حسابی غرق در فکر رفته بود، به فکر کرایه ی صاحبخانه که چند ماه عقب افتاده بود، قبض هایی که پرداخت نکرده بود، صاحبکارش که او را بیکار کرده بود، ... ناگهان موتور سواری کیف او را قاپید و با سرعت رفت، مرد زانوانش سست شد. فریاد زد: به خدا این پول را قرض گرفته بودم.
منبع: خانه ی خوبان
« به یاد داشته باشیم: همراهی خدا با ما مثل نفس؛ آرام، بی صدا و همیشگی است. »
از بزرگی علت سکوتش را پرسیدند. گفت:«از آن رو که هیچ گاه بر خاموشی خویش پشیمانی نخوردم و چه بسیار که از سخن گفتن پشیمان شدم».
حکیمی گفته است:« شکوه خاموشی را به گفتار ناچیز مفروش».
به سقراط گفتند:«انگیزه ی کم گویی ات چیست؟». گفت:«آنچه را ناگزیر از ترک آنی، پرداختن به آن بیهوده است. پروردگار تو را دو گوش و یک زبان آفریده است، تا دو برابر آنچه می گویی بشنوی».
روزی حضرت آدم(ع) با فرزندان و نوه هایش دور هم جمع بودند. هر کس سخنی می گفت، ولی حضرت آدم(ع) ساکت بود. یکی از فرزندان گفت:«چرا شما حرف نمی زنی و سکوت کرده ای؟» حضرت پاسخ داد:«ما وقتی از بهشت در آمدیم، خداوند به ما فرمود:اگر می خواهی دوباره به اینجا بیایی، راهش سکوت است».
روزی دو حکیم با یکدیگر نشسته بودند و می گفتند که آدمی را عیب چند است؟ گفتند:«بیشتر از آن که بتوان شمرد. از هشت هزار بیشتر است و این تعداد را یک هنر پنهان می کند و آن، خاموشی است. هر که زبان نگاه دارد، همه ی عیب هایش را می پوشاند».
منبع:خانه ی خوبان
« به یاد داشته باشیم: همراهی خدا با ما مثل نفس؛ آرام، بی صدا و همیشگی است. »
پروردگارا ! ببخش مرا که از تمسخر دیگران لذت بردم.
پروردگارا ! ببخش مرا که نمازم وقت یافتن گمشده هایم شد.
پروردگارا ! ببخش مرا که برای همه گردن کشیدم جز خودم.
پروردگارا ! ببخش مرا که هممه اش دعا کردم که مرا از شر خلق دور بداری و یک بار نگفتم که خلقت را از شر من دور بدار.
پروردگارا ! ببخش مرا که با رفتار زشتم دیگران را نسبت به دین بدبین کردم.
پروردگارا ! ببخش مرا که در مجادله با این و آن فهمیدم که حق با من نیست ولی به رو نیاوردم.
پروردگارا! ببخش مرا که در موقع تعریف و تمجید دیگران باورم شد که راستی راستی کسی هستم.
پروردگارا! ببخش مرا که اگر هزار تومانم گم شد غصه دار شدم ولی نمازم قضا شد و آنقدر غصه نخوردم.
پروردگارا! ببخش مرا که توان حل مشکل دیگران را داشتم ولی سکوت کردم و گفتم دردسر نمی خواهم.
پروردگارا! ببخش مرا که آنقدر که حسرت نداشته هایم را خوردم شاکر داشته هایم نبودم.
پروردگارا! ببخش مرا که آنقدر که غصه ی روزیم را خوردم به فکر آخرتم نبودم.
پروردگارا! ببخش مرا که مدام دروغ گفتم و توجیح کردم که مصلحتی بود.
پروردگارا! ببخش مرا که خود را به خواب زدم تا از انجام کاری که وظیفه ام بود شانه خالی کنم.
پروردگارا! ببخش مرا که آنقدر که اهل حرف بودم اهل عمل نبودم.
پروردگارا!ببخش مرا که با دروغ های مکرر خود زشتی دروغ را در ذهن ها از بین بردم.
پروردگارا! ببخش مرا که دیگران را وادار به معذرت خواهی کردم.