• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 8
تعداد نظرات : 3
زمان آخرین مطلب : 6012روز قبل
بیماری ها
اتفاقات عجیب و غریب بدن
در این مطلب قصد داریم 13 حقیقتی که پشت عادات عجیب ما نهفته است را شرح دهیم مانند اینکه چرا موهای بدن سیخ میشود؟چرا بعد از خنده گریه است و ...
  

  


1. چرا موقع خندیدن گریه می کنیم؟
کارشناسان هنوز علت آن را نمی دانند اما یک نکته به نظر می رسد و آن اینکه خندیدن و گریه کردن شبیه واکنش های روانشناسی است.
روبرت پرووین روانشناس دانشگاه مری لند می گوید: هر دو آنها زمانی اتفاق می افتد که احساسات تا حد زیادی تحریک می شود. لی دووفنر استاد دانشگاه میامی و چشم پزشک انستیتو باسکون می گوید: معمولا گریه با ناراحتی همراه است اما گریه کردن یک واکنش پیچیده ترِ انسان است. اشک با احساسات مختلفی تحریک می شود ازجمله: درد، ناراحتی، و در بعضی موارد خوشحالی بیش از حد.
وقتی چنین اتفاقی افتاد، بسیار خوب است زیرا هر دو خندیدن و گریه کردن با بی اثر کردن هورمون کورتیزول و آدرنالین، استرس را از بین می برد. بنابراین اگر موقع خندیدن گریه کردید، شانس به شما رو کرده است.

 

2- چرا پیاز اشک چشم ها را در می آورد؟
وقتی که شما پیاز را پوست کنده و قاچ می کنید، سلول های پیاز را پاره می کنید، و آنزیم هایی که گازی به نام پروپانتیل سولفکسید تولید می کنند آزاد می شوند. وقتی که گاز به چشمان شما می رسد، اشک چشمهایتان جاری می شود و اسید سولفوریک بسیار رقیقی تولید می شود و چشم را می سوزاند. در این موقع مغز به چشم پیغام میدهد که اشك بیشتری جاری شود و چشم ها قرمز و متورم شود. هرچه بیشتر پیاز خرد کنید، گاز بیشتری تولید شده و بیشتر اشک می ریزید. واکنش شیمیایی پیاز مکانیسم دفاعی است که در برابر آسیب دیدن خود مقاومت می کند.
قبل از اینکه پیاز را خرد کنید آن را داخل فریزر بگذارید تا از سوزش و اشک چشمانتان جلوگیری کند. دمای سرد، روند آزاد شدن آنزیم ها را کند می کند. بنابراین در سوزش و اشک چشمهایتان تاخیر ایجاد می کند.

 

3. چرا مفصلهایتان صدا می دهد؟
بیشتر مفصل های بدن انسانها، مفاصل دوتایی متحرک مثل بند انگشتها و شانه ها هستند که دو استخوان را با پوششی به نام كپسول مفصلی به هم وصل کرده اند. داخل پوشش مفصل ها مایع لغزنده و زلالی است که مقداری نیز گازهای نامحلول در آن وجود دارد. وقتی که شما مفصل هایتان را می کِشید، درواقع به آنها و مایع بین شان فشار وارد می کنید و با وارد شدن فشار گاز نیتروژن محلول رها می شود. آزاد شدن هوا بین پوشش مفصل ها همان صدایی است که شما می شنوید. وقتی که گاز آزاد می شود، مفصل ها انعطاف پذیرتر می شوند مثلا در یوگا شما قادر هستید مفصل هایتان را خوب بکشید.
اما ممکن است متوجه شوید که مفصل هایتان بعد از یک بار صدا کردن فورا صدا نمی دهند. به این دلیل است که گازی که آزاد می شود باید دوباره در مایع حل شود، و این فرآیند حدود 15 الی 30 دقیقه طول می کشد. اگر شما از روی عادت مفصلهایتان را به صدا در می آورید تا تنش تان را از بین ببرید، به جای این 30 ثانیه روی نفس کشیدن تان تمرکز کنید. صدا کردن مفصل ها به آتروز منجر نمی شود اما می تواند منجر به گرفتگی مفصل ها و کم کردن توان و قدرت آنها شود.

 

4. چرا موهایتان سیخ می شود؟
سیخ شدن موها زمانی اتفاق می افتد که شما یا سردتان است یا ترسیده اید. در پایه ی هر مو یک ماهیچه کوچک وجود دارد كه منقبض می شود، و برجستگی كوچكی روی پوست ایجاد می کند و پوست شبیه پوست مرغ پركنده می شود. این واكنش منجر می شود كه گرما در لابه لای موها محبوس شود و دما حفظ شود. این حالت زمانی كه شما آماده واكنشهای سریع هستید نیز روی می دهد. سیخ شدن موها یک مشكل پزشکی نیست. اگر از نمایان شدن اثرات آن ناراحت هستید، لباس گرم بپوشید، در محیط های آرام قرار بگیرید و از هر گونه ترس و وحشتی جلوگیری کنید.
 


5. چرا پلک چشمتان می زند؟
این وضعیت ناراحت كننده خیلی شایع است.. این اتفاق بیشتر مواقع برای پلک پایینی چشم ها می افتد. کارشناسان معتقدند که خستگی، استرس، مصرف کافئین زیاد منجر به این شرایط می شود. بنابراین خستگی چشم، تغذیه نامناسب، مصرف بیش از اندازه مشروبات الکلی، و آلرژی ها هم به این موضوع دامن می زند. خوشبختانه این مورد هیچ تاثیر مضری ندارد و خود به خود از بین می رود. برای اینکه به این موقعیت ناراحت کننده خاتمه دهید، مصرف الکل را قطع کنید و خوب استراحت کنید.
 

6. چرا همیشه دمای بدنتان سرد است؟
دمای بدن با فعالیت هیپوتالاموس در مغز تنظیم می شود. هیپوتالاموس به بدن پیغام می رساند تا گرما را بیرون کند و سرما جایگزین شود. آهن در این فرآیند نقش بسزایی دارد بنابراین افرادی که کم خونی دارند بیشتر احساس سرما می کنند. گردش ضعیف خون، که بر اثر فشار خون بالا یا مصرف دارو اتفاق می افتد در میان بیماران می تواند منجر به احساس سرما شود.
تیروئید کم کار هم متابولیسم افراد را تا حدی پایین می آورد که بدن گرمای لازم را تولید نمی کند. مطالعه اخیر نشان داده که حتی ممکن است زمینه های ژنتیکی در احساس سرمای افراد موثر باشد. اگر شما جزء آن دسته از افرادی هستید که مدام نیاز دارید ژاکت یا لباس های پشمی حتی در تابستان بپوشید، غذاهای آهن دار مانند گوشت قرمز کم چرب، لوبیا، سبزیجات برگ دار سبز بخورید تا با کم خونی شما مقابله کند. همچنین از مصرف نیکوتین که رگهای خون را منقبض می کند و گردش خون را ضعیف می کند خودداری کنید.



7. آیا گوشهایتان هنوز رشد می کند؟
بله، گوش خارجی رشد می کند. طبق مطالعه ای که توسط پزشکان عمومی کالج بریتانیا انجام شد، وقتی که به دنیا می آییم، سایز گوش ها به تناسب همان موقع است، هرچه بدن بزرگتر می شود، گوش ها هم بزرگتر و برجسته تر می شوند. تا 10 سالگی به سرعت رشد می کنند سپس سالانه 0.22 میلی متر رشد می کنند. مطالعات دیگر نشان می دهد که لاله گوش به خودی خود در طول زندگی مان بزرگ می شود(لاله گوش مردها بزرگتر از خانم هاست). بنابراین، سایز مجرای گوش که با استخوان و غضروف شکل می گیرد تا سن پیری رشد نمی کند.
 

8. آیا همه بچه ها بدون خال یا لک به دنیا می آیند؟
البته بعضی از نوزادان، با خال مادر زادی یا ماه گرفتگی به دنیا می آیند اما این درست است که تا زمانی که پا به این دنیا نگذاشته اند هیچ گونه خالی ندارند و در معرض نور آفتاب ممکن است لک و خال در پوستشان ایجاد شود. اگر نوزادان زیاد در معرض نور آفتاب قرار بگیرند، مخصوصا آنهایی که پوست زیبا و چشم های روشنی دارند بیشتر در معرض لک پوستی قرار دارند و احتمال سرطان پوست برای آنها بیشتر است.
رابین آشینوف سرپرست مرکز جراحی های پوست می گوید: لک هایی که روی گونه های بچه های با موهای قرمز وجود دارد جزء زیبایی آنها نیست بلکه لک های پوست آنها به دلیل آسیب های ناشی از آفتاب است و ممكن است به مولكولDNA  سلولها آسیب دیده باشد. بچه ها و بزرگسالانی که لک دارند بایستی به صورت مداوم تحت نظر متخصص پوست باشند و از کرم های ضد آفتاب با اس پی اف 30 یا حتی بالاتر استفاده کنند.

 

9. چه چیزی باعث خواب رفتگی و مورمور شدن می شود؟
مورمور شدن به علت نرسیدن جریان خون به عصب تحت فشار ایجاد می شود به وجود می آید. اگر به مدت طولانی در یک جا بنشینید یا حتی وقتی که پاهایتان را روی هم انداخته اید، ممكن است روی عصب هایتان زیاد فشار وارد کنید و باعث می شوید که مثلا پایتان خواب رود یا احساس کرختی کنید. مورمور شدن بیشتر در دست ها، پاها، و قوزک پا اتفاق می افتد. این حس آزاردهنده پیامی را به مغز می رساند. عوض کردن حالت نشستن تان تقریبا همیشه راه حلی است تا این مشکل برطرف شود. اما این احساس دلخراش به ندرت می تواند نشانه بیماری هایی مانند دیابت، لوپوس و ام اس باشد. اگر مور مور شدن بدنتان با تغییر دادن حالت نشستن تان برطرف نشد، به پزشک مراجعه کنید.

 

10. چرا اطراف لامپ ها هاله نور می بینیم؟
این پدیده به علت خطای کروی اتفاق می افتد. خطای کروی یکی از خطاهای بصری انسان است.
در روز، مردمک چشم، تنگ می شود و اجازه می دهد که نور با عدسی چشم برخورد کند. در شب، وقتی که مردمک های چشم گشاد می شود تا نور بیشتری را وارد کند، چشمان شما مسیر بزرگتری برای لنز درنظر می گیرد. هرچه لنز دورتر رود، از وضوح نور کاسته می شود. اگر شما از مرکز دور شوید، اشعه های نور به مرکز چشم شما متمرکز نمی شود. این چرخه را حس می کنید، زیرا لنز گرد است. تقریبا همه این حلقه ها را می بینند، اگر شما همیشه آن را می بینید، به احتمال زیاد چشمان شما خوب است. اما هاله هایی که در اثر تاری لنز به وجود می آیند، یکی از نشانه های آب مروارید است. ممكن است دیدن ناگهانی هاله نشانه ی گلوكوم یا افزایش فشار چشم باشد. بنابراین اگر هاله جدیدی را می بینید برای تست و آزمایش های مختلف به پزشک مراجعه کنید.


11. آیا مچ پای چاق برای شما خوب است؟
شاید باشد. اگرچه دانشمندان اهمیت شکل قوزک پا را مورد مطالعه قرار نداده اند اما تحقیقات دیگری در زمینه چربی ممکن است به این سوال پاسخ دهد. چربی های شکمی و اعضای دیگر بدن، به میزان زیادی با اختلال متابولیسم مرتبط است. مانند دیابت نوع دو که چربی های پا با این بیماری در ارتباط است.
وندی کورت استاد دانشگاه کلورادو، در مطالعه ای دریافته است که خانم های یائسه ای كه چربی بیشتری در پاهای خود دارند و خطر كمتری برای بیماری های قلبی، فشار خون، و دیابت نوع دو داشته اند. احتمالا چربی های جمع شده در پا، تری گلیسریدها را از گردش خون بیرونكشیده و ذخیره كرده است. او می گوید كه احتمالا خارج كردن این سلولها از بدن مثلا به وسیله ی لیپوساكشن ایده ی خوبی نیست و این تاثیر را از بین می برد.
 


12. ایا آدامس و پنیر برای دندان های شما خوب است؟
هر زمانی که چیزی را می خورید، باکتری های دهانتان نسبت به غذاها واکنش شیمیایی نشان می دهند و اسید آلی تولید می کنند که باعث پوسیدگی دندان می شود. با خارج كردن بقایای غذا از بین دندانها ،شستن دندان ها با آب ، و رقیق كردن اسید تولید شده ، بزاق با این فرآیند مقابله می کند. جیمز وفل رئیس انستیتو تحقیقات دندانپزشکی می گوید: ما متوجه شدیم که عمل مكانیكی جویدن، ترشح بزاق را تحریک می کند.
اما درمورد پنیر، چربی های آن به عنوان یک عامل حفاظتی برای دندان ها عمل می کند. به علاوه پنیر حاوی کلسیم و فسفات است که از پوسیدگی دندان ها جلوگیری می کند و دندان ها را محکم می کند. میان وعده های غذایی تان را محدود کنید تا تعداد دفعات مواجهه دندانها با اسید كاهش پیدا كند. آدامس های بدون قند را بعد از غذا بجوید. یا غذایتان را با تکه های کوچک پنیر تمام کنید.


 

13. چرا در ناحیه پهلو احساس گرفتگی می کنید؟

روبرت گتلین یک پزشک نیویورکی می گوید: دو دلیل معمول این گرفتگی در پهلو شامل دویدن و خنده های مداوم است. این فعالیت ها حداقل یک چیز مشترک دارند: فشار بر دیافراگم. وقتی به شدت می خندید، هوای زیادی را وارد ریه می کنید که ریه ها را پر می کند و وقتی که ماهیچه های شکمی منقبض می شوند به دیافراگم فشار وارد می آید. چنین موقعیتی زمان جیغ کشیدن شما هم به وجود می آید. زیرا در ماهیچه ها گرفتگی و اسپاسمی به وجود می آید که همه ما آن را می شناسیم.
گاهی اوقات وقتی که زیاد می خندید، ممکن است دردی در ناحیه بازوی سمت راستتان احساس کنید. به این علت است که عصبی که دیافراگم را تغذیه می کند به سمت شانه سمت راست هم می رود. علاوه بر این، خنده از ته دل ممکن است حالتی ایجاد كند كه شما فكر كنید دچار حمله قلبی شده اید! بنابراین با آهسته تر خندیدن فشار بر دیافراگم را متوقف كنید. سعی كنید نفس آرام و عمیق بكشید و  از خوردن وعده های حجیم اجتناب کنید تا خون زیادی به سمت روده ی شما جریان پیدا نكند و دچار مشكل نشوید
جمعه 25/10/1388 - 14:53
بیماری ها

پوست بخشی از دستگاه پوششی بدن است. بخش‌های دیگر این دستگاه مو، ناخن و غشاء مخاطی هستند.

پوست متشکل از دو لایه اصلی است:

روپوست (اپیدرم) که لایه نازکتر خارجی می‌باشد.
میان‌پوست (درم) که لایه ضخیمتر داخلی است.
روپوست لایه‌های ضخیمی از سلولهای مسطح می‌باشد.

پوست با دارا بودن سطح متوسطی حدود ۲ متر مربع (۲.۵ یارد مربع)، یکی از بزرگ‌ترین اعضا بدن است. پوست یک سد محافظتی بین محیط جهان اطراف با عضلات، اعضای درونی و رگهای خونی و اعصاب بدن تشکیل می‌دهد. مو و ناخنها از پوست منشا گرفته و یک حفاظت اضافی ایجاد می‌کنند. ظاهر پوست به طور گسترده‌ای تغییر می‌کند. که این تغییر نه تنها به دلیل عواملی همچون افزایش سن بوده، بلکه، نمایش دهنده نوسانات هیجانی و سلامت عمومی، نیز می‌باشد.

پوست یک عضو زنده است. فوقانی‌ترین لایه آن روپوست (اپیدرم) بوده که سطح پوست را تشکیل می‌دهد و متشکل از سلولهای مرده است و در هر فرد حدود ۳۰ هزار عدد از این سلولها در هر دقیقه ریزش می‌کنند. با این وجود سلولهای زنده پوست دائما در قسمت زیری تر روپوست تولید شده تا جایگزین این سلولها گردند. در زیر روپوست، میان‌پوست (درم) قرار گرفته که حاوی عروق خونی، انتهاهای عصبی و غدد می‌باشد. لایه‌ای از چربی در زیر درم قرار می‌گیرد و به عنوان یک عایق، ضربه گیر و منبع انرژی عمل می‌کند .

فهرست مندرجات [نهفتن]
۱ محافظت و احساس
۲ یک لایه واکنش گر
۳ رشد و ترمیم
۴ مشخصات بافت شناختی و فیزیولوژیک 
۴.۱ رشد پوست
۴.۲ سلول لایه سطحی
۴.۳ ترمیم پوست
۵ جستارهای وابسته
۶ منابع
 
[ویرایش] محافظت و احساس
هر چند اکثر قسمت‌های پوست ضخامتی کمتر از ۶ میلیمتر (¼ اینچ) دارند. اما پوست یک لایه محافظتی قوی است. جز اصلی سطح پوست یک پروتئین زمخت فیبری است که کراتین نام دارد. این ماده را می‌توان در مو که ایجاد حفاظت و گرما می‌کند و در ناخنها که انتهاهای ظریف انگشتان دست و پا را می‌پوشانند، پیدا کرد. پوست یک سد دفاعی کاملاً موثر در برابر میکروارگانیسمها و مواد مضر ایجاد می‌کند، اما این سد بیشترین تأثیر را زمانی دارد که سطح آن دست نخورده باقی ماند. زخمها ممکن است عفونی شوند و به باکتریها، که بعضی از آنهادر سطح پوست زندگی می‌کنند، اجازه دهند که وارد جریان خون شوند. سبوم که مایع روغنی است و از غدد سباسه موجود در درم تشکیل می‌گردد، به حفظ حالت ارتجاعی پوست و دفع آب، کمک می‌نماید. به دلیل اینکه پوست ما حالت ضد آب (واترپروف) دارد، آب را به هنگام دوش گرفتن مثل یک اسفنج، جذب نمی‌کنیم . احساس لامسه ما از گیرنده‌هایی که در قسمت درم پوست وجود دارند و به فشار، ارتعاش، گرما، سرما و درد پاسخ می‌دهند، ناشی می‌شود. در هر ثانیه، میلیاردها پیام از تحریکات دریافت شده در سرتاسر بدن به مغز ارسال شده و درآنجا این پیامها به صورت یک "تصویر" حسی در می‌آید و فرد را از خطراتی مثل یک وسیله داغ، آگاه می‌سازند، بعضی نواحی حسی مثل انتهای انگشتان، دارای تراکم بالایی از گیرنده‌ها می‌باشند . پوست همچنین یک نقش اساسی در تنظیم دمای بدن ایفا می‌کند و زمانیکه در معرض تابش نور خورشید قرار می‌گیرد، ویتامین (D) تولید می‌نماید که برای ایجاد استخوانهای قوی لازم است .

[ویرایش] یک لایه واکنش گر
پوست ما به شیوه زندگی ما واکنش نشان می‌دهد، برای مثال، پوست دستان یک باغبان ضخیم شده تا حفاظت بیشتری ایجاد کند. در طی روند پیری، پوست چروکیده شده و خاصیت ارتجاعی آن کمتر می‌شود که این حالت می‌تواند در نتیجه سیگار کشیدن یا تماس بیش از حد با نور خورشید، تسریع گردد. همچنین، پوست می‌تواند رنگ خود راتغییر دهد. در برخورد مستقیم با نور خورشید، اپیدرم و درم ملانین بیشتری تولید می‌کنند، ملانین، رنگدانه‌ای است که تشعشعات مضر ماورا بنفش را فیلتر می‌کند . افزایش ملانین باعث تیره شدن پوست می‌شود. مردمی که اصلیت آنها متعلق به مناطقی با تابش شدید نور خورشید می‌باشد، دارای پوست تیره تری بوده که به راحتی پوست روشن نمی‌سوزد. افرادیکه پوست روشن دارند بدلیل داشتن ملانین کمتر در پوست خود نسبت به آفتاب سوختگی حساسترند.

پوست دائما خودش را از طریق ریزش سلولهای مرده و تولید سلولهای جدید، نوسازی می‌کند. در نتیجه سلولهای سطحی که به دلیل سایش، آسیب یا بیماری از دست می‌روند، سریعا جایگزین می‌شوند. سلولهای جدید در اپیدرم که لایه فوقانی پوست است و به عنوان یک پوشش محافظتی ضخیم عمل می‌کند، ساخته می‌شوند.

 رشد پوست
در اکثر نواحی بدن، روپوست، چهار لایه دارد. در تحتانی‌ترین قسمت، لایه قاعده‌ای قرار دارد، که در آن سلولهای جدید ساخته می‌شوند. به موازات حرکت به سطح، سلولها تغییر می‌کنند تا لایه‌های بینابینی یعنی سلولهای خاردار و دانه‌ای را تشکیل دهند. سلولهای در عرض ۲-۱ ماه به سطح می‌رسند. لایه سطحی متشکل از سلولهای مسطح مرده می‌باشد که دائما ریزش می‌کنند .

سلولهای مسطح مرده در سطح پوست یک پوشش محافظتی خشن تشکیل می‌دهند. این سلولها دائما به موازات از دست رفتنشان، جایگزین می‌شوند .

سلول دانه‌ای: سلولهای لایه دانه‌ای (گرانولار) مسطحتر از سلولهای خاردار هستند و ساختار سلولی آنها شروع به بهم خوردن می‌کند.

سلول خاردار: سلولهای واقع در لایه سلولی خاری، بر آمدگیهای خاری دارند که آنها را به هم متصل می‌کند و به پوست قدرت می‌دهد .

سلول قاعده‌ای : سلولهای لایه قاعده‌ای به میان‌پوست چسبیده اند. این ناحیه، قسمتی از پوست است که سلولهای آن مرتبا تقسیم می‌شوند تا سلولهای جدید را که بعدا به لایه‌های بعدی تبدیل می‌شوند، بسازد.


زمانیکه پوست آسیب می‌بیند، از طریق ترمیم بافت آسیب دیده و جایگزین ساختن بافت از دست رفته با سلولهای جدید، پاسخ می‌دهد. طی روند ترمیم، بافت مرده یا آسیب دیده، ابتدا توسط بافت اسکار و بتدریج با سلولهای جدید سالم جایگزین می‌شود. ترمیم پوست طی مراحلی که در زیر گفته شده، صورت می‌گیرد.

1- هر آسیبی که منجر به ضایعه پوستی شود، در صورتیکه ضایعه سطحی باشد مسئله مهمی نیست. ممکن است رگهای خونی میان‌پوست آسیب دیده و باعث خونریزی شود. 2- خون از رگهای خونی نشت پیدا کرده، منجر به تشکیل لخته می‌شود. فیبروبلاستها و دیگر یاخته‌های اختصاصی ترمیمی تکثیر شده و به ناحیه آسیب دیده مهاجرت می‌کنند . 3- فیبروبلاستها: کلافه‌ای از بافت فیبردار در داخل لخته ایجاد می‌کنند. به موازات انقباض رشته‌های فیبرین کلافه دچار چروکیدگی می‌شود. بافت پوستی جدید در زیر تشکیل می‌گردد . 4- کلافه فیروز، سفت شده تا یک کبره زخم بر روی سطح پوست ایجاد کند. زمانیکه رشد پوست جدید کامل شود این کبره می‌افتد. با این وجود اثر زخم ممکن است باقی ماند .

 

پنج شنبه 24/10/1388 - 20:42
خاطرات و روز نوشت
 

روان سالم چگونه است؟

 



نقش ارزش‌ها در سلامت روان

طبق تحقیقات انجام شده، عامل پیدایش بسیاری ازنا سازگاری ها و نابهنجاری های روانی ناشی از تضادهای ارزشی و عدم استقرار یك نظام ارزشی سازمان یافته در فرد ذكر شده است.

اسلام ویژگی های شخصیت نابهنجار و بیمار و به تعبیر اسلامی �فی قلوبهم مرض� را در بعد عقیدتی ، عاطفی ، عقلانی، شناختی و خصوصیات بدنی بیان كرده است.

یكی از شرایط لازم جهت دست یابی به سلامت روان، برخورداری از یك نظام ارزشی منسجم می باشد.

دراین مقاله به تعریف سلامت روانی و به7 ملاک داشتن روانی سالم از نظر ونتیز اشاره می کنیم.در مطالعه بعد، سلامت روانی را از نظر اسلام مورد بررسی قرار خواهیم داد.

در آستانه قرن بیست و یكم، انسان مضطرب، افسرده و بحران زده ی عصر حاضر، بیش از هر زمان دیگری خود را درگیر سؤال هایی اساسی می یابد. می توان بر این نكته تأكید كرد كه ارزش ها ،اساس و بنیان یكپارچگی شخصیت سالمند. در حقیقت، ارزش ها، سازمان دهنده های اصلی اعمال و رفتارهای شخصیت رشدیافته به شمار می روند و سلامت روان، بی تردید، محصول چنین شخصیتی است. با توجه به روابط موجود بین ارزش ها و سلامت روان، معیارهای سلامت و بیماری روانی از دیدگاه اسلام مورد بحث و بررسی قرار می گیرد. اما پیش از این، تعریفی از سلامت روانی ضروری به نظر می رسد:

تعریف �سلامت روان�

تاكنون تعاریف متعددی از �سلامت روان� ارائه شده كه همگی بر اهمیت تمامیت و یكپارچگی شخصیت تاكید ورزیده اند. گلدشتاین GOLDSTEIN K، سلامت روانی را تعادل بین اعضا و محیط در رسیدن به خود شكوفایی می داند.چاهن (CHAUHANSS 1991) نیز سلامت روانی را وضعیتی از بلوغ روان شناختی تعبیر می كند كه عبارت است از حداكثر اثربخشی و رضایت به دست آمده از تقابل فردی و اجتماعی كه شامل احساسات و بازخوردهای مثبت نسبت به خود و دیگران می شود. در سال های اخیر، انجمن كانادایی بهداشت روانی، �سلامت روانی� را در سه بخش تعریف كرده است:

بخش اول: بازخوردهای مربوط به �خود� شامل:

الف. تسلط بر هیجان های خود؛
ب. آگاهی از ضعف های خود؛
ج. رضایت از خوشی های خود.

بخش دوم: بازخوردهای مربوط به دیگران شامل:

الف. علاقه به دوستی های طولانی و صمیمی؛
ب. احساس تعلق به یك گروه؛
ج. احساس مسئولیت در مقابل محیط انسانی و مادی.

بخش سوم: بازخوردهای مربوط به زندگی شامل:

الف. پذیرش مسئولیت ها؛
ب. ذوق توسعه امكانات و علایق خود؛
ج. توانایی اخذ تصمیم های شخصی؛
د. ذوق خوب كار كردن.

چاهن به ذكر پنج الگوی رفتاری در ارتباط با سلامت روان مبادرت ورزیده است:

1- حس مسئولیت پذیری: كسی كه دارای سلامت روان است، نسبت به نیازهای دیگران حساس بوده و در جهت ارضای خواسته ها و ایجاد آسایش آنان می كوشد.

2- حس اعتماد به خود: كسی كه واجد سلامت روانی است، به خود و توانایی هایش اعتماد دارد و مشكلات را پدیده ای مقطعی می انگارد كه حل شدنی است. از این رو، موانع، خدشه ای به روحیه او وارد نمی سازد.

3- هدف مداری: به فردی اشاره دارد كه واجد مفهوم روشنی از آرمان های زندگی است و از این رو، تمامی نیرو و خلاقیتش را در جهت دست یابی به این اهداف هدایت می كند.

4- ارزش های شخصی: چنین فردی در زندگی خود، از فلسفه ای خاص مبتنی بر اعتقادات، باورها و اهدافی برخوردار است كه به سعادت و شادكامی خود یا اطرافیانش می انجامد و خواهان افزایش مشاركت اجتماعی است.

5- فردیت و یگانگی: كسی كه دارای سلامت روان است، خود را جدا و متمایز از دیگران می شناسد و می كوشد بازخوردها و الگوهای رفتاری خود را توسعه دهد، به گونه ای كه نه همنوایی كور و ناهشیارانه با خواسته ها و تمایلات دیگران دارد و نه توسط دیگران مطرود و متروك می شود.

ملاك های سلامت روان

ونتیز (.VENTIS LW 5991) سلامت روان را وابسته به هفت ملاك می داند كه عبارتند از:

1- رفتار اجتماعی مناسب؛
2- رهایی از نگرانی و گناه؛
3 - فقدان بیماری روانی؛
4 - كفایت فردی و خودمهارگری؛
5 - خویشتن پذیری و خودشكوفایی؛
6 - توحیدیافتگی و سازماندهی شخصیت؛
7 -گشاده نگری و انعطاف پذیری.

 

منبع : وارنینگ

چهارشنبه 23/10/1388 - 0:17
دعا و زیارت
تو ای حسین با تو چه بگویم؟

"شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هائل"

و تو ای چراغ راه,

ای کشتی رهایی,

ای خونی که از آن نقطه صحرا,

جاودان می تپی و می جوشی,

و در بستر زمان جاری هستی,

و بر همه نسل ها میگذری,

و هر زمین حاصل خیزی را سیراب خون میکنی,

و هر بذر شایسته ای را در زیر خاک میشکافی و می شکوفانی,

و هر نهال تشنه ای را به برگ و بار حیات و خرمی می نشانی,

ای آموزگار بزرگ شهادت,

برقی از آن نور را

بر این شبستان سیاه و نومید ما بیفکن!

قطره ای از آن خون را

در بستر خشکیده و نیم مرده ی ما جاری ساز!

و تفی از آتش آن صحرای آتش خیز را

به این زمستان سرد و فشرده ما ببخش!

ای که "مرگ سرخ" را برگزیدی

تا عاشقانت را از"مرگ سیاه"برهانی,

تا با هر قطره ی خونت,

ملتی را حیات بخشی و تاریخی را به تپش آری

و کالبد مرده و فسرده عصری را گرم کنی,

و بدان جوشش و خروش زندگی و عشق و امید دهی!

ایمان ما,ملت ما,تاریخ فردای ما,کالبد زمان ما,

"به تو و خون تو محتاج است".
سه شنبه 22/10/1388 - 23:37
بیوگرافی و تصاویر بازیگران
یک روز خانم مسنی با یک کیف پر از پول به یکی از شعب بزرگترین بانک کانادا مـــــراجعه نمود و حسابی با موجودی 1 میلیون دلار افتتاح کرد . سپس به رئیس شعبه گفت به دلایلی مایل است شخصاً مدیر عامل آن بانک را ملاقات کند . و طبیعتاً به خاطر مبلغ هنگفتی که سپرده گذاری کرده بود ، تقاضای او مورد پذیرش قرار گرفت . قرار ملاقاتی با مدیر عامل بانک برای آن خانم ترتیب داده شد .
پیرزن در روز تعیین شده به ساختمان مرکزی بانک رفت و به دفتر مدیر عامل راهنمائی شد . مدیر عامل به گــرمی به او خوشامد گفت و دیری نگذشت که آن دو سرگرم گپ زدن پیرامون موضوعات متنوعی شدند . تا آنکه صحبت به حساب بانکی پیرزن رسید و مدیر عامل با کنــــــجکاوی پرسید راستی این پول زیاد داستانش چیست آیا به تازگی به شما ارث رسیده است . زن در پاسخ گفت خیر ، این پول را با پرداختن به سرگرمی مورد علاقه ام که همانا شرط بندی اســــــت ، پس انداز کرده ام . پیرزن ادامه داد و از آنجائی که این کار برای من به عادت بدل شده است ، مایلــم از این فرصت استفاده کنم و شرط ببندم که شما شکم دارید!
مرد مدیر عامل که اندامی لاغر و نحیف داشت با شنیدن آن پیشنهاد بی اختیار به خــنده افتاد و مشتاقانه پرسید مثلاً سر چه مقدار پول . زن پاسخ داد : بیست هزار دلار و اگر موافق هستید ، من فردا ساعت ده صبح با وکیلم در دفتر شما حاضر خواهم شد تا در حضور او شرط بندی مان را رسمی کنیم و سپس ببینیم چه کسی برنده است . مرد مدیر عامل پذیرفت و از منشـــــی خود خواست تا برای فردا ساعت ده صبح برنامه ای برایش نگذارد .
روز بعد درست سر ساعت ده صبح آن خانم به همراه مردی که ظاهراً وکیلش بود در محل دفتر مدیر عامل حضور یافت .
پیرزن بسیار محترمانه از مرد مدیر عامل خواست کرد که در صورت امکان پیراهن و زیر پیراهن خود را از تن به در آورد .
مرد مدیر عامل که مشتاق بود ببیند سرانجام آن جریان به کجا ختم می شود ، با لبخندی که بر لب داشت به درخواست پیرزن عمل کرد .
وکیل پیرزن با دیدن آن صحنه عصبانی و آشفته حال شد . مرد مدیر عامل که پریشانی او را دید ، با تعجب از پیر زن علت را جویا شد .
پیرزن پاسخ داد : من با این مرد سر یکصد هزار دلار شرط بسته بودم که کاری خواهم کرد تا مدیر عامل بزرگترین بانک کانادا در پیش چشمان ما پیراهن و زیر پیراهن خود را از تن بیرون کند !
سه شنبه 22/10/1388 - 17:32
خواستگاری و نامزدی
پسر كوچكی وارد داروخانه شدكارتنی را به سمت تلفن هل داد. روی كارتن رفت تا دستش  به دكمه های تلفن برسد و شروع كرد به گرفتن شماره ای هفت رقمی.

مسئول داروخانه متوجه پسر بود و به مكالماتش گوش داد.پسرك پرسید:خانم می توانم خواهش كنم كوتاه كردن چمن ها را به من بسپارید؟

زن پاسخ داد: كسی هست كه این كار را برایم انجام می دهد.

پسرك گفت: خانم من این كار را نصف قیمتی كه او می گیرد انجام خواهم داد. زن در جوابش گفت: از كار این فرد كاملا راضی ام.

پسرك بیشتر اصرار كرد و پیشنهاد داد: من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برای تان جارو می كنم در این صورت شما در یكشنبه زیبا ترین چمن را در كل شهر خواهید داشت
مجددا زن پاسخ منفی داد.

پسرك در حالی كه لبخندی بر لب داشت گوشی را گذاشت.

مسئول داروخانه كه به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: پسر از رفتارت خوشم می آید، به خاطر این كه روحیه ی خاص و خوبی داری،دوست دارم كاری به تو پیشنهاد بدهم.

پسر جوان جواب داد: نه ممنون، من فقط داشتم عملكردم را می سنجیدم،‌من همان كسی هستم كه برای این خانم كار می كند.
سه شنبه 22/10/1388 - 17:6
كودك

معلم،سیب و توت فرنگی

یک خانم معلم ریاضی به یک پسر هفت ساله ریاضی یاد می‌داد. یک روز ازش پرسید: اگر من بهت یک سیب و یک سیب و یکی بیشتر سیب بدهم تو چند تا سیب خواهی داشت؟

 پسر بعد از چند ثانیه با اطمینان گفت: 4 تا! معلم نگران شده انتظار یک جواب صحیح آسان رو داشت (3).

 او نا امید شده بود. او فکر کرد "شاید بچه خوب گوش نکرده است" تکرار کرد: خوب گوش کن، خیلی ساده است تو می‌تونی جواب صحیح بدهی اگر به دقت گوش کنی. اگر من به تو یک سیب و یک سیب دیگه و یکی بیشتر سیب بدهم تو چند تا سیب خواهی داشت؟

 پسر که در قیافه معلمش نومیدی می‌دید دوباره شروع کرد به حساب کردن با انگشتانش در حالیکه او دنبال جوابی بود که معلمش رو خوشحال کند تلاش او برای یافتن جواب صحیح نبود تلاشش برای یافتن جوابی بود که معلمش را خوشحال کند. برای همین با تامل پاسخ داد "4"..... نومیدی در صورت معلم باقی ماند.

به یادش اومد که پسر توت فرنگی رو دوست دارد. او فکر کرد شاید پسرک سیب رو دوست ندارد و برای همین نمی‌تونه تمرکز داشته باشه. در این موقع او با هیجان فوق العاده و چشم‌های برق‌زده پرسید: اگر من به تو یک توت فرنگی و یکی دیگه و یکی بیشتر توت فرنگی بدهم تو چند تا توت فرنگی خواهی داشت؟

معلم خوشحال بنظر می‌رسید و پسرک با انگشتانش دوباره حساب کرد. و پسر با تامل جواب داد "3"؟ حالا خانم معلم تبسم پیروزمندانه داشت. برای نزدیک شدن به موفقیتش او خواست به خودش تبریک بگه ولی یه چیزی مونده بود او دوباره از پسر پرسید: اگر من به تو یک سیب و یک سیب دیگه و یکی دیگه بیشتر سیب بدهم تو چند تا سیب خواهی داشت؟ پسرک فوری جواب داد "4"!!!

خانم معلم مبهوت شده بود و با صدای گرفته و خشمگین پرسید چطور ؟ آخه چطور؟ پسرک با صدای پایین و با تامل پاسخ داد "برای اینکه من قبلا یک سیب در کیفم داشتم

سه شنبه 22/10/1388 - 16:50
مصاحبه و گفتگو

مادر من فقط یك چشم داشت . من از اون متنفر بودم ... اون همیشه مایه خجالت من بود.اون برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه مدرسه ای ها غذا می پخت یك روز اومده بود دم در مدرسه كه به من سلام كنه و منو با خود به خونه ببره خیلی خجالت كشیدم . آخه اون چطور تونست این كار رو بامن بكنه ؟

به روی خودم نیاوردم ، فقط با تنفر بهش یه نگاه كردم وفورا از اونجا دور شدم.روز بعد یكی از همكلاسی ها منو مسخره كرد و گفت هووو .. مامان تو فقط یك چشم داره....

فقط دلم میخواست یك جوری خودم رو گم و گور كنم . كاش زمین دهن وا میكرد و منو ..كاش مادرم یه جوری گم و گور میشد...

روز بعد بهش گفتم اگه واقعا میخوای منو شاد و خوشحال كنی چرا نمی میری ؟

اون هیچ جوابی نداد....

حتی یك لحظه هم راجع به حرفی كه زدم فكر نكردم ، چون خیلی عصبانی بودم .احساسات اون برای من هیچ اهمیتی نداشت.دلم میخواست از اون خونه برم و دیگه هیچ كاری با اون نداشته باشم

سخت درس خوندم و موفق شدم برای ادامه تحصیل به سنگاپور برم اونجا ازدواج كردم ، واسه خودم خونه خریدم ، زن و بچه و زندگی... از زندگی ، بچه ها و آسایشی كه داشتم خوشحال بودم

تا اینكه یه روز مادرم اومد به دیدن من اون سالها منو ندیده بود و همینطور نوه ها شووقتی ایستاده بود دم در بچه ها به اون خندیدند و من سرش داد كشیدم كه چرا خودش رو دعوت كرده كه بیاد اینجا ، اونم بی خبر....!

سرش داد زدم ": چطور جرات كردی بیای به خونه من و بجه ها رو بترسونی؟!" گم شو از اینجا! همین حالا

اون به آرامی جواب داد : " اوه خیلی معذرت میخوام مثل اینكه آدرس رو عوضی اومدم " و بعد فورا رفت واز نظر ناپدید شد .

یك روز یك دعوت نامه اومد در خونه من درسنگاپور برای شركت درجشن تجدید دیدار دانش آموزان مدرسه ولی من به همسرم به دروغ گفتم كه به یك سفر كاری میرم .

بعد از مراسم ، رفتم به اون كلبه قدیمی خودمون ؛ البته فقط از روی كنجكاوی .

همسایه ها گفتن كه اون مرده ولی من حتی یك قطره اشك هم نریختم اونا یك نامه به من دادند كه اون ازشون خواسته بود كه به من بدن

 ای عزیزترین پسر من ، من همیشه به فكر تو بوده ام ، منو ببخش كه به خونت تو سنگاپور اومدم و بچه ها تو ترسوندم ،خیلی خوشحال شدم وقتی شنیدم داری میآی اینجا ولی من ممكنه كه نتونم از جام بلند شم كه بیام تورو ببینم وقتی داشتی بزرگ میشدی از اینكه دائم باعث خجالت تو شدم خیلی متاسفم

آخه میدونی ... وقتی تو خیلی كوچیك بودی تو یه تصادف یك چشمت رو از دست دادی به عنوان یك مادر نمی تونستم تحمل كنم و ببینم كه تو داری بزرگ میشی با یك چشم
بنابراین چشم خودم رو دادم به تو

برای من اقتخار بود كه پسرم میتونست با اون چشم به جای من دنیای جدید رو بطور كامل ببینهبا همه عشق و علاقه من به تو




 



دوشنبه 21/10/1388 - 19:5
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته