• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 11
تعداد نظرات : 3
زمان آخرین مطلب : 5434روز قبل
طنز و سرگرمی

فروردین (حمل) در سال 1390 سال خرگوش

سال گذشته سال پر شر و شوری بود.آدم های زیادی به زندگی ات آمدند و رفتند و از هر کدام درسی آموختی.مراقب دوستان جدیدت باش.سعی کن کمی از مادیات دنیا دل ببری و معنوی تر فکر کنی.به طور کلی آدم عاشق پیشه ای هستی و زیبایی را دوست داری.یک فاصله بین تو و دلداده ات پیدا می شود اما در زمانی کمتر از یک هفته باید همه چیز را سر جای اولش برگردانی و گرنه توقع او بیشتر و بیشتر می شود.خرید ملک هنوز زود است اما نیمه راه را می توانی بروی.پس انداز بیشتری برای رسیدن به هدفت لازم داری.شش ماه اول سال را باید در همه زمینه ها تلاش کنی تا در شش ماه دوم فکرت آزادتر باشد.در سال جدید به فکر یاد گرفتن یک هنر باش.بعضی وقت ها باید ریسک کنی.تمام جوانب را در نظر بگیر.مشاوره با افراد با تجربه را فراموش نکن.در سال جدید مسافرتی برایت پیش می آید.نگرانی هایت پایان میابد.اندیشه پاک و بی آلایشی داری و همیشه به فکر دیگران هستی.در جمع دوستان و فامیل از محبوبیت خاص بهره مند هستی.همه تو را دوست دارند و از اخلاق پسندیده ات سخن می گویند.سال نو سال خرید و فروش است.در بازار آزاد مشغول باش.

اردیبهشت (ثور) در سال 1390 سال خرگوش

تغییرات کوچک و بزرگی در سال جدید در زمینه کاری برایت پیش می آید.فصل بهار و تابستان بسیار پر بار خواهد بود.در مراسم شادی شرکت می کنی.سعی کن از شادی دیگران شاید شوی.وارد منزلی که دوستش داری می شوی.آنهایی که هنوز ازدواج نکرده اند در تابستان و پاییز شانس بیشتری دارند.بیشتر راجع به آینده فکر کن.برنامه ریزی صحیح و هدفی را که قابل دسترسی باشد روی کاغذ بنویس و در جلوی چشمت آویزان کن.تا هر چند وقت یک بار آن را مرور کنی.در سال جدید مثل سال 89 شخصی حامی ات خواهد بود او تمام کارها را از روی دلسوزی انجام می دهد.دعاهای خیر پدر و مادر یا افرادی که به آنها کمک می کنی همیشه پشت سرت خواهد بود.معامله ای پر سود در حال شکل گیری است،که از آن سهم خوبی می بری.در محیط خانه مرتب تر باش.باید همه چیز سر جای خودش قرار بگیرد.اضافه ها را پیدا کن و بیرون بریز.بگذار انرژی مثبت آرامش به سراغ خانه ات بیاید.برای ازدواج یکی از نزدیکانت مخالفت هایی را شروع می کنی اما به ضرر خودت تمام می شود،بگذار دیگران زندگی خودشان را داشته باشند و از مداخله خودداری کن.پدر خانواده تا به امروز خیلی سعی و تلاشش را برای برقراری صلح انجام داده است باید از او شاکر باشی.

خرداد (جوزا) در سال 1390 سال خرگوش

سال 89 سالی پر از فشار روحی و روانی بود.اما نگران نباش سال 90 همه مسایل حل می شود.اوایل سال یک تحول بزرگ در زندگی یکی از نزدیکانت صورت می گیرد زندگی تو هم تغییر مثبتی خواهد کرد.همیشه برای دیگران خوبی خواسته ای همین طور ادامه بده.در اوایل سال 90 سندی امضا می شود حتی اگر برای تو هم نباشد سند مبارکی است و تو هم از آن بهره می بری.خرید اتومبیل می تواند پیش آید.تغییرات مثبت کاری صورت می گیرد.پولی به زندگی ات وارد می شود که حسابی زندگی است را تغییر می دهد.کم کم به هدف هایی که سال ها در سر داشتی می رسی.صبر را فراموش نکن.خودت انسان کوشایی هستی حتما موفقیت تا فصل زمستان دیگر نصیبت می شود.بالاخره روزگار چهره آرام خودش را نشان خواهد داد.در مورد بعضی دوستان و افراد نزدیکت باید تجدید نظر کنی.از زندگی خوبی برخورداری ولی ارزش واقعی آن را نمی دانی.در سال جدید متوجه اعمال خودت باش.آدمی خوش مشرب و اهل معاشرت هستی.به طوری که دیگران از معاشرت با تو لذت می برند.سال جدید را با میهمانی ناخوانده و سفری پر شور و نشاط آغاز خواهی کرد.

تیر (سرطان) در سال 1390 سال خرگوش

سال نو مثل سال گذشته پر از درآمدهای مالی خوب خواهد بود.شانس پول دار شدن هر روز در تو بیشتر و بیشتر می شود.در سال جدید یک پروژه یا کار جدید تو را به گنجی نزدیک می کند.روی پیشنهاد های کاری فکر کن و بعد از مشاوره با افراد با تجربه آستین هایت را بالا بزن.سال جدید پر از موفقیت های حساب شده است.دو هم خون کمک بزرگی به تو می کنند.سفری جالب و پر مخاطره در شروع سال برایت پیش می آید.همه چیز به خوبی شروع می شود و به خوبی هم پایان خواهد پذیرفت.هر سال که می گذرد عجله تو در کارها کمتر می شود.مدتی است صبر و شکیبایی را پیشه خود کرده ای و همین امر باعث پیشرفت تو شده است.خرید یک وسیله نقلیه دلخواه در سال جدید صورت می گیرد.رئیست از تو راضی است و یک ارتقای کاری برایت در نظر می گیرد.در تابستان تغییرات مکانی و جا به جایی صورت می گیرد.به دنبال قرض گرفتن نباش زیرا موقع پرداخت دلخوری پیش می آید.سعی کن پایت را از گلیم خودت درازتر نکنی.سفر خارج از کشور حتمی است.در راه علم و دانش پیروز بوده ای بعضی وقت ها منفی کامل و گاهی مثبت کامل هستی.حد وسط نداری از انتقاد خوشت نمی آید.خونسرد هستی.دوست داری دیگران به تو بگویند که دوستت دارند.از شنیدن این کلمات لذت می بری.از شهرت و ثروت برخورداری اما قانع و متواضع هستی.

مرداد (اسد) در سال 1390 سال خرگوش

مثل اینکه 89 همه با تو سر جنگ داشته اند و تو نمی توانستی در این جنگ برنده باشی.صبر و تحملی که از خود نشان دادی در کمتر کسی به چشم می خورد.در سال جدید به خواسته دلت خواهی رسید هنوز مسایل و مشکلات دور و برت به چشم می خورد.همیشه مراقب افراد منفی باش.کمی سردی بین خانواده پیش می آید.اما درست می شود.باید ریسک کنی.دل رو به دریا بزن و با مشورت راه درست را پیش بگیر.سال نو سال موفقیت در ازدواج است.بزرگ خانواده از لحاظ مالی به تو کمک می کند.شاید باید از نو شروع کنی.فکرهایت را بکن.و به امید خداوند مهربان مهربان شروع بکن.صبر داشته باشد و عجله را فراموش کن.خرید وسایل منزل صورت می گیرد.وارد منزل جدیدی می شوی.آدم های خوب در سال نو همانگونه که در گذشته کمکت کرده اند در آینده نیز دلسوزانه به تو کمک خواهند کرد.قدر آنها را بدان.بعضی برای کمک به تو با آبرویشان بازی کرده اند.اما هدفشان مقدس بود.سال نو سالی پر از شادی و نشاط و ورزش و سندهای آن چنانی است.مبارک باشد.

شهریور (سنبله) در سال 1390 سال خرگوش

سال 89 یک شکست عاطفی را تجربه کردید.اما سالی جدید دوباره انرژی عاشق شدن در تو زنده می شود.دوری کسی تو را ناراحت کرده است.اما بزودی ملاقاتی پیش می آید.صبر داشته باش.در کار شکایت و دادگاه مسایلی پیش می آید.اگر می توانی خودت صلح کن و نگذار کارت به دادگاه و جاهایی قانونی کشیده شود.تلاش هایی نیمه کاره ات را کامل می کنی.دستاوردهای این تلاش ها هر چه باشد به نفعت تمام می شود زیرا در سال جدید با آغوشی باز و با خلوص و نیت در این راه گام بر می داری و تا کنون مرتکب کوچکترین گناهی نشده ای.پس راهت عالی و نیتت خوب می باشد.خداوند یار و یاور تو است.واهمه نداشته باش.رک گو با محبت و با گذشت هستی.میل داری همیشه با خانواده باشی تا جایی که آنها موجب ناراحتی ات نشوند.بذله گویی در خونت است و در عین حال مهربانی و شیک پوشی.کمتر عیب جویی کن.عشق و مقام دردسر فراوان دارد.برای کارهای بزرگ انسانهای بزرگ لازم است.تردید را از دل بیرون کن که آینده متعلق به تو و خانواده ات است.سال جدید را با ثبت نام در یک باشگاه ورزشی شروع خواهی کرد.خرید و فروش خوب است.در خرید ملک عجله باید کنی.پیشنهاد های کاری جالبی می شود.راجع به آنها فکر کن.

مهر (میزان) در سال 1390 سال خرگوش

سعادت را در سال 89 تجربه کردی،سال 90 هم در بیشتر کارهایت موفق خواهی بود.در مورد تحصیل کوشا باش که زمان در حال گذشتن است.یک روز به خودت می آیی و می بینی که از دیگران خیلی عقب افتاده ای.در عشق شانس آورده ای.او بهترین است قدرش را بدان.تحمل زیادی داری.ازد جار و جنجال گریزانی.ولخرجی و بخشش شیوه متدوال زندگی ات است.و مهر و محبت در قلبت موج می زند.علاقه مند به کارهای هنری می شوی.حتما دنباله اش را بگیر.و در آن مهارت پیدا کن.دیداری حاصل می شود.پیشنهاد عملی می گردد و از امکانات خوبی بهره مند می شوی.یکی از افراد خانواده در معامله یا کاری ضرر دیده است.سال نو از اینکه حقیقت را در نظر می گیری و با حقیقت زندگی می کنی بر تو مبارک است.دروغ پردازی تنها موجب عقب ماندگی ذهنی می شود. و تظاهر نیز مخصوص کسانی است که معمولا در زندگی کمبود دارند.خوشبختانه در زندگی چیزی کم نداری. و با این طرز فکر و اندیشه خداوند یاورت خواهد بود.سعی کن راز درونت را با هر کسی در میان نگذاری زیرا هر کسی لیاقت و شایستگی رازداری را ندارد.دارای زندگی نسبتا خوبی هستی.قرض ادا می شود.در امور شغلی موفقیت همگام توست.

آبان (کژدم) در سال 1390 سال خرگوش

هر سال با تجربه از سال قبل می شوی.از تجربیات خودت و دیگران استفاده کن.سالی پر از شکوفایی در راه است.سعی کن بذری بکاری که در پیری هم بتوانی از آن استفاده کنی.دست به کارهای اساسی بزن.خودت را محدود نکن.هر چه تو بخواهی می تواند پیش آید.اول تفکر کن بعد وارد عمل شو.مقدمات بعضی از کارها هنوز آماده نشده است و زمان برای اجرای آن هنوز زود است.از دور و نزدیک پیشنهاد های گوناگونی خواهد شد ولی فعلا پذیرش آن به صلاح نیست.به مسافرتی سیاحتی خواهی رفت که بسیار مفید است.بزودی شاهد تحولات فراوانی خواهی بود.به طوفان بهاری شبیه هستی.در سال جدید قرضهایت را ادا کن.مشکل بزرگی که هم اکنون با آن دست و پنجه نرم می کنی تا آخر بهار مرتفع خواهد شد.مواظب باش که با بی احتیاطی یا عدم آگاهی موفقیت ها را از دست ندهی.دوستی داری که همیشه دست تو را می گیرد و از بسیاری از خطرات آگاه می سازد.در تحصیل پیشرفت وجود دارد.اما خودت کم کاری و بی علاقگی نشان می دهی.زندگی خوردن و خوابیدن نیست.باید سال نو سال تحول باشد.سعی خودت را بکن.

آذر (قوس) در سال 1390 سال خرگوش

افراد زیادی دور و برت را برای کمک کردن گرفته اند.شراکت کاری خوب است.تعداد شریکان هر چه بیشتر باشد بهتر است.ریسک را بپذیر زیرا وارد سالی پر از ریسک می شوی.سال نو،سالی پر خیر و برکت است.آرام گوشه ای نشین تا از آسمان چیزی برایت فرستاده شود،روی زمین دنبال روزی باش.از کار خود لذت می بری.از ترسی موهوم و بی جهت رنج می بری.خلق و خویت متغیر است.دوست داری فرمان بدهی.دوست داری تو را دوست داشته باشند و در بیشتر مواقع درکت کنند.فردی مهربان و با گذشت هستی.گره مشکلی که اکنون داری با زور و مادیات و پول قابل حل نیست بلکه با خوش رویی و محبت به سادگی انجام می گیرد.مسافر حالش  خوب است ولی کارش چند ماه دیگر طول می کشد.در کاری که غرق شده ای باید سرعت عمل و دقت و شکیبایی را از دست ندهی.

دی (جدی) در سال 1390 سال خرگوش

عزیزم کار عشق با غرور و خودپرستی هماهنگی ندارد اگر واقعا عشق او را در سر داری باید از خودپرستی و غرور دست برداری و راه رسیدن به محبوب را با رنج و درد طی کنی وگرنه موفق نمی شوی.چند باری عشق به سراغت آمده است ولی با یک دندگی و لج بازی و غرور او را از خود طرد کرده ای.باید در این مورد تجدید نظر کنی و به کلی از خود خواهی دست برداری  و او را صمیمانه دوست داشته باشی.سال جدید نباید زندگی را به شوخی بگیری.بهره برداری از مادیات را سرلوحه کار خود قرار داده ای و در این راه از تعادل خارج شده ای.پر شور و رک و راست هستی و از دورویی و ریا متنفری.از این که دیگران تو را فریب دهند ناراحت می شوی.از صمیم قلب به دیگران خدمت می کنی.جر و بحث را کنار بگذار.نوزادی شیرین در خانواده ات به دنیا می آید.خیلی با اراده هستی.در بهار شور و شوق بیشتر به زندگی پیدا می کنی.از زمان و وقتی که داری بهره کافی ببر و وقتت را بیهوده نگذران.خرید اتومبیل یا ملک شکل می گیرد.یک سند مهم به نامت می خورد.دوباره دفترچه پس اندازت پر می شود.جشن و شادی و ازدواج در راه است.سال نو پر از خبرهای خوب و مثبت است.لبخند را از لب هایت دور نساز.

بهمن (دلو) در سال 1390 سال خرگوش

سالی که در پیش رو داری تغییر کلی زندگی را خواهی دید.شاید اتفاقاتی که هیچ وقت فکرش را نمی کردی رخ دهد که همه خوب و مبارک هستند.با آگاهی کامل وارد سال جدید خواهی شد.خدا مثل همیشه پشت و پناه تو است.در کار یا معامله ای وارد شده ای ولی رقیبان زیادی سر راهت هستند.با یکی از استادان مشورت کن.در تنظیم امور خانوادگی استاد هستی.از نظم و انضباط لذت می بری و می توانی معلمی موفق و همسری کاردان باشی.اگر امکانات لازم را برایت فراهم سازند و با اعصابت بازی نکنند،مزاجی گرم و قلبی مهربان داری.از دروغ گویی و فریب دادن بیزاری و از مساعدت و کمک به دیگران احساس رضایت می کنی.در سال جدید یکی از آشنایان به کمکت احتیاج دارد،سعی کن نیاز او را برآورده سازی و از مساعدت به دیگران دریغ نورزی.اگر به زندگی دیگران توجه کنی خواهی دید که زندگی ات بسیار خوب است اما گاهی با بی توجهی آن را خراب می کنی.به سخن این و آن گوش نده.بهتر است عاقلانه تر عمل کنی و با او مهربان و صمیمی باشی.آینده ای درخشان در انتظار توست.اطدواج حتما صورت می گیرد سالی پر از عشق و امید را شروع می کنی.

اسفند (حوت) در سال 1390 سال خرگوش

بخت در سال جدید یارت خواهد گشت.امید داشته باش.آدم ها قابل تغییرند.در سال نو تغییر آدمها و در نتیجه تغییر کلی زندگی را به شکل مثبتش تجربه خواهی کرد.به زودی ملاقات سود آوری با یکی از بزرگان خواهی داشت که در سرنوشت تو موثر خواهد بود.معامله ای سود آور پیش می آید.خرید و فروش هر دو مناسب است.به زودی به مسافرتی سیاحتی یا زیارتی خواهی رفت که در آن سفر با افراد جالبی آشنا می شوی.از خوبی کردن خوشحال می شوی پس سعی کن در سال نو هم تا جای ممکن نیکی کنی که باعث خوشحال شدن خودت می شود.مانند  باران به همه کمک می کنی و پر از محبت هستی،خداوند پاداش خیرت را به زودی خواهد داد.در تمام سال در حال تلاش و تلاش و تلاش هستی.سعی کن هر کاری که می کنی برای نزدیکی به خدا باشد.به زودی هدیه ای دریافت می کنی.در پول درآوردن ماهی ولی در خرج کردن موقعیت را تشخیص نمی دهی.هر چه داری برای خانواده می خواهی اما گمان می کنی خانواده ارزش آن را نمی دانند.در اجتماع موفقی ولی احساس می کنی مقامی که شایسته توست به دست نمی آوری.

جدول تعیین سال متولدین

سال موش:1387-1375-1363-1351-1339-1327

سال گاو:1388-1376-1364-1352-1340-1328

سال ببر:1389-1377-1365-1353-1341-1329

سال گربه:1390-1378-1366-1354-1342-1330

سال ازدها:1391-1379-1367-1355-1343-1331

سال مار:1392-1380-1368-1356-1344-1332

سال اسب:1393-1381-1369-1357-1345-1333

سال بز:1394-1382-1370-1358-1346-1334

سال میمون:1395-1383-1371-1359-1347-1335

سال خوروس:1396-1384-1372-1360-1348-1336

سال سگ:1397-1385-1373-1361-1349-1337

سال خوک:1398-1386-1374-1362-1350-1338

سه شنبه 25/5/1390 - 14:12
ازدواج و همسرداری

عشق ما بیمار است

عاشقانه ها همیشه زیبا هستند؛ نه به این دلیل که قصه ای شیرین دارند و ما با شنیدن آن لذت می بریم

و غرق در رؤیا با آنها همذا تپنداری می کنیم؛ زیبا هستند از آن جهت که عشق واقعی برای هر کس، یک

بار، در یک لحظه و در روزی خاص اتفاق م یافتد و آن لحظه های ناب تکرارشدنی نیستند
. اما گاهی با

اینکه عاشقانه شروع م یکنیم و شاعرانه زندگی می کنیم، قافیه ها را خوب کنار هم نمی چینیم و همین،

شعر و آهنگ زندگی ما را ناکوک می کند
. اما می شود قافیه ها را بار دیگر کنار هم چید و شعر زندگی را

یک بار دیگر آهنگین کرد؛ اگر فراموش نکنیم روزی شعر زندگی را با هم سروده ایم... .

شکی نیست که هیچ کدام از ما زندگی مشترک را به قصد جدایی آغاز نمی کنیم؛ حتی اگر گاهی به آن

فکر کنیم و ته دلمان از فکر کردن به این موضوع بلرزد
. اما همیشه اوضاع بر وفق مراد نیست و جر و

بحث ها شروع می شود و ما بدون اینکه بخواهیم، سر می خوریم و تا چشم باز می کنیم، می بینیم ته

در هایم!

این ترمز بریدن ها گاهی دست ما نیست اما فقط گاهی؛ با این حال اغلب اوقات تقصیر خودمان است

ولی هر دو به آن ب یاعتنا هستیم و در واقع به علائم بیمارشدن زندگی مشترک مان حساسیت نشان

نمی دهیم
. شاید هم فکر می کنیم همه چیز خود به خود درست می شود و نیازی به تلاش برای رفع

مشکل نیست.

اما این درست نقطه ای است که باید هر دو حرکتی از خود نشان بدهیم تا طناب محبتمان پاره نشود و

هر یک به سویی پرتاب نشویم. بنابراین نسبت به این علائم حساس باشیم:

علائم ازدواج بیمار

١. لجبازی و نه گفتن های ما بیش از حد طبیعی است؛ فرقی هم نمی کند حرف طرف مقابل

منطقی است یا نه.

٢. روابط زناشویی حداقل است و اگر رابطه ای هم اتفاق می افتد، روح و احساس ما را درگیر

نمی آند.

٣. نقاط مشترک به حداقل رسیده است.

٤. عشق جای خود را به اجبار به در کنار هم بودن داده است. این اجبار هم ناشی از وجود

فرزندان، عرف اجتماعی، نیازهای فردی و ضرورت رفع این نیازها توسط همسر، ناتوانی در

تصمیم گیری برای جدایی، مهریه بالای همسر و هزار و یک دلیل دیگر است.

٥. روح سومی در زندگی ما حاضر است. این موجود الزاما زن یا مرد واقعی دیگری نیست بلکه

مثل ورزش، برنامه تلویزیون، « دلخوشی یا سرگرمی خاص » می تواند به شکل علاقه یا یکفرزند، مطالعه غیرعادی، اشتیاق به بودن در کنار دوستان، کار و

... باشد .مسائل و مشکلات و

حتی درد دل های خاص زن و شوهر به بیرون از منزل راه پیدا کرده و هیچ آدام از ما ترسی از

مخدوش کردن چهره طرف مقابل نداریم.

٦. مقایسه کردن را شروع کرده ایم و هر کدام از ما کمبودها و عیب های طرف مقابل را جست وجو

می کنیم و سعی می کنیم علاوه بر ایراد گرفتن از طرف مقابل، او را با دیگران مقایسه کنیم.

بدتر اینکه این تفاوت ها را هم به راحتی جلوی همسرمان بازگو می کنیم.

٧. نفر سوم به صورت واقعی وارد زندگی ما می شود. نشانه این ورود نیز بازگو کردن نظر شخص

سوم است. مثلا به نظر خانم یا آقای فلانی، خانم یا آقای فلانی گفت و...

٨. مانند گذشته از پاسخ گفتن به نیازهای همسرمان- هر نیازی که باشد- لذت نمی بریم و با

انجام هر کاری احساس انجام وظیفه می کنیم.

٩. ترجیح می دهیم برای انجام هر کاری به تنهایی اقدام کنیم.

١٠ . زمانی که در منزل هستیم، احساس شادی، رضایت، آرامش و امنیت نمی کنیم و حس هایی

مثل اسیر بودن، اجبار به انجام کارها، استثمار شدن، تباه شدن زندگی و... آزارمان می دهد. در

واقع زندگی مشترک را مانعی برای پیشرفت و ترقی تصور می کنیم.

شاید براساس علائمی که به آن اشاره کردیم، ترمیم این رابطه شکست خورده یا در حال شکست، کار

چندان آسانی نباشد؛ چون علائم نشان م یدهد خانه از پای بست ویران است.

با این حال، خانه م یتواند ویران نشود؛ اگر فقط چند حرکت ساده و مهم را از همین حالا شروع کنیم:

پوست اندازی کنیم

اگر تصمیم اولیه زندگی ما - یعنی انتخاب همسفر زندگی - انتخاب درستی بوده باشد -که حتما همهست- آنچه اکنون درگیر آن هستیم، ناشی از انتخاب نادرست نیست؛ دلیل آن، فرو رفتن در لاک دفاعی

و پافشاری هر کدام از ما بر سر خواست هها و عقاید است؛ عقاید و خواسته هایی که پیش از این یا اصلا

وجود نداشته اند یا بوده اند و چندان مهم نبوده اند.

روا نشناسان معتقدند مدتی پس از شروع زندگی مشترک یا حتی مدت ها بعد از آن، برخی زوج ها دچار

اختلالات رفتاری می شوند؛ اختلالاتی مثل خودمحوری، بی صبری، سرسختی و عدم انعطاف پذیری،

احساس ریاست و تلاش برای ب هدست گرفتن اختیارات زندگی به تنهایی، حسادت، خودبزر گبینی
(به

دلیل مقایسه ویژگ یهای خود یا خانواده شان با طرف مقابل) تعصب روی رفتارها یا عقاید خود یا بستگان،

عدم گذشت و انعطا فپذیری و. ...

به این ترتیب مشکلات زندگی مشترک آغاز م یشود مگر اینكه برای از بین بردن این حالت ها یا بهتر

بگوییم توفان اختلالات رفتاری تلاش کنیم و تغییر کنیم
. یکی از بهترین شیوه های از بین بردن توفاناختلالات رفتاری، اصلاح فردی است. اما شکی نیست که خود ما این اختلالات را متوجه نمی شویم؛

بنابراین کافی است این حال تها و احساس ها را برای روانپزشک، روان شناس یا مشاور تعریف کنیم و از

آنها کمک بخواهیم .پس گام اول، تغییر و شروع این تغییر از خود است.

از زاویه ای دیگر ببینیم

مثبت اندیشی، اولین شیوه تغییر دید ما به زندگی است. گام بعدی تعریف دوباره است؛ به این معنی کهاهداف، خواست هها، برنامه ها و... زندگی مشترک مان را بار دیگر تعریف کنیم. مثلا اگر دوست داشتیم

به خاطر مادر شدن کار مورد علاقه مان را کنار نگذاریم اما مجبور به انجام این کار شدیم، حالا که فرزند ما

کمتر از قبل به ما نیاز دارد، بار دیگر کار مورد علاقه مان را شروع کنیم. از نگاهی دیگر، هیچ گاه فکر نکنیمشرایطی که در آن قرار داریم یا قرار داشت هایم، تغییر نخواهد کرد

. اگر یک بار دیگر زندگی و خواسته هایمان

را تعریف کنیم، حتما همه چیز به راحتی تغییر می کند.

بی صدا صحبت کنیم

علم روا نشناسی می گوید اختلاف زوج ها زمانی آغاز می شود که آنها نسبت به احساس های هم کور و

کر م یشوند
. از این لحظه به بعد حرف زدن هم نمی تواند این خلأ را پر کند. به عقیده روان شناسان،

درواقع شرط اول شنیدن و درک کردن نیازهای طرف مقابل، برقراری ارتباط حسی بین زن و شوهر است.

شنیدن در سکوت را آغاز کنیم. به رفتارها، عصبانیت ها، حساسیت ها، گری هها و » ، پس از همین لحظه

سکو تهای طولانی و معنی دار همسرمان دقت کنیم. مطمئن باشیم آنچه را که باید، می بینیم و

می شنویم. بعد از این مرحله آگاهی، صحبت کردن را شروع کنیم.

سومین را محو کنیم

حضور مهره سوم در زندگی مشترک - چه به صورت واقعی و چه به صورت مجازی - یکی دیگر از دلایل

جدایی زوج هاست. خیلی از ما به محض اینکه احساس می کنیم موجود سومی - چه به صورت واقعی وچه خیالی

- وارد زندگی مشترک مان شده است، عقب نشینی می کنیم اما این روش درستی نیست. به

جای اینکه میدان را خالی کنیم یا با سؤا لپیچ کردن همسرمان بدتر او را کلافه کنیم، حرکت کنیم.

١. هرازگاهی به محل کار همسرمان سر بزنیم؛ به این ترتیب، هم با شرایط کاری همسرمان آشنا

می شویم و هم بعضی شک و تردیدهایمان برطرف می شود.

٢. اگر همسرمان به سرگرمی خاصی علاقه دارد، با او همقدم شویم؛ مثلا به جای اینکه در تمام

طول مدتی که او فوتبال تماشا می کند حرص بخوریم، در هیجان و شادی او شریک شویم.

٣. اگر نفر سوم، زن یا مردی واقعی است، کنار نکشیم؛ با افراد آگاه مشورت کنیم و با مشورت و

برنامه ریزی همسرمان را به خانه بازگردانیم.

٤. مسائل زندگی مشترک مان را برملا نکنیم تا طرف خطاکار بتواند روی بازگشت داشته باشد؛ با

آبروریزی، فرصت بازگشت را از همسرمان م یگیریم.

پیشقدم شویم

خیلی از ما بعد از گذشت مدتی از زندگی زناشویی، محب تکردن را فراموش می کنیم و همین فراموشی،

زمینه بسیاری از اختلاف های ماست
. بدتر اینکه به تدریج محبت کردن را منت کشیدن فرض می کنیم و

تازه وقتی که طرف مقابل محبتی م یکند، شک می کنیم که جواب او را بدهیم یا نه! این افکار را فراموش

کنیم و برای محبت کردن بار دیگر پیشقدم شویم.

و در نهایت اینکه هیچ وقت و در هیچ شرایطی زندگی مشترک مان را فنا شده تصور نکنیم. هر حرکت و

تلاشی، فرصتی برای بازگشت به روزهای طلای یای است که تصور می کنیم تمام شده است

شنبه 1/5/1390 - 11:37
كودك

پنجاه راه ساده برای داشتن کودکی باهوش تر

متخصصین کودکان متعقدند که اولین سالهای زندگی کودک اولین سالهای یادگیری است.

شما برای تحریک کودک یا نوزاد نوپای تان نیازی به موزیک کلاسیک، نوارهای زبان، یا کارتهای رنگی

براق ندارید
. بهترین وسیله یادگیری خود شما هستید. حرف بزنید، آواز بخوانید، کتاب بخوانید، و با

همدیگر بخندید.

این همه آن چیزی است که بهتر است هرروز انجام دهید. اما بعضی وقتها فکرکردن به راه های جدید

برای تشویق و تحریک کوچولویتان سخت است به خصوص بعد از یک بیدار خوابی شبانه برای آرام کردن

گریه اش این کار را سخت تر نیز می کند.

اما پنجاه راه علمی، سرگرم کننده و با کارآمد ما الهام بخش شما خواهد بود.

١- تماس چشمی داشته باشید:

از کوتاه ترین لحظات وقتی که چشمهای نوزاد شما باز است استفاده کنید، مستقیم به آنها نگاه کنید.

نوزتدان چهره ها را خیلی زود تشخیص می دهند و چهره شما مهمتر از همه است. هر وقت که او به

شما خیره شد در واقع در حال ساخت حافظ هاش است.

٢-وراجی نکنید:

اگرپشت سر هم حرف بزنید ممکن است نگاهی بی روح نسیب شما شود اما اگربرای مدت کوتاهی

ساکت بمانید زمانی که نوزاد شما سعی در حرف زدن دارد متوجه خواهید شد که اوخیلی زود آهنگ

گفتار شمارامی فهمد وجای خالی مکالمه تان را پرمی کند.

٣-اگر ممکن است از شیر خودتان به او دهید:

و تاجایی که می توانید آن راطولانی کنید. برطبق تحقیقات کودکانی که ازشیرمادرتغذیه می کنند آی

کیوی بالاتری دارند. بعلاوه زمان پرستاری ازنوزادتان بهترین وقت برای پیوند با اوست آن هم وقتی که

برای او آواز می خوانید، حرف می زنید یا زمانی که به آرامی موهای نرم دلبندتان را نوازش می کنید.

٤- برای اوزبان درازی کنید:

مطالعات نشان داده است که نوزادان دو سه روزه می توانند حرکات مربوط به صورت را تقلید کنند. این

نشان می دهد که آنها خیلی زود موفق به حل مسائل می شوند.

٥- اجازه دهید خود را در آیینه ببیند:

آیا تا به حال دیده اید که به آیینه خیره شود؟ درابتدا ممکن است، فکرکند که کودک زیبای دیگری را

تماشا می کند. اما اودوست دارد بچه دیگری بسازد ودستهایش را تکان دهد وبخندد.

٦-شصت پایش را قلقلک دهید:

در واقع همه پایش را قلقلک دهید یا به آرامی لمس کنید. خنده اولین مرحله برای رشد حس بزله گویی

وسرگرم کننده بودن اوست.

٧- تفاوت یا نابرابری خلق کنید:

دوتا عکس را به فاصله هشت تا دوازده اینچی از صورت او نگه دارید. آنها بایستی شبیه بهم باشند، اما

یک تفاوت کوچک بینشان باشد، مثلا دریکی درخت وجد داشته باشد ودر عکس دیگردرختی نباشد.

حتی نوزاد جلو وعقب می رود وبه آن نگاه خواهد کرد.اومتوجه تمایز آنهامی شود.این کار اورابرای مرحله

شناسایی حروف وبعد کتاب خواندن آماده می کند.

٨-اورانیزدرآنچه که می بینید سهیم کنید:

گاهی کودک خود را برای پیاده روی ببرید. آنچه را که می بینید برای او تعریف کنید. مثلا بگویید"آن یک

سگ کوچولو، یا درختهای بزرگ را ببین" جمله های کامل برایش بگویید واین فرصت رابدهید که شانس

ساخت جملات وکلمات بی حدی را داشته باشد.

٩-کودکانه با او حرف بزنید:

کودک به گفتار و صدای احمقانه شما، آهنگ مناسب می دهد و آن را با زبان کودکانه خود تنظیم می

کند.

١٠ -ترانه ای بخوانید:

تا آنجایی که می توانید ترانه های آهنگین یاد بگیرید، یا اشعار خود یا گفتارتان را آهنگین کنید. مثلاً

وقتی می خواهید کهنه دلبندتان را عوض کنید، کاری که آنجام می دهید را برایش آهنگین تعریف کنید"

کهنه اش وعوض کنم....."بعضی از محققین می گویند، یادگیری ریتم و موزیک به یادگیری بهتر ریاضیات

کمک می کند.

١١ -از زمان تعویض لباس و کهنه اش بهره جویید:

زمانی که کهنه اش را تعویض می کنید، بخش هایی از بدنش را به او یاد بدهید یا درزمان تعویض لباس

هایش ترتیب لباس پوشیدن را برایش تعریف کنید تا برای دفعه بعد از شما پیشدستی کند، مثلا

بپرسید حالا نوبت چی بپوشیم؟

١٢ -برایش زمین بازی شوید:

روی کف اتاق دراز بکشید واجازه دهید از شما بالا برود یا روی شما بخزد، چهاردست و پا برود. این

ازخیلی سالنهای بازی ارزانتر است در ضمن شما به او در پیشرفت هماهنگی اعضای بدنش و حل

ماهرانه مسائل کمک می کنید.

١٣ -با هم به خرید بروید:

وقتی که ازرقصیدن وآواز خواندن خسته شدید ونیازبه یک وقفه دراین کارها داشتید با هم به خرید بروید،

رنگها، چهره ها، صداها، بهترین سرگرمی را برای کودک شما فراهم می کند.

١٤ -عملکرد خیلی چیزها را به او نشان بدهید:

وقتی اعلام می کنید "الان می خوام لامپ را روشن کنم" قبل از اینکه کلید برق را بزنید به او علت

واثرش را توضیح دهید.

١٥ -او را شگفت زده کنید:

گاهی اوقات به آرامی روی صورت ، دستها، شکمش، فوت کنید . این کار او را خوشحال می کند. به

آرامی برای اوسوت بزنید وبه عکس العمل وپیش دستی کردنش نگاه کنید!

١٦ -قاپیدن پارچه ها:

اگرفرزندتان، کشیدن پارچه های روی میز واجسام دیگر را دوست دارد، به او اجازه دهید این کار را انجام

دهد. شما سرگرمی های حساسی دارید که او می تواند به راحتی آنها را مچاله کند واز اوطو بیاندازد.

اسباب بازی های کوچک را زیر پارچه ها مخفی کنید وبا پیدا کردنش اورا هیجان زده کنید.

١٧ -کتاب بخوانید:

دوباره ودوباره کتاب را بخوانید. دانشمندان فهمیده اند که کودکان حدود هشت ماه وبالا تر می توانند

ترتیب لغات را در داستان تشخیص دهند وآنها را یاد بگیرند.بخصوص وقتی که دو یا سه بار خوانده شود،

دانشمندان معتقد ند که چند بار خواندن یک داستان به یادگیری زبان به آنها کمک می کند.

١٨ -با او دالی بازی کنید:

مخفی شوید یا جستجوی مضحکی را برای آنکه اوبیشتر بخندد انجام دهید، کودک شما یاد می گیرد

که بعضی اشیائ وموضوعات ناپدید می شوند وناگهان ظاهر می شوند.

١٩ -حس لامسه اش را تحریک کنید:

پارچه هایی را با بافت های مختلف چون ابریشمی، پشمی، لنین تهیه کنید وآنها را به آرامی روی گونه

ها، پا ها وشکمش حرکت دهید وبرایش هر حسی از لمس این پارچه ها را توضیح دهید.

٢٠ -فراموش نکنید به او فرصت استراحت بدهید:

هرروز چند دقیقه ای را با فرزندتان روی زمین بنشینید، بدون اینکه موزیکی پخش شود با هم به آرامی

نفس بکشید یا با او حقه بازی کنید
. مثلا در بازی به او حقه بزنید، اجازه دهید حقه شما را کشف کند

وتوجه داشته باشید که چه وقتی متوجه این حقه می شود.

٢١ -آلبوم خانوادگی بسازید:

آلبومی که شامل عکسهایی از خویشان نزدیک ودور باشد. اورا دربین عکسهای درون خانه بچرخانید

این حافظه کودک شمارا می سازد، مثلا وقتی مادربزرگ تلفن می کند همانطور که صدای مادربزرگ را

گوش می دهد عکس مادربزرگ را نیز به او نشان بدهید.

٢٢ - اجازه دهید با غذایش بازی کند:

وقتی برای غذا خوردن آماده است، همراه غذا خوردنش اجازه دهید اجزای غذایش را لمس کند.

بخصوص وقتی غذا شامل نخود فرنکی پخته، غلات، پستا، یا تکه های بزرگی از طالبی و امثال

اینهاست را با انگشتانش بگیرد و احساسش را نسبت به آنها کشف کند.

٢٣ -اسباب بازی هایش را جمع کنید:

حتی اگر اینطور به نظر می رسد که او از تکرار به زمین انداختن اسباب بازی هایش لذت می برد واین

کار شما را دیوانه می کند اشکالی ندارد برای او جمع کنید ودوباره به دستش دهید او درحال یادگیری

قانون جاذبه است.

حتی می توانید چند کاغذ نم دار و مچاله شده یا چند توپ بیس بال به او بدهید ودر پایین صندلی اش

یک سطل بگذارید تا برای انداختن آنها هدفمند شود.

٢٤ -تمرین بازی سه کارت(یک بازی معروف مکزیکی):

چند ظرف خالی پلاستیکی انتخاب کنید ویکی از اسباب بازی های کوچکش را زیر یکی از ظرف ها

مخفی کنید، بعد ظرف ها را حرکت دهید سپس اجازه دهید او ظرفی را که محتوای اسباب بازی است

را پیدا کند.

٢٥ -میدان بازی شبیه تمرینات نظامی بسازید:

برای تمرین مهارتهای حرکتی می توانید ازابزار ساده ای چون کوسنهای مبل، بالشتها، جعبه ها،

واسباب بازی های خودش استفاده کنید
. آنها را روی زمین بچینید و به کوچولوی خود نشان دهید که

چطور روی آنها یا زیر آنها بخزد یا در اطراف آنها بچرخد.

٢٦ -دنبال بازی کنید:

سراسر خانه را چهار دست و پا با سرعت های متفاوت بروید و در مکانی جالب برای یازی بیاستید.

٢٧ -حالا از رهبریش پیروی کنید:

همانطور که کودک شما بزرگ می شود بازیهای تازه ای را ابداع می کند و می خواهد بداند که آیا

هرکاری که او انجام می دهد شما هم انجام خواهید داد، مثلا صدای احمقانه درآوردن یا چهار دست وپا

به عقب رفتن یا بی جهت خندیدن .

٢٨ -صورت مضحکی داشته باشید:

لپهایتان را باد کنید واجازه دهید او بینی شمارا لمس کند وقتی این کار را کرد ناگهان پف .......اجازهدهید گوشتان را بکشد وسپس برایش زبان درازی کنید.وقتی به سرتان دست می زندصداهای جالبی

دربیاورید وسپس همان کارهارا سه یا چهار مرتبه تکرارکنید، وبعد قانون بازی را تغییر دهید تا برای ادامه

آن حدس بزند.

٢٩ -کمک کنید مسیرش را تجربه کند:

او را بغل کنید ودرخانه گشتی بزنید دستش را به پنجره سرد بزنید، یا پارچه های نرم به دستش بدهید

یا اجازه دهید برگ لطیف بعضی از گیاهان را در دست بگیردیا دیگر اشیائی که ایمن هستند ودرحین

سفرخانگی اسم اشیائ را برایش بگویید.

٣٠ -داستانهای بلند تعریف کنید:

یکی از داستانهای دلخواهش را انتخاب کنید وبجای اسم شخصیت اصلی نام او را ببرید تا برایش جالبتر

شود.

٣١ -کتاب باغ وحش بسازید:

در دیدار بعدی از باغ وحش عکس هایی از حیوانات مورد علاقه اش تهیه کنید و آنها را در کتابش بیاورید

وبرای هر کدام اسمی بگذارید وآن کتاب را باهم بخوانید یعنی برایش داستانی تعریف کنید وصدای

حیوانات را تشبیه کنید.

٣٢ - (بعضی وقتها) اجازه دهید ریاست کند:

هروقت که امکان دارداجازه دهید اوانتخابی بین دوآیتم داشته باشد مثلا بین دورنگ نوشیدنی دروقت

غذا، اومی فهمد که تصمیمش محترم است ودر این حین تمرینی درباره رنگها داشته باشید.

٣٣ -او را در مرکز توجه قراردهید:

فیلمهای قدیمی خانگی را باهم تماشا کنید مثل فیلمهایی از اولین حمامش یابازی با پدربزرگ و نیز

داستانش را تعریف کنید این به ساخت زبان وحافظه اش کمک می کند.

٣٤ -همه چیز را بشمرید:

مثلا تعداد بلوک هایی که می تواند روی هم قراردهد یا تعدادپله های خانه تان، یا انگشتهای دست

وپایش را بشمرید
. عادت کنید باصدای بلند بشمرید زیرا اوخیلی زود در شمردن به شما ملحق می

شود.

٣٥ -بهترین زمان فهمیدن وقت داستان تعریف کردن است:

به جزئیات ریزدر تصویرها اشاره کنید ودرباره آنها ازاو سوال بپرسیدمثلا چرا فکر می کنی اونمی تواند

تخم مرغ بخورد؟ وامثال این سوالات که می توانید ردداستانها پیدا کنید.

٣٦ -تلوزیون را خاموش کنید:

مغز کودک شما احتیاج دارد یکی یکی مسائل را حل و فصل کند.

٣٧ -چشم اندازش را تغییر دهید:

صندلی بلند کودکتان را به طرف دیگر میز ببرید، با این کار حافظه کودک را نسبت به چیدمان غذاها روی

میز تغییر می دهید.

٣٨ - کوچولوی من بچرخ و برقص:

به اویاد بدهید مثل یک مرغ مضحک بچرخد و قدقد کند یا مثل یک رقاصه باله برقصد.

٣٩ -بازی حافظه با سری از عکس ها:

تصاویری از چهره های افراد مهم درزندگی کودک تهیه کنید واز هرکدام دوتا داشته باشید. عکس ها را

به پشت روی زمین بچینیدوبعد اجازه دهید کودک دوتا عکسمشابه را پیدا کند. همانطور که اوبزرگتر

می شود دربازی حافظه تغییراتی ایجاد کنید.

٤٠ -در باران بازی کنید:

توی چاله های کوچک پرآب بپرید، روی علفهای خیس با هم بنشینید، این کارها جالب هستند، اگرچه

کثیف و شلخته می شوید ولی در این راه او فرق بین خشکی و رطوبت را می فهمد.

٤١ -حشرات(جوجوها) را شکار کنید:

تصویر حشرات بی ضرر مثل کفش دوزک، جیرجیرک، یا پروانه ها را در کتاب ها و مجلات نگاه کنید و

سپس به پارک بروید و چند تایی از آنها را پیدا کنید.

٤٢ -با او شوخی کنید:

عکس یکی ازنزدیکان را به اونشان دهید و مثلاً بگویید"مامانی عمو را صدا کن"سپس بگویید "خیلی

احمقی شدی ها" و برای اینکه حس بزله گویی وشوخی کردن را در او بپرورانید به حرفهایتان بخندید.

٤٣ -لباس بپوشید:

اجازه دهید با بعضی پیراهن های قدیمی پدر بازی کند. کلاه های زمستانی قدیمی، روسری وشال یا

دستکشها را بیرون بیاورید.سپس آنهارا بپوشید و خود را درآن موقعیت وانمود کنید وببینید حافظه اش

شما را درکجا وچه موقعیتی تصور می کند.

٤٤ -درباره حجم و اندازه ها با او حرف بزنید:

چند فنجان وظرف قدیمی پلاستیکی با اندازه های مختلف تهیه کنید واجازه دهید کودکتان با یکی درون

یکی دیگر آب بریزد، البته بهتر است درزمان حمام کردنش باشد
. بعضی وقتها میزان آبی که می ریزد

نسبت به ظرفش کم و زیاد می شود با او درباره حجم واندازه ظرفهایی که در داست دارد صحبت کنید

که کدام یک بزرگتر وکدام یک کوچکتراست.

٤٥ -عینک رنگی بزنید:

وقتی با هم به پیاده روی یا ماشین سواری می روید، عینک رنگی بردارید وازاو رنگش را بپرسید واجازه

دهید که اوبرای شما یک رنگ انتخاب کند.

٤٦ -از آنها در کارهایتان کمک بگیرید:

بچه های کوچک می تواننددر جمع کردن لباس های تیره و روشن به شما کمک کنند، حتی ممکن

است قادر باشند لباسهای خود را دربین آنها جمع کنند.

٤٧ -کتابخانه رفتن را برای او جالب کنید:

با خیمه شب بازی او را به کتابخانه رفتن ترغیب کنید.

٤٨ -برای او نشانه هایی بگذارید:

هرهفته را به یکی ازحروف الفبا اختصاص دهید. برای مثال کتابهایی که با حرف الف شروع می شوند

یا غذاهایی که با حرف الف آغاز می شوند یا میان وعده هایش را به شکل آن حرف تهیه کنید ودرآخر

درمسیر پیاده روی اش حرف مورد نظر را با گچ سفید بنویسید .

٤٩ -دوباره بازی کن کوچولوی من:

جعبه قدیمی اسباب بازی های پرسرو صدایش(مثل جغجغه) را بیرون بیاورید. اوبا راه های جدیدی که

برای بازی با آنها پیدا می کند شما را سرگرم خواهد کرد .

٥٠ -درباره احساسات روزانه اش با او حرف بزنید:

وقت خوابیدن بااودر رختخوابش دراز بکشید و درباره مسائلی که درروز باعث خوشحالی، عصبانیتش،

ناراحتیش یا باعث غرور او شده است سوال کنید.

شما کمک می کنید او کارهای یک روز را دوباره تعریف کند وزمان گذشته افعال را یاد بگیرد و در ضمن به

احساساتش نام می دهید. این کارباعث پیشگیری از افسردگی می شود.

شنبه 1/5/1390 - 11:34
سخنان ماندگار
وقتی ارتباط عاشقانه ات به انتها میرسد ، فقط به سادگی بگو : همه اش تقصیر من بود .
جکسون براون

شادمانی اسطوره ایست که در جستجویش هستیم.
جبران خلیل جبران

اگر به مهمانی گرگ می روید ، سگ خود را به همراه ببرید .
گوته

آن کسی که از رنج زندگی بترسد ، از ترس در رنج خواهد بود .
چینی

وقتی نانوا نان را با دقت و وسواس می پزد و به دست مشتری میدهد ، خدا با او در کنار تنور ایستاده است
کریستیان بوبن

اگر قرار است برای چیزی زندگی خود را خرج کنیم ، بهتر آن است که آنرا خرج لطافت یک لبخند و یا نوازشی عاشقانه کنیم .
شکسپیر

استعداد در فضای آرام رشد میکند و شخصیت در جریان کامل زندگی .
گوته

بیش از هر چیز نخست بدان که چه میخواهی .
فوخ

بردن ، همه چیز نیست ، اما تلاش برای بردن چرا .
لومباردی

اگر خاموش بنشینی تا دیگران به سخنت آورند ، بهتر از آنست که سخن بگویی و خاموشت کنند.
سقراط

عادتمند کسی است که به مشکلات و مصائب زندگی لبخند بزند .
شکسپیر

از استثنائـات است که کسی را بـه خاطر آنچه که هست دوست بدارند . اکثر آدمها چیزی را در دیگران دوست دارند که خود به آنها امانت می دهند : خودشان را ، تفسیر و برداشت خودشان را از او ............ ..
گوته

ماهی و مهمان دو روز اول خوب هستند ، از روز سوم بو می گیرند .
( البته از دید اسپانیولی ها )

در روز عشاق برای دوستت کارتی بفرست و روی آن بنویس : " از طرف کسیکه فکر میکند تو بی نظیری"
براون

مردان آفریننده کارهای مهمند و زنان به وجود آورنده مردان .
رومن رولان

جریان زندگی چیزی جز مبارزه میان عاطفه وعقل نیست .
مارک تواین

آزادی متعلق به یک نفر نیست ، مال همه است .
اسپنسر

هر کس مرتکب اشتباهی شده ، اکتشافی هم نکرده است .
گالیله

با دیگران آنگونه رفتار کن که میخواهی با تو رفتار شود .
براون

نیاسائید ، زندگی در گذر است . بروید و دلیری کنید ، پیش از آنکه بمیرید ، چیزی نیرومند و متعالی از خود بجای گذارید ، تا بر زمان غالب شوید .
گوته

عشق ما را می کشد تا دوباره حیاتمان بخشد .
شکسپیر

لبخند، حتی زمانیکه بر لبان یک مرده می نشیند ، بازهم زیباست .
کریستیان بوبن
 
هرگز فرصت گفتن « دوستت دارم » را از دست مده .
براون

امید با مرگ هم به گور نمی رود .
شیلر

مرور زمان به خودی خود بسیاری از نگرانی ها را از بین می برد .
دیل کارنگی

هر چه نور بیشتر باشد ، سایه عمیق تر است .
گوته

من آینده را دوست دارم چون بقیه عمرم را باید در آن بگذرانم .
کترینگ

برای آنکه عمر طولانی باشد ، باید آهسته زندگی کنیم .
سیسرون

• به گونه ای زندگی کنید که وقتی فرزندانتان به یاد عدالت ، صداقت و مهربانی می افتند ، شما در نظرشان تداعی شوید .
جکسون براون

هرکس باید روزانه یک آواز بشنود ، یک شعر خوب بخواند و در صورت امکان چند کلمه حرف منطقی بزند .
گوته

تواضع بیجا آخرین حد تکبر است .
لابرویر

هیچکس بدبخت تراز کسی نیست که همیشه خوشبخت است .
هلندی

آنها که غائب اند ، کمال مطلوب اند و حاضرین معمولی و پیش و پا افتاده اند .
گوته

در دعوا اولین مشت را بزن و محکم هم بزن .
جکسون براون

فقط به ندای کودک درون خویش گوش بسپار نه هیچ ......
کریستیان بوبن

سعادت دیگران بخش مهمی از خوشیختی ماست .
رنان

با مردمان نیک معاشرت کن تا خودت هم یکی از آنان به شمار روی .
ژرژهربرت

با تقوی و خوبی میتوان سعادت آفرید .
زنون

برای شب پیری در روز جوانی چراغی باید تهیه کرد .
پلوتارک
شنبه 1/5/1390 - 11:31
دانستنی های علمی

▪ آیا میدانستی که اگر همه یخهای قطب جنوب آب شود بر سطح آب اقیانوسها هفتاد متر اضافه می شود و در این صورت یک چهارم خشکیهای کره زمین زیر آب میرود .
▪ آیا میدانستی که كبد یا جگر تنها عضو داخلی بدن است كه اگر با عمل جراحی قسمتی از آن برداشته شود دوباره رشد میكند
▪ آیا میدانستی که میزان انرژی كه خورشید در یك ثانیه تولید میكند ، برای تولید برق مورد نیاز تمام كشورهای جهان به مدت یك میلیون سال كافی است
▪ آیا میدانستی هر عنكبوت تار ویژه خود را دارد و هیچگاه تارهای آنها به هم شبیه نیستند
▪ آیا میدانستی که اگر در یك سال هیچ یك از نسلهای یك جفت مگس نر و ماده از بین نروند ، حجم مگسهای متولد شده با حجم كره زمین برابر میشود
▪ آیا میدانستی که رودی در كامبوج شش ماه سال ازشمال به جنوب و شش ماه دیگر سال از جنوب به شمال جریان دارد
▪ آیا میدانستی که طول قد هر انسان سالم برابر هشت وجب دست خود اوست
▪ آیا میدانستی که سریع ترین عضله بدن انسان زبان است
▪ آیا میدانستی که شبكه چشم ۱۳۵ میلیون سلول حساس دارد كه مسوولیت گرفتن تصاویر و تشخیص رنگها را بر عهده دارد .
▪ آیا میدانستی که بدن انسان پنجاه هزار كیلومتر رشته عصبی دارد .
▪ آیا میدانستی که در برج ایفل دو میلیون و نیم پیچ به كار رفته است .
▪ آیا میدانستی طول رگهای بدن انسان پانصد و شصت هزار كیلومتر است .
▪ آیا میدانستی که هشت پا با وجود داشتن بدنی بزرگ میتواند از سوراخی به قطر پنج سانتیمترعبور كند .
▪ آیا میدانستی که تنها موجودی كه میتواند به پشت بخوابد انسان است
▪ آیا میدانستی چشم سالم انسان میتواند ده میلیون رنگ را مختلف را ببیند و آنها را از یکدیگر تمیز دهد
▪ آیا میدانستی که فیل بالغ در روز بطور متوسط دویست و بیست كیلوگرم غذا و دویست لیتر آب مصرف میكند

اكثر افراد در كمتر از 7 دقیقه خوابشان می‌برد!
56% افرادی كه دست چپ هستند، تایپیستند.
 غیر ممکن است که بتوانی با چشمان باز، عطسه کنی!
 یک سوسك می‌تواند 10 روز بدون سرش زندگی كند.
 ما در طول زندگی‌مان، 18 کیلو پوست می‌اندازیم.
 رنگ مورد علاقه 80% از آمریکایی‌ها، آبی می‌باشد!!(مرگ بر آمریكا)
 اگر می‌خواهی از آرواره یک تمساح جان سالم به در ببری، انگشت‌هایت را در چشمانش فرو کن. فورا به ‌شما اجازه می‌دهد كه فرار كنی!
 وقتی شخصی در سریلانکا سرش را از طرفی به طرف دیگر تكان می‌دهد، یعنی «باشه»!
 در این دنیا تعداد جوجه‌ها از آدم‌ها بیشتر است.
 یکی از شگفتی‌های ریاضی این است‌ که وقتی عدد 111111111 را در خودش ضرب كنی، جواب خواهد شد؛ 12345678987654321
 دكمه # (فون) كه روی كیبرد می‌باشد، «اُكتُسرپ» خوانده می‌شود.
 «گربه» تنها حیوان خانگی هست كه در كتاب مقدس به آن اشاره‌ای نشده است.
 نوارهای لاستیكی خیلی طول می‌كشد تا سرد شوند.
 «Dreamt» تنها كلمه‌ایست که در زبان انگلیسی با mt تمام می‌شود!!
 «یویو» اولین بار به عنوان یک سلاح در فیلیپین استفاده می‌شد!
 شهر مکزیک هر سال 25.5 سانتیمتر، نشست می‌كند.
 مغز در هنگام خواب فعالتر از وقتی‌ است که تلویزیون می‌بینید.
 ناخن انگشت وسط زودتر از ناخن انگشت شصت، رشد می‌كند.
 تنها لغتی که در انگلیسی با تمام اصوات، پشت سر هم ادا می‌شود «subcontinental» می‌باشد.
 در واشنگتن‌ بیشتر از مردمانش، تلفن وجود دارد

شنبه 1/5/1390 - 11:28
سخنان ماندگار

<< نام و یاد خداوند بخشنده و مهربان آرامش بخش قلبهاست >>

...

تفکر انسان مانند چتر نجات است هنگامی کاراست که باز باشد.

موفقیت یعنی آنچه را می خواهید به دست آورید و شادمانی یعنی از آنچه که به دست آورده اید لذت ببرید.

هیچ کس نمی تواند بدون رضایت شما در شما احساس حقارت به وجود آورد.

مردم درست به همان اندازه خوشبختند که خودشان تصمیم می گیرند.

همیشه قطعی ترین راه برای موفقیت این است که یک بار بیشتر تلاش کنید.

هر چه به فداکاری و خوشبختی خو بگیریم ، کامل تر و خوشبخت تر خواهیم شد.

وقتی عشق و مهارت توام با هم کار کنند انتظار یک شاهکار را داشته باشید.

شادی ها و لذات زندگی را به تعویق مینداز.

انجام کاری را که می توانی ، یا می اندیشی که می توانی، آغاز کن.

بهترین و زیباترین چیزها در جهان دیده نمی شوند آن ها بایستی در درون قلب احساس شوند.

شاید زندگی آن جشنی نباشد که آرزویش را داشتی ، اما حالا که به آن دعوت شدی تا می توانی زیبا برقص.

الماس حاصل فشارهای سخت است اگر در خودتان لیاقت الماس شدن می بینید از فشارهای سخت نترسید.

سعی کن در زندگی مثل زودپز باشی یعنی در اوج جوش آوردنت سوت بزنی.

همیشه بهترین راه را برای پیمودن می بینیم اما فقط راهی را می پیماییم که به آن عادت کرده ایم.

مهربانی را وقتی دیدم که کودکی می خواست آب شور دریا را با آب نبات کوچکش شیرین کند.

هیچ وقت عشق را گدایی نکن چون معمولا چیز با ارزشی رو به گدا نمی دن.

آن چه مغز انسان تصور و باور کند به آن می رسد.

شادی توانایی لذت بردن از گذر زمان است.

اعتماد به نفس نخستین راز موفقیت است.

شادی معنا و هدف زندگی ، و همه آرزو و غایت زندگی بشریت است.

راه شادی در آسمان ها نیست ، آن را در قلب ها جستجو کن.

مهربانی کوششی است که هرگز از بین نمی رود.

 اگر نمی توانی بالا بروی سیب باش تا افتادنت اندیشه ای را بالا ببرد.

همیشه دلیل شادی کسی باش نه قسمتی از شادی او و همیشه قسمتی از غم کسی باش نه دلیل غم او.

زندگی تفسیر 3 کلمه است 1: خندیدن 2: بخشیدن 3: فراموش کردن . پس  تا می توانی بخند ، ببخش و فراموش کن.
 عشق ورزیدن را از کویر بیاموز که دریا بودنش را به آفتاب بخشید.

 پیش از آن که اخم کنی کاملا مطمئن باش که هیچ چیز دیگری برای لبخند زدن وجود ندارد.
 وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد ، دلیلش آن است که شما هم چیز زیادی از او نخواسته اید
 یک قلب پاک از تمام معابد و مساجد زیبای جهان زیباتر است
خوشبختی یه حس زیبا ، یه هدیه قشنگ از طرف خداوند است
 موفقیت یعنی انجام دادن ، عمل کردن ، عشق ورزیدن ، خلق کردن و تفکر
 دریای توفانی ناخدای لایق می سازد پس همیشه ممنون لحظات سخت زندگی باش

چرخ های سنگین و زنگ زده زندگی ، با دست های نامریی امید می چرخد
آدمی ساخته افکار خویش است ، فردا همان خواهد شد که امروز می اندیشیده است
پروردگارا ! آرامشی عطا فرما تا بپذیرم آن چه را نمی توانم تغییر دهم ،  شهامتی که تغییر دهم آن چه را که می توانم و دانشی که تفاوت آن دو را بدانم
با اراده اگر دری را بکوبی گشاده می شود 
انسان با آرزوی خود پیش می رود
هر انسانی لبخندی از خداوند است ، تبریک به تو که زیباترین لبخند خداوندی خوشبختی درونی است نه بیرونی، و از این رو به آن چه هستیم بستگی دارد ، نه آنچه داریم در نگاه کسانی که پرواز را نمی فهمند ، هر چه بیشتر اوج بگیری کوچک تر خواهی شد
شجاعت همیشه فریاد زدن نیست ، گاهی صدای آرامی است که در انتهای روز می گوید فردا دوباره تلاش خواهم کرد
قطره آب اگر زنده نیست ، زندگی می دهد  و سرسبزی یادگار اوست
سنگی که طاقت ضربه های تیشه را ندارد لایق تندیس شدن نیست.در مقابل سختی ها مقاوم باش که وجودت شایسته تندیس شدن است

شنبه 1/5/1390 - 11:25
داستان و حکایت
دو تا گرگ بودند كه از كوچكی با هم دوست بودند و هر شكاری كه به چنگ می آوردند با هم می خوردند و تو یك غار با هم زندگی می كردند. یك سال زمستان بدی شد و بقدری برف رو زمین نشست كه این دو گرگ گرسنه ماندند و هر چه ته مانده لاشه های شكارهای پیش مانده بود خوردند كه برف بند بیاید و پی شكار بروند اما برف بند نیامد و آنها ناچار به دشت زدند اما هر چه رفتند دهن گیره ای گیر نیاوردند، برف هم دست بردار نبود و كم كم داشت شب می شد و آنها از زور سرما و گرسنگی نه راه پیش داشتند نه راه پس.

یكی از آنها كه دیگر نمی توانست راه برود به دوستش گفت: "چاره نداریم مگه اینكه بزنیم به ده."
ـ "بزنیم به ده كه بریزن سرمون نفله مون كنن؟"
ـ "بریم به اون آغل بزرگه كه دومنه كوهه یه گوسفندی ورداریم در ریم."
ـ "معلوم میشه مخت عیب كرده. كی آغلو تو این شب برفی تنها میذاره. رفتن همون و زیر چوب و چماق له شدن همون. چنون دخلمونو میارن كه جدمون پیش چشممون بیاد."
ـ "تو اصلاً ترسویی. شكم گشنه كه نباید از این چیزا بترسه."
ـ "یادت رفته بابات چه جوری مرد؟ مثه دزد ناشی زد به كاهدون و تكه گنده هش شد گوشش"
ـ "بازم اسم بابام رو آوردی؟ تو اصلاً به مرده چكار داری؟ مگه من اسم بابای تو رو میارم كه از بس كه خر بود یه آدمیزاد مفنگی دست آموزش كرده بود برده بودش تو ده كه مرغ و خروساشو بپاد و اینقده گشنگی بهش داد تا آخرش مرد و كاه كردن تو پوستش و آبرو هر چی گرگ بود برد؟"
ـ "بابای من خر نبود از همه دوناتر بود. اگر آدمیزاد امروز روزم به من اعتماد می كرد، می رفتم باش زندگی می كردم. بده یه همچه حامی قلتشنی مثه آدمیزاد را داشته باشیم؟ حالا تو میخوای بزنی به ده، برو تا سر تو بِبُرن، بِبَرن تو ده كله گرگی بگیرن."
ـ "من دیگه دارم از حال میرم. دیگه نمی تونم پا از پا وردارم."
ـ "اه" مث اینكه راس راسكی داری نفله میشی. پس با همین زور و قدرتت میخواسی بزنی به ده؟"
ـ "آره، ‌نمی خواسم به نامردی بمیرم. می خواسم تا زنده ام مرد و مردونه زندگی كنم و طعمه خودمو از چنگ آدمیزاد بیرون بیارم."

گرگ ناتوان این را گفت و حالش بهم خورد و به زمین افتاد و دیگر نتوانست از جایش تكان بخورد. دوستش از افتادن او خوشحال شد و دور ورش چرخید و پوزه اش را لای موهای پهلوش فرو برد و چند جای تنش را گاز گرفت. رفیق زمین گیر از كار دوستش سخت تعجب كرد و جویده جویده از او پرسید:

ـ "داری چكار می كنی؟ منو چرا گاز می گیری؟"
ـ "واقعاً كه عجب بی چشم و روی هستی. پس دوستی برای كی خوبه؟ تو اگه نخوای یه فداكاری كوچكی در راه دوست عزیز خودت بكنی پس برای چی خوبی؟"
ـ "چه فداكاری ای؟"
ـ "تو كه داری میمیری. پس اقلاً بذار من بخورمت كه زنده بمونم."
ـ منو بخوری؟"
ـ "آره مگه تو چته؟"
ـ "آخه ما سالهای سال با هم دوست جون جونی بودیم."
ـ "برای همینه كه میگم باید فداكاری كنی."
ـ "آخه من و تو هر دومون گرگیم. مگه گرگ، گرگو می خوره؟"
ـ "چرا نخوره؟ اگرم تا حالا نمی خورده، من شروع می كنم تا بعدها بچه هامونم یاد بگیرن."
ـ "آخه گوشت من بو نا میده"
ـ "خدا باباتو بیامرزه؛ من دارم از نا می رم تو میگی گوشتم بو نا میده؟
ـ "حالا راس راسی میخوای منو بخوری؟"
ـ "معلومه چرا نخورم؟"
ـ "پس یه خواهشی ازت دارم."
ـ "چه خواهشی؟"
ـ "بذار بمیرم وقتی مردم هر كاری میخوای بكن."
ـ "واقعاً كه هر چی خوبی در حقت بكنن انگار نكردن. من دارم فداكاری می كنم و می خام زنده زنده بخورمت تا دوستیمو بهت نشون بدم. مگه نمی دونی اگه نخورممت لاشت میمونه رو زمین اونوخت لاشخورا می خورنت؟ گذشته از این وقتی كه مردی دیگه بو میگیری و ناخوشم می كنه."

گرگ نابكار این را گفت و زنده زنده شكم دوست خود را درید و دل و جگر او را داغ داغ بلعید ...

نتیجه گیری اخلاقی :
1. گرگها همدیگر را می درند و در هیچ زمانی به یكدیگر ترحم نمی كنند
2. به کمتر دوستی می توان اعتماد کرد، چون شناسایی رفیق و نارفیق كمی سخت است
3. گرگها که سود و زیان ندارند این هستند، پس چه برسد به بعضی از انسانها ...
4. جوانمردی پیر و جوان ندارد، حتی زن و مرد هم ندارد. بیاییم همیشه جوانمرد باشیم
 
شنبه 1/5/1390 - 11:23
داستان و حکایت

داستانی است درمورد اولین دیدار "امت فاكس"، نویسنده و فیلسوف معاصر، ‌از آمریكا، هنگامی كه برای نخستین بار به رستوران سلف سرویس رفت.
وی كه تا آن زمان هرگز به چنین رستورانی نرفته بود، در گوشه‌ای به انتظار نشست، با این نیت كه از او پذیرایی شود. اما هرچه لحظات بیشتری سپری می‌شد، ناشكیبایی او از اینكه می‌دید پیشخدمتها كوچكترین توجهی به او ندارند، شدت گرفت.
از همه بدتر اینكه مشاهده میكرد كسانی كه پس از او وارد شده بودند، در مقابل بشقاب‌های پر از غذا نشسته و مشغول خوردن بودند. وی با ناراحتی به مردی كه بر سر میز مجاور نشسته بود، نزدیك شد و گفت: من حدود بیست دقیقه است كه در ایجا نشسته‌ام بدون آنكه كسی كوچكترین توجهی به من نشان دهد. حالا می‌بینم شما كه پنج دقیقه پیش وارد شدید، با بشقابی پر از غذا در مقابل من، اینجا نشسته‌اید! موضوع چیست؟ مردم این كشور چگونه پذیرایی می‌شوند؟ مرد با تعجب گفت: اینجا سلف سرویس است، سپس به قسمت انتهایی رستوران، جایی كه غذاها به مقدار فراوان چیده شده بود، اشاره كرد و ادامه داد به آنجا بروید، یك سینی بردارید هر چه میخواهید انتخاب كنید، پول آنرا بپردازید، بعد اینجا بنشینید و آنرا میل كنید! امت فاكس كه قدری احساس حماقت میكرد، دستورات مرد را پی گرفت، اما وقتی غذا را روی میز گذاشت، ناگهان به ذهنش رسید كه زندگی هم در حكم سلف سرویس است. همه نوع رخدادها، فرصتها، موقعیتها، شادی‌ها، سرورها و غم ها در برابر ما قرار دارد، درحالی كه اغلب ما بی حركت به صندلی خود چسبیده‌ایم و آنچنان محو این هستیم كه دیگران در بشقاب خود چه دارند و دچار شگفتی شده‌ایم از اینكه چرا او سهم بیشتری دارد كه هرگز به ذهنمان نمیرسد خیلی ساده از جای خود برخیزیم و ببینیم چه چیزهایی فراهم است، سپس آنچه می‌خواهیم برگزینیم.


وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی‌دهد، به دلیل آنست كه شما هم چیز زیادی از او نخواسته‌اید

چهارشنبه 29/4/1390 - 13:7
داستان و حکایت

پسر كوچكی وارد مغازه‌ای شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد و بر روی جعبه رفت تا دستش به دكمه‌های تلفن برسد و شروع كرد به گرفتن شماره.
مغازه دار متوجه پسر بود و به مكالماتش گوش می‌داد.
پسرك پرسید:خانم، می‌توانم خواهش كنم كوتاه كردن چمن های حیاط خانه‌تان را به من بسپارید؟
زن پاسخ داد: كسی هست كه این كار را برایم انجام می‌دهد!
پسرك گفت: خانم، من این كار را با نصف قیمتی كه او می‌دهد انجام خواهم داد!
زن در جوابش گفت كه از كار این فرد كاملا راضی است.
پسرك بیشتر اصرار كرد و پیشنهاد داد: خانم، من پیاده‌رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می‌كنم. در این صورت شما در یكشنبه زیباترین چمن را در كل شهر خواهید داشت.
مجددا زن پاسخش منفی بود.
پسرك در حالی كه لبخندی بر لب داشت، گوشی را گذاشت.
مغازه‌دار كه به صحبت‌های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: پسر...، از رفتارت خوشم آمد؛ به خاطر اینكه روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم كاری به تو بدهم.
پسر جواب داد: نه ممنون، من فقط داشتم عملكردم را می‌سنجیدم.
من همان كسی هستم كه برای این خانم كار می‌كند.
آیا ما هم میتوانیم چنین خود ارزیابی از كار خود داشته باشیم؟

چهارشنبه 29/4/1390 - 13:3
دانستنی های علمی

زیرآب، در خانه‌های قدیمی تا کمتر از صد سال پیش که لوله‌کشی آب تصفیه شده نبود معنی داشت. زیرآب در انتهای مخزن آب خانه‌ها بوده که برای خالی کردن آب، آن را باز می‌کردند. این زیرآب به چاهی راه داشت و روش باز کردن زیرآب این بود که کسی درون حوض می‌رفت و زیرآب را باز می‌کرد تا لجن ته حوض از زیرآب به چاه برود و آب پاکیزه شود. در همان زمان وقتی با کسی دشمنی داشتند. برای اینکه به او ضربه بزنند زیرآب حوض خانه‌اش را باز می‌کردند تا همه آب تمیزی را که در حوض دارد از دست بدهد. صاحب‌خانه وقتی خبردار می‌شد خیلی ناراحت می‌شد چون بی‌آب می‌ماند. این فرد آزرده به دوستانش می‌گفت: « زیرآبم را زده اند.» این اصطلاح که زیرآبش را زدند ریشه از همین کار دارد که چندان دور هم نبوده است.
نتیجه : سعی کنیم زیر آب کسی رو نزنیم حالا چه برای از دست رفتن آب خونه‌اش چه برای از دست دادن موقعیت‌هاش.

چهارشنبه 29/4/1390 - 13:1
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته