• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 7
تعداد نظرات : 7
زمان آخرین مطلب : 4954روز قبل
اهل بیت

باز این چه شورش است كه در خلق عالم است؟

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است؟

....

دوباره صدای كاروان عشق ... كاروان سفینه نجات ...

كاروانی با عطر و بوی گل یاس ...

آری همه در راهند به اطاعت .. به محبت .. به شجاعت ...

گلها همه جمعند ... و باغبان هم به نظاره...

خاك هم اینجاست .. .به پابوس آمده ...نامش كربلا ... از كرب و بلا آمده ...

چشم به آسمان دارد و چشم دگر به فرات ... كه اگر العطش گل شود و قصه آب ...

امیدش به فرات است و به آن باغبان... صاحب این حوض فرات ...  

و فراتی كه دلش زمزم و مشتاق ز روی حضرت ماه ...

و نداند كه دگر سوی همی كژدم و عقرب به سرای گل و گلزار به راه است ... كه  بران آب ببندد ...

و نخواهند رخ عباس در آب ببیند ... 

و در این گلزار ...

گل سالار شهیدان هست حسین ... به مقام رضا آمده اینجا ... وندای حقی كه زدل دارد و بس ...

گل دیگر عباس است ... علمدارحسین .... بازوانش حیدر ... و رخش همچو قمر...

گل دیگر علی اكبراست .... رخ او همچو نبی ... آینه است او ... آینه چهره نمای نبوی

گل دیگر علی اصغر است ... سرباز لالایی های عاشورا ...رجزش العطش است ...

گل دیگر زینب ... توشه این سفرش چیست .. صبوری هایش ... مادر است .. هم خواهر ...برای مولایش

گلها همه جمعند ... و 72 گل هم به راه ... بسته اند دیده به دنیا ... شده اند همسفر گل زیبای خدا

و زسوی دیگر ...

عقربان و كژدمان در راهند ...

كه گلزار نبینند...

و سر از گل بگیرند ...

گندم ری بخورند تا كه بهشت را نبیند ...

و دگر باز نگویم كه چه كردند براین گل و گلزار ...

بگذار فرات گوید ...

نوشته خودم در وبلاگم :http://asemane-mehr.blogfa.com/

ادامه دارد ...

شنبه 18/9/1391 - 13:11
طنز و سرگرمی

 داستان یک جوان در قرن چهارم هجری شمسی

 

جوانی بودندی که در شهر با خانواده اش زندگی می کردندی بارها به دنبال کار می گشتندی ولی هیچ عاید او نبودندی تا ایکه روزی بز میدان شهر اواز در دادندی که آشپزخانه حاکم شهر نیاز به کمک آشپز داشتندی. او تا این خبر را شنیدندی شتابان خود را به قصر حاکم رسانندی پس از طی کردن هفت خان کمک آشپزباشی حاکم شدندیچند روزی گذشتندی و او کار می کردندی همی خوشحال بودندی تا اینکه یک روز کباب هایی را که قرار بود برای سلطان می پختندی با اشتباه او سوختندی و حاکم که ناراحت بودندی اورا اخراج کردندی و او که ناراحت بودندی باز به دنبال کاری نو رفتندی....صبح از خواب بیدار شدندی و به بازار رفتندی به هر مغازه داراین جمله را گفتندی:غلام نخواستندی؟ 

ولی کسی به او توجه نکردندی و او نا امید به خانه بازگشتندید ...قصه اش را برای مادر بازگو کردندی و مادر با جارو بر سرش کوبندید و گنجشک ها بر سرش تابندی

 مادر به او گفتندید : ((.ای پسر............به علت بد اموزی این جمله سانسور شدندی..............)) چرا در مزرعه پدرت کار نکردندی؟پسر گفتندید امسال بی آبی بودندی و محصول نخواهیم داشتندی مادر گفتندی چرا کارت شارژ نفروختندی؟پسر گفت پولم کجا بودندی؟مادر مقداری پول برای سرمایه به پسر دادندی و پسر به بازار رفت و 10 کارت شارژ خریدندی وبه میدان شهر رفتندی و مشغول به فروختن شدندی داروغه نزدیکش آمدندی و یک کارت شارژ مالیات از او گرفتندی و رفتندی.ظهر شد و او گرسنه بودندی و هیچ کارتی نفروختندی و خسته و کوفته به مغازه کبابی رفتندی و 2 سیخ کباب سفارش دادندی و خوردندی و 2 کارت شارز به کبابی دادندی پاسی بعد حالش به هم خوردندی و دل درد گرفتندی و نزد حکیم رفتندی و حکیم اورا نسخه ای نوشت و 2 کارت شارژ گرفتندی و پسر نزد عطار رفتندی و برای دوایش یک کارت شارز به عطار دادندی هوا تاریک شدندی و او خسته و نالان بودندی و درشکه ای دربس کرایه کردندی و به خانه امدندی و1 کارت شارژبه درشکه چی دادندی . تا به خانه رسیدندی سرش گیج رفتندی و بر زمین خوردندی مادر یک آب قند برایش درست کردندی و به هوش آمدندی .مادر گفت : آفرین پسرم معلوم بودندی که خیلی کار کردندی خسته شدندی و چقدر پول در آوردندی.پسرک لبخندی زدندی و گفتندی :((.......هیچ.......))مادر گفتندی : اشکال نداشتندی و فردا کار کردندی . حالا یک کارت شارز به من دادندی که تا موبایلم را شاژکردندی.پسر گفت همه خرج شدندی و فقط یکی داشتندی وآن را خواستندی؟مادر خشمگین شدندی و با جارو در پی او دویدندی و او سوار بر الاغش فرار کردندی. و به کوچه رفتندی.الاغ که بسیار خسته بودندی و چند روزی علف نخوردندی پسرک شب را در باغی خوابیدندی و صبح به علوفه فروشی رفتندی .ولی از قضا کارت علوفه الاغش همراهش نبودندی!!!!!!!!!الاغ را رها کردندی و گونی را برداستندی و از دیگر الاغ سواران چهار من علوفه خواستندیاین داستان ادامه داشتندی
پنج شنبه 30/2/1389 - 1:45
دانستنی های علمی

ایا میدانید قرآن دارای 323,671 حرف است

ایا میدانید قرآن دارای 93,243 فتحه است

ایا میدانید قرآن دارای 39,586 کسره است

ایا میدانید قرآن دارای 4,808 ضمه است

ایا میدانید قرآن دارای 19,253 تشدید است

ایا میدانید قرآن دارای 3,272 همزه است

ایا میدانید استرانسیم از بقایای موجودات دریایی به دست می آید


ایا میدانید کادمیم فلزی سمی است که در ساخت باطری های خشک کاربرد دارد


ایا میدانید گالیم در دمای 30 درجه مایع می شود


ایا میدانید اکسید کروم در ساخت نوار کاست و فیلم ویدئو استفاده می شود


ایا میدانید لیتیم در جامد کردن روغن های صنعتی کاربرد دارد

ایا میدانید رادیم گرانترین فلز است


ایا میدانید رادار مخفف است و به معنای آشکار سازی و فاصله یابی به کمک امواج رادیویی است
ایا میدانید اب داغ زود تر از اب سرد یخ میزند


ایا میدانید خنده موجب تقویت سیستم ایمنی بدن می شود

ایا میدانید سرعت گریز براى زمین 12 كیلومتر در ثانیه و براى خورشید 618 كیلومتر بر ثانیه است


ایا میدانید جرم هریك از سیاهچاله ها بین 1 میلیون تا 1 بیلیون جرم خورشیدی است

آمیدانید در کوبا عده زیادی از مردم بیش از 100 سال عمر می کنند.


ایا میدانید خواب راحت ، نشانه سلامت است


ایا میدانید درجه حرارت مرکز زمین به 5530 درجه میرسد و تمام مواد موجود در آن گداخته اند


ایا میدانید بدن انسان از 112 عنصر که طبیعت را تشکیل داده اند تشکیل شده است

ایا میدانید انرژی تاریك از 9 میلیارد سال پیش وجود داشته است


ایا میدانید انرژی تاریك نزدیك به 70 درصد از انرژی كیهان را به خود اختصاص داده است


ایا میدانید قدیمی‌ترین گونه جانوری Triops با قدمت 220 میلیون سال که به آن فسیل زنده میگویند

ایا میدانید ساعت بدون خطایی را ساختند كه در 6 میلیون سال، كمتر از 1 ثانیه خطا می‌كند.

ایا میدانید دایناسورها حدود 65 میلیون سال قبل از بین رفتند

ایا میدانید ضریب هوشی مردان از زنان بالاتر است


ایا میدانید مورچه ها متخصصان برجسته علم ژنتیک هستند


ایا میدانید قدیمیترین معبد جهان دارای قدمت 70 هزار سال است
ایا میدانید وزن 1 قاشق چایخوری از سیاه چاله ها 2 میلیارد تن است بله 2 میلیارد تن
ایا میدانید در وسط روز در هر مترمربع از سطح زمین 6,000,000,000,000,000 ژول انرژی هدر میرود


ایا میدانید این مقدار انرژی فقط در 1 ثانیه هدر میرود پس در چند ساعت چقدر است؟!!
ایا میدانید مساحت زمین 515 میلیون کیلومتر است

 

منبع: دانستنی ها

 

 

دوشنبه 27/2/1389 - 1:10
دعا و زیارت



    شنیده ای كه می گویند هرگاه به زیارت سلطان خراسان، مولای خوبان و ضامن غریبان حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا(ع) رفتی و حاجتی در دل داشتی، آن امام را 3 بار به جان جوادش قسم بده تا حاجتت به نگاه ولایی امام رضا(ع) برآورده شود! قصه این است كه در چنین شبی آنقدر امام هشتم از تولد دردانه اسلام، مسرور و شادمان گشتند كه قابل وصف نیست و در هیچ روایت و گفتار و كلام و تعریفی نمی گنجد.
    ما ایرانی ها امشب دست توسل به دامان مولایمان امام رضا(ع) می زنیم و ایشان را به جان مولود این ساعات عزیز قسم می دهیم و عرضه می داریم:
    یا امام رضا(ع) شما سایه سر مایید، ولی نعمت مایید، باران رحمت الهی بر این سرزمینید، ما با وجود شما در كشورمان، احساس تقرب بیشتری به آستان مقدس اهل بیت(ع) داریم. ضامن آهو! ولادت دردانه تان حضرت باب المراد جوادالائمه(ع) را به محضر شما و مادر بزرگوارش هزاران بار تبریك می گوییم و از شما طلب می كنیم دل های ما را به نور ولایت و محبت جوادت نورانی و آرام بگردانی آمین.
    
    در زمانی كه یاس و تردید، دامان ذهن های حیرت خورده را تاریك ساخته بود؛ لطف الهی بر صفحه منور عترت محمدی(ع) ساطع شد و كوثر ثانی آل طاها، یعنی حضرت ابن الرضا، جوادالائمه(ع) جهان را به قدوم مبارك خود روشن ساخت.
    از آنجا كه سن شریف امام رضا(ع) به 50 سالگی نزدیك می شد و هنوز آن حضرت فرزندی نداشت، یاوه گویان، جاهلیت پدران گذشتگان خود را زنده كردند و به آن حضرت نسبت ابتر بودن، دادند و با اشاعه این شبهه، درصدد ایجاد زلزله ای شرك آلود در ساختار عقیدتی و فكری معتقدان به ولایت و امامت بودند كه ناگهان خبر میلاد امام جواد(ع) دل های مومنان را شاد و ایمان آنان را راسخ تر و استوارتر ساخت.آنگاه كه امام جواد(ع) در نقابی از نور متولد شد،(1) پدر بزرگوارش او را در آغوش كشید و نقاب را از روی زیبایش كنار زد و فرمود: تو همان مولود مبارك هستی كه جدم رسول خدا از آن خبر داد و فرمود: من فدای او گردم.(2)
    ابن اسباط و عبادبن اسماعیل می گویند در هنگام ولادت امام جواد از پدربزرگوارش سوال كردیم مولود مبارك همین است؟ حضرت فرمودند: «هذا المولود الذی لم یولد فی الاسلام اعظم بركه منه»(3) خدای سبحان به امام رضا(ع) دردانه ای را عطا فرمود كه چشمه جوشان جود بخشش الهی بود. جود و بخشش آن حضرت تا آنجا وسعت یافت كه مردم عراق آن حضرت را «باب المراد الی الله» می خواندند.
    در جود و بخشش آن حضرت همین بس كه امام رضا(ع) ایشان را به حق پدر بر فرزند قسم داد و فرمود: ای اباجعفر از تو می خواهم وقت خروج از خانه از دری بیرون روی كه دست همه نیازمندان به تو برسد و همراه خود طلاو نقره داشته باش تا هیچ نیازمندی از پیش تودست خالی برنگردد.(4)
    امام جواد(ع) در عنفوان كودكی به مقام منیع امامت نائل شد و این معنا در ادامه اعجاز الهی در ارسال حجج آسمانی در سنین كودكی است و قرآن كریم در سوره مریم به آن اشاره می فرماید «و آتیناه الحكم صبیا»(5)
    با وجود سن كم، ابهت و جلالت قدر حضرت به حدی بود كه احدی جرات نداشت آن حضرت را با اسم خطاب كند و همگان امام جواد(ع) را با كنیه «اباجعفر» خطاب می كردند.
    نقل است در آغاز دوران امامت، در حالی كه برحسب ظاهر حضرت در سنین كودكی بودند، در مسجد پیامبر(ص) در مدینه از منبر پیامبر بالارفته و بر آن قرار گرفتند و خطبه ای رسا در معرفی خود به امامت مردم ایراد فرمودند و مردم را از ژرفا و بسط علم و دانش و توانایی خود باخبر نمودند.(6)
    عمق و بلندای هدایتگری آن حضرت را می توان در جریان تزویج دختر مامون جست وجو نمود. در جلسه خواستگاری، مامون عباسی، تعیین صداق و مهریه را بر عهده امام جواد(ع) گذارد و حضرت چنین فرمودند: من خوش ندارم مهریه زنان امت پیامبر بالاتر از مهریه مادرم فاطمه باشد و خداوند از زندگی كسانی كه مهریه آنان و زنان و دخترانشان از صداق و مهر مادرم بیشتر است بركت را دور می كند؛ به همین جهت من مهریه دختر تو را تعلیم «ادعیه الوسائل من المسائل» كه دعایی مجرب برای برآورده شدن حوایج است و از پدرانم به من رسیده، قرار می دهم. این دعا را مرحوم حاج شیخ عباس قمی در انتهای مفاتیح آورده است و تلاوت آن بسیار سفارش شده است و حقیقتاً اقسام ده گانه این دعا، بهترین كلاس اخلاق گرایی است. امام جواد(ع) با این حركت لطیف ترین و زیباترین روش هدایت و تربیت را تبیین فرمود. به راستی اگر پسران ما بدانند برای ازدواج مهمترین گزینه، دانایی و دانش است كه به عنوان مهریه از آنها طلب می شود و دختران ما به این حقیقت مودب شوند كه از خواستگاران خود تعلیم دانش را طلب نمایند، جامعه ما چه حال و هوایی پیدا می كند!قرآن كریم برتری را در تقوا مداری معرفی می فرماید، امام جواد در راستای تربیت قرآنی مردم این معنا را به زیباترین و لطیف ترین وجه، تحقق بخشید و خود آن حضرت پیشگام برترین تقوا مداری بود. شیخ صدوق می نویسد از شدت تقوا آن حضرت را تقی لقب دادند. (7)
    نقل است مردی با دیدن ظاهر آن حضرت (رنگ لباس) در دل خود جسارتی نسبت به آن امام همام روا داشت، حضرت نزدیك او شدند و آهسته فرمودند: «اتق الله اتق الله... لم افتیت الناس بما لاتعلم» (8) تقوا پیشه كن و درباره مردم آنچه را كه یقین و علم نداری بر زبان جاری مكن و نسبت به آن نظر و حكم مده.
    یكی دیگر از روش های تربیتی یادآوری آداب صحیحی است كه قبلاً انسان آموخته است. دعبل خزاعی، شاعر برجسته اسلامی می گوید، یك وقت از امام رضا عبایی را هدیه گرفتم ولی حمد خدا را به جای نیاوردم. حضرت مرا سرزنش كرد، این مسئله گذشت تا این كه یك روز از دست مبارك امام جواد صله و هدیه ای گرفتم و گفتم الحمدلله، حضرت فرمودند: «تادبت»، مودب شدی! و در سفارشی فرمودند: «در جلوی مردم دوست خدا و در خلوت تنهایی دشمن خدا مباشید». آری این نفاقی است كه خیلی ها گرفتار آن هستند.امام جواد در ادامه وصیت پیامبر اكرم در این باب كه مردم به قرآن و عترت تمسك جویند تا منحرف نشوند، این معیار را تبیین و پاسداری نموده و فرمودند: پیامبر به خدای سبحان و امیرالمومنین به پیامبر و ما ائمه هدی به امیرالمومنین و امت پیامبر برای هدایت یافتن باید به ما تمسك جویند. (9) فلذا در پاسخ مردی كه ادعا كرد خداوند از پیامبرش پرسید از فلان صحابی خود سوال كن از خدایش راضی است یا خیر؟ فرمود: این كلام تو با روح قرآن بیگانه است و پیامبر فرمود هرچه ازمن نقل می شود را به قرآن و سنت من ارجاع دهید، اگر مخالف بود آن را رها سازید، مدعی گفت: این حرف با كجای قرآن در تعارض است. حضرت این آیه را تلاوت كرد. ولقد خلقنا الانسان و تعلم ما توسوس به نفسه و نحن اقرب الیه من حبل الورید. (10)
    علامه مرحوم مقرم در كتاب «النظره السریعه الی حیاه الجواد الائمه» می نویسد: شخصی از حضرت در معنای یتیم پرسید، امام فرمود: مردم چه می گویند (این خبر از احترام آن حضرت به آرا و نظرات عمومی می دهد و اینكه اگر لازم بود امام دست به تكمیل و اصلاح می زند) آن شخص پاسخ داد: به كسی یتیم می گویند كه یكی یا هردوی از والدین خود را از دست داده باشد، حضرت فرمود این یتیم نیست، بلكه كسی است كه از نعمت والدین دور افتاده، یتیم واقعی كسانی هستند كه دستشان از دامن امام زمانشان كوتاه است. این تاكید و ارجاع به كتاب و عترت، برای نشان دادن راه صحیح هدایت است. سخن پایانی این كه با ثامن الحجج، ما ایرانیان سایه نشین انوار ضریح اقدس تو هستیم، و خود فرمودی كه هركس مرا به حق جوادم قسم دهد او را ناامید برنمی گردانم. اكنون در آستانه ولادت جوادت تو را به حق او قسم می دهیم حاجات ما را سریعاً برآورده به خیر بفرما كه به فتوای فرزندت ما یتیمان واقعی هستیم پس «فاما الیتیم فلاتقهر» (11)
    
    1- بحارالانوار، ج50، ص1
    2- ارشاد، ج2، ص279 و بحارالانوار، ج50، ص21
    3- بحارالانوار، ج50، ص2
    4- عیون اخبارالرضا، ج2، ص8
    5- مریم: 12
    6- بحارالانوار، ج50، ص108
    7- معانی الاخبار
    8- بحار الانوار. ج 50. ص85
    9- بحار الانوار. ج50. ص88
    10- ق16
    11- ضحی 90

دوشنبه 27/2/1389 - 0:52
دانستنی های علمی
 زندگینامة ابوریحان بیرونی
 ابوریحان محمد بن احمد بیرونی ، نابغة نامدار ، نمونة مثالی زدنی متفكران هوشیار و معتقد ایرانی و بی‌شك یكی از بزرگترین دانشمندان جهان در تمامی اعصار است . این محقق جسور در سوم ذی حجة سال 362 هجری قمری در «بیرون» خوارزم (ناحیة مصب آمودریا در ساحل جنوبی دریاچة آرال) در خانواده‌ای خوارزمی تبار ، گمنام و شیعه مذهب (احتمالاً شیعه زیدیه) به دنیا آمد . وی سالهای آغازین عمر را در زادگاهش سپری كرد و به خوارزمشاهیان معروف به آل عراق كه در «كاث» فرمانروا بودند ، پیوست . ابونصر منصور بن علی عراق كه از خاندان شاهیة خوارزم و از ریاضیدانان و منجمان بزرگ ایرانی بود ، تعلیم و تربیت بیرونی را بر عهده گرفت و بعدها رساله‌های مختلف ریاضی خویش را به نام و برای شاگرد دانشورش نوشت . ابوریجان از همان آغاز جوانی مشغول تحققیق و تألیف شد . خود نوشته است . كه در حدود سال 380 هجری قمری ، یعنی هنگامی كه تقریباً 18 ساله بود ، به رصد می‌پرداخت . وی همچنان با دیگر دانشمندان هم عصرش مراودات و مكاتبات علمی داشت و مكاتبات علمی بیرونی و ابن سینا با یكدیگر بسیار مهم و معروف است . ابوریحان تا حدود 23 سالگی در خوارزم و ظاهراً در رصد خانه‌ای مشغول تحقیق بود و حدوداً در سال 385 هجری قمری ، پس از انقراض خاندان آل عراق به دست مأمون بن محمد ، والی جرجانیه     (گرگانج) ، و قتل ابو عبدالله محمد بن احمد ، آخرین حكمران آل عراق ، به ناچار زادگاهش را ترك كرد و تا چند سال از شهری به شهر دیگر رفت . در خلال همین سفرها به ری رفت و چنان كه خود در مقدمة كتاب مقالید علم الهیئه نوشته است ، در انجا با ابو محمود خجندی و كوشیار بن لبان گیلی ملاقات كرد . بیرونی در ری دچار تنگدستی و پریشانحالی بود و خود در این باره حكایت جالبی را در آثار الباقیه نقل كرده است كه ما نیز به خلاصه‌ای از آن اشاره می‌كنیم . روزی بیرونی در ری با یكی از منجممان آن شهر رو به روه شد و دریافت كه وی در پاره‌ای از محاسبات نجومی خود اشتباه می‌كند . بیرونی خطای منجم را تذكر داد و منجم ، كه اطلاعات علمیش بسیار كمتر از بیرونی بود و خود نیز احتمالاً این مسئله را می‌دانست ، به جای پذیرش نقص كار ، با تكبر فراوان ابوریحان را تحقیر و گفتة او را تكذیب كرد . بیرونی متوجه شد كه دلیل رفتار غیر منطقی آن منجم ، توانگر بودن خود او و فقر بیرونی است . جالب‌تر این كه بعدها ، وقتی بیرونی از تنگدستی رهایی یافت ، منجم نظر او را تصدیق كرد . ابوریحان از ری به طبرستان و نزد مرزبان بن رستم از امیرزادگان آل باوند و صاحب كتاب مرزبان نامه رفت و كتاب مقالید علم الهیئه را به نام او نوشت . همچنین مدتی نزد منصور دوم پسر نوح سامانی روزگار گذراند و از حمایت او برخوردار شد . در سال 387 هجری قمری ظاهراً به خوارزم برگشت و با ابوالوفا محمد بن محمد بوزجانی ، كه در آن هنگام در بغداد بود ، مكاتبه كرد و آن دو با یكدیگر قرار گذاشتند كه همزمان در بغداد و خوارزم ،     ماه گرفتگی را رصد كنند .  ابوریحان در سال 388 هجری قمری به گرگان رفت و در دربار شمس المعالی قابوس بن وشمگیر ، امیر آل زیار ، از او به گرمی استقبال شد .قابوس مردی با فرهنگی و ادیبی فاضل بود و به عربی و فارسی شعر می‌سرود و در دربارش دانشمندان جایگاهی رفیع داشتند . بیرونی كتاب آثار الباقیه را كه نخستین كتاب مشهور و عظیم او به عربی و دربارة گاهشماری است ، به نام شمس المعالی تألیف كرد . دانشمند ما حدود سال 399 هجری قمری به زادگاه خود بازگشت و در جرجانیه یا گرگانج (در شمال غربی خوارزم) به دربار ابوالعباس مأمون بن مأمون خوارزمشاه پیوست و در آنجا مقامی بلند یافت . سلطان محمود در مراجعت به غزنه در سجستان (افغانستان) در بهار سال 408 هجری قمری بیرونی و جمعی از فضلا و اهل عمل گرگانج را همراه خود به غزنه برد . ابوریحان از آن پس و به اجبار ،‌ شهر غزنه را مركز فعالیتهای خویش قرارداد و شاید به صورت رسمی منجمی دربار محمود را به عهده داشت . در دوران سلطنت مردود بن مسعود ملقب به شهاب الدوله (پسر مسعود كه پس از قتل وی در سال       432 هجری قمری به قدرت رسید) نیز بیرونی مورد عنایت و احترام دربار بود و كتاب المجاهر فی معرفه الجواهر ، در شناخت گوهرها و كانیها ، از تألیفات این دورة اوست . آخرین اثر ابوریحان كتاب الصیدنه فی الطب و دربارة داروشناسی است . به گفتة خودش در زمان تألیف این كتاب ، بیش از هشتاد سال داشت و این مایه پویایی فكری و عزم علمی در چنین سنی بسیار شگفت انگیز است . تاریخ فوت ابوریحان را سال 440 هجری قمری و محل فوتش را غزنه دانسته‌اند ولی منطقی به نظر می‌رسد كه وی كمی بعد از سال 442 هجری قمری فوت شده باشد ؛ زیرا همانطور كه در بالا گفتیم ، خود او تصریح كرده است كه در زمان نوشتن صیدنه ، بیش از هشتاد سال داشت و اگر تاریخ تولد بیرونی حقیقتاً سال 362 هجری باشد ، نمی‌توان مرگش را در سال 440 هجری قمری دانست ؛ مگر اینكه میلاد وی پیش از سال 362 هجری قمری باشد . ابوریحان شخصیتی اعجاب انگیز و منشور گونه داشت و بسیار پیشروتر از زمان خود به نظر می‌رسید . وسعت مشرب ، انصاف علمی ، ، دقت نظر ، دوری جستن از تعصبات و اشتیاق غیر قابل وصف او برای درك ، تحصیل و تحلیل فرهنگها ، افكار و علوم جدید ، هویتی نسبتاً متفاوت با فرهنگ غالب آن روزگار به این محقق شهیر بخشیده بود . بیرونی ریاضیدان ، ستاره شناس ، جغرافیدان ، مورخ ، مردم شناس ، دین شناس و فیزیكدانی بزرگ بود و تقریباً در همة علوم زمان خویش به جز كیمیا (شیمی) محققی نكته سنج به حساب می‌آمد و همواره با خرافات به مبارزه می‌پرداخت . بسیاری از دانشمندان غرب و شرق از وی به عظمت یاد كرده‌اند و شخصیت پیشرو و منتقدش را با عباراتی به یاد ماندنی ستوده‌اند . این حكیم نامدار ،‌ روحی وارسته و طبعی بلند داشت . روایت كرده‌اند كه وقتی تألیف كتاب قانون مسعودی به پایان رسید ، سلطان مسعود غزنوی یك بارِ فیل نقره برای بیرونی هدیه فرستاد ولی وی آن را به خزانة حكومت بازگرداند و گفت : «مرا به این مال نیازی نیست ، زیرا عمری به قناعت زندگی كرده‌ام و خوش ندارم پس از این روشی دیگر در پیش گیرم» . بیرونی تا آخرین لحظة عمر در پی آموختن بود و شاید نقل آن حكایت بسیار معروف و آشنا ، همچنان خالی از لطف نباشد . در آخرین ساعت حیات این متفكر بزرگ ، وقتی نفسهایش به شماره افتاده بود ، دوست فاضلی بر بالین وی حاضر شد . ابوریحان با ضعفی كه تمام وجودش را فرا گرفته بود ، از دوستش مسئله‌ای پرسید . آن مرد اندوهگین و شگفت زده گفت : «اكنون چه جای چنین پرسشی است ؟» و ابوریحان زمزمه كرد : «بدانم و بمیرم بهتر است ندانم و بمیرم ؟» آن دوست پاسخ مسئله را توضیح داد و آنجا را ترك كرد ولی هنوز چند قدمی بیشتر نرفته بود كه شیون از خانة ابوریحان بیرونی برخاست . ابوریحان در تمام ایام سال به جز نوروز و مهرگان و روزهایی كه به ضرورتی كار خویش را تعطیل می‌كرد ،‌مشغول محقیق وتفحص بود . از ویژگیهای چهره و ظاهر بیرونی نیز مانند بیشتر بزرگان این كشور ، اطلاعات زیادی در دست نیست و تنها همین قدر می‌دانیم كه او چهره‌ای گندمگون ، شكمی بزرگ و ریشی انبوه داشت .  میراث علمی و فرهنگی ابوریحان بیرونی در سال 427 هجری قمری ، ابوریحان بنابر خواهش شخصی ، فهرستی از آثار محمد بن زكریای رازی ، پزشك ، شیمیدان و فیلسول و الا مقام سده‌های سوم و چهارم هجری قمری ، فراهم كرد و به دنبال آن فهرست عناوین 113 جلد از كتاب و رسالاتی كه خود تا به آن هنگام نوشته بود نو همچنین اسامی    25 جلد كتاب یا رساله‌ای كه دیگران به نام وی نوشته بودند ، آورد . بنابر این . مشخص است كه 113 اثر یاد شده ، شامل همة آثار این محقق بزرگ نیست ؛ زیرا وی سالها بعد از این تاریخ زنده بود و تا آخرین روزهای زندگی می‌نوشت . بر اساس تحقیقات گستردة پژوهشگرانی كه در صد سالة اخیر آثار بیرونی را گردآوری ، ترجمه و بررسی كرده‌اند (و به عنوان یك ایرانی با شرمندگی باید اضافه كنم كه دربارة این دانشمند نیز مانند دیگر دانشمندان ما تقریباً دقیق‌ترین و اصولی‌ترین پژوهشها از آنِ غربیها است) نوشته‌های وی در می‌توان در حدود 148 تا 153 عنوان تخمین زد و ظاهراً تنها 35 جلد از این آثار از دستبرد حوادث محفوظ مانده است . تنوع موضوعی این كتب و رسالات از وسعت معلومات ابوریحان حكایت می‌كند . این آثار در زمینة حساب ، هندسه ، مثلثات ، ستاره شناسی ، نقشه‌كشی ، فیزیك ، مكانیك ، جغرافیا ، تاریخ ، گاهشماری ، دین شناسی ، اسطوره شناسی ، پزشكی ، كانی شناسی ، زبان شناسی ، ادبیات ، فلسفه و تألیف یا ترجه شده‌اند . كتاب التفهیم لا وائل صناعه التنجیم را به هر دو زبان فارسی و عربی نوشت و در نوشتن متن فارسی آن نهایت ذوق ادبی را به كار برد . این كتاب به همراه دانشنامة علایی ابن سینا و تعدادی دیگر از آثار فارسی سده‌های چهارم و پنجم هجری قمری زمینه‌ای فراهم آوردند تا به مرور زمان زبان فارسی بتواند به عنوان دومین زبان علمی و فلسفی جهان اسلام مطرح شود . التفهیم شامل پنج باب است و بابها به ترتیب ، موضوعات زیر را در بر می‌گیرند :هندسه ، حساب و جبر و مقابله ، هیئت و جغرافیا و بوم شناسی ، اسطرلاب ، احكام نجوم . بیرونی در هر یك از این پنج باب ، اصطلاحات مربوط به علم یا فن مورد بحث را به شكل سئوال و جواب شرح داده است . به این ترتیب ، التفهیم گنجینة گرانبهایی از اصطلاحات علمی را شامل می‌شود كه با كمال دقت و مهارت و با عباراتی كوتاه تعریف شده‌اند . كتاب مقالید علم الهیئه (یعنی كلیدهای دانش ستاره شناسی) نخستین كتابی است كه دربارة مثلثات كروی و مستقل از علم نجوم نوشته شده است . نام این اثر نشان می‌دهد كه بیرونی ، مثلثات كروی را كلید فهم ستاره شناسی می‌دانست . كتاب راشیكات الهند بیرونی كتابی است كوچك كه دربارة نسبت و تناسبت نوشته شده و در تاریخ ریاضی بسیار اهمیت دارد . بیرونی در این كتاب ، آنچه را كه دربارة نسبت و تناسب در ریاضیات هندی می‌دانست ، با آنچه در این باره از ریاضیات یونانی به دست او رسیده بود ، تلفیق كرد و چنین كاری تا پیش از آن سابقه نداشت . بیرونی چند روش برای تصویر نقاط متعلق به سطح كره بر یك صفحه اختراع كرده است . محاسبة تقریبی وتر یك درجه و مقایسة نتیجه محاسبات خود با محاسبات بطلمیوس در این مورد از دیگر تلاشهای ارزشمند ابوریحان محسوب می‌شود . مقدار تقریبی نسبت قطر دایره به محیط آن را دانشمند ما با روشی جدید به دست آورد و اندازة تقریبی ضلع نُه ضلعی منتظم محاطی را به وسیلة حل معادله 3x = x3 محاسبه كرد  . بیرونی نه تنها ریاضیات نظری و كاربردی یونانی و هندی را به خوبی می‌دانست ، بلكه مباحث مطرح شده در این زمینه را تحلیل و نقد می‌كرد . او تعدادی از آثار ریاضی و نجوم هندیان را به عربی برگرداند و بعضی از آثار مهم ریاضی یونان را به سانسكریت ترجمه كرد . بیرونی به طالع بینی و پیشگویی بر اساس وضعیت ستارگان و صور فلكی ، كه به آن علم احكام نجوم می‌گفتند ، هیچ اعتقادی نداشت ؛ هر چند كه این فن را به كمال می‌دانست و در دربار محمود غزنوی نیز از این راه روزگار می‌گذراند .بیرونی در كتاب تحقیق مالهنه كه اثری است فوق العاده نفیس و بی‌مانند در عصر خویش (و دقیق‌ترین و جامع‌ترین متنی محسوب می‌شود كه تا آن روز دربارة فرهنگ ، علم ، فلسفه ، اسطوره ، خرافه ،   مردم شناسی ، جامعه شناسی ، دین شناسی تطبیقی ، آداب و رسوم ، ویژگیهای جغرافیایی ، تاریخ و كشور هندوستان نوشته شده) نظریة بسیار پیشرفته‌ای دربارة علل پیدایش سرزمین هند از دیدگاه زمین شناسی ارائه می‌دهد . این محقق بزرگ در كتاب المجاهر فی معرفه الجواهر كه دربارة شناخت گوهرها (سنگهای قیمتی) و فلزات نوشته شده است ، علاوه بر معرفی حدود 300 نوع كانی و سنگ و بیان آراء حكمای ایرانی ، یونانی و در این باب ، آزمایشهای خود را دربارة خواص الماس ، زمرد و شرح می‌دهد . كتاب الصیدنه فی الطب ابوریحان كه فرهنگنامة بسیار ارزشمندی در باب داروشناسی است ، فهرستی از داروهای گیاهی ، جانوری ، و كانی آن روزگار را شامل می‌شود و از معتبرترین كتب مرجع طب سنتی ما به شمار می‌آید . این شاهكار كم نظیر ، ما را به سنت قدیمی داروشناسی ایرانی آشنا می‌كند . بیرونی در تنظیم این اثر ، علاوه بر بررسی كلیة كتب داروشناسی ایرانی ، از منابع بابلی ، یونانی ، سریانی ، هندی و عربی نیز استفاده كرده است . در اینجا باید یادآوری كرد كه ابوریحان علاوه بر زبان فارسی كه زبان مادری او بود ، زبان عربی سانسكریت و سریانی را به كمال می‌دانست و با زبان یونانی و عبری نیز آشنایی داشت . كتاب عظیم و بی‌ بدیل آثار الباقیه عن القرون الخالیه را بیرونی در باب گاهشماری نوشت و در این اثر ، تقدیم اقوام و پیرامون ادیان و مسلك گوناگون را بررسی و با یكدیگر مقایسه كرد و مبدأ تواریخ  مختلف ، روشهای تبدیل تواریخ به یكدیگر و ایام و شیوه‌های روزه‌ داری ، جشن و سوگواری معتقدان به ادیان و آیینهای متنوع را توضیح داد . در این كتاب ، اسامی پیامبران از آدم تا خاتم ،‌ فهرستی از وقایع زندگی پیامبر اسلام (ص) به ترتیب زمان ، نامهای پادشاهان ، دودمانهای شاهی ایران ، مصر ، بابل و روم و تواریخ مربوط به هر یك و و به شكل جداول بسیار دقیق تنظیم شده است .

 
  سخن آخر تأثیری كه آثار و كشفیات نیوتن بر دانش بشری گذاشت ، چنان روشن است كه نیازی به ذكر آن نیست . برجسته‌ترین دانشمند نیمة اول قرن بیستم ، مردی كه در عصر پیشرفت علم و تكنولوژی مظهر علم و دانش است ، برجستگی و نبوغ نیوتن را به قدری روشن بیان كرده است كه جای هیچ صحبتی باقی نمی‌ماند . «آلبرت اینشتین» در مقدمه‌ای برای كتاب نور شناسی نیوتن ـ كه در قرن بیستم تجدید چاپ شده است ـ می‌نویسد : «جهان هستی برای نیوتن همچون كتابی گشوده بود كه بدون هیچ كوششی قادر به خواندن كلمات آن بود . چنین به نظر می‌رسد كه مفاهیمی كه او برای نظم و ترتیب دادن یافته‌ها و تجربیاتش مورد استفاده قرار می‌داد ، به صورت خودجوش از خود تجربیات سرچشمه می‌گرفت ؛ از تجربیاتی عالی كه او همانند بازیچه‌ای آنها را نظم و ترتیب داد و همراه با جزئیاتشان توصیف كرد . در واقع او آزمایشگر ، نظریه پرداز ، مكانیك و هنرمندی تمام عیار بود . او محكم ، مطمئن و تنها بیش از همة ما ایستاده و هر كلمه و عددی كه از او به جا مانده است ، نشانگر ابتكار و دقت موشكافانة اوست .»
جمعه 24/2/1389 - 1:55
دعا و زیارت

هنرمند و رقاصه مشهور روسی مسلمان شد 

آنچه در پی می‌آید مصاحبه سایت روسی Islam.ru با این هنرمند مسلمان شده است:

• چطور شد که تمام موفقیت‌ها و درخشش‌های خود روی صحنه را زیر پا گذاشتی و به اسلام گرویدی؟
ماشا: من به لطف خداوند به سوی او گام برداشتم. این اراده خدا بود.

• در زمانی که یک خواننده بودی آیا فکر می‌کردی که روزی اسلام بیاوری، روزه بگیری و به حج بروی؟
ماشا: نه؛ حتی به ذهنم خطور هم نمی‌کرد که روزی به حج بروم و از بهترین و گواراترین آب، یعنی آب زمزم بنوشم.

• آیا راهی که برای مسلمان‌شدن طی کردی، مسیری طولانی بود؟
ماشا: من دو سال است که مسلمان شده‌ام. یک روز مطلع شدم که یکی از نزدیکترین دوستانم بر اثر یک حادثه در شهری دیگر به حالت کما رفته است. من نمی‌دانستم که چطور می‌توانم به او کمک کنم. آن روز برای اولین بار نماز خواندم و دست به دعا برداشتم و از خدای بزرگ کمک خواستم. روز بعد همان دوستم با من تماس گرفت و گفت: «در آن حالات بیهوشی من تو را می‌دیدم و تو خیلی زیاد به من کمک کردی!»، من در آن لحظه بسیار گریستم؛ زیرا برای اولین بار در زندگی‌ام بود که چیزی از خدا می‌خواستم.

• در حال حاضر به چه کاری مشغولی؟
ماشا: من پنج زبان اروپایی بلد هستم و در حال حاضر در مدرسه و دانشگاه تدریس می‌کنم. ضمناً برخی از نت‌های مجاز شرعی را نیز می‌نویسم.

• آیا موسیقی هم گوش می‌دهی؟
ماشا: بله؛ آثار «گروه ریحان»، «گروه سامی یوسف» و «گروه کت استیونس» ( که پس از اسلام آوردن نام خود را «یوسف اسلام» گذاشت) را گوش می‌کنم.

• آیا چیزی از قرآن هم آموخته‌ای؟ آیا آمادگی داری که زبان عربی را هم به آن پنج زبان اروپایی اضافه کنی؟
ماشا: در ابتدا فکر می‌کردم که آموختن زبان عربی مشکل باشد. اما آن را شروع کرده‌ام و خیلی هم آن را دوست دارم و فکر می‌کنم کلیدی برای فهم دانش برتر باشد.

• چرا گرایش به اسلام نسبت به ادیان دیگر بیشتر است؟ و چرا بیشتر کسانی که به اسلام می‌گروند از بین هنرمندان و فعالان در کنسرت و موسیقی هستند؟
ماشا: اسلام نسبت به ادیان دیگر، محکمترین اساس را دارد. تمام قواعد اسلام در زندگی کاربرد دارند. راه اسلام سعادت‌بخش است.

• از اینکه مسلمان شده‌ای چه احسای داری؟
ماشا: احساس خوشبختی. امروز من این فرصت را دارم که مقایسه کنم قبلاً چه بودم و حالا چه هستم. من اکنون با حیات واقعی آشنا شده‌ام، پس خوشبختم.

• و چه تفاوتی با قبل داری؟
ماشا: ایمان به خدا زندگی مرا متحول کرد. میل به عبادت خداوند در فطرت و وجود همه انسان‌ها نهاده شده است. من اطمینان دارم که خداوند به ما تفکر و تعقل نداده است تا بیاییم، زندگی کنیم، بخوریم، بخوابیم و بمیریم. خدا به ما فرصت زندگی کردن داده است تا به او برسیم.

• آیا گاهی به موفقیت‌ها و درآمد سابق خود فکر نمی‌کنی؟ حسرت آن دوران را نمی‌خوری؟!
ماشا: آن جلوه‌ها، پس از مسلمان شدن، برایم بی‌ارزش و منفور هستند.

• از اینکه آشکارا خود را مسلمان معرفی می‌کنی هراس نداری؟
ماشا: نه نمی‌ترسم. برعکس، تکلیف و وظیفه خود می‌دانم که دیگران را از راه گمراهی بازدارم و به عنوان الگویی برای آنها باشم.

• از اینکه عکس‌های سابقت در اینترنت هست ناراحت نیستی؟
ماشا: من خودم دوست ندارم به این عکس‌ها نگاه کنم. اما اشکال ندارد که مردم آنها را ببینند تا برایشان عبرت شود و بدانند که انسان می‌تواند تولد دیگری داشته باشد و از نو به دنیا بیاید. انسان می‌تواند توبه کند و با انجام کارهای خوب، تمام سیاهی‌های گذشته‌اش را پاک کند، ان شاء الله.

• اینک چه چیزی از «اسلام» می‌توانی به دیگران بگویی؟
ماشا: اسلام می‌گوید: «اگر نمی‌توانی راجع به خدا بیندیشی حداقل سعی کن از قید خودت رهایی یابی و پلیدی‌های نفست را مهار کنی؛ رذایلی مانند خودپسندی، تکبر، حسد، ظلم، دروغ، خودستایی و خودنمایی». اگر کسی می‌خواهد به سوی اسلام گام بردارد فقط باید اندیشه کند و از فطرت خود مدد بگیرد.

• چه پیامی برای مسلمانان داری؟
ماشا: آرزو می‌کنم که کارهای نیک و عبادات برادران و خواهران دینی من مورد قبول خداوند متعال قرار بگیرد و رحمت خدا بر خانه‌های آنان ببارد.

• و برای غیر مسلمانان؟
ماشا: امیدوارم کسانی که هنوز به دین اسلام مشرف نشده‌اند لحظه‌ای به خود بیایند و فارغ از انبوه اطلاعات پوچ و بیهوده‌ای که چشم و گوش مردم این عصر را فرا گرفته است کمی اندیشه کنند.

 

يکشنبه 19/2/1389 - 0:49
دانستنی های علمی

غیاث‌الدین جمشید كاشانی                                  غیاث‌الدین جمشید كاشانی (790   -832  قمری/1388-1429 میلادی) زبردست‌ترین حساب ‌دان و آخرین ریاضی‌دان برجسته‌ی دوره‌ی اسلامی و از بزرگ ‌ترین مفاخر تاریخ ایران به شمار می‌آید. وی به تكمیل و تصحیح روش‌های قدیمی انجام چهار عمل اصلی حساب پرداخت و روش‌های جدید و ساده‌تری برای آن‌ها اختراع كرد. در واقع، كاشانی را باید مخترع روش‌های كنونی انجام چهار عمل اصلی حساب (به‌ ویژه ضرب و تقسیم) دانست. كتاب ارزشمند وی با نام مفتاح الحساب كتابی درسی، درباره‌ی ریاضیات مقدماتی است و آن را از حیث فراوانی و تنوع مواد و مطالب و روانی بیان سرآمد همه‌ی آثار ریاضی سده‌های میانه می‌دانند.

زندگی‌نامه  

جمشید ملقب به غیاث‌الدین، فرزند پزشكی كاشانی به نام مسعود حدود سال 790  قمری (1388 میلادی)، در كاشان چشم به جهان گشود. او در همه‌ی آثارش خود را چنین معرفی كرده است: «كمترین بندگان خداوند (یا نیازمندترین بندگان خدا به رحمت او)جمشید، پسر مسعود طبیب كاشانی، پسر محمود پسر محمد ». بیش‌تر آنچه كه از زندگی وی می‌دانیم از بررسی آثار علمی ارزنده‌اش و نیز دو نامه كه خطاب به پدر خود و مردم كاشان نوشته به دست آمده است.دوران كودكی و جوانی وی درست هم‌ زمان با اوج یورش‌های وحشیانه‌ی تیمور به ایران بود. با وجود این، جمشید در همین شرایط نیز هرگز از آموختن علوم مختلف غافل نشد. پدرش مسعود، چنان‌كه گفتیم، پزشك بود اما شاید از علوم دیگر نیز بهره‌ی بسیار داشت. به طور مثال، از یكی از نامه‌های كاشانی به پدرش معلوم می‌شود كه پدر قصد داشته تا شرحی بر معیار الاشعار نصیرالدین طوسی بنویسد و برای پسر، یعنی جمشید بفرستد.نخستین فعالیت علمی كاشانی كه از تاریخ دقیق آن آگاهیم، رصد خسوف در 12ذیحجه‌ی 808  قمری، برابر با دوم ژوئن 1406 میلادی در كاشان است. غیاث‌الدین نخستین اثر علمی خود را در همین شهر و در 21 رمضان 809    قمری مطابق با اول مارس 1407 میلادی، یعنی 2 سال پس از مرگ تیمور و فرو نشستن فتنه‌ی او، نوشت. چهار سال بعد در 813   قمری هنوز در كاشان بود و رساله‌ی مختصری به فارسی درباره‌ی علم هیأت(كیهان‌شناسی) نوشت. در 816  قمری كتاب نجومی مهم خود یعنی زیج خاقانی را به فارسی نوشت و به اُلُغْ بیگ، فرزند شاهرخ و نوه‌ی تیمور، كه در سمرقند به سر می‌برد، هدیه كرد. كاشانی امید داشت كه با حمایت الغ بیگ بتواند با آسودگی بیشتر پژوهش‌های علمی خود را ادامه دهد.كاشانی دست كم تا مدتی پس از پدیدآوردن كتاب ارزشمند تلخیص المفتاح ، یعنی 7 شعبان 824  قمری مطابق با 7 اوت 142میلادی، هنوز در كاشان به سر می‌برد. این نكته خود مایه‌ی شگفتی بسیار است كه چرا مردی دانشور چون الغ بیگ پس از مطالعه‌ی زیج خاقانی به نبوغ كمنظیر پدیدآورنده ، یعنی كاشانی، پی نبرد! كاشانی در یكی از دو نامه‌ی خود از یك سو به طور تلویحی از این‌كه بسیار دیر مورد توجه دولت‌مردان قرار گرفته گلایه می‌كند و از سوی دیگر از این‌كه پس از این مدت دراز به شهری چون سمرقند دعوت شده است، سر از پا نمی‌شناسد.كاشانی به احتمال قوی در 824قمری به همراه معین‌الدین كاشانی(همكار غیاث‌الدین در كاشان و سمرقند) از كاشان به سمرقند رفت و چنان كه خود در نامه‌هایش كم و بیش اشاره كرده، در پی‌ریزی رصدخانه‌ی سمرقند نقش اصلی را ایفا نمود. از همان آغازِ كار، وی را به ریاست آن‌جا برگزیدند و تا پایان عمر به نسبت كوتاه خود در همین مقام بود. وی سرانجام صبح روز چهارشنبه 19 رمضان 832قمری برابر با 22   ژوئن 1429  میلادی بیرون شهر سمرقند و در محل رصدخانه درگذشت.امین احمد رازی در كتاب تذكر ه هفت اقلیم می‌گوید كه چون كاشانی چنان كه باید و شاید آداب حضور در دربار را رعایت نمی‌كرد ، الغ بیگ فرمان به قتل او داد. از نامه‌های كاشانی به پدرش چنین برمی‌آید كه پدر به دلایلی از سرنوشت فرزند خود در دربار الغ بیگ نگران بود و در نامه یا نامه‌هایی، پسر را از خطرات معمول در دربار پادشاهان برحذر داشته و كاشانی نیز در پاسخ برای كاستن از نگرانی‌های پدر، نمونه‌های متعددی از توجه خاص الغ بیگ به خود را برای پدر شاهد آورده است.

نوآوری‌های كاشانی

1 اختراع كسرهای دهگانی(اعشاری). گرچه كاشانی نخستین به كار برنده‌ی این كسرها نیست، اما بی‌تردید رواج این كسرها را به او مدیونیم.

2دسته‌بندی معادلات درجه‌ی اول تا چهارم و حل عددی معادلات درجه‌ی چهارم و بالاتر

3 .محاسبه‌ی عدد p . كاشانی در الرسالة المُحیطیة (ص 28 )، عدد p را با دقتی كه تا 150سال پس از وی بی‌نظیر ماند محاسبه كرده است.

4. تكمیل و تصحیح روش‌های قدیمی انجام چهار عمل اصلی و اختراع روش‌های جدیدی برای آن‌ها . در واقع، كاشانی را باید مخترع روش‌های كنونی انجام چهار عمل اصلی حساب ( به‌ ویژه ضرب و تقسیم) دانست.

5 اختراع روش كنونی پیدا كردن ریشه‌ی n اُم عدد دلخواه. روش كاشانی در اصل همان روشی است كه صدها سال بعد توسط پائولو روفینی (ریاضی‌دان ایتالیایی،1822- 1765میلادی )، و ویلیام جُرج هارنر (ریاضی‌دان انگلیسی، 1837-1786میلادی)، باردیگر اختراع شد.

6. اختراع روش كنونی پیدا كردن جذر (ریشه‌ی دوم) كه در اصل ساده شده‌ی روش پیدا كردن ریشه‌‌ی n اُم است.

7. ساخت یك ابزار رصدی. كاشانی ابزارِ رصدی جالبی اختراع كرد و آن را طَبَقُ المَناطِقْ نامید. رساله‌ای نیز به نام نُزْهَةُ الحَدائِق درباره‌ی چگونگی كار با آن نوشت.

8. تصحیح زیج ایلخانی. كاشانی زیج خاقانی را نیز در تصحیح اشكالات زیج ایلخانی نوشت.

9. نگارش مهم‌ترین كتاب درباره‌ی حساب. كتاب مفتاح الحساب كاشانی مهم‌ترین و مفصل‌ترین اثر درباره‌ی ریاضیات عملی و حساب در دوره‌ی اسلامی است.

10. محاسبه‌ی جِیْب یك درجه. كاشانی در رساله‌ی وَتَر و جِیْب مقداری برای جِیْبِ یك درجه (60 sin 1˚) به دست آورده كه اگر آن را بر 60 تقسیم كنیم ، حاصل آن تا 17 رقم اعشاری با مقدار واقعی سینوس یك درجه موافق است.

آثار كاشانی  

1.  سُلّمُ السَماء (نردبان آسمان) یا رساله‌ی كمالیه به عربی. كاشانی این رساله را در 21رمضان 809 قمری (اول مارس 1407 میلادی) در كاشان به پایان رسانده است. كاشانی در این رساله از قطر زمین، و نیز قطر خورشید، ماه، سیارات، و ستارگان و فاصله‌ی آنها از زمین سخن گفته است.

2. مختصر در علم هیأت به فارسی. كاشانی این رساله را در 813 قمری برابر با 1410 میلادی، یا اندكی پیش از آن نوشت. وی در این رساله درباره‌ی مدراهای ماه، خورشید، ستارگان، و سیاره‌ها و چگونگی حركت آن‌ها سخن گفته است.

3. زیج خاقانی به فارسی: این كتاب یكی از آثار مهم نجومی كاشانی به شمار می‌رود. كاشانی این زیج را در 816 قمری (1413میلادی) كامل كرد. هدف كاشانی از نگارش این زیج، تصحیح اشتباهاتی است كه در زیج ایلخانی روی داده است. كاشانی در مقدمه‌ی زیج خود با به رغم انتقاد از مطالب زیج ایلخانی، از نویسنده‌ی آن، خواجه نصیرالدین طوسی، با تجلیل و احترام بسیار یاد كرده است. 

4.شرح آلات رَ صَد به فارسی : كاشانی این رساله را در ذیقعده‌ی 818قمری(ژانویه‌ی 1416 میلادی) برای شخصی به نام سلطان اسكندر نوشته است. برخی این اسكندر را «اسكندر بن قرایوسف قراقویونلو» دانسته‌اند. اما برخی دیگر، معتقدند كه این اسكندر، پسر عموی الغ بیگ است كه بر فارس و اصفهان حكومت می‌كرده است.

5 . نُزْهَةُ الحَدائِق به عربی: كاشانی این رساله را در دهم ذیحجه‌ی 818قمری مطابق 10فوریه‌ی 1416میلادی (حدود یك ماه پس از نگارش رساله‌ی شرح آلات رصد) نوشته و در آن دستگاهی به نام طبق المناطق را كه اختراع خود وی بوده، شرح داده است. با این دستگاه می‌توان محل ماه و خورشید و پنج سیاره‌ی شناخته شده تا آن زمان و نیز فاصله‌ی هر یك از آن‌ها را تا زمین، و برخی پارامترهای سیاره‌ای دیگر را به دست آورد.

6. ذِیْلِ نزهة الحدائق. كاشانی در نیمه‌ی شعبان 829 قمری (22 ژوئن 1426میلادی) و هنگامی كه در سمرقند اقامت داشته، ده «اِلْحاق» (پیوست) را به نزهة الحدائق افزوده است.

7 . تَلْخیصُ المِفْتاح به عربی. این رساله، چنان كه از نامش پیداست گزیده‌ی مفتاح الحساب كاشانی است. كاشانی كار تلخیص را در 7شعبان 824 قمری (7 اوت 1421میلادی) به پایان رسانده است. وی در مقدمه‌ی این رساله چنین آورده است: « اما بعد، نیازمندترین بندگان خداوند به بخشایش وی، جمشید ملقب به غیاث، پسر مسعود پزشك كاشانی، پسر محمود، كه خداوند روزگارش را نیكو گرداند، گوید كه چون از نگارش كتابم موسوم به مفتاح الحساب فارغ شدم، آن دسته از مطالب این كتاب را كه دانستن آن‌ها برای نوآموزان واجب است در این مختصر گرد آوردم و آن را تلخیص المفتاح نامیدم.»

8  . الرِسالةُ المُحیطیة به عربی. كاشانی این رساله را كه یكی از مهم‌ترین آثار اوست در اواسط شعبان 827قمری (ژوئیه‌ی 1424میلادی) به پایان رسانده است. وی در این رساله نسبت محیط دایره به قطر آن، یعنی عدد پی ‌را به دست آورده است.

9 . وَتَر و جِیْب. كاشانی این رساله‌ی را درباره‌ی چگونگی محاسبه‌ی جِیب یك درجه نوشته است. متأسفانه متن اصلی این رساله باقی نمانده اما از شرح‌هایی كه بر آن نوشته‌اند می‌توان به مطالب آن پی برد.

10. زیج تَسْهیلات. كاشانی این اثر را پیش از  830قمری تألیف كرده است زیرا در مقدمه‌ی مفتاح الحساب از این كتاب نام برده(ص 36 ) ولی تا كنون وجود نسخه‌ای قطعی از آن گزارش نشده است.

نگارش مفتاح الحساب

كاشانی كار نگارش مفتاح الحساب را، كه بی‌تردید مهم‌ترین، مفصل‌ترین و برجسته‌ترین كتابِ ریاضیات عملی در دورة اسلامی بشمار می‌آید، در 3 جمادی الاولی سال 830 قمری برابر با 2مارس 1427 میلادی به پایان رسانده و آن را به الغ بیگ هدیه كرده است. اما پیش‌نویس این كتاب را دست كم از 6سال پیش، یعنی 824قمری فراهم آورده و در این مدت، مشغول تكمیل و اصلاح آن بوده است. زیرا او در مقدمه‌ی تلخیص المفتاح كه در همین سال نوشته شده، تأكید كرده كه این تلخیص را پس از به پایان رساندن تألیف مفتاح الحساب فراهم آورده است.برای نشان دادن اهمیت مفتاح الحساب كاشانی نزد شرق شناسان، بویژه محققان اروپایی، در این‌جا به چاپ‌های مختلف متن عربی و ترجمه‌های این اثر اشاره می‌كنیم:

1. در1864میلادی فرانتس ووپكه، محقق آلمانی الاصل ساكن فرانسه، بخشی از این كتاب را به فرانسه ترجمه كرد.

2. در 1944میلادی، پاول لوكی بخش قابل توجهی از مفتاح الحساب را به آلمانی ترجمه و شرح كرد. این ترجمه نیز، همچون ترجمه‌ی رسالة محیطیه ، پس از مرگ لوكی و در سال 1951 میلادی منتشر شد. وی همچنین مقاله‌ی مهمی درباره‌ی روش كاشانی در پیدا كردن ریشه‌ی n ‌اُم اعداد نوشت.

3. در1951میلادی نائله رجایی در پایان‌نامه‌ی دوره‌ی دكترای خود در دانشگاه آمریكایی بیروت، با استفاده از مطالب مفتاح الحساب و رسالة محیطیه به بحث درباره‌ی اختراع كسرهای اعشاری توسط كاشانی پرداخت.

4. در همان سال و در همان دانشگاه، عبدالقادر الداخل نیز در پایان‌نامه‌ی دكترای خود روش كاشانی درباره‌ی پیدا كردن ریشه‌ی n ‌اُم در دستگاه شمار شصت گانی را بررسی كرد.

5. در1956 میلادی نیز برویس رُزنفلد، آدُلف یوشكِویچ، و سِگال، تصویر یك نسخه‌ی خطی این اثر و نیز تصویر یك نسخه‌ی خطی رساله‌ی محیطیه‌ی را همراه با ترجمه‌ی روسی آن در مسكو به چاپ رساندند.

6. در 1967میلادی احمد سعید الدمرداش و محمد حمدی الحفنی الشیخ، متن عربی این كتاب را در قاهره به چاپ رساندند. غلط‌های این چاپ حتی از غلط‌های نسخه‌ی خطی چاپ مسكو بیشتر است.

7. در 1977میلادی نادر النابلسی یك بار دیگر تمامی این كتاب را با حواشی به نسبت سودمند و با دقتی بیشتر از دو مصحح قبلی در دمشق به چاپ رساند.گفتنی است كه در هیچ یك از ترجمه‌ها یا چاپ‌های یاد شده از نسخه‌ی خطی كتابخانه‌ی ملی ملك، كه كهن‌ترین و بهترین نسخه‌ی موجود مفتاح الحساب به بشمار می‌آید استفاده نشده است.

نظرات دانشمندان معاصر درباره کاشانی 

پاول لوكی، پژوهشگر برجسته‌ی آلمانی كه بیش از هر مورخ دیگری در راه شناساندن اهمیت آثار ریاضی این دانشمند بزرگ به جهان علم كوشش كرده، درباره‌ی آثار كاشانی چنین آورده است: « پس از پژوهش درباره‌ی برخی آثار كاشانی، كه خوشبختانه بیشتر آن‌ها در كتابخانه‌های شرق و غرب موجود است، او را ریاضی‌دانی هوشمند، مخترع، نَقّاد و صاحب افكار عمیق یافتم. كاشانی از آثار ریاضی‌دانان پیش از خود آگاه و بویژه در فن محاسبه و به كار بستن روش‌های تقریبی بسیار آگاه و چیره‌دست بوده است. اگر رساله‌ی محیطیه او به دست ریاضی‌دانان غربی معاصر وی رسیده بود، از آن پس مردم مغرب زمین از بعضی منازعات و تألیفات مبتذل درباره‌ی اندازه‌گیری دایره (=محاسبه‌ی عدد پی) بی‌نیاز می‌شدند. اگر نظریه‌ی واضح و روش علمی وی در مورد شناساندن كسرهای اعشاری انتشار یافته بود، فرانسوا وی‌یِتْ ، اِستِوِن، و بورگی ناچار نمی‌شدند كه یك قرن و نیم پس از كاشانی نیروی فكری و عملی خود را برای از نو یافتن این كسرها به كار اندازند.»اِدوارد اِستوارت كِنِدی، پژوهشگر برجسته‌ی آمریكایی، كه مدتی نیز در ایران می‌زیست و با زبان فارسی آشنایی دارد درباره‌ی كاشانی چنین گفته است: «پیش از هر چیز باید گفت كه كاشانی حاسبی زبردست بود و در این فن مهارت خارق العاده داشت. و شاهد این مدعا این است كه وی با اعداد شصتگانی خالص به آسانی و روانی حساب می‌كرد. كسرهای اعشاری را اختراع نمود، روش تكراری را در حساب به طور كامل و پیگیر به كار می‌بست. با چیره دستی مراحل محاسبه را طوری تنظیم می‌نمود كه بتواند حداكثر مقدار خطا را پیش‌بینی كند و در هر جا صحت اعمال را امتحان می‌كرد.» آدُلف یوشكویچ، پژوهشگر مشهور روسیه در كتاب تاریخ ریاضیات در سده‌های میانه در باره كتاب ارزشمند كاشانی می‌نویسد: «مفتاح الحساب كتابی درسی، درباره‌ی ریاضیات مقدماتی است كه استادانه تألیف شده و مؤلف آنچه را كه طبقات مختلف خوانندگان كتاب بدان نیاز داشته‌اند، در نظر گرفته است. این كتاب از حیث فراوانی و تنوع مواد و مطالب و روانی بیان تقریباً در همه‌ی آثار ریاضی سده‌های میانه یگانه است.»

جمعه 17/2/1389 - 12:8
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته