• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 7
تعداد نظرات : 13
زمان آخرین مطلب : 5847روز قبل
دعا و زیارت
شما هم تا نیت خلوت با خدا را می كنید كسل می شوید؟!  آیا شما هم تا به حال به این نكته دقت كرده اید كه چرا تا نیت می كنیم دو ركعت نماز مستحبی بخوانیم یا یك صفحه قرآن تلاوت كنیم؛ خستگی و بی حالی و كسلی همه وجودمان را فرا می گیرد؟!
 انگار كه كوهی كنده باشیم! ولی اگر درست همان موقع پیشنهاد رفتن به سینما را دریافت كنیم بدون هیچ استخاره و دو دلی داد می زنیم كه: « صبر كنید منم هستم ! »
این حس فقط مخصوص شما نیست. این حالتی هست كه
  برای بسیاری از ما در این شرایط بوجود می آید. اگر بدنبال جواب سوالتان هستید پس خوب و با تأمل مطالعه كنید:
—————————————————————
خدایا چرا هر بار كه عزمم را جزم نمودم و مهیای عبادتت شدم؛ و  تا در پیشگاه تو به نماز ایستادم دچار خواب آلودگی و كسلی ام نمودی و حال رازو نیاز و مناجات را از من گرفتی ؟! و چه شد كه هر چه عهد نمودم و با خود گفتم از این پس سیرتم را نیكو كرده و با اهل توبه  هم مجلس می شوم حادثه ای پیش آمد و باعث جدایی من از خدمت تو شد ؟ خدای من  نكند كه:
* از درگاهت مرا رانده ای؟ و از سعادت خدمت كردن دورم نموده ای؟
 *  و یا دیدی كه بندگیت را خفیف شمرده ام و از این جهت مرا از درگهت طرد نموده ای ؟* و یا نكند كه دیده ای كه از تو روی گردانم و بر من غضب نموده ای؟ * و یا من را هم در خیل دروغگویان یافته ای و از این جهت از عنایت خود دور ساخته ای؟ *  و یا مرا ناسپاس بر نعمت هایت دیده ای و محرومم نموده ای؟ * یا هر چه گشتی مرا در مجلس و همنشینی اهل علم نیافته ای  و خوارم نموده ای؟ * و یا مرا در گروه غافلان یافته ای و از رحمتت ناامیدم نموده ای؟*  و یا همنشین و مانوس با بطالت گران  و مرا با آنها رها كرده ای؟ * و یا شاید نكند كه نكند كه خدای من دوست نداری صدای دعایم را بشنوی و مرا رانده ای ؟ * و یا مكافات گناهانم را داده ای ؟ * و یا به علت بی حیایی مجازاتم نموده ای ؟
با همه این احوال خدایا اگر مرا ببخشایی شایسته است كه پیش از من نیز گنهكارانی را عفو نموده ای ..و من به فضل و رحمتت پناه آورده ام از تو بسوی تو می گریزم كه عفو و بخششت بر كسی كه به تو حسن ظن دارد وعده ای قطعی ست..

آنچه گذشت ترجمه بخشی از دعای سحرهای ماه مبارك رمضان ابوحمزه ثمالی بود- اگر دقت كنیم مولایمان امام سجاد(ع) به خوبی و وضوح اسباب ایجاد حالت كسلی در هنگام عبادت را بر شمرده اند.راستی كه برای كوچكترین سوال هایمان جواب هست و ما چه غافلیم.
آثار وضعی گناه و ترك اولی را جدی بگیریم!
آی مردم چشم ها را واكنید
آستین پلك ها را تا كنید 
چهارشنبه 9/4/1389 - 5:34
دانستنی های علمی

کوهنورد و اعتمادش به خدا

 ! حکایت ما این بار درباره کوهنوردی است که می خواست بلندترین قله را فتح کند .بالاخره بعد از سالها آماده سازی خود،ماجراجو یی اش را آغاز کرد.اما از آنجایی که آوازه ی فتح قله را فقط برای خود می خواست تصمیم گرفت به تنهایی از قله بالا برود.او شروع به بالا رفتن از قله کرد ،اما دیر وقت بود و به جای چادر زدن همچنان به بالا رفتن ادامه داد، تا اینکه هوا تاریک تاریک شد. سیاهی شب بر کوهها سایه افکنده بود وکوهنورد قادر به دیدن چیزی نبود . همه جا تاریک بود .ماه و ستاره ها پشت ابر گم شده بودند و او هیچ چیز نمی دید . در حال بالا رفتن بود ،فقط چند قدمی با قله فاصله داشت که پایش لغزید و با شتاب تندی به پایین پرتاب شد .در حال سقوط فقط نقطه های سیاهی می دید و به طرز وحشتناکی حس می کرد جاذبه ی زمین او را در خود فرو می برد . همچنان در حال سقوط بود و در آن لحظات پر از وحشت تمامی وقایع خوب وبد زندگی به ذهن او هجوم می آورند. ناگهان درست در لحظه ای که مرگ خود را نزدیک می دید حس کرد طنابی که به دور کمرش بسته شده ، او را به شدت می کشد میان آسمان و زمین معلق بود فقط طناب بود که او را نگه داشته بود و در آن سکوت هیچ راه دیگری نداشت جز اینکه فریاد بزند : خدایا کمکم کنناگهان صدایی از دل آسمان پاسخ داد از من چه می خواهی ؟
-
خدایا نجاتم بده- آیا یقین داری که می توانم تو را نجات دهم ؟
-
بله باور دارم که می توانی- پس طنابی را به کمرت بسته شده قطع کن
لحظه ای در سکوت سپری شد و کوهنورد تصمیم گرفت با تمام توان اش طناب را بچسبد و رها نکند.فردای آن روز گروه نجات گزارش دادند که جسد یخ زده کوهنوردی پیدا شده در حالی که از طنابی آویزان بوده و دستهایش طناب را محکم چسبیده بودند ، فقط چند قدم بالاتر از سطح زمین………………………………………………………….و شما چطور ؟ چقدر طنابتان را محکم چسبیده اید ؟ آیا میتوانید رهایش کنید ؟

درباره ی تدبیر خدا شک نکنید . هیچ گاه نگوئید او مرا فراموش یا رها کرده است . و به یاد داشته باشید که او همیشه با دست راست خود شما را در آغوش دارد

asemanian/ 
چهارشنبه 9/4/1389 - 5:17
دعا و زیارت

MP3 اعمال در آخرت

همه می دانیم ما نفسی نمیکشیم قدمی از قدم بر نمیداریم مگر این که ثبت میشود و روزی باید پاسخگو باشیم بدون کم و کاست عینا همان گونه که بوده استشاید تصور امکان چنین چیزی برای انسان های گذشته سخت بود اما برای ما که در دنیای علم و تکنولوژی زندگی میکنیم و میبینیم که دنیایی از اطلاعات از صدا و تصویر و نوشته در یک شئ کوچک جمع میشود و به راحتی قابل بازیابی است . باید یقینی عمیق داشته باشیم و مواظب باشیم که چه اطلاعاتی وارد در کارنامه عملمان میکنیم چون دیر یا زود باید بازیابیشان کنیم و پاسخ دهیم و باید مراقب بود که در آنروز بتوانیم سرمان را بالا بگیریم . نه از شرم آنچه در آن است بخواهیم نابود شود ویا پاکش کنیم که یقینا امکان ندارد.

 آیا انسان‌ می‌تواند آن‌ نامه‌ عمل‌ را انکار کند؟ اگر گفتار و صورت‌ انسان‌ را در ضبط‌ صوت‌ و در فیلم‌ ضبط‌ کنند و بعداً به‌ او ارائه‌ دهند انسان‌ نمی‌تواند انکار کند؛ امّا در قیامت‌ عنوان‌ نوشتن‌ و عنوان‌ ضبط‌ نیست‌، و عنوان‌ عکس‌ برداری‌ کردن‌ و روی‌ پرده‌ نمایش‌ دادن‌ نیست‌؛ از اینها بالاتر است‌.

 آنجا خود انسان‌ را می‌آورند با همان‌ عملی‌ را که‌ انجام‌ داده‌ است‌ در حالیکه‌ انسان‌ همان‌ عمل‌ را دارد انجام‌ میدهد؛ خودش‌ دارد آن‌ عمل‌ را انجام‌ میدهد. چون‌ معنای‌ بقاءِ بعد از فناء اینطور شد که‌ آن‌ روز انسان‌، با سلطه بر بدن‌ دنیوی‌ خود با تمام‌ أعمالی‌ که‌ انجام‌ داده‌ است‌ می‌شود؛ پس‌ می‌بیند خودش‌ را که‌ مشغول‌ انجام‌ این‌ أعمال‌ است‌؛ بلکه‌ می‌یابد خود را که‌ مشغول‌ انجام‌ این‌ أعمال‌ است‌.

 الآن‌ ما در این‌ لحظه‌ که‌ اینجا نشسته‌ایم‌ و صحبت‌ می‌کنیم‌، این‌ کیفیّت‌ و حال‌ وجودی‌ خود را می‌توانیم‌ انکار کنیم‌؟ آیا هیچ‌ ممکن‌ است‌؟! نه‌. چون‌ همین‌ انکارْ عین‌ اقرار و اعتراف‌، و همین‌ نفیْ عین‌ اثبات‌ است‌. در قیامت‌، انسان‌ مشغول‌ نفسِ همان‌ أعمالی‌ است‌ که‌ در دنیا انجام‌ داده‌است‌، در نهایت در دنیا به‌ صورت‌ جسم‌ بوده‌ است‌ و در آنجا به‌ صورت‌ روح‌ می‌باشد. بنابراین‌ چه‌ کسی‌ میتواند انکار کند؟

 «وَ لِکلٍّ دَرَجَاتٌ مِمَّا عَمِلُوا وَ لِیُوَفِّیَهُمْ أَعْمَالَهُمْ وَ هُمْ لاَیُظْلَمُونَ.»1؛  از برای‌ هر یک‌ از أفراد بشر در اثر اعمالی‌ که‌ انجام‌ داده‌اند و از نفس‌ کرداری‌ که‌ کرده‌اند مراتب‌ و درجاتی‌ است‌؛ همه‌ در درجة‌ واحد نیستند. و خداوند أعمال‌ انسان‌ را به‌ انسان‌ «تَوفیه‌» میکند.

 

در معنای‌ توفیه‌ أعمال‌

"تَوْفیه"‌ یعنی‌ بطور کامل‌ و تامّ و تمام‌ به‌ آنها برساند و به‌ خوردشان‌ بدهد و إشباعشان‌ نماید یعنی‌ افرادی‌ را که‌ در قیامت‌ حاضر می‌کنند، اعمالشان‌ را به‌ آنها توفیه‌ می‌کنند، صد در صد أعمال‌ را به‌ آنها میخورانند. وَ هُمْ لاَ یُظْلَمُونَ؛ و ایشان‌ ابداً مورد ظلم‌ و ستم‌ واقع‌ نمی‌شوند.

امروز روز عمل‌ و کردار است‌ نه‌ روز حساب‌ و مؤاخذه‌، و فردا روز حساب‌ و مؤاخذه‌ است‌ نه‌ روز کردار و عمل‌.

 چرا؟ چون‌ اعمال‌ مال‌ انسان‌ است‌، از اراده‌ و اختیار او تراوش‌ کرده‌، و اینک‌ عین‌ همان‌ اعمال‌ را به‌ صورت‌ ملکوتی‌ که‌ مناسب‌ با آن‌ عالم‌ است‌ به‌ انسان‌ میدهند. در اینصورت‌ ظلم‌ چه‌ معنی‌ دارد! مگر نخوانده‌اید: «وَ لاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَی.»2 ؛ «هیچ‌ حاملی‌ بار دیگری‌ را حمل‌ نخواهد نمود.»

هر کس‌ بار خودش‌ را برمیدارد، نه‌ بار دیگری‌ را. پس‌ در قیامت‌ که‌ أعمال‌ خود انسان‌ را که‌ اثر اوست‌ و تراوش‌ از اوست‌ به‌ او میدهند این‌ ظلم‌ نیست‌. زیرا بار دیگری‌ را که‌ به‌ دوش‌ او نگذارده‌اند و طائر دیگری‌ را به‌ گردن‌ او نبسته‌اند؛ بار خود انسان‌ بوده‌، در دنیا به‌ اختیار خود انجام‌ داده‌ است‌.

الان‌ ما این‌ اعمالی‌ را که‌ انجام‌ دادیم‌ موجود است‌، منتهی‌ پیچیده‌. ساعت‌ها میگذرد و اینها دور گردن‌ انسان‌ پیچیده‌ میشوند، عیناً مانند نوار، منتهی‌ نوار ملکوتی‌. این‌ نوار در هر لحظه‌ که‌ میگذرد صدا را برمیدارد، صدای‌ گوینده‌ را برمیدارد، صدای‌ تِیک‌ تیک‌ ساعت‌ را برمیدارد، صدای‌ هُو هو کردن‌ کولر را برمیدارد، صدای‌ عطسه‌ را أحیاناً برمیدارد؛ همه‌ چیز را برمیدارد، تا وقتی‌ که‌ ساعت‌ به‌ پایان‌ رسد و نوار تمام‌ شود. اعمالی‌ را هم‌ که‌ ما انجام‌ داده‌ایم‌ دور گردن‌ پیچیده‌ می‌شود، دو تا ملک‌ هم‌ به‌ نام‌ رقیب‌ و عتید روی‌ شانه‌ها نشسته‌اند و أعمال‌ را یادداشت‌ می‌کنند، و به‌ صورت‌ نوار، أعمال‌ را تحویل‌ میگیرند.این‌ أعمال‌ با تمام‌ خصوصیّات پیچیده‌ شده‌ و مسلّم‌ برای‌ آن‌ روز است‌ که‌ باز شود و نتیجه‌ بدست‌ آید.

 

اصلاح‌ نامه عمل‌ در آخرت‌ امکان‌ پذیر نیست‌
پیش به سوی آخرت

 انسان باید در این جهان نوار اعمالش را باز کند بشنود و اصلاح کند این همه موسقی گوش میدهد صداهای انکر الاصوات به نوار اعمالش اضافه میکند اما کی میخواهد بازش کند ؟ در آن‌ وقتی‌ که‌ این‌ نوار باز میشود و انسان‌ بر تمام‌ أفعال‌ خود مطّلع‌ میشود، آنجا دیگر افسوس‌ و دریغ‌ فائده‌ای‌ ندارد، آنجا دیگر راه‌ بازگشت‌ نیست‌، راه‌ تدارک‌ نیست‌آن‌ جائی‌ که‌ انسان‌ بخواهد این‌ نوار را اصلاح‌ کند دنیاست‌. تذکر در دنیا برای‌ انسان‌ مفید است‌، در آخرت‌ فائده‌ای‌ ندارد.

«الْیَوْمَ عَمَلٌ وَ لاَ حِسَابٌ، وَ غَدًا حِسَابٌ وَ لاَ عَمَلٌ.»3 ؛ امروز روز عمل‌ و کردار است‌ نه‌ روز حساب‌ و مؤاخذه‌، و فردا روز حساب‌ و مؤاخذه‌ است‌ نه‌ روز کردار و عمل‌.

 وَ تَرَی‌ا کلَّ أُمَّـةٍ جَاثِیَةً کلُّ أُمَّةٍ تُدْعَی‌ا´ إِلَی‌ا کتَابِهَا الْیَوْمَ تُجْزَوْنَ مَا کنتُمْ تَعْمَلُونَ * هَاذَا کتَابُنَا یَنطِقُ عَلَیْکم‌ بِالْحَقِّ إِنَّا کنَّا نَسْتَنسِخُ مَا کنتُمْ تَعْمَلُونَ.4؛ ای‌ پیغمبر! در آن‌ روز می‌بینی‌ تمام‌ امّت‌ها و گروه ها به‌ رو به‌ زانوی‌ خود در افتاده‌اند، و تمام‌ امّت‌ها بسوی‌ کتابشان‌ خوانده‌ میشوند. امروز پاداش‌ کردارتان‌ (که‌ صورت‌ واقعی‌ و باطنی‌ و ملکوتی‌ همان‌ اعمالی‌ است‌ که‌ در دنیا انجام‌ دادید) به‌ شما خواهد رسید. این‌ کتاب‌ ما است‌ که‌ با شما به‌ حقّ سخن‌ میگوید. بدرستیکه‌ ما آنچه‌ را که‌ شما در دنیا بجای‌ می‌آوردید استنساخ‌ میکردیم‌ و از روی‌ آن‌ نسخه‌ بر میداشتیم‌. (و اینک‌ نسخة‌ أعمال‌ شماست‌ که‌ در برابرتان‌ قرار گرفته‌ است‌.)

 آری‌ تمام‌ گروه ها و أحزاب‌ و دستجات‌ که‌ امروز در دنیا سر و صدایشان‌ بلند است‌ و دنیا را زیر گام‌ خود تکان‌ میدهند، در آن‌ روز همه‌ به‌ رو به‌ زانو به‌ زمین‌ در افتاده‌اند؛ چرا؟

 چون‌ به‌ آنان‌ میگویند: بیائید و نامة‌ عمل‌ خود را بخوانید! آنقدر نامة‌ عمل‌ موجب‌ سرافکندگی‌ است‌ که‌ قدرت‌ سر بلند کردن‌ را ندارند، و هر کس‌ به‌ نامة‌ عمل‌ خود مشغول‌ است‌.

 «هَاذَا کتَابُنَا یَنطِقُ عَلَیْکم‌ بِالْحَقِّ». آری‌ این‌ کتاب‌ ماست‌ که‌ با شما به‌ حقّ گفتگو دارد و تکلّم‌ میکند. کدام‌ حقّ بالاتر و فراتر از اینکه‌ نفس‌ عمل‌ خود انسان‌ را به‌ او نشان‌ میدهند و او را از آن‌ اشباع‌ می‌کنند.

ما رویّه‌ و روشمان‌ اینطور بود که‌ آنچه‌ را که‌ شما در دنیا انجام‌ میدادید، از روی‌ آن‌ نسخه‌ برمیداشتیم‌. فتوکپی‌ و زیراکس‌ میکردیم‌ تا حتّی‌ یک‌ نقطة‌ آن‌ را هم‌ نتوانید انکار کنید؛ کار ما از کار شما در دنیا سست‌تر نیست‌؛ شما از أسناد و مدارک‌ نسخه‌ میگرفتید تا نتوانند انکار کنند؛ و هر وقت‌ بخواهند منکر شوند میگویند: نسخة‌ اصلی‌ اینجاست‌؛ چهره‌ و سیما و صورت‌ و شمایل‌ و گفتار، همه‌ اینجاست‌.

هنگام گشوده شدن نامه عمل انسان همه اعمال خود را میبیند به نحوی که انگار همان لحظه در حال انجام آنست نه اینکه عمل را نشان دهند و او تماشا کند.

در معنای‌ نسخه‌ برداشتن‌ از أعمال؟
نوشتن

 ‌  در این‌ عالم‌ امکان به‌ این‌ شگفت‌انگیزی‌ که‌ سر و ته‌ آن‌ را خدا میداند، و تمام‌ موجوداتی‌ که‌ در هر زمان‌ و در هر مکان‌ با تمام‌ خصوصیّات‌ در این‌ کتاب‌ تکوین‌ و امام‌ مبین‌ موجود است‌، ما از آن‌، آنچه‌ را که‌ راجع‌ به‌ شما بخصوص‌ بود استنساخ‌ کردیم‌! یک‌ نسخه‌ برداشتیم‌ و در روز بازپسین‌ شما را مقابل‌ آن‌ نسخه‌ قرار میدهیم‌! تمام‌ آن‌ کتاب‌ تکوین‌ به‌ درد شما نمی‌خورد، ما در روز قیامت‌ شما را می‌آوریم‌ و مطّلع‌ می‌کنیم‌ نسبت‌ به‌ آنچه‌ راجع‌ به‌ شماست‌.

 در فلان‌ قرن‌ و فلان‌ سال‌ و فلان‌ ماه‌ و فلان‌ روز و ساعت‌ و لحظه‌ در فلان‌ نقطه‌ از دنیا بین‌ یک‌ زن‌ و مردی‌ که‌ با یکدیگر اختلاف‌ داشتند چه‌ واقع‌ شد، مربوط‌ به‌ شما نیست‌، ما از آن‌ نسخه‌ای‌ برای‌ آنها برمیداریم‌. ولی‌ برای‌ شما از آنچه‌ مربوط‌ به‌ شماست‌ نسخه‌ برمیداریم‌. نسخة‌ شما چیست‌؟ عمل‌ شماست‌!

 از هنگامیکه‌ متولّد شدید تا لحظة‌ مرگ‌، این‌ موجودیّت‌ شما در کتاب‌ تکوین‌ را ـ بعد از فناء که‌ به‌ شما بقاء دادیم‌ ـ شما را بر این‌ مقدار از کتاب‌ تکوین‌ تسلّط‌ میدهیم‌. این‌ معنای‌ استنساخ‌ است‌ که‌ از آن‌ کتاب‌ کلّی‌ این‌ مقدار را تحت‌ اختیار شما قرار میدهیم‌! این‌ مقدار نسخه‌ایست‌ که‌ از آن‌ کتاب‌ برای‌ شما برداشتیم‌. جلوة‌ آن‌ أعمال‌ بصورت‌ ملکوتی‌ متناسب‌ با آن‌ عالم‌، نسخه‌ از آن‌ کتاب‌ است‌.

 

کیفیّت‌ ارائة‌ اعمال‌ در روز قیامت‌

 در «تفسیر عیّاشی‌» از خالد بن‌ نَجیح‌ از حضرت‌ صادق‌ علیه‌السّلام‌ وارد است‌ که‌:

 قَالَ: إذَا کانَ یَوْمُ الْقِیَمَةِ دُفِعَ إلَی‌ الاْءنْسَانِ کتَابُهُ ثُمَّ قِیلَ لَهُ: اقْرَأْ! قُلْتُ: فَیَعْرِفُ مَا فِیهِ؟ فَقَالَ: إنَّ اللَهَ یُذَکرُهُ؛ فَمَا مِنْ لَحْظَةٍ وَ لاَ کلِمَةٍ وَ لاَ نَقْلِ قَدَمٍ وَ لاَ شَیْءٍ فَعَلَهُ إلاَّ ذَکرَهُ کأَنَّهُ فَعَلَهُ تِلْک السَّاعَةَ. فَلِذَلِک قَالُوا: «یَاوَیْلَتَنَا مَا لِهَاذَا الْکتَابِ لاَ یُغَادِرُ صَغِیرَةً وَ لاَ کبِیرَةً إِلاَّ´ أَحْصَباهَا. »5 ؛ میفرماید: چون‌ روز قیامت‌ برپا شود، نامة‌ عمل‌ هر کس‌ به‌ او داده‌ میشود و سپس‌ به‌ او گفته‌ میشود: بخوان‌! راوی‌ گوید: عرض‌ کردم‌: آیا آنچه‌ در آن‌ نامة‌ عمل‌ است‌ این‌ شخص‌ می‌شناسد و می‌فهمد؟

 حضرت‌ فرمود: خداوند او را می‌فهماند و متذکر میکند، و بنابراین‌ هیچ‌ لحظه‌ای‌ بر او وارد نشده‌ است‌، و کلمه‌ای‌ از او صادر نگردیده‌ است‌، و یک‌ گام‌ برنداشته‌ است‌، و هیچ‌ عملی‌ را انجام‌ نداده‌ است‌، مگر اینکه‌ خداوند او را متذکر میکند و آگاه‌ می‌نماید، بطوریکه‌ گویا آن‌ عمل‌ را در همان‌ ساعت‌ بجای‌ آورده‌ است‌.

 و بدین‌ جهت‌ است‌ که‌ میگویند: ای‌ وای‌ بر ما، این‌ چه‌ کتابی‌ است‌ که‌ از ضبط‌ و ثبت‌ و شمارش‌ هیچ‌ صغیره‌ و کبیره‌ای‌ دریغ‌ ننموده‌ است‌!»

 میفرماید: انسان‌ تمام‌ أعمال‌ خود را می‌بیند مثل‌ اینکه‌ این‌ عمل‌ عمل‌ اوست‌ که‌ در آن‌ ساعت‌ انجام‌ داده‌ است‌. انسان‌ در قیامت‌ اعمالی‌ را که‌ در دنیا انجام‌ داده‌ و بصورت‌ مُلکی‌ و ظاهری‌ بوده‌، بصورت‌ ملکوتی‌ چنان‌ می‌بیند و می‌یابد که‌ گوئی‌ آن‌ عمل‌ را در همان‌ ساعت‌ بجای‌ آورده‌ است‌؛ نه‌ آنکه‌ خودش‌ کنار است‌ و عمل‌ را تماشا میکند.

و بر همین‌ اساس‌ است‌ که‌ فریادها بلند میشود و همه‌ صدا میزنند: یَاوَیْلَتَنَا! ای‌ وای‌ بر ما! مَا لِهَاذَا الْکتَابِ؟ چیست‌ داستان‌ وقضیّة‌ این‌ نامة‌ عمل‌ که‌ نه‌ یک‌ گناه‌ کوچکی‌ و نه‌ بزرگی‌ از این‌ نامة‌ عمل‌ جا نیفتاده‌ و فوت‌ نشده‌ است‌.

« إِنَّا نَحْنُ نُحْیِ الْمَوْتَی‌ا وَ نَکتُبُ مَا قَدَّمُوا وَ ءَاثَارَهُمْ وَ کلَّ شَیْءٍ أَحْصَیْنَاهُ فِی‌´ إِمَامٍ مُبِینٍ. »6

 حقّاً که‌ ما خودمان‌ مردگان‌ را زنده‌ می‌کنیم‌ و آنچه‌ را که‌ آنان‌ از پیش‌ فرستاده‌اند و آثارشان‌ را می‌نویسیم‌؛ و هر چیزی‌ را در امام‌ مبین‌ شمارش‌ می‌کنیم‌.

آنقدر نامة‌ عمل‌ موجب‌ سرافکندگی‌ است‌ که‌ کسی قدرت‌ سر بلند کردن‌ را ندارد، و هر کس‌ به‌ نامة‌ عمل‌ خود مشغول‌ است‌.

 چون‌ ممکنست‌ انسان‌ از دنیا برود ولی‌ آثاری‌ داشته‌ باشد، آن‌ آثارش‌ هم‌ در نامة‌ عمل‌ نوشته‌ میشود.

فرشته

 کسی‌ مثلاً مسجدی‌ بسازد، بعد از اینکه‌ مُرد، مردم‌ بیایند و در آن‌ مسجد نماز بخوانند، اثر اوست‌. این‌ اثرها دائماً به‌ نامة‌ عمل‌ او میرسد. هر نمازی‌ که‌ مردم‌ در آن‌ مسجد میخوانند، در نامة‌ عمل‌ او نیز نوشته‌ می‌شود. در اینصورت‌ چه‌ بسا در نامة‌ عمل‌، بسیاری‌ از کارهائی‌ را که‌ انجام‌ نداده‌ است‌ نوشته‌ می‌شود: همان‌ اعمالی‌ که‌ مردم‌ در اثر ترغیب‌ و تحریص‌ او انجام‌ میدهند.

 فرض‌ کنید هزار سال‌ است‌ که‌ مرده‌ است‌، ولی‌ خیرات‌ و مبرّات‌ مرتّباً در نامة‌ عمل‌ او سرازیر میگردد.

 در روز قیامت‌ تعجّب‌ میکند و در نامة‌ عمل‌ خود چیزهائی‌ را می‌بیند که‌ در دنیا انجام‌ نداده‌ است‌؛ میگوید: این‌ چه‌ چیزهائیست‌؟ جواب‌ میرسد: آن‌ مسجدی‌ که‌ ساختی‌! آن‌ مطلبی‌ که‌ گفتی‌! آن‌ کتابی‌ که‌ نوشتی‌! آن‌ طلبة‌ مؤمنی‌ را که‌ تربیت‌ کردی‌! پلی‌ را که‌ روی‌ رودخانه‌ برای‌ عبور مردم‌ کشیدی‌! چشمه‌ و کاریز و قناتی‌ را که‌ جاری‌ نمودی‌! آن‌ بیمارستان‌ و درمانگاهی‌ را که‌ برای‌ مردم‌ فقیر ساختی‌! اینها همه‌ صدقات‌ جاریه‌ایست‌ که‌ به‌ دست‌ تو انجام‌ گرفت‌؛ هر مسلمانی‌ از این‌ منافع‌ تو تا روز قیامت‌ بهرمند شود، به‌ همان‌ مقدار ثواب‌ در نامة‌ عمل‌ تو می‌نویسند. هر کس‌ تا روز قیامت‌ در این‌ مسجد دو رکعت‌ نماز گزارد ثواب‌ دو رکعت‌ نماز نیز در نامة‌ عمل‌ تو خواهد بود.

پس‌ اگر آن‌ سنّت‌ها زشت‌ باشد، به‌ اندازةه گناهی‌ که‌ بر مرتکبین‌ میرسد، به‌ همان‌ اندازه‌ به‌ او میرسد بدون‌ اینکه‌ از عقاب آن‌ مرتکبین‌ کم‌ شود؛ و اگر آن‌ سنّت‌ها نیکو باشد، به‌ اندازه‌ ثواب‌ و پاداش‌ و مزدی‌ که‌ به‌ مرتکبین‌ میرسد به‌ همان‌ اندازه‌ به‌ او میرسد بدون‌ اینکه‌ از ثواب‌ و پاداش‌ آن‌ مرتکبین‌ کم‌ شود.

 

منبع :معاد شناسی علامه تهرانی
شنبه 5/4/1389 - 12:39
دعا و زیارت
امام علی علیه السلام از دیدگاه اندیشمندان غیرمسلمان  علی علیه السلام شخصیتی بزرگ و بی بدیل است که در طول تاریخ همواره مورد مدح و ستایش بزرگان قرار گرفته و حتی کسانی که به امامت علی (ع) باور ندارند نیز، او را در نوع خود یگانه و بی نظیر می دانند؛ مطلبی که پیش رو دارید نمونه ای است از گفتار اندیشمندان غیر مسلمان درباره حضرت علی (ع) ... :- " جبران خلیل جبران"که از علمای بزرگ مسیحیت، مرد هنر و صاحب ذوق بدیعی است لب به ستایش علی گشوده و چنین می گوید:" به عقیده من علی بن ابیطالب ( پس از پیامبر) نخستین مرد از قوم عرب است که وجودش، همه فضائل کامل بودن را در قوم خویش دمید و آهنگ آن را به گوش مردمی رسانید که پیش از آن مانند آن را نشنیده بودند و در بین تاریکی های جاهلیت از روش روشن او متحیر ماندند؛ پس کسی که طریق علی را پسندید به فطرت سلیم بازگشت و آن که از باب خصومت وارد شد جاهیلت را ترجیح داد."جبران معتقد بود که:" دو طایفه شیفته روش علی بودند یکی خردمندان پاکدل و دیگری نیکو سرشتان با ذوق، علی بن ابیطالب شهید عظمت خویش گشت او از دنیا رفت در حالی که نماز بر زبانش جاری و دلش از شوق خدا لبریز بود. مردم عرب، حقیقت مقام او را درک نکردند تا گروهی از مردم کشور همسایه آنها( ایران) برخاسته، این گوهر گرانبها را از سنگ تشخیص داده و او را شناختند." جبران اضافه می کند که:" علی (ع) مانند پیغمبران درگذشت، مقام و شأن او در بصیرت و بینایی چون پیغمبران، مختص شهر، بلد، قوم، زمان و مکان نبوده و شخصیتی بین المللی داشت." جبران همیشه نام علی (ع) را در مجالس خاص و عام به زبان می آورد، تعظیم می کرد و می گفت علی از جهان رفت درحالی که هنوز رسالتش را به کمال، تبلیغ نکرده بود.- "شبلی شمیل"دانشمندی است که در سال 1335 هجری درگذشت، وی شاگرد برجسته مکتب داروین بود و نخستین کسی است که نظریه" قوه" را در شرق منتشر کرد سپس برخلاف مکتب استاد خود که فردی الهی بود، به انکار مقدسات و جهان ماوراء طبیعت برخاست وتا لحظه مرگ از مکتب مادیگری پیروی نمود.وی با اصراری که در انکار توحید داشت، در برابر شخصیت علی ( ع) سرتعظیم فرود آورده و در مورد او چنین می گوید:" امام و پیشوای انسان ها علی بن ابیطالب بزرگ بزرگان و یگانه نسخه ای است که با اصل خود «پیامبر( ص)» مطابق است هرگز اهل شرق و غرب، سخنرانی نظیر او در گذشته و حال ندیده است."- " میخائیل نعیمه"که از دانشمندان مسیحی است در مقدمه ای که بر کتاب " صوت العدالة الانسانیة" نوشته درباره حضرت علی (ع) چنین می گوید:" پهلوانی امام( ع) تنها در میدان جنگ نبود بلکه او در روشن بینی، پاکدلی، بلاغت، سحر بیان، اخلاق فاضله، شور ایمان، بلندی همت، یاری ستمدیدگان و ناامیدان، متابعت حق و راستی و بالجمله در همه صفات پهلوان بود. اگر چه مدت زیادی از حضور او گذشته، اما هر گاه بخواهیم بنیاد زندگی نیکو و سعادتمندی را بگذاریم باید به روش او رجوع کرده و دستور و نقشه را از او بگیریم."- " جرج جرداق"مسیحی، نویسنده معروف لبنانی در کتاب " صوت العدالة الانسانیة " درباره علی ( ع) چنین می نویسد: ای دنیا چه می شد اگر همه نیروهایت را در هم می فشردی و دوباره شخصیتی مانند علی با آن عقل، قلب ، زبان و شمشیر نمودار می کردی؟"- " کارلایل"فیلسوف انگلیسی، هر گاه به نام علی (ع) می رسید بزرگی علی چنان او را به وجد می آورد و نیروی عظمت آن حضرت چنان تحریکش می کرد که از بحث علمی بیرون می شد و بی اختیار شروع به مدیحه سرایی او می کرد، او درباره علی چنین می گوید: " ما نمی توانیم علی را دوست نداشته باشیم و به وی عشق نورزیم زیرا هر چه خوبی هست که ما آن را دوست داریم همه در علی جمع است. او جوانمرد شریف و بزرگواری بود که دلش سرشار از مهر و عطوفت و دلیری بود، از بشر شجاع تر، اما شجاعتش آمیخته با مهر و عطوفت و لطف و احسان بود.پیش از رحلت خود درباره قاتلش از او نظر خواستند، فرمود: اگر زنده ماندم خود می دانم چه کنم و اگر درگذشتم اختیار با شماست، اگر می خواهید او را قصاص کنید یک ضربت بیشتر به او نزنید و اگر عفو کنید به تقوا نزدیک تر است."- "لامنس"یک کشیش بلژیکی است که در زبان عربی و تاریخ عرب مهارت داشت. او درباره علی (ع) می گوید:" برای عظمت علی این بس که تمام اخبار و تواریخ علمی اسلامی از او سرچشمه می گیرد. او حافظه و قوه شگفت انگیزی داشت. علمای اسلام از مخالف و موافق، از دوست و دشمن مفتخرند که گفتار خود را به علی مستند دارند چرا که گفتار او حجیت قطعی داشت، او باب مدینه علم بود و با روح کلی پیوستگی تام داشت."- "مادام دیالافوا"، در مقام تعریف حضرت علی (ع) چنین می نویسد:" احترام علی (ع) در نزد شیعه به منتها درجه است و حقاً هم باید این طور باشد زیرا این مرد بزرگ علاوه بر جنگ ها و فداکاری هایی که برای پیشرفت اسلام کرد، در دانش، فضائل ، عدالت و صفات نیک بی نظیر بود و نسلی پاک و مقدس نیزاز خود باقی گذارد. فرزندانش نیز از او پیروی کردند و برای پیشرفت مذهب اسلام مظلومانه تن به شهادت دادند. علی(ع) کسی است که در قضاوت به منتها درجه عدالت رفتار می کرد و در اجرای قوانین الهی اصرار و پافشاری داشت. علی کسی است که اعمال و رفتارش نسبت به مسلمانان منصفانه بود، او کسی است که تهدید و نویدش قطعی بود. "- "مادام دیالافوا "

در ادامه این بحث می گوید:" چشمان من گریه کنید، اشک های خود را با آه و ناله من مخلوط نمایید و برای اولاد پیامبر که مظلومانه شهید شدند، عزاداری کنید."- " پطروشفسکی" استاد دانشگاه لنینگراد می گوید:" علی (ع) تا سرحد شور و عشق پای بند دین، صادق و راستگو بود... و مقام صفات اولیاءالله در وجودش جمع بود."

منبع : نرم افزار سیمای رستگاران

 
جمعه 4/4/1389 - 19:29
دعا و زیارت
1-   نماز:   فکر می کنم بهترین فیلتر شکن دنیا باشه که خود خدا هم زیر این فیلتر شکن امضا و مهر کرده ...باوری نداری   " ان الصلاه تنهی عن فحشا و المنکر عنکبوت/44"


2-
  ماه مبارک رمضان:   این سری از فیلتر شکن ها مدت زمان طولانی برای شما کاربرد دارد و حتی باعث می شود ویروس هایی با گناه وارد خود کرده اید قتل عام کند .


3-
  قرآن :   فقط برای فیلتر شکن بگویم که نظیرش اصلا وجود ندارد همه متخصص فیلتر شکنی(پیامبران) جلوی این کلام الهی زانو می زنند ...برای اثر کردنش اول قدم خواندنش و بفهمیدن و پله آخر عمل کردن به آن است

4-
  محبت اهل بیت:  
متاسفانه این نسخه از فیلتر شکن ها همه جا پخش نشده و به گفته صاحبان این فیلتر شکن ها این برای کسانی است واقعا به ما اعتقاد داشته و پیرو ما باشند.

5-
  اذکار:  
این ذکر باید توسط متخصصشان تجویز بشود
اخطار اخطار :
  در مورد این فیلتر شکن باید بگویند نسخه های تقلبی زیادی وجود دارد مواظب باشید  


دلیل فیلتر شدن!!!:

وقتی انسان گناه می کند به دلیل جهلشان به ازای هرگناه یک
  قدم از خدا دور می شود این فیلتر ها بر چشمانمان ،گوش هایمان وقلب ما سیطره می زند و اگر کسی دچار این گناهان شد اگر به یکی از این فیلتر شکن ها وصل باشد   ان شاءالله   به راه مستقیم   هدایت   می شود.

 

برگرفته از وبلاگ بچه کریم  


جمعه 4/4/1389 - 11:20
خانواده
گمان می كردم چون گرفتارم از خدا دورم
اما فهمیدم چون از خدا دورم گرفتارم
جمعه 4/4/1389 - 10:32
فلسفه و عرفان

بر آستان اهل بیت علیهم السلام

نكته های عارفان ازحضرت ایت الله بهجت

ائمۀ اطهار (علیهم السلام) هم ترس از جهنّم داشتند و هم طمع به بهشت، ولی عبادت را برای خوف و طمع نمی کردند.

[در محضر بهجت:1/23]
اگر مسألۀ امام شناسی بالا رود، خداشناسی هم بالا می رود، زیرا چه آیتی بالاتر از امام (علیه السلام)؟! امام آیینه ای است که حقیقت تمام عالم را نشان می دهد. [در محضر بهجت:1/41]
ائمه (علیهم السلام) از حال ما غافل نیستند، اگرچه ما از آن ها غافل باشیم. [در محضر بهجت:1/208]
هر بلایی که به ما می رسد، در اثر دوری از اهل بیت (علیهم السلام) و روایات مأثورۀ از ایشان است. [در محضر بهجت:1/274]
نجات برای کسی است که اهل بیت (علیهم السلام) را در همه جا مورد تخاطب و حاضر ببیند. [در محضر بهجت:1/295]


پا جای پای معصومین (علیهم السلام) بگذارید نه جای پای دیگران! ملازم علما باشید! و همیشه روشن باشید، و با مطالب مفید، حیات بخش و آموزنده سر و کار داشته باشید!

[در محضر بهجت:1/302]

حرم مطهّر امام رضا (علیه السلام) نعمت بزرگ و گرانقدری است که در اختیار ایرانی ها است، عظمتش را خدا می داند!

[در محضر بهجت:1/328]توفیق زیارت، ربطی به داشتن پول ندارد. [در محضر بهجت:1/329]


ایرانی ها باید نعمت حرم حضرت امام رضا (علیه السلام) را که زیارت آن برایشان فراهم است، مغتنم بشمارند!

[در محضر بهجت:1/329]


خدا کند این توجه و ارادت و محبت به اهل بیت (علیهم السلام) در دلهای ما باقی بماند و با محبت آنها از دنیا برویم.

 [در محضر بهجت:1/334]
چرا ما شیعیان هر روز به پای منبر امیرالمؤمنین و ائمۀ هدی و رسول الله (علیهم السلام) نمی رویم و به حِکَم، آداب و معارفی که الی ما شاء الله در اخبار آنها نهفته است، گوش فرا نمی دهیم؟![در محضر بهجت:2/283]

انسان اگر هر یک از مشاهد مشرّفه را طواف کند، همۀ مشاهد را در همه جا زیارت کرده است و برای او مفید است.

 [در محضر بهجت:2/400]
توسّلات، خیلی نافع است. به این امامزاده ها زیاد سر بزنید! این بزرگواران همچون میوه ها که هر کدام یک ویتامین خاصی دارند، هر کدامشان خواص و آثاری دارند. [گوهرهای حکیمانه:104]

از محبّت اهل بیت (علیهم السلام) نباید دست برداشت، همه چیز توی محبّت است، اگر چیزی داریم از محبّت است.

[به سوی محبوب:122]
در شب عید غدیر و شب های مثل آن... باید فضیلت این شبها و روزها و صاحب آنها و مطاعن دشمنان ایشان و احادیث وارده در زمینۀ ولایت، با اقامۀ دلیل و برهان ذکر شود تا موجب تقویت عقاید مذهبی مستمعین گردد، نه این که اینگونه مجالس، به خنده و لهو و لعب گذرانده شود.  [در محضر بهجت:2/9]یکی از کرامتهای شیعه، قبور و مزارهای امامزادگان است، لذا نباید از زیارت آنها غافل باشیم و خود را اختیاراً محروم سازیم! [در محضر بهجت:2/55]خدا می داند رحمت اهل بیت (علیهم السلام) و خاندان رسالت چه قدر وسیع است! رحمت اینها، تابع رحمت واسعۀ الهی است! [در محضر بهجت:2/86]اهمّ آداب زیارت این است که بدانیم: بین حیات معصومین (علیهم السلام) و مماتشان، هیچ فرقی وجود ندارد! [برگی از دفتر آفتاب:140]
اگر کسی بخواهد تشنگی و عطش دیدار آنها [معصومین (علیهم السلام)] را در وجود خود تخفیف دهد، زیارت مشاهد مشرّفه، به منزلۀ ملاقات آنها و دیدار حضرت غایب (عج) است. آنها در هر جا حاضر و ناظرند. [در محضر بهجت:2/400] دیده و شنیده شده است که اشخاصی در مشاهد مشرّفه به امامی که صاحب ضریح است سلام کرده، و جواب سلام را شنیده اند! [در محضر بهجت:1/69] 
بُکاء بر مصائب اهل البیت (علیهم السلام) و به خصوص سیدالشهداء (علیه السلام) شاید از آن قبیل مستحباتی باشد که مستحبّی افضل از آن نیست! (بکاء مِن خَشیَةِ الله: گریه از ترس خداوند)، آن هم همین جور است، شاید افضل از آن نباشد! [نکته های ناب:63]
محبّت صادقانه این است که محبّتِ مخالف در آن نباشد. هر کس به هر کدام از این چهارده معصوم (علیهم السلام) محبّت داشته باشد، کارش تمام است. فقط شرطش این است که محبّتش راست باشد.[نکته های ناب: 74]
به هر اندازه از بیانات اهل بیت (علیهم السلام) دور باشیم، از خود ایشان دوریم.[نکته های ناب: 74]
یک دست شما قرآن، و دست دیگر عترت باشد! عترت، معارفش در مثل نهج البلاغه است؛ اعمالش در مثل صحیفۀ سجّادیّه است، اعمال تکلیفیّه اش در مثل همین رساله های عملیّه است.[به سوی محبوب: 118]دربارۀ حضرت علی اکبر (علیه السلام) وارد است که امام حسین (علیه السلام) هنگام به میدان رفتن و وداع آن بزرگوار، به مادرش لیلی فرمود: (دَعیه، فَقَد اشتاقَ الحَبیبُ الی لِقاءِ حَبیبه: رهایش کن، که دوست، به دیدار محبوبش اشتیاق پیدا کرده است!) در بعضی ادعیه هم خطاب به حضرت حقّ می خوانیم: (یا حَبیبَ مَن لاحَبیبَ له:ای دوست کسی که دوستی جز تو ندارد!) [در محضر بهجت:2/192]
يکشنبه 26/2/1389 - 14:57
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته