وقتی می کشمش چشمام می سوزه. احساس تنبلی می کنم. فراموشیم بیشتر می شه و می خوام دوباره یه نخ دیگه بکشم ولی اونقدر گلوم رو خشک می کنه که نمی تونم. باید چند لیتری آب بخورم تا بتونم دوباره برم طرفش.
خیلی ها ازم خواستن ترکش کنم و از همه مهمترشون مادرم بوده ولی جوری اعتیاد پیدا کردم که نمی تونم. به محض اینکه اعصابم بهم می ریزه از هر کی و هر چی دوست دارم برم طرفش تا آروم بشم اما بعد اینکه کشیدمش نه تنها آروم نمی شم بلکه بدتر هم می شم و برای همین بی خیال می شم.
بعضی وقت ها اونقدر بوی بد می دم که خودم هم بدم میاد و دوست دارم لباس تنم رو در بیارم. از بچه و بزرگ همه حق می دن که تو رو نصیحت کنن چون خودت هم می دونی کار اشتباهی می کنی! حتی اگه به همه دروغ بگی باز هم پیش خودت می بینی که کار اشتباهی داری می کنی.
اگه سیگاری هستید که هیچ ولی اگه نیستید هیچ وقت طرفش نرید. چرا که مطمئن باشید نمی تونید ترک کنید. اگر هم بتونید حیف اون نخ های سیگاری نیست که باهاش به بدنتون آسیب رسوندید؟!