• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 10
تعداد نظرات : 6
زمان آخرین مطلب : 5849روز قبل
دانستنی های علمی

چراغهای راهنمایی در سال 1868 پیش از اختراع اتومبیل و در زمانی که ترافیک شامل چهارپایان، واگنها، کالسکهها و عابران پیاده میشد، طراحی و در لندن نصب شد.
این چراغ از دو فانوس گازی قرمز به معنای توقف و سبز به معنای احتیاط و توسط مهندس راهآهنی به نام "J P Knight " ساخته شده بود.
البته یک سال بعد در ژانویه 1969 این چراغ راهنمایی گازی منفجر شد و مأمور پلیسی را که مشغول روشن کردن آن بود، به شدت مجروح کرد.
اما اولین چراغ راهنمایی نسل جدید که به چراغهای راهنمایی امروزی شبیهتر است، بعد از اختراع اتومبیل و در شهر دیتوریت و به همت یک مأمور پلیس راهنمایی و رانندگی ساخته شد.
او این چراغ را با الهام از چراغ کنترل خط ریل راه آهن که از گذشته به چراغهای برقی خودکار مجهز شده بودند، طراحی کرد، این چراغ با سه فانوس، قرمز، نارنجی و سبز از چراغهای کنترل خطوط ریلی ساخته شد و در یک تقاطع در دیترویت نصب شد.
با آزمایش موفقیت آمیز این چراغ، ظرف کمتر از یکسال 15 تقاطع در این شهر به چراغ راهنمایی مجهز شدند. از آن تاریخ به بعد پیشرفتهای بسیاری در حوزة طراحی و ساخت و مدیریت چراغهای راهنمایی به دست آمده است و امروزه چراغ راهنمایی به عنوان ابزار اصلی کنترل و مدیریت تقاطعات مطرح هستند.
در ایران هم اولین چراغهای راهنمایی و رانندگی در سالهای دهه 30 در تقاطعهای سپه (امام خمینی ره) ولی عصر، پل امیر بهادر، باغ ملی، دروازه شمیران، گمرك و امیریه نصب شد ولی قبل از نصب این چراغها، چراغهای راهنمایی به صورت كوله پشتی بودند كه دارای دو چراغ قرمز، سبز و كلیدی در جهت خاموش و روشن كردن آنها بود، كوله پشتی در پشت مامور قرار میگرفت و كلید آن روی سینه سمت چپ قرار داشت.
بالاخره در سالهای 39 و 40 تقاطع های شهر تهران به مرور به نسل جدید چراغهای راهنمایی مجهز شدند.
نسل اول چراغهای راهنمایی و رانندگی که در شهر تهران نصب و راه اندازی شدند مجهز به فانوسهای لامپی کوچک بودند که از دید کافی به خصوص در ساعات میانی روز و در نور شدید آفتاب برخوردار نبود ضمن آنکه به دلیل عدم طراحی مناسب سیستم برق رسانی و استفاده از روش کابلکشی هوایی برای تأمین انرژی، درصد بروز اختلال در سیستم برق آنها بسیار بالا بوده و خاموشی مکرر چراغهای راهنمایی در تقاطعات اجتناب ناپذیر بود.
کنترل این نسل از چراغهای راهنمایی به صورت غیر خودکار و توسط مأموران پلیس راهنمایی و رانندگی صورت می پذیرفت و تنها معیار تصمیم گیری آنها برای تغییر وضعیت چراغ ، مشاهداتشان از وضع ترافیک در تقاطع مربوطه بود. میزان زمان سبز و قرمز نیز بسته به نظر همین مأموران پلیس تعیین می شد.
تحول دیگر در طول این دوران، راه اندازی چراغهای راهنمایی و رانندگی زمان ثابت بود که در آنها مدت زمان فاز سبز و قرمز برای هریک از مسیرهای منتهی به تقاطع از قبل تعیین میشد و این زمانبندی فارغ از تغییرات حجم ترافیک در ساعات مختلف شبانه روز به صورت یکسان اعمال میشد.
در سال 1371 با توجه به لزوم گسترش، بهینهسازی و ایجاد تحول در امر تجهیز تقاطعها به چراغهای راهنمایی مبتنی بر نگرش فنی و مهندسی و مطابق با استانداردهای روز دنیا و بهرهگیری از تکنولوژیهای نوین و سازماندهی نظام مند حوزه نصب و راهاندازی و حوزه بهره برداری از چراغهای راهنمایی، مسئولیت طراحی، نصب و راه اندازی چراغهای راهنمایی و رانندگی سطح شهر تهران به عهدة شهرداری تهران گذاشته شد.

چرا چراغهای راهنمائی و رانندگی به رنگهای قرمز، زرد و سبز است؟
چراغهای راهنمائی در ابتدا برای سیستم راه آهن و ریل قطارها استفاده می شده است. راه آهن رنگ قرمز را برای "ایست" انتخاب نموده بود. به دلیل اینکه رنگ قرمز به رنگ خون میباشد، در طول گذشت زمان به عنوان علامتی مظهر خطر و تخریبات شناخته شد. با شروع فعالیت ایستگاههای راه آهن در سال۱۸۳۰ علامت "دقت" را با نوررنگ سبز و "حرکت" را با رنگ نور سفید نشان دادند. بعد از گذشت مدتی با رنگ سفید به نشانه حرکت با مشکل روبرو شدند . زیرا در هر مکانی نور به رنگ سفید وجود داشت و این باعث سردرگمی میشد.
اما از آن بدتر اینکه رنگ قرمز به معنای "ایست" در شیشه عدسی آینه قطار به رنگ سفید دیده می شده و از آنجائی که رنگ سفید نیز به معنای "حرکت" بود، باعث خطرتصادف می شد. در نهایت در ایستگاههای راه آهن قرمز به معنای "ایست" سبز به معنی "حرکت" ونورزرد به معنی "دقت" استفاده شد.
همانطور که میدانید رنگ زرد تنها رنگی است که چشم را خیره میکند. با به وجود آمدن راههای آسفالت، در مسیرها فقط اسب و درشکه حرکت میکردند. به همین دلیل مسئله ترافیک وجود نداشت. در سال ۱۸۶۸ زمانی که ماشین ها در لندن به حرکت در آمدند، اولین چراغهای راهنمائی به کار آمدند.اما از طرفی خطر بسیار زیادی وجود داشت، چون این لامپها با گاز کار میکردند و بعد از مدتی می ترکیدند.
در نهایت چراغهای خودکار امروزی را گارت مورگان آمریکائی که خودش یک مدل اتومبیل داشت به راه انداخت.
در سال ۱۹۱۴،مورگان اولین بار از این چراغ استفاده نمود. در سال ۱۹۲۳ اختراع خود را ثبت نمود ودر سال ۱۹۶۳ قبل از مرگش ثبت اختراع خود را به مبلغ ۴۰ هزار دلار به ژنرال الکتریک فروخت.
چراغ راهنمائی مورگان مانند چراغهای راه آهن به شکل T بود که در روی آن رنگ سبز و قرمز وجود داشت. بعد از مدتی علامت "دقت"نیز به آن اضافه شد. با وجود اینکه سالها از این موضوع میگذرد هنوز نیز بعضی از افراد رنگ زرد را به معنی "حرکت" میشناسند.

منبع :

همشهری آنلاین

يکشنبه 6/4/1389 - 15:58
بیماری ها
چرا قلب سمت چپ و کبد سمت راست است ؟
مترجم : سمیه مقصود علی
طبقه بندی : دانستنیها

 

در ظاهر وقتی به بدن انسان نگاه می‌کنیم همه چیز متقارن و قرینه به نظر می‌رسد اما در داخل بدن چطور؟ بعضی از ارگان‌ها در بدن تک هستند. سوالی که ذهن بسیاری از محققان را به خود جلب کرده این است که چرا برخی از اندام‌های مهم بدن مثل قلب در سمت چپ قرار گرفته‌اند حال آنکه طبیعت به‌طور کلی جهت راست را می‌پسندد؟ ...
ما دو دست، دو پا، دو گوش، دو چشم، دو شش و دو نیم‌کره مغز داریم اما یک دهان، یک قلب، یک معده و یک کبد داریم. تا به حال به این موضوع توجه کرده‌اید که چرا مثلا دماغ و دهان ما در وسط قرار گرفته‌اند ولی قلب در سمت چپ و کبد در سمت راست است؟
جنین در اوایل بارداری شکلی متقارن دارد. در دو هفتگی اجزایی مثل کمر، شکم، سر و پا شکل گرفته‌اند و جفت که از ۲۰۰ تا ۳۰۰ سلول به هم چسبیده درست شده روی آن قرار گرفته است. هر یک از سلول‌های جفت مجهز به نوعی مژه خاص است که در جهت عقربه‌های ساعت می‌چرخد. طی این چرخش مژه‌ها کیسه‌های کوچک ۳/۰ تا ۵ میکرون دیامتری را حرکت می‌دهند و آن را به سمت چپ جنین می‌فرستند. این کیسه‌ها وقتی به این ناحیه رسیدند، می‌ترکند و مولکول‌های موجود در آنها ژن‌هایی موسوم به ژن‌های جهت‌یاب را فعال می‌کنند. وقتی یک جنین رشد می‌کند این ژن‌ها ارگان‌های مختلف را راهنمایی می‌کنند تا چپ و راست را شناخته و در جایگاه خود قرار بگیرند. جالب است بدانید در برخی مواقع این ژن‌ها دچار اشتباه می‌شوند و به همین دلیل گاهی با انسان‌هایی مواجه می‌شویم که مثلا قلبشان در سمت راست قرار دارد.
● همه چیز به همین سادگی نیست
گفتیم که در هنگام شکل گرفتن، ارگان‌ها به کمک ژن‌های جهت‌یاب جایگاه خود را تشخیص می‌دهند. قلب که در ابتدا شبیه به قلب یک ماهی است در جایگاه خود رشد کرده و ابتدا به دو قسمت و شبیه قلب قورباغه می‌شود بعد مانند قلب مار به سه قسمت تقسیم شده و در نهایت به چهار قسمت تقسیم می‌شود.
اما نکته جالب اینجاست که قلب نیز قرینه بوده و دو قسمت یا دو نیمه دارد. نیمه‌ای که در سمت راست قرار دارد به قلب ریوی معروف است و وظیفه آن فرستادن خون بدون اکسیژن به شش‌هاست. نیمه چپ قلب که بزرگ‌تر است خون اکسیژن‌دار را از ریه به ارگان‌ها می‌فرستد. می‌بینید که قرینه بودن در اینجا نیز حکم‌فرما است!
● وقتی قلب به راست می‌رود
گاهی پیش می‌آید که قلب افراد به سمت راست متمایل می‌شود اما این موضوع نگران‌کننده نیست. به گفته متخصصان اگر تمامی ارگان‌ها در بدن برعکس شوند هیچ اتفاق خاصی رخ نمی‌دهد اما مشکل اینجاست که معمولا عکس شدن جهت اندام‌ها هیچ گاه به طور کامل اتفاق نمی‌افتد و همین موضوع می‌تواند سبب بروز اختلالاتی در کارکرد اندام‌ها شود.
● پس چرا قلب سمت چپ است؟
علت اصلی این موضوع هنوز روشن نشده است اما به گفته محققان یک دلیل می‌تواند با توجه به این نکته که انسان‌ها معمولا راست دست هستند و قلب در سمت چپ قرار دارد، این باشد که به قلب فشار زیادی وارد نشود و این ارگان حیاتی بتواند به راحتی اعمال خود را انجام دهد.
منبع :
فیگارو
يکشنبه 6/4/1389 - 15:56
کامپیوتر و اینترنت

اتصال به اینترنت ممکن است تا چند وقت دیگر از طریق اتصال به خروجی های برق به آسانی میسر شود . مخابرات خط قدرت از خطوط الکتریکی موجود به منظور انتقال پهنای باند مخابراتی به درون محیط های شبکه خانگی و ارائه سرویس های مخابراتی درون خانه ها و شرکت ها استفاده می کند .


با وجود مزایایی که مخابرات خط قدرت می تواند ارائه دهد ، اموری همچون چگونگی استاندارد سازی و مشکلات اقتصادی باقی می ماند که توسعه این تکنولوژی را به عقب انداخته است .بدون تکامل و توسعه در ایجاد استاندارد های مناسب و رگولاسیون به صورت جهانی ، نمی توان مخابرات خط قدرت را به عنوان یک تکنولوژی درخور و بدون خطر مورد استفاده قرار داد .
ایده بکارگیری شبکه های قدرت برای اهداف مخابراتی به زمانی حدود 8 دهه قبل بر می گردد . اگرچه شبکه های الکتریکی آن زمان اساساً برای انتقال انرژی با کمترین تلفات ، و بدون در نظر داشتن نیاز های مخابراتی طراحی شده بودند اما خیلی زود دانشمندان موفق شدند هر دو کار یعنی انتقال انرژی با اتلاف کم و ارسال اطلاعات به صورت حقیقی را به صورت عملی و در حد رضایت بخشی ممکن سازند .
در ابتدا تنها PSU ها قادر بودند به صورت مفیدی از این امکان بهره ببرند اما این وضعیت اخیراً تغییر کرده است . تغییر قاعده ای که در بازارهای انرژی و مخابرات در سال 1998 انجام شد به نوعی یک ابتکاری بود که به پیشرفت تکنولوژی مخابرات خط قدرت کمک خواهد کرد .
به این ترتیب ، PSU ها در آینده نزدیک با رقبایی مواجه خواهند شد که می خواهند زمینه های کاری جدید را در بازار مخابرات و با توجه به پتانسیل این تغییر قاعده فراهم کنند .
تولید الکتریسیته می تواند گسترده تر شده به وسیله سرویس های value-added خاص ، همچون قرائت خودکار اندازه از راه دور (دور سنجی) ، طرح های شناسایی تعرفه و تنوع تعرفه ، یا دیگر سرویس هایی به منظور اتوماسیون ساختمان و نهایتاً به منظور تقویت مصرف کنندگان .
مبحث مایل آخر در حوزه اتصال شبکه های الکتریکی به درون یک محیط بسته نیز یکی از مباحث جذاب در این تکنولوژی به شمار می رود ، از طرفی این تکنولوژی قادر است به عنوان یک جایگزین حقیقی برای شبکه های مخابرات بین المللی موجود ، از همه نوع از جمله سرویس های صوتی ، سرویس های دیتا و خصوصاً فاکس و دسترسی به اینترنت پر سرعت- کم هزینه برای تمامی منازل مورد استفاده قرار گیرد . بنابراین هدف اصلی ارائه روشی برای بهره برداری از خطوط قدرت داخلی به عنوان شبکه های گسترده محلّی پر سرعت که بتوانند اطلاعات صوتی و تصویری دیجیتال را در کنار دیگر اطلاعات حمل کنند می باشد .
این موضوع به واسطه جذابیت بالای آن بسیار گسترده مورد توجه قرار دارد چنانچه در ایالت متحده گام های رو به جلویی توسط Home Plug Alliance برداشته شده و اتحادیه اروپا نیز در طرح تکنولوژی های جامعه اطلاعاتی ISI به آن می پردازد .
مطالعات بیشمار و آزمایشات پایکار بسیار زیاد نشان داده است که با ارائه یک رنج فرکانسی در حدود 20 مگاهرتز می توان نرخ دیتا را تا حداکثر چند صد مگابیت بر ثانیه با استفاده از ظرفیت کانال شبکه های توزیع در مراحل ولتاژ ضعیف و ولتاژ متوسط بدست آورد .
این نتیجه به صورت بالقوه یک نوآوری بزرگ است که می تواند ارزش اقتصادی قابل ملاحظه ای داشته باشد . به عنوان یک نمونه امکان دسترسی به اینترنت از طریق پریزهای برق روی دیوار را می توان نام برد . امری که باعث خواهد شد عظیم ترین علوم و دانش بشری در تمامی جهان و در یک زمان برای همگی در دسترس باشد و از طرفی هزینه های دسترسی بالای اینترنت که هم اکنون مانع بزرگی برای کاربران است به طرز قابل توجه ای تغییر خواهد کرد .
در مقابل انتشار رادیویی ، کاربران اینترنت قادر خواهند بود موضوعات مورد نظرشان را خودشان انتخاب کنند و به این ترتیب رسانه های گران بهای کنونی به زودی به رسانه های پیش پا افتاده بدل خواهد شد اینها همگی به دلیل آسان و ارزان بودن دسترسی به اینترنت از طریق خروجی های الکتریسیته روی دیوار خواهد بود . با همزمانی استفاده از توان الکتریکی از طریق خروجی های دیواری امکان خرید و تجارت ، دستیابی به اطلاعات و همچنین مخابرات جهانی در یک زمان ممکن خواهد شد .
البته استفاده از شبکه های الکتریکی بدون محدودیت نیز نمی باشد ، زیرا سرویس های موجود همچون باند های رادیویی موج بلند –کوتاه و متوسط و باند های رادیویی آماتور فعلی یک باند فرکانسی از حدود 9KHZ تا 20 KHZ را پوشش داده اند .
برای اختصاص فرکانس و تعیین سطح محدودیت ها ، راه حل هایی پیدا شده است . نظر به اینکه مخابرات روی شبکه های قدرت بطور اساسی Wire borne است ، مقیاس های مناسبی برای جلوگیری از تشعشع سیگنال های غیر مجاز نیز پیدا شده است . هم اکنون تلاش های اصلی برای پیدا کردن راه حل هایی که نتیجه آنها سازگاری الکترومغناطیسی (EMC) باشد در جریان است .

منبع :

mydocument

يکشنبه 6/4/1389 - 15:54
آموزش و تحقيقات


عموماً تصور می شود که موریانه ها موجودات مخربی هستند که نقش کم اهمیتی در اکولوژی زمین دارا می باشند. برخلاف آنچه تصور می شود، موریانه ها نقش اکولوژیکی عظیمی را به ویژه در محیط زیست های بیابانی و با حاصلخیزی پایین ایفا می کنند. در مناطق دور افتاده با حاصلخیزی پایین دراسترالیا که مقدار بسیار کمی نزولات جوی دریافت می کنند کمبود رطوبت منجر به سازگاری بهت انگیز تعدادی از حیواناتی که آنجا زندگی می کنند، به طور برجسته موریانه ها شده است. آب برای هر موجود زنده ای نیاز است تا زنده بماند،ا این حقیقت در مورد موریانه ها نیز وجود دارد. چندین گونه از موریانه ها به صورتی تکامل یافتهاند که تمامی کلنی قادرند تا داخل محیط زیستی که خودشان ساخته اند و گاهی اوقات داخل یک قطعه چوب مرده زندگی کنند. هر چیزی که آن ها استفاده می کنند بازیافت می شود موریانه ها تپه های ابتکاری را با مواد زائد خود می سازند و از طریق چسباندن همه چیز به هم و ساختن محلهای عبور و مرور ضد آب، از هدر رفتن آب جلوگیری میکنند. توانایی موریانه ها در متابولیسم سلولز از طریق رابطه همزیستی دوجانبه به آنها اجازه می دهد تا مواد گیاهی مرده را تجزیه کرده و مواد غذایی را به خاک باز گردانند. رویهمرفته موریانه ها مهمترین تجزیه کنندگان در محیط های خشکند زیرا قادرند، مواد غذایی را دوباره به زمین باز گردانند، خاک بسازند و رطوبت را حفظ کنند. به نظر می رسد تنفر از موریانه ها طبیعی باشد. اغلب آنها بسیار کوچکند و رنگ پریده و حشراتی باظاهری عجیب اند آن ها در تاریکی زندگی می کنند. به دلیل میلون ها دلار خسارتی که به ساختارهای چوبی و رستنیها در سراسر جهان وارد می کنند به عنوان "آفت" مشهور هستند. Thomas Snyder این بدنامی جهانی موریانه ها را در عنوان کتابش (۱۹۴۸)، موریانه دشمن ما، نشان می دهد. بدین ترتیب مطالعات و اکتشافات اخیر شروع نمودهاند تا این تصور بد از موریانه ها را تصحیح کنند. مخلوقی که در هر قارهای با دامنه گسترش زیاد وجود دارد (یا وجود داشته است) مطمئمناً نقش اکولوژیکی بزرگتری از آفت دارد. مطالعات اخیر در مورد تکامل این راسته از حشرات ارتباط دقیق تری بین کمک و مساعدت آنها را در محیط زیست کنونی ومحیط زیستی که میلیون ها سال پیش که وجود داشته اند را بیان می کند. توانایی موریانه ها در سازگار شدن با محیط های خشک به آن ها اجازه می دهد که در محیط هایی که دیگر تجزیه کنندگان رایجی نظیر باکتری ها و قارچها نمی توانند عمل کنند، نقش تجزیه کننده مهمی را ایفا نمایند. استرلیا به دلیل کمی بارش و بالا بودن درجه حرارت بیابان و ساوان یک محیط ایده آل برای مطالعه تأثیرات محیط های خشک بر موریانه هاست. از نظر تاکسنومیکی تمامی موریانه ها در سلسله Animalia، شاخه Arthropoda، رده Insecta و راسته Isoptera جای گرفته اند. گرچه موریانه ها به اندازه ها و اشکال مختلف هستند اما همه گونه های موریانه در راسته Isoptera قرار می گیرند و گسترش جهانی گونه ها درحال حاضر ۲۷۶۱ گونه است. که از این ۲۷۶۱ گونه، ۱۹۵۸ گونه از آن ها موریانههای عالی می باشند. (جدول ۱) (Myles,۲۰۰۳) موریانه های ابتدایی در ۶ خانواده توصیف می شوند که در داشتن تاژک داران همزیست روده ای اشتراک دارند. موریانههای عالی ار موریانههای ابتدایی تکامل یافتهترهستند بصورتی که تاژکداران همزیست را از دست دادهاند و آنها را با باکتریها جایگزین نمودهاند. موریانه های عالی سه چهارم تمام گونه های توصیف شده را تشکیل می دهند، تعداد زیادی از گونه ها هنوز توصیف نشده اند. موریانه های ابتدایی در استرالیا نسبت به دیگر قاره ها غنی تر هستند در حالیکه تعداد گونههای تغذیه کننده از خاک و موریانه های آلی در قاره جزیره کمتر است.
تکامل راسته مساوی بالان موریانه ها (راسته مساوی بالان) از نظر تکاملی وابستگی نزدیکی به سوسری ها (Blattaria) دارند. موریانه ها، شیخک ها و سوسری ها از یک جد بالدار مشترک تکامل یافته اند، این سه گروه در زیرراسته های Dictytoptera دسته بندی می شوند. به هر حال بررسی نشان داده که موریانه ها و سوسری ها ارتباط تاکسنومیکی نزدیکتری نسبت به شیخک ها با هم دارند. همبستگی این ارتباط بین دو جنس سوسریهای چوبخوار (Cryptocerus) و موریانههای گرمسیری استرالیا (Mostotermes) مشاهده میشود. سوسری های چوب خوار در برخی خصوصیات با موریانه ها مشترکند (به عنوان مثال اغازیان همزیست در روده عقبی) و Mostotermes در برخی از صفات فیزیولوژیکی و وابستگیهای ژنتیکی با موریانهها مشترک است. تاریخ جدایی تکاملی مساوی بالان و سوسری ها به دلیل کامل نشدن گزارشات فسیلی مقداری ابهام دارد. اگرچه خیلی از کشفهای نسبتاً اخیر بیشتر چهار چوب زمانی را برای این چنین وقایعی روشن ساختهاند. Meiatermes bertrani قدیمی ترین فسیل توصیف شده است که موریانه ای است که توصیف شده است در سنگ آهکی اسپانیا پیدا شده و تاریخ آن مربوط به حدود ۱۳۰ میلیون سال پیش می باشد (Abe et al.,۲۰۰۰). تعداد زیادی فسیل مرتبط در برزیل، کانادا، فرانسه و ایالات متحده و کشورهای زیاد دیگری در سراسر جهان یافت شده اند. انتشار موریانه های ابتدایی و عالی که با دانش وقایع زمین شناسی گره خورده است تئوری های پیشین را که ادعا می کنند تمامی گروهای موریانه پیش از خرد شدن Gondwana در حدود ۱۸۰ میلیون سال قبل تکامل یافته اند، را رد می کند. اکتشافات جدید در تکنولوژی تجزیه تحلیل DNA به یک تئوری جدید منجر شد. شواهد نشان می دهد که تعدادی زیادی از گروههای موریانه های ابتدایی در سراسر جهان پیش از Gondwanaوجود داشته اند (Tayasu et al., ۱۹۹۸). پس از انقراض تودهای در دوره کراتاسه، تعدادکمی از گونهها باقی ماندند. یک موج انتشار دو نیچی که پر نشده بود ایجاد گردید برای اینکه گونههای مدرن ظهور پیدا کنند و توسط بکار گرفتن متدهای انتشار نظیر پلهای زمینی، وزش طوفانها و کندههای درختان انتشار پیدا کنند. امروزه شباهتهایی بین گونههای ابتدایی در قار ها مانند استرالیا، جنوب آمریکا و آفریقا ارتباط ژنتیکی را از زمانیکه تمام آنها درGondwanad به هم پیوسته بوده اند را نشان میدهد.
خصوصیات عمومی سلسله طبقات گرچه موریانه های عالی و ابتدایی در راستای گونه به مقدار کمی در جزئیات تفکیک طبقات تفاوت دارند، یک کلیات ژنریک از از سلسله طبقات موریانه را به آسانی میتوان درک نمود.. ۵ طبقه عمده در داخل کلنی موریانه (بجز تعداد کمی از گونه ها) وجود دارد: مولدین، بالدارهای جنسی، کارگرها، سربازها و نمف ها (۸۵Watson et al., ۱۹) ▪ مولدین: یک شاه و ملکه هر کلنی را آغاز می کنند و همانجا با قی می مانند تا بمیرند. شاه کار می کند تا برای بارور کردن ملکه اسپرم تولید کند (ملکه بیش از ۳۰۰۰ تخم در روز طرد می کند). ملکه هورمون هایی آزاد می نماید که سیگنالهای آن باعث تفکیک کارگرها، سرباها و ... میگردد. در بسیاری از گونهها، حیات تپه به زندگی مولدین وابسته است. هم ملکه و هم تپه می توانند بیش از ۲۵ سال عمر کنند. در برخی گونه ها، مولدین وقتی می میرند جایگزین میشوند و بدین ترتیب اجازه میدهند کلنی گاهی اوقات تا یک قرن به حیاتش ادامه دهد. ▪ بالدارهای جنسی : این کلاس موریانهها که غالباً بیشتر دیده می شوند (خورده می شوند) وظیفه مهم پیدا کردن کلنی های جدید را بر عهده دارند. آن ها چشم های مرکب به خوبی توسعه یافته دارند و قادرند پرواز و تولید مثل کنند و می توانند درصورتیکه شاه و ملکه ازبین بروند، جایگزین آن ها بشوند (۸۵Watson et al., ۱۹). بالدارهای جنسی عمومیترین کلاس موریانهها هستند که بر اساس تفاوتهای موجود در شکل و اندازه بال برای طبقهبندی مورد استفاده قرار میگیرند. نام Isoptera به معنی مساوی بال است و به موریانه ها نسبت داده شده زیرا دو جفت بال موریانه ها یک اندازه و مشابه به نظر می رسد. آلات ها در شب برای پراکنده شدن و جفت گیری ظاهر می شوند، اما آن ها هیچ گاه به لانه باز نمی گردند. ▪ کارگرها: این گروه از موریانه ها شاید عمده ترین نقش را در کلنی ایفا کنند. کور، کر و عقیمند کارگرها کوچکترین موریانه های فعالند (گاهی فقط یک یا دو میلی متر طول دارند). نظر به اینکه بیشترین فراوانی موریانه را دارند وظایف آنها، لانه سازی، غذا دادن به سربازها و والدین، جستجوی منابع آب و غذا، مراقبت از تخم ها و موریانه های جوان تر و دفاع شیمیایی در مقابل قارچ ها و دیگر میکروارگانیسم های شیمیایی است. یکی از مهمترین مسئولیت های یک کلنی جمعآوری آب و غذاست، این وظیفه مهم توسط کارگرها انجام میگیرد (۸۵Watson et al., ۱۹).
سربازها: سربازها هم مانند کارگرها عقیمند، اما آنها کور نیستند. وظیفه ی آنها حفاظت از لانه است، اغلب آنها برای حفظت از کلنی خودکشی میکنند. اعضای این طبقه آرواره های بزرگی دارند (اندازه و شکل با گونه تغییر می کند) که برای پاره و زخمی کردن دشمنان از آن ها استفاده می نمایند. سربازها سرهای بزرگی دارند و از همین طریق میتوانند جلوی ورود مزاحمین را بگیرند. آنها همچنین از پیش آمدگی پیشانی شان برای پرتاب مواد شیمیایی دفاعی که دشمنان را به دام می اندازد استفاده می کنند. هنگامیکه یک شکاف در دیوار تپه یا یک سوراخ در گالری های گلی بوجود می آید تعداد زیادی از سربازها به خارج آن یورش می برند و از آن منفذ دفاع می کنند درحالیکه کارگرهها آن را تعمیر نمایند. خیلی از اوقات نگهبانان بیرون از لانه می مانند و در اثر گرسنگی و از دست دادن آب بدن می میرند (۸۵Watson et al., ۱۹).
نمف ها (پورهها): از تخم ها بوجود می آیند، نمف ها موریانه های غیرفعال و توسعه نیافته اند که منتظر دریافت سیگنال های شیمیایی از ملکه که منجر به تغییرات می شود، می باشند. یک تعداد نسبتاً کمی از نمف ها تبدیل به بالدارهای جنسی می شوند، (۱۰ تا ۱۵ درصد جمعیت) تعدادی از آنها سرباز می شوند در حالیکه اکثریت آنها به کارگر تبدیل می شوند (۸۵Watson et al., ۱۹).
خصوصیات و مشخصات بی نظیر موریانه ها هیچ حیوانی وجود ندارد که توانایی متابولیسم سلولز را داشته باشد. چنین حیوانی وجود ندارد. به هر حال تعداد زیادی از حیوانات مانند احشام و گاو و گوسفند و بزغاله گوزن، کوالا و زرافه مقدار زیادی سلولز در رژیم غذایی شان استفاده می نمایند. برای هضم سلولز یک ارگانیسم باید از سلولاز، یک آنزیم با توانایی کاتالیز و هیدرولیز سلولز استفاده کند (Ratcliffe et al., ۱۹۵۲). اما این حیوانات این آنزیم را تولید نمی کنند. پس چه گونه آن ها سلولز را هضم می نمایند؟ این سؤال از طریق برخی ارگانیسم های ساده از قبیل، قارچ ها، باکتری ها و تکسلولیها پاسخ داده می شود. این ارگانیسم ها معمولاً (معمولاً باکتری یا تک سلولیها) یک ارتباط همزیستی با حیوانات میزبان دارند. موجودات همزیست داخل روده حیوان زندگی می کند و در یک قسمت از ارتباط دوجانبه شرکت میکنند. شاید سحرآمیز ترین خصوصیات موریانه ها ارتباط همزیستی آن ها با ارگانیسم های هضم کننده سلولز باشد. آغازیان همزیست داخل روده (موریانه های ابتدایی) باکتری(موریانه های عالی) سلولز مواد گیاهی را که توسط موریانه ها خورده شده است را هضم می نمایند (Ratcliffe et al., ۱۹۵۲). هردوی موریانهها و میکروارگانیسمها از این ارتباط سود میبرند. موجود همزیست یک منبع غذای دائمی و یک پناهگاهی خارج از محیط به دست می آورد. در حالیکه موریانه ها گلوکز و سایر مواد تولید شده از متابولیسم سلولز را به دست می آورند.به دلیل این حقیقت که مواد سلولزی توسط موریانه میزبان مورد استفاده قرار میگیرد، سلولز میتواند توسط پروتیستهای همزیست رودهای یا باکتریها هضم شود. موریانهها بدون همزیستها نمی توانند سلولز را هضم نمایند. این ارتباط برای موریانه و همزیست مفید میباشد.(استفاده متقابل) ( Ratcliffe et al., ۱۹۵۲). موریانه ها بدن نرمی دارند و هدایت تغذیه، دفاع و تولید مثل آن ها وابسته به زوائد مو مانند باریکی است که Sensilla (اعضای حسی) نامیده می شود. مقدار اندکی از رفتار پیچیده موریانه ها شناخته شده است. این گونه فرض می شود که به صورت hard-wired (سخت افزار) با توانایی ایجاد و عکسالعمل نشان دادن به مجموعهای از سیگنالهای پیچیده شیمیایی و شعائر رفتاری بوجود آمدهاند (Krishna and Weesner, ۱۹۶۹). یک روش خیلی جالب حفاظت شیمیایی کلنی زمانی به نظر میآیدکه موریانهها ترکیباتی نظیر نفتالین را برای برای دفاع در مقابل مورچهها، میکروارارگانیسمهای بیماریزا و نماتدها تولید میکنند (Krishna and Weesner, ۱۹۶۹). موضوع تکنیکهای دفاع شیمیایی موریانه ها، مبحث نسبتاً جدیدی است که در حال حاضر در مجامع علمی، مطالعه می شود.

اجتماع مرموز: موریانهها فوق العاده اجتماعیاند و در کلنیهایی شامل یک تا دو میلیون فرد زندگی میکنند. افراد بدون قوه تفکرند و در جهت بهبود کلنی تلاش می کنند. آنها رویهرفته به صورت یک ابر ارگانیسم کار میکنند (Skaife, ۱۹۵۵). چیزهای کمی در مورد توانایی سازماندهی برجسته آنها کشف شده است بهجز اینکه میدانیم آنها از طریق یک گروه از فرمونها با هم در ارتباط هستند. (به قسمت ارتباطات مراجعه کنید). گرچه ساختار اجتماعی کلنی، به صورت مشابه در میان مورچهها و زنبورها هم وجود دارد اما موریانه ها قبل از آنها تکامل یافتهاند و از سایر انواع حشرات اجتماعی متمایز میباشند. اجتماع موریانهها (که از تعداد زیادی افراد پرسلولی تشکیل یافته است) با هر ارگانیسم دیگری انالوگهایی دارد. آنالوگی ایدهآل برای این مقایسه از کتاب بیولوژی موریانهها اقتباس گردیده است (Krishna and Weesner, ۱۹۶۹). به طور کامل ارتباطات متقابل یک کلنی موریانه را شرح میدهد: "این ارگانیسم دارای تقسیمکار، یکپارچگی و تقسیم کار اختصاصی بین افراد طبقات میباشد، طبقات عقیم آنالوگ سلول های سوماتیک در یک فرد ارگانیسم می باشند، طبقات مولد با گامتهایش موازی هستند و وظایف سربازها و کارگرها با وظایف سلولهای مغذی و دفاعیشان آنالوگ میباشد. افراد یک اجتماع موریانه نمیتوانند به تنهایی زنده بمانند و این وابستگی به یکدیگر و یکپارچگی آنها را شبیه یک ارگانیسم واحد میسازد. مانند ارگانیسمها، لانههای موریانه بطور هموستاتیک واحدهایی تنظیم یافته میباشند. دیوار لانه در رفتاری شبیه به صدف یک حیوان مانند یک سد آنها را از شکارگرها محافظت میکند. محیط داخل خود تنظیم و برای زندگی و بقا در حد مطلوب است و تا حدودی در برابر شرایط محیط خارجی مستقل (غیروابسته) میباشد. قسمتهایی از لانه ممکن است، مانند قسمت های از دست رفته یک ارگانیسم، بازسازی شوند. در رشد، توسعه، تقارن و سازگاری نیز شباهت هایی وجود دارد (Krishna and Weesner, ۱۹۶۹).
ارتباطات: موریانهها نمیتوانند از طریق بینایی یا با صدا با یکدیگر ارتباط برقرار کنند به این دلیل ساده که آنها بینایی ندارند و کر میباشند (همچنین مبحث نابینایی دیده شود). در عوض این راسته از حشرات با بهره بردن از حسهای چشایی و لامسه ارتباط برقرار میکنند. موریانهها قادرند تا هم لانه ایهایشان را از طریق بوی خاص تشخیص بدهند، از همین طریق مولدین نر بوسیله بو، ماده ها را پیدا میکنند (Limburg. ۱۹۷۴). موریانهها از طریق لمس یکدیگر که با استفاده از یک رفتار ویژه انجام میپذیرد، درخواست غذا میکنند. آنها ردپای معطری به سمت منابع غذای خارج لانه به جا می گذارند. وقتی یک موریانه جست و جو گر یک منبع جدید غذا پیدا کرد، درحالیکه یک ردپای معطر پشت سرش به جا می گذارد با یک تکه غذا که در آرواره هایش قرار دارد به لانه باز میگردد. این کار توجه سایر موریانهها را که در اطراف وجود دارند را جلب می کند و مقدار کمی غذا به آنها می دهد. به این طریق آنها فریفته می شوند تا ردپا را به سمت منبع تازه غذا دنبال کنند. این عطری که آنها دنبال میکنند توسط یک غده که در سطح زیرین شکم موریانهها قرار دارد تولید می شود. دانشمندان معتقدند که این عطر نشانگر ابتدا بصورت یک سیگنال خطر ظهور پیدا نمودهاست تا بتواند کارگرهای موریانه را آگاه سازد که در لانه شکافی وجود دارد که از طریق آن دشمنان میتوانند وارد شده و از بدن نرم و شاداب ساکنان تغذیه کنند.نابینایی موریانهها به گونه ایست که میتوانند تا حدودی نوری که از سوراخها وارد میشود را احساس نمایند. آنها همچنین به گونهای خارق العاده به جریان ضعیف هوایی که وارد و خارج میشود، حساسند. موریانههایی که نزدیک صحنه شکار قرار دارند به مرکز لانه باز می گردند، ویک عطر نشانگر به جا می گذارند و با حرکات مضطربشان دیگر موریانه ها را آگاه میسازند. عطر یک مادهای است که به آن فرمون میگویند که باعث میگردد عکسالعملهای معینی از موریانهها وسایر حشرات ایجاد شود. بدین ترتیب به آنها اجازه داده میشود تا از مسیری که عطر به طرف سوراخ هدایت میکند، اجتناب نمایند.
نابینایی: از آن جاییکه تقریباً تمام موریانه ها در سراسر زندگیشان در تاریگی مطلق به سر می برند، توانایی دیدن را از دست دادهاند و نابینا هستند. نظر به اینکه به طور دائم از نور معمولی و تشعشع دوری نمودهاند، موریانهها نیاز کمی به رنگدانه دارند که به صورت یک فیلتر در مقابل اشعه ماوراء بنفش عمل میکند. به همین دلیل، پوست آنها نیمه شفاف است و یا رنگ دانه کمی دارد.
انواع لانه: لانه های موریانه با اشکال و اندازه های متنوع وابسته به سن تپه ها و گونه هایی که آن ها را می سازند، دیده می شوند. چهار نوع عمده لانه در سراسر جهان دیده می شود. درختی، زیرزمینی، تپه و لانه های یک قطعه ای. لانه های درختی اغلب از گسترش لانه های زیرزمینی بوجود می آیند و از طریق دالان های حفاظتی به یک انشعاب یا شاخه ای از یک درخت زنده مرتبط می شوند. موریانه ها هیچ گاه بدون پوشش محافظ در معرض هوا سرگردان نیستند. زیرا دالان هایی از جنس کارتن می سازند. کارتن از خاک و مواد دفعی که بوسیله بزاق به هم چسبیده شده اند، تشکیل شده است (Abe et al.,۲۰۰۰). این ترکیب وقتی خشک می شود بسیار مقاوم شده و دالانهای حفاظتی بی نقصی را بوجود می آورد، گاهی اوقات تمام سطح یک درخت را می پوشاند. این دالان های حفاظتی برای برقراری ارتباط بین لانه های زیرزمینی و لانه های درختی و همچنین ایجاد پوشش غیر قابل نفوذ برای فراهم کردن یک راهرو تاریک و مرطوب استفاده می شوند (Snyder, ۱۹۴۸). موریانه ها برخلاف مگسهای خانگی، هیچ بالشتک چسبنده ای در پاهایشان ندارند، بنابراین آن ها نمی توانند از شیشه پنجره بالا بروند و برای راه رفتن روی سطوح صاف با مشکل مواجه می شوند. برای مقابله با این مشکل آنها هر چیزی را با مدفوعشان می پوشانند، به این ترتیب یک سطح ناصاف برای آسان شدن راه رفتن بوجود می آید (Skaife, ۱۹۵۵). لانه های زیرزمینی در جاهاییکه سطح رطوبت در تمام طول سال پایین میباشد، رایج هستند.زیرا ساختار لانههای زیرزمینی تبخیر و خشک شدن را به حداقل میرساند. در رابطه با موریانههای زیرزمینی شبکه عظیمی از تونل ها و گالری های زیرزمینی تا صدها فوت گسترش می یابند، چندین جریب زمین را پوشش می دهند تا به منابع غذایی دست یابند (Snyder, ۱۹۴۸). یک سلول سلطنتی (سلول ملکه) همیشه در مرکز کلنی به طرف قاعده کلنی جاییکه مولدها رطوبت را نگه می دارند و به خوبی تغذیه می شوند، وجود دارد. وقتی اندازه یک کلنی برای ملکه خیلی بزرگ شد، مولدین ثانویه ایجاد می شوند و کلنی های اقماری در همان نزدیکی بوجود می آیند تا کلنی اولیه را تکمیل کنند (Pearce, ۱۹۹۷). اگرچه لانه های زیرزمینی کم و بیش از شکارگرهای بزرگ محافظت میشوند، اما حیواناتی که تونل میزنند، نماتودهای گوشتخوار و هر چیزی که میتواند از زیرزمین به لانه وارد شود لانه های زیرزمینی را تهدید می نماید. برای حفاظت از لانه زیرزمینی از چنین حملاتی، در اثر میلیون ها سال تکامل سیستم دفاعی، یک مهندسی طبیعی حیرت آور بوجود آمده است. با استفاده از یک ترکیبی از خاک، رس، ماسه، مواد دفعی و بزاق کلنی یک پوشش ضخیم، مانند صخره سخت و غیر قابل نفوذ به آب را در اطراف لانه می سازد. این سد غیر قابل نفوذ به عنوان یک وسیله محیط زیست خود پایدار را تولید میکند و همچنین از ساکنان آن حفاظت به عمل میآورد (Snyder, ۱۹۴۸). استحکام نفوذناپذیری نفوذ ناپذیری به آب همچنین مانع از دست دادن آب شده و انتشار بوی ملکه را کاهش می دهد.عطر متصاعد شده از ملکه در فضای کوچک لانه بطور افزایشی محصور میشود و در نتیجه تاثیر آن افزایش مییابد. در هر صورت به علت غیر قابل نفوذ به هوا بودن ساختار لانههای زیرزمینی، یک شرایط نامطلوبی توسعه مییابد(Pearce, ۱۹۹۷). بالا رفتن سطح دی اکسید کربن برای موریانه ها سمیت دارد و چند گاز دیگر نیز تولید می شوند که باید از لانه به خارج رانده شوند. برای پاکسازی این مانع، یک فرآیند خلاقانهی دیگری در داخل لانه اتفاق می افتد. به جای تهویه لانه با هوای گرم و خشک هوای بیرون لانه که باعث از دست دادن آب کلنی میشود یک سیستم تهویه با هوای سرد و مرطوب تحتانی، وجود دارد (به بخش خشک شدن مراجعه شود). از طریق تغیییر فشار هوا و اطاقکهای ویژه هوا، لانه به طور کامل تهویه میشود و خطر از دست دادن آب به طور کامل حذف میگردد(Snyder, ۱۹۴۸). تپههای موریانه (که معمولاً به عنوان hill شناخته می شوند) شاید جذابترین نشانه حضور موریانه ها باشد، تعداد زیادی از گونه ها تپه می سازند، که البته به دلایل متفاوت این کار انجام میشود. انسان ها هزاران سال تپه های موریانه را در نظر گرفتهاند و تلاش میکردند تا بدانند چگونه حشراتی این قدر کوچک، کور و بی مغز توانایی چگونه توانایی ساخت و ساز فوق العاده و ابتکاری این چنینی را دارند. از لحاظ شکل و اندازه انواع متفاوتی تپه میتواند از هر چیزی که توسط موریانه ها پیدا و دفع شود، ساخته شود. تپهها روی سطح زمین هستند و وابسته به نوع گونه ها، میتوانند به منظورهای مختلف مورد استفاده قرار گیرند که عبارتند از:، اتاق، انبار، وسیله کنترل درجه حرارت، محل استقرار اضطراری، پناهگاه از سرازیر شدن سیل، وسیلهای برای تهویه یا بعنوان یک لانه کامل برای خودشان (Snyder, ۱۹۴۸). مانند هر ساختاری در زیست شناسی، شکل به وظیفه بر می گردد. یک تپه با انتهای گرد شده ی مقاوم، چنانکه در بسیاری از مناطق گرمسیری مشاهده می شود، وظیفه دارد که آب را در طی بارندگی های سنگین از تپه دور کند. یک تپه بلند و کشیده، شبیه آن هایی که در مناطق گرم و معتدل دیده می شوند، درجه حرارت را در طول روز تنظیم می نمایند (Skaife, ۱۹۵۵). موریانهها در مناطق مختلف بطریقی تکامل پیدا نمودهاند که تپه ها را بر اساس شرایط محیطی منطقه شامل: تغییرات درجه حرارت روزانه و فصلی، نزولات جوی، شدت روشنایی و... می سازند. تپه های مغناطیسی در ابتدا گیج کننده بودند، آن ها به شکل یک گوه باریکند و جهت آن ها همیشه شمالی- جنوبی است. در طی یک پدیده خاص تکاملی، گونه هایی که تپه های مغناطیسی می سازند در موقعیت خودشان و وابسته به زمین خورشید جمع می شوند. تپهها همیشه جهتشان به طرف مغناطیس قطب شمال زمین قرار دارد، بطوریکه مغناطیس هیچ تأثیری روی آنها ندارد(Martin, ۲۰۰۰). دلیل قرار گرفتن انها در یک جهت شمالی- جنوبی به تغییرات روزانه درجه حرارت، که با محیط زیست منطقه مرتبط است، وابسته می باشد. روزها می توانند بسیار داغ شوند، در حالیکه شب ها میتوانند بسیار سرد باشند. چگونه تپه ها این تغییرات شدید درجه حرارت را تعدیل می کنند و در یک دمای نسبتاً ثابت پایدار باقی می مانند؟ این جهت یابی تپه هاست که به آنها اجازه می دهد تا از انرژی نور خورشید بهره ببرند. هنگامیکه خورشید در صبح طلوع می کند، قسمت شرقی تپه حرارت را جذب می کند تا از سرمای شب به حالت عادی برگردد. در وسط روز فقط قسمت برآمده ی وسط تپه در معرض اشعه خورشید است، بنابراین مانع زیاد گرم شدن تپه در وسط روز می شود. در طی غروب خورشید، قسمت غربی گرم می شود تا با سرمای شب که به زودی می آید مقابله نماید (Martin, ۲۰۰۰). آخرین نوع لانهها، لانه های یک قطعه ای میباشند که واقعاً جذابند. کلنی های از این نوع به طور کامل در داخل یک قطعه چوب مرده محدود می شوند و قادرند سال ها بدون به دست آوردن منظم آّب باقی بمانند. مطالعه محیط داخل این کلنی ها به دلیل محیط زیست بسته آنها، سخت است. متوجه شده اند که کلنی یک اطاقک توخالی بوجود می آورد و آن را از داخل بوسیله گل مسدود می کند تا یک حفره ضد آب را ایجاد نماید که رطوبت را داخل خود نگه می دارد. این شکل از زندگی در دورههایی که آب و هوا بی نهایت خشک میباشد، بسیار سودمند است. به علاوه این نوع از زندگی نقش عمدهای در پراکندگی گونههای موریانه از طریق هایی که در اقیانوس ها و رودخانه ها جابه جا می شوند دارند (Limburg, ۱۹۷۴).
زیستگاه: وقتی غذا وجود داشته باشد موریانه ها توانایی زندگی در هر نوع محیط زیست خاکی را دارند (اگرچه غالباً در مناطق گرم زیست میکنند) لانه ها در مناطق با بارندگی سالانه بسیار متنوع از جنگل های بارانی مناطق گرمسیری گرفته تا بیابان های خشک یافت می شوند. هر کلنی توانایی حفاظت از خودش را در دوره های طولانی بدون بارندگی منظم و یا بدون دریافت آب دارد. موریانه های زنده (یا فسیل موریانهها) در همه قارهها حتی قطب جنوب وجود دارد (Davies and Williams, ۱۹۷۸).
جست و جو، تغذیه و هضم: موریانهها بر اساس الگو تغذیه شان به چهار گروه تقسیم می شوند: چوبخوارها، خاکخوارها، دروگرهای تکههای برگ، پرورش دهندگان قارچ، تغذیه کنندگان قارچ. موریانههای چوبخوار میتوان به گروههای کوچکتری تقسیم نمود. (چوب پوسیده، چوب مرطوب، چوب خشک و...) اما توصیف آنها تا حدودی مبهم است. اصطلاح چوبخوارها به تمام دلائل عملی کافی خواهد بود. موریانههای زیرزمینی از طریق ساختن تونلهای زیرزمینی (گالری های جستوجوی غذا) که از لانه منشعب می شوند به منابع غذایی دست می یابند، معمولاً فقط کارگرها و سربازها در سایت های تغذیه ای یافت می شوند اما گاهی اوقات نمف ها نیز آنجا هستند. مولدین، بالدارهای جنسی و تخم ها تقریباً همیشه در لانه باقی می مانند. موریانه های جستوجوگر غذا به رطوبت و الوار جذب می شوند، بویژه در مواقعی که در مراحل اولیه تجزیه توسط قارچ پوسیدگی چوب صورت بگیرد و یا اینکه الوار زیر خاک دفن شده باشند(Creffield, ۱۹۹۱). بر اساس ترجیح غذایی گونه ها، موریانه ها تقریباً فقط از چوب، خاک و ذرات برگ تغذیه می کنند. سلولز غذای مطلوبی است که معمولاً به میزان زیاد در جاهاییکه موریانه ها پیدا می شوند، یافت می شود. اگرچه بعضی از موریانهها در حال حمله به غلات، مدفوع حیوانی و استخوان دیده شودهاند اما موادی که سلولز زیاد دارند مانند چوب و ذرات برگ، غذای مطلوب هستند. اگرچه لیگنین در اغلب گونه ها غیر قابل هضم است اما برای استحکام بخشیدن مواد لانه و دالان های حفاظتی استفاده می شود. در کلنی هیچ چیز دور انداخته نمی شود، موریانه ها مرده هایشان را می خورند و پروتئین و نیتروژن به دست می آورند (Snyder, ۱۹۴۸). هم نوعخواری یکی از دوراه به دست آوردن پروتئین است. روش دیگر به دست آوردن پروتئین خوردن ریسه ی قارچ هایی است که روی مواد گیاهی در حال پوسیدن رشد میکنند. از آنجاییکه موریانه ها تنها مواد سلولزی را هضم می کنند، پروتئین متاع ارزشمندی در کلنی موریانه ها محسوب می شود. زمانیکه یکی از اعضای کلنی موریانه ها مجروح یا کشته میشوند سایرین به سرعت می آیند و بدن آنها را میخورند (Rateliffe, ۱۹۵۲). شاید این عمل ممکن است به نظر ناخوشایند به برسد اما برای زندگی کلنی به دلیل بازگرداندن پروتئین و حفظ آب لازم و مفید است و یک عمل اقتصادی هوشمندانه در محیط های خشک می باشد. کارگرها از طریق بالا آوردن، محتویات معده شان (از جمله همزیست ها) را تقسیم میکنند. سربازها، نمف ها و مولدین نمی توانند خودشان غذا مصرف کنند بنابراین آن ها به کارگرها وابستهاند تا غذا را برای آنها از دستگاه گوارش بالا بیاورند (Regurgitate). این مکانیزمی است برای همه موریانه ها تا میکروارارگانیسم های همزیست در روده شان به دست آورند (Snyder, ۱۹۴۸). تروفلاکسی (هم دهانی) به معنی ردو بدل کردن دوطرفه غذا بین افراد یک کلنی است.موریانهها هم دهانی را از طریق بازگشت دادن سلولز هضم شده به هم لانه ای هایشان، وقتی به سمت آنها می آیند، انجام می دهند. تروفلاکسی یک فرآیند پیوسته در داخل تمام کلنیهای موریانه است که اطمینان می دهد همه افراد کلنی تغذیه شده اند. این فرآیند به صورت مداوم و برای تمام موریانه ها ، حتی نمف ها تکرار می شود. در واقع نمف ها ۲۴ ساعت پس از تفریخ تخم تک سلولی روده ای دارند که این دلالت بر آن دارد که هم دهانی بلافاصله پس از تفریخ تخم اتفاق میافتد (Snyder, ۱۹۴۸). موریانه های چوب خوار توانایی خالی کردن چوب از داخل را دارند بدون آنکه به سطح چوب نفوذ کنند. گفته می شود موریانه های کارگری که این مواد را سوراخ می کنند توانایی احساس تغییرات درجه حرارت را دارند و وقتی به سطح نزدیک می شوند به جهت دیگری تغییر مکان میدهند (Martin, ۲۰۰۰). از این طریق، درختان از درون خالی شده و ضعیف می شوند، اما به حالت زنده باقی میمانند (Martin, ۲۰۰۰). به همین دلیل موریانهها در صنعت چوب بسیار گمنامند گرچه فعالیت آنها یک سرپناه بی نظیر برای دیگر حیوانات ایجاد می کنند. نگه دارنده های چوبی در خانه ها اغلب از درون خالی می شوند و چیزی جز یک پوسته چوبی برای حفاظت خانه باقی نمی ماند. این تنها آسیب کلی است که موریانه ها ایجاد می نمایند. موریانه ها هر ساله سبب میلون ها دلار خسارت در مناطق مسکونی می شوند که توسط بیمه پوشش داده نمی شود. در این خسارت تنها تعداد اندکی از گونه ها مقصرند (Creffied, ۱۹۹۱).
شکارگرها: موریانه ها یک جز ضروری در زنجیره غذایی هستند و یک منبع غذایی مهم برای تعداد زیادی از حیوانات میباشند. دستجات میلیونی بالدارهای جنسی ضیافتی را برای پرندگان، مارمولک ها، مارها، قورباغه ها، مورچه ها و دیگر حشرات فراهم می سازد. لانه های موریانه، مرتباً مورد حمله یا جست و جو قرار می گیرند و بعنوان یک منبع غذای اولیه برای بسیاری گونه ها مورد استفاده قرار می گیرند. سن های شکاری خانواده Reduviidae به تونل های لانه نیش میزنند و موریانهها را میمکنند. کیسه داران کوچک dunnart, numbat,… و خزندگان (مارمولکها، مارها، geckos) همچنین برای یقا یا پایداری به تپههای موریانه حمله می کنند. Golden bandicootو bilby برای حمله به یک تپه تونل می زنند. Echidnas در رژیم غذایی اش به موریانه ها وابسته است، آنها یک تپه موریانه را مورد جستجو قرار میدهند و با استفاده از ناخنهای اختصاص یافته آنها را مورد کند و کاو قرار میدهند و با زبان درازشان آنها میبلعند (Martin, ۲۰۰۰). گمان می شود که ممکن است موریانه ها مسئول تنوع و فراوانی زیاد جانوران در قسمت های خشک استرالیا باشند. همچنین موریانه ها منبع اساسی آب برای بسیاری از حیوانات در محیط های خشک، جاهایی که آب یک کالای ارزشمند است، می باشند. آن ها لانههایشان را نزدیک محل تجمع آب می سازند و موریانه ها به عنوان یک فونداسیون حیاتی در بسیاری از اکوسیستمهای خشک شناخته می شوند. تعدادی از حیوانات از تپه های موریانه بعنوان محل لانه استفاده می کنند، این حیوانات بعنوان اقامت گزین شناخته می شوند. طوطیهاو سایر پرندگان در طول فصول مرطوب تپههای موریانه را مورد کند و کاو قرار میدهند. در هنگام ساختن لانه شاه ماهی خور استرالیایی برای ایجاد سوراخ اولیه داخل تپه، پرواز می کند و خودش را به تپه می کوبد. در برخی مواقع که تپه خیلی خشک باشد این حرکت کشنده است. یک تعداد زیاد از خزندگان کوچک، پیتن ها، سوسک ها و موش ها از تپه های موریانه بعنوان یک سرپناه دائم یا یک پناهگاه اضطراری برای مخفی شدن از دشمنان استفاده می کنند. یک گونه از مارمولک ردیاب تخم هایش را به صورت غریزی داخل یک تپه موریانه می گذارد و موریانه ها سوراخ ها را می بندند. تخم های این خزنده دوران نهفتگی را از طریق دمای ثابت تپه می گذرانند تا تفریخ شوند. در آن زمان مادر باید برگردد تا نوزادان را از پرورشگاه بسته شان خارج نماید.
فرآیندهای مهم اکولوژیکی: اغلب موریانه ها در استرالبا مسئول ذرات گیاهی میباشند. نقش آنها به عنوان تغذیه کنندگان از مواد گیاهی (موا زائد) یکی از مهمترین فاکتورهای تعادل طولانی مدت اکوسیستم است. مواد زائد بسیار ریز که از چوب، علف ها هوموس و دیگر مواد تشکیل شده اند توسط موریانه ها مورد تغذیه قرار میگیرند. تغذیه کنندگان از مواد زائدمواد لیگنوسلولزی که توسط کلنیهای موریانه انجام میگیرد سبب شکل گیری خاک می شود. کلنی های موریانه همچنین از طریق کنترل دست یابی سایر تجزیه کنندگان به مواد زائد به عنوان میانجی عمل می نمایند (Park et al., ۱۹۹۶). در بسیاری از موارد، موریانه ها مسئول حذف تا صددرصد مواد گیاهی هستند و همچنین ممکن است در تغییر ساختار خاک و افزایش اثرات فرسایش نیز نقش داشته باشد. تعادل بین موریانه ها و محیط زیست ژئومرفولوژیکی و همچنین اکولوژیکی است. از طریق افزایش انتشار رطوبت فصلی در طول گالری هاشان موریانه ها به گرانیت سنگ بستر اجازه فرسایش می دهند تقریبا با همان سرعتی که آنها مواد هوازده خاک را بر میدارند (Davis and Williams, ۱۹۷۸). برای اینکه یک اجتماع گیاهی پیوسته ایجاد شود و پایدار بماند، باید یک بالانس ظریف طبیعی بین رشد گیاه و مصرف آن توسط حیوانات، حشرات و تشکیل خاک از طریق سنگریزههای هوازده و بازگشت مواد غذایی از گیاهان قطع شده و مرده وجود داشته باشد (Davis and Williams, ۱۹۷۸). موریانهها نقش مهمی در دینامیسم مواد غذایی، از طریق هضم و توزیع دوباره کانی ها، اسیدهای چرب، ویتامین ها و ۲۰ اسید آمینه دارند (Pearce, ۱۹۹۷). چرخه ی فسفر، کربن و نیتروژن از فرآیندهای متابولیکی که داخل کلنی انجام می گیرد نتیجه می شود. کربنی که از مصرف سالانه لاش برگ به دست می آید از طریق فون ریزجانوری معده موریانه ها به صورت دی اکسید کربن و متان معدنی می شود. موریانه ها در تثبیت نیتروژن در چرخه محیطی بالانس نیتروژن نقش اساسی دارند. مساعدت موریانه ها در موجودی مواد غذایی خاک از طریق معدنی کردن کربن نشان داده می شود. که مسئول معدنی کردن بیش از ۲۰ درصد کربن اکوسیستم هستند (Park et al.,۱۹۹۶). میزان فرآیند مواد غذایی در داخل تپه ها به رطوبت و دمای تپه وابسته است. آب و مواد غذایی از مواد سازنده تپه به داخل خاک مناطق اطراف منتشر می شوند. توانائی موریانهها در برگرداندن مواد مغذی گیاهی باعث میگردد تا هرجا که رطوبت کمی وجود دارد لکههای مقوی از لحاظ غذایی در محیط زیست تشکیل شود (Park et al., ۱۹۹۶). خاکهایی که توسط موریانهها تحت تأثیر قرار گرفتهاند پارامترهای شیمیایی خاک و قابلیت دسترسی مواد مغذی را در نزدیکی رستنیها تحت تأثیر قرار میدهند. ترکیب گونههای گیاهی با افزایش فاصله از تپه ها، در بویژه خاک های فقیر، تغییر میکند. همهی خاک های داخل لانه ها از خاک اطراف اسیدیتر هستند و میزان مواد مغذی در خاکی که لانه در آن وجود داشته نسبت به خاکی که لانه در آن وجود نداشته، بیشتر است. میزان مواد مغذی در تپه های مناطق جنگلی به واسطه افزایش دست یابی به مواد غذایی و تنوع ان از مناطق با پوشش علفی بالاتر است. خاک اطراف لانه های موریانه به دلیل وجود مواد غذایی زیاد در خاک حاصل از فرسایش سطح رویی تپه، حاصلخیزی بسیار بالایی دارد. بالا بودن سطح مواد غذایی در خاک حاصل از فرسایش لانه الگوی رویش گیاهی در مناطق مجاور را تغییر می دهد. تپه ها یک مجموعه ای از مواد مغذی ایجاد می کنند که موقتاً رشد گیاه را حمایت می نماید (Park et al., ۱۹۹۶). مواد مغذی نهایتاً از طریق فرسایش تپه های متروکه به سطح خاک باز گردانده می شوند زمان بازگردانده شدن به میزان فرسایش و عمر تپه وابسته است. به طور متوسط یک تپه ۴۰۰-۳۰۰ کیلوگرم مواد خاک را در طی یک سال باز میگرداند. این فرآیند به مواد غذای که در مواد گیاهی مرده محبوس شده اند اجازه می دهد تا آزاد شده و به خاک بازگردند (Abe et al., ۲۰۰۰). گیاهان در حال دومرتبه رشد از این مواد استفاده می کنند و چرخه ادامه می یابد. این سیستم بازگشت مواد غذایی به دلیل توانایی موریانه ها در زندگی در خاک های فقیر، نقش مهمی در بهبود مواد غذایی سایت ها دارند. تنوع موریانه ها در ارتباط با خاک های فقیر است و روی اندازه ساختار جامعه مهره داران تأثیر بسیار زیادی دارد. به نظر میرسد که بین پراکندگی مکان های با تنوع زیاد موریانه ها و پستاندارن علف خوار بومی در دشت ها و بیابان های استرالیا ارتباط وجود دارد. موریانه ها غالباً در مناطق خشک، مکان هایی که رطوبت کافی برای ارگانیسم هایی قارچ ها، کرم های خاکی، باکتری های کوچک و سوسک های کوچک وجود ندارد، تجزیه کنندگان اولیه می باشند (Abe et al., ۲۰۰۰). موریانهها به دلیل توانایی ابتکاری شان در تحمل خشکی و پرهیز از آب از دست دادن، تجزیه کنندگان اصلی مناطق خشک در سراسر سال هستند.
خشک شدن: موریانه ها ممکن است در دوره هایی از آب و هوای گرم و خشک جستو جوی خود غذا را در نزدیکی سطح خاک متوقف نمایند. وقتی که یک دوره طولانی بدون نزولات جوی وجود داشته باشد، از طریق تونل زدن به طرف پایین و انتقال به خاک مرطوب یا ماسهی مرطوب به داخل لانه رطوبت جذب می شود. موریانه های زیرزمینی تمامی زندگی خود را در داخل گالری ها و تونل هایی در داخل لانه هایشان می گذرانند (به جز بالدارهای جنسی هنگامیکه برای جفت گیری ظاهر می شوند) (Creffied, ۱۹۹۱)، شرایط داخل لانه یکنواخت و تقریباً ثابت است: تاریکی مطلق همیشه حکمفرماست، رطوبت بالاست و نوسانات درجه حرارت در پایین ترین حد قرار دارد. موریانه ها چنان اختصاصی شده اند که عملاً تنها این شرایط را برای هر مدت زمانی می توانند تحمل کنند. از انجاییکه فعالیت های آن ها در سیستم مسیرهای سرپوشیده محدود می شود که همیشه رطوبت آن بالاست، نیاز نیست پوست آنها یک سد رطوبتی خوب باشد. در حقیقت پوست آنها بسیار نفوذ پذیراست و وقتی موریانه ها در معرض هوای خشک قرار گیرند رطوبت خود را از دست میدهند خیلی زود در اثر خشک شدن می میرند (Creffied, ۱۹۹۱).
مدفوع: توانایی نگه داشتن آب در محیط های گرم و خشک جاهاییکه سطح بارندگی و رطوبت خیلی پایین است، بسیار مهم است. تعداد زیادی از گونه های موریانه وقتی که اب کافی در اطرافشان وجود دارد و خطر خشک شدن اندک است، مدفوع مایع دفع می کنند. وقتی که سطح رطوبت و آب به حد خطرناکی کاهش پیدا کند. بسیاری از گونه های سازگار شده یک روش اعجاب انگیز برای نگهداری آب به نمایش می گذارند، به جای مدفوع مایع و بدون شکل دانه هایی از مواد خشک از مخرج دفع می کنند.غدد مخرجی که با اشکال متفاوتی میباشند این پلتها را تولید میکنند. در اکثر آنها این غدد در حالت پیشرفته شان از شش سلول مخروطی شکل بالشتک مانند تشکیل شده که به داخل مجرای روده امتداد یافتهاند و توسط مجاری پیچ در پیچ از یکدیگر جدا جدا میشوند (Krishna and Weesner, ۱۹۶۹). غدد مخرجی و بالشتکهای بلند و ظریف مخرجی هر دو جذب دوباره آب را در موریانه به عهده دارند. یک باندهای قوی از ماهیچه های حلقوی قسمت های خارجی راست روده را احاطه می کنند و یک قدرت انقباض برای فشردن پلیتهای مدفوع و گرفتن آب فراهم می کنند. دسته های ماهیچه ای که به طور شعاعی در سطح دیواره قرار دارند و به راست روده متصلند به طور کامل آب مدفوع را قبل از دفع، میگیرند.
امکاناتی که برای تحقیق و کاربرد آن در آینده وجود دارد: یک مقدار زیادی اطلاعات هماکنون در رابطه با موریانهها و وظایف عمومی آنها وجود دارد. در هر صورت گردآوری بعضی از دادهها خیلی مشکل است. بطور سنتی نمونه برداری جمعیتهای موریانه برای زیستشناسان مشکل بوده است، متدهای اصلاح شده نمونه برداری جمعیت به طور پیوسته در حال توسعه میباشند. فرآیند تشکیل خاک اگرچه مطاله شده، دادههای مستند وجود ندارد، این موضوع نیازمند مطالعات زیاد میباشد. به صورت تئوریکی گفته میشود که موریانهها توانایی معدنی کردن منگنز و یک تعداد دیگر از عناصر را دارند، برای اثبات این تئوری لازم است یک مطالعه کاملی در رابطه با نقش موریانهها در سیکل نیتروژن بعمل اید.گمان میرود که موریانه بتواند برای تجزیهی مواد لیگنوسلولزی که توسط انسان تولید شده است بتواند به کار برده شود. در آینده بعضی نقاط، مانند جمعآوری زباله، آشغال و مواد زائد حیوانی را بتوان با استفاده از موریانهها بعنوان سیکل برگردانهای مواد زائد جایگزین خاک نمود (Pearce, ۱۹۹۷). زمینههای ممکن برای آنها که علاقمند به مطالعه موریانهها میباشند که البته فقط به اگرونومی و کشاورزی محدود نمیشوند عبارتند از: بیوجغرافی، اکولوژی، جنگل، متابولیسم، میکروبیولوژی فیزیولوزی، خاکشناسی، مطالعات هضم، اثرات ایزوله شدن، و تحقیق تاکسونومیکی و کشف گونههای جدید و نقش آنها در محیط زیست.
نتیجهگیری: موریانه ها در حدود میلیون ها سال وجود داشته اند فقط در طی قرن گذشته، به طور علمی مورد مطالعه قرار گرفتهاند. شاید مهمترین وظیفه اکولوژیکی موریانهها در اقلیم های خشک نقش آن ها در برگرداندن مواد مغذی باشد. موریانه ها تجزیه کنندگان اصلی سلولز میباشند، ماده ای که بدون کمک میکروب های همزیست روده ای نمی توانند آن را هضم کنند. نقش آن ها در اکولوژی ساوانها و بیابان های استرالیا برای تعادل دراز مدت مواد غذایی در خاک وتولید خاک ضروری است. با حدود ۳۰۰۰ گونه راسته مساوی بالان تکامل خود را ادامه می دهد و برای آب و هواهای متنوع سازکار میشوند.
منبع :
متن از وبلاگ elmiran1

يکشنبه 6/4/1389 - 15:50
بیماری ها
 
تاریخچه علم ژنتیک سالها پیش از آن که دانشمندان سعی کنند تا با استفاده از قوانین فیزیکی و شیمیایی علت پدیده های زیست شناختی را نیز تبیین کنند، زیست شناسان با مشاهده گیاهان و جانوران قلمرو دانش خود را گسترش می دادند. در واقع، تحقیقات دو تن از پیشگامان این علم وجود نوعی دستور یا کد وراثتی بر همگان اثبات کرده بود. چارلز داروین (Charles Darwin) در سال ۱۸۵۹ نظریه تکامل خود را مطرح کرده بود و گرگور مندل (Gregor Mendel) نیز در سال ۱۸۶۵ موفق شده بود قوانین اساسی وراثت را کشف کند؛ اما هیچ یک از آنها نتوانستند دریابند که چه عاملی باعث کنترل و هدایت سیستم های مورد مطالعه آنها می شود. تنها چیزی که آشکار بود این بود که عامل هدایت کننده جایی در درون گیاهان و حیوانات پنهان بود. تا اینکه کشف ارزشمند دانشمند سویسی فردریش میشر (Friedrich Mischer) راه را برای ادامه تحقیقات گشود. او در سال ۱۸۶۹ در بیمارستانی در آلمان، ماده ای را از محل عفونت که غنی از گلبول های سفید بود، استخراج کرد. میشر این ماده را " نوکلئین " (nuclein) نامید. وی با کمال تعجب متوجه شد که منشاء این ماده فقط می تواند از کروموزوم ها باشد. بنابراین به حمایت از " نظریه وراثت شیمیایی " پرداخت و اعلام نمود که اطلاعات بیولوژیکی به صورت ترکیبات شیمیایی در سلولها ذخیره می شود و از نسلی به نسل بعد منتقل می گردد. با اینکه میشر در دورانی زندگی می کرد که اصول علم پزشکی – پس از چند هزار سال رکود – در حال دگرگونی اساسی بود، اما عده بسیار کمی از دانشمندان توانایی و پذیرش این اکتشاف مهم او را داشتند. در قرن بعد، توماس مورگان (Thomas H.Morgan) زیست شناس آمریکایی، شروع به تحقیق و مطالعه در این مورد نمود. او دریافت که ژن ها بر روی محل های خاصی از کروموزم ها واقع شده اند و نتیجه گیری کرد که همین ژن ها عامل انتقال وراثتی مندل و نیز کلید اصلی تکامل داروینی هستند. نقشه ای که مورگان از ژن های موجود بر روی کروموزم ها رسم کرد، سؤالات جدید بسیاری را مطرح نمود. ساختار پایه و خواص شیمیایی ژن ها هم چنان نامشخص بود. نحوه عمل آنها نیز هنوز به طور واضح مشخص نشده بود. هیچ کس نمی دانست که تکثیر یا نسخه برداری از ژن ها در سلول چگونه صورت می گیرد. منشاء بیماری های وراثتی و نقش جهش در این میان چه بود؟ و ... . اما اساسی ترین پرسش در این میان این بود که: ژن ها چگونه اطلاعات وراثتی را شامل می شوند و چه طور آنها را منتقل می کنند؟ و چگونه می توانند رشد کلیه سیستمهای زنده را هدایت نمایند؟ این بار مردی از انگلستان معما را حل نمود. در سال ۱۹۲۸، آزمایشات فرد گریفیث (Fred Griffith) بر روی باکتری های مولد ذات الریه به کشفی حیرت انگیز منجر شد. او دو نوع باکتری مختلف را شناسایی کرد. نوع اول که گریفیث آنها را " نوع S " نامید، دارای یک کپسول پلی ساکاریدی در اطراف خود بودند. نوع دوم یا " نوع R " فاقد این کپسول بود. " نوع S " بیماری زا بود، در حالی که " نوع R " خطری در پی نداشت. در واقع کپسول موجود در اطراف باکتری نوع S باعث مقاومت آن در برابر دستگاه ایمنی بدن می شد. گریفیث سپس مخلوطی از باکتری های S - که با حرارت کشته شده بودند - و باکتری های R تهیه کرد و اثر آن را بر روی موشها بررسی نمود. با اینکه انتظار می رفت که این مخلوط اثر زیان باری نداشته باشد، مشاهده شد که تمامی موش ها به بیماری مبتلا شده و مردند. جالب اینکه در اجساد موشها باکتری های S زنده یافته شد. گریفیث نتیجه گرفت که نوعی انتقال بین دو نوع باکتری صورت گرفته است که سبب شده باکتری های نوع R دچار تغییرات ژنتیکی شوند. امروزه ما این پدیده را " ترانسفورماسیون " می نامیم. متأسفانه تحقیقات گریفیث نیز با استقبال معاصران او مواجه نشد و او نتوانست آنها را قانع کند، تا اینکه سرانجام در سال ۱۹۴۱ در یک بمباران هوایی در لندن درگذشت. پنجاه سال بعد، اسوالد اوری (Oswald Avery) در یک موسه تحقیقات طبی در نیویورک آزمایشهای گریفیث را تکرار کرد. اوری و همکارانش مکلئود ( Colin Macleod ) و مک کارتی ( Mc Carty ) به دنبال یافتن عامل ترانسفورماسیون بودند. آنها نشان دادند که اگر مخلوطی از باکتری های S – که با حرارت کشته شده بودند – و باکتری های R و پروتئازها ( آنزیم های تجریه کننده پروتئین ها ) تهیه کنیم، باز هم ترانسفورماسیون رخ می دهد؛ اما اگر به جای پروتئاز از دی . ان . آز ( آنزیم تجریه کننده DNA ) استفاده کنیم، دیگر شاهد ترانسفورماسیون نخواهیم بود. و این گونه اثبات شد که عامل اصلی ترانسفورماسیون مولکولهای DNA هستند. با این حال هنوز هم قبول این حقیقت برای جامعه علمی آن زمان دشوار می نمود. بسیاری از دانشمندان می پنداشتند که مولکول DNA بسیار ساده تر از آن است که قادر به ذخیره و انتقال حجم عظیم اطلاعات بیولوژیک بدن جاندار باشد. سال ها بود که باور عمومی این بود که پروتئین ها عامل اصلی این فرآیند هستند، چرا که آنها از بیست نوع اسید آمینه تشکیل می شوند و این به معنای آن است که می توانند اطلاعات زیادی را به صورت کد در ساختار خود ذخیره سازند. به همین دلیل نتایج کار اوری مورد تردید قرار گرفت و عده ای می پنداشتند که DNA مورد آزمایش اوری احتمالا با نوعی ناخالصی پروتئینی که عامل اصلی انتقال اطلاعات بیولوژیک بوده ، آلوده شده است. در سال ۱۹۵۲ گروه دیگری از دانشمندان آزمایش اوری را با DNA کاملا عاری از مواد پروتئینی تکرار کردند. این آزمایش آخرین تردیدها را نیز برطرف کرد و اثبات شد که این DNA است که حامل اصلی ژن ها و اطلاعات بیولوژیک می باشد. پس از آن تلاش همگانی برای کشف ساختار DNA آغاز شد و این گونه بود که دانش زیست شناسی وارد دوران نوینی گردید.
● ساختمان مولکول DNA در اواخر قرن نوزدهم یک بیوشیمیست آلمانی نشان داد که اسیدهای نوکلئیک ( مولکولهای زنجیری بلند که از واحد های ساختمانی کوچک تری به نام " نوکلئوتید" تشکیل شده اند . ) دارای قند، اسید فسفریک و چند باز نیتروژن دار می باشند. اندکی بعد مشخص شد که قند موجود در اسیدهای نوکلئیک می تواند ریبوز یا دئوکسی ریبوز باشد و لذا اسیدهای نوکلئیک به دو دسته DNA ( DeoxyriboNucleic Acid ) – که قند موجود در آنها دئوکسی ریبوز است – و ( RNA RiboNucleic Acid ) - که قند موجود در آنها ریبوز است – تقسیم می شوند. پس از کشف اسوالد اوری لازم شد تا ساختار دقیق مولکول DNA و شیوه عمل آن معین شود. در سال ۱۹۴۸ لینوس پاولینگ (Linus Pauling) کشف کرد که بسیاری از مولکولهای پروتئینی به شکل یک مارپیچ (helix) هستند، و تقریباً شکلی شبیه فنر دارند. در سال ۱۹۵۰ نیز اروین شارگاف (Erwin Chargaff) نشان داد که اگرچه آرایش بازهای موجود در ساختار DNA بسیار متنوع است، اما همواره نسبت باز ادنین (A) و باز تیمین (T) موجود در آن با هم برابر است و همین طور نسبت باز سیتوزین (C) با باز گوآنین (G). این دو اکتشاف نقش مهمی را در آشکار شدن ساختمان مولکول DNA ایفا نمود. در دهه ۱۹۵۰ همچنان رقابت برای کشف ساختار DNA ادامه داشت. در دانشگاه کمبریج کریک (Francis Crick) و واتسون (James Watson) تحت تأثیر کارهای پاولینگ سعی داشتند تا با ارائه مدلهای فیزیکی ساختارهای احتمالی ممکن برای DNA را محدود کنند تا سرانجام به ساختار صحیح دست یابند. گروه دیگری متشکل از ویلکینز (Maurice Wilkins) و فرانکلین (Rosalind Franklin) نیز در کالج کینگ لندن به طور همزمان مشغول مطالعه DNA بود. روش کار این گروه با گروه قبلی متفاوت بود. آنها سعی داشتند تا با روش آزمایشگاهی به ویژه با استفاده از تصاویر پراش اشعه X از مولکول DNA، ساختار آن را معین کنند. در سال ۱۹۵۱، فرانکلین دریافت که DNA با توجه به میزان رطوبت هوای محیط، می تواند دو شکل متفاوت داشته باشد و بنابراین نتیجه گیری کرد که بخش فسفات مولکول در سمت خارجی آن قرار دارد. اندکی بعد او با استفاده از تصاویر اشعه X فهمید که DNA در حالت " مرطوب " (Wet) از تمامی ویژگی های یک مارپیچ (helix) برخوردار است؛ این احتمال که حالت دیگر مولکول DNA نیز به شکل مارپیچی باشد به ذهن او خطور کرد، اما نمی خواست تا زمانی که شواهد قطعی برای این حدس پیدا کند آن را اعلام نماید. در ژانویه ۱۹۵۳ ویلکینز که از به نتیجه رسیدن تحقیقات ناامید شده بود، نتایج تحقیقات فرانکلین را بدون اطلاع و رضایت او، با واتسون در میان گذاشت. واتسون و کریک با استفاده از این نتایج مدلی بسیار شگفت انگیز را برای ساختار DNA پیشنهاد نمودند. آنها مولکول را به صورت دو زنجیر مارپیچی متشکل از نوکلئوتیدها تصور کردند که یکی از آنها بالا می رفت و دیگری پایین می آمد. کریک که به تازگی یافته های شارگاف را هم مطالعه کرده بود سعی کرد با استفاده از آنها نحوه قرار گرفتن بازها را در مولکول DNA مشخص کند. او اظهار کرد که بازها در میانه این مارپیچ دوتایی دو به دو به هم متصل می شوند تا فاصله بین دو مارپیچ ثابت بماند. آنها ادعا کردند که هر یک از این دو مارپیچ مولکول DNA می تواند به عنوان قالبی برای ایجاد دیگری استفاده شود. در تقسیم سلولی این دو رشته از هم جدا می شوند و بر روی هر یک از آنها یک نمونه جدید شبیه رشته مقابل قبلی ساخته می شود. با این روش بدون اینکه ساختار DNA عوض شود، یک DNA شبیه آن تولید می شود. در اندک مواردی که در این روند خطایی پیش بیاید، شاهد " جهش " خواهیم بود. مدل آنها چنان با اطلاعات حاصل از آزمایش ها مطابقت داشت که بلافاصله مورد قبول همه واقع شد. کشف ساختار DNA را می توان مهمترین اکتشاف زیستی در صد سال اخیر دانست. در سال ۱۹۶۲ واتسون، کریک و ویلکینز موفق به دریافت جایزه نوبل شدند، اما متأسفانه فرانکلین در گذشته بود.
 منبع :

متن از وبلاگ: elmiran1

دوشنبه 31/3/1389 - 16:11
آموزش و تحقيقات
 
● لاستیکها :
از ویژگی برجسته لاستیکها مدول الاستیسیته پایین آنها است همچنین مقاومت شیمیایی و سایشی و خاصیت عایق بودن آنها باعث کاربردهای بسیار در زمینه خوردگی میگردد . مثلا لاستیکها با اسید کلریدریک سازگارند و به همین دلیل لوله ها و تانکهای فولادی با روکش لاستیکی سالهاست مورد استفاده قرار میگیرند . نرمی لاستیکها نیز یکی دیگر از دلایل کاربرد فراوان این مواد میباشد مانند شیلنگها، نوارها و تسمه ها ، تایر ماشین ‍‍و … لاستیکها به دو دسته تقسیم میشوند :

بطور کلی لاستیکهای طبیعی دارای خواص مکانیکی بهتری هستند مانند مدول الاستیسیته پایینتر ، مقاومت در برابر بریدگی ها و توسعه آنها اما در مو رد مقاومت خوردگی لاستیکهای مصنوعی دارای شرایط بهتری هستند .
▪ لاستیکها ی طبیعی لاستیک دارای مولکولهای از ایزوپرن ( پلی ایزوپرن ) می باشد و به صورت یک شیره مایع از درخت گرفته می شود ، ساختمان کویل شکل آن باعث الاستیسیته بالای این ماده می شود (۱۰۰ تا ۱۰۰۰ درصد انعطاف پذیری ). محدودیت حرارتی لاستیک نرم حدود ۱۶۰ درجه فارنهایت است ، این محدودیت با آلیاژ سازی تا حدود ۱۸۰ درجه فارنهایت افزایش می یابد. با افزایش گوگرد و حرارت دادن لاستیک سخت تر و ترد تر می شود. اولین با ر در ۱۸۳۹ چارلز گودیر این روش را کشف کرد و آن را ولکا نیزه کردن نامید ، حود ۵۰% گوگرد باعث جسم سختی بنام ابونیت میگردد که برای ساخت توپ بولینگ مورد استفاده قرار می گیرد . مقاومت خوردگی معمولا با سختی نسبت مستقیم دارد . مدول الاستیسیته برای لاستیکها ی نرم و سخت بین ۵۰۰ تا ۵۰۰۰۰۰ پوند بر اینچ متغیر است .
▪ لاستیکها ی مصنوعی در جنگ جهانی دوم وقتی منابع اصلی لاستیکها بدست دشمن افتاد نیاز شدیدی برای جایگزینی آن توسط یک ماده مصنوعی احساس می شد. در اوایل دهه ۱۹۳۰ نیوپرن توسط دوپنت بدست آمد ،این ماده پنجمین ماده استراتژیک در جنگ جهانی بود. امروزه لاستیکها ی مصنوعی زیادی شامل ترکیباتی با پلاستیکها وجود دارند . فیلرهای نرم کننده و سخت کننده مختلفی برای بدست آوردن خواصی چون الاستیسیته ، مقاومت در برابر خوردگی و مقاومت در برابر حرارت با هم ترکیب می شوند که در ادامه به معرفی چند تا از این مواد میپردازیم :




● پلاستیک ها در ۱۵ سال اخیر کاربرد پلاستیک ها بشدت افزایش یافته است . یکی از انگیزه های اولیه برای بدست آوردن این مواد جایگزینی توپهای عاجی بیلیارد بوسیله یک ماده ارزانتر بود . پلاستیک ها توسط ریختن در قالب ، فرم دادن ، اکستروژن و نورد تولید می شود و به صورت قطعات توپر، روکش، پوشش، اسفنج، الیاف و لایه های نازک وجود دارند . پلاستیک ها مواد آلی با وزن مولکولی بالا هستند که می توانند به شکلهای مختلف در آیند . بعضی از آنها به صورت طبیعی یافت می شوند ولی اکثر آنها به صورت مصنوعی به دست می آیند . بطور کلی پلاستیک ها در مقایسه با فلزات و آلیاژها خیلی ضعیفتر ، نرمتر ، مقاومتر در برابر یونهای کلر و اسید کلریدریک ، مقاومت کمتر در برابر یونهای اکسید کننده مثل اسید نیتریک ، مقاومت کمتر در برابر حلالها و دارای محدودیت حرارتی پایینتر می باشد . خزش در درجه حرارتهای محیط یا سیلان سرد از نقطه ضعفهای پلاستیک ها بویژه ترموپلاستها می باشد .
۱) لاستیکهای طبیعی ۲) لاستیکها ی مصنوعی ۱) نیوپرن و لاستیک نیتریل در مقابل نفت و گاز مقاومند. یکی از اولین کاربردهای آن در شیلنگهای پمپ بنزین است . ۲) لاستیک بوتیل : خاصیت برجسته این لاستیک عدم نفوذ پذیری در مقابل گازهاست این خاصیت باعث استفاده آن در لوله های داخلی و تجهیزات کارخانجات مواد شیمیایی مثلا آبندی تانکرهای حمل گاز می باشد. همچنین این لاستیک مقاومت خوبی در برابر محیطهای اکسید کننده مانند هوا و اسید نیتریک رقیق دارد . ۳) لاستیک سیلیکون : مقاومت حرارتی این لاستیک در حدود ۵۸۰ درجه فارنهایت می باشد . ۴) پلی اتیلن کلرو سولفاته شده : دارای مقاومت عالی در محیطهای اکسید کننده مثل ۹۰% اسید نیتریک در درجه حرارت محیط میباشد . لاستیکهای نرم در مقابل سایش بهتر عمل می کنند . روکشها می توانند از لایه های سخت و نرم تشکیل شوند .
▪ پلاستیک ها : ترموستها و ترموپلاست ها ترموپلاست ها با افزایش درجه حرارت نرم می شوند و موقعی که سرد می شوند به سختی اولیه باز می گردند . اکثر آنها را می توان ذوب نمود . ترموست ها با افزایش درجه حرارت سخت می شوند و با سرد شدن سختی خود را حفظ می کنند و با حرارت دادن تحت فشار شکل می گیرند و تغییر شکل مجدد آنها ممکن نیست ( قراضه آن قابل استفاده نیست ) . خواص پلاستیکها را می توان با افزودن مواد نرم کننده ، سخت کننده و فیلر بطور قابل ملاحظه ای تغییر داد . پلاستیکها مانند فلزات خورده نمی شوند .
الف) ترمو پلاستها



ب) ترموستها


۱) فلورو کربنها : تفلون و کل اف و فلورو کربنها فلزات نجیب پلاستیکها هستند به این معنی که تقریبا در تمام محیطهای خورنده تا دمای ۵۵۰ درجه فارنهایت مقاوم هستند . اینها از کربن و فلور ساخته شده اند اولین تترا فلوراتیلن توسط دوپنت تولید شد و تفلون نام گرفت .تفلون علاوه بر مقاومت خوردگی ، دارای ضریب اصطکاک کمی است که می تواند مانند یک روغن کار سطح فلزاتی که بر روی هم سایش دارند از خورده شدن در اثر اصطکاک (خوردگی فیزیکی) محافظت کند . ۲) پلی ونیل کلراید(پی .وی .سی ) : این ماده اساسا سخت است ولی با اضافه کردن مواد نرم کننده و وینیل استات میتوان آنرا نرم نمود . کاربرد این ماده در لوله ها و اتصالات ، دودکشها ، هواکشها، مخازن و روکشها می باشد . ۳) پلی پروپیلن : پلی پروپیلن ، پرو فاکس و اسکان برای اولین بار در ایتالیا بوجود آمدند و دارای مقاومت حرارتی و خوردگی بهتری نسبت به پلی اتیل بوده و همچنین از آن سخت تر هستند . برای ساخت والو ها ، بطریهایی که توسط حرارت استریل می شوند و لوله و اتصالات به کار می رود . ۱) سیلیکونها : سیلیکونها دارای مقاومت حرارتی بسیار خوبی هستند . خواص مکانیکی با تغییر درجه حرارت تغییر کمی میکند .یکی از مواد تشکیل دهنده این ماده سیلیسیم است که دیگر پلاستیکها چنین نیستند. سیلیکونها بعنوان ترکیبات قالبگیری ، رزینهای ورقه ای و بعنوان عایق در موتورهای برقی استفاده می شود اما مقاومت آنها در مقابل مواد شیمیایی کم است . ۲) پلی استرها : پلاستیکهای پلی استر ، داکرون ، دیپلون و ویبرین دارای مقاومت خوردگی شیمیایی ضعیفی هستند .مورد استفاده اصلی پلی استر ها در کامپوزیتها بصورت الیاف می باشد . مثلا کامپوزیت پلی استر تقویت شده و شیشه دارای چنا ن مقاومتی میشود که در بدنه اتومبیل و قایق مورد استفاده می گردد . ۳) فنولیکها : مواد فنولیکی(باکلیت) ،دارز ، رزینوکس از قدیمی ترین و معروفترین پلاستیکها هستند .این مواد عمدتا بر اساس فنول فرم آلدییدها هستند. کاربردهای آن عبارتند از : بدنه رادیو ، تلفن ، پریز ، پمپ ، سر دلکو و غلطکها .
 منبع :
متن از وبلاگ: elmiran1 
دوشنبه 31/3/1389 - 16:8
آموزش و تحقيقات

مطالب جالب شیمی

 
- تعیین دقیق زمان مرگ تعیین دقیق زمان مرگ در جرم شناسی بسیار اهمیت دارد.اندازه گیری غلظت پتاسیم مایع زجاجیه روشی است که بیش از سه دهه از پیشنهاد و بررسی ان میگذرد.مصونیت ماده زجاجیه از آلودگی ،خون و باکتریها پس از مرگ ،سهولت نمونه برداری و عدم نیاز به کالبدشکافی از مزایای این روش محسوب می شود.تجزیه پتاسیم زجاجیه با دو روش الکترودهای یونی ویژه که یک روش پتانسیل سنجی است و نور سنجی شعله ای که یک روش طیف سنجی است انجام می گیرد.سپس مقدار پتاسیم بدست آمده با منحنیهای استاندارد غلظت یون پتاسیم بر حسب زمان مرگ که برای دو گروه سنی کودکان وبزرگسالان مجزاست،مقایسه می شود. - صابون همه ما روزانه از صابون های جامد و مایع برای شستشو استفاده می كنیم و كارخانه های زیادی مشغول ساخت صابون هایی با عطر و رنگ های مختلفی هستند. اگر استئارات گلیسرول را با محلول غلیظ ئیدروكسید سدیم مخلوط كنیم گلیسرول و استئارات سدیم (صابون( به دست می آید(معادله1در پایین) این گونه واكنش ها كه منجر به وجود آمدن صابون میشوند را صابونی شدن می نامندپس از پایان واكنش به آن محلول غلیظ ئیدروكسید سدیم میزنند در اثر آن گلیسرول از محلول جدا می شود و صابون به سطح محلول می آید.كه در دمای معمولی جامد است. در روشهای جدید تر صابون طی واكنش ها ی(2)و(3)میسازند.

(C17H35COO)3C-COO)3C3H5+3NaOH:3C17H35COONa+C3H5(OH)3 فرمول 1
(C17H35COO)3C-COO)3C3H5+3H2O:3C17H35COOH+C3H5(OH)3 فرمول 2

C17H35COOH+NaOH:C17H35COONa+H2O فرمول 3 - آلکنها در بسیاری از هیدروکربنها دو اتم هیدروژن کمتر از آلکان های هم کربن خود دارند.این هیدروکربنها آلکن ها نام دارند.فرمول همگانی آلکنها CnH2 و n تعداد اتم های کربن است.ا اتیلن:گازی بی رنگ با بویی ملایم و مطبوع است به مقدار كمی در آب حل می شود.به عنوان هوشبر كاربرد دارد . اتیلن هیدروكربن بسیار ارزنده ای است.به مقدار كمی در گیاهان وجود دارد در فرایند رسیدن میوه ها دخالت دارد.افزایش غلظت آن باعث افزایش سرعت میوه ها می شود از این خاصیت در تجارت موز استفاده می شود.این میوه را نارس می چینند (زیرا میوه نارس كمتر از میوه رسیده آسیب می بیند)در محل مصرف آنها را در مجاورت استیلن قرار می دهند و رنگ آنها هم زرد می شود.و در ظاهر تفاوتی با موز های طبیعی ندارند
- چرا وقتی در نوشابه نمک می ریزیم, با شدت بیشتری گاز آزاد می شود ؟ ابتدای ماجرا : هرچه دمای آب کمتر و فشار بیشتر باشد , ظرفیت پذیرش گاز بیشتری را خواهد داشت و به عنوان مثال CO2 بیشتری را در خود حل می کند. هنگام تولید نوشابه با استفاده از این خاصیت , در دماهای پایین و فشار بالا , نوشیدنی با تزریق گاز CO2 به حالت اشباع می رسد. بنابراین وقتی در نوشابه باز شود و نوشابه در دما و فشار معمولی قرار گیرد , محلول خاصیت فوق اشباع دارد یعنی مقدار CO2 حل شده در آن بیش از ظرفیت انحلال در آن دما و فشار است. چنین محلولی اگر شرایط مهیا باشد تمایل به آزاد کردن CO2 دارد. برای این کار گاز CO2 محلول باید به صورت حباب درآید یعنی مولکولهای CO2 حل شده باید در نقطه ای جمع شوند و با به هم پیوستن , یک حباب تشکیل دهند و به سطح نوشابه بیایند و از آن خارج شوند. اگر دقت کرده باشید تشکیل حباب در سطوح تماس خارجی نوشابه اتفاق می افتد یعنی در سطح نوشابه و دیواره های بطری یا دور نی . به زبان ساده این سطوح و به خصوص نا همواری های موجود روی آنها یا هر نوع ناهمگنی موجود در محیط نقش جایگاههای تجمع یا مکانهایی برای به هم پیوستن مولکولها و تشکیل حباب را بازی می کنند.به عبارت عامیانه یعنی مولکولها برای ایجاد حباب دنبال بهانه می گردند و این بهانه را در این سطوح پیدا می کنند. در این وضعیت ریختن نمک در نوشابه باعث خروج سریع تر گاز از محلول می شود. زیرا سطح بیشتری برای تشکیل حباب در اختیار مولکولها قرار می گیرد ( سطح جانبی بلورهای نمک ) . چیزی مانند تبلور ( = بلور شدن ) شکر پس از قرار دادن بلور یا نخ در محلول فوق اشباع آن.بنابراین چنین اتفاقی اصلا شیمیایی نیست. هیچ واکنشی هم صورت نمی گیرد و تقریبا هر ماده ای از نمک و شکر گرفته تا شن و ماسه که بتوانند نوعی ناهمگنی در محیط نوشابه ایجاد کند یا سطح آزاد در اختیار آن قرار دهد ( یا به طور خلاصه بهانه دست مولکولها بدهد ! ) میتواند این کار را بکند . این اتفاق را حتما در هنگام وارد کردن نی در نوشابه دیده اید. تنها مزیت نمک با شکر این است که به دلیل داشتن دانه های ریز سطح جانبی نسبی بیشتری در مقایسه با مواد درشت تر دارند. همین! از این به بعد می توانید در نوشابه دوستتان به جای نمک خاک بریزید !!!
- آیا میدانستید تمامی فلزات بجز آنتیموان و بیسموت در مواقع انجماد ، حجمشان کاهش می یابد ؟ - آیا میدانستید استرانسیم از بقایای موجودات دریایی به دست می آید ؟ - آیا میدانستید کادمیم فلزی سمی است که در ساخت باطری های خشک کاربرد دار د؟
- ساختن موشك با استفاده از هیدروژن پری اكسید و نقره برای این كار هیدروژن پری اكسید باید غلیظ شده باشد.(در حدود 90 درصد ) هیدروژن پری اكسید كه در دارو خانه ها میفروشند غلظلتش درحدود 3 در صد است.فرمول شیمیایی هیدروژن پری اكسید H2O2 است.وقتی با نقره واكنش برقرار میكند نقره نقش كاتالیزور را بازی میكند.این واكنش اتم اضافه اكسیژن را ازاد كرده اب و گرمای زیادی تولید میكند.گرما اب را به بخار تبدیل كرده كه این بخار میتواند با سرعت بالا از نازل موشك خارج كند. برای ساخت موشك میتوانید از بطری نوشابه های خانواده خالی استفاده كنید به این صورت كه در نوشابه را سوراخ كوچکی بكنید(نقش نازل موشك) و مواد را در ان ریخته و در ان را ببندید واكنش انجام شده و بخار با سرعت از سوراخ به بیرون زده و اگر بطری نوشابه را بروی زمین بخوابانید این موشك حركت خواهد كرد - آیا آرد (آرد گندم) میتواند منفجر شود؟ همه میدانیم كه بیشتر گندم سفید از نشاسته درست شده است . و میدانیم كه نشاسته از كربوهیدرات ساخته شده است یعنی از به هم پیوستن زنجیره ی مولكولهای شكر . هر كسی كه تا بحال مارشمالو (نوعی شیرینی خمیرمانند )را اتش زده باشد میداند كه شكر براحتی میسوزد , پس ارد هم میتواند.آرد و خیلی از كربوهیدراتهای دیگر میتواند اتش بگیرند وقتی انها در هوا بحالت گرد و غبار وجود دارد .فقط کافیه در هر متر مكعب 50 گرم یا بیشتر آرد بصورت گرد در هوا وجود داشته باشد و مشتعل شود. ذره های آرد انقدر كوچك هستند كه فورا میسوزند. وقتی یك ذره بسوزد بقیه ذره های نزدیكش را هم روشن میكند و انوقت شعله بوجود امده تمام ابر ارد را شعله ور كرده و منفجر میشود. تقریبا هر كربو هیدرات بصورت گرد و غبار وقتی مشتعل شود منفجر خواهد شد .در خیلی از انبارهای آرد به همین صورت با یك جرقه یا یك منبع گرما باعت انفجار و اتش سوزی میشود.
- آیا میدانستید گالیم در دمای 30 درجه مایع می شود ؟ - علت جرقه زنی در سنگ چخماخ چیست؟ سنگ چخماخ با نام flint معروف می باشد، تیره رنگ می باشد و در شاخه کوارتزها قرار می گیرد Flint نوع کوارتز آلفا می باشد که تا دمای 573 درجه سانتیگراد پایداری دارد و به صورت گرهکهایی در گچ و سنگ آهک یافت می شود .از سنگهای حاوی سیلیس SiO2 كه عموماً منشاء رسوبی دارند می باشد. ‌این سنگها یك پارچه بوده كه به علت نقص ساختمانی در برخورد با یكدیگر جرقه زده و O-3 آزاد می نماید این سنگ بانام سنگ آتشزنه معروف می‌باشد .
- اطلاعات جالبی در مورد جیوه: بیشترین معادن جیوه دنیا در اسپانیا و ایتالیاست و مهمترین سنگ معدن آن سینابار یا سولفور جیوه است با گوگرد و هالوژنها تركیب می شود اما با اسیدها به جز اسیدنیتریك بی اثر است جیوه و تركیبات آن توسط پوست و بلعیدن و تنفس جذب بدن می شود ماكسیمم مقدار مجاز بخار جیوه در هوای محیط كار 1.0 میلی گرم در متر مكعب و ماكسیمم مقدار جیوه مجاز موجود در ادرار 3.0 میلی گرم در لیتر است كلیه ها نقش مهمی در دفع جیوه از راه ادراری دارند ضمن اینكه بیشترین تجمع جیوه در اعضای بدن نیز در كلیه هاست . - آیا میدانستید اکسید کروم در ساخت نوار کاست و فیلم ویدئو استفاده می شود ؟ - آیا میدانستید لیتیم در جامد کردن روغن های صنعتی کاربرد دارد ؟ - آیا میدانستید رادیم گرانترین فلز است ؟

 منبع :

متن از وبلاگ: elmiran1
دوشنبه 31/3/1389 - 16:5
موبایل
شما میتوانید با رفتن به این سایت www.fineptc.com/index.php?ref=rmrezamoshiriوsing up کردن به قسمت earnning areaوکلیک بر روی تبلیقات پول دار شوید به ازای هر کلیک 10$ وقتی حساب شما به 10000$رسید با اتقال به pay pal یا alertpay پول خود را دریافت نمایید واقعا راست هست
يکشنبه 27/10/1388 - 14:44
موبایل

اگر می خواهید از اینترنت خود حداكثر استفاده را ببرید برای در یافت آن ها پشت آن بنویسید rip در این نوع برنامه ها فایل های اضافی آن ها را بر میدارند و در اختیار شما قرار میدهند اگر از adsl استفاده میكنید این روش برای شما بهترین روش میباشد مثلا بازی igi2 تقریبا حجمی حدود 1.5 گیگ دارد كه با این روش حجم آْن به 176 مگابایت رسیده است وبرای مثال در اینرنت سرچ كنید اگر بازی می خواهید بنویسید دانلود بازی های rip برای نرم افزار هم به همین ترتیب بعد از نصب نمودن  برنامه به روی كامپیوتر خود به قسمت نصب شده رفته و بر نامه یUHARC را اجرا كنید تا تمام محتویات برامه بر روی كامپیوتر شما نصب شود

دوشنبه 14/10/1388 - 12:40
دانستنی های علمی

در دانشگاه خودم در مشهد با مطلب عجیبی روبه رو شدم که گفتم آن را مطرح کنم وآن این است که در تابلوی اعلا نات دانشگاه بنا به سایت بسیج نوشته بود

(فیلم جومونگ هم صهیونیستی از کار در آمد) لطفا آن را بررسی کنید

سه شنبه 26/8/1388 - 20:42
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته