• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 6
تعداد نظرات : 5
زمان آخرین مطلب : 5810روز قبل
دعا و زیارت

ده عطایای خداوند بر فرستنده صلوات:

در ریاض الأنس گفته که هر که یک بار بر حضرت رسالت صلوات بفرستد,به ده عطیه مشرف گردد:

1. صلوات ملک غفار

2. شفاعت نبی مختار

3. اقتدا به ملائک اطهار                                        

4. مخالفت مخالفین و کفار

5. مغفرت ومحو خطایا و اوزار

6. قضاء حاجات و اوطار

7. منود گردانیدن ظواهر واسرار

8. نجات از دارالبرار

9. دخول در دارالقرار

10. قرب ورضوان حضرت پروردگار     

 

منبع:کتاب فواید واسرار صلوات

نویسنده:sara357

                       

جمعه 15/5/1389 - 15:57
دعا و زیارت

ذکر مواطن و مواقعی که فرستادن صلوات تاکید بیشتر شده است

1. در جایی که اسم مبارک آن سرور مذکور شود یا خود بگوید یا بشنود.

2. در ابتدای هرکلامی مثل خطبه

3. در ابتدای وضو و بعد وضو

4. چون داخل مسجد شد

5. بعد از هر نماز

6. در هر شب و روز

7. قبل از هر دعا و بعد از هر دعا

8. پنجشنبه وجمعه

9. ماه رجب مخصوصا" روز مبعث و ماه شعبان و رمضان المبارک

10. بعد از عطسه زدن

11. در موقع رفتن سفر و سوار شدن و ورود شهر و داخل خانه شدن

12. در وقت مصافحه و در وقت شروع به هر عمل خیر و نکاح

13. عقد بیع وشراء

14. عبل از طعام وبعد از طعام

15. در ابتدای درس

16. در وقت برخواستن از هر مجلس

منبع:کتاب فواید واسرار صلوات
نویسنده:sara357
جمعه 15/5/1389 - 15:27
دعا و زیارت

 

 

امام صادق (ع) فرمودند:

هر که به درگاه خدای عزوجل حاجتی دارد باید به صلوات بر محمد وآلش شروع کند و سپس حاجت خود را بخواهد و در آخر هم به صلوات برمحمد وآل محمد پایان دهد,زیرا که خدای عزوجل کریم بر از آن است که دوطرف دعا را بپذیرد و وسط (دعا)را واگذارد (و به اجابت نرساند),زیرا صلوات بر محمد وآل محمد محجوب نیست (و بدون بر خورد به حجابی بالا رود)

منبع:کتاب فواید واسرار صلوات

نویسنده:sara357

جمعه 15/5/1389 - 15:8
دعا و زیارت

 شیخ عارف جمال الدین احمدبن فهد حلى در کتاب ((عدة الداعى )) از معاذبن جبل روایت کرده است که به اتفاق رسول خدا صلى الله علیه و آله بر مرکب سوار بودیم عرضه داشتم با رسول الله پدر و مادرم به فدایت ، حدیثى براى من بازگو، در همان حال که راه مى پیمودیم حضرتش نظرى به آسمان افکند و گفت :

براى تو حدیثى گویم که هیچ پیامبرى براى امتش چنین حدیثى نگفته باشد، که اگر آن را حفظ کردى

(و به کار بردى ) زندگى برایت مفید و پر منفعت خواهد بود، و اگر شنیدى و حفظش نکردى ، در پیشگاه خدا (در روز قیامت ) حجتى ندارى ، سپس فرمود، همانا خداوند هفت (دسته ) از ملائکه را آفرید پیش از اینکه آسمانها را خلق نماید، سپس در هر آسمانى ملک و فرشته اى نهاد، که آن را به عظمتش تجلیل کند، و بر هر درى از درهاى آسمانها فرشته نگهبانى را قرار داد، پس این فرشتگان نگهبان عمل بنده را از هنگام صبح تا شب (که به رختخواب رود) مى نویسند، آنگاه این فرشتگان نگهبان عمل بنده را به بالا مى برد، و براى این عمل نورى است مانند نور خورشید تا به آسمان دنیا مى رسد، پس تا این فرشتگان خواستند آن عمل را پاک و پاکیزه گردانند و تکثیرش کنند، فرشته نگهبان او گوید: بایستید و این عمل را به صورت صاحبش بزنید، من فرشته غیبت هستم ، پس آنکه غیبت کند، نمى گذارم عملش به غیر از من تجاوز کند و اجازه نخواهم داد این عمل بالا رود، این دستور پروردگار من است.

 

راوى گوید :

سپس حضرت رسول صلى الله علیه و آله فرمود: بار دیگر که فرشتگان عمل صالح دیگرى را با خود به آسمان دوم بالا برند، باز ملک آن آسمان دستور توقف دهد و گوید این عمل را به صورت صاحبش بزنید که این آدمى از کار عمل خود تنها به دنیا چشم داشته و من صاحب دنیا هستم و اجازه نخواهم داد چنین عملى را از اینجا بالا برند .

فرشتگان بار دیگر عمل نیک بنده اى را که از صدقه و نماز خود مسرور و شادمان است ، تا آسمان سوم بالا مى برند ناگهان ملک سومین آسمان بانگ بردارد بایستید و این عمل را به صورت و پشت صاحبش کوبید که من ملک کبر و تکبر هستم این بنده از عمل خود به کبر و تکبر افتاده تت ، و در محافل به آن فخر و تکبر فروخته تت ، پروردگارم فرمان داده تت که عملى از این گونه را اجازه عبور از خویش ندهم .

باز فرشتگان ، عمل بنده لاى را که همچون ستاره اى در آسمان مى درخشد با خود صعود دهند، این زمزمه تسبیح حق و روزه و حج داشته تت ولى چون به چهارمین آسمان رسند، ملک آن آسمان گوید : بایستید و این عمل را بر پیکر صاحبش بکوبید که من فرشته عجب و خود پسندى هستم ، این بنده به خود عجب ورزیده و از عمل خودش ‍ خوشش آمده ، پروردگار به من دستور داده تا به اینگونه اعمال اجازه پرواز ندهم .

این مرتبه فرشتگان عملى به زیبائى عروس حجله ، با خود به آسمانها با برند صاحب این عمل جهاد نموده و در میان نمازهاى فریضه ، نافله به جاى آورده و عملش هم چون شترى صیحه مى کشد و روشنائى و نور از آن چون خورشید مى تابد تا آنکه به آسمان پنجم رسد اما باز هم ملک آن آسمان فرمان دهد : توقف کنید و این عمل را به صاحبش برگردانید و به گردنش ببندید که من ملک حسد هستم و این بنده به حسادت گرفتار تت و از دیدن هر کس که عملى یا علمى در اطاعن حق تعالى دارد، به حسد مى افتد و چشم دیدار کسى را که از وى در علم و عبادت برتر است ندارد و در حق او سخن ناروا مى گوید .

 

خلاصه آن عمل برگردن عامل آن بار مى شود و آن اعمال و عبادات او را لعنت و نفرین کنند.

بار دیگر فرشتگان ، نماز و زکات و حج و عمره بنده اى را تا به آسمان ششم فرا مى برند، اما باز ملک آن آسمان ندا دهد که : توقف کنید من فرشنه رحمت هستم ، این عمل را به صورت صاحبش بکوبید و نور از دیدگانش باز گیرید که این بنده را به مردمان ترجمى نیست و چون کسى به گناهى گرفتار آید و یا به سختى و مصیبتى در دنیا مبتلا شود، زبان به شماتت و سرزنش او گشاید، پروردگار من دستور داده است ، اعمال چنین مردمان را نگذارم که از من عبور دهند .

باز هم فرشتگان نگهبان ، جهد و کوشش در طریق عبادت و ورع و پارسائى بنده اى را که چون رعد مى غرد و چون برق مى جهد و نور مى بخشد و با آن ، سه هزار فرشته همراهى مى کنند، تا به آسمان هفتم بالا مى برند، ولى ، ناگهان فرشته آن آسمان فرمان مى دهد :توقف کنید و این عمل را بر چهره صاحبش بکوبید من فرشته حجاب هستم و از آن اعمال که محض پروردگار نباشد ممانعت خواهم کرد، این بنده از اعمال خود، رفعت منزلت خویش نزد بزرگان مى طلبیده و مى خواسته است که نامش را در محافل باز گویند و در شهرها معروف و مشهور گردد، خداى من امر فرموده تا اعمال و عبادتى را که محض پروردگار نباشد، اجازه صعود ندهم .

 

و بالاخره فرشتگان ، نماز و روزه و حج و عمره خلق و سکوت و ذکر فراوان بنده اى را که به اعمال خود شادمان است و با آن همه فرشتگان آسمان ها و ملائکه هفتگانه همراهند صعود دهند و پرده ها را یک به یک از پیش بردارند و در برابر حقتعالى قرار دهند و به عمل عبادت او گواهى دهند، اما خداوند عزوجل فرماید : اى فرشتگان ، شما حفظه و نگبانان اعمال بندگان من هستید و من خود، مراقب آنچه در باطن و قلب آنان مى گذرد، مى باشم ، این بنده در عبادت خود خالص نبوده و آن را به خاطر من انجام نداده است ، لعنت من بر او باد فرشتگان نیز او را نفرین و لعنت کنند. از گفتار پیامبر، معاذبه گریه و زارى افتاد و گفت : اى رسول خدا پس من را چاره چیست ؟ و چه باید بکنم ؟ فرمود: اى معاذ، در یقین و اعتماد به پیامبر خود اقتدا و از او پیروى کن ، گفتم : شما پیامبر خدا هستید و من معاذ هستم فرمود: اى معاذ اگر در عمل خود تقصیر و کوتاهى مى بینى پس دست کم زبان خویش را از برادران خود و از حاملین قرآن دور بدار و گناهان خود را، خود به گردن بگیر و بر دوش ‍ دیگران میفکن و با مذمت و بدگوئى نسبت به آنان در صدد تحسین و تنزیه خویشتن مباش و با فرو افکندن ایشان ، پاى منزلت و رفعت خویش را استوار نکن ، هرگز در اعمال خود ریا و خود نمائى نکن و دنیا را در آخرت خود راه مده و در محفل خود، زبان به دشنام دیگران باز نکن ، تا از گرد تو پراکنده نگردند و در حضور یکى با دیگرى نجوا گونه سخن آغاز مکن و خود را به باد طعنه مگیر و زبان از نیش زدن ایشان باز دار تا گرفتار لعن و گزیدن سگان اهل جهنم نگردى ؛ خداوند متعال مى فرماید: (( ((و الناشطات نشطا)) )) مى دانى که ناشطات چیست ؟ این همان سگان اهل جهنم هستند که گوشت و استخوان را مى گزند و مى جوند. گفتم : یا رسوا الله کیست که بتواند این خصال را در خود جمع سازد؟ فرمود: اى معاذ اگر خدا بخواهد آن را براى بنده خود آسان مى کند و آنگاه که مشیت حق باشد دیگر چه اهمیتى خواهد داشت.

 

راوى گفت :

 معاذ را پس از این واقعه مى دیدم که بیش از آنچه به تلاوت قرآن بپردازد به تلاوت این حدیث مشغول مى باشد.

منبع:www.elm.persianblog.ir

 

چهارشنبه 13/5/1389 - 15:47
دعا و زیارت

موارد زیر را می توان از هدف های قرآن در بیان داستان ها بر شمرد:
1. تفکر 2. عبرت گرفتن 3. جلوگیری از انحراف قصه ها 4. بر طرف کردن اختلافات 5. آگاه کردن مردم از سنت های الهی در مقابل کارهای نیک و بد.

»
با توجه به این كه قسمت بسیار مهمى از قرآن به صورت سرگذشت اقوام پیشین و داستان هاى گذشتگان بیان شده است، این سؤال براى بعضى پیش مى‏آید كه چرا یك كتاب تربیتى و انسان ساز این همه تاریخ و داستان دارد؟
اما توجه به چند نكته علت حقیقى این موضوع را روشن مى‏سازد:
1- با توجه به این که تاریخ آزمایشگاه مسائل گوناگون زندگى بشر است، و آن چه را كه انسان در ذهن خود با دلائل عقلى ترسیم مى‏كند در صفحات تاریخ به صورت عینى باز مى‏یابد، نقش تاریخ را در نشان دادن واقعیات زندگى به خوبى مى‏توان درك كرد.
انسان با چشم خود در صفحات تاریخ، شكست مرگبارى را كه دامن یك قوم و ملت را بر اثر اختلاف و پراكندگى مى‏گیرد مى‏بیند، و همین گونه پیروزى درخشان قوم دیگر را که در سایه ی اتحاد و همبستگى بدست می آید. تاریخ با زبان بى‏زبانی اش نتائج قطعى و غیر قابل انكار مكتبها: روشها، و برنامه‏هاى هر قوم و گروهى را بازگو مى‏كند. داستانهاى پیشینیان مجموعه‏اى است از پرارزشترین تجربیات آنها، و مى‏دانیم كه محصول زندگى چیزى جز تجربه نیست. تاریخ آئینه‏اى است كه تمام قامت جوامع انسانى را در خود منعكس مى‏سازد، زشتیها، زیبائیها، كامیابیها، ناكامیها، پیروزیها و شكستها و عوامل هر یك از این امور را بیان می کند. به همین دلیل مطالعه تاریخ گذشتگان، عمر انسان را - درست به اندازه ی عمر آنها- طولانى مى‏كند! چرا كه مجموعه تجربیات دوران عمر آنها را در اختیار انسان مى‏گذارد.
على ع به فرزند برومندش چنین مى‏گوید: " فرزندم! من هر چند عمر پیشینیان را یك جا نداشته‏ام، ولى در اعمال آنها نظر افكندم، در اخبارشان اندیشه نمودم، و در آثارشان به سیر و سیاحت پرداختم، آن چنان كه گویى همچون یكى از آنها شدم بلكه گویى من به خاطر آنچه از تجربیات تاریخ آنان دریافته‏ام با اولین و آخرین آنها عمر كرده‏ام"![1].
البته تاریخى كه خالى از خرافات و دروغ‏پردازیها و تملق‏ها و ثنا خوانیها و تحریفها و مسخها بوده باشد، ولى متاسفانه این گونه تواریخ كم است، و نقش قرآن را در ارائه نمودن نمونه‏هایى از تاریخ اصیل نباید از نظر دور داشت. تاریخى كه همچون آئینه صاف باشد، نه كژ نما!، تاریخى كه تنها به ذكر وقایع نپردازد، به سراغ ریشه‏ها و نتیجه‏ها نیز برود. با این حال چرا قرآن كه یك كتاب عالى تربیت است در فصول و فرازهاى خود تكیه بر تاریخ نكند و از داستانهاى پیشینیان، مثال و شاهد نیاورد.
 

2- از این گذشته تاریخ و داستان جاذبه مخصوصى دارد، و انسان در تمام ادوار عمر خود از سن كودكى تا پیرى تحت تاثیر این جاذبه فوق العاده است. و به همین جهت قسمت مهمى از ادبیات جهان، و بخش بزرگى از آثار نویسندگان، را تاریخ و داستان تشكیل مى‏دهد. بهترین آثار شعرا و نویسندگان بزرگ اعم از فارسى زبان و غیر آنها، داستانهاى آنها است، گلستان سعدى، شاهنامه فردوسى، خمسه نظامى و آثار جذاب نویسندگان معاصر، همچنین آثار هیجان‏آفرین ویكتور هوگوی فرانسوى، شكسپیر انگلیسى، و گوته آلمانى، همه در صورت داستان عرضه شده است.
داستان چه به صورت نظم باشد یا نثر و یا در شكل نمایشنامه و فیلم عرضه شود، اثرى در خواننده و بیننده مى‏گذارد كه استدلالات عقلى هرگز قادر به چنان تاثیر نیست.
دلیل این موضوع شاید آن باشد كه معمول و اکثریت انسان ها قبل از آنكه، عقلى باشند حسى اند و بیش از آنچه به مسائل فكرى بیاندیشند در مسائل حسى غوطه‏ور اند. مسائل مختلف زندگى هر اندازه برایشان از میدان حس دور مى‏شوند و جنبه تجرد عقلانى به خود مى‏گیرند ثقیل تر و سنگین تر و دیر هضم‏تر مى‏شوند.
و از اینرو مى‏بینیم همیشه براى جا افتادن استدلالات عقلى از مثالهاى حسى استمداد مى‏شود و گاهى ذكر یك مثال مناسب و بجا تاثیر استدلال را چندین برابر مى‏كند. لذا دانشمندان موفق آنها هستند كه تسلط بیشترى بر انتخاب بهترین مثالها دارند. و چرا چنین نباشد در حالى كه استدلالهاى عقلى بالآخره برداشتهایى از مسائل حسى و عینى و تجربى است.

- داستان و تاریخ براى همه كس قابل فهم و درك است، بر خلاف استدلالات عقلى كه همه در آن یكسان نیستند! به همین دلیل كتابى كه جنبه عمومى و همگانى دارد و از عرب بیابانى بیسواد نیمه وحشى گرفته تا فیلسوف بزرگ و متفكر همه باید از آن استفاده كنند، حتما باید روى تاریخ و داستانها و مثالها تكیه نماید. مجموعه این جهات نشان مى‏دهد كه قرآن بهترین راه (تاریخ و داستان) را از نظر تعلیم و تربیت پیموده است.مخصوصا با توجه به این نكته كه قرآن در هیچ مورد به ذكر وقایع تاریخى بطور برهنه و عریان نمى‏پردازد، بلكه در هر گام از آن نتیجه گیرى كرده، و بهره‏بردارى تربیتى مى‏كند.[2]
قبل از پرداختن به هدف های قرآن از قصص، جا دارد که اشاره کنیم؛ ماهیت داستان های قرآنی بیان واقعیاتی است که در جهان پدید آمد، نه خیال پردازی.
در هر صورت به صورت خلاصه می توان اهداف قرآن را از ذکر داستانها بدین قرار بیان کرد:
1. تفکر: «فاقصص القصص لعلهم یتفکرون»؛ داستان ها را بیان کن به آن امید که بیاندیشند.[3]


2. عبرت گرفتن[4].


3. جلوگیری از انحراف قصه ها: خداوند بعد از بیان داستان مباهله می فرماید: «ان هذا لهو القصص الحق» یعنی: حقیقت داستان این است.[5] و بعد از بیان گوشه ای از زندگی حضرت عیسی (ع) می فرماید: «الحق من ربک» یعنی: کلام درست از ناحیه پروردگار توست[6].


4. بر طرف کردن اختلافات: «ان هذا القرآن یقص علی بنی اسرائیل اکثر الذی هم فیه یختلفون» این قرآن داستان هایی می گوید که بیشتر بنی اسرائیل در آن مورد اختلاف دارند.[7]


5. آگاهی مردم از سنت های الهی در مقابل نیکوکاران و بدکاران. [8]
ذکر داستان گذشتگان تسلى خاطرى بود براى پیامبر و مؤمنان اندك نخستین، و براى مؤمنان در هر عصر و زمان كه از انبوه مخالفان و اكثریت قوم گمراه، وحشتى به خود راه ندهند، و به نتیجه كار خود صد در صد امیدوار باشند.
و نیز هشدار و انذارى است براى جباران و ستمگران و گمراهان در هر عصر و زمان كه مجازات الهى را از خود دور نبینند، عذابهایى همچون زمین لرزه، صاعقه، طوفان مرگبار، آتشفشان، شكافتنَ زمین، باران سیل‏آسا كه انسانهاى امروز در برابر آن به همان اندازه ناتوانند كه انسانهاى گذشته هستند.
اینها همه به خاطر آن است كه هدف از داستانهاى قرآن رشد و تكامل انسانها است، هدف نور و روشنایى در جانها است و كنترل هوسهاى سركش، بالآخره هدف مبارزه با ظلم و ستم و انحراف است.[9]
پی نوشتها
____________
[1] نهج البلاغه نامه 31 به امام حسن مجتبى (ع) اى بنى انى و ان لم اكن عمرت عمر من كان قبلى فقد نظرت فى اعمالهم و فكرت فى اخبارهم و سرت فى آثار هم حتى عدت كاحدهم بل كانى بما انتهى الى من امور هم قد عمرت من اولهم الى آخرهم.
[2] تفسیر نمونه، ج‏9، صص304 تا 306.
[3] اعراف، 7، 176.
[4] مجتبوی، سید جلال الدین، علم اخلاق اسلامی، ترجمۀ جامع السعادات، ج 3، ص 194.
[5] آل عمران، 62.
[6] آل عمران، 59
[7] نمل، 27، 76.
[8] فیض کاشانی، محسن، محجة البیضاء، ج 7، ص 85.
[9] تفسیر نمونه، ج‏15، ص343.


شنبه 9/5/1389 - 16:25
قرآن
 

استماع قران کریم

 



آنچه كه اكنون دراختیار شماست مطالعه قرآن برای شناخت خود قرآن است. ما بر این باوریم كه قرآن كریم، خود معرف واقعی خویش است. و اگر بخواهیم در قالب الفاظ و كلمات، گامی در شناساندن قرآن برداریم، بهترین و جامع ترین منبع، در این زمینه خود قرآن كریم است.


این نگاه از آنجا جان گرفت كه قرآن خود در آیات مختلف ضمن بیان معارف دیگر، به بیان خصوصیات و ویژگی ها و امتیازات خویش پرداخته است. تا جایی كه در یك نگاه دقیق و عمیق نسبت به قرآن درمی یابیم كه این كتاب آسمانی به طور مفصل و جامع، خود را معرفی كرده است. استماع قرآن از جمله موضوعاتی است كه قرآن كریم به آن پرداخته و در روایات نیز مورد توجه قرار گرفته است، در این مقاله به اهمیت و استحباب استماع قرآن می پردازیم.

 
 

منبع: روزنامه - کیهان - تاریخ شمسی نشر 13/06/1386

 
 
 


آنچه كه اكنون دراختیار شماست مطالعه قرآن برای شناخت خود قرآن است. ما بر این باوریم كه قرآن كریم، خود معرف واقعی خویش است. و اگر بخواهیم در قالب الفاظ و كلمات، گامی در شناساندن قرآن برداریم، بهترین و جامع ترین منبع، در این زمینه خود قرآن كریم است.


این نگاه از آنجا جان گرفت كه قرآن خود در آیات مختلف ضمن بیان معارف دیگر، به بیان خصوصیات و ویژگی ها و امتیازات خویش پرداخته است. تا جایی كه در یك نگاه دقیق و عمیق نسبت به قرآن درمی یابیم كه این كتاب آسمانی به طور مفصل و جامع، خود را معرفی كرده است. استماع قرآن از جمله موضوعاتی است كه قرآن كریم به آن پرداخته و در روایات نیز مورد توجه قرار گرفته است، در این مقاله به اهمیت و استحباب استماع قرآن می پردازیم.

 
   ● نویسنده: صاحب علی - محبی

منبع: روزنامه - کیهان - تاریخ شمسی نشر 13/06/1386

 
 
 

مفهوم استماع


«استماع» مصدر باب «استفعال»، مشتق از «سمع» است. «سمع» عبارت است از: «حسن شنوایی در گوش كه صداها را درك می كند»، (1) و «سماع» یعنی، صرف شنیدن هر چند بدون اراده باشد، اما «استماع» گوش سپردن همراه با پذیرش قلبی است كه بدون اعمال اراده حاصل نمی شود.


«انصات» نیز نوعی گوش فرا دادن و خاموشی و سخن نگفتن در هنگام شنیدن است. و به دیگر سخن، «انصات» مترادف كلمه«سكوت» است كه مقدمه استماع و گوش دادن به شمار می رود. در واقع «انصات» همان سكوت جهت استماع است،(2 )«راغب» پس از بیان معنای «انصات» می گوید:«برخی گفته اند: مراد از «انصات» همان پاسخ دادن است. ولی این معنی صحیح نیست؛ زیرا اجابت و پاسخ دادن پس از شنیدن است، و اگر «اجابت» در «انصات» لحاظ شده باشد، در واقع تشویقی است بر شنیدن كه به خاطر قدرت و امكان داشتن در پاسخ است.»(3

 

مراد از استماع قرآن كریم

 

«استماع» و «انصات» از جمله آدابی است كه باید در مجلس قرائت قرآن رعایت شود، و این امری است كه قرآن، خود، آن را توصیه می كند:


 

«و اذا قری القرءان فاستمعوا له و انصتوا لعلكم ترحمون؛ (4) هنگامی كه قرآن خوانده شود، گوش فرا دهید وخاموش باشید؛ شاید مشمول رحمت خدا شوید.»


 

اینكه در آیه شریفه «انصات» با «استماع» همراه شده، تاكیدی است بر سكوت ظاهری و تذكر به تامل؛ زیرا «استماع» بدون سكوت ظاهری امكان ندارد. بنابراین «استماع» و «انصات» گوش فرا دادن به همراه سكوت ظاهری و تمركز بخشیدن به قوه فكر و اندیشه، جهت تامل و دریافت پیام قرآنی است.


 

مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر آیه شریفه می فرماید:«انصات»، سكوت توام با استماع است، و بعضی گفته اند: به معنای استماع با سكوت است و معنای «انصت الحدیث و انصت للحدیث» این است كه به حدیث گوش می داد، در حالی كه سكوت كرده بود. و «انصته غیره» یعنی دیگری به سخن او گوش داد و «انصت الرجل» یعنی ساكت شد؛ پس معنای جمله مورد بحث، این شد: گوش فرا دهید به قرآن و ساكت شوید. (5)


 

خاموشی و سكوت در هنگام استماع قرآن، از جمله آداب محفل قرآنی است كه توجه و تدبر در آیات الهی را به دنبال دارد، و موجب رقت قلب و انقلاب روحی و خوف توام با گریه و زاری است. قرآن در این باره می فرماید:«الله نزل احسن الحدیث كتابا متشبها مثانی تقشعر منه جلود الذین یخشون ربهم ثم تلین جلودهم و قلوبهم الی ذكرالله ذلك هدی الله یهدی به من یشاء و من یضلل الله فما له من هاد؛ (6 ) خداوند بهترین سخن را نازل كرده، كتابی كه آیاتش (در لطف و زیبایی و عمق و محتوا) همانند یكدیگر است؛ آیاتی مكرر دارد (با تكراری شوق انگیز) كه از شنیدن آیاتش لرزه بر اندام كسانی كه از پروردگارشان می ترسند، می افتد؛ سپس برون و درونشان نرم و متوجه ذكر خدا می شود؛ این هدایت الهی است كه هر كس را بخواهد با آن راهنمایی می كند؛ و هر كس را خداوند گمراه سازد، راهنمایی برای او نخواهد بود!»


 

قرآن كریم در جای دیگر، انقلاب روحی و معنوی عالمان مسیحی (اهل تواضع و آخرت طلب) را در پی استماع قرآن چنین تشریح می فرماید:«و اذا سمعوا ما انزل الی الرسول تری اعینهم تفیض من الدمع مما عرفوا من الحق یقولون ربناءامنا فاكتبنا مع الشاهدین؛(7) و هر زمان، آیاتی را كه بر پیامبر(اسلام) نازل شده، بشنوند؛ چشم های آنها را می بینی كه (ازشوق،) اشك می ریزد، بخاطر حقیقتی كه دریافته اند، آنها می گویند: «پروردگارا! ایمان آوردیم؛ پس ما را با گواهان (و شاهدان حق، در زمره یاران محمد) بنویس!»


 

البته مقصود از «استماع قرآن» استماع با خصوصیات ویژه ای است كه یك دگرگونی روحی و معنوی در انسان ایجاد كند. و چنین استماعی است كه مورد سفارش قرآن و اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) بوده، و آثار پربركتی به همراه دارد

 

اهمیت استماع قرآن كریم

یكی از بحث ها و موضوعات بسیار مهم، موضوع «اهمیت استماع قرآن» است. از جمله نكات قابل توجهی كه كمال اهمیت این موضوع را بیان می دارد، حكمت و فلسفه حكمی است كه فقها از آیه شریفه «و اذا قری القرآن فاستمعوا له وانصتوا لعلكم ترحمون»(8) در باب «استماع قرائت امام در نماز جماعت» استفاده می كنند. فقها با استناد به همین آیه شریفه، استماع «حمد» و «سوره» را كه امام جماعت قرائت می كند، بر مأمومین واجب می دانند؛ زیرا در نماز تنها «حمد» و «سوره» جزء قرآن است و بقیه ذكرهای نماز جزء قرآن نیست، هرچند محتوای آن ذكرها درقرآن و روایات وجود دارد؛ از این رو، از میان همه ذكرهای نماز، حكم وجوبی استماع فقط در مورد «حمد» و «سوره» است؛ البته تا آنجایی كه صدای امام جماعت شنیده می شود؛ ولی جایی كه رعایت اخفات لازم است گفتن ذكرهای مستحبی در حال قرائت امام، آن هم كسی كه صدای امام را نمی شنود، توصیه شده است.

 

خلاصه، چه در نمازهای «جهریه» و چه نمازهای «اخفاتیه» تا جایی كه صدای امام شنیده می شود، كسی حق گفتن ذكر دیگری را ندارد و باید قرائت امام را استماع نماید. این حكم با همه فروع ذكر شده، بیانگر اهمیت استماع قرآن از نظرگاه خود قرآن است.


 

شایان توجه است كه چه حكم وجوبی استماع قرآن درنمازجماعت و چه حكم استحبابی آن درغیر نماز، از همین آیه شریفه «و اذا قری القرآن فاستمعو له...» و با استفاده از روایات بدست می آید. چرا كه قرآن، كلام خدا است و حاوی معارف و احكام و دستورالعمل های زندگی است سكوت و خاموشی و گوش سپردن به قرائت قرآن هم احترام به این كتاب و كلام آسمانی است و هم مایه كسب گنجینه معارف، احكام و فهم فرهنگ قرآن. لذا وجوب آن در نماز مایه حفظ نظم و آمیخته با فهم و خشوع است. رعایت این امر در خارج از نماز گرچه در حد استحباب است؛ ولی دقیقا همان بركات استماع در نماز را به همراه دارد؛ از این رو رعایت آن در نماز و غیرنماز مورد توصیه و تأكید ائمه اطهار(علیهم السلام) قرار گرفته است.

 

عبدالله بن یعفور درخصوص استماع قرآئت قرآن از امام صادق(علیه السلام) می پرسد: «آیا كسی كه قرات او را می شنود بر او واجب است كه خاموش بماند و گوش فرا دهد؟» فرمود: «آری، هنگامی كه در نزد تو قرآن قرائت شود بر تو واجب است كه به آن گوش فرادهی و خاموش بمانی.(9)

 

همچنین زراره می گوید: از حضرت امام صادق(علیه السلام) شنیدم كه فرمود: «درنماز و غیرنماز برای قرآن، سكوت كردن و گوش فرادادن واجب است و هنگامی كه در نزد تو قرآن خوانده شود، سكوت و گوش فرادادن بر تو واجب و لازم است.»(10)


 

صاحب تفسیر «المنیر» در ذیل آیه یادشده، می نویسد: «این آیه، دلالت دارد بر وجوب استماع و سكوت به هنگام قرآئت قرآن، چه در نماز و چه در غیرنماز...؛ ولی علمای اهل تسنن این وجوب را به قرائت رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله» و به قرائت نماز و خطبه نمازجمعه بعد ازعصر پیامبر(صلی الله علیه و آله) اختصاص داده اند؛ برای اینكه وجوب استماع و سكوت درغیر ازنماز جماعت و خطبه های نمازجمعه موجب حرج و مشقت است؛ زیرا این امر باعث ترك اعمال می شود و ترك استماع و سكوت نسبت به قرائت قرآن در مجلس و محافل مكروه می باشد و كراهت آن نیز كراهت شدید است. و مؤمن همان گونه كه بر او لازم است بر تلاوت قرآن، تلاش داشته است و در مجلس تلاوت، ادب مربوط به آن را رعایت كند، لازم است نسبت به استماع و سكوت آن نیز تلاش نموده و آن را مورد توجه خاص خود قرار دهد.»(11)

و ماجرای مربوط به قرائت قرآن «ابن كوا» درحالی كه امیرمؤمنان علی(ع)

 مشغول نماز بوده و حضرت دربرابر قرائت و تلاش ایشان، سكوت و استماع می فرمایند، مورد دیگری است كه به ما درس اهتمام می دهد.

 

این ماجرا چنین روایت شده است:

 

«علی (علیه السلام) مشغول نماز صبح بود كه «ابن كوا» (یكی از خوارج لجوج) كه پشت سر او بود، این آیه را قرائت كرد: «ولقد اوحی الیك و الی الذین من قبلك لئن اشركت لیحبطن عملك و لتكونن من الخاسرین،(12) به تو و همه پیامبران پیشین وحی شده كه اگر مشرك شوی، تمام اعمالت تباه می شود و از زیان كاران خواهی بود.» هدف او از خواندن این آیه این بود كه به حضرت بفهماند كه با قبول حكمیت در جنگ صفین نعوذ بالله كافر شده است.

امام(ع) به احترام قرآن سكوت كرد تا او از قرائت آیه فارغ گردید؛ پس شروع به قرائت نماز فرمود، دوباره، «ابن كوا» همان آیه را تلاوت كرد، باز امام(ع) سكوت فرمود، آنگاه شروع به قرائت فرمود، بار سوم، «ابن كوا» شروع به خواندن همان آیه كرد و امام(ع) نیز سكوت فرمود و سپس این آیه را قرائت كرد: «فاصبر ان وعدالله حق ولا یستخفنك الذین لا یوقنون؛(13) اكنون كه چنین است، صبر پیشه كن كه وعده خدا حق است و هرگز كسانی كه ایمان ندارند، نباید تو را خشمگین سازند.» اشاره به اینكه خداوند كیفر خلاف كاران را كه شمائید خواهد داد.»(14)

استحباب استماع قرآن كریم

 


پیشتر گفتیم كه قرآن خاموشی و گوش سپردن به تلاوت و قرائت آیاتش را بر همه شنوندگان لازم دانسته و بر آن تأكید دارد. و تفاوتی نمی كند كه چه كسی آن را بر زبان جاری می سازد؛(15) زیرا قرآن به طور مطلق و بدون قید و شرط می فرماید: «واذا قری القران فاستمعوا له و انصتوا لعلكم ترحمون.»


و اما اینكه این سكوت و استماع در چه مورد یا مواردی باید رعایت شود، مطلبی است كه مورد توجه مفسران و فقها بوده است؛ از این رو چنان كه در پیش تر گفته شد:


«انصتوا» از ماده «انصات»، به معنای سكوت توأم با گوش دادن است. در اینكه آیا سكوت و استماع به هنگام قرائت قرآن در تمام موارد است، یا منحصر به وقت نماز و هنگام قرائت امام جماعت، یا هنگامی كه امام در خطبه نماز جمعه قرآن تلاوت می كند، در میان مفسران بحث و گفت وگو بسیار است، و احادیث مختلفی در این خصوص در كتب حدیث و تفسیر نقل شده است.

آنچه از ظاهر آیه استفاده می شود، این است كه حكم مورد نظر، عمومی و همگانی است و مخصوص به حال معینی نیست؛ ولی روایات متعددی كه از پیشوایان اسلام نقل شده است و همچنین اجماع و اتفاق علماء بر عدم وجوب استماع در همه حالات و موارد، دلالت دارد كه این حكم به صورت كلی، یك حكم استحبابی است؛ یعنی شایسته و مستحب است كه در هر كجا و در هر حال، كسی كه قرآن تلاوت می كند، دیگران به احترام قرآن، سكوت كنند و بدان گوش و جان بسپارند. پیام خدا را بشنوند و در زندگی از آن الهام گیرند؛ زیرا قرآن تنها كتاب قرائت و تلاوت نیست، بلكه كتاب فهم و درك و عمل است؛ از این رو، بر این حكم مستحبی به قدری تأكید شده كه در بعضی از روایات از آن تعبیر به واجب شده است.

در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) می خوانیم كه فرمود: «الانصات للقرآن فی الصلاه و فی غیرها و اذا قرئ عندك القرآن، وجب علیك الانصات و الاستماع؛16 بر تو واجب است كه در نماز و غیر نماز در برابر شنیدن قرآن سكوت و استماع كنی و هنگامی كه نزد تو قرآن خوانده شود، لازم است سكوت كردن و گوش فرا دادن.»

حتی از برخی روایات استفاده می شود كه اگر امام جماعت، مشغول قرائت باشد و فرد دیگری، آیه ای از قرآن تلاوت كند، سكوت مستحب است تا او آیه را پایان دهد؛ سپس امام قرائت را تكمیل كند، چنان كه این روایات از امام صادق(علیه السلام) پیش تر نقل شده است.

 

از مجموع این بحث، روشن می شود كه سكوت و استماع در هنگام شنیدن آیات قرآن، كار بسیار شایسته ای است؛ ولی به طور كلی واجب نیست، احتمال می رود كه علاوه بر اجماع و روایات، جمله «لعلكم ترحمون؛ شاید مشمول رحمت خدا بشوید»، نیز اشاره به مستحب بودن این حكم داشته باشد.

 

تنها در یك مورد، این حكم الهی شكل وجوب به خود می گیرد، و آن هنگام نماز جماعت است كه مأموم به محض شنیدن قرائت تمام، باید سكوت كند و گوش فرا دهد، حتی جمعی از فقها با استناد به همین آیه شریفه، قرائت «حمد» و «سوره» را از عهده مأموم ساقط كرده اند.


 

از جمله روایاتی كه دلالت بر این حكم دارد، روایتی است از امام باقر(علیه السلام) كه فرمود: «واذا قرئ القرآن فی الفریضه خلف الامام، فاستمعوا له و انصتوا، لعلكم ترحمون؛(17) هنگامی كه قرآن در نماز فریضه و پشت سر امام خوانده می شود، گوش فرا دهید و خاموش باشید، شاید مشمول رحمت الهی شوید.»

 

منظور از كلمه «لعل»(=شاید) - كه در چنین مواردی به كار می رود- این است، برای اینكه مشمول رحمت خداوند قرار گیرید، تنها سكوت و استماع به قرآن كافی نیست؛ بلكه برای رسیدن به این مقصود، شرایط دیگری از جمله عمل به قرآن را طلب می كند.

 

ذكر این نكته هم بجا است كه فقیه معروف «فاضل مقداد» در كتاب «كنزالعرفان» تفسیر دیگری برای آیه شریفه ذكر كرده و آن اینكه، مراد از آن، شنیدن آیات قرآن و درك مفاهیم آن و پی بردن به اعجار قرآن است.


 

ذكر این تفسیر شاید به دلیل آن است كه در آیه قبل، سخن از مشركان بود كه آنان درباره نزول قرآن بهانه جویی می كردند، قرآن به آنان می گوید: «خاموش شوید و گوش فرا دهید، تا حقیقت را دریابید.»(18)

 

منعی نیست از اینكه مفهوم آیه یاد شده را آن قدر وسیع بدانیم تا مسلمانان و غیرمسلمانان، همه را در بر گیرد، به این معنا كه مسلمانان هنگام قرائت قرآن، بدان گوش فرا دهند و مفاهیم آن را دریابند و عمل كنند. كافران و غیرمسلمانان هم باید، قرآن را بشنوند و سكوت كنند و در آن بیندیشند تا ایمان بیاورند و مشمول رحمت الهی شوند؛ زیرا قرآن، كتاب ایمان و علم و عمل است برای همگان، نه برای یك گروه خاص و معین.(19)

 

پی نوشتها:


1- مفردات الفاظ القرآن، ماده: «سمع»: «السمع قوه فی الاذن به یدرك الاصوات».


2- همان، ماده: «صوت».


3- همان، ماده: «صوت»، عبارت چنین است:«والانصات: هو الاستماع الیه مع ترك الكلام، قال تعالی: «و اذا قری القرءان فاستمعوا له و انصتوا» ]الاعراف204.[ ، و قال: یقال للاجابه انصات، و لیس ذلك بشیء، فان الاجابه تكون بعد الانصات، و ان استعمل فیه فذلك حث علی الاستماع لتمكن الاجابه ».


4- اعراف. .204 S


5- المیزان فی تفسیر القرآن، ج 8، ص 382؛ ترجمه المیزان فی تفسیر القرآن، ج 16، ص .311


6- زمر. .23


7- مائده.83.


8-اعراف.204.


9- مجمع البیان، ج4، ص.515


10-تفسیر عیاشی، ج2، ص47، ح.132


11- تفسیر المنیر، ج9، ص.230


.12 زمر.65.


13- روم، .60


14- تهذیب، ج 3، ص .36


15- این برداشت از مجهول بودن فعل «قریء» در آیه شریفه .204 از سوره اعراف استفاده شده است.


16- البرهان فی تفسیر القرآن، ج 2، ص .57


17- البرهان فی تفسیر القرآن، ج 2، ص 628، ح .4138


18- كنزالعرفان، ج 1، ص .195


19- تفسیر نمونه، ج 7، ص 70-.73

 

 

 
شنبه 9/5/1389 - 15:46
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته