مراقبین هنرستان شهید موحدی
استان اصفهان واقع در خیابان ارتش، که یکی از حوزه های کنکور کاردانی به
کارشناسی (در روز پنج شنبه 24 مرداد 92) بود، قانون جدیدی وضع کرده بود و
آن منع استفاده از پوشیدن چادر در جلسه کنکور!
زمانی که افراد چادری
و محجبه که در یکی از سالن ها که تعدادشان به 10 نفر هم نمی رسید، وارد
سالن امتحان می شدند، مراقبین آن حوزه با لحن تمسخرآمیزی با این جمله از آن
ها استقبال می کردند: "چادرتو در بیار! "
هنوز زمانی که امتحان
شروع نشده بود، داخل سالن باز هم اگر کسی را با چادر می دیدند، می گفتند:
"چادرتونو در بیارید، این برای همه اجباره! "
باز هم اگر هنوز کسی را با چادر می دیدند می گفتند: "به چادر نیازی نیست، چادرتو ببر بذار بیرون و بیا"
و به طور عجیبی اصرار خاصی بر درآوردن چادرها داشتند.
این
در حالی بود که آقایان خدمتکار هم آن جا تردد داشتند، به افراد آب و
خوراکی می دادند، زباله های خوراکی ها را جمع آوری می کردند و ...
به نظر شما فقط عده ای از مردان نامحرم هستند؟ آیا فقط کسانی که در کوچه و خیابان حضور دارند، نامحرم هستند؟ این چه قانونی ست؟
حجت
الاسلام دانشمند می گوید : روزی در حال عبور از کوچه ای بودم که دیدم زنی
با سر لخت بیرون آمد و مقداری پول به یک رفته گر کمک کرد، اما تا چشمش به
من افتاد، سریع داخل خانه شد (انگار که جن دیده)
درِ خانه اش رفتم و از این عملکردش پرسیدم که با او بله و با ما نه!
درجواب گفت: آخر او فقیرو بود! گفتم عجب! فرق بین محرم و نامحرم را فهمیدم، فقیرها محرم و آخندها نامحرم!
از کجای قرآن چنین چیزی را برداشت کرده اید؟! آیا این طور نیست که عالم محضر خداست و در محضر خدا نباید معصیت کنیم؟!
اما کسی به افراد نمی گفت: این جا، داخل سالن، عینک آفتابی نیاز نیست، این وسیله اضافیست!
یا
اینکه این همه آرایش صورت و موها نیازی نیست، یا اینکه چرا با این
مانتوهای رنگ و وارنگ و شنل مانند و مجلسی وارد جلسه ی امتحان شده اید،
دقیقا عین بعضی از دانشگاه ها که به مانتوی زیر چادر بعضی از محجبه ها
ایراد می گیرند نه به عروسک های ساپورت پوشی که با مانتوها و شلوارهای سبز و
سرخ و آبی و زرد و ... وارد دانشگاه می شوند!
به فرض که برای
جلوگیری از تقلب این قانون را وضع کرده بودند، اگر اینطور بود می توانستند
از بین این همه دانشجو همان ده بیست نفر چادری را تا می توانند بگردند تا
مبادا چیزی همراه خود داشته باشند.
اگر خیلی تقلب نکردن و قانون
مداری برای آن ها اهمیت داشت، نیم ساعت آخر امتحان، سر و صدای کنکوری ها
فضای سالن را پر نمی کرد و این قدر راحت با هم صحبت کنند،
تا حالا در عمرم چنین جلسه ی کنکوری ندیده بودم که فضا برای تقلب کردن اینقدر فراهم باشد.
اصلا ساعات پایانی، این جلسه از حالت کنکور درآمده بود و مثل امتحان های عادی سر کلاس شده بود.
از
کجا معلوم، شاید هم ترفند جدیدی از سوی منافقین و دشمنان اسلام است که
محجبه ها و افراد متدینی که دغدغه ی حفظ حجاب و دفاع از دین خود را دارند،
از دانشگاه برانند تا گفته ی امام خمینی رحمه ا... علیه (اگر دانشگاه اصلاح
شود، مملکت اصلاح می شود) کمتر عملی شود یا اصلا فضا برای عملی شدن این
خواسته در دانشگاه ها به وجود نیاید.
در ضمن این در حالی بود که بنر 2 در 3 بزرگی با عکس یک دختر محجبه ی چادری، برای حفظ حجاب، در سالن نصب شده بود.
دقیقا
مثل بعضی از آموزشگاه های رانندگی که دیوارهایش از این پوسترهای حجاب پر
شده ولی هیچ کس تذکر عملی به کسی نمی دهد و هیچ توجهی هم به این پوسترها
نمی شود.
در قسمتی از وصیت نامه ی شهید سعید زقاقی می خوانیم:
مادرم زمانی که خبر شهادتم را شنیدی گریه نکن،
زمان تشییع و تدفینم گریه نکن،
زمان خواندن وصیتنامه ام گریه نکن،
فقط زمانی گریه کن که مردان ما غیرت را فراموش می کنند و زنان ما عفت را ...
وقتی جامعه ی ما را بی حجابی و بی عفتی گرفت،
مادرم گریه کن که اسلام در خطر است ...
خیال کرده اید که بتوانید با این کارها ما را از دفاع از دین خود، اسلام ناب محمدی خسته کنید ...
این وعده ی خداوند متعال است: "حزب ا... هم الغالبون"
با
امید به اینکه با همت مجدانه ی مسئولین محترم و دفاع مردم مسلمان از دین
خود، از این اعمال زشت و دشمن پسند در دنیای اسلام جلوگیری شود و جهان
آماده ی ظهور امام بزرگوارمان شود. ان شاا...
این اتفاق در سال 91
در کنکور ریاضی شهرستان جم هم اتفاق افتاده و با انتقاد یکی از خانم های
چادری مواجه شده است.
خدا عالم است که چقدر این موضوع حتی سال های پیش هم تکرار شده و ما از آن بی خبریم.
با رأی و نظر خود این قانون مراقبین کنکور در هنرستان شهید موحدی استان اصفهان را محکوم می کنیم.
حجت الاسلام و المسلمین قرائتی با انتقاد شدید از این که برخی از خواص نیز به
سبب خودباختگی در برابر علم بیگانگان جایگاه علمی قرآن را نمیدانند، گفت: تشبه به
کفار حرام است چون به معانی خودباختگی است.
به گزارش رسا، حجت الاسلام والمسلمین محسن قرائتی، رییس ستاد اقامه نماز کشور،
امروز در جمع دانشجویان و استادان دانشگاهی استان چهارمحال و بختیاری با انتقاد
شدید از این که برخی از خواص به سبب خودباختگی در برابر علم بیگانگان جایگاه علمی
قرآن را نمیدانند، گفت: متأسفانه یکی از اساتید دانشگاه از دانشجویان خود خواسته
است که آیات قرآن را در متن پایاننامه و تحقیقات خود نیاورند، بلکه در پاورقی
بیاورند تا ارزش علمی کارشان کم نشود.
رییس ستاد اقامه نماز ادامه داد: حرام بودن تشبّه به کفار از دیدگاه مراجع به
سبب خودباختگی است.
وی به مقایسه علم قرآن و علم بشری پرداخت و گفت: در علم حقوق هنوز مسأله تجاوز
به آبرو مطرح نشده است در حالی که بیشترین تجاوز در جوامع به آبروی افراد صورت
میگیرد و کسی نمیتواند به سبب اینکه فردی از او غیبت و آبروی او را برده شکایت
کند، در حالی که حفظ آبرو در اسلام به عنوان یک حق آمده است.
این مفسر قرآن آرایش کردن دختران در دانشگاه را از نظر حقوقی ظلم دانست و گفت:
آرایش دختران سبب سلب تمرکز علمی سایر دانشجویان میشود.
رییس بنیاد مهدویت کشور با تأکید بر اینکه بیهویتی، ما را به بیریشگی
کشانده است، از بی توجهی به علوم مطرح در مباحث دینی انتقاد کرد و گفت: عدم تعقل
برخی دانشجویان به حدی شده که به بهانه روشنفکری حاضر به تقلید از عالم نیستند، در
حالی که مراجع تقلید از اساتید کتوشلواری تقلید میکنند و هیچ مرجع تقلیدی به
بهانه اینکه دلیل تجویز یک دارو را نمیداند از دستور پزشک سرپیچی نمیکند.
حجت الاسلام والمسلمین قرائتی افزود: به یک رییس جمهور سردار سازندگی
میگویند، اما سردار سازندگی ذوالقرنین بود که سدی ساخت که هیچ میخی درون آن فرو
نمیرفت، به یک رییس جمهور ابداع کننده گفتوگوی تمدنها میگویند در حالی که در
قرآن هر چه «قالوا» و «قل» مطرح شده به معنی گفتوگوی تمدنها است و به یک دولت،
دولت عدالتمحور میگویند در حالی که عدالت مطرح را قرآن در حق حیوانات بارکش نیز
مطرح کرده است و حتی گفته است اگر ناخنتان بلند بود حق ندارید شیر بدوشید چرا که
حیوان را اذیت میکند.
رییس ستاد اقامه نماز کشور اعلام کرد: اگر میتوانید یک حرف تازه بیاورید که
در قرآن مطرح نشده باشد. قرآن مطرح کرده است که بهترین غذا شیر مادر است و اکنون پس
از مدتها استفاده از شیر خشک، همایشهای بینالمللی شیر مادر را برگزار
میکنند.
وی با بیان این که مهمترین سرمایه ملی خودتان هستید، پس خودتان را باور کنید،
تصریح کرد: اکنون سرطان اخلاقی در دانشگاههای ما رواج پیدا کرده است و از نظر
اخلاقی در حال سقوط هستیم.
حجتالاسلام والمسلمین قرائتی در پایان خطاب به دانشجویان گفت: هویت خودتان را
کشف کنید، قیمت شما بهشت است و به کمتر از آن راضی نشوید.
http://www.tabnak.ir/fa/news/316589
نکته 1 : موتور
اولین نکته بعد از خرید موتور سیکلت که هر موتورسواری باید به آن توجه کند این است که متاسفانه امروزه یک سری وسایل اضافی روی موتورسیکلت هست که که قبل از هر چیزی بایستی از دست آنها راحت شد. وسایلی مثل چراغ ، ترمز ، کلاه کاسکت ، پلاک و ... بنابراین در گام نخست چراغ و ترمز و پلاک موتور را جدا میکنیم. موتور سواران عزیز توجه داشته باشند که برای صرفه جویی در هزینه ها میتوانید از چراغ جلوی موتور به عنوان چراغ مطالعه ، از چراغ عقب که قرمز و هشدار دهنده است به عنوان چراغ دستشویی و از چراغ چشمک زن به عنوان رقص نور استفاده نمایید. کلاه کاسکت هم به عنوان قندان در عقد و عروسی و سوم و هفته و چهلم کاربرد دارد .
نکته 2 : چراغ راهنمایی
موتور سواران عزیز نیازی به تذکر ندارند که یک موتور سوار از چراغ قرمز با نهایت سرعت گذر میکند، هنگام زرد شدن چراغ خرامان خرامان و با خنده ای ملیح آهسته آهسته از چهارراه عبور میکند و نهایتا پشت چراغ می ایستد. گرچه موتور سوار بایستی پشت چراغ سبز بایستد اما بهرحال چندان مناسب حال یک موتور سوار نیست که یک جا بی سر و صدا آرام بگیرد بنابراین توصیه میشود تا قرمز شدن چراغ و فرا رسیدن زمان حرکت ، موتور سوار محترم یک دیواری ، درختی ، تیر چراغ برقی ، سیمی ، سُکی چیزی پیدا کرده و از آن بالا پایین برود!
نکته 3: خیابان یک طرفه
در خصوص خیابان یک طرفه خوشبختانه موتور سواران ما مشکلی نداشته و همیشه یک طرفه را خلاف می آیند اما پیش می آید که یک موتور سوار متاسفانه بنا به مقتضیات مجبور میشود خیابان یک طرفه را در جهت قانونی طی کند. در این حالت برای اینکه قوانین موتوری ما زیر پا گذاشته نشود توصیه ما این است که یا موتور سوار محترم در حالی که موتورش مسیر قانونی را میرود خودش برعکس روی موتور بنشیند تا عابرین و رانندگان اشتباه کرده ، گیج شوند و با وی اصابت کنند و یا خود موتور را در جهت خلاف مسیر قانونی قرار داده و یک جوری دنده عقب خیابان را طی کند !
نکته 4 : ترک نشین
باور ما این است که اصولا موتور یک وسیله نقلیه ی عمومی است . انصافا سوار شدن بر موتور با کمتر از 4 سرنشین ظلم و اسراف در مصرف بنزین و کمک به آلودگی هواست . موتور سواران عزیز توجه داشته باشند قطعات مختلف بیهوده و به عبث بر بر روی موتور سیکلت تعبیه نشده اند. بر هریک از قطعات و محل های زیر میتوان حداقل یک نفر را نشاند : روی اگزوز ، توی اگزوز ، روی فرمان ، آویزان به فرمان ، روی گلگیر ، زیر گلگیر و ...
نکته 5 : پیاده رو
هیچگاه فراموش نکنید که موتورسواری در خیابان از باب ضرورت و ناچاری است. محل اصلی حرکت موتور پیاده رو است. البته توجه داشته باشید موتور سواری در پیاده رو بایستی در پیاده روی مملو از جمعیت باشد. اگر به فرض پیاده رو خالی بود به همان خیابان بازگردید.
نکته 6 : دود
شکی نیست که موتور است و دودش ! اگر به فرض محال یک روز ملاحظه کردید از اگزوز موتور شما به اندازه ی کافی دود نمی آید و تا شعاع 5 متری سیاه نمیشود در اسرع وقت به اولین تعمیرگاه مجاز موتور سیکلت مراجعه کنید تا هر چه سریعتر نقص فنی موتور سیکلت شما را برطرف نمایند. اگر نقص فنی قابل برطرف شدن نبود حتما از دستگاه های تولید دودهای سمی مصنوعی بر روی موتور خود استفاده نمایید.
نکته 7 : مرگ
موتور سواران محترم ، در صورت رعایت نکات فوق نیازی به رعایت نکته هفتم نمی باشد چرا که خود به خود رعایت می شود اما از باب تکمیل بحث بایستی تذکر داده شود که موتور سواری خوب است که بد بمیرد! در واقع برای یک موتور سوار مردن در اثر بیماری در بستر ننگ است حتی مردن با تاخیر در اثر تصادف هم از ارزش های یک موتور سوار کم می کند. یک موتور سوار نمونه چنان با افتخار تصادف کرده ، آنی له می شود که خودش از موتورش و از جدول کنار خیابان قابل شناسایی و تشخیص و تفکیک نباشد !
منبع : نیازمندی های طنز شهروندی (نیازطنزیها)
کمیته فرهنگ شهروندی شهرداری اصفهان
www.shahrvandi.net
روزی شیطان در گوشه ی مسجدالحرام ایستاده بود.
حضرت رسول اکرم (ص) هم سرگرم طواف خانه ی کعبه بود. پس از آنکه حضرت از طواف فارغ شد ، دید که شیطان ضعیف و نزار و رنگ پریده در کناری ایستاده است.
حضرت فرمود : ای لعین! تو را چه می شود که چنین ضعیف و رنجور هستی؟
شیطان گفت : از دست امت تو به جان آمده و گداخته شده ام.
حضرت فرمود : مگر امت من با تو چه کار کرده اند که به این حال افتاده ای ؟
شیطان گفت : ای رسول خدا (ص) ! چند خصلت در نیکو در آنان است که من هرچه تلاش می کنم تا این خوی را از ایشان بگیرم ، نمی توانم.
حضرت فرمود : آن خصلتها کدامند؟
شیطان گفت : اول اینکه هرگاه به همدیگر می رسند، سلام می کنند و سلام یکی از نامهای خداست. پس هرکس سلام کند، خداوند او را از بلا و درد و رنج دور می کند و هر که جواب دهد ، خداوند رحمت خود را شامل حالش می کند.
دوم وقتی است که با هم ملاقات می کنند و با هم دست می دهند که این عمل آنقدر ثواب دارد که هنوز دست ازیکدیگر برنداشته ، خداوند هر دو را مورد رحمت خود قرار می دهد.
سوم اینکه در وقت غذا خوردن و شروع کارها « بسم الله » میگویند و مرا از خوردن آن طعام و شرکت در آن دور می کنند.
چهارم اینکه هر وقت سخن می گویند ، «ان شاء الله» بر زبان می آورند و به قضای خدا راضی می شوند و من نمی توانم کارشان را خراب کنم و آنان به این ترتیب رنج و زحمت مرا ضایع و تباه می کنند.
پنجم اینکه از صبح تا شام در تلاشم تا آنها را به گناه بکشانم ، باز هم شبانگاه توبه می کنند و زحماتم را به هدر می دهند و خداوند گناهانشان را می بخشد.
ششمین مورد که از همه مهم تر است ، این است که : وقتی که نامت را می شنوند با صدای بلند صلوات می فرستند و من چون ثواب صلوات را می دانم از ناراحتی فرار می کنم زیرا تاب و توان دیدن ثواب آن را ندارم.
هفتم اینکه آنها زمانی که اهل بیت تو را میبینند ، به آنها مهر و محبت می ورزند و این بهترین اعمال است.
پس از این سخنانِ شیطان رجیم ، رسول اکرم (ص) روی به اصحاب کرد و فرمود : هرکس که یکی از این خصلتها را داشته باشد از جمله ی بهشتیان است.
منبع :کتاب داستانهای عجیب و واقعی از : نصیحت های شیطان و مکر او ، نوشته ی ستار پورابراهیم گلرود آبادی
خداوند مهربانم سلام ... !
من بنده ی شرم زده و تقصیر کارت را بپذیر
خدا جونم امروز خیلی دلم گرفته ، خودت هم می دونی چرا ؟!
چون دیگه کمتر سراغتو می گیرم
چون سرگرم هیچ و پوچ دنیا شدم
شاید بگی این بنده هر وقت کم میاره سراغمو می گیره اما باور کن خیلی سردرگم شدم
خدا جونم کاشکی به قدرت و حکمتت همون راهی که می دونی میون بُر نزدیکی منو تو هست رو پیش روم میذاشتی
خودتم می دونی یه بنده ی درمونده هیچ جایی امن تر از درگاه تو نداره
خیلی وقته که دیگه فهمیدم باید حرف دلمو به خودت بگم
فهمیدم که شنواتر از تو هیچ کسی نیست
خدا جونم غمِ توی دلمو تو فقط می تونی معنا کنی
نمی دونم ، این عقل هم دیگه جز توجیه کارهای پوچ و اشتباه ، هیچ به قول خودت صراط مستقیمی رو برامون روشن نمی کنه
خدایا ، بدون که این بنده ات توی هیچ کدوم از کارای نادرستش غرضی نداشته
بدون که می خواد آسمون دلش رو صاف کنه اما به کمک تو نیاز داره
خدای خوبم ، همیشه تو شب ، تو آسمون تیره و پر ستاره ی شب برات می نویسم
اما به همین تاریکی و سیاهی زیبای شب هات
قسمت می دم که آسمون دل منو صاف و روشن کنی ....!!
پروردگارا ، ای محبوب محبان و ای معشوق عاشقان ..
عارفان عاشق در تمام مسیر حیات ، چشم به هم زدنی از تو غفلت نکردند و لحظه ای بی یاد تو به سر نبردند و یار و یاوری جز تو نگرفتند و بر کسی به غیر تو تکیه نکردند و روی به سرایی جز سرای تو و کویی جز کوی عشق تو نیاوردند.
ای خدا به این بنده ی ناچیز و از راه مانده معرفت عطا کن و بندگان پاک باخته ات را به من بنما و شناختن عاشقان سراپا محو وصالت را نصیبم کن و از باده ی محبتت به کام تشنه ی من بچشان و شمع پر نور عشقت را در خانه ی تاریک دلم روشن فرما.
الهی آمین
الهی ای صفای روح و جانم عنایت کن که من بی خانمانم
دلم از عشق کویت شاد گردان ز هر قیدی مرا آزاد گردان
بسوزان این دلم را در غم عشق روانم زنده بنما از دم عشق