلی بالا رفته بودند ودم خور حوری های چینی شده بودند چند ساعتی گذشت که دیدم چهره ی مثل گلشان ناراحت است علت را جویا شدمالبته من چشمش زدم چون با صدای بریده بریده گفت:ای بابا عجب مصیبتی گیر کردیم این چینی ها همه جا نفوذ کردند ای دل غافل شما مواظب باشید مثل ما حوری چینی گیرتان نیاید بعد از آن خیلی خنده شد.
شنبه 26/4/1389 - 15:0
دعا و زیارت

حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود

خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود

ای كه ره بستی به روی فاطمه در كوچه ها

گردنت را می شكست آنجا اگر عباس بود

مولای من به امید آنكه روزی بیایی وخود انتقام مادرپهلو شكسته را بگیری ثانیه ها را می شمارم

به امید آنكه آیی         به گدا نظر نمایی

شنبه 11/2/1389 - 13:58
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته