ه جمله معروف است که می گه کسی که فقط یک چکش داره همه مشکلات رو مثل میخ میبینه
هر
چند برادران سپاهی وبسیجی خدمت گذار واقعی مردم و انقلاب هستند ، ولی اگر
من برای مسائل مذهبی به اونها مراجعه کنم حتما اشتباه است و دوستان باید
قبول کنند که راه و چاه دست دانشمندان و اساتید دانشگاه و حوزه ای است که
همراه با علوم روز پیشرفت کنند.
اما جنگ نرم مسئله کوچکی نیست. در فتنه
های غربی اخیر خسارات غیر قابل چشم پوشی به کشور وارد شد. آیا تا راه حلی
پیدا بشه باید منتظر بمونیم و فقط نگاه کنیم. خوب من اینجا نظر قطعی ندارم
ولی می دونم این جور شکل جمع آوری ماهواره ها خرج از جیب نظام مقدس جمهوری
اسلامیه و جایگاه و چهره مردمی نظام رو بشدت تضعیف می کنه . این یعنی
اینکه فرصت خیلی کمه.
اما اگه یه راه حل ندم که قضیه ابتر می مونه . حالا اینجا تازه سخنرانی شروع میشه:
اجازه
بدید از اینجا شروع کنم: مغز شما چطور کار می کند. تا حالا به این فکر
کردید. خوب بذارید امتحان کنیم 222+333؟ خوب جواب می شود 555 ولی چرا؟
خوب
ذهن شما مثل یک کامپیوتر نیست که با یک سری عملیات باینری جواب رو بهتون
بده. شما جواب رو می دونید چون قبلا راه حل را یاد گرفتید . راه حل شامل
جواب نبود ولی شما خودتون به جواب رسیدید. این موضوع یک برداشت آزاد و ساده
شده از طرز کار شبکه های عصبیه ولی کاملا منطقی و قابل قبوله.برادرای
سپاهی اگر دانشی در زمینه راه حل های فرهنگی داشتن حالا بجای چکش تو دستشون
یه چیز دیگه بود(البته من به سپاهی ها گیر ندادم ولی این یه حقیقته که
امروز خیلی از کرسی های حکومتی دست سپاهی هاست و این واکنش های نظام در
وقایع متعددی رو تشریح می کنه و البته بماند که جناب رئیس جمهور محترم که
من از طرفدارانشان هستم هم در اصل یک سپاهی هستند که یه دانشگاهیان و
جوانان اعتماد می کنند که این خود راهی درست در مقابل سایر مسئولین قرار
میده .)
چند وقته پیش یکی از اساتید محترم در دانشگاه صنعتی اصفهان
سخنرانی کردن و در نظراتشون گفتن که مخالف تماشای سریال های غربی نیستن. من
با این نظر به این راحتی ها موافق نیستم .
این سریال ها پر از راه حل
هایی هستند که جوابهای داروینی به مسائل می دهند( البته من مخالف نظریه
داروین نیستم و اون رو با اسلام هماهنگ می دونم) وقتی یک کتاب ریاضی می
خونیم ذهنمون پر از راه حلهای ریاضی میشه و دنیا رو مثل یه مدل ریاضی می
بینیم . ماهوراه ها، بی بی سی فارسی، موسیقی و این سریال ها راه حل ها رو
به ذهن ما میدهند و ما خودمون جوابهایی که اونها منتظرش هستند رو پیدا می
کنیم . اونها هیچ وقت جواب رو به مخاطب نمی دهند. چون اونها فکر می کنند که
مخاطبشون آدم باشعوریه . در حقیقت یک شسشتوشوی ترو تمیز ذهنی. اما تلوزیون
ما برعکس کار می کنه . مردم فریب خورده ما فکر می کنند که این جواب های
خودشونه و فکر می کنندکه باید اینطوری زندگی کرد و این طوری لباس پوشید حتی
ممکنه در مورد اینکه چه چیز در زندگی مهمه و لذت بخشه اشتباه کنند.
هر چند که باورش سخته ولی این یه حقیقته و کاملا علمی و منطقیه .
البته
نظر من این نیست که این سریال هارو نبینید ولی باید با چشمای باز نگاه
کنید. هر چند اونهایی که ایمان دارند و برای خدا خالص اند هرگز گمراه
نخواهند شد.
و در پایان: راه حل به نظر من اینکه مردم رو محرم بدونید و
اونها رو از همه چیز آگاه کنید. باید به مردم اطلاعات داد(راه حل). هر چی
نامه های محرمانه و جلسات غیر علنی کمتر باشه یعنی مردم از نظر نظام محرم
ترند. هر چند که کاملا قابل اجرا نیست اما هر میزان آگاهی مردم بیشتر باشد
آنها کمتر فریب می خورند. البته متوجه هستم که این قصه سر دراز داره ولی
این طرز تفکر درسته. زمانی که خودمون را تغییر نمی دیم طبیعت این کارو با
ما می کنه که این هزینه بیشتری برای ما داره .