شعر و قطعات ادبی
سلام ودرود
اول هر کار مدح کردگار
در هر دمی حمد صمد، دادارداور را دارم ، که همه ی مولکولهای ملک کل عالم را، در احاطه ی اداره و آگهی دارد وهر سِرّی در دو سرا درعرصه ی آگاهی اومعلوم می گردد
درطول سال در همه احوال در سرمای دی و گرمای مرداد همواره آوای حمداو سر می دهم او که کره ی ماهوارو ماردی را راهوارورام، ودر سلطه ی سلاله ی آدم در آورد او که گوی دواری را که گرداگرد هورمی گردد عرصه ی کار گاه کردار آدمی و گهواره اسرار و اعمال آل آدم ، واو را سرآمد و سوگلی عالم کرد
واوکه آدمکده ی عالم رادار العلم دهرکرده وهر امری در عوالم در مدار اراده ی الهی وحول مراد او می گردد
و هر کس روی سوی کرد گار آوردمسلماً صد در صد در سرای سرمد کامروا گردد وراه و رسم واسم وامر او در همه سوی سلطه دارد
دوم
اصل کلام
همواره حمد عالم آرای اعلی را در سر دارم که مرا هم علم داده و هم مرد عمل کرده و دلم را در ارگی محکم آرام و گامهای مرا مصمم، ودلی دلداده داده
و مادام که او را دارم دلی آسوده دارم
الهی مرا در ارائه ی سطوری سهل و رسا مددی مداوم ده که هرکلمه ی کلامم ساده درک گردد
اما در احوالم
آدمی ام که سرد و گرم دهر را درک کرده ام
کارم مطالعه ی آلام مردم محروم ، و حامی اهل کمال و آدمی صلح مدار و دلی ساده ودردآلود ولی آمالی والا در سردارم
ودر هر حال واله ی محو آلام آل آدمم
و الحمد لله که مرا کار و کرداری سالم و سهمی در علم دوره ی معاصر وکلکی ماهر عطاء کرده
و الحمد لله که دلی آگاه و عمری مساعد دارم
ای الهی ای مولای ما مارا آگاهی ده
ای دادرس دهر ای والاگهر ما رارهائی ده
کردار های هوس آلود و اعمال عاطل وآمال مسموم و معاصی اولاد آدم مرا سردر گم و سالوسی وطراری و مکاری و طمعکاری در گرد آوری آل و مال و آمال محال مهد دلها را مکدر ودوده آلوده کرده
آری هر آدم طالح در وراء ماسک کردار مرئی رای دگری دارد
و سم هلاهل وسوسه ی مالداری در کاسه ی سرِگروهی، راه درک سالم را سد کرده و گوهر والای عمر راهدر می دهد
و دردا که کلام آدم عاصم را هوادار کم ودرگودال اوهام محو می گردد
ای آرام دل در آلام دهر ای آمرصلاح ومصدر الهام مرا در امور اصلاحی کمکی و راهکاری عملی ده که در صدد اصلاح امورم ومددی که راه سعی ا م هموار گردد و اصول معطر و معطل الهی که در محاصره ی گرد آلوداِعصار اَعصاردر آمده مرئی و مطهر گردد
ای معمار معاد و ای دارای داد
درموارد مرسوم آمادگی ام را اعلام کرده که در دل دلهره ی محو آلام ودر سرسعی در راه حل مسائل آحاد مردم دارم
الهی دلِ سرد آدمی را دلگرمی ده
مرا هم در کولاک دهر دلداری ده
غلامعلی نوری مهر 1389
دوشنبه 26/7/1389 - 1:4
هوا و فضا
بنام خدا درود بر راستجویان گرامی
مولوی شاعر نامدار شعرهایی دارد که به عقیده ی مثنوی شناس بزرگ علامه جعفری دلالت برانرژی و انفجار اتمی دارد
ما رمیت اذ رمیت فتنه ای
صد هزاران خرمن اندر جفنه ای
آفتابی در یکی ذره نهان
ناگهان آن ذره بگشاید دها ن
ذره ذره گردد افلاک و زمین
پیش آن خورشید چون جست از کمین
اما به تحقیق اینجانب این اشعار بیشتر دلالت بر سیاه چاله دارد تا انفجار اتمی
به چند دلیل
اول
جفنه به معنای چاله و چا ه کوچک است که تداعی کننده ی سیاه چاله است
علاوه بر این در بعضی جاها هم حفنه آمده که به معنی حجم کوچک میان دوکف دست است
دوم
از بیت دوم می توان دریافت که حجم و جرم فراوانی در یک ذره ی کوچک و چگال فشرده شده است
سوم
از ناگهان آن ذره بگشاید دهان می توان نیروی گرانش فوق العاده ی زیاد سیاه چاله ها را دریافت که کهکشانهای اطراف خود را می خورد
چارم
از بیت آخر متوجه می شویم که افلاک و زمین وقتی که در میدان گرانش نیرومند سیاه چاه قرار بگیرند متلاشی و به صورت ذرات فشرده ی کوچکی در می آیند
تحقیق :غلامعلی نوری
شنبه 23/5/1389 - 11:7
دعا و زیارت
در ذکر تاریخ تولد پیامبر چند نکته وجود دارد یک
در تقویم ها 53 قبل از هجرت می نویسند در حالیکه 54 پیش از هجرت درست است
چونکه 53 پیش از هجرت سال 571 میلادی می شود!
در حالیکه 570میلادی درست است( 54 پیش از هجرت)
دوم
طبق حدیثی از امام باقر پیامبر در 55 روز بعد از حمله ی
ابرهه ( 15 محرم) بدنیا آمده است بنا براین تاریخ
ولادت 12 ربیع الاول درست است نه 17 ربیع الاول
سوم
گروه زیادی از شیعه معتقد اند که تاریخ تولد پیامبر روز جمعه بوده است در حالی که 17 ربیع
الاول 53 یا 54 پیش از هجرت اصلا مصادف با جمعه نبوده است !
تحقیق :غلامعلی نوری
يکشنبه 17/5/1389 - 19:45
دعا و زیارت
بنام خدا
نویسنده مقاله : دکتر غلامعلی نوری
منبع : وبلاگ شخصی
سلام
علی کوثر است
همانطوری که آقای طباطبایی و شیرازی وباقی علما در شان نزول سوره ی کوثر آورده اند مشرکان به پیامبر طعنه می زدند که پسر واولاد ذکور ی ندارد وباقی قضایا که کتب مربوطه آمده است
اما پژوهش وادعای غیر طبیعی اینجانب !
اگر بنا باشد کوثر را فردی بگیریم آن فرد علی است نه فاطمه
دلایل
اول طبق آنچه که مشهور است حضرت علی از کودکی وقبل از بعث در خانه ی
پیامبر بزرگ شده اند ومانند پسری عزیز در خانه ی او پرورش یافته بود
از طرفی منابع تفسیری وتاریخی سال نزول سوره ی کوثر را سال اول بعثت ذکر
کرده اند در حالیکه حضرت فاطمه سال 5 بعثت بدنیا آمده است
یعنی موقع نزول سوره کوثر حضرت فاطمه هنوز بدنیا نیامده بودند که خدا بگوید ما به
تو حضرت فاطمه را اعطاء کردیم
ولی در زمان نزول سوره امام علی مثل پسری گرانقدر در خانه پیامبر بود ه است
دوم کلمه ی کو ثر مذکر است نه مونث (ساده ترین دلیل! )
سوم در قرآن اگر از قبل دقت نموده باشید موقعی که حرف از بخشش فرزند نسبی به کسی است کلمه ی وهب بکار برده نه اعطاء
دقت کنید در آیات زیر
فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ وَمَا یعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَیعْقُوبَ وَكُلًّا جَعَلْنَا نَبِیا(مریم/49)
و چون از آنها و [از] آنچه به جای خدا میپرستیدند کناره گرفت اسحاق و یعقوب را به او عطا کردیم و همه را پیامبر گردانیدیم
هُنَالِكَ دَعَا زَكَرِیا رَبَّهُ قَالَ رَبِّ هَبْ لِی مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّیةً طَیبَةً إِنَّكَ سَمِیعُ الدُّعَاءِ(آل عمران/38)
آنجا [بود که] زکریا پروردگارش را خواند [و] گفت پروردگارا از جانب خود فرزندی پاک و پسندیده به من عطا کن که تو شنونده دعایی
وَالَّذِینَ یقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیاتِنَا قُرَّةَ أَعْینٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا(الفرقان/74)
بنابر این با توجه به نمونه های فوق اگر منظور فرزند نسبی بود می فرمود :
انا وهبنا لک الکوثر
چهارم گاهی خلقت وتداوم نسل ونسب انسان از طریق داماد است
دقت کنید
وَهُوَ الَّذِی خَلَقَ مِنَ الْمَاءِ بَشَرًا فَجَعَلَهُ نَسَبًا وَصِهْرًا وَكَانَ رَبُّكَ قَدِیرًا(الفرقان/54)
و اوست کسی که از آب بشری آفرید و(تداوم نسل) او رابا( خویشاوندان) نسبی و دامادی قرار داد و پروردگار تو همواره تواناست
غلامعلی نوری تحقیق در سال 1383
چهارشنبه 15/2/1389 - 16:58
دعا و زیارت
بنام خدا
امانت الهی چیست؟ عقل است یا اختیار ؟
نویسنده اصلی: دکتر غلامعلی نوری
کلید واژه ها: امانت الهی ،عقل، اختیار
در اینکه امانت الهی چیست تفاسیر مختلفی هست
در اینجا به زاویه ی دیگری از تفسیر آن اشاره می شود
امانت یعنی چیزی در نزد فردی گذاشتن که او در موقع مقتضی آن را به صاحب وشایسته اصلی اش بدهد بنا براین عقل واختیار امانت نیستند چون عقل واختیار را نمی شود در نزد دیگران تا مدتی به امانت گذاشت بعد از مدتی آن را مطالبه نموده و از آنها گرفت
عقل واختیار هر فرد به وی تعلق ذاتی وهمیشگی دارند وقابل تفویض به غیر وامانت گذاشتن نیست! تنها حق وحقوق دیگران است که در نزد شخص امین می تواند به امانت گذاشته شود !
امانت الهی به نظر اینجانب مجموعه ای از حق ها است که باید به ذی حق ادا شود
-حق وحقوق دیگران است که خداوند ادای آن را بر فردی که امانت پیش اوست واجب نموده
یعنی اگر کسی حقی بر گردن تو دارد آن حق امانت است باید ادا کنی
مثال:
وَفِی أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ(الذاریات/19)
و در اموالشان برای سائل و محروم حقی وجود دارد
2-اگر کسی در کاری وامر ی ازتو شایسته تر است تو آن امر را به او واگذار کنی وبر هوای نفس غلبه کرده وخود را کنار بکشی ( اگر حکومت می کنی وکسی شایسته تر از تو وجود دارد این امانت الهی را باید بی چون وچرا به اوبسپاری !)
مثال:
إِنَّ اللَّهَ یأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَینَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا یعِظُكُمْ بِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ سَمِیعًا بَصِیرًا(النساء/58)
خدا به شما فرمان میدهد که امانتها را به صاحبان آنها بسپارید و چون میان مردم (حکمرانی یاداوری) میکنید به عدالت (حکمرانی یا داوری) کنید در حقیقت نیکو چیزی است که خدا شما را به آن پند میدهد خدا شنوای بیناست( خدا خودش می داند ومی بیند که چه پنهانکاریهایی می کنید!)
امیدوارم تا به حال مفید بوده باشد
سلام بر بندگان شایسته خداوند
دکتر غلامعلی نوری
سایت گفتمان دینی
دوشنبه 9/1/1389 - 19:32
دعا و زیارت
بنام خدا
با سلام خدمت دوستان وعلاقه مندان
دراینجایکی از پیشبینی های علمی قرآن را که هنوزاتفاق نیفتاده بیان می کنم امیدوارم
که مفید باشد
در آیه ی 65 حج نکته ای نهفته است که به بررسی آن می پردازیم
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِی الْأَرْضِ وَالْفُلْكَ تَجْرِی فِی الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَیمْسِكُ السَّمَاءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِیمٌ(الحج/65)
آیا ندیده ای که خدا آنچه را در زمین است به نفع شما رام گردانید و کشتیها در دریا به فرمان او روانند و آسمان را نگاه میدارد تا [مبادا] بر زمین فرو افتدمگر به اذن خودش [باشد] در حقیقت خداوند نسبت به مردم سخت رئوف و مهربان است
توضیح
در این آیه همانطور که آشکارا آورده شده احتمال برخورد (فرو افتادن )اجرام یا کرات آسمانی در آینده با زمین وجود دارد اما ظاهراً زمان آن مشخص نیست ممکن است در آینده زمانی بیاید که احتمال افتادن وبرخورد آن(ها) بازمین زیاد شود ولی به لحاظ اینکه طبق آیه مذکور خداوند نسبت به مردم مهربان ودلسوز است این اتفاق بر آنها نمی افتد (دقت کنید نگفته نسبت به فقط شما مومنین بلکه گفته همه ی مردم کره ی زمین
احتمال برخورد در چه سالی ؟
حال خود محاسبه می کنیم که چه سالی احتمال برخورد جرم آسمانی برزمین وجود دارد
اگراز آیه ی مذکور مجموع ابجدی جمله ی
یمْسِكُ السَّمَاءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ (آسمان را نگه می دارد که بر زمین نیفتد)
را بگیریم که جمله ی مربوط به بحث ماست عدد شگفت انگیزی بدست می آید و آن 2026 است واگر ابجد حرف «و» قبل از کلمه ی یمسک در آیه را هم
به حساب آوریم عدد 2032بدست می آید پس احتمال برخورد جرم آسمانی در محدوده ی سالهای 2032-2026 میلادی ( تاریخ بین المللی)وجود دارد اما
چون خداوند نسبت به مرد م مهربان است این برخورد در عمل اتفاق نمی افتد وبه تاریخ نامعلومی در آینده واگذار می شود ( خدا آگاه تر است
یاد آوری :
برداشت ها و محاسبات بالا از اینجانب است وممکن است نادرست هم باشد
ولی چون احتمال دادم که شاید ازین طریق گوشه ای از آینده نگری آیه
آشکار شود آن را آوردم بهر حال اگر تا آن تاریخ زنده باشیم خوآهیم دید که این
برداشت ومحاسبه تا چه حد درست بوده است ( خدا می داند
دکتر غلامعلی نوری
شنبه 15/12/1388 - 11:34
آموزش و تحقيقات
بنام خدا
بیان سرعت نور با ریاضیا ت محض
کلید واژه ها : سرعت نور ، ریاضی محض، نمایش عددی ، سریهای ریاضی
قالب محتوی: تجمیعی
نویسنده اصلی : دکتر غلامعلی نوری
منبع :سایت تالار بزرگ ایرانیان
مقدمه
دانشمندان بعضی از ثابتهای جهانی را توانسته اند بوسیله ی ریاضیات محض نشان دهند. مثلا عدد پی(....3/14) که به عدد یا ثابت ارشمیدس *معروف است توسط فرمول والیس نشا ن داده شده است** دانشمند دیگری بنام یعقوب برنولی*** نیز عدد e رابا فرمول
e= (1 + 1/n)n
که یک فرمول ریاضی محض است نشان داد با این اوصاف چرا سرعت نور ( ۲۹۹۷۹۲۴۵۸ متر در ثانیه در خلاء) چنین نباشد؟
به عقیده ی اینجانب سرعت نور را { به عنوان یک ثابت جهانی} نیزمی توان با ریاضیات محض از طریق روابط و معادلات ریاضی خالص ویا سریهای ریاضی نشان داد. اگر چه راهی دراز تا رسیدن به یک تساوی ریاضی جامع الشرایط برای سرعت نور پیش بینی می شوداما شخصا دوست دارم که نتیجه ی زحمات فعلی خود را در ارتباط با این عقیده به اطلاع پژوهشگران برسانم امیدوارم سرآغازی باشد برای رسیدن به یک تساوی ریاضی جامع الشرایط در بیان سرعت نور
پس توجه شما ر ا به تساویهایی که تا به حال بدست آورده ام جلب می کنم .
بیان سرعت نور با ریاضیّات محض:
1-در اولین تساوی زیبا ،همانطوریکه می بینید ارقام سرعت دقیق نور در خلاء را( ۲۹۹۷۹۲۴۵۸ متر در ثانیه) اگر در هم ضرب کنیم حاصل را می توان با فاکتوریل نشان داد
9×!9=81×!8 = 8×5×4×2×9×7×9×9×2
2- در تساوی دوم از توان سوم اعداد برای نمایش سرعت نوراستفاده شده است.
C=۶۷۰^۳-۹۹^۳-۶^۳-۳^۳
۳- تساوی زیبای سوم با زحمت بیشتری بدست آمده است.در اینجا از توانهای ۲ استفاده شده است.از اولین عددتوان ۲ داخل پرانتزها به ترتیب ۴ بعد ۶ وبعد ۸ کم شده است.
(17^2 +18^2 +19^2 +20^2 )+(22^2 23^24+2^2)+28^2=C
(1^2 +3^2 +6^2 )+(11^2 +12^2 +13^2 +14^2 )+
امید وارم که دانش پژوهان این راه را ادامه داده و تساویهای جالب وکامل تری
ارائه دهند!!
دکترغلامعلی نوری
منبع :سایت تالار بزرگ ایرانیان
--------------------------------------------------
*http://en.wikipedia.org/wiki/Pi_Number
و دراین جا هم حق دانشمند ایرانی پژوهشگر عدد pi غیاث الدین جمشید کاشانی ضایع شده )برای اطلاع از کار این دانشمند بزرگ ایرانی مظلوم به
http://fa.wikipedia.org/wiki/غیاث_الدین_جمشید_کاشانی
و http://en.wikipedia.org/wiki/Pi
مراجعه وبه جمله ی ذیل مبنی بر رکورد محاسبه ی عددپی تا16 رقم اعشار توسط وی دقت کنید
Madhava was able to calculate π as 3.14159265359, correct to 11 decimal places. The record was beaten in 1424 by the Persian mathematician, Jamshīd al-Kāshī, who determined 16 decimals of π
**http://mathworld.wolfram.com/WallisFormula.html
http://en.wikipedia.org/wiki/E_(mathematical_constant***
چهارشنبه 28/11/1388 - 9:48
شعر و قطعات ادبی
بنام خدا
شعر بهداشتی درمانی یک پزشک
کلید واژه ها : شعر، پزشک، بهداشتی ، درمانی
قالب محتوی :تجمیعی
یکی می نالید از درد سینه
کای خدا شکرت زندگی اینه؟
از دردش همی من بی قرارم
دمی رحمی کن بر حال زارم
از صبح تا به شام آزار می دهد
با درد دستورِ نوار می دهد
آماده کردم هر چیز برایش
زخامه و گوشت، دادم غذایش!
پس این بی وجدان وجدانش کجاست
دیگر چه خواهد ، درمانش کجاست ؟
به اوگفت قلبش با زبان حال
تو مقصری، تو ای خوش خیال
من از تو باید شکایت کنم
مپندار که من رهایت کنم !
این درد هایم خشم نهان است
پندی برای پیر و جوان است
سی روز ماه را سیگار میکشی
آن وقت از دستم هوار میکشی ؟
یا پشت فرمان یاپشت میزی
از نرمشی کم هم می گریزی
اگر هم روزی تو کوه بروی
یا که بر خیزی پیاده روی
تنها تنباکو با خود می بری
تو به جای توت توتون می خری
سیگار میکشی روزی چند پاکت
روغن وچربیست خورد وخوراکت
آنقدر خوردی تا که چاق شدی
از فشار خون ،خون دماغ شدی
ماهی یک ماهی تو هم نخوردی
من را به گوشتِ قرمز سپردی
کم چربی بخور کم روغن دان
خسته نشدی از پشت فرمان
ورزش رگت را لایروبی کند
کیست که برایت این خوبی کند
پس پند مرا اگر نشنوی
بجز درد ورنج دگر ندروی
سکته می کنم از دستت خلاص
با توچه کنم من آس وپاس
آخرش دیدی از دستت مردم
تورا با خودم آن دنیا بردم
کز اندرز من سودی نبردی
خود را به چربی ، چاقی سپردی
آتش زد ترا آتش سیگار
اما دریغا نگشتی بیدار
دکترغلامعلی نوری 1382
منبع :سایت تالار بزرگ ایرانیا ن
چهارشنبه 28/11/1388 - 9:29
طنز و سرگرمی
بنام خدا
شعر بهداشتی درمانی یک پزشک
کلید واژه ها : شعر، پزشک، بهداشتی ، درمانی
قالب محتوی :تجمیعی
یکی می نالید از درد سینه
کای خدا شکرت زندگی اینه؟
از دردش همی من بی قرارم
دمی رحمی کن بر حال زارم
از صبح تا به شام آزار می دهد
با درد دستورِ نوار می دهد
آماده کردم هر چیز برایش
زخامه و گوشت، دادم غذایش!
پس این بی وجدان وجدانش کجاست
دیگر چه خواهد ، درمانش کجاست ؟
به اوگفت قلبش با زبان حال
تو مقصری، تو ای خوش خیال
من از تو باید شکایت کنم
مپندار که من رهایت کنم !
این درد هایم خشم نهان است
پندی برای پیر و جوان است
سی روز ماه را سیگار میکشی
آن وقت از دستم هوار میکشی ؟
یا پشت فرمان یاپشت میزی
از نرمشی کم هم می گریزی
اگر هم روزی تو کوه بروی
یا که بر خیزی پیاده روی
تنها تنباکو با خود می بری
تو به جای توت توتون می خری
سیگار میکشی روزی چند پاکت
روغن وچربیست خورد وخوراکت
آنقدر خوردی تا که چاق شدی
از فشار خون ،خون دماغ شدی
ماهی یک ماهی تو هم نخوردی
من را به گوشتِ قرمز سپردی
کم چربی بخور کم روغن دان
خسته نشدی از پشت فرمان
ورزش رگت را لایروبی کند
کیست که برایت این خوبی کند
پس پند مرا اگر نشنوی
بجز درد ورنج دگر ندروی
سکته می کنم از دستت خلاص
با توچه کنم من آس وپاس
آخرش دیدی از دستت مردم
تورا با خودم آن دنیا بردم
کز اندرز من سودی نبردی
خود را به چربی ، چاقی سپردی
آتش زد ترا آتش سیگار
اما دریغا نگشتی بیدار
دکترغلامعلی نوری 1382
منبع :سایت تالار بزرگ ایرانیان
__________________
دوشنبه 26/11/1388 - 10:33
دعا و زیارت
بنام خدا
فرمولهای ریاضی در قرآن
کلید واژه هر : فرمول ، ریاضی ، قرآن
قالب محتوی :تجمیعی
مقدمه
این بار هم با رونمایی مطلب تازه ای از قرآن به دوستداران قرآن سلام می
گویم و هر بار نکات زیبا وفرمولهای ریاضی ساده و جدیدی که بدست
آورده ام برای علاقه مندان به نمایش می گذارم که واقعا قرآن حق دارد که
گفته است اینطور کتابی نمی توان آورد گیرم که کسی به فرض محال در
یک زمینه خاص مانند بلاغت بتواند آیه ای بیاورد اما ابعاد دریا را کی می شود
جمع وجور کرد ودر کوزه ای آورد
شرح مطلب :
به عنوان آغاز مطلب رابطه ی عدد 4 وسوره نور را می آورم
-
نور سوره ی 24 قرآن است که در علم ریاضی یعنی !4 (4 فاکتوریل )
-
یابه عبارت دیگر 24=4*3*2*1
-
ابجد نور برابر 256 است یعنی 4ضربدر 4ضربدر 4ضربدر 4یا
-
به عبارت ریاضی 4 بتوان 4
-
نور 64 آیه دارد یعنی 4ضربدر4 ضربدر 4یعنی 4 بتوان 3
-
در آیه ی 4 سوره ی 24عدد 4 آمده است (اربعه=4)
-
کلمه ی اربع به معنی عدد 4در قرآن تنها 3بار آن هم تنها در سوره ی نور آمده
-
اما کلمه ی اربعه (با تا تأنیث مجازی) یعنی صورت دیگر عدد4 در سور مختلف آمده است
-
............ مطلب دیگر
10nرا در نظر بگیرید اگر به ترتیب بجای n اعداد 5-4-3-2-1 بگذاریم عددی
که به دست می آید شماره ی سوره ای است که با حروف مقطعه آغاز می
شود
اثبات صحت احادیث با ریاضی!
در حدیث آمده است مردی به خدمت رسول الله (ص) رسید و سؤال کرد
به چه کسی نیکی کنم؟
فرمود :مادرت.
پرسید بعد از آن به چه کسی نیکی کنم؟
فرمود: مادرت
برای سومین بار پرسید سپس کی؟
و باز هم فرمود : مادرت
و آنگاه که برای چهارمین بار سؤال کرد
فرمود: پدرت .
چطور ثابت می کنیم که این حدیث درست است ؟
قبل ازهر چیز باید به نکته ای اشاره کنم وآن این که کمک گرفتن از ریاضیات( برای تفسیر
آیات ودرستی برخی احادیث ) باید در جهت اثبات مطلب شرعی وعقلی قبلی باشد نه
ابداع موضوع ناشناخته وجدیدی بی اصل واساس ! استفاده از ریاضیات مثل تیغ جراحی است
در دست اهلش حیات آور ودردست نا اهل فتنه آور است!
ودر نظر داشتن این مهم خیلی ضروری است
اما اثبات حدیث برتری محبت به مادر
ببینید در این حدیث پرسشگر 4 بار ارپیامبر می پرسد واو سه بارهربار فقط یک کلمه جواب می دهد ودر مجموع می گوید :
مادرت مادرت مادرت وبار چهارم می گوید پدرت
یعنی سه بارفقط مادرت ویک بار پدرت جواب داده است
حکمت چیست ؟چرا پیامبر اینطور گفته است ؟
یادتان هست در سوره ی ستاره که می فرماید
وَمَا ینْطِقُ عَنِ الْهَوَى(النجم/3)
و از سر هوس سخن نمیگوید
خوب پیامبر براساس حکمت و قرآن جواب داده وازروی هواکه نبود است که همین طور بر مادر تکیه کند
اما حمکت ودلیل؟
بسیار ساده است!
اگر مادرت را به عربی ترجمه کنیم اُمک می شود که آن سه بار در قرآن تکرار شده ! دوبار در سوره طه ویک بار دز سوره مریم آمده است
پدرت در عربی ابوک می شود که تنها یک بار در قرآن تکرار شده است!
فقط در سوره مریم
ببینید که چقدر ساده وزیبا درستی این حدیث معقول با قرآن ثابت شد !
وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ (الضحی/11) و امانعمتهای پروردگارت را بازگو کن!
پس خدایا ترا سپاس که هر روز مرا به نکته ای نو از آن کتاب راه می نمایانی
تحقیقی از دکتر غلامعلی نوری
منبع : سایت نسیم وحی
دوشنبه 26/11/1388 - 10:26