
شهید حاج «حسین خرازی» فرمانده لشكر 14 امام حسین (ع) در آبان 1362 بعد از
این عملیات پیروزمندانه در بین رزمندگان سخنرانی كرد كه بعد از 27 سال این
سخنرانی منتشر شد.
راسخون: شهید
حاج «حسین خرازی» فرمانده لشكر 14 امام حسین (ع) در آبان 1362 بعد از این
عملیات پیروزمندانه در بین رزمندگان سخنرانی كرد كه بعد از 27 سال این
سخنرانی منتشر شد.
به گزارش فارس ، عملیات «والفجر 4» شاهد
رشادتهای شهید باكری و شهید خرازیها بود؛ شهید حسین خرازی در آبان 1362
بعد از این عملیات پیروزمندانه در بین رزمندگان سخنرانی كرد كه بعد از 27
سال این سخنرانی منتشر میشود.
سلام علیكم
بسم الله الرحمن
الرحیم. الحمدلله رب العالمین. والصلات و السلام علی سیدنا ابی القاسم
محمد(ص) و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین. قال الله الحكیم اعوذ
بالله من الشیطان الرجیم من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه.
با درود و سلام بر امام زمان (عج)، نائب بر حقش حضرت امام و شهدای تاریخ
اسلام به ویژه شهدای عملیات «والفجر2»، «والفجر3»، برادر شهید حجت الاسلام
ردانی پور، برادران شهید دیگر و به ویژه شهادت برادر عزیز، مسئول اطلاعات
عملیات لشكر امام حسین (ع) سید مصطفی حسن زاده و برادر مهدی جمشیدی و كلیه
معلولین و مجروحین این جنگ تحمیلی (برای شادی ارواح همگی شهدا صلوات).
بحمدلله جلسه خیلی خوبی برای بزرگداشت و ختم شهدای عزیز برپا شده و معنویت
پرباری در این جلسه مشاهده میشود كه انگیزههای قیام امام حسین (ع) را ما
در این جلسه و در این شهادتها میگوییم.
«برخی از مؤمنان، بزرگمردان و رادمردانی هستند كه به پیمانی كه با خدا بسته بودند، وفا كردند و بر سر این وفا و عهد شهید شدند».
* هدف از خلقت در سخنرانی شهید خرازی
در نظام خلقت هیچ چیز بدون حكمت نیافریده شده و هدف از خلقت «و ما خلقت
الجن و الانس، الا لیعبدوا» فقط عبادت، كمال انسانیت و رسیدن به خدا مطرح
است و هر پدیدهای در نظام خلقت غایت و آخری دارد و انسان هم یكی از این
پدیدههای خلقت هست كه برای آن یك غایت و یك هدفی در نظر گرفته شده است.
اگر چه برای این اهداف، خداوند تبارك و تعالی، برای تحقق دادن آنها
سزاوارتر است، لیكن به سبب بعضی از حكمتها و آزمایشها، این را به دست
خلیفه روی زمین، یعنی انسان نهاد؛ شهدا در این صحنه و در این میدان،
بهترین الگوها و بهترین علامتهای راه و نمونههائی هستند كه این اهداف را
در جامعه پیاده میكنند و با شهادت خودشان گواه میگیرند؛ خدا آنها را بر
ما گواه میگیرد «یتخذ منكم شهداء» و در این صحنه آزمایش كه انسانها در
نظام اسلام مطرح است، این است كه صبر داشته باشیم و خداوند میفرماید «ام
حسبت من تدخل الجنت» آیا شما گمان میكنید كه بیهوده به بهشت میروید در
صورتی كه این چنین نیست، اینطور نیست، بهشت عاجین و مخلوط شده با صبر
«الجنت حُفَت بمكاره» بهشت خوابیده شده، نهاده شده در بین مشكلات و انسانی
كه میخواهد به این بهشت برسد، باید صبر كند و به مقام صبر و صابری برسد،
خداوند در معیت صابران است و صابران در معیت خدا هستند.
* در هر شهیدی خصیصهای است كه میتواند هدایتگر باشد
هدف بیشتر این شهادتها تربیت ما
انسانهای خاكی است؛ اگر خوب دقت كنیم در این شهادتها میبینیم برای ما
تربیتهائی است كه باید بیشتر به آن توجه كنیم؛ در هر شهیدی یك خصیصهای
است، یك اخلاق پسندیدهای است كه اگر ما به آن تأسی كنیم، برای هدایت ما
میتواند رهنمون و هدایتگر باشد و خداوند ما را هم از این نعمت برخوردار
كرده كه در جامعه ما شهدائی میگیرد و ما را به این شهدا، به مقام اخلاق
این شهدا توجه میدهد، كه ما هم این چنین باشیم و خداوند در این خلقت
انسانهایی را خلق میكند، انسانهایی را انتخاب میكند كه بیشتر دوستشان
داشته باشد؛ « یحب الذین یقاتلون فی سبیل صفاً كانهم بنیان مرصوص» و این
شهدا و این برگزیدگان همگی و همه در مقام صبر و مجاهدت مشخص میشوند.
* چه بسیار كسانی كه پس از شهادت بهشتی مظلوم، تربیت شدند
بالای هر برّی، برّی است و آن جهاد
فیسبیلالله است و سپس شهادت فیسبیلالله؛ جهاد بابی است كه به ما حیات
میدهد، به ما زندگی میدهد و ما را زنده نگه میدارد و حیات ما در جهاد
است؛ اگر ما در شهادت این 72تن، كه در رأس آنها، سالار شهیدان تاریخ
اسلام، در زمان حال، حضرت آیت الله بهشتی را میبینیم، اینها برای ما
حكمتها، تربیتها و درسهایی است، قبل از شهادت چقدر به شهید مظلوم دكتر
بهشتی تهمت میبستند، ایشان را زیر سؤال میبردند، جملات خیلی هرزی به
ایشان میگفتند و نسبتهای ناروا میدادند، ولیكن بعد از شهادت ایشان مردم
به اخلاق، به بزرگ منشی این مرد، به فضائل اخلاقی و مقام علمی معنوی این
شهید مظلوم پی بردند و چه بسیار تربیت شدند و چه بسیار راه خوبی را پیش
گرفتند.
پس در همه این شهادتها، یك حكمت و یك هدفی است كه ما اگر خوب به آن توجه
كنیم، خوب به آن عمیق بشویم، میبینیم كه آنها همه برای تربیت بشر، تزكیه
بشر، تزكیه انسان و تربیت انسان بوجود آمده و خدا این كار را انجام میدهد
و خدا انتخاب میكند، باذن الله.
* «شهید» اوج رهائی از وابستگیهاست
قرآن كریم میفرماید «ولا تحسبنّ الذین
قتلوا فیسبیلالله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون» مپندارید كسانی كه
در راه ما جهاد كردند و شهید شدند، مردهاند، اینها حیات دارند، با شهادت
خودشان به ما حیات میدهند. میبینیم كه اینطور هم هست، میبینیم كه در
جامعه اسلامی كه ارزشهای انسانی و اسلامی برای ما اهمیت دارد و برای ما
معیار است، این است كه این انسانها آن طور كه خدا آنها را برمیگزیند،
برای ما هم الگو باشد.
درباره شهید صحبت زیاد هست، بزرگان ما، قرآن كریم، احادیث زیاد هست در
فضیلت مجاهدان و شهدا، حتی در مقام شهید هست كه در روز قیامت پیامبران هم
برپا میشوند و میایستند به احترام شهدا و شهدا بدون جواب و سؤال
میآیند؛ از جلوی همگی رد میشوند؛ اولین گروهی هستند كه به بهشت خداوندی
میرسند و در آنجا مقیم میشوند. اینها همگی در اثر پاسداری و جا پای
انبیاء گذاشتن و در خط انبیاء حركت كردن و خود را منطبق با قوانین و
معیارهایی كه آنها برای جامعه ما عرضه داشتند، میباشد.
فقط این فضیلت برای آنها است و شهدا چون كه حق را تشخیص میدهند و برای
اقامه حق خود را به كشتن میدهند، اینها شهیدند و به آنها شهید میگویند و
شهدا الگوهای انسانیت و انسانهای وارستهای هستند كه خودشان را از
وابستگیها رهانیدهاند و كلمه زیبا برای این شهدا گفته شده كه شهید اوج
رهائی از وابستگیها است.
* شهید حسن زاده خودش را متخلق به اخلاق الهی كرده بود
ما میبینیم آقای شهید سیدمصطفی حسن زاده
یكی از این افرادی هستند كه در این جرگه قرار گرفتهاند و ما باید به این
شهید عزیز، این شهید بزرگوار تأسی بكنیم و ببینیم ایشان چرا شهید شد؛
ایشان چه كرده بود كه به این مقام رسید؟
من موقعی كه آقای حسنزاده شهید شد، به چند تا از برادران خوبمان كه از
نزدیكان هم هستیم، گفتم كه خوب فكر كنید، بررسی كنید كه چرا آقای حسنزاده
شهید شد و چرا خدا ایشان را انتخاب كرد و آن قدری كه میتوانیم جواب بدهیم
همین كه این انسان والا خودش را متخلق به اخلاق الهی كرده بود، متصل به
صفات الهی كرده بود، خودش را آماده كرده بود، یك انسان صابر و مجاهدی شد
كه خدا دید لیاقت شایستگی و انتخاب آن در این جامعه فعلی و در میان این
برادران اطلاعات عملیات، كه شبانه روز در این كوهها راه میروند و سنگهای
سخت را زیر پای خودشان نرم كردند و دشمن را شناسائی كردند، آن را گواه
میگیرد و خوب میتوانند برادران اطلاعات عملیات بفهمند كه این برادر شهید
و عزیز چه خصلتهای اخلاقی خوبی داشت.
*شهید حسنزاده به تنهایی یك لشكر بود
شهید حسن زاده یكی از افراد فداكار، شجاع
و مدیر ما بود كه شهید شد؛ او به تنهائی یك لشكر بود و ما شاید نسبت به
این برادر ظلم كرده باشیم و در محضر شما برادران عزیز، خداوند تبارك و
تعالی و این شهید ارجمند كه الان حاضر و ناظر بر اعمال و رفتار ما هست،
باذن الله طلب بخشش و آمرزش میكنیم و از آن میخواهیم كه برای ما شفاعت
بكند.
از بزرگ مردی و ایثارگری این برادر همین قدر بس كه به تنهائی آمد در این
منطقهای، كه عرض منطقهای كه باید شناسائی میكرد، بیش از 60 كیلومتر بود
و ما از دشمن هیچ شناسائی نداشتیم، ایشان قبول كرد، رفت و اطلاعات را
سازمان داد، تقسیم كرد، محور كرد و شروع به شناسائی كردند و با تجربه و
قدمتی هم كه در طول جنگ داشت و ما هم آن را میشناختیم، ایشان شروع به
شناسائی كرد و منطقه را آماده كرد، دشمن خدا را شناسائی كرد و چه خوب
منطقه را آراست، و از زیاد كار كردن و خوب كار كردنش، شهادتش گواه است.
آقای حسن زاده را ما از عملیات طریق القدس كه ایشان فرمانده یكی از
گردانهایی بود كه با خود ما و گردان شهید جولایی و گردان آن برادرمان
آقای خانی كه از بچههای مشهد هست زخمی شد در آن علمیات، دو سه گردانی كه
یكی از برادران بودند آقای احمدی توپخانه، طلبه هم هست، آن عملیات بود،
محوری را بایدبرای عملیات میرفت كه پشت دشمن را در چزابه ببندد، آقای حسن
زاده را تقریباً یك روز قبل از عملیات به ما دادند و ما با ایشان صحبت
كردیم و مسائل عملیات را با او در میان گذاشتیم و ایشان از پشت بستان كه
میشود شمال بستان، رملها را به طول 17 كیلومتر و به عمق 10 كیلومتر
پیاده همان روز با نیروها آمد و نزدیكهای مغرب بیش از 7 ساعت راه رفته
بود و شب هم باید 4ـ 3 ساعت دیگر راه میرفت، رفتند و به چزابه رسیدند،
البته رسیدن این گردانها به چزابه ماجراها و حوادث زیادی دارد.
در اینجا معترفم و خدا را شاهد میگیرم تحت تأثیر زحمات این برادر شهید
قرار گرفته بودم، رویم نمیشد كه از ایشان سؤال كنم و حتی در زمان شهادتش،
قبل از شهادتش از او بیایم و سؤال كنم.
یك نامهای برداشتم نوشتم و آن احساساتی كه داشتم در نامه آوردم و گفتم
خلاصه من را میبخشید، انشاءالله ما را حلال كنید، در سی ام ماه نوشتم،
در 29شهریور بود یا30 و متقابلاً این برادر برای ما یك نامه نوشت كه به
شما بگویم جداً از قوت ایمان، روح بزرگ و سعه صدری كه این برادر داشت و
همه كارها را به شما برادران عزیزی كه بیشتر از واحد اطلاعات عملیات
هستید، میسپارم و نامه اش الان پیش من است.
* شهدا در زمین گمنام و در آسمان با عظمت هستند
به هر جهت اسلام و تاریخ، فداكاری این
شهدای بزرگ را از یاد نخواهد برد، اگر چه این شهدا، كما اینكه امام هم
فرمودند در روی زمین گمنام هستند ولیكن در آسمانها اینها كرامت دارند و
عظمت. یاد، انسانیت و كارشان در آسمانها و پیش خداست.
بدانیم كه ما باید در این مصیبتها به خدا رو بیاوریم و بگوئیم «انا لله و
انا الیه راجعون»، این آیهای است كه خداوند میفرماید «و اذا اصابتهم
مصیبه قالوا انا لله و انا الیه راجعون»، این را همه باید بگوئیم كه اساس
ایدئولوژی ما بر اساس همین آیه پایهریزی شده و اساس جنگ ما هم بر همین
اساس، یعنی ما در جهان مطرح میكنیم كه فرمانده اصلی و قدرت اصلی خداست
«انا لله و لا الله الا الله» همان كه بگوئیم «قالوا لا اله الا الله»،
باید لا اله الا الله بشویم، نه حتی بگوئیم بشویم و بسازیم.
* اگر در جهاد سستی كنیم ضعیفها قوی میشوند
سر ِجنگ ما از همین جاست، كه بگوئیم
طاغوتها نباشند، كافران نباشند، ملحدین نباشند و از همین جا درگیری ما با
شیطان بزرگ كه آمریكاست شروع میشود و ما حیات خودمان را فقط در این جنگ
«و عصی تكرحوا شیئاً و هو خیر لكم» و جداً همین طور است.
ما یك نمونهاش را كه در نهج البلاغه حضرت علی به بررسی گذاشته، میبینیم
كه اگر ما در كار این جهاد سستی كنیم، باعث میشود كه ضعیفها قوی بشوند،
این را هم میتوانیم منفی تعبیر كنیم، هم مثبت؛ هم میتوانیم بگوئیم كه
كویتی كه الان میآید و میگوید ما مجبوریم به عراق كمك كنیم و رئیس جمهور
و اعضای دولت ما با هم مشورت میكنند و میبینند كه بهترین موقع است كه به
این سفیر كویت تو دهنی بزنند و درسی بشود برای این سفیر و همانهایی كه
میبینیم فرانسه میخواهد عراق كافری كه ریگان را پشتیبانی میكند و
احتیاط عراق است، میخواهند هواپیمای سوپر اتاندارد بدهند كه تأسیسات نفتی
ما را بزنند و امام هم میبینیم كه خوب دقیقاً موضع گیری میكنند و
میگویند اگر این هواپیماها به عراق داده بشود، ما میآئیم چكار میكنیم،
میآئیم تنگه هرمز را میبندیم و نفت را بر روی اروپا میبندیم، امام خیلی
پا را فراتر میگذارند. آن قوه ایمان، اراده و تصمیمی كه همهاش ناشی از
اسلام و ایمان است و این مطلب را میگوید كه همگی این تصمیمها و این
ارادهها در اثر این پایمردیها، زحمات و شهادتهایی است كه تا به حال
برای اسلام داده شده است.
* چتر حفاظتی خدا همیشه بالای سر ماست
در عملیات پریشبی كه در اینجا انجام گرفت
و بحمدلله یك معجزهای انجام گرفت و جداً ما آن چتر حفاظتی خدا و این لطف
همیشگی خدا را و این فضل دائمی خدا را همیشه بالای سر خودمان میبینیم و
در زندگی خودمان احساس میكنیم. پریشب دشمن كه احساس خطر كرده و دیده بود
كه این ارتفاعات سورن، خیلی مهم است، راهنمای صعب العبور هم زیاد در این
ارتفاع دارد و ما هم نیرو نداریم، آمد و از همان ابتدا خودش را آماده كرد،
با هلیكوپتر و پیاده از زمین آمد و ارتفاعات را گرفت و چقدر حساب شده حتی
دیدهبانی با توپخانه و بیسیم و تلفن سیم كشیده بودند و نیروهای آمادهای
كه از قبل تهیه كرده بودند، آتشهایی كه از قبل تهیه كرده بودند آمد و قصد
گرفتن این ارتفاعات صعبالعبور، مهم، حیاتی و مؤثر را داشت، مؤثر از این
جهت كه اگر این ارتفاعات دست دشمن میماند، تمام این جادههایی كه ما
كشیده بودیم، این كارهایی كه برادران كرده بودند، چه دایره اطلاعات و
مهندسی جادههایی كه كشیده شده بود و تمام پادگان مریوان، شهر مریوان، همه
زیر تیر مستقیم عراق قرار میگرفت و دیگر ما اگر عملیات انجام نمیدادیم،
خیلی سنگینتر و بهتر بود كه با همت برادران اطلاعات و عملیات و آن
هوشیاری و زیركی كه آقای حسن زاده داشت، همان موقع فهمیده بود دشمن
میخواهد روی ارتفاعات بیاید و این آتشی كه دارد روی اینجا ریخته میشود
بدون دیدهبانی شده نیست و لذا نفوذ كرده و تا روی ارتفاعات سورن برود و
آنجا را كنترل و هدایت كند، در بین راه شناسائی شده و توسط دشمن به شهادت
میرسد؛ بعد میبینیم كه چند تا از برادران اطلاعات كه در حال شناسائی
بودند با آن افراد دشمن درگیر میشوند و آقای طاهری چند نفر از آنها را
اسیر میگیرد و میآورد و ما فهمیدیم كه اینها قصد گرفتن این ارتفاعات را
دارند و خوب خودمان را آماده كردیم و به برادر آقایی كه توی چاله سبز بود،
گفتیم بچههای طرح عملیات را آماده كند، آن هم هر چه فرمانده گروهان و
گردان داشت و یك سری از بچههای اطلاعات و تخریب را آماده كرد و برادر
شمالی از اطلاعات آمد، همین طور و با كمترین سلاح و تجهیزات رفتند و جداً
بر انبوه دشمن كه بیش از دو گردان - یك گردان در شب بود و یك گردان هم صبح
زود آمده بود به ارتفاعات - درگیر شده بودند و دشمن را كوبیدند و از روی
ارتفاعات پائین ریختند و دو تا اسیر دیگر هم گرفتند و باهم الحاق كردند و
جداً این فضل خدا بود، كه اگر این كار انجام نمیگرفت و اگر این سرعت عمل
نبود، جداً یك فاجعه میشد و ما باید چقدر شهید میدادیم، تا آن ارتفاعات
را دو هفته تسخیر كنیم با آن صخرهها و سنگین بودن و صعب العبور بودنش و
برادران جداً همت كردند و رفتند و ارتفاع را تأمین كردند. اجرشان با خدا
باشد و جداً این فداكاریها، این فدایی دادنها و این جانبازیها، چه از
برادرانی كه از اطلاعات شهید شدند، كه دشمن از غیضش پس از اینكه ایشان به
شهادت رسیده بود چند تا تیر خلاص هم به آن خالی كرده بود. البته آنها هم
بیشترشان به سزای این تجاوز خودشان رسیدند.
* عزت ما در شهادتها و جراحتهاست
قرآن میگوید كه این جنایتكاران را باید
قصاص كرد «و لكم فی القصاص حیات» حالا این منظور 4 تا هروئینی یا 4 نفر
منافق نیست؛نه، این یك آیه عامی است «و لكم فی القصاص حیات یا اولی
الالباب» ما باید از اینها قصاص بگیریم و در این قصاص برای ما حیات است،
ما باید این آیه را نصب العین خودمان قرار بدهیم و از این شهادتها و از
این جراحتها و مجروح دادنها نهراسیم كه تكامل و حیات ما هم باز هم در
همینها هست؛ عزت ما هم در همین شهادتها و جراحتهاست، ما هم به شهادت و
هم به این جراحتها آزمایش میشویم و مؤمنین در این مرحله از آزمایش كه
میزان و گرایش به حق و صبرشان مشخص میشوند كه چقدر اینها به حق، به خدا
جداً وفادارند و گرایش دارند و همه ما در این منطقه خودشناسی و خداشناسی
حتماً و حكماً به ضعفهائی كه خودمان داریم، حتماً پی میبریم و چه خوب
است كه خودمان را اینجا وارسته كنیم؛ این اخلاق رذیله -كه حالا من خودم را
میگویم- اگر داشته باشیم بر اثر این برخوردها و این حوادث انشاءالله
بتوانیم در جهت علاجش بر بیاییم و از خدا بخواهیم كه یك شوق و یك ایمانی
بدهد، كه به آن برسیم. یك صلواتی بفرستید.
* از این شهادت ها درس بگیریم
ما از برادران عزیز اطلاعات و سایر
برادران میخواهیم كه از این شهادتها درس بگیریم و انشاءالله خسته نشویم
و ببینیم كه امام، آن پیرمرد، با آن بشاشیت، با آن سن زیادی هم كه از امام
عزیزمان رفته، به امام نگاه كنیم و ببینیم كه امام اصلاً در رابطه با
مسائل خم به ابرو نمیآورند و توكلمان به خداست و چون كه ایمان به خدا و
توكل بر خدا دارند. خداوند یك سكینه و یك آرامش خاصی كه ناشی از ایمان است
به امام داده و اگر ما بیاییم بعضی از آیتاللههای خودمان را ببینیم كه
در این سن هستند، حتی میخواهند مسائل فقهی و آن فتوا هائی كه شاید قبلاً
دادهاند و بدهند، دو مرتبه ازشان كه سؤال میكنی، اینها روی كتاب نگاه
میكنند و امام میبینیم بحمدلله در اثر آن ایمان قوی و آن خداشناسی كه
دارند، جوان مانده و صحبتهایشان را به همان بشاشیت بیان میكند؛ این است
كه ما احساس ضعف، خستگی بر خودمان ندهیم و انشاءالله همین طور كه قبلاً
به پیش میرفتیم، حالا خیلی آگاهتر، بیناتر با تجربهتر و با شهادتهایی
هم كه حالا پیش میآید، با درس بهش نگاه كنیم، توجه كنیم و همچنان به پیش
برویم.
* از خدا میخواهیم كه به ما صبر، اراده و ایمان بدهد
انشاءالله كار شناسائی این منطقه را كه
برادرمان آقای جعفری هم بهشان مسئولیت دادیم و گفتیم كه پیگیر این خط
عملیات باشند و انشاءالله كارهائی كه برادرمان حسن زاده در ارتباط با
اطلاعات انجام میداده، آنها را محكم دنبال بكند و آن سازمانی كه در
ارتباط با اطلاعات هست، آنها را انجام بدهد و برادران همانطور كه با شهید
حسن زاده كار میكردند، با برادرمان آقای جعفری كار كنند و انشاءالله
دنبال كارها باشند، تبعیت خودشان را نشان بدهند كه در قرآن هست «فمن یطع
الله و الرسول فاولئك مع الذین انعم الله علیهم من النبیین و الصدیقین و
الشهداء و الصالحین و حسن اولئك رفیقا» كسانی كه در معیت با خدا و رسول
هستند، اطاعت بكنند، آنها حشرشان با یا مرگشان یا حیاتشان با خوبان، با
شهداست، با صالحین است، با انبیاء و با صادقین است و بهترین رفقا را اینها
دارند و اینها با این 4 دسته محشورند و رفیقند و این آیات صریح قرآن است.
من در اینجا همگی برادران را به خداوند بزرگ میسپارم و برای همگی شما و
خود ما درخواست صبر، جداً این شهادتها برای ما مشكل است و برای ما كه
فعلاً در لشكر نوپا هستیم و به افراد با تجربه، قدیمی و كارائی زیاد،
احتیاج داریم و جداً همین طور هست، مشكل است و از خدا میخواهیم كه بهمان
صبر و قوت تصمیم، اراده و ایمان بدهد.
از یكی از برادرانی كه نوحه خوان هست میخواهیم كه بیاید یك مقدار نوحه
بخواند، آقای صنعتی هم كه هست اگر ایشان آماده هستند و انشاءالله آماده
هستند بیایند و چند كلمهای هم صحبت كنند.
منبع: راسخون