• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 4
تعداد نظرات : 5
زمان آخرین مطلب : 5982روز قبل
بیماری ها

12علت خستگی مفرط و راههای غلبه بر آنها

آیا شما توانایی انجام کارهای تان را ندارید و بلافاصله از انجام کارهای روزمره تان خسته می شوید؟ خواندن این مقاله را به شما توصیه می کنیم .

* خواب ناکافی

یکی از شایع ترین دلایل خستگی،کم خوابی است.

راه حل: هر شب ۷ الی ۸ ساعت بخوابید.

* قطع تنفس در خواب (Sleep Apnea)

بعضی افراد با این که شبانه ۸ ساعت یا بیشتر هم می خوابند،باز هم در طول روز خسته اند. Sleep Apnea در واقع قطع موقتی تنفس در خواب است که مدت چندین ثانیه طول می کشد.هر بار که شما دچار این حالت می شوید برای لحظاتی از خواب بیدار می شوید و ممکن است خود شما هم از این بیدار شدن های کوتاه اطلاعی نداشته باشید.

راه حل: در صورت اضافه وزن، وزن خود را کم کنید، سیگار را ترک کنید.

* غذای ناکافی

تغذیه ناکافی هم یکی دیگر از دلایل خستگی است.همچنین خوردن غذاهای اشتباه! می تواند چنین مشکلی ایجاد کند.اگر شما روز خود را با خوردن شیرینیجات شروع می کنید،گلوکز خون شما به سرعت افزایش می یابد و به همان سرعت نیز پایین می آید در نتیجه شما پس از مدت کوتاهی احساس کسالت و خستگی می کنید.

راه حل: همیشه یک صبحانه کامل بخورید.سعی کنید صبحانه شما شامل پروتئین و کربوهیدرات های کمپلکس باشد مانند تخم مرغ و غلات.این ترکیب غذایی یک منیع انرژی است که به تدریج در اختیار سلول های بدن شما قرار می گیرد.

* کم خونی (Anemia)

آنمی یکی از دلایل خستگی در خانم هاست و زمانی اتفاق می افتد که اکسیژن کافی توسط گلبول های قرمز در اختیار سلول های بدن قرار نمی گیرد.آنمی با یک تست خون ساده قابل تشخیص است.

راه حل: درمان آنمی به علت ایجاد کننده آن بستگی دارد.مثلا آنمی کمبود آهن(Iron Deficiency Anemia) با کمک مکمل غذایی آهن یا غذاهای دارای آهن مانند گوشت،جگر،لوبیا و … درمان می شود.

* افسردگی

افسردگی علاوه بر اینکه بر روی روان اثرات سوء می گذارد،بلکه باعث اختلالات فیزیکی مانند خستگی، سردرد و بی میلی جنسی می شود.اگر به مدت ۲ هفته یا بیشتر به این علایم دچار شدید،احتمالا به افسردگی دچار شده اید.افسردگی به خوبی به روان درمانی و دارو پاسخ میدهد.برای درمان حتما به پزشک مراجعه کنید.

* کم کاری تیروئید (Hypothyroidism)

تیروئید یکی از غدد درون ریز بدن است که در گردن و جلوی حنجره واقع شده است.این غده متابولیسم و سوخت و ساز بدن را کنترل می کند.هنگامی که فعالیت این غده کم می شود شما دچار خستگی و کسالت می شوید.

راه حل:یک تست خون می تواند کم بودن هورمون های تیروئید شما را تایید کند..هورمون های سنتتیک که توسط پزشک شما تجویز می شوند به راحتی متابولیسم بدن شما را به حالت عادی بر می گردانند.

* خوردن کافئین زیاد

همه ما می دانیم که خوردن کافئین باعث افزایش هوشیاری و تمرکز می شود.اما محققان به این نتیجه رسیده اند که خوردن مقادیر زیاد مواد غذایی حاوی کافئین ممکن است باعث ایجاد خستگی شود.

راه حل: از خوردن قهوه،چای،شکلات و داروهای حاوی کافئین به مقدار زیاد پرهیز کنید.

* عفونت پنهان مجرای ادرار

معمولا عفونت مجرای ادرار با علائمی چون سوزش ادرار و احساس ادرار فراوان داشتن شناخته می شود.اما این عفونت بعضی وقت ها هیچ علامتی غیر از خستگی ندارد.

راه حل:یک تست ادرار می تواند وجود یا عدم وجود این عفونت را تایید کند.با پزشک خود مشورت کنید.این عفونت و خستگی ناشی از آن به راحتی در عرض یک هفته از بین می رود

* دیابت

در افراد دیابتی گلوکز در خون باقی می ماند و توسط سلول ها استفاده نمی شود و به انرژی تبدیل نمی شود.در نتیجه بدن به کمبود انرژی و خستگی دچار می شود.

راه حل: برای تایید ابتلا یا عدم ابتلا به دیابت به پزشک مراجعه کنید.این بیماری نیز قابل کنترل است.

* بیماری های قلبی

بیماری های قلبی خصوصا در سنین بالا باعث ایجاد خستگی حتی در حین انجام کارهای ساده روزانه می شوند.

راه حل: مشورت با پزشک و استفاده مرتب از داروهای تجویز شده و تغییراتی در سبک زندگی،باعث تحت کنترل در آمدن بیماری های قلبی می شوند.

* حساسیت های غذایی

بسیاری از پزشکان بر این عقیده اند که آلرژی به بعضی مواد غذایی می تواند باعث خواب آلودگی و خستگی شود.چنانچه پس از خوردن بعضی مواد غذایی خاص دچار کسالت میشوید،احتمال حساسیت به آن ماده غذایی را در نظر بگیرید.

راه حل: می توانید با پزشک خود مشورت کنید و یا اینکه از خوردن مواد غذایی که این حالت را در شما به وجود می آورند خودداری کنید.

* سندرم خستگی مزمن (Chronic Fatigue Syndrome)

چنانچه خستگی شما بیش از ۶ وجود داشته و شدت خستگی شما به حدی است که از عهده کارهای روزانه خود بر نمی آیید،احتمال ابتلا به این بیماری وجود دارد.شایع ترین علامت این بیماری، خستگی شدید و دائم بدون علت خاص است..

راه حل: مشورت با پزشک و انجام دادن بعضی تمرینات بدنی خاص و تغییراتی در سبک زندگی باعث بهبودی می شود.

* راه حلی سریع برای خستگی های متوسط

چنانچه شما به خستگی متوسط که هیچ دلیل خاص پزشکی برای آن پیدا نشده است دچارید،ممکن است ورزش کردن یک راه حل خوب باشد.یک پیاده روی یا دوچرخه سواری ۲۰ دقیقه ای به مدت ۳ روز در هفته راه بسیار مناسبی برای غلبه بر خستگی است.

منبع:omideiran

سه شنبه 4/12/1388 - 3:53
ادبی هنری

صادق هدایت در سه شنبه 28 بهمن ماه 1281 در خانه پدری در تهران تولد یافت. پدرش هدایت قلی خان هدایت (اعتضادالملك)‌ فرزند جعفرقلی خان هدایت(نیرالملك) و مادرش خانم عذری- زیورالملك هدایت دختر حسین قلی خان مخبرالدوله دوم بود. پدر و مادر صادق از تبار رضا قلی خان هدایت یكی از معروفترین نویسندگان، شعرا و مورخان قرن سیزدهم ایران میباشد كه خود از بازماندگان كمال خجندی بوده است. او در سال 1287 وارد دوره ابتدایی در مدرسه علمیه تهران شد و پس از اتمام این دوره تحصیلی در سال 1293 دوره متوسطه را در دبیرستان دارالفنون آغاز كرد. در سال 1295 ناراحتی چشم برای او پیش آمد كه در نتیجه در تحصیل او وقفه ای حاصل شد ولی در سال 1296 تحصیلات خود را در مدرسه سن لویی تهران ادامه داد كه از همین جا با زبان و ادبیات فرانسه آشنایی پیدا كرد.

در سال 1304 صادق هدایت دوره تحصیلات متوسطه خود را به پایان برد و در سال 1305 همراه عده ای از دیگر دانشجویان ایرانی برای تحصیل به بلژیك اعزام گردید. او ابتدا در بندر (گان) در بلژیك در دانشگاه این شهر به تحصیل پرداخت ولی از آب و هوای آن شهر و وضع تحصیل خود اظهار نارضایتی می كرد تا بالاخره او را به پاریس در فرانسه برای ادامه تحصیل منتقل كردند. صادق هدایت در سال 1307 برای اولین بار دست به خودكشی زد و در ساموا حوالی پاریس عزم كرد خود را در رودخانه مارن غرق كند ولی قایقی سررسید و او را نجات دادند. سرانجام در سال 1309 او به تهران مراجعت كرد و در همین سال در بانك ملی ایران استخدام شد. در این ایام گروه ربعه شكل گرفت كه عبارت بودند از: بزرگ علوی، مسعود فرزاد، مجتبی مینوی و صادق هدایت. در سال 1311 به اصفهان مسافرت كرد در همین سال از بانك ملی استعفا داده و در اداره كل تجارت مشغول كار شد.

در سال 1312 سفری به شیراز كرد و مدتی در خانه عمویش دكتر كریم هدایت اقامت داشت. در سال 1313 از اداره كل تجارت استعفا داد و در وزارت امور خارجه اشتغال یافت. در سال 1314 از وزارت امور خارجه استعفا داد. در همین سال به تامینات در نظمیه تهران احضار و به علت مطالبی كه در كتاب وغ وغ ساهاب درج شده بود مورد بازجویی و اتهام قرار گرفت. در سال 1315 در شركت سهامی كل ساختمان مشغول به كار شد. در همین سال عازم هند شد و تحت نظر محقق و استاد هندی بهرام گور انكل ساریا زبان پهلوی را فرا گرفت. در سال 1316 به تهران مراجعت كرد و مجددا در بانك ملی ایران مشغول به كار شد. در سال 1317 از بانك ملی ایران مجددا استعفا داد و در اداره موسیقی كشور به كار پرداخت و ضمنا همكاری با مجله موسیقی را آغاز كرد و در سال 1319 در دانشكده هنرهای زیبا با سمت مترجم به كار مشغول شد.

در سال 1322 همكاری با مجله سخن را آغاز كرد. در سال 1324 بر اساس دعوت دانشگاه دولتی آسیای میانه در ازبكستان عازم تاشكند شد. ضمنا همكاری با مجله پیام نور را آغاز كرد و در همین سال مراسم بزرگداشت صادق هدایت در انجمن فرهنگی ایران و شوروی برگزار شد. در سال 1328 برای شركت در كنگره جهانی هواداران صلح از او دعوت به عمل آمد ولی به دلیل مشكلات اداری نتوانست در كنگره حاضر شود. در سال 1329 عازم پاریس شد و در 19 فروردین 1330 در همین شهر بوسیله گاز دست به خودكشی زد. او 48 سال داشت كه خود را از رنج زندگی رهانید و مزار او در گورستان پرلاشز در پاریس قرار دارد. او تمام مدت عمر كوتاه خود را در خانه پدری زندگی كرد.

 

جمعه 30/11/1388 - 2:17
ازدواج و همسرداری

آیا شما و همسرتان همیشه در مورد تمام مسایل از قبیل بـیـرون رفتن برای شام، باز گذاشتن درپوش خمیر دندان و یا تربیت بچه ها با یکدیگر مشاجره میکنید؟ دکتر جانسون نـویسنده کتاب "مشکلات عشق و ازدواج" میتواند شما را در ایـــن زمینه راهنمایی کند. به وسیله 5 اصل مهم شما یـــاد میگیرید که چگونه ارتباط بهتری با دیگران برقرار کنید. ایـن اصـول بنـیـان هـای خـانوادگی زیادی را از خطر نابودی نجات داده اند.

مقدمه: راه حل حقیقی در رفع مشکلات

اولیـن مـرحله مـــصالحه و سازش است. شما باید از فریاد زدن و سـرزنــش کردن بـه شـدت پرهیـز کنید و بـه نــظرات و عقاید یکدیگر احترام بگذارید. مرحله دوم شناسایی مشکل و مــطرح کـــردن آن است. این دو مرحله قبل از شروع هر بحثی باید انجام شوند در غیر این صورت هیچ گاه موفق به سازش نخواهید شد. زمانیکه آمادگی ورود به مرحله سوم را پیدا کـردید می بایست بر روی چند مطلب با یکدیگر به توافق برسید.

اصل اول: در طول بـحث بـرای شـکست هـا و پــیروزی های یکدیگر چوب خط نیندازید.
متاسفانه این یکی از شایع ترین مشکلاتی است که اغلب زوج ها مرتکب آن میشوند. هنگامیکه یکی از طرفین دچار اشتباهی شد طرف مقابل آن را در ذهن خود ثبت میکند تا در یک موقعیت مناسب آن را بازگو کنـد. وقتـی یـکــــی از آنها شروع به گله و شکایت میکند دیگری هم آرام نمی نشیند و هر آنچه را در ذهن خود ثبت کـرده اســـت بــــاز گو میکند گویی با این عمل موفق تر از میدان بیرون می آید. در یک چنین وضعیتی حساب کردن برد و باخت ها به صورت مهمترین عامل در می آید و هـر دو طـــرف از حیــطه بحث اصلی خارج می شوند. روزی یکی از دوستانم به من گفت: "من ایــــــن هفته توانستم چـهـار بـــار حرفم را به کرسی بنشانم در حالیکه همسرم تنها دو بار توانست این کار را انجام دهد."  او هیچ اهمیتی به درست یا غلط بودن کار خود نمی داد، فقط میخواست حرف آخر را خودش بزند. عده ای فرصت دادن به شریک زندگی را ضـعـــف شخصیتی به حــــساب می آورند. چنین رفتاری باعث جدایی و دور شدن زوجین از یکدیگر و در نهایت ایجاد تنفر میشود.

مصالحه و سازش بـه معنای وجود ضعف در شخصیت افراد نیست. هرزگاهی چند اجازه رشد کردن را به طرف مقابل بدهیـد. نفس خود را به مبارزه دعــــوت کنید تا روح شما از هرگونه عیب و زشتی به دور باشد. اگر با کله شقی تمام تنها به جـــمع کردن امتیاز در یـک رابـطـه بـیـندیشـید دیـگر قــادر بـه دیـدن مشــکلات اصـلی نخواهید بود و تصمیمات نادرستی اتخاذ میکنید که به زندگی مشترکتان صدمات جبران نا پذیری خواهد زد.

اصل دوم: طرز حرف زدن عامل مهمی در تعیین نتیجه هر گونه بحثی است.
حـتی اگـــر حــــق با شما باشد، اگر به روش صحیح آن را مطرح نکنید ممکن است حق مسلم خود را از دست بدهید. پس سعی کنید شیوه درست را برگزیـنـید. اصـــــلا خوب نیست که با به کار بردن لغات و اصطلاحات توهین آمیز شریک زندگــی خود را مجبور به دفــــاع کنید. واکنش طبیعی نسبت به حمله و تجاوز از دو حال خـارج نیسـت: یـــا فـــرد متقابلا تصمیم به مبارزه میگیرد و یا اینکه به لاک دفاعی فرو می رود که در هر دو حالت مشکل به شیوه منطقی حل نخواهد شد.

از کلمات "همیشه" و "هرگز" استفاده نکنید.

گفتن جمله هایی ازقبیل "تو هرگز در کارهای خانه کمک نمیکنی" از آغاز ایجاد هرگونه بحث منطقی را مختل میکند. بیــشتر شبیه این است که شما قصد مبالغه داشته و می خـواهیـــد شخص مقابل را به مبارزه دعوت کنید. پاسخ  به شما چیزی جز این نیست: "این درست نیسـت، دو هـفـته پیش بود که من تمام خانه را تمیز کردم و بچه ها را به مدرسه بردم" و کل بحث به جــریان تو بگو من بگو تبدیل می شود و از دایره بحث اصلی خارج میشوید.

بنابراین از به کار بردن لغاتی که معنای کلی و قطعی دارند خـودداری کنـید. جمله بالا را میتوان با فرم متفاوتی به این شکل بیان کرد: "من می خـواسـتـم راجــع به سهم تو در کارهای خانه صحبت کنم؛ لطفا مرا هم در اولویت قرار بده؛ بعضی وقت ها فـکر می کنم خانواده، دوستان و همکارانت نسبت به من ارجع تر هستند."

دشنام و ناسزا با صدای بلند.

 بعضی از انسانها با این باور رشد می کنند که هر کس پـرخـاشگرتـر بــاشد و با صدای بلندتری صحبت کند، قدرتـمندتر بوده و می تـوانـد تـوجـه بیشتری را بخود جلب کند. این شیوه برای تهدید و ارعاب و بی ارزش کردن همسرانتان بی نظیر است اما با این کار شما فقط آنها را عصبانی میکنید، بعد از مـدتی هم نسبت به شما بی میل خواهند شد. شاید جرات بازگو کردن این مطلب را در مـقـابـل چشمان شما نداشته باشند اما بیحرمتی در نهانشان باعث ایجاد انزجار و تنفر از شما میگردد.

هـر بــار که یکی از زوجین مورد آزار دیگری قرار گیرد و خاطرش از او آزرده شود نـه تـنـهـا مشکل اصلی حل نمی شود بلکه لکه های جبران ناپذیری نیز بر روی پـرده روابطــشـان به وجود می آید که خود باعث فروپاشی بنیان خانواده می گـردد. هنگام شنیدن کلمات توهین آمیز به شخص مقابل بگویید: "اگر بخواهی به این طرز صحبت کــردن ادامه دهی من نمی توانم با تو گفتگو کنم." و بعد پیشنهاد کنید تا  بـحث به زمان دیــگـری کـه هــر دو طرف از آرامش کامل برخوردارند موکول شود. ولـی اگر متـقـاعد نـشد و تـجـاوز خـــود بـه حریم شما را ادامه داد، تصمیم گیری با شماست. از خود بپرسید آیا می تــوانــید با کسی که بی شرمانه به حقوق شما تجاوز میکند، زندگی کنید؟!

تهدیداتی نظیر "و اگر نه...!!"

بسـیـاری از افـراد هسـتــــند که همیشه از ضمیمه کردن یک جمله تهدید آمـیـز بـه آخـر سخنان خود لذت می برند. برای مثال می گویند " تـو بهـتـر اســت کارها را مطابق میل من انجام دهی واگرنه...!!" آنها ظاهرا احساس می کـنـــــند که نیاز خود را از این طریق مرتفع می سازند اما اگر در مقابل جوابی مانند "و اگر نه چــــــه کار میخواهی بکنی؟؟" دریافت کنند آنگاه؟!...  در این لحظه که شما بی توجهی همســرتان را نسبت به تهدید خود می بینید چه کاری میتوانید انجام دهید؟ باز هم به فکر تلافی مـــی افتید. مشکل اینجاست که عدده معدودی پاسخ مثبت به اینگونه تهدیدها  می دهند و ســـایرین تنها به این دلیل که ثابت کنند هیچ گاه مجبور به انجام عملی نیستند دقیقا کار مخالف نظر شما را انجام می دهند. اگر زمان عمل به گفته هایتان فرا برسد، چه کار می کــنـــیــد؟ عقب نشینی میکنید و یا به جنگ با همسرتان ادامه میدهید؟

طور دیگر به قضیه نگاه کنید و طرز برخورد خود را تغییر دهید. آگاه ساختن طرف مقابـــل از نتـایـج کــــار خــود عملی عاقلانه است اما باید با ملایمت بیان شود، مثلا: "اگر طبق خواسته من عمل نکنی موجب میــشود که من ...." اگر او در انجام خواسته شما قصور کند حداقل شما او را از نتیجه کارش آگاه ساخته اید.

اما شما چطور میـــتوانید از نتیجه کار مطمین باشید؟ چطور همه چیز بر وفق مراد شما پیش خواهد رفت؟ راهــــهای زیادی برای انتقال افکار وجود دارد که مهمترین آنها "گفتار" است. شما به وسیله گفته های خود میتوانید شخص مقابل را متوجه کلیه آمال درونی خود بکنید. به کار بردن جمـله های زیر میتواند مشکل هر رابطه ای را به آسانی برطرف کند:

-- چیزی هست که برای من اهـــــمیت زیادی داره، اگر ممکن باشه میخواستم امروز در موردش باهات صحبت کنم.

-- من فکر میکنم ما دو تایی از پس این مشکل بر می آییم.

-- تـــحمل این قضیه واقعا برای من سخته، فقط میخواستم نظرمو در مورد این مطلب با تو در میون بذارم.

-- فقط میخوام به من گوش بدی و تا وقتی حرفام تموم نشده قضاوت نکنی.

-- اصــــلا لازم نیــست تمام مشکلات همین حالا حل بشه، فقط می خوام حـرفـــامــــو بشنوی.

 اصل سوم: در یک زمان خاص تنها بر روی یکی از مشکلات خود تمرکز کنید تا به نتیجه برسید.
یکی از اساسی تریــن مشکلات من هنکام روان درمانی زوج ها، دور نگه داشتن آنها از خلط کردن چند مبحث مختلف است. مـــوشکافی و تجزه تحلیل چند مساله مهم در آن واحد غیر ممکن است. و تنها دلیل شکست در راه حــل مشکلات آمیختن آنها با یکدیگر است. به تازگی من و همسرم در مورد مسایلی پیرامـــون مــــدیـــریت مالی زندگی به مشـکل بـر خـوردیـم و بـحـث و جـدال را شـروع کـردیـم. سپـس تـصمـیم گـرفتیم با قضیه منطقی برخورد کنیم. اشتباهاتمان را پذیرفتیم و به موضوع بحث اصلی پرداختیم. الـبته برای رسیدن به نتیجه مطلوب کمی تلاش لازم است.

با تمرکز بر روی یک موضوع مشخص میتوانید خیلی زود به نتیجه برسید. شـاید در نگاه اول کمی مشکل به نظر برسد اما ارزش تـوجـه بیـشتر را دارد. شاید شریک زندگیتان با پـرداخـتـن بـه یـک مـوضـوع دیـگر شـما را از ریـل اصـلی خارج کرده و به بیراهه بکشانـد. صحبت کردن پیرامون مسایل مختلف روشی موذیانه برای تغییر موضوع بـحث است. هر زمان با چنین مشکلی مواجه شدید به عنوان مثال بگویید: "اجازه بده در حـال حاضر به این موضوع بپردازیم و -------- (موضوع بعدی) را برای یک وقت دیگر بگذاریم."

 اصل چهارم: زمان و فضای مناسبی را برای بحث و مذاکرات خود در نظر بگیرید.
همیشه زمان و مـکان مـنـاسبــی برای حل مشکلات شما وجود دارد. ابتدا مکان: دقیقا نمی توان گفت کدامیک از اتاق های خـــانه مناسب است، فقط کافی است برای هر دو نفر فضایی آرام بخش باشد. ممکن است بــرای عـــده ای میز آشپزخانه و برای سایرین اتـاق خـواب بـاشـد. تـوجــــــه داشته باشید که هیچ گاه در مـلا عام و یا خانه دوستان و آشنایان بحث خانوادگی را شـــروع نکنید. چنین گفتگوهایی ارزش برگزاری در یک مکان مناسب را دارند.

سهل انگاری در انتخاب یک مکان مناسب بزرگترین اشتباه است که متاسفانه بسیاری از زوج ها مرتکب آن می شوند.

انتخاب زمان مناسب به انـدازه مـکان از اهـمـیـت ویـژه بـرخـوردار اســت. در ایـن مبـحث می بایست سه امر اساسی مورد توجه قرار گیرد.

اولا شما باید (و واقعا باید) مشکلات را در نقطه شروع شناسایی کنید تـا قـدرت داشته باشید قبل از اینکه به یک خصوصیت اخلاقی در فرد مقابل تبدیل شوند آنها را رفع کنید. بسیاری از افراد پس از اینکه طرف مقابل برای بیستمین بار مرتـکـب اشتباهی میشود، احساس ناراحتی می کنند که دیگر آن زمان بسیار دیر است. هر چـه طرف مقابل مدت زمان بیـشتری بـه کـار اشــتباه خـود ادامـه دهــد شما باید نیروی بیشتری صرف کنید تا بتوانید او را از این عمل باز دارید. اگر دست روی دســت بگذارید و توقع داشته باشید که همه مسایل به خودی خود حل شوند هیچ گاه نباید انتـظار داشته باشید تا خواستهای شما برآورده شود و نیازهایتان مرتفع گردد.

ثانیا مطمئن شوید که به اندازه کافـی زمـان هسـت تـا بـتــوانید به طور کامل به موضوع مورد بحث بپردازید. عده زیادی از بـیـمـاران مـن مسـایل بسیار مـهــم را درست در زمان خاتمه جلسه بیان می کنند و بعد از اینکه من به آنها پایان جلسه را اعـلام میــکنم آنها عصبانی میــشوند. مورد مشابه در روابط خانوادگی وجود دارد. شروع بحث هنگام خروج از منزل یا رفتن به محل کار بی فایده است. البتـه تـوجـه داشـتـه بـاشیــد اگر بحث برای مدت زمان زیادی به تعویق افتد ممکن است مشکل شما بـه دسـت فـرامـوشی سپرده شـود و برای همیشه حل نشده باقی بماند. بنـابرایـن زمـان مناسبـی را بـرای شــــروع بحث رودر رو انتخاب کنید. (مکالمه تلفنی به اندازه کافی اثر بخش نیست.)

ثالثا اگـر ســاعت ها بر روی مشکل خود بحث کردید و به نتیجه مطلوب نرسیدید، شاید وقت آن رسیده باشد که جلسه را تعطیل کنید و ادامه آن را به زمان دیگری موکول کنید. زمانیکه هر دو طرف خسته باشند ممکن است بحث به حاشیه کشیده شود؛ پس بهتر است بر سر این مساله با یکدیگر توافق کنید و ادامه بحث را زمانی کـه هــــر دو طرف از آمادگی کامل برخوردار بودند ادامه دهید.

 اصل پنجم: اگـر نسـبـت بـه هـمسر خود بی اعتنایی کردید و او را آزرده خاطر ساختید؛ از او عذرخواهی کنید.
عذرخواهی یـک عـمـل کوتاه و شیرین است. هیچ کس کامل و بی عیب نیست. گاهی پیش می آید که دانسته و یا نادانسته به احساسات طرف مـقـابل خود لطمه می زنید. ممکن است در آن لحظه ارواح خبیثه شما را احـاطـه کـرده بـاشـند اما چیزی که اهمیت دارد این است که در حال حاضر پشیمان هستید. غرورتان را کنار بگذارید و از همسرتان طلب بخشش کنید.در شرایط مشابه هنگامیکه شما نیز مورد بد رفتاری و بی احترامی قرار گرفتید، می توانید انتظار عذرخواهی از جانب همسرتان را داشته باشید.

ممکن است شما والدینی داشتید که برای حقوق یکدیگر ارزشی قائل نـبودند، به حریم شخصی یکدیگر تجاوز میکردند و مشکلات زندگی روابط آنها را به راحتی پایــمال میکرد. من حاضرم با شما شرط ببندم که آنها هیچ گاه از یکدیگر عذرخواهی نمی کـردنـد. پس متفاوت باشید. اشتباهات خود را قبول کنید تا از هر قید و بنـدی بـه دور بـاشــیــد. برای شریک زندگی تان ارزش قائل باشید و اجازه ندهید تا مشـکـلات سرانــجام ناخوشی را برای شما به همراه داشته باشند.

اصول و فنون یاد شده را می تــوانـید در زمینه حل کلیه مشکلات خود به کار گیرید تا در حل تمام مشکلات روابط زناشویی خود به موفقیت دست پیدا کنید.  

 

دوشنبه 26/11/1388 - 5:33
ازدواج و همسرداری

   زندگی مشترک در معرض خطرات بسیاری قرار دارد که می تواند یک زندگی دلچسب را سرد و بی روح کند. حتی برخی مشکلات باعث می شود زندگی مشترک از هم بپاشد . شاید اخیرا زندگی مشترک شما کمی بیمار شده و مثل سابق از آن لذت نمی برید . مشکلات به ظاهر ساده و گاها نامریی و ناملموس شما را تهدید می کند. این خطرات در این مقاله به ویروس تشبیه شده است که باعث اختلال و بیماری در زندگی می شوند . در این مقاله با انواع این ویروس های مخرب ، کشنده و فرسایشی مواجه می شوید که با آشنایی با آنها و راهای درمان می توانید زندگی خود را از وجود این ویروس های مزاحم ضدعفونی کنید .

ویروس شماره یک ـ تعصب افراطی

نوع : بسیار خطرناک

علل پیدایش : شک و تردید به طرف مقابل ، نداشتن صراحت ، وسواس فکری ، قضاوت های کودرکورانه و بدبینی.

راه های درمان : احترام به آزادی و ویژگی ها طرف مقابل ، داشتن صراحت کامل ، بررسی منطقی و آرام مسائل ، قاطی نکردن مسائل مختلف با همدیگر ، روشنفکری ، اعتماد و اطمینان قلبی به طرف مقابل ، گذشت ..) 

( و از همه مهمتر ، او کودکی نیست که با دیدین اسباب بازی بهتر ( خوش تیپ تر ، پولدارتر یا ...) شما را از یاد ببرد او همانقدر شما را دوست دارد که شما او را پس جای نگرانی نیست

ویروس شماره دو ـ دروغگویی

نوع: مخرب

علل پیدایش : کوته فکری ، ترس از حقیقت ، عدم اعتماد به نفس

راه های درمان : پذیرفتن اشتباه طرف مقابل ، صداقت ، پرهیز از فریبکاری ، افزایش اطمینان به نفس، نترسیدن از گفتن حقیقت اگر چه تلخ باشد.

(همیشه امید به گذشت،تنها بدلیل راستگویی وجود دارد . این رمز تداوم زندگی است).

ویروس شماره سه ـ خشونت

نوع : بسیار خطرناک

علل پیدایش : عناد و سرسختی ، ضعف طرف مقابل ، داشتن عقده های مختلف ، کمبود محبت ، مشکلات عاطفی

راه های درمان : صبر ، تسامح ، قناعت ، عطوفت و صمیمیت در زندگی مشترک ، صراحت و صداقت در تمام مسائل ، و تاثیر نگرفتن از مشکلات بیرونی در محیط خانه ، قبل از هر تصمیم خشنی چند لحظه فکر کردن به عواقب کار.

(قبل از هر گونه خشونت ، خوبی های او را به خود یادآوری کنید.حال آیا او مستحق چنین خشونتی است یا می توان کمی ملایم تر برخورد کرد).

ویروس شماره چهار ـ دخالت خانواده ها

نوع :خطرناک

علل پیدایش : درز کردن مشکلات خصوصی زن و شوهر به خارج از خانه ، رفت و آمدهای بیش از حد، آگاه شدن دیگران از جزئیات زندگی خصوصی

راه های درمان : حفظ مسائل سری و خصوصی ، اولویت دادن به مسائل خانه و خانواده ، را زداری و حل مسائل تا حد امکان درون خانه و کمک گرفتن از مشاوران حرفه ای به جای کمک خواستن از اقوام .

(شاید ابراز انتقاد در تنهایی عذرخواهی لذت بخشی را بدنبال داشته باشد در صورتی که انتقاد از یکدیگر جلو دیگران ، عواقبی مثل عدم پذیرش ، ناراحتی درونی و کینه توزانه ای را به همراه داشته باشد، همچنین خالت های دیگران بعنوان طرفداری یکجانیه یا راهنمایی دو جانبه و بدتر از همه حرفهای آنچنانی پشت سر هر دو)

ویروس شماره پنج ـ خودخواهی

نوع : مخرب

علل پیدایش : خودپسندی ، عدم احساس مسئولیت ، عقده های مختلف

راه های درمان : احترام به خواسته ها و حقوق طرف مقابل ، مشارکت زن و شوهر در خوشی ها و ناخوشی های زندگی ، پذیرفتن عیوب خود و دیگران ، انتقادپذیری

(تمامی من گفتن ها از تنهایی منشاء می گیرد ، در کنار یکدیگر به ما برسید که هدف زندگی مشترک این است ).

ویروس شماره شش ‌ـ خساست

نوع : خطرناک

علل پیدایش : سرشت بد ، تنفر ، مادی بودن

راه های درمان : شاکر بودن به آنچه خداوند داده است ، از روزی حلال بهره بردن ، دل نبستن به دنیا ، عدم رقابت مادی با دیگران ، اولویت دادن به روحیه خانواده نسبت به مادیات ، اعتقاد به مرگی که هر آن ممکن است فرا رسد.

(آیا آنچه برایش خساست بخرج میدهید ارزش خدشه دار شدن ارتباط شما را دارد و اگر ارزش ارتباط شما از همه چیز مهمتر است پس خساست را سر جایش بنشانید).

دوشنبه 26/11/1388 - 5:16
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته