• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 3
تعداد نظرات : 0
زمان آخرین مطلب : 5992روز قبل
شعر و قطعات ادبی

می آمد از مكانی نكو آن مرد دین

با نگاهی كه در آن عشق بود

و عشق خود نیز جلوه كرده بود

تا زمان می رسید عشق را عاشق داشت

با آن بی كرانِ درد، می شنیدیم از مهر

باز با ما بود آن محبوب و عاشق

باز می كرد اندرز زین فضای ضلمانی

می شنیدیم صحبت

خوب نوازش می كرد گوش ما آن نصیحت

باز ما بودیم در میدان

باز می كردیم جفا

می شنید امام آن بی غیرتی های ما

اما دعا می كرد برای ما

دعا می كرد برای ما

دوشنبه 26/11/1388 - 0:17
شعر و قطعات ادبی

 

رنگ زرین گنبد بود در چشمانم

با نوای یار خود آشنا بودم

در صحن هیا هوی مردم

می كردند راز و نیاز با امام خود

و خوب می دانستند مجلس آن روز مامون را

و بزرگان مجلس خود نمی دانستند كه

نور را نمی توان كرد پنهان

 

دوشنبه 26/11/1388 - 0:0
شعر و قطعات ادبی

 در ذهن داشتم شعری بی روح*

بی آنكه خود بدانم*

خود می آمد روان*

چون حسن اخلاق را در نبی دیده بود و*

مهر در درون او چون نوزادی بود بی كینه*

می گفت از از خدای خود با دعوت*

میشنیدند مردم اندرز*

اما*

زود فراموش كردند محمد(ص)*

تا زمان حسن رسید و آنها باز می كردند نادانی*

دیگر جز صبر كار دیگر نداشت وی *

چون*

خریدار داشت می خرید*

اعتقاد اصحاب را*

و در سكوت خود باقی مانتد تا*

 حسین فریادی بلند سر داد*

  
شنبه 24/11/1388 - 22:48
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته