• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 27
تعداد نظرات : 8
زمان آخرین مطلب : 5986روز قبل
دانستنی های علمی

شبانه روز همیشه یکی از معیار هایی بوده که بشر ، زمان را به وسیله آن اندازه گیری می کرده اما تقسیم روز و شب به واحد های کوچکتر ( ساعت ،دقیقه ، ثانیه ) بعدا به ذهن انسان رسید .

یک ساعت ، در زمان های قدیم طول زمان حمایتی نداشت و در فصل های مختلف که در طول روز کم یا زیاد می شد یک ساعت هم زمانی کمتر یا بیشترداشت .

این روش در اروپا از سال 1800 قبل از میلاد شناخته شد و تا قرن 13 بعد از میلاد ادامه داشت و تا قبل از اختراع ساعت مکانیکی ، از این روش استفاده می شد .

عدد 12 که نقشی مهم در تقسیم بندی های زمانی دارد ( 2 * 12 = 24 ) ساعت شبانه روز ، ( 5 * 12 = 60 ) تعداد دقایق در هر ساعت و همچنین ثانیه ها در هر دقیقه ، از تمدن بابلی ها آمده است .

بابلی ها از سیستم اعداد 12 تایی به جای سیستم معمول 10 تایی استفاده می کردند . سیستم تقسیم بندی زمان فوق الذکر به عنوان سیستم 60 تایی سومری ها معروف است که تا امروز هم استفاده می شود .

امروزه هر روز خورشیدی دقیقا 24 ساعت و 3 دقیقه و 55/56 ثانیه است .

بابلیان ، اسامی روزهای هفته را از روی مونز - دی منظومه شمسی نامگذاری می کردند که رومیان بعد ها از روش آنان پیروی کردند و تقویم جولین و گروگیان را به وجود آوردند . رومیان برای این کار از اسم خدایان صلح و کامیابی استفاده کردند .


یکشنبه . . . روز خورشید

 

اولین روز هفته از اسم خورشید گرفته شد ؛ سانز - دی   suns-day

 

دوشنبه . . . روز ماه

دومین روز هفته از اسم ماه گرفته شد ؛ مونز - دی   moons-day

 

سه شنبه . . . روز مارس

در فرهنگ رومیان از اسم خدای خنگ و در فرهنگ تئوتنیک اقتباس شد ؛ تیوز - دی   tiws-day

 

چهارشنبه . . . روز مرکوری

وتاز - دی   wotans-day

 

پنج شنبه . . . روز ژوپیتر

در فرهنگ رومیان از خدای رعد و برق و شوهر ژنوس و در افسانه اسکاند یناوی ه به عنوان خدای تور اقتباس شده است ؛ تورز - دی   thors-day

 

جمعه . . . روز ونوس

در فرهنگ رومیان از الهه فصل بهار و در فرهنگ یونان از الهه عشق و در فرهنگ اسکاند یناوی از اسم فریگ ( خدای عشق ) اقتباس شده است ؛ فریگز - دی   friggs-day

دوشنبه 19/11/1388 - 16:58
دانستنی های علمی
  §         چشم های شتر مرغ از مغزش بزرگ تر است .§         گربه ها می توانند بیش از یک صد صد با حنجره ی خود تولی کنند در حالی که سگ ها کمتر از ده صدا .§         تمام خرس های قطبی چپ دست هستند .§         اگر که یک ماهی قرمز را در یک اتاق تاریک قرار دهید ، کم کم رنگش سفید می شود .§         کوچکترین جنگ در سال 1896 بین نازی ها و انگلستان رخ داد که 38 دقیقه طول کشید .§         یک سوسک حمام می تواند 9 روز بدون سر زندگی کند تا این که از گرسنگی بمیرد .§         تنها حیوانی که نمی تواند شنا کند شتر است .§         شانس شبیه بودن دو اثر انگشت ، یک به 64 میلیارد است .§         قد انسان از 20 تا 25 سالگی و گاهی 40 سالگی بلند می شود و از چهل سالگی به بعد هر دو سال حدود 6 میلی متر کوتاه می شود .§         یوز پلنگ « چیتا » سریعترین حیوان خشکی است که در عرض فقط 3 ثانیه 100 کیلومتر در ساعت سرعت می گیرد در صورتی که سریعترین خودروهای فراری هم نتوانسته اند که همچین رکوردی ثبت کنند .§         تنها قسمت بدن که خون ندارد ، قرنیه چشم است .§         شتر در 3 دقیقه ، 95 لیتر آب می خورد .

§         مردم آمریکا به طور میانگین روزانه 73 هزار متر مربع پیتزا می خورند .

دوشنبه 19/11/1388 - 16:55
دانستنی های علمی
فروردین
فروردین نام نخستین ماه و فصل بهار و روز نوزدهم هر ماه در گاه شماری اعتدالی خورشیدی است.در اوستا و پارسی باستان فرورتینام,در پهلوی فرورتین و در فارسی فروردین گفته شده که به معنای فروردهای پاکان و فروهرهای ایرانیان است.بنا به عقیده پیشینیان,ده روز پیش از اغاز هر سال فروهر در گذشتگان که با روان و وجدان از تن جدا گشته,برای سرکشی خان و مان دیرین خود فرود می آیند و ده شبانه روز روی زمین به سر میبرند. به مناسبت فرود آمدن فروهرهای نیکان,هنگام نوروز را جشن فروردین خوانده اند. فروهران در ده روز آخر سال بر زمین هستند و بامداد نوروز پیش از بر آمدن آفتاب,به دنیای دیگر می روند .
اردیبهشت
 اردیبهشت نام دومین ماه سال و روز دوم هر ماه در گاهشماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا اشاوهیشتا و در پهلوی اشاوهیشت و در فارسی اردیبهشت گفته شده که کلمه ای است مرکب از دو جزء:
جزء اول((اشا))از جمله لغاتی است که معنی آن بسیار منبسط است,راستی و درستی,تقدس,قانون و آئین ایزدی,پاکی....و بسیار هم در اوستا به کار برده شده است.جزء دیگر این کلمه که واژه ((وهیشت))باشد. صفت عالی است به معنای بهترین,بهشت فارسی به معنی فردوس از همین کلمه است.در مجموع این کلمه به بهترین راستی و درستی است.  در عالم روحانی نماینده صفت راستی و پاکی و تقدس اهورامزداست و در عالم مادی نگهبانی کلیه آتش های روی زمین  به او سپرده شده است. در معنی ترکیب لغت اردیبهشت((مانند بهشت))هم آمده است.
 خرداد
خرداد نام سومین ماه سال و روز ششم در گاهشمار اعتدالی خورشیدی است. در اوستا و پارسی باستان هئوروتات ,در پهلوی خردات و در فارسی خورداد یا خرداد گفته شده که کلمه ای است مرکب از دو جزء: جزء هئوروه که صفت است به معنای رسا.,همه,درست,و کامل.دوم تات که پسوند است برای اسم مونث,بنابراین هئوروتات به معنای کمال و رسایی است.ایزدان تیرو باد و فروردین از همکاران خرداد می باشند. خرداد نماینده رسایی و کمال اهورامزداست و در گیتی به نگهبانی آب گماشته شده است.
 تیر
تیر نام چهارمین ماه سال و روز سیزدهم هر ماه گاهشماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا تیشریه,در پهلوی تیشتر و در فارسی صورت تغییر یافته آن یعنی تیر گفته شده که یکی از ایزدان است و به ستاره شعرای یمانی اطلاق می شود.فرشته مزبور نگهبان باران است و به کوشش او زمین پاک ,از باران بهره مند می شود و کشتزارها سیراب میگردد. تیشتر رادر زبانهای اروپایی سیریوس خوانده اند.هر گاه تیشتر از اسمان سر بزند و بدرخشد مژده ریزش باران می دهد. این کلمه را نباید با واژه عربی به معنی سهم اشتباه کرد.
امرداد
امرداد نام پنجمین ماه سال و روز هفتم هر ماه در گاهشماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا امرتات ,در پهلوی امرداد و در فارسی امرداد گفته شده که کلمه ای است مرکب از سه جزء:
اول((ا))ادات نفی به معنی نه,دوم((مرتا)) به معنی مردنی,نیست و نابود شدنی و سوم تات که پسوند و دال بر مونث است. بنابر این امرداد یعنی بی مرگی و آسیب ندیدنی یا جاودانی. پس واژه ((مرداد))به غلط استعمال می شود.در ادبیات مزدیسنا امرداد یکی از امشاسپندان است که نگهبانی نباتات با اوست. در مزدیسنا شخص باید به صفات مشخصه پنج امشاسپند دیگر که عبارتند از :
نیک اندیشی,صلح و سازش,راستی و درستی,فروتنی و محبت به همنوع,تامین اسایش و امنیت بشر مجهز باشد تا به کمال مطلوب همه که از خصایص امرداد است نایل گردد.
شهریور
شهریور نام ششمین ماه سال و روز چهارم هر ما در گاهشماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا خشتروئیریه,در پهلوی شتریور و در فارسی شهریور میدانند. کلمه ای است مرکب از دو جزء:خشتر که در اوستا و پارسی باستان و سانسکریت به معنی کشور و پادشاهی است و جزء دوم صفت است از ور به معنی برتری دادن وئیریه یعنی برگزیده و آرزو شده و جمعا یعنی کشور منتخب یا پادشاهی برگزیده . این ترکیب بارها در اوستا به معنی بهشت یا کشور آسمانی اهورامزدا آمده است. شهریور در جهان روحانی نماینده پادشاهی ایزدی و فر و اقتدار خداوندی است و در جهان مادی پاسبان فلزات .چون نگهبانی فلزات با اوستاو را دستگیر فقرا و ایزد رحم و مروت خوانده اند.روایت شده است شهریور آزرده و دلتنگ می شود از کسی که سیم و زر را بد به کار اندازد یا بگذارد که زنگ بزند.
 مهر
در سانسکریت میترا ,در اوستا و پارسی میثر ,و در پهلوی میتر,و در فارسی مهر گفته می شود. که از ریشه سانسکریت آمده به معنی پیوستن. اغلب خاورشناسان معنی اصلی مهر را واسطه و میانجی ذکر کرده اند.مهر واسطه است میان آفریدگار و آفریدگان.میثره در سانسکریت به معنی دوستی و پروردگار و روشنایی و فروغ است و در اوستا فرشته روشنایی و پاسبان راستی و پیمان است.مهر,ایزد هماره بیدار و نیرومند استو برای یاری کردن راستگویان و بر انداختن دردغگویان و پیمان شکنان در تکاپوست.مهر از برای محافظت عهد وپیمان و میثاق مردم گماشته شده است.از این رو فرشته فروغ و روشنایی نیز هست که هیچ چیز ار او پوشیده نمی ماند.برای انکه از عهده نگهبانی بر آید اهورامزدا به او هزار گوش و ده هزار چشم داده است.مقام مهر در بالای کوه ((هرا))است,انجایی که نه روز است و نه شب ,نه گرم است و نه سرد,نه ناخوشی و نه کثافت .مهر از آنجا بر ممالک آریایی نگران است.این آرامگاه خود به پهنای کره زمین است یعنی مهر در همه جا حاضر است و با شنیدن آوای ستمدیدگان آگاه گشته به یاری آنان می شتابد.
آیین مهر در دین مسیح نیز مشهود است.ایزد مهر در اصل بجز ایزد خورشید بوده است اما بعدها آندو را یکی دانسته اند.مورخان یونانی مهر را به نام میترس یاد کرده اند و دکر کرده اند که ایرانیان خورشید را به اسم  ((میترس))میستایند.از این خبر پیداست که در یک قرن پیش از میلاد مسیح آندو با یکدیگر مخلوط شده اند.نگهبانی ماه هفتم و روز شانزدهم هر ماه را به عهده ایزد مهر است.
 آبان
در اوستا آپ در پارسی باستان آپی و در فارسی آب گفته می شود.در اوستا بارها ((آپ))به معنی فرشته نگهبان آب استعمال شده و همه جا به صیغه جمع آمده است.نام ماه هشتم از سال خورشیدی و نام روز دهم از هر ماه را,آبان میدانند.ایزد آبان موکل بر آهن است و تدبیر امور و مصالح ماه به او تعلق دارد.به سبب آنکه((زو))که یکی از پادشاهان ایران بود در این روز با افراسیاب جنگ کرده ,او را شکست داده,تعاقب نمود و از ملک خویش بیرون کرد, ایرانیان این روز را جشن می گیرند,دیگر آنکه چون مدت هشت سال در ایران باران نبارید مردم بسیار تلف گردید و بعضی به ملک دیگر رفتند. عاقبت در همین روز باران شروع به باریدن کرد و بنابراین ایرانیان این روز را جشن کنند. آفتاب در این ماه در برج عقرب یا کژدم قرار می گیرد.
  
آذر
در اوستا آتر ,آثر,در پارسی باستان آتر,در پهلوی آتر,و در فارسی آذر می گویند. آذر فرشته نگهبان آتش و یکی از بزرگترین ایزدان است.آریائیان(هندوان و ایزدان)بیش از دیگر اقوام به عنصر آتش اهمیت  میدادند.ایزد آذر نزد هندوان ,آگنی خولنده شده و در ((ودا)) (کتاب کهن و مقدس هندوان)از خدایان بزرگ به شمار رفته است. آفت اب در این ماه در برج قوس یا کماندار قرار می گیرد.
  
دی
در اوستا داثوش یا دادها به معنی آفریننده ,دادار و آفریدگار است و غالبا صفت اهورامزدا است و آن از مصدر ((دا)) به معنی دادن و افریدن است.در خود اوستا صفت دثوش(=دی)برای تعیین دهمین ماه استعمال شده است. در میان سی و روز ماه,روزهای هشتم و بیست و سوم به دی(آفریدگار,دثوش)موسوم است. برای اینکه سه روز موسوم به ((دی))با هم اشتباه نشوند نام هر یک را به نام روز بعد می پیوندند. مثلا روز هشتم را ((دی باز)) و روز پانزدهم را ((دی بمهر))و....دی نام ملکی است که تدبیر امور و مصالح روز و ماه دی به او تعلق دارد.
بهمن
در اوستا وهومنه ,در پهلوی وهومن,در فارسی وهمن یا بهمن گفته شده که کلمه ای است مرکب از دو جزء: ((وهو))به معنی خوب و نیک و ((مند))از ریشه من به معنی منش:پس یعنی بهمنش,نیک اندیش,نیک نهاد.نخستین آفریده اهورامزدا است و یکی از بزرگترین ایزدان مزدیسنا. در عالم روحانی مظهر اندیشه نیک و خرد و توانایی خداوند است. انسان را از عقل و تدبیر بهره بخشید تا او را به آفریدگار نزدیک کند.یکی از وظایف بهمن این است که به گفتار نیک را تعلیم می دهد و از هرزه گویی باز می دارد.خروس که از مرغکان مقدس به شمار می رود و در سپیده دم با بانگ خویش دیو ظلمت را رانده ,مردم را به برخاستن و عبادت و کشت و کار می خواند,ویژه بهمن است.همچنین لباس سفید هم از آن وهمن است. همه جانوران سودمند به حمایت بهمن سپرده شده اند و کشتار در بهمن روز منع شده است. بنا به نوشته ابوریحان بیرونی جانوران سودمند به حمایت بهمن سپرده شده اند و کشتار در بهمن روز منع شده است.بهمن اسم گیاهی است که به ویژه در جشن بهمنجه خورده می شود.و در طب نیز این گیاه معروف است.
   
اسفند
دراوستا اسپنتا آرمیتی,در پهلوی اسپندر,در فارسی سپندار مذ,سفندارمذ,اسفندارمذ,و گاه به تخفیف سپندار و اسفند گفته شده که کلمه ای است مرکب از دو جزء: سپند,که صفت است به معنی پاک و مقدس,یا ارمئتی هم مرکب از دو جزء: اول آرم که قید است به معنی درست,شاید و بجا.دوم متی از مصدر من به من معنی اندیشیدن . بنابراین ارمتی به معنی فروتنی,بردباری و سازگاری است و سپنته آرمتی به معنی بردباری و فروتنی مقدس است.در پهلوی آن را خرد و کامل ترجمه کرده اند.سپندارمذ یکی از امشاسپندان است که مونث و دختر اهورامزدا خوانده شده است.وی موظف است که همواره زمین را خرم ,آباد,پاک و بارور نگه دارد,هر که به کشت و کار بپردازد و خاکی را آباد کند خشنودی اسپندارمذ را فراهم کرده است و آسایش در  روی زمین سپرده به دست اوست و خود زمین نیز نماینده این ایزد بردبار و شکیباست و مخصوصا مظهر وفا و اطاعت و صلح و سازش است .بیدمشک گل مخصوص سپندارمذ  می باشد.
دوشنبه 19/11/1388 - 16:53
دانستنی های علمی

آیا میدانستی که زرافه تار صوتی ندارد و لال است و نمیتواند هیچ صدایی از خود در آورد

 آیا میدانستی که گربه و سگ هر كدام پنج گروه خونی دارند و انسان چهار گروه.

آیا میدانستی که موشهای صحرایی چنان سریع تكثیر پیدا میكنند ،كه در عرض هجده ماه دو موش صحرایی قادرند یك میلیون فرزند داشته باشند

آیا میدانستی که جنین بعد از هفته هفدهم خواب هم میتواند ببیند

آیا میدانستی که روباهها همه چیز را خاكستری میبیند

آیا میدانستی که اسبها در مقابل گاز اشك آور مصون اند

آیا میدانستی که زرافه ایستاده وضع حمل می‌كند و نوزادش از فاصله 180 سانتی متری به زمین میافند

آیا میدانستی که 1300 كره زمین در سیاره مشتری جای می گیرد

آیا میدانستی رود دجله به خلیج فارس میریزد

آیا میدانستی که 85% گیاهان در اقیانوسها رشد میكنند

آیا میدانستی که اولین تمبر جهان در سال 1840 در انگلستان به چاپ رسید

آیا میدانستی که سریعترین پرنده شاهین است و میتواند با سرعت 200 كیلومتر در ساعت پرواز کند

آیا میدانستی که اولین اتوموبیل را مظفرالدین شاه قاجار وارد ایران كرد

آیا میدانستی که قدرت بینایی جغد 82 برابر قدرت دید انسان است

آیا میدانستی که در شیلی منطقه ی صحرایی وجود دارد كه هزاران سال است در آن باران نباریده است

آیا میدانستی هر 50 ثانیه یک نفر در دنیا به بیماری ایدز مبتلا میشود

آیا میدانستی که وزن اسكلت انسان بالغ سیزده تا پانزده كیلوگرم است

آیا میدانستی که خرس قطبی هنگامی كه روی دو پا می‌ایستد حدود سه متر است

آیا میدانستی زرافه میتواند با زبانش گوشهایش را تمیز کند

آیا میدانستی خرگوش و طوطی تنها حیواناتی هستند كه می‌توانند بدون برگشتن اشیاء پشت سر خود را ببینند

آیا میدانستی که اگر همه یخهای قطب جنوب آب شود بر سطح آب اقیانوسها هفتاد متر اضافه می شود و در این صورت یک چهارم خشکیهای کره زمین زیر آب میرود

آیا میدانستی که كبد یا جگر تنها عضو داخلی بدن است كه اگر با عمل جراحی قسمتی از آن برداشته شود دوباره رشد میكند

آیا میدانستی که میزان انرژی كه خورشید در یك ثانیه تولید میكند ، برای تولید برق مورد نیاز تمام كشورهای جهان به مدت یك میلیون سال كافی است

آیا میدانستی هر عنكبوت تار ویژه خود را دارد و هیچگاه تارهای آنها به هم شبیه نیست

آیا میدانستی که اگر در یك سال هیچ یك از نسلهای یك جفت مگس نر و ماده از بین نروند ، حجم مگسهای متولد شده با حجم كره زمین برابر میشود

آیا میدانستی که رودی در كامبوج شش ماه سال ازشمال به جنوب و شش ماه دیگر سال از جنوب به شمال جریان دارد

آیا میدانستی که طول قد هر انسان سالم برابر هشت وجب دست خود اوست

آیا میدانستی که سریع ترین عضله بدن انسان زبان است

آیا میدانستی که شبكه چشم 135 میلیون سلول احساس دارد كه مسوولیت گرفتن تصاویر و تشخیص رنگها را بر عهده دارد

آیا میدانستی که بدن انسان پنجاه هزار كیلومتر رشته عصبی دارد

آیا میدانستی که در برج ایفل دو میلیون و نیم پیچ به كار رفته است

.آیا میدانستی طول رگهای بدن انسان پانصد و شصت هزار كیلومتر است.

آیا میدانستی که هشت پا با وجود داشتن بدنی بزرگ میتواند از سوراخی به قطر پنج سانتیمترعبور كند

آیا میدانستی که تنها موجودی كه میتواند به پشت بخوابد انسان است

 

 

 

دوشنبه 19/11/1388 - 16:52
بیماری ها

کلیات گیاه شناسی

ریحان گیاهی است علفی یکساله و معطر که ارتفاع ساقه آن تا 60 سانتیمتر می‌رسد. برگهای آن بصورت متقابل بیضوی و نوک تیز با کناره‌های دندانه‌دار می‌باشد. گلهای آن معطر و کوچک به رنگهای سفید ، قرمز و گاهی بنفش مشاهده می‌شود. تخم آن سیاه و ریز است. برگ ریحان و سرشاخه‌های جوان آن بهمصرف تغذیه می‌رسد ریحان در ایران و افغانستان بطور خودرو می‌روید در اکثر نقاط دنیا کاشته می‌شود.



img/daneshnameh_up/5/53/reihan.jpg

ترکیبات شیمیایی

از ریحان اسانسی تهیه می‌شود به نام اسانس بازیلیک یا روغن ریحان که معروف است و مصارف درمانی مختلفی دارد. دانه ریحان دارای ماده روغنی است که حالتی روان دارد.

خواص داروئی

چون ریحان بسیار معطر است بنابراین برای معطر ساختن غذاها از آن استفاده می‌شود ریحان از لحاظ قدیم ایران کمی گرم و خشک است.
  • دم کرده برگ ریحان اثر ضد تشنج درد مقوی و مدر است.
  • دم کرده برگ ریحان معالج سردردهای میگرن و عصبی است.
  • خوردن ریحان دستگاه هاضمه راتقویت می‌کند.
  • نوشیدن یک فنجان دم کرده ریحان نفخ و گاز معده را از بین می‌برد.
  • برگ ریحان درمان کننده ناراحتیهای حاصل از نیش حشرات است کافی است که محل گزش حشرات را با برگ ریحان ماساژ دهید خارش و درد را برطرف می‌کند.
  • جویدن برگ ریحان برای زخمهای دهان مفید است.
  • جوشانده ریحان تب‌بر است.
  • دم کرده تخم ریحان مسکن است.



img/daneshnameh_up/6/6f/raihan1.JPG

  • اگر تخم ریحان را بکوبید و با صمغ عربی مخلوط کنید داروی خوبی برای درمان اسهال است.
  • تخم ریحان برای رفع دل درد مفید است.
  • برگ ریحان اثر زیاد کننده شیر دارد و مادران شیرده حتما باید از این گیاه استفاده کنند.
  • دم کرده دانه ریحان برای درمان ورم کلیه و ترشحات زنانه بکار می‌رود.
  • دم کرده برگ ریحان درمان کننده سرگیجه است.
  • برگ ریحان را همراه غذا بخورید در هضم غذا موثر است.
  • اگر گلدان ریحان را جلوی پنجره بگذارید حشرات و مگس را فراری می‌دهد و آنها وارد خانه نخواهند شد.

طرز استفاده

اسانس ریحان را می‌توانید از فروشگاههای گیاهان دارویی و یا Helath Food خریداری کنید این اسانس به نام Essential Oil Basil معروف است و دقت کنید که این اسانس بسیار قوی است و نباید بیش از 2 تا 3 قطره آنرا مصرف کنید و همیشه هم باید آنرا با آب رقیق کنید.

 

 

 

 

 

دارویی برای درمان قولنج و رفع اسهال ، ریحان به شکل بوته هایی است که طول آنها به ۲۰ تا ۴۵ سانتی متر می رسد ودارای عطر و بوی مطلوبی است. رنگ ساقه بوته ریحان سبز تند و دارای برگ های منظم و بیضی شکل است که انبوه می شود.

گل های ریحان به رنگ سفید یا صورتی در ماه های مرداد و شهریور به شکل خوشه، در انتهای ساقه ریحان ظاهر می شود پس از چندی از همین گل ها تخم ریحان پیدا می شود.
فواید ریحان:
ـ غذا را گوارا می کند.
ـ اشتها به غذا را افزایش می دهد.
ـ منفذها را باز می کند.
ـ شخص را از بیماری جذام ایمن می گرداند.
ـ نوشیدن دم کرده شیرین ریحان برای درمان قولنج و رفع اسهال مفید است.
ـ نوشیدن دم کرده سرد بیست گرم ریحان، تب را قطع کرده و داروی مؤثری برای معالجه گریپ است.
ـ دم کرده ۵۰ گرم ریحان که با عسل شیرین شده باشد برای برطرف کردن تورم گلو و گلودرد و آنژین مؤثر است.
ـ نوشیدن یک فنجان دم کرده پنج گرم ریحان که شیرین شده باشد بعد از هر غذا برای معالجه سردردهای یک طرفه (میگرن) و سردردهای عصبی مفید است.
ـ مصرف ریحان برای از بین بردن سرگیجه، سرفه، آنژین و سیاه سرفه بسیار مفید است.
ـ ریحان در افزایش شیر زنان شیرده نقش مهمی دارد.
ـ دانه ریحان به علت داشتن لعاب فراوان، نرم کننده است و در رفع ورم کلیه و ترشحات زنانگی و التهابات نزله ای دستگاه مجاری ادرار مفید است.
ـ چکاندن ۵ تا ۶ قطره اسانس ریحان بر روی یک حبه قند، اثر قاطعی در رفع تشنجات معده و سردردهای تاشی از ضعف عمل دستگاه هاضمه دارد.
ـ مهم ترین ماده مؤثر ریحان، اسانس ریحان با عطر مطبوع و ملایم است که به نام اسانس بازیلیک خوانده می شود.
ـ استنشاق بوی ریحان له کرده برای رفع سردرد مسافرین مفید است.
ـ خوردن ۳۰ گرم عصاره ریحان با کمی شکر، جهت شفای آسم، سرفه و سینه درد مفید است.
ـ تخم ریحان، لعاب فراوان دارد و برای تمام مزاج ها معتدل است و خوردن بو داده تخم ریحان برای درمان اسهال اثر شفابخش دارد.
ـ اگر گلدان ریحان را جلوی پنجره بگذارید حشرات و مگس را فراری می دهد و مانع از ورود این حشرات به خانه می شود.

 

 

 

شنبه 10/11/1388 - 16:31
دعا و زیارت
خدایا بگذار امشب خوابی در من باشد سنگین تر از آرزوهایم
شاید دوستی امشب در خواب من خانه كند
شاید...

خدایا تو را قسم به این شاید،
بگذار بماند خلوتم با دوست
وصل ما را با بیداری صبحگاه در هم نریز

خدایا
امشب مستی را از تو خواهم خرید
به قیمت تمام ستاره ها
اگر امشب خاموش شوند
و اگر ماه در بركه آب تنی كند
تا خورشید به شوقشان به این سو نیاید
و دریچه ی شب را نبندد...

خدایا به دوست من بگو
شاید
اگر امشب بیاید
امید فردایی با خود بیارد
شاید...

و اگر نیامد...
خدایا،
دوست را به تو سپردم

♥                 
خدایا بگذار امشب خوابی در من باشد سنگین تر از آرزوهایم
شاید دوستی امشب در خواب من خانه كند
شاید...

خدایا تو را قسم به این شاید،
بگذار بماند خلوتم با دوست
وصل ما را با بیداری صبحگاه در هم نریز

خدایا
امشب مستی را از تو خواهم خرید
به قیمت تمام ستاره ها
اگر امشب خاموش شوند
و اگر ماه در بركه آب تنی كند
تا خورشید به شوقشان به این سو نیاید
و دریچه ی شب را نبندد...

خدایا به دوست من بگو
شاید
اگر امشب بیاید
امید فردایی با خود بیارد
شاید...

و اگر نیامد...
خدایا،
دوست را به تو سپردم

 ♥                     ♥                       ♥
خدا جونم امروز كه دیرم شده بود...! بعدشم كه اون تاكسی درب و داغون و گرم اومد و از زور گرمای آفتاب سوار شدم...با اون راننده ی خیلی پیرش كه می ترسید تند بره... همه اش توی دلم بهش بد و بیراه گفتم كه این، هم خودش كهنه شده، هم ماشینش. معلوم نیست این آخر عمری اومده مسافر كشی كه مردم رو بكشتن بده یا خودش رو؟ و الی غیر...
ولی خدا جونم وقتی كه اون راننده ی پیر با این كه مسیرش نبود، بهم گفت: دختر جان هوا خیلی گرمه بشین توی ماشین من میرم خیابون رو دور می زنم كه دقیقا كنار مترو پیاده بشی و توی این گرما راه نری و بعد فقط همونقدری ازم كرایه گرفت كه نرخ راه عادی بود...
خدا جون بازم یه روز دیگه تو با یه بنده ی كهنه مهربونت، منو حسابی شرمسار كردی.
خداجونم معذرت میخوام.
منو ببخش كه بعضی وقتها هیچكس جز خودم رو نمی بینم.
اشكهام رو بپذیر و دوست داشتنم رو باور كن
همون كه همیشه خطا میكنه و همیشه تو می بخشیش
♥                  ♥                   ♥
دلم میخواد باهات حرف بزنم
از نزدیك نزدیك

.
.
.
پس من كی میام نزدیك نزدیك؟
.........

اینجا چیزی برای دل بستن نداره
من دیگه نمیخوام چیزی بدونم

فقط منتظرم

تو هم كه استادی در به انتظار گذاشتن
.
.
.
نظرت چیه سفری كه دارم رو با هواپیما برم؟

من حاضرم تنها قربانی یه توپولف دیگه باشم

اینطوری خیلی های دیگه در امان خواهند بود

فقط یه خلبانی انتخاب كن كه بتونه كنترلش كنه

نمیخوام وقتی كه دارم میام كلی جمعیت هم كنارم باشند و فكر كنم كه تو حواست به من نیست

یادت نره
منتظرم
♥           ♥    
کسی اونجا نیست ؟؟؟؟؟

مگه اونجا خونه ی خدا نیست؟

پس چرا کسی جواب نمیده؟

یهو یه صدای مهربون! ..مثل اینکه صدای یه فرشتس .بله با کی کار داری کوچولو؟

خدا هست؟ باهاش قرار داشتم.. قول داده امشب جوابمو بده.

بگو من میشنوم .کودک متعجب پرسید: مگه تو خدایی ؟من با خدا کار دارم ...

هر چی میخوای به من بگو قول میدم به خدا بگم .

صدای بغض آلودش آهسته گفت یعنی خدام منو دوست نداره؟؟؟؟

فرشته ساکت بود .بعد از مکثی نه چندان طولانی:نه خدا خیلی دوستت داره.مگه کسی میتونه تو رو دوست نداشته باشه؟

بلور اشکی که در چشمانش حلقه زده بود با فشار بغض شکست وبر روی گونه اش غلطید وباهمان بغض گفت :اصلا اگه نگی خدا

باهام حرف بزنه گریه میکنما...

بعد از چند لحظه هیاهوی سکوت ؛

بگو زیبا بگو .هر آنچه را که بر دل کوچکت سنگینی میکند بگو..دیگر بغض امانش را بریده بود بلند بلند گریه کرد وگفت:خدا جون خدای مهربون،خدای قشنگم

میخواستم بهت بگم تو رو خدا نذار بزرگ شم تو رو خدا...چرا ؟این مخالف تقدیره .چرا دوست نداری بزرگ بشی؟آخه خدا من خیلی تو رو دوست دارم قد مامانم ،ده تا

دوستت دارم .اگه بزرگ شم نکنه مثل بقیه فراموشت کنم؟

نکنه یادم بره که یه روزی بهت زنگ زدم ؟نکنه یادم بره هر شب باهات قرار داشتم؟مثل بقیه که بزرگ شدن و حرف منو نمی فهمن.

مثل بقیه که بزرگن و فکر میکنن من الکی میگم با تو دوستم .مگه ما باهم دوست نیستیم؟پس چرا کسی حرفمو باور نمیکنه ؟خدا چرا بزرگا حرفاشون سخت

سخته؟مگه اینطوری نمی شه باهات حرف زد...

خدا پس از تمام شدن گریه های کودک:آدم ،محبوب ترین مخلوق من.. چه زود خاطراتش رو به ازای بزرگ شدن فراموش میکنه...

کاش همه مثل تو به جای خواسته

های عجیب من رو از خودم طلب میکردند تا تمام دنیا در دستشان جا میگرفت.

کاش همه مثل تو مرا برای خودم ونه برای خودخواهی شان میخواستند .دنیا برای تو کوچک است ...

بیا تا برای همیشه کوچک بمانی وهرگز بزرگ نشوی...


کودک کنار گوشی تلفن،درحالی که لبخندبرلب داشت در آغوش خدا به خواب فرو رفت
_________________
یادتان باشد اگر همچو پرستو رفتید

خانه مادری ما همه بیت ازهرا ست

یادتان باشد اگر تنگی دل غوغا کرد

مهدی فاطمه را یاد کنید او تنهاست
           
پنج شنبه 8/11/1388 - 16:48
دانستنی های علمی

« احتیاط باید کرد ، همه چیز کهنه می شود و اگر کوتاهی کنیم عشق نیز . بهانه ها جای حس عاشقانه را خوب می گیرند . »

باید اعتراف کنم که از بی اعتباری خود می ترسم ! چطور ؟ می ترسم دل بستن نیز مانند رفتار روزانه ام شود . بی آنکه متوجه راه می روم ، غذا می خورم ، نگاه می کنم .

می ترسم ندانسته دل ببندم به دنیا ، دوستی ها ، قدرتها ، آدمها و حتی این نوشتن ها !

عادت نوشتن را اصلا دوست ندارم بدم می آید از نویسنده ای که هر روز «باید» ستون مربوط به خود را در روزنامه پر کند . گاهی اوقات سکوت چند ساله هم برای فرار از عادت سخن گفتن لازم است . تازه شدن عشق نیز برای «زندگی» عشق .

تازه شدن در همه چیز لازم است ؛ رفتار ، صحبت ، زندگی حتی دوستی و محبت . با دوستان خود دوباره دوست شدن حس همان آشنایی ابتدا را دارد .

باید خیلی مواظب باشم ؛ خیلی ...

از «او» و او یاری می جویم

از «او» می خواهم عشقش را صادقانه بر من ببخشد

و به درگاه او می نالم كه :

قدرتی ده تا عشق من هیچ گاه كهنه نگردد و گذشت زمان عشقم را به «او» و خودت فرسوده نكند .

كه بزرگم چه زیبا می گوید :

یادمان باشد اگر روزی خاطرمان تنها ماند ، طلب عشق ز هر بی سروپایی نكنیم !

 

 

 

تو می آیی

فكر نمی كردیم جدایی جانگداز بنماید ،‌دوست داشتنی ترین احساسها نیز از فراق هزارساله غمگین می شوند.

دلمان قرص است كه می آیی

به ظلمت آسمان ناامید نمی شویم ،‌طلوع و فرداها را می شماریم و جمعه ها را . مگر چه داشت این دل ما كه آمدنت را می لرزاند .

چشمانمان كوچكتر از آنند كه بودنت را حس كنند اما قلبهامان سرشار از عطر انتظار توست .

ای صاحب دلها ، نوازشهایت و نگاههایت را از ما دریغ مكن .

دیگر اشكهامان تاب ایستادن ندارند گویی تو می خوانی شان . كاش دلهای سردرگم و خسته مان را نیز می خواندی ، كاش حس حضورت در چشمها گل می داد و نه فقط در دلها كه گاه شرم دارم از چشمانم كه لیاقت قدوم خجسته ات را ندارند

نكند عادت كنیم به دوری ات . نكند از یاد ببریم دلها را كه اشتیاق گاه دردناك می شود و شیطان قطره های عقل در دل مشتاق می چكد .

گاه می خواهم چشمانم را به روی هر چه تاریكی است ببندم و طراوت حضورت را معصومانه حس كنم

زمانی كه فقط بهار است و زمستان سرد از شرم آغوش گرم تو رنگ باخته است

زمانی كه اگر مرغ عشقی عاشق باشد بی اعتنا به قفس آواز می خواند

زمانی كه رنگها رنگی اند و گلاب بوی گل محمدی می دهد

وه كه چه زیباست ،‌نه اشكی ،‌نه دردی و نه دل نگرانی سراسر تازگی و شور و قرار

پس بیا و زیبایی كن ...

 

بیا ...

 

مداد رنگی

 

دوستی می گفت زندگی قطاری است که از یک مبدا تا یک مقصد بدون هیچ ایستگاهی ناگزیر پیش می رود .

اما من می گویم زندگی قطاری است که از سرزمینهای مدادرنگی می گذرد ، گاهی زرد است ، گاهی قرمز ، گاهی آبی ، سیاه و ... در نهایت سفید !

و چه ساده اند انسانهایی که به یک رنگ دل می بندند و به سرزمین بعدی امید ندارند . دلم به حالشان می سوزد .

گاهی خسته بودن هم احساس خوبی است ، حواس آدم را جمع می کند !! اینکه بعضی اوقات به هیچ چیز فکر نکنیم برای زندگی لازم است . همان رنگ وسط مدادرنگی : آبی ! ترش مزه !!

گاهی سرشار از انرژی هستی ، پربودن ، تحرك : نارنجی !

گاه چشمانت بسته است و جز «سیاهی» هیچ نمی بینی !

گاه شادابی و سرزندگی «سبز» وارد زندگی ات می شود !

و گاه احساس وجودت را پر می كند ؛ كاملا «دلزده» ای : قرمز !

و در نهایت «سفیدی» كه آرامش و لذت زندگی به تو می دهد.

بزرگم که متنفر بود از روزمرگی زندگی می گفت :

«مگذار که عشق به عادت دوست داشتن تبدیل شود . مگذار که حتی آب دادن گلهای باغچه به آب دادن گلهای باغچه تبدیل شود»

همو خجالت می کشید به چشمانی که عاشق درمانده آن بود عاشقانه نگاه کند و من خجالت می کشم درماندگی ام را به چشمان «او» بنمایانم .

راستش وجدان درد دارم !

که «او» در جستجوی لحظه های سبز قطار زندگی باشد و من حتی سبز را هم نشناسم !!

تصمیم دارم همه رنگهای زندگی ام را احساس كنم ...

 

 

چهارشنبه 7/11/1388 - 16:24
دانستنی های علمی

یكی از آداب و مراسمی باستانی ایرانیان كهن كه همچنان در فرهنگ و تمدن این گستره دارای جایگاه ویژه و مفاهیم ژرف و پایداری می باشد، مراسم آ«چهارشنبه سوریآ» (Cahar sumbat) است.
این جشن و سرور ملی در فرهنگ پارسی به عنوان مقدمه و پیش درآمد عید نوروز نیز شناخته شده است كه هماره در طول تاریخ، قبل از فرا رسیدن سال نو و تحویل نوروز برپا می شده و هنوز هم در بین اقوام و شهروندان ایرانی از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است.

 ایرانیان آخرین سه شنبه سال خورشیدی را با بر افروختن آتش و پریدن از روی آن به استقبال نوروز می روند.


هرچند كه چهارشنبه سوری شاید آمیزه ای از مراسم مختلف یا تطور یافته در گستره زمان باشد. ولی در هر حال اكنون به عنوان یك سنت دیرینه و پایدار می باشد كه بصورت یك جشن و شادمانی در شب آخرین چهارشنبه سال كهنه و در طلیعه ی سال جدید برگزار می گردد. به این صورت كه در واپسین روزهای سال و ایّام تدارك برنامه های عید باستانی نوروز، اقشار مختلف شهروندان ایرانی بویژه جوانان و كودكان از دمدمه های غروب آخرین چهارشنبه در كوچه و پس كوچه های هركوی و برزن، آتشی روشن می كنند و آنگاه با نشاط و سرور وصف ناپذیری شعر معروف:


زردی من از تو ، سرخی تو از من      غم برو شادی بیا ، نكبت برو روزی بیا


را كه در حقیقت نماد خداحافظی از بیماری، ناتوانی، غم و غصه و همچنین پیوستن به زندگی تازه و پویا، در آغوش گرفتن نشاط و شادمانی و... می باشند. بر زبان جاری ساخته و با هلهله و شادی، پرش از روی شعله های زرد و سرخ آتش را به نجوا می نشینند.
یكی از پژوهشگران در مورد فلسفه آتش افروزی شب چهارشنبه در ایران باستان می نویسد: آ«در ایران باستان شب چهارشنبه سوری در بالای قصر سلطنتی و یا كاخهای بزرگ شهر خرمنی از آتش روشن می كردند و دیگران نیز بنا به پیروی از آنان، بالای بام خود آتش روشن می نمودند. ...
[آنها] آتش را بدان جهت روشن می كردند كه معتقد بودند، تمام بدیها و سیاهی ها را درآتش افكنده و می سوزاندند. و از روی آتش می پریدند و می گفتند: سرخی تو از من، زردی من از تو. منظور از سرخی كردار نیك و منظور از زردی كردار زشت و ناپسند است.
همچنین در مورد كیفیّت اجرای مراسم در زمان هخامنشیان می افزاید: ... خرمنی از آتش را به سه كوپه تقسیم می كردند و با همان روش، بنام (آسمان، آذر و آبان) كه سه فرشته مقرّب خدا هستند، می پریدند. پس از آن آتش [را] به هفت قسمت كرده و بنام هفت امشاسپند، از روی آنها می پریدند.)2
شایان ذكر است كه علاوه بر آتش افروزی ، مراسم دیگری نیز همچون: كوزه شكنی، فال گوش ایستادن، شال اندازی، بخت گشایی و... در این شب خاطره انگیز اجرا می كردند كه هركدام دارای خصوصیّات جالبی می باشند.
مثلاً در مورد اجرای مراسم كوزه شكنی كه هنوز هم كماكان در بین جوامع روستایی رواج دارد، در كوزه كهنه ای مقداری آب ریخته و از بالای بام بر زمین می اندازند و معتقدند كه آب كوزه باعث روشنایی و فراخ روزی می گردد.
به هرحال مراسم شادی آفرین چهارشنبه سوری كه همچون معدود آیینهای ملی ایرانیان باستان، ضمن گذر از روزگاران درازی بدست ما رسیده است. اینك به عنوان یك شادی قبلی جهت استقبال از جشنهای نوروزی، پیشاپیش فرا رسیدن سال جدید را نوید می دهد.
اما همان طوری كه قبلاً اشاره گردید. اینكه چرا در شامگاه آخرین چهارشنبه سال كهنه، پرش از روی آتش را بر می گزیده اند، و یا اصولاً چرا در این شب افروختن آتش و پریدن از روی آن معمول گشته است؟ اقوال و عقاید جالب و قابل توجه ای مطرح است كه به چند مورد اشاره می گردد:
جاحظ علامه ی بصری و مؤلّف كتاب (المحاسن و الضداد) در قرن سوم هجری معتقد است كه: (... ایرانیان آتش افروزی پایان سال خود را به شب آخرین چهارشنبه میانداختند تا پیشامدهای سال نو از آسیب روز پلیدی چون چهارشنبه بركنار بماند.)3


مؤلف (فرهنگ مردم) نیز به نقل از (هوشنگ پور كریم) نوشته است : (این آیین ( چهارشنبه سوری ) از آن جهت به غروب آخرین سه شنبه موكول شده است كه قبل از اسلام زردشت، با رسیدگی حسابهای گاهشماری به تنظیم و تدوین دقیق تقویم توفیق یافت و آن سالی بود كه تحویل سال به سه شنبه ای مصادف شد كه نیمه ی آن شب تا ظهر جزئی از سال كهنه و نیمه ی بعد از ظهر جزو سال نو به حساب آمد و چون آغاز هر روز را در نیمه ی شب همان روز می دانستند.
بنابر این فردای آن، سه شنبه را نوروز شناخته و شبش را مطابق معهود جشن گرفته و آتش افروختند و از آن پس، آن شب را چهارشنبه سوری قرار دادند.
به یك عقیده ی دیگر، ایرانیان مراسم آتش افروزی در آتش افروزی در آستانه سال نو را پس از قبول اسلام، در آخرین چهارشنبه سال قرار دادند تا از عقیده ی اعراب تأسّی كرده باشند كه روز چهارشنبه یا (یوم الاربعاء) را شوم و نحس میدانستند.
در مورد وجه تسمیه چهارشنبه سوری ‌‌[نیز] عقیده دارند كه به مناسبت آتش افروزی در آن شب را (سور) سرخ نامیده اند)7
در همینجا مناسبت دارد به نظر و عقیده ی یكی از محققین معاصر توجه داشته باشیم كه ایشان معتقد است، گروهی از مورخین به این مراسم باستانی ایرانیان جنبه اسلامی داده و منشأ آن را به قیام مختار ثقفی نیز نسبت می دهند.

 

 

در روایتر دیگر بیان شده است که:

 

دکتر کورش نیکنام موبد زرتشتی و پژوهشگر در آداب و سنن ایران باستان، عقیده دارد که چهارشنبه سوری هیچ ارتباطی با ایران باستان و زرتشتیان ندارد و شکل گیری این مراسم را پس از حمله اعراب به ایران می داند.

  در ایران باستان هفت روز هفته نداشتیم.در ایران كهن هر یك از سی روز ماه، نامی ویژه دارد، كه نام فرشتگان است. شنبه و یکشنبه و... بعد از تسلط اعراب به فرهنگ ایران وارد شد. بنابراین اینکه ما شب چهارشنبه ای را جشن بگیریم( چون چهارشنبه در فرهنگ عرب روز نحس هفته بوده ) خودش گویای این هست که چهارشنبه سوری بعد از اسلام در ایران مرسوم شد."

"برای ما سال ۳۶۰ روز بوده با ۵ روز اضافه ( یا هر چهار سال ۶ روز اضافه ). ما در این پنج روز آتش روشن می کردیم تا روح نیاکانمان را به خانه هایمان دعوت کنیم."

"بنابراین، این آتش چهارشنبه سوری بازمانده آن آتش افروزی ۵ روز آخر سال در ایران باستان است و زرتشتیان به احتمال زیاد برای اینکه این سنت از بین نرود، نحسی چهارشنبه را بهانه کردند و این جشن را با اعتقاد اعراب منطبق کردند و شد چهارشنبه سوری."

بخش كردن ماه به چهار هفته در ایران ،پس از ظهور اسلام است و شنبه و یك شنبه و دوشنبه و ........نامیدن روز های هفته از زمان رواج آن .شنبه واژه ای سامی و درآمده به زبان فارسی و در اصل "شنبد" بوده است.

"سور "در زبان و ادبیات فارسی و برخی گویش های ایرانی به معنای "جشن"،"مهمانی"و "سرخ" آمده است .

 


به هر تقدیر مراسم چهارشنبه سوری كه در تاریخ و فرهنگ پر بار ایرانی هماره به عنوان یك جشن پیش قراول استقبال از عید نوروز، ایفای نقش نموده و در رگ حیات روزگاران درازی جریان داشته است. ولی در این عصرشاید بخاطر گسترش زندگی ماشینی و عدم دسترسی به ابزار برگزاری مراسم فوق همچون هیمه، كوزه و... در مجامع شهری، بویژه در مجموعه های آپارتمان نشینی، حتی چهره ی نمادین خود را نیز با دشواری حفظ می نماید.  

 

 مراسم چهارشنبه سوری 

 

بوته افروزی 

 

در ایران رسم است كه پیش از پریدن  آفتاب، هر خانواده بوته های خار و گزنی را كه از پیش فراهم كرده اند روی بام یا زمین حیاط خانه و یا در گذرگاه در سه یا پنج یا هفت آ«گلهآ» كپه می كنند. با غروب  آفتاب و نیم تاریك شدن آسمان، زن و مرد و پیر و جوان گرد هم جمع می شوند و بوته ها  را آتش می زنند. در این هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار از روی بوته های  افروخته می پرند، تا مگر ضعف و زردی ناشی از بیماری و غم و محنت را از خود بزدایند  و سلامت و سرخی و شادی به هستی خود بخشند. مردم در حال پریدن از روی آتش ترانه هایی  می خوانند.

زردی من از تو ، سرخی تو از من 

غم برو شادی بیا ، محنت برو روزی بیا 

ای شب چهارشنبه ، ای كلیه جاردنده ، بده مراد بنده 

 

خاکستر چهارشنبه سوری، نحس است، زیرا مردم هنگام پریدن از روی آن، زردی و ییماری خود را، از راه جادوی سرایتی، به آتش می دهند و در عوض سرخی و شادابی آتش را به خود منتقل می کنند. سرود "زردی من از تو / سرخی تو از من"

هر خانه زنی خاكستر را در خاك انداز جمع می كند، و آن را از خانه بیرون می برد و در سر چهار راه، یا در آب روان می ریزد. در بازگشت به خانه، در خانه را می كوبد و به  ساكنان خانه می گوید كه از عروسی می آید و تندرستی و شادی برای خانواده آورده است.
در این هنگام اهالی خانه در را به رویش می گشایند. او بدین گونه همراه خود  تندرستی و شادی را برای یك سال به درون خانه خود می برد. ایرانیان عقیده دارند كه با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضای خانه را از موجودات زیانكار می پالایند و دیو پلیدی و ناپاكی را از محیط زیست دور و پاك می سازند. برای این كه آتش آلوده   نشود خاكستر آن را در سر چهارراه یا در آب روان می ریزند تا باد یا آب آن را با خود  ببرد. جاحظ علامه ی بصری و مؤلّف كتاب (المحاسن و الضداد) در قرن سوم هجری معتقد است كه: (... ایرانیان آتش افروزی پایان سال خود را به شب آخرین چهارشنبه میانداختند تا پیشامدهای سال نو از آسیب روز پلیدی چون چهارشنبه بركنار بماند.)

 

مراسم كوزه شكنی 

مردم پس از آتش افروزی مقداری زغال به نشانه سیاه بختی،كمی نمك به علامت شور چشمی، و یكی سكه دهشاهی به نشانه تنگدستی در كوزه ای سفالین  می اندازند و هر یك از افراد خانواده یك بار كوزه را دور سر خود می چرخاند و آخرین نفر ، كوزه را بر سر بام خانه می برد و آن را به كوچه پرتاب می كند و می گوید: آ«درد و بلای خانه را ریختم  به توی كوچهآ» و باور دارند كه با دور افكندن كوزه، تیره بختی، شور بختی و تنگدستی را از خانه و خانواده دور می كنند.   مراسم كوزه شكنی كه هنوز هم كماكان در بین جوامع روستایی رواج دارد، در كوزه كهنه ای مقداری آب ریخته و از بالای بام بر زمین می اندازند و معتقدند كه آب كوزه باعث روشنایی و فراخ روزی می گردد.

 

همچنین گفته میشود وقتی میتراییسم از تمدن ایران باستان در جهان گسترش یافت،در روم وبسیاری از کشورهای اروپایی ،روز 21 دسامبر ( 30 آذر )  به عنوان تولد میترا جشن گرفته میشد.ولی پس از قرن چهارم میلادی در پی اشتباهی كه در محاسبه روز كبیسه رخ داد . این روز به 25 دسامبر انتقال یافت.

 

فال گوش نشینی 

زنان و دخترانی كه شوق شوهر كردن دارند، یا آرزوی زیارت و مسافرت، غروب شب چهارشنبه نیت می كنند و از خانه بیرون می روند و در سر گذر یا سر چهارسو می ایستند و گوش به صحبت رهگذران می سپارند و به نیك و بد گفتن و تلخ و شیرین صحبتكردن رهگذران تفال می زنند. اگر سخنان دلنشین و شاد از رهگذران بشنوند، برآمدن حاجت و آرزوی خود را برآورده می پندارند. ولی اگر سخنان تلخ و اندوه زا بشنوند، رسیدن به مراد و آرزو را در سال نو ممكن نخواهند دانست.

 

   قاشق زنی

 

زنان و دختران آرزومند و حاجت دار، قاشقی با كاسه ای مسین برمی دارند و شب هنگام در كوچه و گذر راه می افتند و در برابر هفت خانه می ایستند و بی آنكه حرفی بزنند پی در پی قاشق را بر كاسه می زنند. صاحب خانه كه می داند قاشق زنان نذر و حاجتی دارند، شیرینی یا آجیل، برنج یا بنشن و یا مبلغی پول در كاسه های آنان می گذارد. اگر قاشق زنان در قاشق زنی چیزی به دست نیاورند، از برآمدن آرزو و حاجت خود ناامید خواهند شد. گاه مردان به ویژه جوانان، چادری بر سر می اندازند و برای خوشمزگی و تمسخر به قاشق زنی در خانه های دوست و آشنا و نامزدان خود می روند.

 

 

 

 

آش چهارشنبه سوری

  

خانواده هایی كه بیمار یا حاجتی داشتند برای برآمدن حاجت و بهبود یافتن بیمارشان نذر می كردند و در شب چهارشنبه آخر سال (آش ابودردا) یا (آش بیمار) می پختند و آن را اندكی به بیمار می خوراندند و بقیه را هم در میان فقرا پخش می كردند.

 

تقسیم آجیل چهارشنبه سوری

 

زنانی كه نذر و نیازی می كردند در شب چهارشنبه آخر سال، آجیل هفت مغز به نام آ«آجیل چهارشنبه سوریآ» از دكان رو به قبله می خریدند و پاك می كردند و میان خویش و آشنا پخش می كردند و می خورند. به هنگام پاك كردن آجیل، قصه مخصوص آجیل چهارشنبه، معروف به قصه خاركن را نقل می كردند. امروزه، آجیل چهارشنبه سوری جنبه نذرانه اش را از دست داده و از تنقلات شب چهارشنبه سوری شده است.

 

 گرد آوردن بوته، گیراندن و پریدن از روی آن و گفتن عبارت "زردی من از تو، سرخی تو از من" شاید مهمترین اصل شب چهارشنبه سوری است. هر چند که در سالهای اخیر متاسفانه این رسم شیرین جایش را به ترقه بازی و استفاده از مواد محترقه و منفجره خطرناک داده است.

پس امیدورام دوستان عزیز با خواندن این مطالب قشنگی این رسم را با انجام كارهای خطرناك و استفاده از ترقه های خطرناك خراب نكنند.

مراسم دیگری مانند  توپ مروارید ، فال گوش ، آش نذری پختن ، آب پاشی ، بخت گشائی دختران ، دفع چشم زخمها ، کندرو خوشبو ، قلیا سودن ، فال گزفتن هم در این شب جزو مراسمات جالب و جذاب می باشد.

 


 
به هر تقدیر مراسم چهارشنبه سوری كه در تاریخ و فرهنگ پر بار ایرانی هماره به عنوان یك جشن پیش قراول استقبال از عید نوروز، ایفای نقش نموده و در رگ حیات روزگاران درازی جریان داشته است. ولی در این عصرشاید بخاطر گسترش زندگی ماشینی و عدم دسترسی به ابزار برگزاری مراسم فوق همچون هیمه، كوزه و... در مجامع شهری، بویژه در مجموعه های آپارتمان نشینی، حتی چهره ی نمادین خود را نیز با دشواری حفظ می نماید..
 

   تحریف آیین چهارشنبه سوری

 

یافته های پزوهشی نشان می دهد كه تمامی آیین ها و یادمان هایی كه مردم ایران در هنگامه گوناگون بر پا می داشتند و بخشی از آنها همچنان در فرهنگ این سرزمین پایدار شده است ، با منش ، اخلاق و خرد نیاكان ما در آمیخته بود و در همه آنها ، اعتقاد به پروردگار ، امید به زندگی ، نبرد با اهریمنان و بدسگالان و مرگ پرستان ، در قالب نمادها ، نمایش ها و آیین های گوناگون نمایشی گنجانده شده بود .

رفتار خشونت آمیز و مغایر با عرف و منش جامعه نطیر آنچه كه امروزه تحت نام چهارشنبه سوری شاهد آن هستیم ، در هیچكدام از این آیین ها دیده نمی شود .

 

بهتر است بگوییم ، كسانی كه با منفجر كردن ترقه و پراكندن آتش سلامتی مردم را هدف می گیرند ، با تن دادن به رفتاری آمیخته به هرج و مرج روحی ، آیین چهارشنبه سوری را تحریف كرده اند.

چهارشنبه 7/11/1388 - 16:19
آموزش و تحقيقات

بغل کردن مطمئناً احساس خیلی خوبی به شما می بخشد و شواهد نشان می دهد تاثیرات بسیار خوبی هم بر سلامتی ما دارد. در تحقیقی که در دانشگاه کارولینای شمالی انجام گرفت، محققان دریافتند که بغل کردن هورمون "اکسیتوسین" را افزایش داده و خطر ابتلا به بیماری های قلبی را کاهش می دهد.

درواقع، وقتی زوجین 20 ثانیه همدیگر را بغل می کنند، سطح اکسیتوسین در بدنشان که طی تولد بچه و شیردهی آزاد می شود، بالا می رود. افرادیکه در روابط عاشقانه هستند، بیشترین افزایش اکسیتوسین را دارند.

ضمناً سطح هورمون استرس، کورتیزول، هم در خانم ها همراه با فشارخون پایین آمد. دکتر کارن گورون یکی از محققین این تحقیق می گوید، "هرچه حمایت عاطفی بیشتر باشد، این افزایش میزان اکسیتوسین نیز نیز هم در مرد و هم در زن بیشتر خواهد شد. اما اهمیت اکسیتوسین و اثرات محافظت کننده آن دربرابر بیماریهای قلبی، میتواند برای خانم ها بیشتر باشد."

دکتر کارمین گریفیت، سخنگوی بنیاد قلب بریتانیا، می گوید، "دانشمندان علاقه زیادی به این مسئله نشان می دهند که احساسات مثبت می تواند برای سلامتی مفید باشد. این تحقیق نشان میدهد که ساپرت عاطفی، مثلاً به شکل در آغوش کشیدن های عاشقانه می تواند تاثیرات مثبتی بر سلامت قلب داشته باشد. "

در واقع، در یک تحقیق دیگر که آنهم توسط دکتر گورون انجام شد، به اثبات رسید که بغل کردن و گرفتن دستها، تاثیرات استرس را کاهش می دهد. از دو گروه زوج خواستند که درمورد یک موضوع ناراحت کننده با هم صحبت کنند، اما یک گروه از قبل دست های همدیگر را در دست گرفته بودند و همدیگر را بغل کرده بودند درحالیکه گروه دیگر اینکار را انجام نداده بودند. در این تحقیق مشخص شد که:

- افزایش فشارخون در گروهی که هیچ تماسی با هم نداشتند درمقایسه با گروهی که همدیگر را در آغوش گرفته بودند، بیشتر بود.

- ضربان قلب در گروهی که تماسی نداشتند 10 ضربه در دقیقه بود درحالیکه برای گروه دیگر این مقدار 5 ضربه در دقیقه بود.

دکتر گورون پیشنهاد می کند که تماس های گرم و در آغوش کشیدن و گرفتن دست ها قبل از شروع یک روز سخت می تواند شما را در طول روز محافظت کند.

انسانها موجوداتی اجتماعی هستند، همانطور که در تحقیقات مختلف ثابت شده است که آنهایی که در زندگی دوستانی برای خود دارند، و همچنین آنها که ازدواج کرده اند، سالمتر هستند.

ما به ارتباطات اجتماعی احتیاج داریم و این ارتباطات شامل لمس کردن، حتی فراتر از ظرفیت یک زوج است. مثلاً این واقعیت که نوزادان از تماس های پوستی مستقیم با مادرشان فایده می برند و رشد بهتری خواهند داشت را در نظر بگیرید.

مثالی که گفته شد یک تحقیق کره ای بود که روی نوزادان پرورشگاهی انجام شد. آندسته از نوزادان که 5 روز در هفته و به مدت 4 هفته، 15 دقیقه بیشتر صدای زنانه شنیدند، ماساژ و ارتباط چشمی مستقیم داشتند، بعد از گذشت چهار هفته و در سن 6 ماهگی، وزن و قد بیشتری اضافه کردند و شکل گیری سرشان نیز بهتر بود تا آنهایی که این تحریک اضافی را نداشتند.

شواهد نشان داده است که تماس درمانی استرس و درد را در بزرگسالان کاهش می دهد و نشانه های بیماری آلزایمر مثل بیقراری، آواگری، قدم زدن های عصبی و از این قبیل را نیز کاهش می دهد.

وقتش رسیده بیشتر بقیه را بغل کنید

تحقیقات نشان می دهد که زوج های امریکایی چندان تمایلی به آغوش کشیدن در مجامع عمومی را ندارند. طبق تحقیقات زوج های پاریسی سه مرتبه بیشتر از زوج های امریکایی وقتشان را به بغل کردن هم میگذرانند.ه احتمالاً هیچوقت فکرش را هم نمی کردید. بغل کردن...

- احساس خوبی به شما می دهد.

- حس تنهایی را از بین می برد.

- بر ترس غلبه می کند.

- دریچه احساساتتان را باز می کند.

- اعتماد به نفس را بالا می برد.

- حس نوع دوستی شما را تقویت می کند.

- روند پیر شدن را کندتر می کند.

- اشتها را فرو می نشاند.

- استرس و فشارهای عصبی را کاهش می دهد.

- با بیخوابی مبارزه می کند.

- عضلات بازوها و شانه ها را شکل می دهد.

- اگر قدتان کوتاه باشد، یک نوع تمرین کششی به حساب می آید.

- یک جایگزین عالی برای بی بند و باری است.

- یک جایگزین سالم و مطمئن برای مصرف الکل و دخانیات است.

- وجود فیزیکی شما را تایید می کند.

- دموکراتیک است (هر کس حق در آغوش کشیده شدن دارد).

فواید بیشتر بغل کردن

- از نظر اکولوژیکی خوب است (محیط را خراب نمی کند)

- برای صرفه جویی در انرژی بسیار خوب است (گرما را حفظ می کند)

- قابل حمل است.

- به هیچ ابزار خاصی نیاز ندارد.

- هیچ محل خاصی نمی طلبد (یک محل خوب برای بغل کردن هرجایی می تواند باشد)

- روزهای شاد را شادتر می کند.

- فضاهای خالی زندگی را پر میکند.

- حتی بعد از جدا شدن از آغوش، باز هم فایده می رساند. 

سه شنبه 6/11/1388 - 17:19
كودك
چگونه فرزند خود را برای مدرسه آماده کنیم؟
می توان گفت ، هیچ ویژگی و مهارتی وجود ندارد که بچه‌ها برای پیشرفت در مدرسه به آن نیاز نداشته باشند. برخی از این ویژگی‌ها و مهارت‌ها عبارتند از : بهداشت خوب و سلامت جسمانی ، بلوغ فکری و اجتماعی ، مهارت های زبانی ، توانایی حل مسأله ، تفکر خلاق ، و اطلاعات عمومی درباره جهان .
در حالی که به فرزند خود کمک می‌کنید در هر یک از زمینه های یاد شده پیشرفت کند ، به خاطر داشته باشید که :
О میزان پیشرفت بچه‌ها متفاوت است.
О بعضی بچه‌ها در بعضی زمینه‌ها قوی ترند.
همچنین به خاطر داشته باشید که آماده شدن برای مدرسه ، تا حدی به انتظارات مدرسه مورد نظر از دانش آموز بستگی دارد. ممکن است مدرسه ای بخواهد ، کودک در گوشه ای ساکت بنشیند و الفبا بیاموزد و مدرسه دیگری انتظار داشته باشد ، دانش آموز با بچه های دیگر پیش برود.
به نظر می‌رسد ، بچه هایی که می‌توانند خود را با انتظارات مدرسه وفق دهند ، ازآمادگی بهتری برخوردارند. ممکن است شما دوست داشته باشید از مدرسه فرزند خود دیدن کنید و از انتظارات مدیر و معلمان مدرسه اطلاع یابید. و درباره اختلافات نظر خود با آن‌ها به بحث بپردازید. هر چند مدرسه‌ها در برنامه های خود اولویت های متفاوتی دارند ، اما بسیاری از مربیان درباره عواملی که در موفقیت دانش آموزان نقش به سزایی دارند ، هم عقیده اند. این عوامل عبارتند از :
بهداشت و سلامت جسمانی
کودکان به غذای خوب ، خواب کافی ، فضای مناسب برای بازی و مراقبت های پزشکی نیازمندند. اگر این امکانات برای بچه‌ها فراهم شود ، آن‌ها می‌توانند زندگی خوبی را شروع کنند و مشکلاتی را که در زندگی با آنها روبرو می‌شوند ، مانند ، ناراحتی های جسمانی و مشکلات یادگیری ، کاهش دهند.
بهداشت مطلوب برای بچه‌ها ، قبل از تولد و با مراقبت های پیش از زایمان آغاز می‌شود.مادران باردار ، در طول دوره بارداری حتماً باید به پزشک یا درمانگاه مراجعه کنند ، غذاهای مقوی بخورند ، از مصرف الکل ، توتون و مواد مخدر بپرهیزند و استراحت کافی داشته باشند. زنان بارداری که از مراقبت های پزشکی مناسبی برخوردار نیستند ، شانس تولد بچه هایی با ویژگی های زیر را افزایش می‌دهند :
О هنگام تولد وزن کمی دارند و امکان این که در طول زندگی با مشکلات جسمی و ناتوانی در یادگیری روبه رو شوند ، زیاد است.
О دچار آسم هستند.
О عقب افتادگی ذهنی دارند.
О دارای مشکلات گفتاری و زبانی هستند.
О قدرت تمرکز ذهنی ندارند .
О بیش فعالند.
اگر کودک شما برخی از این مشکلات را دارد و یا قبلاً داشته است ، هر چه زودتر با پزشک حوزه مدرسه یا نماینده های محلی خود مشورت کنید. بسیاری از جمعیت‌ها ، خدمات رایگان یا ارزان قیمتی برای کمک به شما و فرزندتان ارائه می‌دهند.
کودکان ، بعد از تولد نیز باید از بهداشت مناسب برخوردار باشند. یک رژیم غذایی خوب می‌تواند در این زمینه بسیار مؤثر باشد. بچه های که در سنین مدرسه هستند ، اگر غذای خوب و مقوی مصرف کنند ، تمرکز بهتری در کلاس درس خواهند داشت. غذای آن‌ها باید شامل این مواد باشد : انواع نان ، غلات ، میوه ، سبزیجات ، گوشت ، مرغ ، ماهی و یا جانشین آن‌ها ( مانند : تخم مرغ ، لوبیا و نخود خشک شده ) ، شیر ، پنیر و ماست . بهتر است ، از خوردن چربی و شیرینی زیاد بپرهیزند. معمولاً بچه های ۲ تا ۵ ساله می‌توانند غذاهایی را مصرف کنند که بزرگ ترها می‌خورند ؛ البته در حجم کم تر. پزشک کودک شما یا درمانگاه‌ها ، توصیه های خوبی برای تغذیه کودکان و بچه های نو پای زیر ۲ سال دارند.
بچه های پیش دبستانی ، به طور مرتب ، به معاینات پزشکی ، دندانپزشکی و واکسیناسیون نیازمندند. مراقبت های پزشکی به صورت دائمی به اندازه زمانی که بچه‌ها بیمار یا دچار صدمه جسمانی شده اند ، اهمیت دارد.
واکسیناسیون کودکان از حدود ۲ ماهگی شروع می‌شود و آن‌ها را از ابتلا به ۹ بیماری : سرخک ، اوریون ، سرخجه ، دیفتری ، کزاز ، سیاه سرفه ، آنفلوانزا ، فلج اطفال و سل مصون می‌سازد. این بیماری‌ها ، می‌توانند صدمات جبران ناپذیری به رشد ذهنی و جسمی کودکان وارد آورند . معاینه دندان های کودکان نیز حداقل از ۳ سالگی آغاز می‌شود و باید به طور مرتب ادامه یابد.
ایجاد فرصت هایی برای ورزش و رشد هماهنگ بدنی ، برای بچه های پیش دبستانی ، اهمیت خاصی دارد. آن‌ها همچنین برای تقویت ماهیچه های بزرگ بدن ، به تمرین هایی مانند : پرتاب توپ ، دویدن ، جهیدن ، بالا رفتن و حرکات موزون نیاز دارند. تمرین هایی که برای تقویت ماهیچه های کوچک بدن ، به خصوص ماهیچه های دست‌ها و انگشتان توصیه می‌شود ، عبارتند از : نقاشی با مداد رنگی ، درست کردن پازل ، کار با قیچی و باز و بسته کردن زیپ لباس ها.
کودکستان محل مناسبی برای پرداختن به این قبیل کارها و کسب مهارت است .
والدین که بچه های معلول دارند ، به محض برخوردن با هر گونه مشکلی ، باید خیلی زود به پزشک مراجعه کنند. رسیدگی به موقع به این بچه‌ها ، به رشد استعدادهای آن‌ها کمک می‌کند.
آمادگی اجتماعی و عاطفی
بچه‌ها معمولاً هنگام ورود به مدرسه بسیار هیجان زده هستند. آن‌ها در مدرسه با محیطی روبه رو می‌شوند که با محیط خانه یا حتی محیط پیش دبستان فرق دارد.
در مدرسه بچه‌ها مجبورند در گروه های بزرگ کار کنند و با بزرگسالان جدید و بچه های دیگر کنار بیایند . آن‌ها باید توجه و محبت معلم خود را با بچه های دیگر تقسیم کنند. برنامه روزانه آن‌ها نیز فرق می‌کند. اغلب بچه‌ها ، مدرسه را با مهارت‌ها ی اجتماعی و بلوغ عاطفی آغاز نمی کنند. این مهارت‌ها را می‌توان با دقت و تمرین کافی آموخت. اگر از قبل فرصت هایی برای رشد برخی ویژگی‌ها در بچه‌ها فراهم شده باشد ، آن‌ها شانس بیش تری برای کسب موفقیت در مدرسه دارند. این ویژگی‌ها عبارتند از :
اعتماد به نفس : بچه‌ها باید بیاموزند ، نسبت به خود احساس خوبی داشته باشند و
باور کنند می‌توانند موفق شوند. بچه هایی که اعتماد به نفس بالایی دارند ، وقتی دست به کاری جدید می‌زنند و بار اول موفق نمی شوند ، دست از تلاش بر نمی دارند.
استقلال : بچه‌ها باید بیاموزند ، کارهایشان را خود انجام دهند.
انگیزه : بچه‌ها باید خواهان یادگیری باشند و در آن‌ها انگیزه برای درس خواندن ایجاد شود.
کنجکاوی : بچه‌ها ذاتاً کنجکاوند و برای به دست آوردن فرصت های بیش تر یادگیری ، باید همان طور کنجکاو باقی بمانند.
پشتکار : بچه‌ها باید یادبگیرند ، کاری را که شروع کرده اند ، تمام کنند.
همکاری : بچه‌ها باید بتوانند با بچه های دیگر سازگار شوند ، معنای همکاری را بفهمند و نوبت را رعایت کنند.
خویشتن داری : بچه‌ها در دوره پیش دبستانی باید بفهمند که بعضی از رفتارها ، مانند ضرب و شتم ، ناشایست هستند و بیاموزند که برای نشان دادن عصبانیت ، راه های خوب و بد وجود دارد.
همدلی : بچه‌ها باید دیگران را دوست داشته باشند و یاد بگیرند به احساسات آنان اهمیت بدهند. والدین حتی بیش از مدرسه و مراکزی که وظیفه مراقبت از بچه‌ها را دارند ، می‌توانند به بچه‌ها درس همدلی بیاموزند.
اگر مایلید فرزندان شما چنین ویژگی های مثبتی پیدا کنند ، توصیه های زیر را به کار بندید :
• مهم نیست چگونه ، اما بچه‌ها باید حس کنند که شما از آن‌ها مواظبت می‌کنید:
بچه‌ها از آنچه از دیگران می‌بینند یا می‌شنوند ، تقلید می‌کنند . اگر والدین ورزش کنند یا غذای کافی بخورند ، بچه‌ها بیش تر تمایل پیدا می‌کنند این کار‌ها را انجام دهند. در صورتی که والدین با دیگران با احترام رفتار کنند ، بچه‌ها نیز یاد می‌گیرند به دیگران احترام بگذارند و اگر والدین در کارها مشارکت داشته باشند ، بچه‌ها می‌آموزند به خواسته های دیگران نیز توجه کنند.
• نسبت به مدرسه و یادگیری نگرش مثبت داشته باشید :
هر کودکی که پا به عرصه وجود می‌گذارد ، محتاج کشف و یادگیری است. اگر پدر و مادر خواهان پرورش این ویژگی‌ها در کودک خود هستند ، باید کنجکاوی اورا تحریک کنند. نشان دادن علاقه به آنچه کودکان انجام می‌دهند ، سبب می‌شود ، آن‌ها از دستاوردهای خود احساس رضایت کنند.
اگر والدین نسبت به رفتن فرزندشان به مدرسه هیجان زده باشند ، بچه‌ها نیز دچار اضطراب می‌شوند. هنگامی که فرزند شما می‌خواهد وارد کودکستان شود ، سعی کنید راجع به جاذبه های مدرسه با او صحبت کنید . با او درباره فعالیت های هیجان انگیزی که در مدرسه انجام می‌شود ، مانند گردش های علمی و کارهای هنری سرگرم کننده ، سخن بگویید و سعی کنید با علاقه و اشتیاق زیاد درباره آنچه که او در مدرسه خواهد آموخت ، مانند : خواندن ، نوشتن ، اندازه گیری کردن و وزن کردن ، حرف بزنید.
• برای فرزند خود ، فرصت هایی برای تمرین و تکرار فراهم کنید: سینه خیز رفتن ، ادای کلمات جدید و یا حتی نوشیدن یک فنجان چای ، نیاز به تمرین دارد. بچه‌ها نه تنها از تکرار کارها خسته نمی شوند ، بلکه با انجام دوباره کارها آن‌ها را یاد می‌گیرند و اعتماد به نفس لازم را برای انجام کارهای جدید پیدا می‌کنند.
• در زندگی فرزندتان نظم و انضباط مناسبی برقرار کنید: همه بچه‌ها تا اندازه ای به محدودیت نیاز دارند. معمولاً بچه هایی که والدینی منضبط و در عین حال با محبت دارند ، از نظر مهارت های اجتماعی بهتر و عملکرد شان در مدرسه مثبت تر از بچه هایی است که والدین شان ، آن‌ها را زیاد محدود می‌کنند یا کاملاً آزاد می‌گذارند ، است . در این رابطه توصیه های زیر ضروری به نظر می‌رسند :
О در ضمن این که فعالیت های بچه‌ها را هدایت می‌کنید ، از ایجاد محدودیت های غیر ضروری و تسلط بر اوضاع بپرهیزند.
О هنگامی که از فرزند خود می‌خواهید کاری را انجام دهد ، برایش دلایل کافی بیاورید. برای مثال ، بگویید : لطفاً کامیونت را از روی پله‌ها بردار ، چون ممکن است پای کسی به آن بر خورد کند و پرت شود. نه این که بگویید : این کار را انجام بده ، چون من می‌گویم .
О به صحبت های فرزند خود گوش دهید تا به خواسته های او پی ببرید و این که آیا بهО کمک خاصی نیاز دارد یا نه ؟
О موقع عصبانیت ، عشق و علاقه و احترام خود را نسبت به فرزندتان نشان دهید. از کار او انتقاد کنید، نه از خودش . مثلاً بگویید : من دوستت دارم ، اما این صحیح نیست که روی دیوارها نقاشی بکشی . وقتی این کار را انجام می‌دهی ، من عصبانی می‌شوم.
О به فرزندتان در انتخاب راه و حل مشکلات کمک کنید. شما ممکن است از فرزند ۴ ساله خود بپرسید : چه کار کنیم که دیگر کوین به اسباب بازی های تو دست نزند ؟
О مثبت نگر و مشوق کودک خود باشید. او را به خاطر کار نیک تشویق کنید. لبخند رضایت و تشویق شما ، بیش تر از تنبیه های سخت ، رفتار خوب را در کودکان شکل می‌دهد.
О اجازه دهید بچه‌ها خیلی از کارها را خودشان انجام دهند : کودکان به مراقبت زیادی نیاز دارند ، ولی کم کم یاد می‌گیرند که با انجام کارهایی مانند ، پوشیدن لباس و مرتب کردن اسباب بازی های خود ، مستقل شوند و اتکا به نفس خود را تقویت کنند. بسیار اهمیت دارد که در هر کاری به جای آن‌ها تصمیم گیری نکنید و اجازه بدهید خودشان تصمیم بگیرند. به یاد داشته باشید ، فقط زمانی به آن‌ها حق تصمیم گیری بدهید که یک راه بیش تر وجود نداشته باشد.
فرزندان خود را تشویق کنید با بچه های دیگر بازی کنند و درکنار بزرگ ترهایی بمانند که از اعضای خانواده آن‌ها نیستند. بچه های پیش دبستانی به خصوص به این فرصت های اجتماعی بیش تر نیاز دارند تا یاد بگیرند که چگونه از دید دیگران به مسائل نگاه کنند. اگر بچه‌ها قبلاً تجربیاتی از برخورد و نشست و برخاست با بزرگسالان وبچه های دیگر داشته باشند، با معلمان و همکلاسی های خود سازگاری بیش تری خواهند داشت.
زبان و دانش عمومی
بچه‌ها در مدرسه در فعالیت هایی شرکت می‌کنند که نیازمند استفاده از زبان و حل مسائل هستند . بچه هایی که نمی خواهند و یا نمی توانند به راحتی با دیگران ارتباط بر قرار کنند ، در مدرسه با مشکلات متعددی روبرو می‌شوند. راه های زیادی وجود دارد که به بچه‌ها کمک کنید تا بیاموزند که چگونه با دیگران ارتباط برقرار کنند ، به حل مشکلاتشان بپردازند و کمک خود را از جهان پیرامون افزایش دهند. در این زمینه می‌توانید به صحبت های فرزند خود گوش دهید تا به خواسته های او پی ببرید
 به فرزندان خود فرصت هایی برای بازی بدهید: بچه‌ها از طریق بازی می‌آموزند. بازی راهی طبیعی است برای آن‌ها تا بتوانند کشف کنند ، خلاق شوند و مهارت های علمی و اجتماعی خود را رشد دهند. بازی همچنین به آن‌ها کمک می‌کند ، مشکلات خود راحل کنند. بچه‌ها از طریق بازی با بلوک‌ها ، با هندسه ، اشکال و توازن آشنا می‌شوند و می‌توانند ضمن بازی با دیگران به سازگاری برسند.
О از بدو تولد با بچه های خود حرف بزنید: نوزادان نیازمند شنیدن صدای شما هستند. رادیو و تلویزیون نمی توانند جای شما را بگیرند ؛ زیرا آن‌ها قادر نیستند به غان و غون بچه‌ها پاسخ گویند. هر قدر با کودکان خود بیش تر صحبت کنید ، بعدها مهارت بیش تری در حرف زدن پیدا خواهند کرد . صحبت با بچه‌ها تنها فهم و درک آن‌ها را نیز از مقوله زبان و جهان پیرامون افزایش می‌دهد.فعالیت های روزانه ، همچون خوردن شام و حمام کردن ، فرصت هایی گاه مفصل برای صحبت کردن درباره اتفاقات پیش آمده و پاسخ به سؤالات فرزندانتان فراهم می‌آورد. برای مثال :” اول درپوش راه خروجی آب را بگذار ، حالا شیر آب را باز کن. می‌بینم که می‌خواهی اردکت را در وان بگذاری . فکر خوبی است. نگاه کن اردکت زرد است ….”
О به حرف و خواسته های بچه های خود گوش کنید: بچه‌ها افکار ، احساسات ، شادی‌ها ، غم‌ها ، امید‌ها و ترس های مخصوص به خود را دارند. برای رشد مهارت های زبانی ، آن‌ها را به حرف زدن تشویق کنید. گوش کردن بهترین راه برای پی بردن به افکار آن هاست و کشف آنچه که می‌دانند و آنچه که نمی دانند و همین طور چگونگی فکر کردن و آموختن آن‌ها . شما با این رفتار نشان می‌دهید که احساسات و عقاید آن‌ها ارزشمندند.
О از فرزندان خود سؤال کنید و به سؤالات آن‌ها پاسخ گویید: به خصوص به سؤالاتی که پاسخی بیش از بله و خیر دارند. برای مثال ، خیلی از بچه های ۲ تا ۳ ساله هنگام قدم زدن در پارک ، می‌ایستند و شروع به جمع آوری برگ‌ها می‌کنند. شما
می‌توانید به آن‌ها نشان دهید که برخی از برگ‌ها شبیه به هم و برخی دیگر متفاوتند. می‌توانید از بچه های بزرگ تر سؤال کنید که چه چیزهای دیگری روی درختان می‌رویند.
سؤال کردن به بچه‌ها کمک می‌کند ، یاد بگیرند اشیای گوناگون را مقایسه و یا طبقه بندی کنند. به سؤالات آن‌ها با تأمل پاسخ دهید و در صورت امکان تشویقشان کنید ، پاسخ سؤالاتشان را خودشان پیدا کنند. در صورتی که پاسخ سؤالی را نمی دانید ، بگویید نمی دانم و سعی کنید به کمک فرزندتان جواب آن را بیابید.
О هر روز با صدای بلند برای فرزند خود کتاب بخوانید : خواندن می‌تواند از بدو تولد آغاز و تا پیش از دبستان ادامه یابد. ممکن است فرزندتان مفهوم داستان یا شعری را که می‌خوانید ، درک نکند ، ولی برای او فرصتی به وجود می‌آید تا زبان یاد بگیرد ، از موسیقی صدای شما لذت ببرد و به شما نزدیک شود. لازم نیست حتماً خواننده ای بی نظیر باشید تا فرزندتان از خواندن شما و از با شما بودن لذت ببرد. گاهی می‌توانید فرزندتان را به کتابخانه ای عمومی ببرید تا از کتاب های داستان آن جا لذت ببرد.
О مواد خواندنی را در دسترس کودکتان قرار دهید: اگر کتاب و مواد خواندنی در دسترس کودکان باشد ، علاقه آن‌ها به زبان آموزی و یادگیری رشد سریع تری خواهد داشت.
О برنامه تماشای تلویزیون فرزندتان را کنترل کنید: تلویزیون ، پس از پدر و مادر ، معلمی است که تأثیر بسیاری بر فرزندان ما دارد. برنامه های تلویزیونی خوب قادرند بچه‌ها را وارد دنیای تازه ای کنند و یادگیری آن‌ها را افزایش دهند. اما برخی برنامه های تلویزیونی زیان آورند و زیاد تماشا کردن تلویزیون هم می‌تواند بسیار مضر باشد.
О در بر خورد با توانایی‌ها و علایق کودکان خود واقع بین باشید: اگر ارزیابی درستی از توانایی فرزندتان داشته باشید ، او در مدرسه عملکرد بهتری خواهد داشت . باید استانداردهای مهم را بشناسید . بچه های پیش دبستانی خود را برای انجام کارهای جدید تشویق کنید. اگر بچه‌ها به مبارزه با مشکلات خوانده نشوند ، خسته خواهند شد. بچه های که خیلی زود کنار گذاشته می‌شوند و یا انجام کارهایی از آن‌ها خواسته می‌شود که علاقه ای به آن‌ها ندارند ، مأیوس و سرخورده می‌شوند. اجازه ندهید فرزندانتان ؛ القاب ناشایست داشته باشند. القابی مانند ” ابله ” یا ” کودن ” تأثیر منفی
زیادی بر اعتماد به نفس و عملکرد آن‌ها می‌گذارند. به یاد داشته باشید بچه هایتان را برای انجام کارهای خوب تشویق کنید.

О فرصت هایی برای کار و مشاهده بیش تر فراهم کنید: بچه‌ها هر اندازه تجربه بیش تری به دست آورند ، بیش تر درباره جهان اطراف خود می‌آموزند. مهم نیست کجا زندگی می‌کنید. جامعه می‌تواند زمینه تجربیات جدیدی را فراهم کند. در محله های اطراف قدم بزنید و با اتوبوس به جاهای گوناگون بروید. از موزه‌ها ، کتابخانه‌ها ، باغ و حش‌ها و جاهای دیگر دیدن کنید.
اگر در شهر زندگی می‌کنید ، روزی را در حومه شهر بگذرانید و اگر در حومه زندگی می‌کنید ، روزی را در شهر سپری کنید. به بچه های خود اجازه دهید به موسیقی گوش کنند ، بنوازند و نقاشی کنند. از آن‌ها بخواهید در فعالیت هایی که به رشد قوه تخیل آن‌ها کمک می‌کند ، شرکت کنند و بتوانند به بیان عقاید و احساسات خود بپردازند

سه شنبه 6/11/1388 - 16:43
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته