• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 32
تعداد نظرات : 13
زمان آخرین مطلب : 5893روز قبل
دعا و زیارت
یعقوب احمر گفت به امام صادق علیه السلام عرض كردم : فدایت شوم ، اندوه ها و چیزهایى مرا رسیده است كه هیچ خیرى برایم نمانده است مگر اینكه طایفه اى از آن را از دست داده ام ، حتى قرآن هم طایفه اى از آن را از دست داده ام . یعقوب گفت تا قرآن را آنچنان یاد نمودم ، امام در آن هنگام بیتاب شد و فرمود: همانا كه مرد سوره اى از قرآن را فراموش مى كند، پس آن سوره روز قیامت در نزد آن مرد آید تا از درجه اى از بعض درجات بر او مشرف شود و بدو سلام گوید، و مرد جواب سلام دهد، پرسد تو كیستى ؟ گوید: من آن سوره اى هستم كه مرا تباه كردى و رها نمودى ؛ آگاه باش اگر به من تمسك مى نمودى ، تو را به این درجه مى رسانم .
چهارشنبه 22/2/1389 - 8:31
دعا و زیارت
مروى است صفیّه بنت عبدالمطلب كه عمه حضرت رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم است ، روزى نزد حضرت آمد در حالى كه پیر شده بود، گفت : یا رسول الله دعا كن تا من به بهشت روم .
حضرت بر سبیل طیب فرمود كه : زنان پیر به بهشت نخواهند رفت .
صفیه از مجلس حضرت برگشت و مى گریست . حضرت تبسم فرمود و گفت : او را خبر دهید كه اول پیرزنان جوان شوند، آن گاه به بهشت روند و این آیت بخواند: انا انشاءنا هنّ انشاء فجعلنا هن ابكارا.
یعنى به درستى كه ما بیافریدیم زنان را در دنیا آفریدنى پس خواهیم گردانید ایشان را دختران بكر و دوشیزه در آخرت كه ایشان را به بهشت در آریم .
چهارشنبه 22/2/1389 - 8:27
دعا و زیارت
كلینى به اسنادش از اسحاق بن عمّار نقل مى كند: از امام صادق علیه السلام شنیدم كه فرمود: رسول خدا در مسجد، نماز صبح را با مردم خواند. جوانى را دید كه كم خوابى از چهره و حركاتش پدیدار بود. رنگش به زردى گراییده و چشمش ‍ نحیف گشته و چشمانش در گودى فرو رفته بود. پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم بدو فرمود: اى فلانى ! شبت را چگونه سپرى كرده اى ؟
جوان گفت : در حال یقین ، رسول خدا از سخن او به شگفت آمد و فرمود: هر یقینى را، حقیقتى و نشانى است . حقیقت و نشانه یقین تو چیست ؟
گفت : اى رسول خدا! حقیقت یقین من آن است كه مرا به حزن آورده و خوابم را ربوده و روزم را تشنه نموده است . پس از دنیا و مافیها دورى جسته ام ؛ گویى به عرش خدایم مى نگرم ، و مى بینم كه حساب و حشر خلایق برپاست و من در آنانم . اهل بهشت در بهشتند و به تعارف و معارفه مشغولند و بر بالش و تخت خود، تكیه داده اند. و گویى اهل دوزخ را مى بینم كه در حال شكنجه و عذابند و كمك مى طلبند و زفیر آتش را مى شنوم و در گوش خود، حسّ مى نمایم . (چون سخن جوان به این جا رسید) پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم روى به اصحابش ‍ نمود و فرمود: این بنده اى است كه خداوند دلش را به ایمان نورانى فرموده است . سپس رو به آن جوان كرد و بدو فرمود: خود را بر همین حال حفظ كن !
جوان عرض كرد: اى رسول خدا! من استدعا دارم كه از خداوند طلب نمایید، تا در ركاب شما به شهادت رسم .
پس رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم خواسته او را اجابت نمود و از خداوند، شهادت او را طلبید. بدین ترتیب ، آن جوان مدتى بعد در یكى از غزوات رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم پس از نه نفر شهید به شهادت رسید، كه او شهید دهمین بود.
چهارشنبه 22/2/1389 - 8:24
دعا و زیارت
رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: ((هر كس خدا و عظمت او را بشناسد، دهانش را از سخن ، و شكمش را از طعام ، باز دارد و خود را به نماز و روزه مشغول سازد)).
پس مردم گفتند: پدر و مادرمان به فدایت ! اى رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم ! آیا این گونه اشخاص ، از اولیاى خدایند؟
فرمود: ((اولیاى خدا سكوت كنند، و سكوتشان تفكر باشد، و سخن گویند و سخنشان ذكر باشد، و نظرشان عبرت است ، و نطق كنند نطقشان حكمت باشد. راه رفتنشان میان مردم بركت است . اگر خداى براى آنان اجلى مقرّر نفرموده بود، از ترس عذاب و شوق به ثواب ، ارواحشان در اجسادشان نمى گنجید)).
دوشنبه 20/2/1389 - 12:17
دعا و زیارت
واقعه امیرالمومنین علیه السلام و پیكان در جنگ احد را مرحوم ملا فتح الله كاشانى در تفسیر منهج الصادقین در ضمن آیه الذین هم فى صلوتهم خاشعون در اول سوره مباركه مؤ منون قرآن كریم نقل كرده است كه :
در اخبار صحیحه آمده كه در روز احد پیكان مخالفین در بدن مبارك امیرالمؤ منین علیه السلام نشست و از غایت وجع نتوانستند كه آن را بیرون آورند؛ صورت حال را به حضرت رسالت صلى الله علیه و آله و سلم عرض ‍ كردند، فرمود كه در وقتى كه وى در نماز باشد پیكان را از بدن او بیرون بكشید چه توجه او در این حال به حضرت عزّت بر وجهى است كه خود را فراموش ‍ مى كند و از ما سوى بى خبر مى شود، پس چون به نماز مشغول شد جّراح را آوردند و پیكان را از بدن اطهر او بیرون آوردند و خون بسیار بر سجّاده آن حضرت ریخته شد، و چون از نماز فارغ شد و آن خون را مشاهده نمود پرسید كه این خون چیست ؟
گفتند كه در حینى كه پیكان از بدن شما بیرون آوردیم این خون از آن جراحت بیرون آمد، فرمود: به خدایى كه جان على در قبضه قدرت اوست كه درنیافتم و واقف نشدم كه شما در چه وقت بدن مرا شكافتید و پیكان را بیرون آوردید.
واقعه یاد شده را عارف جامى نیز نیكو به نظم درآورده است و آن را شیخ بهایى در مجلد چهارم كشكول (طبع نجم الدوله ، ص 412)، بدین صورت نقل كرده است : مولانا جامى :
شیر خدا شاه ولایت على
صیقلى شرك خفى و جلىّ
روز احد چون صف هیجا گرفت
تیر مخالف به تنش جا گرفت
غنچه پیكان به گل او نهفت
صد گل محنت ز گل او شگفت
روى عبادت سوى محراب كرد
پشت بدرد سر اصحاب كرد
خنجر الماس چو بند آختند
چاك به تن چون گلش انداختند
غرقه به خون غنچه زنگارگون
آمد از آن گلشن احسان برون
گل گل خوش به مصلّى چكید
گشت چو فارغ ز نماز آن بدید
این همه گل چیست ته پاى من
ساخت گلزار مصلّاى من
صورت حالش چو نمودند باز
گفت كه سوگند به داناى راز
كز الم تیغ ندارم خبر
گر چه زمن نیست خبردارتر
طایر من سدره نشین چه باك
گر شودم تن چو قفس چاك چاك
جامى از آلایش تن پاك شو
در قدم پاك روان خاك شو
شاید از آن خاك به گردى رسى
گرد شكافى و به مردى رسى
دوشنبه 20/2/1389 - 12:14
دعا و زیارت
نقل شده كه اعرابى از امیرالمؤ منین مى پرسد: خداوند، قبل از خلقت كجا بوده است ؟
حضرت فرمود: در عمایى كه نه بالاى آن هوا بود و نه پایین آن ، و از این رو، آن حضرت علیه السلام فرموده است : نخستین چیزى كه خداوند خلق فرمود، نور من بود؛ كه منظور حضرت علیه السلام عقل است ؛ چنانكه فرمایش دیگر ایشان مؤ ید آن است ؛ آن جا كه مى فرماید: اولین مخلوق خداوند، عقل است . سپس به واسطه آن ، سایر عقول و نفوس ناطقه ملكیه و غیر آن و نیز صورت طبیعیه و هیولاى كلیه و صورت جسمیه بسیطه و مركبه ، خلق شدند.
دوشنبه 20/2/1389 - 12:10
دعا و زیارت
(و روى أ نه صلى الله علیه و آله سلّم علیه غلام دون البلوغ و بش له و تبسم فرحا بالنبى صلى الله علیه و آله فقال له أ تحبنى یا فتى فقال إ ى و الله یا رسول الله فقال له مثل عینیك فقال أ كثر فقال مثل أ بیك فقال أ كثر فقال مثل أ مك فقال أ كثر فقال مثل نفسك فقال أ كثر و الله یا رسول الله فقال أ مثل ربك فقال الله الله الله یا رسول الله لیس هذا لك و لا لا حد فإ نما أ حببتك لحب الله فالتفت النبى إ لى من كان معه و قال هكذا كونوا أ حبوا الله لا حسانه إ لیكم و إ نعامه علیكم و أ حبونى لحب الله ).
پسرى بر پیامبر اسلام سلام نمود و از دیدن پیامبر شاد گشته بود پیامبر به وى فرمود: اى پسر آیا تو مرا دوست دارى ؟
عرض كرد: آرى بخدا قسم .
حضرت فرمود: مانند دو چشمت مرا دوست دارى ؟
عرض كرد: بیشتر دوست دارم .
فرمود: بمانند پدرت مرا دوست دارى ؟
عرض كرد: بیشتر،
فرمود: مانند مادرت مرا دوست دارى ؟
عرض كرد بیشتر،
فرمود: مانند خودت مرا دوست دارى ؟
عرض كرد بیشتر،
فرمود: آیا مانند خدا مرا دوست دارى ؟
عرض كرد: اى پیامبر اللّه اللّه اللّه كه بمانند خدا شما یا دیگرى را دوست بدارم من كه شما را دوست مى دارم براى خداست .
پس پیامبر صلى الله علیه و آله به همراهان خود فرمود: (هكذا كونوا احبواللّه لاحسانه الیكم و انعامه علیكم و احبونى لحب اللّه )، اینچنین باشید خداوند را بر نعمت ها و نیكى هایش بر شما، دوست بدارید و مرا بدوستى خدا دوست بدارید.
گشت وارد بر پیمبر كودكى
كودكى با عقل و فهم و زیركى
مصطفى بنمود از وى این سئوال
دوست مى دارى مرا، اى خوردسال ؟
گفت : آرى اى رسول محترم
خاك پاى تو بود تاج سرم
گفت : آیا بیشتر اى خوش لقا
دیدگانت دوست دارى یا مرا؟
گفت : اى رشك رخت شمس و قمر
دارمت از دیدگانم دوست تر
گفت : باب و مادرت اى نیكخو
دوست تر دارى و یا ما را، بگو؟
گفت : باب و مادرم قربان تو
جانشان بادا فداى جان تو
بار دیگر گفت ختم انبیاء
مهربانتر با منى ، یا با خدا؟
گفت : اللّه اللّه اى فخر بشر
از تو مى دارم خدا را دوست تر
من ترا بهر رضاى كردگار
دوست دارم از دل و جان دوستدار
رو به اصحاب آن امین وحى ها
كرد، گفتا: از ره مهر و وفا
در حقیقت دوستى اینست ، این
هان شما هم دوست داریدم چنین
يکشنبه 19/2/1389 - 8:3
دعا و زیارت
قال رسول الله صلى الله علیه و آله : (یقول الله تبارك و تعالى : إ ن أ حب العباد إ لى المتحابون بجلالى المتعلقة قلوبهم بالمساجد المستغفرون بالا سحار أ ولئك إ ذا أ ردت بأ هل الا رض عقوبة ذكرتهم فصرفت العقوبة عنهم ).
خداى تبارك و تعالى مى فرماید:
محبوبترین بندگان نزد من آنهایند كه به خاطر من یكدیگر را دوست دارند، دلبسته مسجدهایند و سحرگاهان لب به استغفار گشایند، اینانند كه هرگاه بخواهم زمینیان را كیفر دهم به یاد ایشان افتم و از مجازات آنان صرف نظر كنم .
(و فى مناجاة موسى علیه السلام أ ى رب أ ى خلقك أ حب إ لیك قال من إ ذا أ خذت حبیبه سالمنى ).
موسى علیه السلام در مناجات با خدا عرض كرد:
خداى من ! كدام آفریده ات را بیشتر دوست مى دارى ؟
فرمود: آن كس را كه چون محبوبش را از او بگیرم با من آشتى باشد.
يکشنبه 19/2/1389 - 7:59
دعا و زیارت
قال رسول الله صلى الله علیه و آله : (ثلاثة یحبهم الله عزوجل : رجل قام من اللیل یتلو كتاب الله و رجل تصدق صدقة بیمینه یخفیها عن شماله و رجل كان فى سریة فانهزم اصحابه فاستقبل العدو).
رسول گرامى اسلام صلى الله علیه و آله فرمود:
خداى عزّوجلّ سه تن را دوست دارد:
كسى كه نیمه شب برخیزد و كتاب خدا را تلاوت كند.
كسى كه با دست راست صدقه دهد و دست چپش آگاه نشود.
و كسى كه با سپاهى رفته باشد و همرزمانش بگریزند و او با دشمن مقابله كند.
يکشنبه 19/2/1389 - 7:56
دعا و زیارت
كُتُبِهِ الْمُنْزَلَةِ أَنَا عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِى فَلْیَظُنَّ بِى مَا شَاءَ وَ أَنَا مَعَ عَبْدِى إِذَا ذَكَرَنِى فَمَنْ ذَكَرَنِى فِى نَفْسِهِ ذَكَرْتُهُ فِى نَفْسِى وَ مَنْ ذَكَرَنِى فِى مَلَإٍ ذَكَرْتُهُ فِى مَلَإٍ خَیْرٍ مِنْهُ وَ مَنْ تَقَرَّبَ إِلَیَّ شِبْراً تَقَرَّبْتُ إِلَیْهِ ذِرَاعاً وَ مَنْ تَقَرَّبَ إِلَیَّ ذِرَاعاً تَقَرَّبْتُ إِلَیْهِ بَاعاً ...
خداى باعزت و جلال فرماید:
ملاقات بنده اى را كه دوست دارد با من دیدار كند، دوست دارم . هر گاه او در نزد خود مرا یاد كند، من نیز در نزد خود او را یاد مى كنم . و هر گاه در جمعى مرا یاد كند من نیز او را بهتر و زیباتر در میان گروهى یاد مى كنم .
او هرگاه به اندازه وجبى به من نزدیك شود من به او به اندازه ذراع نزدیك مى شوم و اگر ذراعى به من تقرب جوید به اندازه باع به او نزدیك مى شوم .
يکشنبه 19/2/1389 - 7:53
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته