شنبه 20 تير 1405 - 23 محرم 1448 - 11 ژولاي 2026
تبیان، دستیار زندگی
در حال بار گزاری ....
مشکی
سفید
سبز
آبی
قرمز
نارنجی
بنفش
طلایی
همه
متن
فیلم
صدا
تصویر
دانلود
Persian
Persian
کوردی
العربیة
اردو
Türkçe
Русский
English
Français
مرور بخشها
دین
زندگی
جامعه
فرهنگ
صفحه اصلی تبیان
شبکه اجتماعی
مشاوره
آموزش
فیلم
صوت
تصاویر
حوزه
کتابخانه
دانلود
وبلاگ
فروشگاه اینترنتی
lhnvlivfhk
آخرین مطلب
تعداد مطالب : 5
تعداد نظرات : 2
زمان آخرین مطلب : 5833روز قبل
شهدا و دفاع مقدس
آبشناسان، حسن
آبشناسان، حسن
( ملیت: ایرانی قرن: 15 )
شهید حسن آبشناسان : فرمانده قرارگاه شمال غرب (حمزه سیدالشهدا)وفرمانده لشگر 23 نوهد( ارتش جمهوری اسلامی ایران) در سال 1315 در خانوادهای متعهد و مؤمن در« تهران» دیده به جهان گشود. دوران كودكی را با تحصیل در مدرسه سپری نمود و درسال 1336 با اخذ مدرك دیپلم وارد دانشكده افسری شد. در سال 1339 با درجه ستواندومی فارغالتحصیل گشت و یك سال بعد دوره مقدماتی را به پایان رساند. پس از آن، در اولین دوره «رنجر»، «دورههای عالی ستاد فرماندهی»، «دورههای چتربازی و تكاوری» در داخل و خارج كشور، شركت نمود و تمامی این مراحل را با موفقیت پشت سر گذاشت. او با وجود محیط نامناسب جامعه، پلههای رشد و تكامل را، در پناه ارزشهای اسلامی سپری نمود. پس از طلوع جاودانه انقلاب، به درجه سرهنگی ارتقاء یافت و فرماندهی «یگان جنگهای نامنظم در قرارگاه سیدالشهدای ارتش» را بر عهده گرفت. شهید آبشناسان با تشكیل سپاه، نیروهای جدید را در «آموزشگاه سعد آباد» تحت تعلیم خود قرار داد و در سال 1363، مطابق حكم رسمی «قرارگاه رمضان»، فراهم نمودن زمینههای آموزش جنگهای نامنظم سپاه به وی واگذار گشت. با پذیرفتن این مسئولیت، تاكتیهای جنگهای چریكی را به برادران سپاهی، بسیجی و همرزمان خود آموزش داد و شاگردان بسیاری در این زمینهها تربیت نمود كه همه آنها، در میدان مبارزه به زیبایی افتخار آفریدند. در آغاز جنگ تحمیلی، خاك جبهه جنوب، با صلابت گامهای او، آشنا شد كه همانند بسیجیای ساده، در بزم عملیات پیرانشهر، سردشت و بانه، حماسه آفرید و با رشادتهای خود، یادش را در تاریخ خونین دفاع مقدس و قلبهای ملت ایران، به تصویر كشید. وی كه از همرزمان و یاران نزدیك شهید «محمد بروجردی» بود، در حالیكه فرماندهی لشگر 26 نوهد، فرماندهی قرارگاه حمزه و لشگر 33 نیروهای مخصوص را بر عهده داشت، در سال 1364، همزمان با عملیات قادر، در منطقه «لولاند» بر اثراصابت تركش، شربت شیرین شهادت را نوشید و آسمان جبهه را به شمیم پایداری در مكتب اسلام، انقلاب و امام راحل، معطر ساخت.
چهارشنبه 30/4/1389 - 19:13
[
نظر به این مطلب
] - [
نظرات این مطلب : 0
]
خواستگاری و نامزدی
ئیش، فرهاد
آئیش، فرهاد
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
نام اصلی: فرهاد نام خانوادگی اصلی: آییش سمت (در بخش های): بازیگران، بازی در سینما را از سال 1379 و با فیلم شب های تهران (داریوش فرهنگ) آغاز کرد. بازی در مکس (1382) توانایی های او در عرصه بازیگری سینما را نیز به همگان ثابت کرد. آییش یکی از پیشکسوتان بازی و کارگردانی نمایش در ایران است. بخشی از فیلم شناسی: 1382 مکس ( سامان مقدم ) [بازیگر] 1381 عطش ( حسین فرح بخش ) [بازیگردان] 1381 عروس خوشقدم ( کاظم راست گفتار ) [بازیگر] 1380 سیندرلا ( بیژن بیرنگ مسعود رسام ) [بازیگر] 1380 عزیزم من کوک نیستم ( محمدرضا هنرمند ) [بازیگر] 1380 نورا ( محمود شولی زاده ) [بازیگر] 1379 شب های تهران ( داریوش فرهنگ ) [بازیگر] جوایز و انتخابها >> کاندید لوح زرین بهترین بازیگر مرد (مکس) [ دوره 6 منتخب سایت ایران اکتور (بهترین های سال) - سال 1384 ]
چهارشنبه 30/4/1389 - 19:9
[
نظر به این مطلب
] - [
نظرات این مطلب : 0
]
شخصیت ها و بزرگان
اصفهانی ، سید ابوالحسن
اصفهانی ، سید ابوالحسن
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
مرحوم آیت الله حاج سید ابو الحسن اصفهانی رحمة الله علیه یکی از بزرگترین علما و مراجع شیعه در قرن اخیر است که متجاوز از سی سال در رأس حوزه نجف از اساتید بزرگ فقه و اصول بود و بعد از فوت مرحوم حائری و مرحوم نائینی زعامت و مرجعیت جهان تشیع به معظم له منتهی شد. در سال 1284 در یکی از قصبات اصفهان متولد شد و ابتدا چند سال در اصفهان مقدمات علوم و سطوح فقه و اصول را به پایان برد و سپس وارد حوزه عراق شد و سالها از کرسی درس آیات عظام: مرحوم سید استاد، آخوند خراسانی، علامه یزدی، مجاهد شیرازی، و آقا شریعت اصفهانی به خوبی بهره مند بود و خود به درجه اجتهاد و استادی ارتقاء یافت. آیت الله اصفهانی یکی از مدرسین بزرگ حوزه نجف بود که پس ازفوت علامه یزدی حوزه درس او محل استفاده اعلام بزرگ و فضلای متعدد قرار گرفت. آیت الله اصفهانی مجتهدی اصولی، محققی مدبر، استادی کامل و دانشمندی جامع علوم فقهی بود. او عمری در حوزه نجف در کوران بحثهای مختلف علمی و فقهی قرار داشت و خود سرآمد اقران گردید. مرحوم اصفهانی دانشمندی متقی و مجسمه ای از فضائل انسانی و معالم دینی و اخلاقی بود. این پیکر تقوی و صبر و استقامت، از مسیر علم و عبادت چنان پیشرفتی نمود که مورد توجه خاص اولیای خدا قرار گرفت و از امدادهای غیبی و توجهات خاصه بقیة الله الاعظم ارواحنا فداه برخوردار گشت، و از او در دوران زعامت و سرپرستی کرامات و عجایبی مشاهده شد که مسلما مورد توجهات باری تعالی و ولی امر او بوده است. نوشته اند معظم له در موارد لزوم ضمن تماس با سرور انس و جان نارسائیهای حوزه و حوایج ضروری جهان تشیع را مرتفع می ساخت. مرحوم آیت الله اصفهانی را دولت انگلیس با مبالغی زیاد قصد داشت استعمار کند. سفیر آنها به اتفاق نوری سعید تقاضای ملاقاتی درخلوت به او پیشنهاد نمود نپذیرفت.آخر الامر سفیر به اتفاق نوری سعید وارد جلسه عمومی که آیات و شیعیان در حضور آقا بودند به خدمت رسید و ضمن سخنانی مزورانه چکی سنگین از طرف دولت متبوع خود تقدیم آقا نمود. مرحوم اصفهانی آن چک را با مبالغی زیادتر (جهت هزینه مسلمانان و شیعیان مستضعف و مستمندانی که همه توان خویش را به اضافه عزیزان خود در جنگهای بین الملل از دست داده بودند) به سفیر و نوری سعید مسترد داشت و فرمود اگر داشتیم (مبسوط الید بودیم) خیلی بیش از اینها در راه اسلام و مسلمین مصرف می نمودیم. سفیر در مراجعت از خانه آقا، گفته بود ما خواستیم او و پیروان او را بخریم! اما او ما و دولت انگلیس را خرید!! جهانیان زعما و سران مختلف ممالک و مذاهب را با زعمای شیعه مقایسه نمایند و خود قضاوت کنند!! آنگاه پی به حقانیت اسلام و تشیع سرخ علوی که در رأس آن پیامبر بزرگ اسلام و علی و اولادش علیهم السلام بازو به بازو با اقیانوس علوم تشریعی (و تکوینی) ایستاده و خونها داده اند خوب بنگرند! و قضاوت نمایند!! و سپس به حقیقت و روح اسلام پی ببرند. مرحوم آیت الله اصفهانی عمری طولانی در راه خدمت به اسلام و مسلمین به خوبی پیش رفت و خود وسیله نجات بود و وسیلة النجاتی نیز جهت عمل مقلدین به رشته تحریر برد و فضلا و دانشمندانی به جهان تشیع تحویل داد. فرزند عالم و مجتهد او سید حسن موسوی اصفهانی را بعد از نماز مغرب در حضور آقا به دستور استعمارگران و نوکران ابله سربریدند و او که در مقابل خدا بود خم به ابرو نیاورد. معظم له که خواستار رضای خدای متعال و بقای اسلام عزیز بود بعد از مدتی قاتل ابله را نیز پیامبر گونه بخشید. مرحوم آیت الله اصفهانی سالها از دست استعمارگران و نوکران داخلی آنها در رنج بود و مدتی تبعیدی کشید و از دست ددمنشان منافق ناراحتیها و آزارهای روحی دید ولی تحمل می فرمود. و در عین حال که از رنج مسلمین و شیعیان غافل نبود، خود عمری ایستاد و در راه انجام وظائف و ابلاغ رسالت خویش کوتاهی ننمود، و سرانجام در ششم ذیحجه سال 1365 روانش از زندان تن آزاد شد و به لقای حق نائل گردید و در کنار صحن مرتضوی مدفون شد. با مرگ او همانگونه که به یاد دارید جهان اسلام و تشیع به ماتم عظیمی فرو رفت که فقدان این گونه افراد ثلمه ایست بر پیکر اسلام که لایسدها شیء. یادآوری: بعد از مرحوم آیت الله العظمی اصفهانی رحمة الله علیه، با آنکه به مراجع و آیاتی بزرگ بر می خوریم، اما سرانجام زعامت و مرجعیت جهان تشیع به مرحوم آیت الله بروجردی منتهی شد. روان همگان شادتر باد.
چهارشنبه 30/4/1389 - 19:4
[
نظر به این مطلب
] - [
نظرات این مطلب : 0
]
خودرو
خودروهای ملی ایران : سمند و مینیاتور
سمند
سمند نام نخستین خودرویی است که با مارک تجاری یک شرکت ایرانی به نام ایران خودرو ساخته شد. سمند به معنای اسب زرد رنگ است. مدلهای سمند عبارتاند از: سمند LX و سمند سریر و سورن.
طراحی موتور ،بدنه و شاسی آن توسط شرکتهای انگلیسی و فرانسوی انجام شد و قالبهای اصلی آن ژاپنی میباشدو جیگ و فیکسچرهای آن وهمچنین طراحی خط تولیدش کار شرکت کرهای ووشین میباشد. سمند که خودروی ملی نیز نامیده میشود بر اساس پلتفورم پژو ۴۰۵ ساخته شدهاست. طراحی بدنه خودرو در شرکت فرست اتوموتیو که یک شرکت طراحی انگلیسی است صورت گرفتهاست، این طرح توسط ایران خودرو خریداری شد و تغییرات جزیی در آن صورت گرفت. موتور این خودرو نیز ساخت پژو است. قالبهای اصلی بدنه خودرو (قطعات بیرونی یا به اصطلاح قالبسازان آتر) ساخت شرکت میازو ژاپن(که در ژاپن قالبسازی در جه دو محسوب میشود و به هیچ عنوان با قالبسازانی مانند فوجی که طرف قرارداد سایپا میباشد قابل مقایسه نیست) ساخته شد. این خودرو در سال ۱۳۸۵ به روسیه صادر شد.
سمند مدل های مختلفی دارد كه در این مقاله فقط به برخی از این مدل ها ( كه شاخص تر هستند) می پردازیم و از غرق شدن در تفاوتهای فنی و مدل های متعدد سمند می پرهیزیم.
سمند معمولی
به طور كلی سمند معمولی مدل پایه انواع سمند است كه با تغییر در آن به مدلهای مختلف دست یافته اند. موتور سمند معمولی از نوع XU7JP/L3 انژکتوری و با حجم 1761 ccو تعداد 4سیلندر قدرتی در حدود 100 اسب بخار در 6000 دور در دقیقه و سرعت 180 کیلومتر در ساعت را دارد. موتور سمند در واقع همان موتور پژو 405 GLX است،(البته نوع انژكتوری آن) گیربکسی هم که در سمند استفاده شده متعلق به همین خودرو است. گیربکس سمند مدل BE3/5 معمولی 5 دنده دستی جلو و تمام سنکرون است و شتاب صفر تا صد آن حدود 12 ثانیه است. سمند دارای فرمان هیدرولیکی با قطر دایره چرخش 11 متر است، لاستیک های این خودرو185/65r 1588h است.
در داشبورد از برخی قطعات پژو 405 استفاده شده است مثل اهرم های تنظیم گرمی و سردی هوا.
برخی از دیگر مشخصات سمند معمولی:
کارایی:
مدل موتور : XU7JP/L3
حد اکثر سرعت : 185 كیلومتر بر ساعت
نسبت تراکم : 9.3:1
تعداد سیلندر : خطی 4
حجم موتور: 1761cc
سیستم سوخت رسانی : انژکتوری پاششی (MPFI)
حداکثر توان موتور : 100 HP در6000 دور بر دقیقه
حداکثر گشتاور: 153 Nm در 3000 دور در دقیقه
قطر سیلندر : 83mm
کورس پیستون : 81.4mm
گیربکس:
گیربکس : اتوماتیک 5 سرعته + دنده عقب
نسبت دنده 1 : 0.2894
نسبت دند ه 2 : 0.5384
نسبت دنده 3 : 0.7812
نسبت دنده 4 : 1.0512
نسبت دنده 5 : 1.3428
دنده عقب:0.3
کلاچ:
نوع كلاچ : تك صفحه ای خشك
قطر خارجی کلاچ : 200mm
قطر داخلی كلاچ : 132mm
دیفرانسیل : دیفرانسیل جلو و دنده خورشیدی
سوخت :
ظرفیت مخزن سوخت: 70 لیتر
عدد اکتان : 95 RON
درجه آلودگی: Euro II
مصرف خارج از شهر : براساس استاندارد : 9.2 ECE R84
ترکیبی بر اساس استاندارد : 8.5 ECE R101
با سرعت ثابت 90 : 6.8 Lit
با سرعت ثابت 120: 9.2 Lit
آلودگی منواکسید کربن با کاتالیست کانورتور : %0.5
سیستم فرمان :
شعاع چرخش با هیدرولیک 5.5 متر
جعبه فرمان هیدرولیک - شانه ای
زاویه چرخش چرخها به سمت داخل/ به سمت خارج : 6.0-5.0 mm
زاویه چرخش چرخها به سمت داخل: 5.43mm
سیستم الکتریکی :
باطری : 12 V 35 Ah
دینام : 80A
استارت: 0.9 KW
نوع باطری : اسید سرب
وزن (kg) :
وزن خودرو : 1200 (KG)
وزن روی اکسل جلو : 716 (KG)
وزن روی اکسل عقب : 468 (KG)
تعلیق :
مستقل از نوع مک فرسون : جلو
مستقل از نوع فنر پیچشی : عقب
ترمز :
دو مداره تحت کنترل با بوستر : سیستم ترمز
دیسکی با پره های خنک کننده : ترمز جلو
توپی : ترمز عقب
سیستم ترمز ضد قفل ABS : انتخابی
توع سیستم ضد قفل :4 کانال با سیستم قدرتی EBD توزیع ترمز الکترونیکی
مدل : MK 20E (Continental Teves) ABS
چرخها :
تایر : 65/185 88H R15
چرخهای استاندارد : فولادی6J15
چرخهای انتخابی : آلومینیومی 6.5J15
سمند ال ایكس ( LX )
طراحی بدنه :در سمند LX با تغییراتی در چهره خودرو و همین طور آینه ها و چراغ خطرها در بخش عقب مجموعا ً شاهد چهره ای نو نسبت به سمند عادی هستیم .
طراحی داخلی :تفاوت چشم گیری در سمند LX نسبت به سمند عادی دیده نمی شود و تنها لوکس شدن داخل خودرو سالن آن را زیبا تر از سمند عادی کرده .
ایمنی :سمند از سوی شرکت انگلیسی مایرا استاندارهای ایمنی را کسب کرده اما با استاندارد های ایمنی روز فاصله زیادی دارد . رقابت در ایمنی میان سمند و ۴۰۵ رقابتی نزدیک است اما مهندسین طراح داخلی معتقد به ایمن تر بودن سمند هستند .
ارگونومی : ارگونومی در سمند LX مانند سایر سمند ها در سطحی پائین قرار دارد و ضعف های جدی نقص در دید جلو و عقب و محل قرار گرفتن اهرم تعویض دنده ، طراحی صندلی ها و طراحی داشبورد از نکات بر جسته ضعف ارگونومی در سمند ال ایکس می باشد .
موتور : موتور سمند LXهمانند پژو ۴۰۵ و مدل های دیگر سمند به غیر از EF 7 و همین طور پژو پارس ، موتور ۱٫۸ لیتری انژکتور با ۸ سوپاپ و توان تولید ۱۰۰ اسب بخار می باشد. استاندارد آلایندگی در این موتور یورو II بوده و این موتور قادرست سمند LX را به سرعت نهائی ۱۸۵ کیلو متر برساند .
گیربکس :گیربکس ۵ سرعته دستی
سیستم تعلیق: در جلو مک فرسون و عقب ژامبون با اتصال به فنرهای پیچشی افقی همراه با کمک های زاویه دار
ترمز :در جلو دیسکی خنک شونده و عقب کاسه ای با بکارگیری ABS و EBD
سیستم های پایداری : سیستم های پایداری ندارد
آپشن :سیستم تهویه هوای مطبوع و فیلتر،واحد کنترل هوشمند ( ECU )، مسافت شمار، دیجیتالی، تنظیم ارتفاع صندلی راننده، تودوزی پارچه ای، جا نقشه ای در پشت صندلی های جلو،
زیر آرنجی وسط صندلی عقب با دو جای فنجانی، محل نگهداری نقشه وکتاب روی درب های جلو، چهار عدد بلندگو، آیینه های خارجی برقی همراه با گرمکن، فرمان با قابلیت تنظیم ارتفاع
آزمایش رانندگی: سمند ال ایکس با بهره گیری از ترمز ABS و EBD کنترل بیشتری را در رانندگی در اختیار ما می گذارد ، فرمان پذیری در ال ایکس قابل قبول می باشد اما سطح پائین ارگونومی به راننده اجازه بهره برداری کامل از این قابلیت را نمی دهد . در کل در سمند ال ایکس و سایر مدل های سمند قدیمی بودن این خودرو کاملا ً محسوس می باشد . وزن ۱۲۰۰ کیلوئی این خودرو که ۱۰۰ کیلوگرم بیشتر از پژو ۴۰۵ است شتاب گیری این خودرو را ضعیف تر از پژو ۴۰۵ کرده برخی معتقدند این اضافه وزن که با توزیع صحیح تری نسبت به پژو ۴۰۵ انجام شده به پایداری این خودرو در مسیر های مارپیچ کمک کرده است.
سمند سورن
سمند سورن مدل تغییر شکل یافتهٔ سمند معمولی و سمند LX است.این خودرو اولین بار در ۱۸ بهمن ۱۳۸۵ توسط گروه صنعتی ایران خودرو رونمایی شد (دو سال پس از ارائه سمند معمولی توسط ایران خودرو). به گفته شرکت ایران خودرو، «سورن» با کسر حرف «ر» واژهای ترکی به معنای «پیش برنده»و با فتحه «ر» به معنای شجاع و دلیر و نام یکی اقوام قدیم ایرانی است.
تفاوت اصلی این خودرو با سمند معمولی، طراحی بیرونی بدنه و آپشنهای قابل سفارش در این خودرو است. تنها تغییر قابل ذکر در داخل خودرو نسبت به سمند، ستون فرمان تلسکوپی است که در صورت تصادف از داخل جمع شده و مانع از آسیب دیدن راننده میشود.
وزن سورن تیپ یک هزار و ۲۲۰ کیلوگرم، طول آن ۴ و نیم متر، عرض آن ۱/۷ متر و ارتفاع آن ۱/۴ متر است و ظرفیت صندوق عقب این خودرو ۵۰۰ لیتر است. موتور سورن تیپ یک XU7JPL3 بوده و دارای ۴ سیلندر است. حجم موتور این خودرو هزار و۷۶۱ سی سی و حداکثر قدرت آن ۱۰۰ اسب بخار است.
شرکت ایران خودور برای طراحی سمند سورن از شرکتهای بین المللی دعوت کرد که نهایتا پیشنهاد یک شرکت انگلیسی به سرپرستی «راس هیوار» انتخاب شد. طراحی سمند معمولی نیز توسط یک شرکت انگلیسی انجام شده بود.
سمند سریر
این خودرو به منظور كاربری تشریفاتی طراحی شده است كه دارای موتور XU7JP4 / L4 ، سیستم ABS ، دستگاه پخش CD و رینگ آلومینیمی و تزئینات جدید متناسب با افزایش طول حدود 30 سانتیمتری این خودرو میباشد.
خودروی مینیاتور سایپا ( S81 )
مینیاتور اولین خودروی تولید تمام داخل است که همزمان با پیگیری و برنامهریزیها برای تولید این خودرو موضوع خدمات پس از فروش نیز پیگیری شده است. چرا كه در گروه کالاهای سرمایهای فروش کالا در فروشگاه تمام نمیشود بلکه این آغاز عملیات فروش است و شرکتی موفقیت بیشتری کسب میکند که علاوه بر کیفیت از خدمات سیستم پس از فروش مناسبی هم برخوردار باشند.
در تمام دنیا خدمات پس از فروش به 3 دلیل به مشتریان ارایه میشود، اول این که فروشنده با این کار از خریدار کالای خود در برابر مشکلات احتمالی حمایت میکند، دوم این که کیفیت خودروی تولیدی را مدیریت کرده و سوم این که خدماتی که امکان ارایه آنها در زمان فروش وجود ندارد را در زمان خدمات پس از فروش به مشتریان ارایه کند.
برای خودروی مینیاتور همزمان با طی شدن پروسه تولید، پروسه تولید قطعات مخصوص خدمات پس از فروش نیز طی شده است و این امر نشان از عزم جدی گروه خودروسازی سایپا برای حضور پررنگتر از پیش در بازار خودرو دارد.
ظرفیت موتور خودرو كاملا" ایرانی ساخت سایپا 1500 سی سی و مصرف سوخت آن حدود 5/6 لیتر در 100 كیلومتر اعلام شده است . موتور انژكتوری این خودرو با توجه به آلایندگی و مصرف سوخت اندك استاندارد یورو 3 را دارا می باشد و قادر است استاندارد یورو 4 را نیز دریافت نماید .
این خودرو با ظرفیت حمل 5 سرنشین و امكانات و تجهیزات مناسب ، دارای صندوق عقب بزرگ و تسمه های فولادی داخل دربها جهت حفاظت بیشتر سرنشینان است كه امكان راحتی و ایمنی را برای سفر و گردشگری خانواده های ایرانی فراهم می كند . خودروی ساخت سایپا پنج دنده بوده و موتور آن دارای 80 اسب بخار قدرت می باشد و سرعت آن حداكثر 200 كیلومتر در ساعت ومجهز به ترمز دیسكی چرخ جلو با سیستم خنك كننده است .
كولر گازی ، فرمان هیدرولیك ، شیشه بالابر برقی دربهای جلو و عقب ، قفل مركزی ، سپر رنگ بدنه و صندلی قابل تنظیم در ارتفاع را از دیگر تجهیزات این خودرو می توان نام برد.
منابع تحقیق :
khodroha
avaxnet خبرگزاری فارس
خبرگزاری ایسنا
وبگاه دنیای اقتصاد
ikco
پنج شنبه 24/4/1389 - 20:40
[
نظر به این مطلب
] - [
نظرات این مطلب : 0
]
دعا و زیارت
مردی که عطر و بوی امام می داد
میر علام به طرف پنجره سربرگرداند. ستارگان در قاب پنجره می درخشیدند. شب از نیمه گذشته بود. مثل هر شب مطالعه درسش را تمام کرد. شعله لرزان شمع با فوت آرامش خاموش شد. سکوت دلپذیری در فضای مدرسه موج می زد. دلش می خواست باز از پله ها پایین برود و در حیاط مدرسه قدم بزند، ولی نرفت. ترجیح داد در ایوان پشتی بنشیند و به حرم امام علی(ع) نگاه کند. هیچ چیز مثل نگاه کردن به مرقد پاک و مطهر امام، برای او لذت بخش نبود. طلبه ها حجره او را دوست داشتند بارها از او خواسته بودند که حجره اش را با حجره آنها عوض کند؛ اما او قبول نکرده بود.
شب سفره پر از مرواریدش را بر آسمان نجف پهن کرده بود؛ ستاره های ریز و درشت، با شهاب هایی که گاه گداری از غربال آسمان می گریختند و نرسیده به زمین خاموش می شدند. چه قدر دوست داشتنی بود، غور در آسمان نجف، غور در آسمان دل، غور در آشیانه مهر. میرعلام در تفکری عمیق و لذت بی پایان، پلک هایش را بست. آواز جیرجیرک ها از دور و نزدیک به گوش می رسید. لالایی شب های تنهایی، شب های خستگی از درس و بحث، شب هایی که خستگی نیز برای خودش لذتی داشت. پلک هایش گرم شد. خواب در چشمان خسته اش لانه کرد، اما لحظاتی نگذشت که صدایی غریب و ناشناخته او را از خواب پراند. صدای چه بود؟ که بود؟ نمی دانست. برخاست و به حرم خیره شد. بیشتر نگران قندیل ها بود. چشم هایش را مالید و دوباره نگاه کرد و ناگهان شبح مردی را دید که به طرف در ورودی حرم پیش می رفت. پشت دیواره ایوان قایم شد. یقین کرد دزدی است که سراغ قندیل ها آمده است. با خود گفت: «ناکارش می کنم. مگر این که از روی جنازه من رد شود و برود قندیل های حرم را بدزدد!»
سرک کشید و دوباره نگاه کرد. شبح هم چنان آرام و ساکت جلو می رفت. اگر دزد را می گرفت می توانست از استادش مقدس اردبیلی جایزه بزرگی بگیرد. او هم در ستاد حوزه بود و هم امورات حرم را به عهده داشت. تقریبا همه کاره شیعیان ایشان بود. باید تلاش خودش را می کرد و نمی گذاشت دزد در برود. اندیشید: «اگر خودم هم نتوانستم بگیرمش، صدایم را بلند می کنم تا همه اهل نجف بریزند این جا! نباید گذاشت دزد سالم از این جا دربرود!»
شبح مرد در تاریکی پیش رفت و به در حرم رسید. بی صدا و در سکوت، در بزرگ حرم باز شد. ضربان قلب میرعلام تندتر زد. «نکند نتوانم از پسش بربیایم!» مرد که رفت، او نیز آرام از لبه ایوان گرفت و بلند شد. سپس بالا پرید و کمی روی دیوار چهار دست و پا راه رفت. بعد از لبه دیوار آویزان شد و آرام تو حیاط حرم پرید. با رسیدن به هر دری، انگار در خود به خود باز می شد و او جلو می رفت. قلب میرعلام داشت از سینه اش بیرون می پرید. خدایا این کیست؟ اگر دزد بود قفل ها با کلید باز می کرد، یا می شکست، این که بدون هیچی زحمتی دارد پیش می رود!»
شبح به داخل رواق که رسید ایستاد. سلام کرد. انگار صدایی هم از درون به گوشش رسید، ولی او خیلی مطمئن نبود که صدایی از دورن شنیده است. جلوتر رفت و زیر دیواره سنگی نزدیک رواق نشست و گوش خاباند. دو نفر داشتند با هم آرام صحبت می کردند. دوباره به خودش جرأت داد تا نزدیک تر برود. هر چه نزدیک تر می شد، صدا آشناتر به نظر می رسید. «خیلی شبیه صدای آقاست!» مقدس اردبیلی را می گفت. باز هم جلوتر خزید و دیگر شک نکرد. خود خودش بود. استاد داشت در مورد مسأله ای علمی با کسی صحبت می کرد. «عجب اشتباهی کردم من! خدا مرا ببخشد، ببین چه کسی را با دزد اشتباهی گرفتم، خوب شد که حرکتی از خودم نشان ندادم؛ و گرنه دیگر نمی توانستم سرم را پیش استاد بلند کنم!»
آرام آرام عقب برگشت. وقتی مطمئن شد استاد صدای پاهای او را نخواهد شنید، بیرون صحن دوید و منتظر ماند چنان هیجان زده بود که نمی توانست در مورد چیزی که دیده بود، فکر کند. فقط می خواست ببیند استاد در این وقت شب با چه کسی در داخل ضریح امام قرار داشته است. بیرون صحن، پشت تنه نخلی کهن قایم شد. صدای جیرجیرک ها هم چنان یک نواخت به گوش می رسید. میرعلام منتظر خروج استاد از حرم بود. مدتی گذشت. ناگهان استاد سرفه آرامی کرد و از در حرم بیرون آمد. میرعلام دنبال استاد راه افتاد و سایه به سایه او حرکت کرد. استاد از کوچه پس کوچه ها گذشت و از شهر خارج شد.
همه چیز برای میرعلام مشکوک بود. «آقا در این وقت شب کجا می رود، در بیابن چه کار دارد؟ من باید از همه چیز سردربیاورم!»
مسیر مقدس مسجد کوفه بود. مسجدی که امام علی(ع) در محراب آن به شهادت رسیده بود. میر پابرهنه و هیجان زده به دنبال استاد راه می رفت. «به گمانم می رود آن جا عبادت کند؛ ولی در این وقت شب چرا، لابد یک سری در کار است!»
رسیدند به مسجد کوفه. تاریک مطلق بر همه جا سایه افکنده بود. چشم چشم را نمی دید. استاد از در مسجد کوفه که وارد شد، یک راست به طرف محراب رفت. میرعلام نیز سریع خودش را به مسجد رساند و پاورچین پاورچین به طرف محراب رفت. نرسیده به محراب در پشت ستونی قایم شد. صدای مردی به گوش می رسید که نماز می خواند. تا به حال چنین صدای زیبا و لطیفی نشنیده بود. چنان دلنشین بود که میرعلام آرزو کرد که کاش می توانست پیشش برود و از نزدیک صدایش را بشنود و به چهره اش نگاه کند. پشت ستون نشست و گوش خواباند. باز صدای استادش را شنید. داشت با مردی که نمازش تازه تمام شده بود، حرف می زد. در مورد همان مسأله علمی که در حرم با کسی حرف زده بود. عقلش به جایی قد نداد. هنوز نمی دانست چه شده است. فقط احساس می کرد دارد آرام آرام رازی را کشف می کند.
میرعلام خسته بود. احساس می کرد بدنش را در هاون کوفته اند. تا آن روز در هیچ تعقیب و گریزی شرکت نکرده بود. نمازش را خواند، می خواست پشت همان ستون بگیرد بخوابد؛ ولی استاد تعقیبات نماز صبح را هم به پایان برد و بلند شد. میرعلام هنوز از این تعقیب و گریز چیزی عایدش نشده بود. فقط خستگی بود و بی خوابی. باید تا آخر قضیه جلو می رفت. باید می فهمید که استاد در دل شب با چه کسانی به گفتگو نشسته است.
استاد مثل همیشه قبراق و سرحال بود. میر علام می خواست باز پا به پای استاد قدم بردارد؛ اما دیگر نای رفتن نداشت. در سابه روشن صبح با تنی خسته دنبال استاد راه افتاد. خمیازه می کشید و می لرزید و گاه از فرط خستگی می نالید. وسط های راه به ناچار آه بلندی کشید و ایستاد. صدای آه و ناله اش به گوش استاد رسید.
مقدس با کنجکاوی برگشت و نگاه کرد. جوانی پشت سر او افتان و خیزان قدم برمی داشت و ناله می کرد. در هوای گرگ و میش نمی شد چهره کسی را تشخیص دارد. منتظر ایستاد تا جوان به او برسد. وقتی جوان نزدیک شد، مقدس او را شناخت.
- سلام آقای تفرشی، تو این جا چه کار می کنی؟
میرعلام تفرشی سرش را پایین انداخت. انتظار نداشت استاد به این زودی ها از حضور او باخبر شود و او را سرزنش کند. با خود گفت: «استاد مهربان تر از این است که من فکر می کنم. باید رک و راست همه چیز را برایش بگویم. بعد بپرسم آن کسانی که او با ایشان گفتگو کرده بود، کی بودند.»
جواب سلام استاد راداد و با خجالتی که در صدایش بود، گفت:
- استاد مرا ببخشید، من امشب همه اش در پی شما بوده ام. اگر اجازه بدهید می خواهم سؤالی بکنم. لطفا به من بگویید که در حرم با چه کسی صحبت کردید و آن کسی که در مسجد کوفه با او گفتگو کردید که بود؟
مقدس سینه اش را صاف کرد و با مهربانی گفت:
- ای کاش نمی آمدی و نمی دیدی. حالا که همه چیز را با چشم های خود دیده ای می گویم، ولی به یک شرط.
میرعلام گفت:
- هر شرطی که باشد من قبول می کنم.
- از تو عهد می گیرم که تا من زنده ام این ماجرا را به کسی نگویی.
میرعلام قبول کرد. دست روی چشم خود گذاشت و قسم یاد کرد که تا استاد زنده است هیچ وقت این ماجرا را به کسی نگوید. مقدس دستی به محاسن پرپشت و سیاهش کشید و گفت:
- پسرم، مستئلی هست که من از حل آنها ناتوانم، پس خدمت حضرت امیرالمؤمنین(ع) مشرف می شوم و از آن جناب می پرسم. امشب ایشان به من فرمود که فرزندم مهدی(عج) در مسجد کوفه است. برو پیش او. آن کسی که در مسجد کوفه با او حرف می زدم، مولایمان مهدی(عج) بود.
میرعلام با شنیدن اسم آقا اشک در چشمانش حلقه زد. قدمی جلوتر گذاشت و استاد را تنگ در آغوش گرفت. سپس سر به سینه او گذاشت و گریست. او عطر و بوی امام را می داد.
منبع:نشریه انتظار نوجوان-24
/ج
چهارشنبه 23/4/1389 - 20:25
[
نظر به این مطلب
] - [
نظرات این مطلب : 2
]
1
گزارش محتوا
محتوای مخالف با موازین شرعی
محتوای مخالف با مصالح نظام جمهوری اسلامی
محتوای نقض کننده حریم شخصی من
محتوای مخالف با موازین اخلاقی
مورد توجه ترین های هفته اخیر
لینک ها
جستجو در مطالب روزانه
ثبت مطلب جدید
مطالب روزانه اعضا
فعالان مطالب روزانه
مطالب من
نظرات مطالب من
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته