در خیابان چهره آرایش مکن از جوانان سلب آسایش مکن
خواهر من این لباس تنگ چیست پوشش چسبان رنگارنگ چیست
پوشش زهرا و زینب بهترین بر تو ای محبوبه خواهر آفرین
پیش نامحرم تو طنازی مکن با اصول شرع لجبازی مکن
یادت آید از پیام کربلا گاه گاهی شرمت آید از خدا
در جوارش خویش را مهمان نما با خدا باش و بده دل را صفا
یاد کن از آتش روز معاد طره گیسو را مده بر دست باد
زلف را از روسری بیرون مریز با حجاب خویش از پستی گریز
در امور خویش سرگردان مشو نو عروس چشم نا محرم مشو
خواهر من قلب مهدی خسته است از گناه ماست کو رو بسته است
پادشاهی چهار همسر داشت. چهارمین همسرش را بیشتر از بقیه دوست داشت و به همین خاطر هر آرزویش را برآورده می کرد و از هر چیز بهترین را به او می داد.
او دومین زنش را هم دوست داشت. این زن در هر درد و مشکلی همیشه همراه او بود و از او حمایت می کرد.
اولین همسر پادشاه ملکه بود. علیرغم اینکه او علاقه ی زیادی به پادشاه داشت و بدون هیچگونه چشمداشتی او را دوست داشت و برای سلامتی و حکومت او تلاش و مراقبت بسیار انجام می داد ولی پادشاه هیچ علاقه ای به او نداشت و به او محل نمی گذاشت.
زن سومش نیز در مقابل درخواست پادشاه گفت: «نه زندگی خیلی زیباست و من بعد از تو دوباره ازدواج خواهم کرد.»
پادشاه رنجور زن دوم خود را احضار نمود و خطاب به او گفت: «در هر درد و مشکلی همراه من بودی و همیشه مرا یاری می نمودی؛ در این سفر هم مرا همراهی کن !»
پادشاه با صدای همسر اولش از غم و بهت بسیاری که در آن غرق شده بود بیرون آمد؛ « هرکجا که بروی همراهت خواهم بود و لحظه ای تنهایت نمی گذارم.»
شما نیز در زندگی نیز، چهار همسر دارید.
سومین همسرتان ثروت و اموالتان است که به محض مرگ شما نصیب دیگران می شود.
اولین همسرتان روح شما است که همیشه با شما خواهد بود.