دعا و زیارت
چنین حکایت نمود حاج محمّد یزدی،که از عیال علویه ی خود دختر پنج ساله ای داشتم، بر چشم او سالک در آمده بود، کم کم بزرگ شده وبه طوری چشم باد کرد که باز نمی شد، خیلی نگران شدیم از اینکه مبادا چشم او از بین برود، علویه مادرش دخترک را به حرم مطهر حسینی علیه السّلام برده و به ضریح مقدس چسباند، به بچه گفت: دستت را به ضریح بمال و به چشمانت بکش تا خوب شود کودک با اعتقاد صافی و اخلاص وافی دست برضریح کشید و بر چشم خود مالید واز مادر خود پرسید: ننه جان ببین چشمم خوب شد؟ مادر به جهت تسلّی طفل گفت: ان شاء الله خوب می شود، چون به خانه برگشتند، شب خوابیدند صبح که بر خواستند اثری از سالک وباد و برآمدگی بر چشم کودک نبود وبه حال طبیعی بر گشته بود، گویا اصلاً عارضه ای نداشته ، همگی شکر و سپاس اللهی بجا آوردیم.
سه شنبه 3/1/1389 - 9:53
دعا و زیارت
انسان وقتی كه رجوع میكند به توصیهها و بیانهائی كه در آثار مقدس دینی
راجع به امر به معروف و نهی از منكر رسیده و آنهمه فوائد و آثاری كه
برای این اصل مقدس ذكر شده ، مثلا میبیند در قرآن كریم میفرماید :
« و المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض یامرون بالمعروف و ینهون عن
المنكر و یقیمون الصلاه و یؤتون الزكاه و یطیعون الله و رسوله اولئك
سیرحمهم الله ان الله عزیز حكیم » . یعنی مردان مؤمن و زنان مؤمنه
دوستان یكدیگرند و بین آنها رابطه و صله مودت و عواطف محبتآمیز
حكمفرما است ، امر به معروف و نهی از منكر میكنند ، نماز را بپا
میدارند ، زكات را ادا مینمایند ، خدا و پیغمبر را اطاعت میكنند .
اینها هستند كه البته رحمت الهی شامل حالشان میشود . خداوند غالب و
حكیم است .
در این آیه كریمه قسمتهائی به طور علت و معلول و سبب و مسبب مترتب
بر یكدیگر ذكر شده است : لازمه ایمان حقیقی و واقعی - نه ایمان تقلیدی و
تلقینی - رابطه وداد و علاقه به سرنوشت یكدیگر است .
و لازمه این محبت و علاقه ، امر به معروف و نهی از منكر است . لازمه امر به
معروف. لازمه امر به و نهی از منكر ، قیام بندگان است به وظیفه عبادت و خضوع نسبت
به پروردگار یعنی نماز ، و قیام به وظیفه كمك و دستگیری از فقرا یعنی
زكات ، و بالاخره لازمه امر به معروف و نهی از منكر اطاعت خدا و رسول و
زنده شدن همه دستورهای دینی است . لازمه همه اینها این است كه رحمتهای
بیپایان خداوند قادر غالب كه كارهای خود را بر سنت حكیمانه اجرا میكند
شامل حال میگردد .
در حدیث است كه امام باقر ( ع ) درباره امر به معروف و نهی از منكر
میفرماید : « بها تقام الفرائض ، و تأمن المذاهب و تحل المكاسب ، و
ترد المظالم ، و تعمر الارض ، و ینتصف من الاعداء ، و یستقیم الامر »
یعنی به وسیله این اصل ، سایر دستورها زنده میشود ، راهها امن میگردد ،
كسبها حلال میشود ، مظالم به صاحبان اصلی برگردانده میشود ، زمین آباد
میگردد ، از دشمنان انتقام گرفته میشود ، كارها رو به راه میشود .
وقتی انسان از طرفی به این دستورها و راهنمائیها رجوع میكند و از طرفی
هم میبیند در یك دورههائی كم و بیش مسلمین عمل كرده و استفاده كردهاند
، و از طرف دیگر وضع حاضر خودمان را میبیند، بینهایت دچار تأسف میشود.
من نمیگویم كه آنچه در گذشته به نام دائره حسبه بوده یك چیز بیعیب و
نقصی بوده و منظور شارع اسلام را كاملا تأمین میكرده . من گذشته را با
| و نهی از منكر وجود ندارد ، اساسا آنچه بیشتر جای تاسف است اینست كه
این فكرها به كلی از دماغ مسلمین خارج شده ، آن چیزهائی را كه آنروز جزء
وظیفه حسبه میدانستهاند و به نام حسبه امر به معروف و نهی از منكر ،
امور اجتماعی خود را اصلاح میكردند اساسا جزء امور دینی شمرده نمیشود ، و
اگر احیانا كسی در فكر امر به معروف و نهی از منكر بیفتد فكر نمیكند كه
آن اصلاحات هم جزء این وظیفه و تكلیف است ، یعنی معروف و منكر آن
معنای وسیع خود را از دست داده و محدود شدهاند به یك سلسله مسائل عبادی
كه بدبختانه آن هم عملی نمیشود .
اگر در منطق اسلام امر به معروف و نهی از منكر آن اندازه توسعه
نمیداشت به ما نمیگفتند كه : « بها تقام الفرائض ، و تأمن المذاهب ، و
تحل المكاسب ، و ترد المظالم ، و تعمر الارض ، و ینتصف من الاعداء ، و یستقیم الامر ، » زیرا این فكر كوچك و محدود كه فعلا در مغز ماها به نام
امر به معروف و نهی از منكر وجود دارد هر اندازه هم كه لباس عمل بپوشد
ممكن نیست اینهمه آثار نیك ببار آورد . |
امروز مقایسه میكنم و میبینم كه چقدر ما عقب رفتهایم .
امروز گذشته از اینكه چنین قدرتی به هیچ شكلی برای امر به معروف
دوشنبه 2/1/1389 - 14:22
دعا و زیارت
قسمت دیگری كه خواستم در حاشیه گفته باشیم اینست كه در میان ما ، در
اجراء امر به معروف و نهی از منكر ، آن چیزی كه بیشتر مورد توجه بوده دو
وسیله بوده . الان هم میبینیم مردم در اجراء این اصل توجهشان فقط به همین
دو چیز است . آن دو چیز یكی گفتن است و دیگری اعمال زور ، یعنی اول
بگوئیم بعد هم اگر از گفتن نتیجه نگرفتیم اعمال زور بكنیم . و به تعبیر
دیگر كه تعبیر سعدی است ما به " پند " معتقد هستیم و " بند " ، اول
پند میدهیم و اگر اثر نكند و قدرت داشته باشیم ، به زدن و بستن متوسل
میشویم . این دو تا را خوب شناختهایم و به این دو تا آشنائی داریم .
البته شك نیست كه گفتن و پند دادن ، وسیلهای است از وسائل . اعمال
زور هم به سهم خود در مواردی وسیله دیگری است از وسائل . ولی آیا وسیله
امر به معروف و نهی از منكر منحصر است به همین دو ؟ وسیله دیگر و راه
دیگری نیست ؟
دوشنبه 2/1/1389 - 14:10
دعا و زیارت
داستانی است كه هم به امام حسن نسبت داده اند و هم به امام حسین ، و
این روایتی كه نقل میكنم درباره امام حسین علیه السلام است مردی به نام
" عصام بن المصطلق " اهل شام ، آمد در مسجد مدینه مردی را دید با هیبت
و جلال . نظرش را جلب كرد گفت این كیست آنجا نشسته ؟ معلوم
میشود شخصیتی است یك كسی گفت : حسین بن علی بن ابیطالب .
تاشنید حسین پسر علی ، گفت : قربة الی الله بروم چند تا فحرف درشتبه اوبگویم آمد
و روبروی حضرت ایستاد وبا كمال وقاحت ، تا
میتوانست حضرت امیر و خود حضرت را سب كرد که اسلام را شما
خراب كردید ، شما مردمی هستید منافق ، و از این حرفها . امام نگاهی به
او كرد ، در چهرهاش خواند كه او یك مرد اغفال شده است همینكه حرفهایش
تمام شد فرمود : « ا من اهل الشام انت ؟ » آیا تو اهل شامی ؟ گفت بله
یك جمله بیشتر نگفت : « شنشنه اعرفها من اخزم » :
میدانم ، شامیها این جور هستند . بنابر این شما در شهر ما غریب هستی ،
مهمان ما هستی ، بیا برویم منزل مهمان ما باش ، تو را پذیرایی میكنیم ،
اگر آذوقه ات كم باشد آذوقه به تو میدهیم و خود این مرد میگوید یكمرتبه
حالتی به من دست داد ، دوست داشتم زمین شكافته بشود به زمین فرو بروم .
| یزید سفاهة و ازید حلما |
| كعود زاد فی الاحراق طیبا |
دوشنبه 2/1/1389 - 13:52
دعا و زیارت
آنچه از نظر قرآن ، و طبعا از نظر نهجالبلاغه ، نیز مذموم است نه " وجود فی نفسه " جهان است . و نه " تمایلات و علائق فطری و طبیعی " انسان . در این مكتب نه جهان بیهوده آفریده شده است و نه انسان راه خود را گم كرده و به غلط در این جهان آمده است .
مكاتبی بوده و هستند كه نسبت به نظام آفرینش با دیده بدبینی مینگرند ، نظام موجود را نظام كامل نمیپندارند ، و نیز مكتبهایی بوده كه آمدن انسان را به این جهان نتیجه یك اشتباه ! و از نوع راه گم كردن ! میدانند انسان را موجودی صددرصد بیگانه با جهان میشمارند كه هیچگونه پیوند و خویشاوندی با این جهان ندارد ، زندانی این جهان است ، یوسفی است كه به دست برادران دشمن ، در چاه این جهان محبوس گشته است ، تمام مساعیش
باید صرف فرار از این زندان و بیرون آمدن از این چاه گردد . بدیهی است هنگامی كه رابطه انسان با جهان دنیا و طبیعت رابطه زندانی و زندان ، و به چاه افتاده و چاه است ، انسان نمیتواند هدفی جز " خلاصی " داشته باشد . يکشنبه 1/1/1389 - 18:30
دعا و زیارت
عبادت و پرستش خداوند یكتا و ترك پرستش هر موجود دیگر ، یكی از
اصول تعلیمات پیامبران الهی است ، تعلیمات هیچ پیامبری از عبادت خالی
نبوده است .
چنانكه میدانیم در دیانت مقدسه اسلام نیز عبادت سر لوحه همه تعلیمات
است ، چیزی كه هست در اسلام عبادت به صورت یك سلسله تعلیمات جدا از
زندگی كه صرفا به دنیای دیگر تعلق داشته باشد وجود ندارد ، عبادات اسلامی
با فلسفههای زندگی توام است و در متن زندگی واقع است .
گذشته از اینكه برخی عبادات اسلامی به صورت مشترك و همكاری دسته جمعی
صورت میگیرد ، اسلام به عبادتهای فردی نیز آنچنان شكل داده است كه متضمن
انجام پارهای از وظایف زندگی است ، مثلا نماز كه مظهر كامل اظهار
عبودیت است چنان در اسلام شكل خاص یافته است كه حتی فردی كه میخواهد
در گوشه
خلوت به تنهائی نماز بخواند خود به خود به انجام پارهای از وظائف اخلاقی
و اجتماعی از قبیل نظافت ، احترام به حقوق دیگران ، وقت شناسی ، جهت
شناسی ، ضبط احساسات ، اعلام صلح و سلم با بندگان شایسته خدا و غیره مقید
میگردد .
از نظر اسلام هر كار خیر و مفیدی اگر با انگیزه پاك خدائی توام باشد
عبادت است ، لهذا درس خواندن ، كار و كسب كردن ، فعالیت اجتماعی
كردن اگر لله و فی الله باشد عبادت است .
در عین حال ، اسلام نیز پارهای تعلیمات دارد كه فقط برای انجام مراسم
عبادت وضع شده است از قبیل نماز و روزه و این خود فلسفهای خاص دارد
يکشنبه 1/1/1389 - 18:23
شعر و قطعات ادبی
پدرم گفت پدر جان زن اگر زن باشد
شیر در خانه و کوچه وبرزن باشد
پدرم گفت که ای دخت نکو بنیادم
زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم
هدف دشمن سنگ افکن،پیشانی ماست
کسب جمعیتش از زلف پریشانی ماست
پدرم گفت گل از رنگ ولعابش پیداست
و زن مؤمنه از طرز حجابش پیداست
يکشنبه 1/1/1389 - 18:6
شهدا و دفاع مقدس
آخرین مناجات شهید خلبان، عباس بابایی
جمعه 15 مردادماه 1366 ـ عید قربان ـ كابین جنگنده:
ـ خدایا، تو شاهدی كه هر كاری میكنم، تنها برای تو و سرافرازی مسلمین است.
ـ پرواز كن، پرواز كن، امروز روز امتحان بزرگ اسماعیل است.
و چند لحظه بعد از یك حماسه:
ـ مُسلم سلامت میكند یا حسین!
و آخرین كلام:
ـ اللهم لبیك، لبیك لا شریك لك لبیك.
يکشنبه 1/1/1389 - 9:36
خانواده
خدایا! تو خودت گفتی هر که عاشق من باشد عاشقش خواهم بود
وهر که را عاشق باشم شهیدش خواهم کرد
وخون بهای شهادتش را خودم خواهم پرداخت.
خدایا....!
ما عاشق توایم...
سال نو مبارک /امید وارم که سال پر برکتی داشته باشیم .؟!
صلوات.....
وما جوانان ایران زمین با اقتدار کامل بینی شیطان ومخصوص شیطان بزرگ آمریکا را به خاک های بیابان های عربستان بمالانیم....
يکشنبه 1/1/1389 - 9:23