• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 24
تعداد نظرات : 12
زمان آخرین مطلب : 4906روز قبل
داستان و حکایت
استاد دانشگاه با این سوال شاگردانش را به یك چالش ذهنی کشاند:
آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟
شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"
استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"
شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"
استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر صفات ماست , خدا نیز شیطان است!"
شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.
شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"
استاد پاسخ داد: "البته"
شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما وجود دارد؟"
استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ "
شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.
مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد." شاگرد ادامه داد: "استاد تاریکی وجود دارد؟"
استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"
شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کردید آقا! تاریکی هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."
در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا، شیطان وجود دارد؟"
زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."
و آن شاگرد پاسخ داد: شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریکی که در نبود نور می آید.
نام مرد جوان یا آن شاگرد تیز هوش چیزی نبود جز ، آلبرت انیشتن
!
 
جمعه 6/11/1391 - 12:5
سخنان ماندگار

زبان پلید ،  گردن استخوان را قطع می کند.                       ضرب المثل فنلاندی                                                       بخشش هرچه اندک، بهتر از ناامید کردن حاجتمند است.                           امام علی (ع)

چهارشنبه 14/7/1389 - 23:26
سخنان ماندگار

آزادگان دنیاباید ته مانده ی دنیا را به دنیا پرستان واگذارند.               امام علی (ع)

کسی که سردش است یاگرسنه است یادر ترس است که نمی تواند خوابد.       ضرب المثل عربی

کسی که خود را کنار آتش گرم می کند باید بداند که آتش می سوزاند.              ضرب المثل عربی                    زن نجیب اساس خلقتش بر مبنای عشق ورزیدن به شوهرش بنا شده است.      ضرب المثل ایرانی                 آنچه امروز طلا است ممکن است فردا خاکستر شود.                            ضرب المثل استونیایی

چهارشنبه 14/7/1389 - 23:25
سخنان ماندگار

آنچه باید بشود ، خواهد شد .                           ضرب المثل آمریکایی

زبان عاقل پشت دل اوست ودل احمق پشت زبانش است.                    امام علی (ع)

سکوت اشتباه نمی کند.                                

 ضرب المثل آلمانی

ازپس هر گریه ای  خنده ایست.                         ضرب المثل ایرانی

همه جا هیچ کجا است.                                 ضرب المثل لاتینی

چهارشنبه 14/7/1389 - 23:24
سخنان ماندگار

وقتی یک پیرمرد زن جوان می گیرد اجل براو لبخند می زند.          ضرب المثل آلمانی 

منتهای کمال است که شخص پی به معایب خود ببرد.                      ضرب المثل اسپانیایی 

مرد پولدار پنج حواس دارد وبینوا شش حواس دارد.                      ضرب المثل سوئدی

وقتی مرد دیوا نه ی زنی میشود، باید صبر کند تا  زن او را معالجه کند.   ضرب المثل چینی

کسی که جای بد وارد شود ، متّهم گردد.                  لقمان

 

چهارشنبه 14/7/1389 - 23:23
قرآن
نظر عایشه در مورد قرآن

1)
در قرانی كه عایشه قبول داشت ، آیه ای وجود داشت که در سایر قرآن ها موجود نبود و آن آیه این است :ان الله و ملائكته یصلون على‏النبی یا ایها الذین آمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما و على الذین یصلون الصفوف‏الاولى‏».حمیده دختر ابى یونس،خدمت گزار عایشه،مى‏گویدالبته این تا موقعى‏بود كه عثمان مصحف‏ها را تغییر نداده بود» .

2)
عایشه اعتقاد داشت که در قرآن آیه‏اى بوده است كه مقدار شیر خوارگى را كه‏موجب حرمت(رضعات محرمه)مى‏شود تعیین مى‏كرد،ولى موقع اشتغال به دفن‏پیامبر صلى الله علیه و آله گوسفندى وارد اتاق وى شده است و صفحاتى را كه مشتمل بر آیه‏رضعات بود جویده و خورده است!آن آیه ابتدا چنین بودعشر رضعات یحرمن‏
»

ولى بعدا با آیه‏«خمس رضعات یحرمن‏»نسخ شد.عایشه گویدموقع وفات‏پیامبر صلى الله علیه و آله این دو آیه،جزء آیات قرآن تلاوت مى‏گردید» .


نظر ابو موسی اشعری در مورد قرآن

ابو موسى اشعرى،اعتقاد داشت که در قرآن سوره‏اى وجود داشته معادل سوره‏برائت و سوره دیگرى معادل سوره‏هاى‏«مسبحات‏»،كه این سوره‏ها از قرآن ساقطشده و از بین رفته است.او مى‏گوید:فعلا یكى از آیات سوره معادل برائت را بیاددارملو كان لابن آدم و ادیان من مال لابتغى وادیا ثالثا و لا یملا جوف ابن آدم الاالتراب‏».
نظر ابی ابن کعب در مورد قرآن


ابى بن كعب یکی از بزرگترین صحابه ها اعتقاد داشت که سوره احزاب‏كه فعلا داراى 73 آیه است،معادل سوره بقره بوده و حدود 286 آیه داشت‏».این‏گفتار را به عایشه نیز تایید کرده است .(عایشه از معدود حافظان کل قرآن در صدر اسلام بوده است )

نظر مالک ابن انس در مورد قرآن :

مالك بن انس اعتقاد داشت كه بیش از یك چهارم از سوره برائت‏باقى نمانده‏است.او مى‏گویداین سوره هم آورد سوره بقره بوده و از اول آن،مقدار زیادى‏افتاده اس ت و بسم الله الرحمان الرحیم نیز جزء آیات ساقط شده است‏»در این زمینه‏روایات بسیارى وجود دارد .

تحریف قرآن به روایت مورخین



1)
محیى‏الدین ابن عربى(متوفاى 638)،صاحب كتاب‏«فتوحات مكیه‏»است.او بر این باوربوده كه قرآن ست‏خوش تحریف گردیده،چیزهایى از آن كم شده است.گویداگرنبود افراد ضعیف دل كه زود مى‏لغزند و اعتقادشان متزلزل مى‏شود و حكمت چنین‏كارى را مجاز نمى‏شمرد هر آینه روشن مى‏كردم تمامى آن چه را كه از مصحف‏عثمان ساقط شده است...» .

2.
كتاب السقیفة منسوب به سلیم بن قیس

3.
كتاب قرائات احمد بن محمد سیارى

4.
تفسیر ابى الجارود

5.
تفسیر منسوب به على بن ابراهیم

6.
كتاب استغاثة على بن احمد كوفى

7.
كتاب احتجاج طبرسى

8.
تفسیر منسوب به امام حسن عسكرى

9.
كتاب‏«دبستان المذاهب‏»كه در قرن یازدهم هجرى در فاصله(1040-1065)نوشته شده است.

10.
کتاب «الفرقان‏»،توسط نویسنده مصری بنام ،محمد محمد عبد اللطیف معروف به ابن الخطیب،از علماى‏معروف مصر،نوشته شده است

نویسنده این كتاب معتقد است علاوه بر تغییرات و تحریفاتى كه پیش از عثمان‏در قرآن رخ داده است پس از آن نیز،به دست‏حجاج در دوازده جاى قرآن تغییرات‏اساسى رخ داد و بر خلاف آن چه در زمان عثمان بوده،ثبت‏شده است.مثلامى‏گوید:در قصه نوح در سوره شعراء من المخرجین بود،و در قصه لوط من‏المرجومین ولى حجاج آن را تغییر داد و من المرجومین را در قصه نوح آورد و من‏المخرجین را در قصه لوط كه اكنون بر همین منوال است .

11)
كتاب‏«منبع الحیاة‏»(چاپ بغداد وبیروت) اثر سیدنعمت الله جزایرى(متوفاى 1112)که این مساله را مورد بحث قرار داد و با دلایل چندى در صدد اثبات تحریف‏قرآن بر آمد


12)
كتاب‏«فصل الخطاب‏» اثر حاجى نورى(متوفاى 1320)

نکته :

سید جزایرى مى‏گویدروایات مستفیضه بلكه متواتره دلالت‏دارند كه قرآن دست‏خوش تحریف گردیده‏».اولین و عمده‏ترین روایتى را كه مورداستناد قرار مى‏دهد، كه از كتاب «احتجاج‏»

نقل مى‏كند كه از امام علی پرسیده شد كه تناسب میان صدر و ذیل این آیه‏چیست و ان خفتم ان لاتقسطوا فی الیتامى فانكحوا ما طاب لكم من النساء مثنى و ثلاث‏و رباع (نساء 4:3) ،و اگر در اجراى عدالت درباره اموال یتیمان[كه نزد شما سپرده شده]بیم‏ناكید،پس هر چه از زنان كه شما را پسند افتاد،دو یا سه یا چهار به هم سرى‏اختیار كنید».آن گاه حضرت فرموده باشند كه بیش از یك سوم قرآن از این آیه افتاده‏است .



یک نکته همیشه من را به فکر فرو می برد که چرا مسلمانان همیشه بشدت با هر آنچه که مخالف اعتقادات انها باشد بطور قهرآمیز برخورد می کنند و هر که بخواهد قرآن و سایر اعتقادات انها را نقد کند او را با انگ های دشمنان اسلام و مزودوران بی دین و فاسد مذهب و... تهدید می کنند .


و اگر فرد کمی در مورد نقد های خود جدی باشد و مسلمانان نتوانند جواب او را بدهند با نرور کردن و کشتن فرد منتقد ،نفد های او را با منطق خود جواب می دهند .این موضوع از صدر اسلام رایج بوده است و هچنان ادامه دارد. منابع:

صحیح بخارى-صحیح مسلم-مسند احمد-الدر المنثور-فتح البارى-تفسیر ابن كثیر- البرهان الاتقان -میزان الاعتدال-منتخب كنز العمال
چهارشنبه 14/7/1389 - 23:13
قرآن
سوره «حفد»:

بسم الله الرحمن الرحیم. اللهم ایاك نعبد. ولك نصلی ونسجد. والیك نسعى ونحفد. نخشى عذابك. ونرجو رحمتك. ان عذابك بالكفار ملحق;

به‏نام خداوند بخشنده مهربان. خدایا! فقط تو را مى‏پرستیم. و فقط براى تو نماز مى‏خوانیم و به سجده مى‏رویم. و تنها به سوى تو قدم برداشته و مى‏شتابیم. از عذابت مى‏ترسیم. و به رحمتت امیدواریم. قطعا عذاب تو به‏كافران خواهد رسید.

تعداد سوره ها در این قرآن را 116 سوره می دانند(در منابع تاریخی مختلف اعداد مختلف ذکر می کنند ) که متاسفانه این قرآن از بین رفته و دیگر معلوم نیست که چه سوره های دیگری در این قران بوده که امروز در قرآنهای موجود نیست .

تدوین کنندگان قرآن در دومین مرحله یکسان سازی قرآنها توسط خلیفه سوم این دو سوره را دعا دانسته و آن را از قرآن حذف می کنند .

وبسیاری معتقدند که این دو سوره بیشتر دعا است زیرا از زبان انسان به خدا سخن گفته شده است .عده ای هم معتقدند که محمد این دعاها را در قنوت مى‏خوانده است و ابى براى آن كه فراموش نكند این دو دعا را در مصحفش نوشته‏است. اما كسانى كه پس از او آمده‏اند گمان‏كرده‏اند كه جزو مصحف او بوده است . البته در این صورت این سوال بوجود می آید که پس چرا ابی این دعا ها را در سوره های 90 و 92 قرار داده !!

اما یک سوره از قرآن را که مطمئنم همگی آن را حفظ هستید را می نویسم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العلمین .آلرحمن الرحیم .ملک یوم الدین .ایا ک نعبد و ایاک نستعین .اهدنا الصراط المستقیم .صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم ولا الضالین

بنام خداوند بخشنده مهربان

ستایش خدای را که پروردگار جهان است بخشنده و مهربان است مالک روز جزاست تنها تو را می پرستیم و از تو یاری می جوییم . ما را به راه راست هدایت فرما راه آنانی که بر انها نعمت داده ای نه راه آنانی که بر انها خشم گرفته ای و نه گمراهان .

این سوره هم همانند دو سوره بالا به دعا بیشتر می ماند تا به سوره .

این سوره بیشتر کلام محمد است تا کلام خدا .آیا خدا از کسی می خواهد تا او را به راه راست هدایت کند ؟از چه کسی چنین چیزی را می خواهد ؟خدا در این سوره از جه کسی یاری می جوید ؟خدا چه کسی را می پرستد ؟با تعریفی که اسلام از خدا دارد پس کلام خدا نیست.اگر کلام خدا نیست یعنی قرآن کلام خدا نیست !!! اگربگویند خدا از زبان انسان سخن گفته پس چرا هیچ اشاره ای که چنین چیزی را نشان دهد در این سوره نیست مثلا

سوره الناس را بخوانیم

بسم الله الرحمن الرحیم

قل اعوذ برب الناس ملک الناس اله الناس من شر الوسواس الخناس الذی یوسوس فی صدور الناس من الجنته و الناس  

بنام خداوند بخشنده مهربان

بگو پناه می برم به پروردگار انسانها پادشاه انسانها اله آدمیان از شر شیطان وسوسه گر که وسوسه می اندازد در دل انسانها خواه او از جنس انسان باشد خواه از جنس جن



در این سوره تفاوت فاحشی با سوره قبل می بینیم و آن این است که در این سوره هم ظاهرا خدا از زبان انسان سخن گفته ولی همانطور که می بینیم کلمه قل یعنی ((بگو ))در ابتدای سوره آمده است . این موضوع که خدا از زبان انسانها سخن گفته بارها در قرآن آمده است پس اگر این سوره خدا از جانب انسانها سخن می گفت باید کلمه قل در ابتدای این سوره می آمد ولی در سوره فاتحه الکتاب چنین چیزی دیده نمی شود و این موضوع اصالت این سوره را زیر سوال می برد 
نظر عمر در باره قرآن

در باره قرآن عمر شدیداً به این موضوع معتقد بود که قرآن به طور کامل جمع آوری نشده

آیاتی که به اعتقاد عمر در قرآن وجود داشته ولی در قرآن قرار نگرفت :

1)
آیه رجم

عمر اعتقاد داشت که در قرآن‏آیه رجم وجود داشته و این آیه موقع جمع آورى قرآن از قلم افتاده است،لذا همواره‏مى‏كوشید درج آن را به صحابه بپذیراند.به طورى كه قبلا ذكر شد هنگام جمع قرآن‏به وسیله زید بن ثابت،عمر خواست نظر خود را به جمع بقبولاند و عبارت‏«الشیخ‏و الشیخة اذا زنیا فارجموهما البتة نكالا من الله و الله عزیز حكیم،پیر مرد و پیر زنى اگرزنا كردند آنان را سنگ سار كنید.عقوبتى است از جانب خدا و خدا عزیز و حكیم‏است‏»را به عنوان آیه در قرآن قرار دهد.به طور معمول از وى شاهد طلبیدند اونتوانست‏شاهد بیاورد،لذا پذیرفته نشد،ولى عمر پیوسته در این اندیشه بود كه برمردم عرضه كند و به گمان خود حجت را بر مردم تمام كند.در آخرین روزهاى‏حیات خود، بالاى منبر تاكید نموداى مردم!مبادا روز قیامت‏بگویید عمر به مانگفت.خدایا شاهد باش كه گفتم و عرضه كردم ولى كسى آن را نپذیرفت‏» .

2.
آیه رغبت :عمر،اعتقاد داشت كه در قرآن آیه‏اى با این نام وجود داشته وساقط شده است.او مى‏گفت‏یكى از آیاتى كه در قرآن مى‏خواندیم این آیه بودان‏لا ترغبوا عن آبائكم فانه كفر بكم ان ترغبوا عن آبائكم‏»

3.
آیه جهاد :عمر هم چنین اعتقاد داشت كه این عبارت آیه قرآنى بوده و از قرآن‏ساقط شده استان جاهدوا كما جاهدتم اول مرة‏» .

4.
آیه فراش :عمرهمواره اعتقاد داشت که آیه الولد للفراش و للعاهر الحج از آیات‏قرآنى بوده است

5.
عدد حروف قرآن :عمر را می گفت که كه حروف قرآن 000/027/1است در صورتى كه عدد موجود بیش از 671/323 نیست.از وى روایت‏شده استقرآن داراى هزار هزار حرف و بیست و هفت هزار حرف است.هر كه‏قرآن را براى خدا و با صبر و حوصله بخواند،در مقابل هر حرف یك زوجه ازحور العین به او مى‏دهند»

6.
عبد الله فرزند عمر چنین مى‏پنداشت كه بسیارى از آیه‏هاى قرآن از میان رفته‏است.او چنین مى‏گفتكسى از شما نگوید كه تمامى قرآن را فرا گرفته‏ام،از كجامى‏داند تمامى قرآن كدام است؟در صورتى كه بسیارى از قرآن از میان رفته است بلكه باید بگوید آن چه هست فرا گرفته‏ام‏» .


  
چهارشنبه 14/7/1389 - 23:12
قرآن
آیا قرآن تحریف شده است؟ در صدر اسلام و پس از مرگ محمد هر کدام از یاران او بر حسب توانایی خود قرآنی نوشتند

جمع آوری قرآن برای برخی از مسلمانان در آن زمان چنان اهمیت داشت که حتی عده ای از صحابه از دیگران می خواستند که برای آنها قرآنی بنویسند .اما در این میان چند قرآن طرفداران زیادی داشت از جمله قرآن عبدالله ابن مسعود ،قرآن ابی ابن کعب، قرآن ابو موسی اشعری و قرآن ابن اسود .تمامی این قرآن ها در بسیاری موارد با یکدیگر اختلافاتی داشتند و هیچ کدام مثل بقیه نبود ند و آین اختلاف در قرآن های رایج بشدت موجب تفرقه بین مسلمانان می شد و هر گروهی قرآن خود را درست و دیگر قرآن ها را واقعی نمدانستند و این امر گاها موجب درگیری شدید بین آنها می گشت . واضح است اگر اختلاف جزیی بود هیچگاه موجب نزاع و درگیری شدید بین مسلمانان نمی شد و همان طور که در آینده خواهم اختلافات بسیاری در بین قرآن های رایج در آن زمان بوده است .در تاریخ آمده است فردی بنام حذیقه ابن سعید ابن عاص که شاهد این درگیری ها بوده نزد عثمان می رود و به او هشدار می دهد که اگر اقدام عاجل به عمل نیاورد بین مسلمانا ن جدایی خواهد افتاد و عثمان بشدت بفکر رفته و حال شاید بدلیل حفظ دستگاه خلافت خود یا به هر دلیل دیگری عزم خود را جزم می کند که قرآن ها را یکسان کند که شرح این ماجرا را را بطور کامل در آینده خواهم گفت.
بعد از یکسان سازی قرآن توسط عثمان تمامی قرآن ها دیگر سوازنده شد و داشتن هر قرآن دیگری در آن زمان جرم محسوب می شد و دستگاه خلافت بشدت در از بین بردن سایر قرآن های دیگر سعی وافر نمود و هر قرآن دیگری غیر از نگارش مورد قبول حکومت عثمان سریعا از بین برده می شد و هر گونه مخالفتی هم بشدت سرکوب می گردید بعنوان مثال ابن مسعود که از تحویل قرآن خود که قرآن بسیار معتبری هم بوده اجتناب می کند و عثمان دستور می دهد او را از پا گرفته و چنان بر زمین می کشند که دنده های او می شکند مجسم کنید وقتی با این فرد که چنان مقام شامخی چنین کنند حساب کار دست عوام آمده بود که موضوع یکسان سازی جدی است .نسل های حاکم بعد از او هم با همین سیاست برای حفظ یکپارچگی حکومتشان همین کار را ادامه می دهند . یکی از قرآن های معروف در زمان صدر اسلام قرآن ابی ابن کعب بوده است این قرآن با قرآن امروزی از جهاتی متفاوت بوده است .آخرین نسخه ای که از این قرآن دیده شده مربوط به قرن سوم می باشد .

به روایت ابن ندیم دوازده سوره كه عبارتند از: سوره‏هاى عنكبوت، لقمان، دخان، ذاریات، طور، قمر، تحریم، سئل سائل، مزمل، مدثر، بلد و عصردر قرآن ابی ابن کعب وجود نداشته است البته در کتاب الاتقان از هفت سوره دیگر یاد می شود که در قرآن های امروزی وجود نداشته است


اما دو سوره در قرآن ابی ابن کعب وجود داشته که در قرآن های امروزی وجود ندارد آن دو سوره «خلع‏» و «حفد»هستند که به ترتیب سوره های 90 و 92 در این قرآن می باشند

سوره «خلع‏»:

بسم الله الرحمن الرحیم. اللهم انا نستعینك ونستغفرك. ونثنی علیك ولانكفرك. ونخلع ونترك من یفجرك;

به نام خداوند بخشنده مهربان. خدایا! فقط از تو یارى و آمرزش مى‏خواهیم. تو را سپاس مى‏گوییم و بر تو كفر نمى‏ورزیم. و كسانى را كه گناه كنند رد نموده و ترك مى‏كنیم.
جمعه 9/7/1389 - 23:50
سخنان ماندگار

 

ازدردپیش دردمند بگو.    ضرب المثل ایرانی 

خدایا لعنت کن کسی را که عمدتاً نمازراترک کند.     امام علی(ع) 

بدکار تو را به دشمنانت می فروشد.                   امام علی(ع)

هرچه دور تر احترامت بیش تر.                ضرب المثل انگلیسی

مار بردوست بی وفا برتری دارد.                ضرب المثل عربی 

 

جمعه 9/7/1389 - 23:49
قرآن

نیم نگاهی به سوره‌ی توبه!
نادره افشاری

نام دوم سوره‌ی توبه را در قرآن، برائت گفته‌اند كه به معنای بیزاری است. انشای این سوره آخرین مرحله‌ای است كه آن را وحی یا نزول قرآن نامیده‌اند؛ به همین دلیل هم سوره‌ای مدنی است؛ به این مفهوم كه در اوج قدرت سیاسی/ایدئولوژیك محمد بر زبان او جاری شده است. در واقع می‌توان سوره‌ی توبه را تكامل دیدگاه‌های قدرت طلبانه‌ی محمد تعریف كرد. چرا كه اگر سوره‌های دیگر قرآن «به نام خداوند مهربان و بخشنده» آغاز می‌شود، در این سوره، محمد از زبان الله از همان آغاز شمشیرش را بر علیه دگراندیشان از رو می‌بندد و ایشان را چه در این جهان و چه در جهان دیگر به قتل و حرق و شكنجه و دیگر عذاب‌های الیم و شدید تهدید می‌كند. سوره‌ی توبه نهمین سوره‌ی قرآن است و 129 آیه دارد.
آیه‌ی نخست با بیزاری الله و محمد از مشركان و كسانی كه با آن‌ها پیمان بسته‌اند، آغاز می‌شود؛ بی توجه به این كه محمد خود با مشركان پیمان بسته است.
در آیه‌ی دوم «پس چهار ماه به شما [غیرمسلمانان] مهلت داده شده است كه در این سرزمین سیر كنید و بدانید كه از الله [یا لشكر مسلمانان] نتوانید گریخت و اوست كه كافران را رسوا می‌سازد.»
ویژگی خاصی كه در این آیه‌ها به چشم می‌خورد، در هم شدن نقش كفار و مشركان است. شاید هم تفكیك‌هایی كه ما بعدها بین این دو گروه عقیدتی خوانده‌ و شنیده‌ایم، ساخته و پرداخته‌ی ذهن علمای اسلامی متاخر است و خود «الله» و محمد بین این دو گروه اعتقادی تفكیكی قائل نبوده‌اند.
شادروان علی دشتی در كتاب پر ارجش «23 سال رسالت» اشاره‌ای دارد به این كه در قرآن، چهره‌ی محمد و الله گاه چنان در هم پیچیده می‌شود كه تفكیك این دو چهره از هم غیرممكن است. گاه آیه‌ای در ابتدا از سوی الله انشاء می‌شود ولی در ادامه به بیان نقطه نظرات و منافع استراتژیك محمد میپردازد. آیه‌ی اول و دوم سوره‌ی توبه هم چنین مكانیسمی دارد؛ چرا كه اگر الله و پیامبرش از مشركان بیزارند، چگونه پیامبر با ایشان پیمان بسته است؟!
داستان پیمان بستن پیامبر با مشركان هم برمی‌گردد به حجی كه محمد در سال هشتم یا نهم هجری برنامه ریزی كرده بود، ولی اهل مكه از ورود محمد به مكه جلوگیری می‌كنند و محمد شخصا با ایشان پیمانی موسوم به «حدیبیه» می‌بندد و در این قرارداد با مشركین قرار می‌گذارد كه مسلمانان، سال بعد برای انجام مراسم حج به مكه سفر كنند. حتا نوشته‌اند كه در متن صلح‌نامه یا قرارداد حدیبیه، محمد در ابتدا نامش را محمد رسول‌الله می‌نویسد؛ اما اهل مكه می‌گویند كه اگر ما تو را به پیامبری قبول داشتیم، چه جای این همه جنگ و كشمكش می‌بود؟! محمد در آغاز از علی می‌خواهد نامش را تصحیح كند، اما او سرباز می‌زند: كه به خدا بر نام تو خط بطلان نمی‌كشم. بعد محمد خود، در متن قرارداد بر ادعای پیامبری‌اش خط بطلان می‌كشد و خود را محمد ابن عبدالله می‌نامد! در این بین موقعیت استراتژیك محمد تغییر می‌كند و او چون دیگر ضرورتی برای ماندن بر سر پیمانش نمی‌بیند، از زبان الله قرارداد را یك طرفه فسخ كرده، به مكه حمله می‌كند.
در آیه‌ی سوم «در روز حج بزرگ [حج اكبر] از جانب الله و پیامبرش به مردم اعلام می‌شود كه الله و پیامبرش از مشركان بیزارند؛ پس اگر توبه كنید برایتان بهتر است و لی اگر سرپیچی كنید، بدانید كه از الله نتوانید گریخت. و كافران را به عذابی دردناك بشارت ده!» در این آیه جابجا شدن نقش ضمیر سوم شخص جمع و دوم شخص جمع و دوم شخص مفرد قابل تعمق است!
در آیه‌ی بعد با این كه الله در اولین آیه‌ی این سوره، نفرت و بیزاری‌اش را از پیمان بستن با دگراندیشان [كافران و مشركان] نشان داده است، اما به نوعی این پیمان را تحمل می‌كند و در آیه‌ی بعدی [چهارم] می‌گوید: «مگر آن گروه از مشركان كه با ایشان پیمان بسته‌اید. و در پیمان خود كاستی نیاورده‌اند [زیر قولشان نزده‌اند] و با هیچ كس بر ضد شما هم دست نشده‌اند. با اینان به پیمان خویش تا پایان مدتش وفا كنید…»
این ارفاق فقط مربوط می‌شود به همان چهار ماهی كه قرار است آتش بس ادامه داشته باشد؛ یعنی پس از سپری شدن ماه‌های رجب و ذوالقعده و ذوالحجه و محرم.
در آیه‌ی پنجم محمد دریافت این دستور را از سوی الله اعلام می‌كند: «و چون ماه‌های حرام به پایان رسید، هر جا مشركان را یافتید، بكشید و بگیرید و حبس كنید و در همه جا به كمینشان بنشینید… » و البته الله در ادامه‌ی همین آیه، برای جدایی انداختن بین تیپ‌های مختلف دشمنان محمد، این دستور را هم انشاء می‌كند: «اما اگر توبه كردند و نماز خواندند و زكات دادند، از آن‌ها دست بردارید…» در آیه‌ی شماره‌ی 7 الله باز هم قول پیشینش را نقض می‌كند و می‌فرماید: «چگونه مشركان را با خدا و پیامبر او پیمانی باشد؟ مگر آن‌هایی كه نزد مسجدالحرام با ایشان پیمان بستید. اگر بر سر پیمانشان ایستادند [شما هم] برسر پیمانتان بایستید…» آیه‌ی شماره‌ی 8 بار دیگر شك به دل مسلمانان می‌اندازند كه: «چگونه پیمانی باشد كه اگر بر شما پیروز شوند، به هیچ عهد و سوگند و خویشاوندی وفا نكنند؟ به زبان خشنودتان می‌سازند و در دل سرمی‌پیچند و بیشترین عصیانگرانند.» مفهوم این آیه این است كه با این‌كه جماعت مورد نظر هنوز پیمان با شما را نشكسته‌اند، اما چون احتمال دارد كه پیمانتان را بشكنند، پس بهتر است كه پیامبر خود پیشدستی كند و پیمانش با ایشان را بشكند.
زمینه سازی این پیمان شكنی هم در آیه‌ی شماره‌ی 9 این‌گونه آغاز می‌شود: «آیات الله را به بهای اندك فروختند و مردم را از راه الله باز داشتند و بدكاری كردند.» و در شماره‌ی 10: «عهد و سوگند و خویشاوندی هیچ مومنی را رعایت نمی‌كنند و مردمی تجاوزكارند.»
در آیه‌ی شماره‌ی 11 شرط گذشت از ایشان را، توبه كردن، مسلمان شدن، نماز گزاردن و زكات دادن قرار داده است. به این مفهوم كه در صورتی كه به تمام ضوابط مسلمانی تن در دادند، برادران دینی محمد و یارانش شناخته می‌شوند. اما بازهم در آیه‌ی شماره‌ی 12 تهدیدها جدی و جدی‌تر می‌شود:
«اگر پس از بستن پیمان، سوگند خود [را] شكستند و در دین شما طعن زدند، با پیشوایان كفر قتال كنید كه ایشان را رسم سوگند نگه داشتن نیست، باشد كه از كردار خود [طعنه زدن به پیامبر] باز ایستند.»
قتال كردن از ریشه‌ی َقتَلَ و به مفهوم جنگ به قصد كشتن و از میان برداشتن است. در این آیه بازهم برای تفرقه انداختن میان دگراندیشان، محمد فرمان نابودی و جنگ و قتال با پیشوایان كفر [ائمه‌ الكفر] را صادر می‌كند و بر نابودی كسانی كه بر باورهای پیشینشان پایدار مانده‌اند و تن به پیشوایی و رهبری و پیامبری محمد نداده‌اند، تاكید می‌ورزد. این آیه مفهومی جز این ندارد كه دیگران یا «باید توبه كنند و نماز بر پای دارند و زكات بپردازند» و یا مرگ و پیمان شكنی از سوی محمد را انتظار بكشند.

پنج شنبه 8/7/1389 - 23:56
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته