• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 4
تعداد نظرات : 1
زمان آخرین مطلب : 6010روز قبل
دعا و زیارت
بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم
خوشامد عرض میكنم به همه‌ى برادران و خواهران عزیز كه از راه دور قبول زحمت فرمودند و امروز حسینیه را با نفس گرم خود، با دل پرشوق و شور خود منور كردند. خیلى خوش آمدید برادران و خواهران عزیز - بخصوص خانواده‌هاى معظم شهیدان، علماى محترم، مسئولان زحمتكش و خدوم - و این خاطره‌ى بزرگ، یعنى 6 بهمن را كه یكى از حماسه‌هاى برجسته‌ى ملت ایران است و افتخار آن متعلق به مردم آمل است، در ذهنها و خاطره‌ها تجدید كردید.
بله، بنده هم همین عقیده را دارم؛ نباید اجازه داد كه این خاطره‌هاى پرشكوه، این حوادث بى‌نظیر و تعیین كننده‌ى تاریخ انقلاب، در ذهنها كمرنگ شود. نسل جوان ما باید این خاطره‌ها را درست بشناسد، بتواند آنها را تحلیل كند و آنها را چراغ راه آینده‌ى پرماجراى خود و هدف بلند خود قرار بدهد.
البته افتخارات مازندران و در این مناسبت عرض كنیم بالخصوص مردم آمل، افتخارات كمى نیست. چه در وادى مجاهدت فى‌سبیل‌اللَّه، چه در وادى علم، فقاهت، معرفت و عرفان، انصافاً چهره‌ى آمل چهره‌ى درخشانى است. امروز هم بحمداللَّه بزرگان روحانى آملى جزو افتخارات حوزه‌هاى علمیه و جزو ذخائر باارزش روحانى كشور ما محسوب میشوند. در امتحان عظیم هشت ساله‌ى جنگ تحمیلى هم، چه شهر آمل، چه استان پهناور مازندران، یكى از بخشهاى پرافتخار كشور بودند. من همان وقت هم، چه با لشكرهاى مستقر در مازندران، چه با بسیجى‌هاى آنها و جوانان فداكار آنها آشنائى داشتم؛ آنها را از دور و نزدیك میشناختم؛ مجاهدتهاشان را میدانستم؛ اینها كه از یاد انقلاب نخواهد رفت. یك بنائى را شما مشاهده میكنید مستحكم، باشكوه و سربلند؛ كى این خشتها را، این سنگها را روى هم گذاشت تا این بنا به وجود آمد؟ كى توانست این نقشه‌ى فاخر را در عمل پیاده كند و این بنا را به وجود بیاورد؟ مگر میشود نقش آن حوادث و آن شخصیتهائى كه كار آنها، مجاهدت آنها، گذشت آنها و احساس مسئولیت آنها موجب شد ذره ذره این بنا بالا بیاید، ارتفاع پیدا كند، شكل پیدا كند، شكوه پیدا كند، نادیده گرفت؟ یكى از خطاهائى كه گاهى اتفاق افتاده است، نادیده گرفتن همین نقش‌آفرینان بزرگ است.
»شهر هزار سنگر«؛ این تعبیر كمى است؟ حرف كوچكى است؟ قضیه‌ى ششم بهمن آنقدر اهمیت داشت كه امام بزرگوار ما آن را در وصیتنامه‌ى تاریخى خود هم مندرج كردند، آن را یادگار گذاشتند؛ یعنى فراموش نشود. حالا چرا فراموش نشود؟ براى اینكه حوادث تاریخى، هم درس است، هم عبرت است. قضایاى جارى بر یك ملت، قضایائى است كه در برهه‌هاى مختلف غالباً تكرار میشود. امروز بیست و هشت سال از آن زمان میگذرد، اما راه جمهورى اسلامى كه عوض نشده است؛ دشمنان جمهورى اسلامى هم عوض نشدند. پس آنچه كه آنجا اتفاق افتاد، میتواند براى امروز و براى آینده تا هر وقتى كه ملت ایران به حول و قوه‌ى الهى دلبسته‌ى این اصول و این انقلابند، عبرت باشد، درس باشد؛ لذا نباید فراموش بشود.
خوب، حالا در فضائل ششم بهمنِ آمل یك جمله‌ى دیگر هم عرض كنیم. »هزار سنگر« یعنى چه؟ ظاهر قضیه این است كه در درون شهر، مردم در مقابل گروه‌هاى اشرار و متجاوز سنگر درست كردند - حالا یا هزار تا، یا بیشتر یا كمتر - اما من یك تفسیر دیگرى دارم: این سنگرها سنگرهاى درون خیابانها نیست، این سنگرِ دلهاست؛ هزار تا هم نیست، هزاران سنگر است؛ به عدد هر مؤمنى، هر انسان باانگیزه‌ى باشرفى، یك سنگر در مقابل تهاجم دشمن وجود دارد. اگر یك ملت وقتى به دنبال یك هدفى حركت میكند، نداند سر راه او چه خطراتى است، چه كمین‌كرده‌هائى هستند، چه باید كرد در مقابل اینها، خود را رها كند، قید و بندهاى خود را رها كند، بى‌خیال باشد، ضربه خواهد خورد. همه‌ى ملتهائى كه در جهت یك هدف بزرگى حركت كردند و وسط راه ضربه خوردند و گاهى آنچنان افتادند كه دیگر قرنها بلند نشدند، مشكلشان از همین جا آغاز شد: ندانستند چى در انتظار آنهاست و خود را براى مواجهه‌ى با آن آماده نكردند. درسهاى گذشته این كمك را به ما میكند كه راهمان را بفهمیم، بشناسیم، كمینها را بشناسیم، كمین‌كرده‌ها را بشناسیم.
انقلاب اسلامى با آن عظمت پیروز شد. مردم آمدند با تن‌هاى خودشان، با جسمهاى بى‌پناه و بى‌زره خودشان در مقابل سلاح عوامل رژیم جبار ایستادند و انقلاب را پیروز كردند؛ بعد همین مردم آمدند به جمهورى اسلامى رأى دادند و جمهورى اسلامى را انتخاب كردند. خوب، یك انسان باانصاف و باشرف، در مقابل این خواست مردم چه میكند؟ بعضى‌ها آمدند وسط میدان، ادعاى طرفدارى از مردم كردند، خودشان را دموكراتیك خواندند، خودشان را طرفدار خلق معرفى كردند؛ آن وقت با همین خلقى كه این نظام را با این بهاى سنگین سر كار آورده بودند، شروع كردند به مقابله كردن. توشان منافق بود، كافر صریح بود، طرفدار غرب بود، متظاهر به دین هم بود؛ همه‌ى اینها با هم شدند یك جبهه، یك حركت، در مقابل نظام اسلامى، در مقابل ملت ایران. ادعاى طرفدارى از مردم كردند، با مردم درافتادند؛ ادعاى طرفدارى از دموكراسى و آراء مردم كردند، با آراء مردم و نتیجه‌ى آراء مردم درافتادند؛ ادعاى روشنفكرى و آزاداندیشى و آزادفكرى كردند، به طور متحجرانه چهارچوبهاى القائى متفكرین غربى را - كه آمیخته‌ى به بدخواهى و بددلى بود - قبول كردند؛ آمدند مقابل ملت ایران. اول با حرفهاى روشنفكرانه یا شبه‌روشنفكرانه شروع كردند به امام و به جمهورى اسلامى و به مبانى امام اعتراض كردن، انتقاد كردن، حرف زدن؛ بعد یواش‌یواش رودربایستى را كنار گذاشتند، آمدند توى میدان، مبارزه‌ى فكرى را، مبارزه‌ى سیاسى را تبدیل كردند به مبارزه‌ى مسلحانه یا اغتشاشگرى - اینها توى كشور ما اتفاق افتاد؛ مال تاریخ نیست، مال همین دهه‌ى اول انقلاب است - شروع كردند مزاحمت كردن. به جاى اینكه بنشینند فكر كنند، ببینند مشكلات كشور چیست - این همه مشكلات متوجه كشور ما بود؛ مقدارى از گذشته مانده بود، مقدارى را تحمیل میكردند - به حل این مشكلات كمك كنند، به مسئولین كمك كنند، اگر به نظرشان میرسد كه باید راهنمائى كنند، راهنمائى كنند، اگر زیر یك بارى را باید بگیرند، به جاى اینكه بگیرند، افتادند سینه به سینه شدن، معارضه كردن، بدگوئى كردن؛ بعد هم هر جا توانستند، با مردم مواجه شدن، در بخشهاى مختلف. كشور در مرزها درگیر جنگ بود، به جنگ هم بى‌اعتنائى كردند؛ داخل همین خیابانهاى تهران، سر هر چهارراهى كه توانستند، سر هر گذرى كه دستشان رسید، بنا كردند با جمهورى اسلامى و با نظام مقابله كردن.
خوب، جمهورى اسلامى هویتى غیر از هویت مردم و ایمان مردم و عزم مردم كه ندارد. امروز هم همین جور است. ما كسى نیستیم، ما چیزى نیستیم؛ خداى متعال به وسیله‌ى این مردم و این دلهاست كه این نظام را حمایت میكند؛ »هو الّذى ایّدك بنصره و بالمؤمنین«.(1) خداوند متعال به پیغمبرش میفرماید كه پروردگار، تو را به وسیله‌ى مؤمنین یارى كرد. جمهورى اسلامى امروز هم همین جور است، آن روز هم همین جور بود. ما وسیله‌ى دیگرى نداریم؛ وسیله، همین ایمانهاى مردم است كه از هر سلاحى كارآمدتر است، از هر وسیله‌اى مؤثرتر است. آن روز هم همین جور بود. مردم آمدند این توطئه‌ها را جارو كردند. البته یك توطئه كه جارو شد، معنایش این نیست كه توطئه تمام شد؛ خوب، دشمن بیدار است؛ یك بازى دیگرى، یك توطئه‌ى دیگرى، یك ماجراى دیگرى. مردم كه بیدار بودند، فرقى نمیكند؛ صد تا توطئه هم كه بیاورند، مردم در مقابلش مى‌ایستند و حركتشان را هم ادامه میدهند. حركت عظیم ملت ایران متوقف نمیشود؛ هم پیش میروند، هم در عین حال با معارضه‌ها، با دشمنى‌ها و با مزاحمتها مقابله میكنند. این وضعى بوده است كه در این سى سال وجود داشته است.
خطاهائى در معارضین جمهورى اسلامى بود، كه تا هر وقتى كه این خطاها وجود داشته باشد، كارهائى كه بكنند، ممكن است به مردم آزار و اذیتى وارد كند، اما بیشتر به ضرر خودشان است: یكى این است كه معارضین جمهورى اسلامى غالباً خود را از مردم بالاتر دانسته‌اند. خطاى دوم این است كه به دشمنان این مردم امید بستند، دل بستند. این، دو تا اشتباه بزرگ است. وقتى از مردم خودشان را بالاتر دانستند، لازمه‌اش این میشود كه اگر مردم در یك حركت قانونى یك اقدامى كردند، یك چیزى را خواستند، یك چیزى را نخواستند، انتخابى كردند، عملى انجام دادند، اینها بگویند نه؛ مردم، عوام بودند؛ این عوامگرائى است، این پوپولیزم است؛ ما این را قبول نداریم. خود را از مردم بالاتر دانستن، اینجا ظاهر میشود. ادعا ملاك نیست كه بگویند ما مردمى هستیم؛ در عمل باید مردمى بود. این اشكال اول.
اشكال دوم این است كه به دشمنان این مردم - كه دشمنى آنها ثابت است، واضح است - دل میبندند. كى با این مردم در طول این سى سال دشمن بوده است؟ در درجه‌ى اول، آمریكا و صهیونیسم. از اینها دشمن‌تر ما سراغ داریم براى جمهورى اسلامى؟ از روز اول، دولت آمریكا و رژیم صهیونیستى و صهیونیستهاى دنیا در مقابل نظام جمهورى اسلامى ایستادند. امروز هم حقاً و انصافاً دشمن‌ترین دشمنان، اینها هستند. بنده كه نگاه میكنم، مى‌بینم بعضى از دولتهاى غربى گاهى یك حرفهاى بى‌ربطِ بى‌معنائى میزنند؛ اما محرك، صهیونیستهایند؛ عامل، همان طبقه‌ى مسلطى هستند كه بر حكومت آمریكا و دولت آمریكا و انتخابات آمریكا هم مسلطند؛ اینهایند كه دارند صحنه‌گردانى میكنند. خوب، پس اینها شدند دشمن‌ترین دشمنان ملت ایران.
حالا اگر آن كسى كه در مقابل مردم مى‌ایستد، به اینها دل بست، این آن خطاى دوم است كه اتفاق مى‌افتد. دل بستن به دشمن؟! وقتى مى‌بینیم كه این دشمن وارد میدان شده است، بایستى بفهمیم، بشناسیم؛ اگر خطائى، اشتباهى كرده باشیم، باید اشتباه را برطرف كنیم. از روز اول، آمریكائى‌ها علیه جمهورى اسلامى توطئه كردند. خوب، این توطئه‌ها زائد است كه بگوئیم بى‌اثر بود؛ واضح است كه بى‌اثر بود؛ اگر این توطئه‌ها بى‌اثر نبود كه حالا باید اثرى، نشانى از جمهورى اسلامى باقى نباشد؛ مى‌بینید كه جمهورى اسلامى امروز ده‌ها برابر قوى‌تر از روز اول است؛ پس این توطئه‌ها بى‌اثر بود. امروز هم هى نقشهاى جدیدى میزنند، باز هم توطئه میكنند؛ عبرت هم نمیگیرند. من تعجب میكنم! به گذشته فكر نمیكنند كه خوب، این همه توطئه كردیم، این همه علیه جمهورى اسلامى پول خرج كردیم، این همه اینجا آنجا این را دیدیم، آن را دیدیم، در داخل مزدور پرورش دادیم، در بیرون این و آن را علیه جمهورى اسلامى بسیج كردیم؛ اثرى نكرد. باز دوباره مى‌نشینند چهل و پنج میلیون دلار بودجه تصویب میكنند، براى اینكه جمهورى اسلامى را شكست بدهند! بودجه تصویب میكنند كه از طریق اینترنت، انقلاب ایران را از بین ببرند؛ جمهورى اسلامى را سرنگون كنند! ببینید چقدر این دشمن، دشمن درمانده‌اى است. خوب، شما چند ده »چهل و پنج میلیون دلار« را تا حالا مصرف كرده‌اید؟ چقدر شما براى شكست دادن جمهورى اسلامى كار دیپلماسى كردید، تحریم اقتصادى كردید، انواع و اقسام توطئه‌ها را كردید، جاسوس فرستادید، جاسوس تربیت كردید؛ چه فایده‌اى كردید كه حالا باز میخواهید از این طریق وارد شوید و ملت ایران را به خیال خودتان از انقلاب جدا كنید؟ این را دشمن نمیفهمد. این، همان سنت الهى است؛ این، همان زدن به چشم و گوش دشمن غافل از خداى متعال است كه حقائق را نفهمد؛ غافل كردن دشمن است. »فسینفقونها ثمّ تكون علیهم حسرة«؛(2) پول را خرج میكنند، بعد هم برایشان حسرت میشود؛ چون بى‌فایده است. من نمیدانم چقدر نشستند طراحى كردند، كار كردند تا بتوانند در تهران به یك بهانه‌اى آشوب راه بیندازند؛ خدا میداند كه از چه مدت قبل اینها نشستند طراحى كردند؛ خوب، چه شد؟ غیر از این شد كه مردم از آنچه كه بودند، بیدارتر شدند؟ اگر كسى خیال میكرد كه لازم نیست دیگر بیاید توى میدان، از نظام جمهورى اسلامى دفاع كند، با این حوادث، همه احساس كردند كه باید همیشه براى دفاع از جمهورى اسلامى حاضر باشند.
گاهى هم هست كه این بازى‌هائى كه دشمن در مى‌آورد، براى باج گرفتن از جمهورى اسلامى است. اول انقلاب هم همین جور بود؛ بعضى از این گربه‌رقصانى‌هائى كه میكردند، براى این بود كه نظام جمهورى اسلامى را وادار كنند كه آنها را در قدرت سهیم كند، شریك كند، بدون استحقاق؛ بدون اینكه مردم این را خواسته باشند، پشتوانه‌ى مردمى‌اى وجود داشته باشد. گاهى اینجور است كه دشمنان بین‌المللى ما این جنجالها را راه مى‌اندازند، براى اینكه جمهورى اسلامى را وادار كنند به باج‌دهى؛ مثل خیلى از دولتهائى كه بمجردى كه یك خطرى احساس میكنند، میروند در مقابل ارباب بزرگتر، حاضر میشوند باج بدهند؛ باج پولى بدهند، باج سیاسى بدهند. امام باج نداد - این را همه بدانند - ما هم به هیچ كس از طرف ملت ایران و از طرف خودمان باج نخواهیم داد.
ما یك حرف حقى داریم، پاى آن حرف حق ایستاده‌ایم؛ ما گناهى نكرده‌ایم. ما میخواهیم ملتى باشیم كه قدرتمندان دنیا بر ما مسلط نباشند؛ خودمان اداره‌ى امور خودمان را به عهده بگیریم. ما میخواهیم ملتى باشیم پویا، حركت كننده‌ى به جلو. ما میخواهیم ملتى باشیم كه مسلمانى را در عمل - نه فقط در ادعا - ثابت كنیم؛ به احكام الهى عمل كنیم. ما میخواهیم جامعه‌ى ما جامعه‌ى مسلمان باشد، جامعه‌ى اسلامى باشد. ما نمیخواهیم بافته‌ها و پندارهاى متفكرین مادى را، سیاستمداران غربى را در زندگى خودمان به عنوان دستورالعمل بپذیریم؛ ما میخواهیم حكم خدا را بپذیریم. این جرم است؟
این را هم فهمیده‌ایم كه اگر بخواهیم مسلمان زندگى كنیم، باید قدرتمند باشیم تا بتوانیم از خودمان و از هدفمان و از عقایدمان در مقابل دشمن دفاع كنیم. باید قدرتمند باشیم تا بتوانیم از حقوق كشورمان، از حقوق ملتمان - به عنوان یك ملت - از حقوق خودمان دفاع كنیم؛ ما دنبال این هستیم. اینها جرم است براى یك ملت؟ پس حرف ما حق است. پاى این حق هم ایستاده‌ایم. این را هم معتقدیم كه آن وقتى كه حق با باطل درگیر و روبه‌رو شود، اگر اصحاب حق راست بگویند پاى حق بایستند، قطعاً باطل شكست خواهد خورد. تجربه هم كرده‌ایم همین جور است. ما در طول این سى سال تجربه كرده‌ایم: ایستادیم، پیش رفتیم. هر جا كه مى‌بینید یك عقب‌نشینى‌اى انجام گرفته است، یك ناكامى‌اى پیش آمده است، به خاطر این است كه در استقامت ما سستى پیدا شده بود. هر جا استقامت كردیم، پیش رفتیم. بعد از این هم همین جور خواهد بود.
آنچه كه براى ما لازم است، این است كه آحاد مردم، مسئولین، غیر مسئولین، بخصوص جوانها، بخصوص كسانى كه سخن و حرفشان تأثیر دارد، احساس مسئولیت حضور در صحنه را از دست ندهند. هیچ كس نگوید من تكلیفى ندارم، من مسئولیتى ندارم؛ همه مسئولند. مسئولیت معنایش این نیست كه اسلحه ببندیم، بیائیم توى خیابان راه برویم؛ در هر كارى كه هستیم، احساس مسئولیت كنیم؛ مسئولیت دفاع از انقلاب و از نظام جمهورى اسلامى؛ یعنى از اسلام، یعنى از حقوق مردم، یعنى از عزت كشور. این، شرط اول: همه باید این احساس مسئولیت را داشته باشیم. و من مى‌بینم كه این احساس مسئولیت را داریم. این را مردم كشور ثابت كردند، ثابت میكنند؛ حالا یك نمونه‌ى واضحش همین 9 دى بود كه اشاره كردند؛ نمونه‌هاى دیگرى هم هست؛ 22 بهمن در پیش است، دهه‌ى فجر در پیش است. مردم حضور خودشان را، آمادگى خودشان را، سرزندگى و نشاط خودشان را نشان داده‌اند، باز هم نشان خواهند داد.
مسئولین كشور بالخصوص، باید همه‌ى تلاش خودشان را بگذارند كه مشكلات را با سرپنجه‌ى تدبیر، با كار مستمر، با خسته نشدن، با شوق و ذوق و توكل به خدا و كمك خواستن از خداوند برطرف و حل كنند. منظور فقط مشكلات سیاسى و امنیتى نیست - اینها جزئى از مشكلات است - پیشبرد كشور، اقتصاد كشور، علم كشور، مسائل اجتماعى گوناگون هم بر عهده‌ى مسئولین است. مسئولان قواى سه‌گانه و همه‌ى مسئولان كشور وظیفه‌ى خودشان بدانند كه براى این ملت كار كنند؛ كار و كار و كار، تدبیر و تدبیر و تدبیر؛ یك لحظه غفلت نكنند. ما یك حركت خوبى داریم به سمت جلو؛ نگذارند این حركت متوقف بشود؛ نباید این حركت از دور بیفتد. ما داریم پیش میرویم؛ باید همین طور با این پیشرفت ادامه بدهیم، سرعت را هم بیشتر كنیم، همه‌جانبه‌تر هم بكنیم، نقاط كور را هم بگیریم.
وظیفه‌ى آحاد مردم در قبال مسئولین هم، اعتماد كردن به مسئولین و همراه بودن با آنهاست. اعتماد به مسئولین و همراه بودن با آنها معنایش این نیست كه ما به مسئولین تذكر ندهیم؛ آنجائى كه لازم است از آنها انتقادى بشود، انتقاد نكنیم؛ نه، اما با هم باشیم. یكى از هدفهاى دشمن، بى‌اعتماد كردن مردم به مسئولین كشور است؛ این ترفند دشمن است. پس وظیفه‌ى عمومى براى همه - از صدر تا ذیل - حضور در عرصه‌ى انقلاب و عرصه‌ى دفاع از كشور است در مقابل جبهه‌ى دشمن؛ كه خوشبختانه این جبهه هم امروز از سى سال پیش خیلى خیلى عقب‌تر و مشكل‌دارتر است؛ در افغانستان گرفتارند، در عراق گرفتارند، در پاكستان گرفتارند، اخیراً خودشان را در یمن گرفتار كردند؛ با ملتهاى منطقه‌ى ما مشكل دارند، با ملتهاى خودشان مشكل دارند، در اروپا مشكل دارند.
در مقابل این جبهه‌ى دشمن، احساس حضور، احساس مسئولیت براى حضور، وظیفه‌ى همه است. وظیفه‌ى مسئولان، كار كردن، وقت را مغتنم شمردن براى خدمت، خدمت دادن به مردم، هر لحظه‌اى را، هر ساعتى را مغتنم شمردن براى كار، كه گره‌ها را باز كنند، مشكلات را برطرف كنند؛ و وظیفه‌ى عمومى مردم در قبال مسئولین، اعتماد، همراهى، پشتیبانى و كمك است. اگر كسى نظرى دارد براى كمك، نظر بدهد؛ اگر كسى یك وقت اعتراضى دارد، اعتراض هم اشكالى ندارد، ولى اعتراض باید مقابله نباشد؛ همراهى باشد، مثل دو همسنگر كه در یك سنگر نشسته‌اند، ممكن است این به آن اعتراض كند كه چرا پایت را دراز كردى یا چرا خوابت برد؟ اینها روبه‌روى هم قرار نمیگیرند.
بدانید عزیزان من! دست قدرت و اراده‌ى الهى، بر حسب قرائن فراوان، پشتیبان شما ملت است. بدانید ان‌شاءاللَّه دعاى مستجاب ولى‌عصر )ارواحنا فداه( متوجه شما ملت است. و بدانید خداى متعال به توفیق و فضل خود، این ملت را به هدفهاى بلند و به آرزوهاى بزرگ خود خواهد رسانید و ان‌شاءاللَّه دشمن را در مقابل شما ذلیل و خاكسار خواهد كرد.
پروردگارا ! با این ملت بزرگ، بر حسب ایمانهاى آنها، نیتهاى آنها، دلهاى پاك آنها، رفتار بفرما. پروردگارا ! شهداى عزیز ما، شهداى حادثه‌ى آمل و شهداى استان مازندران را با اولیائت محشور بفرما. پروردگارا ! امام بزرگوار ما و ارواح شهدا را با ائمه‌ى هدى محشور بفرما.
والسّلام علیكم و رحمةاللَّه و بركاته
سه شنبه 6/11/1388 - 21:20
اخبار

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌
خیلى خوشحالیم از اینكه بعد از مدتهاى طولانى، این توفیق دست داد كه با شما برادران و خواهران عزیز - كه یكى از مؤثرترین كارها را در حركت نظام جمهورى اسلامى بر عهده گرفته‌اید - ملاقات كنیم و به شما خسته نباشید عرض كنیم.

«شوراى هماهنگى تبلیغات» یكى از كهن‌ترین و پرسابقه‌ترین نهادهاى نظام جمهورى اسلامى است. این اهمیت دارد كه یك دستگاهى بر اساس یك نیاز واقعى و صادقانه در كشور به وجود بیاید و در طول سالیان متمادى، با تحولات گوناگون، آن نیاز را همواره مورد نظر داشته باشد و حق عمل و اقدام را به جا بیاورد. شوراى هماهنگى تبلیغات، از این قبیل مجموعه‌هاست. همان طور كه حضرت آقاى جنتى (دامت بركاته) فرمودند و اشراف خود ایشان هم یقیناً در این جهت تأثیر بسیار فراوانى داشته است، این مجموعه در طول این سالها همچنان در خط درست و در صراط مستقیمى حركت كرده، لحظه‌ها را شناخته و كار مناسبِ آن لحظه را انجام داده. مشكل برخى از افراد و مجموعه‌ها این است: بى‌ایمان نیستند، بى‌شوق و بى‌محبت هم نیستند؛ اما لحظه‌شناس نیستند.

لحظه را باید شناخت، نیاز را باید دانست. فرض بفرمائید كسانى در كوفه دلهاشان پر از ایمان به امام حسین بود، به اهل‌بیت محبت هم داشتند، اما چند ماه دیرتر وارد میدان شدند؛ همه‌شان هم به شهادت رسیدند، پیش خدا هم مأجورند؛ اما كارى كه باید بكنند، آن كارى نبود كه آنها كردند؛ لحظه را نشناختند؛ عاشورا را نشناختند؛ در زمان، آن كار را انجام ندادند. اگر كارى كه توابین در مدتى بعد از عاشورا انجام دادند، در هنگام ورود جناب مسلم به كوفه انجام میدادند، اوضاع عوض میشد؛ ممكن بود حوادث، جور دیگرى حركت بكند. شناسائى لحظه‌ها و انجام كار در لحظه‌ى نیاز، خیلى چیز مهمى است.

شوراى شما بحمدالله این خصوصیت را داشته است. دلائل زیادى هم براى این هست؛ آخرى‌اش همین نهم دى است؛ قبلش - ده سال قبل از این - 23 تیر است كه اشاره فرمودند؛ آن روز هم نیاز لحظه‌ها بود؛ این یك كار متعارف و معمولى نبود. راهپیمائى مردم در بیست و دوى بهمن با همه‌ى عظمتى كه دارد - كه حالا عرض خواهم كرد - یك كار متعارف است، یك كار روان‌شده است، شناخته‌شده است، متوقع است كه انجام بگیرد و انجام میگیرد؛ اما بیست و سه‌ى تیر در سال 78، یك كار متعارف نبود، یك كار متوقع نبود؛ اهمیت داشت كه این مجموعه بداند و بفهمد كه این كار در آن شرائط، لازم است و آن را انجام بدهد. كار نهم دى ماهِ امسال هم همین جور بود. شناختن موقعیت، فهمیدن نیاز، حضور در لحظه‌ى مناسب و مورد نیاز؛ این اساس كار است كه مؤمن باید این را هم با خود همراه داشته باشد تا بتواند وجودش مؤثر بشود؛ آن كارى را كه باید انجام بدهد، بتواند انجام بدهد. خوب، الحمدلله شوراى هماهنگى تبلیغات این خصوصیت را داشته است، نشان داده است؛ هم در دهه‌ى اول، در اوضاع و احوال گوناگون آن دهه - در دوران دفاع مقدس، قبل از دفاع مقدس، بعد از دوران دفاع مقدس - هم بعد از رحلت امام در مناسبتهاى مختلف كه قله‌هائى را در تاریخ ما به وجود آورد. یكى از این قله‌هاى فراموش نشدنى، همین نهم دى امسال بود.

دو تا مطلب را من لازم است عرض بكنم: یكى راجع به بیست و دوم بهمن است؛ دهه‌ى فجر است. دهه‌ى فجر مثل خیلى از چیزهاى انقلاب اسلامى و نظام جمهورى اسلامى، یك پدیده‌ى منحصربه‌فرد است در تاریخ شناخته شده‌ى ما. این، شعار نیست؛ این درست عین واقعیت است، با مطالعه و با تدبر. چرا منحصربه‌فرد است؟ همه‌ى انقلابهاى دنیا، از وقتى كه جریان انقلابها و حضورهاى مردمى در تاریخ ثبت شده است، سالگردهائى داشتند و دارند. اینى كه این سالگردها به وسیله‌ى همان عامل و عنصرى تجلیل بشود و به یاد مانده بشود كه اصل آن حادثه را به وجود آورد، این در تاریخ نظیر ندارد. ببینید انقلابهائى كه از آنها چندین سال اثرى باقى بود و تحولاتى كه یاد آنها در ذهنیت جامعه‌شان باقى ماند - حالا بعضى از انقلابها و تحولات اجتماعى بعد از مدتى بكل از بین رفت و یاد آنها هم فراموش شد - مثلاً فرض بفرمائید انقلاب اكتبر شوروى كه ده‌ها سال وجود داشت، یا یك خرده ضعیف‌تر از آن، انقلاب كبیر فرانسه و همچنین بقیه‌ى این تحولاتى كه یا به وسیله‌ى انقلابهاى مردمى یا شبه انقلابهاى مردمى به وجود آمد، در سالگرد آنها - لااقل در سال سوم و چهارم - دیگر خبرى از متن مردم نیست، مردم حضور ندارند؛ سالگرد انقلاب را به صورت یك حركت تشریفاتى انجام میدهند؛ یك عده‌اى از مسئولین مى‌آیند، مى‌ایستند؛ احیاناً رژه‌ى نیروهاى مسلح و یك تعدادى هم تماشاچى.

سى سال از انقلاب ما میگذرد. هر سال آن كسانى كه سالگرد انقلاب را مجسم كردند، برجسته كردند، جشن گرفتند، آحاد مردم بودند. میلیونها مردم هر سال 22 بهمن در سرتاسر كشور به خیابانها مى‌آیند؛ آنها اعلام میكنند عید انقلاب را، سالروز انقلاب را، یادبود انقلاب را. این معنایش چیست؟ این معنایش این است كه انقلاب، قائم به ایمانهاى آحاد مردم است؛ مخالفین با انقلاب، مخالفین با نظامِ برآمده‌ى از انقلاب، با مردم روبه‌رو هستند، با مردم طرفند. سرّ اینكه آنها موفق هم نمیشوند، همین است؛ والّا هیچ نظام سیاسى‌اى نیست كه نشود آن را با روشهاى سیاسى یا امنیتى متزلزل كرد؛ یك قوى‌ترى مى‌آید، آن را متزلزل میكند. اما نظامى كه متكى به مردم است، مخالفینش هرچه از لحاظ امنیتى و نظامى و ثروت و اقتصاد و اینها قوى‌تر هم باشند، نمیتوانند این نظام را متزلزل كنند؛ سرّش هم این است كه این نظام متكى به مردم است، متكى به ایمانهاست، متكى به همان عاملى است كه اصل این نظام را به وجود آورده است؛ این خیلى چیز مهمى است.

سعى میكنند - كمااینكه امسال در تجربه‌هاى گوناگون دیده شد - هر مراسمى كه متكى به انبوه حضور مردمى است، اگر بتوانند، این را به نحوى خراب كنند. روز قدس كه براى ضدیت با اسرائیل است، شما مى‌بینید یك گروه معدودى، یك گروه فریب‌خورده‌اى پیدا میشوند، علیه مسئله‌ى فلسطین و به نفع اسرائیل شعار میدهند؛ روز سیزده آبان كه روز معارضه‌ى ملت ایران و برائت و نفرت ملت ایران از استكبار آمریكائى است، مى‌آیند علیه این حركت، علیه نظام جمهورى اسلامى، علیه اسلامیت شعار میدهند! این معنایش چیست؟ این معنایش این است كه دشمن نظام جمهورى اسلامى از این حضور خالصِ پرانگیزه‌ى مردمى وحشت دارد؛ این حضورى كه مشتمل است بر تمام گرایشهاى موجود در میان مردم، سلائق سیاسى گوناگون. ملت ایران متحدند، ملت ایران جهتگیرى‌شان روشن است؛ میخواهند این جهتگیرى متحد را، این حركت منسجم را در تبلیغاتِ خودشان متفرق نشان بدهند؛ ملت ایران را گروه گروه شده و دسته دسته شده و در مقابل هم در مسائل اصولى و اساسى معرفى كنند. هدف، این است؛ با این باید مقابله كرد.

جمهورى اسلامى با خواست مردم و ایمان مردم بر سر كار آمد؛ با این خواست و همین ایمان تا امروز با كمال اقتدار و احساس عزت و احساس بى‌نیازى پیش رفته است؛ و بعد از این هم ان‌شاءالله با اقتدار كامل، با عزت كامل، بر همه‌ى دشمنانش پیروز خواهد شد.

پس مطلب اول به طور خلاصه این است كه بیست و دوى بهمن متعلق به ملت ایران است، متعلق به امام بزرگوار است، متعلق به شهداست، متعلق به آن روح و معناى حقیقى انقلاب اسلامى است، مال ملت است؛ دشمن میخواهد این ثروت عظیم و ذخیره‌ى عظیم ملى را متزلزل كند، ضعیف كند. شما با تمام قوا ان‌شاءالله باید در صحنه باشید و عاقلانه و مدبرانه حركت كنید. ملت هم - بدانید - دلبند و دلبسته‌ى به همین شعارهاى اساسى انقلاب است. امروز در دنیا عزت ملت ایران، عظمت ملت ایران - كه دشمن هم به آن اقرار میكند - به بركت همین انقلاب و این حضور مردمى است؛ و ملت ایران این را از دست نخواهند داد.

نكته‌ى دوم - كه من مكرر در ماه‌هاى گذشته عرض كرده‌ام - این است كه دشمنان ملت از شفاف بودن فضا ناراحتند؛ فضاى شفاف را برنمیتابند؛ فضاى غبارآلود را میخواهند. در فضاى غبارآلود است كه میتوانند به مقاصد خودشان نزدیك شوند و به حركت ملت ایران ضربه بزنند. فضاى غبارآلود، همان فتنه است. فتنه معنایش این است كه یك عده‌اى بیایند با ظاهرِ دوست و باطنِ دشمن وارد میدان شوند، فضا را غبارآلود كنند؛ در این فضاى غبارآلود، دشمنِ صریح بتواند چهره‌ى خودش را پنهان كند، وارد میدان شود و ضربه بزند. اینى كه امیرالمؤمنین فرمود: «انّما بدء وقوع الفتن اهواء تتّبع و احكام تبتدع»، تا آنجائى كه میفرماید: «فلو انّ الباطل خلص من مزاج الحقّ لم‌یخف على المرتادین»؛ اگر باطل، عریان و خالص بیاید، كسانى كه دنبال شناختن حق هستند، امر برایشان مشتبه نمیشود؛ میفهمند این باطل است. «و لو انّ الحقّ خلص من مزج الباطل انقطع عنه السن المعاندین»؛ حق هم اگر چنانچه بدون پیرایه بیاید توى میدان، معاند دیگر نمیتواند حق را متهم كند به حق نبودن. بعد میفرماید: «و لیكن یؤخذ من هذا ضغث و من ذاك ضغث فیمزجان»؛ فتنه‌گر یك تكه حق، یك تكه باطل را میگیرد، اینها را با هم مخلوط میكند، در كنار هم میگذارد؛ «فحینئذ یشتبه الحقّ على اولیائه»؛ آن وقت كسانى كه دنبال حقند، آنها هم برایشان امر مشتبه میشود. فتنه این است دیگر.

خوب، حالا در مقابل یك چنین پدیده‌اى، علاج چیست؟ عقل سالم حكم میكند و شرع هم همین را قاطعاً بیان میكند: علاج عبارت است از صراحت در تبیین حق، صراحت در بیان حق. وقتى شما مى‌بینید یك حركتى به بهانه‌ى انتخابات شروع میشود، بعد یك عامل «دشمن»ى در این فضاى غبارآلوده وارد میدان شد، وقتى مى‌بینید عامل دشمن - كه حرف او، شعار او حاكى از مافى‌الضمیر اوست - آمد توى میدان، اینجا باید خط را مشخص كنید، اینجا باید مرز را روشن كنید. همه وظیفه دارند؛ بیشتر از همه، خواص؛ و در میان خواص، بیشتر از همه، آن كسانى كه مستمعین بیشترى دارند، شنوندگان بیشترى دارند. این وظیفه است دیگر: مرزها روشن بشود و معلوم بشود كه كى چى میگوید. اینجور نباشد كه باطل، خودش را در لابه‌لاى گرد و غبارِ برخاسته‌ى در میدان مخفى كند، ضربه بزند و جبهه‌ى حق نداند از كجا دارد ضربه میخورد. این است كه حرف دو پهلو زدن، از خواص، مطلوب نیست. خواص باید حرف را روشن بزنند و مطلب را واضح بیان كنند. این، مخصوص یك گرایش سیاسى خاص هم نیست. در داخل نظام اسلامى، همه‌ى گرایشهائى كه در مجموعه‌ى نظام قرار دارند، اینها باید صریح مشخص كنند كه بالاخره آن حمایتى كه مستكبرین عالم میكنند، مورد قبول است یا مورد قبول نیست. وقتى كه سران استكبار، سران ظلم، اشغالگران كشورهاى اسلامى، كُشندگان انسانهاى مظلوم در فلسطین و در عراق و افغانستان و خیلى جاهاى دیگر، مى‌آیند وارد میدان میشوند، حرف میزنند، موضع میگیرند، خوب، باید معلوم بشود این كسى كه در نظام جمهورى اسلامى است، در مقابل این چه موضعى دارد؛ حاضر است تبرّى بجوید، بگوید من دشمن شمایم؟ من مخالف شمایم؟

وقتى در داخل محیط فتنه، كسانى با زبانشان صریحاً اسلام و شعارهاى نظام جمهورى اسلامى را نفى میكنند، با عملشان هم جمهوریت و یك انتخابات را زیر سؤال میبرند، وقتى این پدیده در جامعه ظاهر شد، انتظار از خواص این است كه مرزشان را مشخص كنند، موضعشان را مشخص كنند. دوپهلو حرف زدن، كمك كردن به غبارآلودگى فضاست؛ این كمك به رفع فتنه نیست، این كمك به شفاف‌سازى نیست. شفاف‌سازى، دشمنِ دشمن است؛ مانع دشمن است. غبارآلودگى، كمك دشمن است. این، خودش شد یك شاخص. این یك شاخص است: كى به شفاف‌سازى كمك میكند و كى به غبارآلودگى كمك میكند. همه این را در نظر بگیرند، این را معیار قرار بدهند.

حرف آخر هم اینكه: برادران عزیز! خواهران عزیز! شما بدانید و میدانید كه انقلاب اسلامى یك حقیقت است، برخاسته‌ى از یك سنت الهى است؛ این را نمیشود از بین برد، این را نمیشود متزلزل كرد. تا وقتى كه آحاد مردم ایمان دارند، علاقه دارند، عشق دارند، اقدام میكنند، بدانند اگر همه‌ى قدرتهاى عالم هم دست به دست بدهند، نخواهند توانست به این انقلاب و به این نظام و به این ملت صدمه‌اى وارد كنند. وظیفه‌هائى است، باید انجام داد؛ گذرگاه‌هائى است، باید از آنها گذشت و عبور كرد. بعضى از این گذرگاه‌ها سخت است، بعضى آسانتر است. الحمدلله ملت ما از خیلى گذرگاه‌هاى سخت و دشوار عبور كرده كه خیلى خیلى دشوارتر از آن چیزهائى بوده است كه امروز هست، بعد از این هم خواهد بود. حضرت آقاى جنتى فرمودند كه ملت ایران خیالشان از فتنه‌گران راحت بشود. من به ایشان عرض میكنم كه فتنه‌گر و دشمن همیشه هست؛ امروز یك دشمن است، فردا یك دشمن دیگر است، پس‌فردا یك كس دیگر است، یك جور دیگر است. یك ملت وقتى بیدار بود، آگاه بود، عازم بود، ایمان خودش را حفظ كرد، زنده بود، رویش داشت، با همه‌ى این معارضه‌ها با آسانى - كه روزبه‌روز آسانتر هم خواهد شد - ایستادگى میكند، دست و پنجه نرم میكند، بر همه‌ى این معارضه‌ها هم فائق مى‌آید. ما بحمدالله امروز نشانه‌ى این رویشها را مى‌بینیم؛ این جوانهائى كه توى انقلابند. و من توصیه میكنم به مجموعه‌ى دوستان كه براى هرچه بهتر پیش بردن كار، از این جوانهاى امروز، از این نوخاسته‌هاى انقلاب، رویشهاى انقلاب، هرچه بیشتر استفاده كنند. خیلى از این جوانها یا انقلاب را ندیده‌اند یا در پیروزى انقلاب سنین خیلى كمى داشته‌اند؛ اما امروز از كارى كه ماها آن روز میكردیم، خیلى بهتر دارند عمل میكنند، خیلى قوى‌تر دارند عمل میكنند، هوشیارانه‌تر دارند كار میكنند. انقلاب بحمدالله برگ و بارش روزافزون است.

خداوند ان‌شاءالله همه‌ى شما را موفق و مؤید بدارد و رحمت و فضل خودش را بر روح مطهر امام امت و شهداى عزیزمان نازل كند و قلب مقدس ولى‌عصر را ان‌شاءالله از همه‌ى ما راضى و خشنود كند.
والسّلام علیكم و رحمةالله و بركاته 

سه شنبه 29/10/1388 - 19:57
دعا و زیارت
solace Moharram`s month
ماه محرم تسلیت باد

my god :fix us in Imam Zaman`s army


ای خدای من:مارا جزو لشکر امام زمان قرار بده

and shine our eys to see the Karbala


و چشمانمان را با دیدن کربلا منوربگردان

and eradicate our leader`s enemies


و دشمنان رهبرمان را ریشه کن بکن

and connect our islamic Inqelab to Imam Zaman`s rises


و انقلاب اسلامی ما را به قیام امام زمان متصل بگردان

"allahoma sale ala mohamad va ale mohamad va ajjel farajahom"


اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم


جمعه 25/10/1388 - 16:51
دعا و زیارت
با سلام.در این قسمت قصد داریم به چند آیه از قرآن که در تفسیر آن منظور حضرت مهدی(عج)است اشاره کنیم.

۱)غائب از نظر:

"ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین-الذین یومنون بالغیب و یقیمون الصلوه و مما رزقنهم ینفقون(بقره/۲و۳)"

"ای کتاب بی هیچ شک راهنمای پرهیزگارانست-آن کسانی که به جهان غیب ایمان آرند و نماز به پا دارند و از هرچه روزیشان کردیم به فقیران انفاق کنند".

یحیی بن ابن قاسم میگوید از معنای آیات فوق از امام صادق(ع) سوال کردم.فرمود:

"متقین همان شیعیان علی(ع) هستند و غیب نیز همان حجت غایب است".(متنخب الاثر،صفحه ۵۱۴)

۲)ارتباط با امام زمان:

"یأیها الذین ءامنوا واصبروا و صابروا و رابطوا واتقوا الله لعلکم تفلحون(آل عمران/۲۰۰)"

"ای اهل ایمان در کار دین صبور باشید و یکدیگر را به صبر و استقامت سفارش کنید و مهیا و مراقب کار دشمن بوده و خداترس باشید باشد که فیروز و رستگار گردید"

از امام باقر(ع) نقل شده که در معنای آیه فوق فرمودند:

"بر ادای فرائض صبر نمده و یکدیگر را در برابر دشمنان به صبر واداشته وبا امام منتظران رابطه برقرار نمایید...(غیب نعمانی ص۲۶)"

۳)آمادگی قبلی:

"هل ینظرون الا ان تأتیهم الملئکه او یأتی ربک او یأتی بعض ءایات ربک یوم یأتی بعض ءایات ربک لا ینفع نفسا ایمانها لم تکن آمنت من قبل او کسبت فی ایمنها خیرا قل انتظروا إنا منتظرون(الانعام/۱۵۸)"

آیا انتظاری دارند جز فرشتگان قهر بر آنها در آیند و یا امر خدا و قضای الهی بر آنان فرارسد و همه هلاک شوند یا برخی دلایل و آیات آشکار شود روزی که بعض آیات قهر و غضب خدای تو بر آن ها برسد البته آن روز هیچ کس را نفع نبخشد اگر از آن پیش ایمان نیاورده یا در ایمان کسب خیر نکرده باشد بگو شما در انتظار نتیجه اعمال زشت خود باشید ما هم در انتظار نتیجه ی اعمال صالح خویش هستیم"

امام صادق(ع)در مورد آیه فوق فرمودند:

"کلمه <آیات>مورد اشاره در آیه فوق ائمه هستند و آن آیه ی مورد انتظار،قائم(ع)است.پس روز آمدن او ایمان آوردن کسیکه از قبل از قیام او ایمان نیاورده باشد سودی نخواهد داشت.اگرچه آن ایمان آوردنه به پدران پیشین آن حضرت مومن بوده باشد"(کمال الدین،ج۲،ص۳۳۶)

۴)انتظار همگانی:

"ویقولون لولا أنزل علیه ءایه من ربه فقل إنما الغیب لله فانتظروا إنی معکم من المنتظرین(یونس/۲۰)"

(منکران رسول)گویند چرا بر او آیت و معجزی از جانب خدا نیامد(که قهرا مردم مطیع شوند) پاسخ ده که دانای غیب خداست اینک بر انکارتان شما(کافران)منتظر(عذاب خدا)باشید من هم با شما منتظر(نصرت او) میباشم.

محمد بن اب نصر از حضرت رضا(ع) نقل میکند که فرمود:

"چه نیکوست صبر و انتظار فرج،آیا سخن الهی را شنیده ای که<مراقب باشید که من هم با شما مراقبم><پس منتظر باشید که من هم بامنتظرانم>پس بر شما باد به صبر،چرا که فرج در حال یأس(از امور عادی)فرامیرسد"(تفسیر برهان،ذیل آیه)



جمعه 25/10/1388 - 16:47
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته