های و هویی در ســـرش دارد حـســــــین
کوله باری از شهادت از پی اش دارد حسین
بـوی خون ، بـوی شهـــــادت ، بـوی یـــاس
یک سبد گل چیده و از گلشنش دارد حسین
میرود یـک کــــــــاروانی از پـی اش
چشم بر هفتاد و دو ذبح اکبرش دارد حسین
گر چه سیل دشمنانند از پی اش او را چه باک؟
شیر مردی چون علی اکبرش دارد حسین
گر چــه نـاپـاکـان بــر مصـــافش میروند
پاک طفلی چون علی اصغرش دارد حسین
کوفیـان بس بی وفـایی بر خـــاندانش کرده اند
پاسداری با وفا یادگار از حیدرش دارد حسین
بر لـــبانش هــست آوای رضیت بالرضــاک
خوش دعایی یادگار از مادرش دارد حسین
گرچه عطشان بر لب آب روانش جان بداد
یک پدر ساقی به حوض کوثرش دارد حسین
شـــــــــاهد ار زخمی خوری جان را چه باک؟
صد هزاران زخم نیزه بر تنش دارد حسین
سروده شده توسط severus