• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 2
تعداد نظرات : 0
زمان آخرین مطلب : 4851روز قبل
اهل بیت

 

بخش اول از سلسله مقالات ‌سیدالشهدا(ع) در جبین امام زمان(عج):


« امام بعد ، امروز كه اینجا نشسته‌اید ، هر كس ملاحظه‌ی حال خود كند ،‌اگر می‌بینی هیچ نگفته و نشنیده ، دلت گرفته است و گریه بر تو مستولی شده ، و چنین حالتی در خود ملاحظه كردی بشارت باد تو را كه علامت ایمان است » (1)


هر بار كه این جملات حزن آور شیخ شوشتری را می‌خوانم ، یادم می آید كه فرود آمدن اشك برای سیدالشهداء علیه السلام ، بهانه نمی‌خواهد و حاجتی به روضه و مصیبت خوانی ندارد . همین كه نام حسین علیه السلام را می‌شنوی میان این اسم و غربت تناظر برقرار می‌كنی ، و وقتی مفهوم غربت را فهم كرده باشی و تلخكامی آن را چشیده باشی ، دیگر تو می‌مانی و پلكهایی مرطوب ، تو می‌‌مانی و قطره‌هایی سرازیر ...








هر دو غریب


زیارت ناحیه را كه می‌شناسی ، زیارتی است كه شیخ مفید در كتاب المزار از قول امام عصر علیه السلام نقل نموده . جملات جانگداز این مصیبت نامه به آشكاری نشانت می‌دهد كه رابطه و علاقه‌ای ناگسستنی و محكم ازجهات مختلف میان سیدالشهداء علیه السلام و واپسین فرزندش برقرار است .


امام عصر علیه السلام را « طرید الوحید الغریب »(2) - طرد شده‌ی تنهای غریب - خوانده‌اند . صاحب ما ناشناخته است ، كسی به عظمت و قدرش آگاه نیست ،كمتر كسی گاه و بیگاه دست به دامان او می‌شود . ولایتش عصمتش و امامتش مورد تعرض تاریك فكران قرار می‌گیرد .


امام عصر علیه السلام غربت زده است ،یادش از در و دیوار روزگار ما زدوده شده ، كسی سراغش را نمی‌جوید ،‌روزها و ساعت‌ها به غفلت از او می‌گذرد و اندكند آنان كه به رضای او اهمیت می‌دهند .


امام عصر علیه السلام از اهل و دیارش دور افتاده و ساكن تنهای بیابان‌ها شده و اگر چه گاه در میان ماست ، اما با ما نیست و تنهاست و حال ، این غریب ، جد شهیدش را اینگونه می‌خواند:


السلام علی غریب الغرباء


السلام علی شهیدالشهداء


السلام علی المظلوم بلاناصر (3)


سلام بر غریب غریبان ،


سلام بر شهید شهیدان ،


سلام بر مظلوم بی‌یاور ،


او و پدر بزرگوارش هر دو تنهایند ، بی‌یاورند ،دور افتاده‌‌اند ، طرد شده‌اند و ... غریب !




هر دو یتیم نواز


اگر امام ،‌پدر شفیق باشد و انیس دم تنهایی ، اگر صاحب الزمان ما خوب را « اب رحیم »(4) - پدر مهربان - بخواند ، وقتی دستمان به او نرسد ، چه حسی از یتیمی و بی‌كسی به ما دست می‌دهد ؟ چه دردی با دوری و بی‌خبری او به جانمان می‌افتد ؟


امام حسن عسكری علیه السلام فرمودند :


اشد من یتم یتیم الذی انقطع عن أبیه یتم یتیم انقطع عن إمامزمانه و لایقدر علی الوصول إلیه (5)


سخت‌تر از یتیمی كسی كه پدرش را از دست داده ، یتیمی است كه از امام زمانش دور افتاده و به او دسترسی ندارد .








آری ، این یتیمی سخت‌تر و آزار دهنده‌تراست ، این حس غریب بی‌پدر زیستن و بی پناه نفس كشیدن ، سوز بیشتری دارد ما یتیمان ، بهارمان را گم كرده‌ایم ،طراوتمان را گشته‌ایم و نیافته‌ایم ، از گرمای نوازشش محروم شده‌ایم و از گرد قافله‌اش وا مانده‌ایم . این پدر مهرورز ما نیای بزرگوارش را اینگونه می‌خواند :


كنت ربیع الأیتام و عصمه الأنام (6)


تو بهار یتیمان و پناهگاه مردمان بودی


امام عصر علیه السلام و اباعبدالله ، هر دو بر ما یتیمان مشفق و دلسوز و نگرانند ، و هر دو پناه بخش ما پناه جویانند، و هر دو آغوش عشق پدرانه‌شان به رویمان باز ! ...




هر دو كشتی نجات


كسی كه غرق گرفتاری شده و با تلاطم امواج زندگی دست به گریبان است ؛ كسی كه در گرداب اسیر شده و ظلمات ، هیچ سوسویی به چشمش نمی‌رساند، چرا پنجه‌اش را از میان هیاهوی امواج بیرون نمی‌كند تا دستگیری به نجاتش بیاید ، امام حسین و امام عصر علیهما السلام هر دو را كشتی نجات بخش دانسته‌اند . و مگر در زیارت این هر دو بزرگار نخوانده‌ای ؟


السلام علیك یا سفینه النجاه (7)




پی نوشتها :


(1) مواعظ ، شیخ شوشتری


(2) کمال الدین ، باب 34 ف ح 4.


(3) بحارالانوار ، ج 101 ، ص 317 تا 327.


(4) دعای عبرات – ربیع الأنام.


(5) مستدرک الوسائل ، ج 17 ، ص317 تا 327.


(6) بحارالانوار ، ج 101 ، ص317.


(7) بحارالانوار ، ج 101 ، ص317.

دوشنبه 12/1/1392 - 19:15
مهدویت
راجع به اینکه امام زمان (ارواحنا له الفداء) به هنگام ظهور چه مطالبی را می گویند و با چه سخنانی آغاز خواهند نمود، روایاتی است، از جمله ی آنها روایتی است که محدّث بزرگوار مرحوم شیخ علی یزدی حائری متوفای سال 1333 هـ.ق نقل کرده است. او می گوید: زمانی که قائم آل محمد علیهم السلام ظهور کند، ما بین رکن و مقام می ایستد و پنج ندا می دهد:

1. اَلا یا اَهلَ العالَم اَنَا الاِمام القائِم.

2. اَلا یا اَهلَ العالَم اَنَا الصَّمصامُ المُنتَقِم.

3. اَلا یا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِی الحُسَین قَتَلُوهُ عَطشاناً.

4. الا یا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِی الحُسَین طَرَحُوهُ عُریاناً.

5. اَلا یا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِی الحُسَین سَحَقُوهُ عُدواناً. (الزام الناصب ، ج 2 ، ص 282)

آگاه باشید ای جهانیان که منم امام قائم، آگاه باشید ای اهل عالم که منم شمشیر انتقام گیرنده، بیدار باشید ای اهل جهان که جدّ من حسین را تشنه کام کشتند، بیدار باشید ای اهل عالم که جد من حسین را روی خاک افکندند، آگاه باشید ای جهانیان که حق جد من حسین را از روی کینه توزی پایمال کردند.

طبق این نقل، سه ندای اخیر، مخصوص و ویژه ی جد بزرگوارش امام حسین (ع) است و مصائب جگرخراش آن سید ابرار را بازگو می کند و اذیت و آزارهای جانکاهی که بر آن حضرت در صحنه ی خونین کربلا رفت، را یادآوری می فرماید.







نخست از قتل جدّ خود سخن می گوید که خود اعظم المصائب و بزرگترین فاجعه، در جهان اسلام به شمار می آید. و در کنار همین مطلب و همراه آن مصیبت تأثرانگیز و رقّت بار، عطش امام حسین (ع) را یاد می کنند، مصیبتی که هیچکس آن را توجیه نمی کند و حتّی درباره دشمن خود نپسندیده و روا نمی دارد و به حقیقت، لکه ننگین و عاری بر دامن بنی امیه و آل زیاد- علیهم اللعنه- و سپاه دیو و دد صفت کوفه و شام گردید که برای ابد قابل رفع و زوال و شستشو نخواهد بود. آنگاه مصیبت رقت انگیز دیگری را از جدّ خود حسین (ع) ذکر می کنند و آن روی خاک افکندن بدن مبارک آن حجت بالغه ی الهی است که در هیچ منطق و مکتبی روا نبوده و نیست. و همراه تذکر این مصیبت، نکته ی دیگری را ذکر می کنند که دلها را می شکافد و اشک غم و اندوه را بر گونه، روان می سازد و آن مصیبت عریان کردن بدن نازنین آن امام معصوم و آن انسان آزاده ی خداجو و با عظمت است که خود پناه مستضعفان و محرومان و نقطه ی بارز امید اهل ایمان بلکه مطلق انسان ها بود.

راستی چه کسی می تواند تحمل این فاجعه ی بزرگ را بکند که بدن مقدس ولی اعظم پروردگار را برهنه روی خاک بیندازند؟

در آخر، از بزرگترین فاجعه ای که در کربلا صورت گرفت و به دست آن وحشی صفتان دور از انسانیت بر بدن مبارک حضرت ابی عبدالله الحسین (ع) واقع شد، سخن می گویند و آن موضوع کوبیده شدن نازنین پیکر تقوا و طهارت، بدن مقدس حسین (ع) است. موضوعی که هیچ کسی که کمترین مراتب انسانیت را دارا باشد آن را نمی پذیرد و صحّه بر آن نمی گذارد و با هیچ منطقی قابل توجیه نیست. موضوعی که هر چند انسان به کشتن دشمن سرسخت خود رضا دهد، بدان رضا نخواهد داد. مصیبتی که انسان متعارف و خالی از کینه و پستی، تاب شنیدن آن را ندارد و به حقیقت، انسان از وقوع آن در کربلا آن هم نسبت به بدن پسر ریحانه ی پیامبر اکرم (ص)، شرمسار و سربزیر گردید.
دوشنبه 12/1/1392 - 1:29
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته