• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 1
تعداد نظرات : 0
زمان آخرین مطلب : 4951روز قبل
عقاید و احکام
آیابرده داری در اسلام جایز است؟برای پاسخ دادن به این سئوال باید ابتدا با انواع احکام اسلامی آشنا شد:در اسلام احكام به تأسیسی ، امضایی،اولی و ثانوی،حکومتی و...تقسیم میشود وهرکدام بسته به شرایطی خاصی محل تشریع واجرا  می یابند .احکام امضایی: احکامی هستند که قبل از ظهور اسلام وجود داشتند واسلام آن ها را تأیید کرده است و ممکن است به همان شکل باشد یا با تغییراتی همراه باشند..مثل روزهدر مقابل احکام تأسیسی احکامی است که اسلام خود ایجاد کرده است.احکام حکومتی هم احکامی هستند که حاکم مسلمین با توجه به شرایط زمان و مکان آن ها را وضع می کند ولی موقتی است وبعد از اتمام وضعیت فوق العاده تمام می شود.مثلا در یکی از جنگهای پیامبر با یهودیان وقتی پیامبر دید مسلمانان به جای جنگ به صیغه ی زنان دشمنان میپردازند واز جنگ غافلند دستور حرمت صیغه ی موقت را داد.احکام اولیه احکام عادی و همیشگی واصولی هستند واحکام ثانویه احکامی که در شرایط اضطراری وضع می شود مثلا در حالت عادی شرب خمر حرام است ولی اگرترس جان باشد به حدی که انسان زنده بماند جایز است.حکم اصلی و اولیه : یکی از اصول و ارکان ایدئولوژی اسلامی اصل مساوات و نفی‏ تبعیض است. از نظر اسلام انسانها به حسب گوهر و ذات برابرند، مردم از این نظر دو گونه یا چند گونه آفریده نشده اند، رنگ، خون، نژاد، قومیت ملاک برتری و تفوق نیست، سید قرشی و سیاه حبشی برابرند. آزادی، دموکراسی و عدالت در اسلام زاده برابری و مساوات انسانهاست. از نظر اسلام تنها در شرایط محدود و معینی، به خاطر یک سلسله مصالح که‏ برای خود آن افراد و برای جامعه اسلامی ضروری است، به طور موقت سلب‏ برخی حقوق از افراد می‏شود و این وضع هیچ ربطی به گوهر و ذات و خون و نژاد افراد ندارد.دوره موقت بردگی بردگان که از نظر اسلام داخل مقوله‏ فرهنگی و آموزشی و پرورشی است نه مقوله اقتصادی و بهره کشی، و دالان‏ موقتی است برای تربیت اسلامی، از این قبیل است. از جمله ملکات مستحسنه ائمه معصومین علیهم السلام این بود که برده‏ زیاد می‏خریدند و مدتی این برده‏ها را در خانه خودشان نگه می‏داشتند، تحت تربیت افراد مسلمان‏ باشند وسپس آزاد شوند از این ناحیه، اسلام بهره‏های انسانی بسیار خوبی گرفته است.ائمه اطهار یکی از کارهاشان همین بود؛ چون یکی از مصارف زکات این‏ است که برده بخرند و آزاد کنند، اما نه برده‏ای را که هیچ تربیت‏ اسلامی پیدا نکرده از این طرف بخرند و از آن طرف آزاد کنند، بلکه اگر برده‏ای بود که قبلا تربیت اسلامی پیدا کرده بود که چه بهتر، و اگر این طور نیست‏ مدتی در یک خانواده واقعا مسلمان نگهداریش کنند تا آداب و اخلاق اسلامی‏ را عملا بیاموزد و بعد آزادش کنند.برای پرداخنن به بحث ابتدا لازم است برده داری در اسلام را با دوره قبل از آن مقایسه کنیم زیرا به محض شنیدن جواز برده داری در اسلام نا خود آگاه آن را با برده داری پیش از اسلام و یا ممالک غربی و دیگر جوامع مقایسه می کنیم در حالی که مفهوم برده و حقوق او در اسلام با آنچه در این کشورها مرسوم بود متفاوت است.قبل از اسلام اعراب کودکان خود را به عنوان برده میفروختندکه اسلام این کار را ممنوع کرد.قبل از اسلام اعراب با ربا خواری ودیگر اشکال آنقدر طرف خود را بدهکارمیکردند که توان مالی نداشته باسند ودر عوض طلب خود آن انسان را به عنوان برده میگرفتند.که اسلام برده شدن فرد به خاطر بدهی و ربا و.. را نیز حرام کرد.قبل از اسلام قبایل به هردلیلی به یکدیگر حمله می کردند وقبیله ی مغلوب را برده ی خود می کردند در حالی که برای آنها کوچکترین حقوق انسانی هم قایل نبودند اسلام این کار را حرام کرد وفقط محدود به اسیرانی کرد که کافر حربی هستند وبه مسلمانان حمله می کنند.( کفار حربی کفاری هستند که با مسلملنان درجنگند.این مورد شامل کفاری که به صورت مسالمت آمیز با مسلمانان در ارتباطند نمی شود.)قبل از اسلام برده هیچ حقوقی نداشت اما اسلام برای آنان حقوق خودشان را وضع کرد پیامبر میفرماید بایداز همان غذاوپوشاک فرزندان خودتان به برده ها بدهید.قبل از اسلام از هر طریقی برده شدن آسان بود ولی برعکس خیر واسلام این وضع را با توضیحی که می آید عوض کرد.مثلا فرزند برده ، برده میشد اما اسلام می گوید اگر یکی از والدین آزاد باشند فرزند آن ها نیز آزاد میشود.همچنین انسانهایی را برای فروش می دزدیدند که در شهر یا روستای خود زندگی عادی داشتند. از نظر اسلام چنین افرادی نه برده اند و نه قابل خرید و فروش. به نظر میرسد مجازات این آدم‌دزدها از نظر اسلام اعدام است؛ زیرا آنان که شغلشان این بوده، مفسد فی الارض محسوب می شوند (مانند قاچاقچیان مواد مخدر) و اگر شغلشان این نبوده بلکه تنها یک بار برای ربودن انسان‌ها با سلاح به شهر یا روستایی هجوم برده اند، باز هم حکمشان اعدام است چون کسی که با سلاح، در مردم ایجاد رعب و وحشت کند، محارب به شمار می رود.مجازات کسی را که یک نفر را بدون اسلحه بدزدد، از امام صادق(ع) پرسیده اند:
شخصی از امام صادق(ع) از (مجازات) مردی پرسید که زن آزادی را دزدیده بود و بعنوان کنیزفروخته بود.امام فرمود: در این قضیه چهار حد جاری می شود: 1 ـ انگشتان مرد دزد قطع می شود.2 ـ اگر با او آمیزش کرده، شلاق زده می شود.3 ـ اگر خریدار با او آمیزش کرده و از قضیه آگاه بوده اگر محصن باشد (همسری داشته که می توانسته با او در آمیزد) سنگسار می شود و اگر محصن نبوده شلاق می خورد. اما اگر خبر نداشته، مجازات نمی شود.4 ـ آن زن اگر به آمیزش اجبار شده مجازات نخواهد شد. (من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 69(
حضرت محمد(ص): بدترین مردم برده فروشانند. (کافی، ج 5، ص 114(رسول خدا(ص): جبرئیل نزد من آمد و گفت: ای محمد، بدترین افراد در امت تو برده فروشان هستند. (وسائل الشیعه، ج 17، ص 137(رسول خدا(ص): کسی که شخصی آزاد را بفروشد توبه اش قبول نمی شود مگر او را دوباره آزاد گرداند. (مستدرک الوسائل، ج 13، ص 378(رسول اللَّه‏(ص): خدا را خدا را در مورد بندگانتان در نظر داشته باشید. از هر آنچه می خورید به آنها بدهید و از آنچه می پوشید به آنها بپوشانید. به کاری که توانایی ندارند مجبورشان نکنید. (مستدرک الوسائل، ج 13، ص 379(امام صادق‏(ع): رسول خدا(ص) فرمود: میخواهید بدترین مردم را به شما معرفی کنم؟ گفتند: بله ای رسول خدا.یکی از آنها را کسی معرفی کرد که بنده اش را بزند. (بحار الأنوار، ج 74، ص 141(رسول اللَّه‏(ص): هرکس کنیزی داشته باشد که او را خوب ادب کند و دانش به او بیاموزد سپس آزادش کرده به ازدواج در آورد، دو پاداش دارد. (السنن الکبرى ، ج 7، ص 128(رسول خدا(ص): بهترین شما خوشرفتارترین شما با بردگان است. (کنز العمال، ج 9، ص 76(در هیچ جای قرآن به گرفتن برده اشاره نشده یعنی اشاره نشده یک انسان از چه طریقی میتواند برده شود اما در جای جای قرآن به آزادی آنها اشاره شده است.آری در اسلام حکم اصلی آن است که برده داری جایز نیست و اسلام این کار را می بایست به مرور و به تدریج نهادینه میکرد پس در حالی که انسان از هر طریقی ممکن بود برده شود وکمتر پیش می آمد ازبردگی نجات پیدا کند .تنها راه برده شدن را اسیر گرفتن در جنگ آن هم جنگی که کفار حربی علیه مسلمانان راه انداخته بودنددانست ودر عوض راه های خلاص از بردگی را ارایه داد تا در طول مدت از بردگی نجات پیدا کنند:1.      در صدرکفاره ی انجام ندادن هر واجبی آزاد کردن برده است.(روزه و...)2.      در صورتی که برده مسلمانی را با سواد میکرد آزاد میشد.3.      فرزند برده وآزاد ،آزاد میشد آیه ی 221 سوره ی بقره: ...ازدواج با کنیز مومن بهتر ازآزادمشرک و ازدواج با برده ی مومن بهتر از آزاد بی دین و مشرک است.4.      .اسلام آزادی برده را از عبادات بزرگ قرار داد.5.      کنیزانی که برای مالک خود فرزند میافتند خودبخود آزاد میشدند.6.      به بردگان حق آن داده شد تا با صاحبان بر سر آزادی خود قرارداد ببندند و طبق نص صریح قرآن مالکان نیز حق نداشتند که از بستن قرارداد سرباز بزنند.7.      تهمت زنا زدن به کنیز یکی از مجازات های آن اینست که آن کنیز را آزاد کند.8.      در نهایت کسی که هنوز برده مانده بود میتوانست با دادن فدیه خود را آزاد کند. اما چرا اسلام اجازه داده است که اسرای کفار حربی برده شوند؟  اساسا به اسرای جنگی سه کار میتوان کرد:  اول اینکه رهایشان کنیم که در این صورت باز به سپاه دشمنان اسلام ،خواهند پیوست.  دوم اینکه اعدامشان کنیم که بین بسیاری از ملل مرسوم بود و فقط برای تبادل اسرا آنها را زنده نگه میداشتند وگرنه آنها را میشکتند یا به بردگی میگرفتند. اسلام با این کار موافق نبود، بخصوص که بسیاری از اسرایی که از لشکر دشمن گرفته میشدند هرگز فرصت آشنایی با اسلام را نداشتند و در اثر تبلیغات سوء به جنگ اسلام میامدند.  سوم اینکه از اسرا نگهداری کنیم. در این حالت دو کار میتوان کرد: 1. برده‌داری و 2. نگهداری در کمپها و اردوگاهها. حالت اول در گذشته مرسوم بوده است و حالت دوم امروزه مرسوم است.  از راههای فوق اسلام با راه سوم که عقلانیتر و انسانیتر است موافق است.اما چرا؟ اسلام با شرایطی مواجه بود که از نظر اقتصادی وضعیت خوبی نداشت و عملا امکان نگهداری اسرا در زندان را نداشت  از طرفی نیز اهداف متعالی دیگری چون هدایت انسان هارا مطرح می کرد. بسیاری از اسرا به خاطر عدم روبه رویی با اسلام از آن بی اطلاع بودند وتحت تأثیر دشمنان به سپاه دشمن میپیوستند پس بهتر بود آنها را با زندگی مسلمانان آشنا میکرد تا با اسلام مواجه شوند وایمان بیاورند.امام سجاد برده میخرید تربیت میکرد وآزاد میکرد.پس اسلام که دنبال انتقام گرفتن نبود و در فتح مکه این را ثابت کرد  و نمی خواست  اسرای جنگی را اعدام کند،  امکانات زندان را هم با توجه به وضع اقتصادی نداشت وهدف دیگر آشنایی اسرا با اسلام دلایل خوبی است برای به برده گرفتن اسرایی که در جنگی که خود علیه مسلمانان راه انداخته اند و اسیر می شوند.اما اسلام از حقوق آن ها غافل نماند.نمی توانست حقوق ظاهرا مساوی بدهد زیرا در این صورت علیه مسلمانان اقدام میکردند پس یک سری از حقوق آن هارا سلب کرد و حقوق دیگری به آن ها داد.اگر آزادیشان را گرفت وبرده شدند اما حفاظت از آن ها و سیر کردن شکم و پوشاندن وحتی نیاز های بسیار اولیه ی آن ها را برعهده ی مالک قرار داد ضمن اینکه راه های آزاد شدن را بسیار فراهم کرده بود بنایراین بعد گذشت مدتی هر برده ای که می خواست می توانست آزاد شود. برده در اسلام مفهومی غیر از برده در سایر فرهنگها دارد.در پیش از اسلام صاحب برده حق داشت با برده هر معامله ای بکند ولی در اسلام برده یکی از اعضای خانواده محسوب میشد و مانند فرزندان خانواده با آنها رفتار میشد. اسلام برای برده‌دار حق این را قائل نبود که به برده ظلم کند و ...اسلام صاحب برده را ملزم میدانسته تا به برده خرجی دهد و حتی پیامبر فرموده است: « کاری که برده تاب آن را ندارد، به او تحمیل نکنید و هر چه خودتان میخورید، به او بدهید »چرا اسلام به یک باره دستور ممنوعیت برده داری را نداد؟1.    تصور کنید اسلام یکباره آن همه برده را آزاد می کرد در این صورت بسیاری از آنها که هیچ مایملکی نداشتند، یا از گرسنگی و فقر میمردند و یا مجبور میشدند برای سیر کردن شکمشان دست به دزدی و جنایت بزنند .(با فرض اینکه به دشمنان اسلام نمیپیوستند).2.       نظم اقتصادى مردم آن روز به هم مى‏خورد و زندگى از هم مى‏پاشید. از این جهت، اسلام راه دیگرى را پیش گرفت كه در ضمن آن، بردگى به تدریج از بین مى‏رفت؛ بدون آنكه نظام اجتماعى و اقتصادى جامعه، از هم گسسته شود. از این رو در مرحله نخست، همگان را ترغیب به كار و كوشش و دورى از تنبلى، بى‏كارى و عیاشى نمود تا جامعه از وضعیت سابق - كه همه كارها بر دوش بردگان بود - فاصله گیرد. سپس راه‏هاى زیادى براى رهایى بردگان قرار داد تا به تدریج، هم بردگى لغو گردد و هم مردم به زندگى فعال و به دور از عیاشى، عادت كنند.3.       برخى از اندیشمندان، آزادى دفعى بردگان را خطرآفرین مى‏دانند. منتسكیو درباره رها ساختن دسته جمعى بردگان در یك زمان، چنین مى‏نویسد: «آزاد كردن عده بى شمارى از غلامان به وسیله وضع یك قانون مخصوص، صلاح نیست؛ زیرا موجب اختلال نظم اقتصادى جامعه مى‏گردد و حتى معایب اجتماعى و سیاسى دارد. براى مثال در ولسینى چون غلامان آزاد شده حق رأى دادن در انتخابات را پیدا كرده بودند، حائز اكثریت گردیده و قانونى وضع كردند كه به موجب آن، هر كس از افراد آزاد عروسى كند، یكى از غلامان آزاد شده باید در شب اول عروسى با دختر تازه عروس بخوابد و شب دوم او را تسلیم داماد كند! بنابراین آزاد كردن غلامان، باید تدریجى و همراه با فرهنگ سازى‏هاى لازم و مناسب باشد. براى مثال قانون گذار ممكن است اجازه دهد، غلامان از عواید كارهایشان خود را از ارباب خویش خریدارى نموده، و یا دوره غلامى را محدود كنند»منتسکیو، روح القوانین، (تهران: امیر کبیر، چاپ هفتم، ۱۳۵۵) (به این کار مکاتبه مى‏گویند که قرن‏ها قبل از مونتسکیو، در قوانین اسلامى وضع شده و جزئیات آن در کتاب‏هاى فقهى آمده است.)4.  گوستاولوبون مى‏گوید: « از آنجایى كه بردگان از دیرزمان، تحت رقیت زیست كرده و در اثر زندگى طفیلى خود، بى‏تجربه و بى‏استعداد بار آمده‏اند. از این جهت اگر اسلام، همه آنها را یكباره از قید بردگى آزاد مى‏ساخت، ممكن بود در اثر نداشتن تجربه كافى و لیاقت، قادر به تشكیل زندگى مستقل و اداره آن نباشند. در نتیجه مانند غلامان قدیم آمریكا - كه بعد از آزاد شدن بر اثر علت یاد شده، به كلى نیست و نابوده شده‏اند - از بین مى‏رفتند ».گوستاولوبون، تمدن اسلام و عرب5 . در آن عصر و زمان امکان صدور حکم دفعی برای آزادی آنان وجود نداشت چرا که برده داران هرگز نمی پزیرفتند که همه بردگان خود را یکجا آزاد کنند بلکه اگر حکم فوری آزادی بردگان صادر میشد ، مالکان برده ها هرگز اسلام را قبول نمیکردند و در این صورت امکان آزادی بردگان از قید اسارت بصورت تدریجی هم از بین میرفت پس یکی از فلسفه های اسلام برای جواز برده داری آزادی بردگان است. اسلام برنامه آزادى تدریجى بردگان را طرح كرده، و به همین دلیل از هر فرصتى براى آزاد ساختن آنان استفاده كرده است؛1.   یكى از مواد این برنامه مساله مكاتبه است كه به عنوان یك دستور در آیات مورد بحث به آن اشاره شده است.  عقد مكاتبه یك نوع قرارداد است كه میان این دو نفر بسته مى شود، و عبد (برده) موظف مى گردد كه از طریق كسب آزاد، مالى تهیه كرده و به اقساطى كه براى او قابل تحمل باشد به «مولا » بپردازد و آزادى خود را بازیابد، و دستور داده شده است كه مجموع این اقساط بیش از قیمت عبد نباشد. و نیز اگر به عللى عبد از پرداختن اقساط عاجز شد باید از بیت المال و سهم زكات اقساط او پرداخته و آزاد گردد، حتى بعضى از فقهاء تصریح كرده اند كه اگر زكاتى به مولا تعلق گیرد خود او باید اقساط بدهى عبد را از باب زكات حساب كند. این عقد یك عقد لازم است و هیچیك از طرفین حق فسخ آن را ندارند. روشن است كه با این طرح هم بسیارى از بردگان آزادى خود را باز مى یابند و هم توانایى زندگى مستقل را در این مدت كه ملزم به كار كردن و پرداخت اقساط هستند پیدا مى كنند، و هم صاحبان آنها به ضرر و زیان نمى افتند و عكس العمل منفى به زیان بردگان نشان نخواهند داد  2.   کتک و صدمه: اگر کسى برده خود را کتک زند و آسیب برساند، بعنوان کفاره‌ی این گناه، باید او را آزاد کند.(این قانون اسلام را با آنچه در کشورهای غربی می گذشت مقایسه کنید(.3.   زکات: یکى از مصارف زکات آزادسازى بردگان است؛ چنانکه قرآن  به آن تصریح کرده است: «انّما الصدقات للفقراء والمساکین و العاملین علیها و المؤلفة قلوبهم و فی الرقاب و...»4.      استیلاد: اگر کنیزی از صاحب خود فرزندى بیاورد پس از وفات صاحبش، آن زن آزاد مى‏گردد.5.   سرایت: هرگاه چند نفر با شراکت صاحب برده ای شوند، اگر یکی از آنها سهم خود را آزاد کرد ـ به شرط توانگری ـ باید سهم شریکان خویش را نیز بخرد و او را به طور کامل آزاد سازد.6.   تدبیر: تدبیر آن است که مالک برده وصیت کند که پس از مرگ وى بنده‏اش آزاد گردد در صورت چنین وصیتى آزاد شدن برده حتمى و قهرى است.نهایت آنکه قرآن نه تنها از هیچ یک از اسباب بردگی بحثی نکرده بلکه دو سبب اختیاری و دو سب الزامی زوال آن را به رسمیت شناخته است.الف تشویق به عتق: «و ما ادریك ما العقبه، فك رقبه» (بلد 12 11) «و تو چه دانی عقبه چیست؟ آزادسازی برده.»ب تشویق به مكاتبه: «والذین یبتغون الكتاب مماملكت ایمانكم فكاتبوهم ان علمتم فیهم خیراً و آتوهم من مال الله الذی آتیكم» (نور 33) «و كسانی از ملك یمین‌هایتان كه قصد بازخرید خویش را دارند، اگر در آنها خیری سراغ دارید، آنان را بازخرید كنید و به آنان (برای كمك به بازخریدشان) از مال الهی (سهمی از زكات) كه به شما بخشیده است، ببخشید.»ج آزادی بردگان از طریق زكات: انما الصدقات للفقراء والمساكین و العاملین علیها و المؤلفه قلوبهم و فی الرقاب و الغارمین و فی سبیل الله و ابن السبیل فریضه من الله و الله علیم حكیم (توبه 60) «زكات فقط برای تهیدستان و بینوایان و كارگزاران آن و دلجویی‌شدگان و بردگان و وامداران و هزینه در راه خدا و در راه ماندگان است و فرضیه‌ای الهی است و خداوند دانای فرزانه است.» از منظر قرآنی یكی از ویژگی‌های ابرار هزینه كردن برای آزادی بردگان است (بقره 177)د آزادی بردگان به عنوان خصال كفارات: قرآن كفاره سه گناه را آزادی برده قرار داده است: اول قتل خطایی: و من قتل مؤمنا خطاً فتحریر رقبه مؤمنه (نساء 92) «هر كس مؤمنی را به خطا بكشد بر اوست كه (به كفاره) بردة مؤمنی را آزاد كند.» دوم: كفارة قسم (مائده 89). سوم: كفارة ظهار (مجادله 3).برای مطالعه بیشتر: http://zartoshtimosalman.parsiblog.com/تفسیر المیزان.ج11بردگی از دیدگاه اسلام)مجموعه مقالات بلند از دانشنامه جهان اسلام(، مصطفی حسینی،بنیاد دایرة المارف اسلامی، 1372بردگی، موریس لانژه، ترجمه حبیب الله فضل اللهیتاریخ تمدن، ویل دورانت، ترجمه فتح الله مجتبایی، جلد دوم
يکشنبه 3/10/1391 - 16:51
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته