ازدواج و همسرداری
حرفی که زنان نباید به شوهرانشان بزنند! من می دانم که شما الان در حال فکر کردن به چه چیزی هستید. اینکه زوجهای ازدواج کرده نباید هیچ رازی را داشته باشند و باید همه چیز را با شوهرشان در میان بگذارند اما به اعتقاد من این حرف تنها مزخرفی بیش نیست!چیزهایی وجود دارد که قطعاٌ شما نباید آن را با همسرتان در میان بگذارید.
باید دهنتان را ببندید و حرف نزنید.مهم نیست که در چه شرایطی باشید و در چه وضعیتی . جمله بزرگی رو بخاطر می آورم که بحق می گفت : چیزی را که نمی داند وی را نخواهد نرنجاند!
هرگز در مورد مادر وی چیزی بر زبان نیارید .
مهم نیست که وی آدم بدی است یا آدم خوبی . این قانون طلایی را بیاد بسپارید که دهانتان را چفت کنید! این کاملا قابل پیش بینی است که شما بدلایلی از مادر شوهرتان خاطره جالبی ندارید و میبینید که همسرتان یک روز در حال حرف زدن در باره وی است.اینکه چقدر زن شریف ، با ارزش و دارای فلان خصلتهاست. روز دیگر ببینید که همسرتان مدام در حال بد و بیراه گفتن به وی می باشد و اینکه وی چقدر خود خواه و رذل است!
اینجا جایی است که ممکن است شما به اشتباه با عصبانیت وی همراهی کنید و در نتیجه پرونده خود را باطل کنید! به هوش باشید . هرچه شد فقط زبانتان را ببرید! او می تواند هرچه که می خواهد در مورد مادرش بگوید . تعریف یا بد و بیراه ! به شما مربوط نیست! سعی کنید نظراتتان را برای دوستان یا کسان دیگری که با آنها نیز ارتباط عاطفی و روانی دارید نگه دارید . اعتماد داشته باشید که کار غلطی نمی کنید!
با نزدیکترین دوست همسرتان خودمانی نشوید!
مهم نیست که وی چقدر دوست خوبی است و یا فرد قابل اعتمادی. حریم خود را حفظ کنید.گاهی بعضی از شوخی ها در حریم های خانوادگی چیز جالبی نیست اما همان شوخی در حریم دوستی کاملا هم چیز جالبی است! بگذارید همه چیز حد و مرز خود را داشته باشد.
هرگز در مورد روابطی که در گذشته و قبل از ازدواج داشتید حرف نزنید!
خب ، من فکر می کنم که این رسم دخترها هست که بر خلاف پسرها که عادت دارند یک کار را صد جا تعریف کنند ، آنها صد کار را یک جا هم تعریف نمی کنند! اما به هر حال این را هم باید گفت.هرگز در مورد این مسائل سخنرانی نکنید.اگرچه که در حد اطلاع وی باید از گذشته شما با خبر باشد اما این ماکزیمم حد اطلاع وی باید باشد! نه بیشتر ! ا
" من برای همسرم کاملا شرح خواهم داد که برایم اهمیتی ندارد که چه کرده و که بوده. از این لحظه که متعهد می شود به محض اینکه بفهمم وی کوچکترین قدم نامربوطی برداشته بلافاصله از وی جدا خواهم شد ، بچه ها را به وی خواهم سپرد ، و دیگر من را نخواهد دید! به تجربه بنظر هم میرسد که این کلام کاملا هم موثر بوده است! اما گذشته از شوخی شما باید از خود بپرسید که رابطه جدی و زناشویی با صداقت شما ، در این زمینه چه سودی خواهد برد؟ آیا اعترافات صادقانه شما نفعی هم خواهد داشت یا اینکه فقط فکر میکنید همسر شما از صداقت شما به نیت پاک شما پی میبرد؟ اصلا اینطور نیست! برای همین منظور بهتر است ساکت باشید!
هرگز به وی نگویید که فلان دوست شما زیر سرش بلند شده است!
این بحث زنانه را برای خودتان و دوستانتان نگه دارید. این مسئله را اصلا علنی نکنید. شما همانطور که در مرحله قبل دیدید باید عمل کنید و از هر چنین چیزی باید فرار کنید و نشان دهید که چنین کاری بسیار نا مناسب است. اینکه بخواهید ماجرایی را برای وی تعریف کنید تا به وی بفهمانید شما چقدر شخصیت سالمی دارید و وی باید قدر شما را بداند چیزیست که در مغز شما می گذرد. در مغز یک مرد تنها این نکته است که چه باعث شده که همسر این دوست من اختیارش را از دست بدهد؟ وحالا بشینید 30 سال توضیح بدید! فایده نخواهد داشت. از طرف دیگر خدا بداد دعواهای شما و موشکهایی که وی بطرف شما پرتاب خواهد کرد برسد!
ه
هرگز چیزی نگویید که احساس کند نسبت به جریانات شغلی وی ناراضی هستید!
" قانون هر غلطی میکنی بکن ! من بهت اطمینان دارم ! "
این یکی از اشکالاتیست که اکثر زنان میکنند. خارج ازغرغر های آنها در مورد کار همسرشان ، وی وقتی از سر کار به خانه بر میگردد بهش بدجور پیله می کنند! می خواهند بدانند که چه شده که همسرشان اینقدر خسته و عصبانی است! مدام سوال می کنند و توضیح می خواهند و سعی می کنند که ماجرا را منطقی ارزیابی کنند و مدام جواب به هر خط شکایت همسر می دهند.سعی می کنند به وی حالی کنند که طرف وی هستند اما وی باید آرام باشد! بسیار ساده در روزهای بعد موقع دعوا اعلام می کنند که تو انتظار داری که مردم بدانند تو چه هستی ولی تو خودت هنوز نمی دانی که چه هستی و چه می خواهی! من اما می دانم که تو فلان و فلان هستی.غر میزنی ، فکر می کنی خیلی می فهمی و و و و ....
وی از خود دفاع خواهد کرد و خواهد گقت که من فکر می کردم تو به من اطمینان داری! و شما هم می خواهید گندتان را درست کنید و می گویید البته که دارم اما فلان و فلان! بعد از کلمه اما دیگر توضیح شما معنی نخواهد داشت! شما کار را خراب کرده اید! کسی نیست که بشما حالی کند که شما قرار نیست منشی وی باشید بلکه قرار است همسر وی باشید.قرار نیست چون زندگی کاری وی بشما هم ربط دارد در آن دخالت کنید و مسولیتی که با وی است را بررسی کنید!
هرگز به وی نگویید از وی طلاق خواهید گرفت مگر اینکه فلان کار را انجام دهد!
مثل احمقها مدام همسر خود را تهدید به طلاق نکنید . به وی به اشتباه نخورانید که یک پای شما همیشه بیرون در است! ساک شما همیشه بسته است! خانه مادر شما همیشه هست! و بدتر اینکه بدانید دارید بلوف میزنید و یک لحظه بدون وی زنده نمی مانید! دفعه بعد که خواستید فریاد بزنید از جلوی چشم من دور شو ! دیگه نمی خواهم ببینمت!
یک لحظه خود را کنترل کنید و کلمه را در دهانتان بخشکانید. اگر این کار را نکردید البته ممکن است جواب بشنوید که وی جایی نمی رود و این دیوونه بازی هاچیست ، اما این دست رو تو دادن خاصیت همیشگی مردان نیست. بی جهت زندگی را با دری وری مشوش نکنید.مردی که بداند همیشه احتمالی وجود دارد که به خانه بیاید و شما در آن نباشید هرگز بشما واقعا لطف نمی کند!
هرگز نگویید که شما بیشتر از وی حقوق میگیرید !
چه می خواهید بکنید؟ چطور است اصلا دریل را برداریم و مغزش را سوراخ کنیم؟ ها ؟!
یادتان باشد 3 اصل مهم در مورد پول و مسائل مالی اینهاست :
پول شما و پول وی ندارد - اما پول شما و وی از هم جدا باشد!
پول " من " در کلمات بکار نبرید
نگویید "اگه پول کم داری من دارم! " " می خواهد ماشین بخرد یا فرضا خونه . بعد راه می افتید دور میزنید دور ماشین حسابش و فضولی میکنید و آخرش می گویید این مقدار بهش می دید! این غلطه! برید و وقتی میبینین که داره موهاش رو می کشه و فکر میکنه با فنجان چای خودتان ریلکس بشنین کنارش و بگید که " منم یه مقدار پس انداز دارم - نمی دونم چقدر دقیقا - ولی شماره کارتم رو بهت میدم ببین میتونه اینم کمکی کنه ؟ " اما کاری نکنین برعکس این هم! یعنی اینقدر بی خیال نشون بدید که نتیجه بدتر داشته باشه! سعی کنید لحظه را دریابید !
پنج شنبه 20/3/1389 - 12:4
بیماری ها
جوان ماندن و شاداب به نظر رسیدن، آرزوی خیلیهاست و مخصوصا در میان خانمها، کم نیستند آنهایی که چنین آرزویی در سر دارند و برای رسیدن به آن تلاش میکنند.
اگر شما هم از همین گروهاید از توصیه زیر غافل نشوید:
* عینک مطالعه بنددار خود را دور گردنتان نیندازید. اگر شما بند عینکتان را دور گردنتان بیندازید علاوه بر اینکه فراموشکار به نظر میرسید، ضعف دید چشمتان در اثر بالا رفتن سن هم بیشتر خودش را نشان میدهد اما اگر علاقه زیادی به همراه داشتن عینکتان دارید، میتوانید در مواقع غیرضروری آن را روی سرتان قرار دهید.
* جلوی موهایتان را کوتاه کنید. این کار مخصوصا برای خانمهای بالای 50 سال بسیار مفید است. به جای یکدست کردن و بستن موی خود از پشت، موهای قسمت جلوی سرتان را کوتاه کنید و یک سشوار سطحی هم بکشید. اثر این کار در چهرهتان را میتوانید در اولین میهمانیای که شرکت کردید، ببینید.
* دور مش وهایلایتهای سفید، صدفی، استخوانی و نقرهای را خط بکشید. اگر که به مرور زمان و با بالا رفتن سن رنگ موهایتان به رنگهای روشن تغیر یافت و شما آن رنگ را میپسندید که هیچ؛ اما انتخاب کردن رنگهای خیلی روشن مثل صدفی یا نقرهای به منزله مسنتر به نظر رسیدن برای یک خانم است. حالا انتخاب با خودتان است. اگر میخواهید 10 سال پیرتر از آنچه هستید به نظر برسید، میتوانید این رنگها را برای موهایتان برگزینید!
* دندانهای خود را سفید کنید. هرچهقدر دندانهای سفید و براق در شاداب به چشم آمدن چهره موثر است، به همان میزان هم دندانهای زرد و کدر در زیاد نشان دادن سن موثر است. شما میتوانید به راحتی و با صرف هزینهای اندک، دندانهایی زیبا و درخشان و در نتیجه چهرهای شاداب و بشاش داشته باشید.
* کمترین اما بهترین لباسها را بخرید. پرکردن کمد و کشوهای خانه از لباسهای مختلف و رنگارنگ که هیچکدام مناسب یک مجلس هم نیستند، اصلا هنر نیست. هنر این است که شما کمترین اما بهترین لباسها را بخرید. فقط هنگام خرید به هماهنگ بودن رنگها هم دقت کنید و سعی نمایید رنگ و طرحی را انتخاب کنید که عیبهای ظاهری بدنتان را بپوشاند. بد نیست که با هر دست لباس، یک گردنبند، انگشتر یا دستبند همرنگش را هم تهیه کنید، این طوری کلی به روز و جوان به حساب میآیید!
* مناسب سنتان لباس بپوشید. منظور از این جمله آن نیست که خانمهای بالای 40 یا 50 سال حق پوشیدن لباسهای روشن را ندارند. منظور این است که در جواننمایی افراط نکنید. خب مسلم است که پوشیدن شلوار بگ کتان با یک تاپ گشاد اصلا برای سنین بالا مناسب نیست و فرد با پوشیدن این لباسها در عوض جوان به نظر رسیدن، خیلی هم مضحک میشود بنابراین داشتن بهترین و مناسبترین پوشش در سنین مختلف یکی از راههای جذاب به نظر رسیدن است.
* ظاهرتان را تغییر دهید. یکنواختی باعث کسلی و پیری میشود. پس برای آنکه به پیری زودرس مبتلا نشوید، هرچند وقت یکبار رنگ و مدل موها و حتی آرایشتان را تغییر دهید. حتی میتوانید با عوض کردن رنگ یا مدل ابرویتان هم یک تغییر اساسی در چهرهتان ایجاد کنید. اگر بتوانید سبک لباس پوشیدنتان را هم هر از گاهی عوض کنید، بد نیست.
* کفشها هم در جوان بودن بیتاثیر نیستند. درست است که شما با کفشهای طبی که ظاهر چندان زیبایی ندارند، راحتترید اما باور کنید اگر برای شرکت در یک مهمانی که قرار است با ماشین بروید و برگردید، یک جفت کفش پاشنه بلند نگیندار بپوشید، بسیار شاداب و جذاب به نظر خواهید رسید.
*رنگ لباس و بوی عطرتان را مناسب فصل انتخاب کنید. اینکه شما در فصل تابستان لباسی روشن به تن کنید و از عطر خنکی هم استفاده کنید، اینطوری اطرافیانتان متوجه میشوند که روح جوانی و شادابی هنوز در شما پایدار است بنابراین حواستان باشد که رنگها و بوها هم در جوان نشان دادن شما بیتاثیر نیستند.
پنج شنبه 20/3/1389 - 11:43
سينمای ایران و جهان
سفیدبرفی و هفت کوتوله، جادوگر شهر زمرد، پدرخوانده، یک ادیسه فضایی، جویندگان، گاو خشمگین و سرگیجه از جمله فیلمهای برتر 10 ژانر سینما به انتخاب موسسه فیلم آمریکا هستند. موسسه فیلم آمریکا AFI که یکی از گروههای پیشتاز صنعت سینمای این کشور در زمینه حفظ و ترمیم فیلمهاست،اسامی 10 فیلم برتر 10 ژانر شامل انیمیشن، فانتزی، گانگستری، افسانهای علمی، وسترن، ورزشی، معمایی، کمدی رومانتیک، درام دادگاهی و حماسی را اعلام کرد.
"پدرخوانده" فرانسیس فورد کوپولا در رده نخست فهرست بهترین فیلم ژانر گانگستری قرار گرفت
این فهرست حاصل نظرسنجی از بازیگران، فیلمسازان، منتقدان و دیگر دستاندرکاران صنعت است و اسامی برندگان در برنامهای با عنوان AFI"s 10 Top 10 از شبکه CBS اعلام شد. شرکتکنندگان در این نظرسنجی فیلمهای مورد نظر خود را از میان فهرستی شامل 50 نامزد در هر ژانر انتخاب کردند. فهرست 10 فیلم برتر 10 ژانر به انتخاب موسسه فیلم آمریکا به شرح زیر است.
* انیمیشن
1- "سفید برفی و هفت کوتوله"، 1937
2- پینوکیو"، 1940
3- "بامبی"، 1942
4- "شیرشاه"، 1994
5- "فانتازیا"، 1940
6- "داستان اسباببازی"، 1995
7- "دیو و دلبر"، 1991
8- "شرک"، 2001
9- "سیندرلا"، 1950
10- "در جستجوی نیمو"، 2003
* فانتزی
1- "جادوگر شهر زمزد"، 1939
2- "ارباب حلقهها: یاران حلقه"، 2001
3- "زندگی شگفتانگیزی است"، 1946
4- کینگ کنگ"، 1933
5- "معجزه در خیابان سی و چهارم"، 1947
6- "میدان رویاها"، 1989
7- "هاروی"، 1950
8- افسانه روز دوم ماه فوریه"، 1993
9- "دزد بغداد"، 1924
10- "بزرگ"، 1988
* گانگستری
1- "پدرخوانده"، 1972
2- "رفقای خوب"، 1990
3- "پدرخوانده قسمت 2، 1974
4- "التهاب شدید"، 1949
5- "بانی و کلاید"، 1967
6- "صورت زخمی: شرم یک ملت"، 1932
7- "داستان عامهپسند، 1994
8- "دشمن مردم"، 1931
9- "سزار کوچک"، 1930
10- "صورت زخمی"، 1983
* افسانهای علمی
1- "2001: یک اودیسه فضایی"، 1968
2- "جنگهای ستارهای: اپیزود چهار- یک امید تازه، 1977
3- "ئی. تی. موجود ماورای زمینی"، 1982
4- "پرتقال کوکی"، 1971
5- "روزی که زمین از حرکت ایستاد"، 1951
6- "بلید رانر"، 1982
7- "بیگانه"، 1979
8- "نابودگر 2: روز داوری"، 1991
9- "حمله ربایندگان جسم"، 1956
10- "بازگشت به آینده"، 1985
* وسترن
1- "جویندگان"، 1956
2- "ماجرای نیمروز"، 1952
3- "شین"، 1953
4- "نابخشوده"، 1992
5- "روز سرخ"، 1948
6- "این گروه خشن"، 1969
7- "بوچ کسیدی و ساندنس کید"، 1969
8- "مککیب و خانم میلر"، 1971
9- "دلیجان"، 1939
10- "کت بالو"، 1965
* ورزشی
1- "گاو خشمگین"، 1980
2- "راکی"، 1976
3- "غرور یانکیها"، 1942
4- Hoosiers،1986
5- "بول درهام"، 1988
6- "بیلیاردباز"، 1961
7- Caddyshack، 1980
8- "رهایی از بند"، 1979
9- "ولوت در مسابقه گراند نشنال"، 1944
10- "جری مگوایر"، 1996
* معمایی
1- "سرگیجه"، 1958
2- "محله چینیها"، 1974
3- "پنجره عقبی"، 1954
4- "لورا"، 1944
5- "مرد سوم"، 1949
6- "شاهین مالت"، 1941
7- "شمال از شمال غربی"، 1959
8- "مخمل آبی"، 1986
9- "ام را برای قتل بگیر"، 1954
10- "مظنونین همیشگی"، 1995
"سرگیجه" آلفرد هیچکاک به عنوان بهترین فیلم معمایی انتخاب شد
* کمدی رومانتیک
1- "روشناییهای شهر"، 1931
2- "آنی هال"، 1977
3- "یک شب اتفاق افتاد"، 1934
4- "تعطیلات رمی"، 1953
5- "داستان فیلادلفیا"، 1940
6- "وقتی هری سلی را ملاقات کرد"، 1989
7- "دنده آدم"، 1949
8- "ماهزده"، 1987
9- "هارولد و مود"، 1971
10- "بیخوابی در سیاتل"، 1993
* درام دادگاهی
1- "کشتن یک مرغ مقلد"، 1962
2- "دوازده مرد خشمگین"، 1957
3- "کریمر علیه کریمر"، 1979
4- "حکم دادگاه"، 1982
5- "چند مرد خوب"، 1992
6- "شاهد برای تعقیب کیفری"، 1957
7- "تشریح یک قتل"، 1959
8- "در کمال خونسردی"، 1967
9- "فریاد در تاریکی"، 1988
10- ""محاکمه در نورمبرگ"، 1961
* حماسی
1- "لورنس عربستان"، 1962
2- "بن هور"، 1959
3- "فهرست شیندلر"، 1993
4- "بربادرفته"، 1939
5- "اسپارتاکوس"، 1960
6- "تایتانیک"، 1997
7- "در جبهه غرب خبری نیست"، 1930
8- "نجات سرباز رایان"، 1998
9- "سرخها"، 1981
10- "ده فرمان"، 1956
پنج شنبه 13/3/1389 - 11:22
شعر و قطعات ادبی
به نام خدا
پشت این پنجره یک نامعلوم نگران من و توست
کاش دریابیمش !
چهارشنبه 12/3/1389 - 15:46