• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 3
تعداد نظرات : 0
زمان آخرین مطلب : 4645روز قبل
معرفی کتاب و بازی های آموزشی

«افول در فرودگاه شیطان»؛ این کتاب را بیست سال پس از صدور فتوای تاریخی امام (ره) می خوانید؛ اولین جمله ای که هنگام شروع نگارش این کتاب با خود مرور کردم برایتان می نویسم؛ «شأن فرمان حضرت امام(ره) بالاتر از آن است که سلمان رشدی در بستر بمیرد» و براستی ما کجای این فرمان قرار گرفته ایم؟؟!! حضرت امام (ره) با تیز هوشی بی مانند خود قلب جریان را نشانه گرفت. جریانی که با سابقه شروع جنگهای صلیبی هدف خود مبنی بر تهاجم فرهنگی و تخریب چهره اسلام، قرآن و شخص نازنین پیامبر اسلام(ص) را با بر پا کردن مترسکی به نام سلمان رشدی عملیاتی نموده بود و در صورت ندیدن واکنشی بجا و شایسته از اردوگاه مقابل، آماده بود تا تیرهای دیگر خود را به جبهه اسلامی پرتاب نماید. بنابراین صدور حکم ارتداد سلمان رشدی را بیش از آنکه مقابله با شخص او بدانیم باید در حوزه مقابله با هجوم صلیبی گونه غرب وحشی تعریف نماییم؛ واکنش بجا و قدرتمندانه ای که شرایط بازدارنده ای را تا سالها در جهان اسلام پدید آورد. صدها سال از جنگهای صلیبی- که با هدف تصرف و تسخیر بیت المقدس شروع شده بود و توسط رهبران مذهبی و حاکمان قدرت طلب اروپا فرماندهی می شد- گذشته بود و جهان غرب در آرزوی دهکده جهانی، ابزارهای تازه ای را برای شروع فصل نوینی از صلیبی گرایی یافته بود؛ آنهم پس از امپراطوری کمونیسم.

دنیای خیالی دو قطبی کمونیسم- لیبرالیسم، یک قطب خود را از دست داده بود و دنیای لیبرالیسم در فضایی بدون رقیب، در اندیشه «تک قطبی» کردن جهان و ایجاد « نظم نوین جهانی» برای ساکنان کره زمین به سر می برد. ایدئولوژی !! مارکس و انگلس و حاکمیت سوسیالیستی رخت بربسته بود و اندیشمندانی کوته فکر چون «فرانسیس فوکویاما» با ارائه تئوری «پایان تاریخ» سعی در جا انداختن این نکته بودند که الگوی لیبرال دموکراسی مطمئناً «نقطه انتهایی تکامل ایدئولوژیک بشری» و  «والاترین نوع حاکمیت انسانی» است . به معنای واضح تر؛ تلقی این شعار که ارزشهای لیبرالیسم غرب سبب هزیمت کمونیسم شده است نه پوشالی بودن شریعتهای ساختگی مخالف با فطرت انسانی. شاید اولین روزهای فروپاشی شوروی برای کارکنان اتاق فکر جبهه مقابل (لیبرالها) مرفح انگیزترین و شادترین روزهای زندگیشان بود. شاید فیلسوفان مستکبر غربی ترجیح دادند به جزایر قناری یا هاوایی بروند و آنهایی هم که نتوانستند، حداقل سری به سواحل کالفرنیا بزنند و بالش زیر سر بگذارند و با خیال راحت خواب زندگی در جهان بدون مبارزه و بدون حریف را ببینند وجامهای شرابی را به یمن آبی شدن آسمان ایدئولوژیک انسانی یکی یکی بنوشند.

شاید هم حق داشتند آنها به خیال خود بزرگترین دشمن خود را با صرف قریب یک میلیارد دلار از میدان خارج کرده بودند؛ یک میلیاردی که بیشتر در موسسات فرهنگی و حقوق بشر و انجمن های آزادی!! که در حقیقت سنگر یارگیری غرب از دل شرق بود خرج ده بود و این یعنی پیروزی بزرگ. خیلی هم بزرگ و در یک کلمه یعنی پایان نبرد طاقت فرسای ایدئولوژیکهای جهانی. مستی متفکران غربی تا آن حد بالا بود که یادشان رفته بود در دل خاورمیانه - جایی که کانون شریعتهای آسمانی بوده است- پرچمی به دست پیری روشن ضمیر برافراشته شده که پس از سالها غبار غربت از چهره اسلام- این دین الهی جاوید- زدوده و در جهان مادیت و دین های ساختگی موجی از بیداری اسلامی را در سرتاسر کره خاکی به راه انداخته است. موجی که به سرزمینهای اسلامی محدود نشده و تا عمق باورهای انسانهای آزادی خواه و آزاده فرو رفته است.

شاید هم مستی پیروزی دیدشان را نبسته بود و این قدرت برخاسته و جان گرفته را می دیدند اما گاهاً که احساس ترسشان فزونی می یافت نگاهی به بازوها و کمی هم به هالیوود و نگاهی به دیش ها و آنتن های تلویزیونی و کمی بالاتر نگاهی به شبکه های ماهواره ای و هواپیماهای آواکس می انداختند و دوباره بی خیال می شدند. اما حقیقت آنست که در جمعیتی به این گستردگی کم و بیش و تک و توک اندیشمندانی کمی عاقل تر هم پیدا می شوند که کمی از نوک بینی شان را بیشتر ببینند و سرشان را مثل کبک زیر برف پنهان نکنند و هماوردان قدرتمندتری را در اطراف جزیره یانکی ها و یا قاره پر از غرور اروپایی مشاهده کنند که چون جزیره های مرجانی اما بسیار پایدارتر از آنان سر از دریای فرهنگی قرن بیستمی بیرون آورده باشند اما به چشم بوالهوسان نیامده باشند؛ مثل همین آقای «گارهام فولر» .او در مقاله ای زیر عنوان «فراسوی جنگ سرد»، جماعت مست غربی را با این کلمات از تلوتلو خوردن های اضافی باز می دارد: « جهان در ورطه یک بحران فرهنگی بی سابقه گرفتار شده است. فرضیات برتری فرهنگی غرب بویژه در دامن دو پیکره فرهنگی اسلام و تمدن کنفوسیوسی به شدت مورد حمله قرار گرفته است .

سیلی دوم به صورت مستانه تفکر غربی را دانشمند مشهورتری می زند؛ « ساموئیل هنتیگتون» امریکایی با خروجی خورجین مزرعه تفکری خود یعنی همان نظریه « برخورد تمدنها» ی معروف، دانشمندان از هوش رفته غرب را به مشاهده اتمسفر بحرانی پیرامونی رهنمون می کند. اما او چه می گوید؟ فکر می کنم تمام فشاری که او به سلولهای خاکستری مغزش وارد کرده است در این عبارت او نهفته باشد که «اصولا نقطه اصلی برخورد در این جهان نو، نه رنگ ایدئولوژیکی دارد و نه جوی اقتصادی، شکاف های عمیق میان افراد بشر و به اصطلاح «نقطه جوش» برخوردها، ماهیتی فرهنگی خواهد بود و بس » ( هانتیگتون و منقدانش، نظریه برخورد تمدنها، ترجمه و  ویراسته: مجتبی امیری، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، 1375، ص 45.) او بسان دیدبانی که البته و صد البته قدش و نه عقلش از همه بلندتر است و کمی آن دورتر را هم می تواند رصد کند، در میدان ایدئولوژیک جهانی رقیبی را در آن سوی میدان به غرب نشان می دهد که اگر چه دور است ولی دور  نخواهد ماند؛ حریفی که به سرعت با همه عقبه فکری خود در حال پیشروی است و هر چه به تاریکخانه غرب نزدیکتر می شود بزرگ  و بزرگتر می شود تا آنجا که بعید نیست غرب را در یک آن ببلعد! اکنون دیگر جامها در دست می لرزد و چشم و چالها بازتر می شود .

فرمان آماده باش صادر شده است و البته این جمع وارفته با کمی غرولند خودشان را جمع و جور می کنند. «هانتیگتون» در منظر فلسفی خود مدعی می شود که: « در میان این تمدن ها ( به نظر او جمعا 9 تمدن) سه تمدن با هم در تضادند؛ تمدن غرب از یک سو با اسلام و چین از دیگر سو. ولی از میان این سه تمدن، بین دو تمدن غرب و اسلام به دلیل تضادی که در دین دارند احتمال برخورد وجود دارد.» (کاظم علمداری، بحران جهانی و نقدی بر نظریه برخورد تمدن ها و گفت وگوی تمدن ها ، نشر توسعه، تهران، 1381،ص 78)

همین احتمال کافی است که لشگر صلیبی وحشی غرب و دار و دسته یانکی ها و باز ماندگان نسل «کابوی» ها، عده و عده خود را جمع کنند و هر چه شوالیه شمشیر شکسته و نیزه شکسته دارند گسیل کنند به مرزهای جغرافیایی و فکری سرزمینهای اسلامی. درست مثل لشگر وحشی های صلیبی قرن ها قبل. اینچنین است که نسل جدید شوالیه ها این بار نه با نیزه و شمشیرهای شکسته، بلکه با قلمهای شکسته به میدان فرهنگی اسلام وارد شوند و به مانند گلادیاتورها ندای «هل من مبارز» سر دهند؛ هر چند آنها اهل مبارزه نیستند. بچه تخصی هستند که سنگ می زنند و پا به فرار می گذارند. بچه تخص های غرب هرچه که دارند و همه چیزی که ندارند را رو می کنند؛ از رمان و کاریکاتور گرفته تا فیلم و.. و اینچنین است که «شوالیه پرهزینه» انگلیسی ها سر از تخم در می آورد .این «شوالیه پرهزینه» با قلم شکسته و انگیزه مشهور شدن، کاغذ سفید را سیاهه ای می زند و با همین سیاه کاری ها چند میلیون پوند ناقابل از توی جیب گشاد اسکاتلند یارد برمی دارد و می ریزد توی خورجین محافظانش. اما فقط که این نیست. ظاهراً این شوالیه آنقدر می ارزد که اتحادیه اقتصادی اروپا که تمام وقتشان صرف شمردن دلار و پوند و مارک است و طاق زدن اینها با هم، به خاطر پسرک مترسک مزرعه بوالهوسی شان، 12 شوالیه بزرگتر ( نمی دانیم شاید هم کوچکتر!!؟) خود را سوار هواپیما کند و از ایران ببرد. بعد هم تهدید کند به قطع رابطه اقتصادی و این لافهای بازار مسگری. بعد هم شازده کوچولو یکباره به لطف مادام الیزابت ملکه رنگ و رو رفته سلطنت انگلیسی ها بشود شوالیه. شوالیه! هم بنشیند روی کاغذ سفید ها و سیاهی قلبش را به لطف مامان ملکه الیزابت دوم بریزد رویشان. بعد هم بشود کتاب «شالیمار دلقک» تا لااقل شخصیت خود را در نیمی از اسم کتاب بچسباند.

منشوری که  در هر ضلع و زاویه اش برکاتی چشم نواز داشت

حکم تاریخی و ماندگار حضرت امام (ره) همچون منشوری در هر ضلع و زاویه اش برکاتی چشم نواز داشت و انگار امام آمده بود تا در چند خط، خطوط فرهنگی غرب را بشکند و قلم مبارکش قدم به قدم پوسته پیراسته  غرب را بشکافد و انسان قرن بیستمی را به لایه های درون این پیوسته سوق دهد. امام انگار می خواست در آخرین روزهای حیات مادی خود، به تشریح  کالبد غرب دست زند و به همگان نشان دهد که این سرزمین آنچنان که می گویند یکدست نیست بلکه گسل هایی است که به زور تئوری لیبرالیسم کنار هم چسبانده شده اند و انرژی اندکی کافی است تا با ایجاد اصطکاک بین این گسل ها زلزله ای را در این برهوت اندیشه خلق کند که می تواند به آسانی ساختمان های سر برفراشته برآسمان ایسم های ساختگی را به تلی از خاکستر مبدل کند. یک بار دیگر آن حرف اقبال لاهوری- که زمانی به مردم پاکستان گفته بود- در گوشه گوشه های جهان اسلام زمزمه شد؛ داستان مرد و صومعه. روایت از آنجا آغاز می شود که مردی غریب به شهری پا می نهد و برای استراحتی شبانه جایی طلب می کند.مردم آن شهر او را به سوی صومعه ای هدایت می کنند و تنگ گوشش هم این نکته را اضافه می نمایند که هر کس در این صومعه رفته است با صدای دیوی که در نیمه شب در سرتاسر صومعه  طنین انداز می شود قالب تهی کرده و جسدش را در صبح پس از آن شب کذایی در بیرون صومعه برای عبرت عابران به یادگار می گذارد. مرد می رود و می ماند تا نیمه شب .شباهنگام آن ندای مخوف تمام وجودش را نهیب می زند. مردانه می ایستد و فریاد بر می آورد که: ای دیو! ای اهریمن! مرا از صدای تو هراسی نیست. اگر تو آنی که می نمایی خودت را نشان بده تا نابودت کنم. فریاد بلند او کنگره ها و ستونهای صومعه را درهم می شکند و فردا، دیگر هر عابری که عبور می کند چیزی را که می بیند نه تن بی جان آدمی غریب که تلی از خاکستر صومعه فریب است. اینجاست که اقبال هدف داستان را در دل مسلمانان می نشاند که: آری غرب و در رأس آن امپراطوری بریتانیا نیز همان صومعه است؛ همان تاریکخانه. چیزی که او را حیات داده و دیگران را ممات نه برجستگی های فکری و فرهنگی که صدای سهمگین و ترس ناشی از قدرت پوشالی اوست.

فقط کافی است مردی پیدا شود و بر سر غرب فریاد برآورد تا همه هیمنه غرب چون ستونهای صومعه و کنکره های کاخ تاریکخانه فرو بریزد؛ هرچند اندیشمندان بعدها گفتند که اقبال لاهوری همان مردی بود که مردانه فریاد برآورد و او در حقیقت، آمدن خودش و خروش نخفته خود را علامت می داد. اکنون داستان که نه، واقعیت، دیگر بار با فریادی به بلندای تاریخ عظیم اسلام نواخته شده و ترس مرگ آفرینی را در چشم چشم آبی های اروپایی محقق نموده است. امام مردانه برغرب خروشید تا دیگر خفاشی، خورشیدی را نشانه نگیرد. حمایت های مکرر، همه جانبه و به ظاهر یکدست غرب پس از فرمان امام، لایه درونی خود را که همانا  صورت متکثر و نسبت گرا بود به دنیا نشان داد تا دنیائیان حتی برای لحظاتی چند از پشت نقاب، چهره کریه غرب را بنگرند. و این دستاورد الهی را اگر کرامت خدای کریم نام ننهیم چه باید بنامیم؟ « کیت نش» جامه شناس غربی صحت استدلال مرا به صراحت بیان می کند: « در مورد نسبی شدن و متکثر شدن غرب در فرهنگ جهانی، هیچ مثالی بهتر از مورد سلمان رشدی وجود ندارد. کتاب او «آیات شیطانی» به وسیله بعضی از مسلمانان هم در بریتانیا و هم در سراسر جهان ، کفر آمیز شمرده شد و بنابراین خشم آنها را برانگیخت. به طوری که از حکم مرگ او که به وسیله آیت الله خمینی صادر شده بود حمایت کردند». (کیت نش، جامعه شناسی سیاسی معاصر؛ ترجمه: محمد تقی دلفروز، نشر کویر، تهران، 1384، ص101).

دریافت دلیرانه پیام امام در اقصی نقاط جهان- که به مرزهای ایدئولوژی اسلامی محدود نماند و دایره ای به وسعت ادیان الهی را در برگرفت- هشداری بزرگ به غرب بود که توده های مسلمان و نه حاکمان دست نشانده جیره خوار استکبار با وجود اختلافات مذهبی و قومی و نژادی حساسیت مشترکی به مقدسات خود دارند تا آنجا که حاضرند جان ناقابل خود را نیز در مسیر دفاع از آن تقدیم کنند. توده های مردمی همانند «بنیان مرصوص» شانه به شانه دیواری سترگ و سدی مستحکم بر برابر غرب گستراند تا کوتوله های غربی کمی سرخود را بالا بگیرند و قد وقامت کوتاه خود را برای مصادف با قامت رشید اسلام کمی برانداز کنند.

نکته ای که غفلت از آن موجب عاجز ماندن از درک همه حقایق انتشار این موج فرنگی و نه فرهنگی است آنست که کتاب آیات شیطانی محصول اندیشه بیمار یک نفر نیست بلکه با پشتبانی 60 محقق دانشگاهی نوشته شده است...

نویسنده: سید مرتضی فتحی

پنج شنبه 2/8/1392 - 5:12
معرفی کتاب و بازی های آموزشی
کتاب شمارش معکوس برای نابودی شیطان به اهداف و استراتژیک رژیم صهیونیستی می پردازد و آن را در سه فصل بررسی می کند.
فصل اول به آشنایی با سرزمین فلسطین پرداخته و حدود، مساحت، جمعیت، جغرافیا، معادن، کشاورزی و شهرهای فلسطین، شهر ادیان را مورد بررسی قرار می دهد.
در فصل دوم تاریخ باستان فلسطین مورد بررسی است و از اقوامی چون کنعانیان، ‌فلسطینیان، عبرانیان، دوران حکومت داوود و سلیمان، اسارت بابلی و ورود اسلام به فلسطین سخن گفته می شود.
در سومین فصل که مهمترین فصل کتاب به شمار می رود تاریخ معاصر فلسطین به کنکاش گذاشته می شود.
اشغال فلسطین توسط صهیونیسم، قیام بزرگ فلسطین، کشتار دیر یاسین،‌ کشتار کفر قاسم کشتارهای صبراو شتیلا مورد بررسی قرار می گیرند.
مروری بر سازمانهای فلسطینی وادعاهای اسرائیل درباره فلسطین، تاثیر انتفاضه بر امنیت رژیم صهیونیستی، اصول ومبانی مشروعیت عملیات شهادت طلبانه، ‌مبانی مشروعیت جهاد در قرآن و شمارش معکوس برای نابودی اسرائیل از جمله مباحثی است که در این فصل به آنها پرداخته شده است.
در گزیده ای از این فصل ذیل عنوان «جهاد دفاعی» آمده است: «به دنبال استعمار جدید و گسترش تهاجم به سرزمین های اسلامی با هدف شکستن اقتدار مسلمانان، غارت ثروت بلاد اسلامی و پیامد آن سلطه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی براین جوامع، اهمیت جهاد و مبارزه با دشمن بین علما و فقهای شیعه و بدنه جامعه اسلامی بیشتر نمایان شده است. برجسته شدن جهاد و شهادت و دفاع از کیان اسلامی تا آنجا نمود پیدا کرد که علما در صف مقدم و دوشادوش مردم لباس رزم به تن کرده و به دفاع پرداختند.»
کتاب شمارش معکوس برای نابودی شیطان نوشته سید مرتضی فتحی شیرازانی، در 208 صفحه و با شمارگان 3000 نسخه برای نخستین بار از سوی انتشارات سوم شعبان منتشر شده است.
پنج شنبه 2/8/1392 - 5:11
اخبار

راهکار رهبر انقلاب برای مسأله حجاب

من فکر می کنم در وضع کنونی اگر در کنار میل طبیعی زن به حجاب شایسته، نوعی «تبلیغات صحیح» که بتواند نقطه نظر اسلام را هم تأمین کند ارائه شود، زنان ما به حجاب اصیل اسلامی و شرعی رو خواهند آورد.در این جنگ نرم وظیفه مجموعه فرهنگی این است که «هنر» را تمام عیار و با «قالبی مناسب» به میدان آورد تا اثرگذار شود.منبع: سایت شیعه ها
دوشنبه 15/1/1390 - 3:3
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته