امروز 12/11/1388 هست. در دبیرستان امام صادق توی میدون آزادی (تهران) ...
همه ساله در دهه فجر همه ی پایه های این دبیرستان بغیر از پیش ها - که درگیر بحث کنکور و اینا هستند - با شوری شگفت انگیز دبیرستان رو تزئین میکنن. از قدیم میگن شنیدن (یا خواندن) کی بود مانند دیدن؟
باید ببینید...
بعد از ساعت 3 که تعطیل شدیم، بچه ها مثل بمب ترکیدند و مثل اینکه یه هماهنگی خفن بوده هرکس یه کاری رو انجام میده. البته جالبه بدونید ما کلا هماهنگیم و نیازی به هماهنگی مسئولین نیست.
تا ساعت 4 که دنبال وسایل ها بودیم و الان ساعت 4 و 45 دقیقه میباشد!
البته منم کمک میکردم هااااا. فکر نکنید فقط خاطره برای شما نوشتم!
ساعت 5 - داریم با گونی طبقه سوم و کوچه ی مدرسمون رو تزیین میکنیم. طبق برنامه ریزی هامون طبقه ی دوم و حیاط برای بچه های اول، کوچه و طبقه سوم برای بچه های دوم و همکف و نمازخونه برای بروبچ سوم هست.
بغیر از اول ها که پیش پیش تزئیناتشون رو کردن بچه های سوم و دوم در محل های مشخص شده دارن کار تزئینات رو انجام میدن. داشتم میگفتم که داریم با گونی تزئین میکنیم در و دیوار رو. منم که مسئول کتابخونه ام. کتابخونه توی طبقه ی سوم هستش که من الان توش نشستم. این کامپیوتر و پرینتر واسه ما شده دردسرهااااا...
هی بچه ها میان میگن عکس شاه و فرح و ... (لعنت الله علیهم) میخان از من! چون کتابخونه هم پرینتر داره و هم همیشه آنلاینه.
بلاخره ما هم باهاشون همکاری میکنیم ولی خلاف قوانینه!
الان هم وقت نمازه... یه مسجد پایین مدرسمون هست. بعضی ها رفتن اونجا؛ بعضی ها رفتن نمازخونه ی دبیرستان؛ بعضی ها هم اصلا نماز نخوندن (متاسفانه).
بعد از نماز هم که دوباره کار تزئینات شروع شد تا ساعت 9. بعد هم از طرف یکی از دبیران مدرسه مهمون شدیم هایدا!!!
جاتون خالی ولی سسش کمه!
بعدش هم هممون رفتیم خونه و ... لالا.
روز 13/11/1388
سلام!
امروز روز برنامه ای هستش که ما میخایم توی نمازخونه اجرا کنیم. اِ !!! یادم رفت بگم که هر پایه در یک روز از دهه فجر توی نمازخونه برنامه اجرا میکنن!
آها داشتم میگفتم... امروز روز اجرا کردن برنامه ی ماست! داریم بصورت خفن آماده میشیم ولی یه ضدحال پیش اومد:
هممون سر کلاس زنگ اول حاضر شدیم که ریاضی بود. معلممون آقای رضا پروری هستش. اومد و بعد از خوش و بش گفت بچه های سرود برن نمازخونه تمرین. بعد بچه های تئاتر رو گفت برن نمازخونه تمرین. موندیم ما 7 نفر تو کلاس!
هرچی سمج شدیم آقا بذار ما هم بریم تشویق و نظارت و امثالهم نذاشت که نذاشت... ما ه ممجبور شدیم تا ساعت 45/8 صبح سر درس ریاضی بشینیم و مثلثات با اثبات های سنگین حل کنیم.
الان هم که دارم مطلب امروز رو مینویسم زنگ دومه که ورزش داریم و چون من مسئول کتابخونه هستم رفتم و در و بستم و کلاس ورزش رو پیچوندم!!!
خاطرات من و بچه های اول و سوم رو متعاقبا براتون مینویسم... (بهمراه شرح برنامه ی بعد از ظهر و عکس های ضمیمه)!!!
به نقل از Irtract
کاربران محترم تبیان سلام!
در اولین پست از مطالب خودم یک تیم علمی رو خدمتتون معرفی میکنم.
تیم علمی تحقیقی مقالستان با نام بین المللی Irtract حدود 6 ماه هست که کارشو شروع کرده و شما میتونید در صورت نیاز به تحقیق و مقاله برای مدیران این پایگاه کامنت بگذارید و بعد از مدت کوتاه مقاله ی خودتون رو از همون پایگاه دریافت کنید.
این هم لوگوی این تیم جهت معرفی:
ضمنا سامانه ی یپیام کوتاه این وبگاه 300002060 میباشد که میتونید با اون ها ارتباط داشته باشید. ایمیل مدیریت و آدرس پایگاه رو هم در زیر نوشتم...
http://irtract.mihanblog.com
newspaper2010@live.com
با تشکر!
ضمنا