اخلاق
عن الصادق(عليه السلام) ثلاثة تدلّ على كرم المرء: حسن الخلق و كظم الغيظ و غض البصر.1
سه چيز نشانه شخصيت انسان است. حسن خلق و فرو بردن خشم و چشم پوشى كردن.
«كرم» در فارسى به معنى جود، سخاوت و بخشش است و در عربى هم گاهى به اين معنا استعمال مى شود. در آيات و روايات به معنى شخصيّت و ارزش استعمال شده است، مثلا در آيه «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ » به معنى با شخصيت تر و بزرگوارتر است و مكارم اخلاق هم به معنى ارزش هاى اخلاقى است.
مطابق اين حديث شخصيّت انسان از سه چيز شناخته مى شود:
1- حسن خلق:
برخورد خوب، حسن معاشرت و رعايت ادب همه حسن خلق است كه در آيات و روايات خيلى بر آن تأكيد شده است و يكى از معجزات پيامبر حسن خلق است.
افراد با ظرفيّت اگر كم و زيادى هم در زندگى آنها پيش آيد به روى خودشان نمى آورند و خود را كنترل مى كنند، در مقابل افراد بى شخصيّت با اندك ناملايمات بى تاب شده و با همه برخورد مى كنند. براى اهل علم حسن خلق بسيار ضرورت دارد و براى جذب مردم در مسائل معنوى سرمايه مهمّى است كه تمام هم نمى شود. پنجاه درصد تبليغ حسن خلق است و بقيّه آن مطالب علمى است.
2- فرو بردن خشم:
«كظم» در لغت به معنى بستن دهان مشك است. از آنجا كه خشم در درون انسان مانند آتشى است كه از درون زبانه مى كشد و شخص جلوى آن را مى گيرد از آن تعبير به كظم شده است، كه اين نشانه شخصيّت است. البتّه خشم هاى مقدّس هم داريم كه لازم است.
3- چشم پوشى كردن:
«غمض» به معنى بستن و چشم هم گذاشتن است ولى «غضّ» به معنى نقصان است، يعنى پايين نگريستن.
چشم را بايد از چه فرو بندد؟
چشم پوشى معنى وسيعى دارد:
- چشم پوشى از نامحرم
- چشم پوشى از عيوب مردم.
ـ چشم پوشى از خطاهاى كوچك مردم.
- چشم پوشى از زرق و برق دنيا.
اميدوارم همه سعى كنيم اين نشانه ها را در خود زنده كنيم و خداوند به هم توفيق اين كار را عنايت فرمايد.
شنبه 14/3/1390 - 2:49
عقاید و احکام
عَنْ اَبى اَيُّوبَ الاَْنْصارى، قالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ(ص) يَقُولُ:
حُلُّوا اَنْفُسَكُمُ الطّاعَةَ، وَ اَلْبِسُوها قِناعَ الْمُخالَفَةِ، فَاجْعَلُوا
آخِرَتَكُمْ لاَِنْفُسِكُمْ، وَ سَعْيَكُمْ لِمُسْتَقَرِّكُمْ، و اَعْلَمُوا
اَنَّكُم عَنْ قَليل راحِلُونَ، وَ اِلَى اللهِ صائِرُونَ، وَ لا يُغْنى عَنْكُمْ
هُنالِكَ اِلاّ صالِحُ عَمَل قَدَّمْتُمُوهُ، وَ حُسْنُ ثَواب اَحْرَزْتُمُوهُ،
فَاِنَّكُمْ اِنَّما تَقْدِمُونَ عَلى ما قَدَّمْتُمْ وَ تُجازُونَ عَلى ما
اَسْلَفْتُمْ...(1)
ابو ايّوب انصارى روايت كرده است كه، شنيدم پيامبر(ص) مى فرمود:
لباس و حلّه اطاعت الهى در بر كنيد و جامه مخالفت با هواى نفس را بر جانتان
بپوشانيد. پس آخرت را از آن خويش كنيد و سعيتان را براى جايگاه ابدى خودتان قرار
دهيد. بدانيد كه شما به زودى كوچ مى كنيد و به سوى خدا مى رويد. در آن روز چيزى جز
عمل صالحى كه از پيش فرستاده ايد و يا ثوابى كه پس انداز كرده ايد؛ بى نيازتان نمى
كند؛ چرا كه شما بر آنچه از پيش فرستاده ايد، وارد مى شويد و برابر اعمالى كه مقدم
داشته ايد پاداش و يا كيفر داده مى شويد.
در اين حديث ابتداء چهار دستور اسلامى مطرح شده و سپس درباره كوتاهى عمر دنيا
بحث مى شود، اما چهار دستور:
1- حلّه و لباس تزيين كننده اطاعت الهى بر تن كنيد.
2- جامه مخالفت با هواى نفس بپوشيد.
3- آخرت را براى خودتان نگه داريد.
4- سعى شما براى منزل اصلى تان باشد.
شنبه 14/3/1390 - 2:48
سخنان ماندگار
«بدانيد كه به زودى كوچ مى كنيد و به سوى خدا مى رويد. سرمايه اى كه به حال شما در آنجا مفيد باشد، عمل صالح است و چيزى جز آنچه را از قبل فرستاده ايد، در اختيار شما نخواهد بود
شنبه 14/3/1390 - 2:45
بیماری ها
گرفتگي عضلات
درد ناشي از گرفتگي عضلات يک درد شايع است که اغلب در نواحي کمر–پشت ساق پا-گردن و ستون فقرات ايجاد ميشود.و علت آن در اکثر موارد قرار گرفتن بدن براي مدت طولاني در وضعيت نامناسب يا آغاز فعاليتهاي شديد جسمي بطور ناگهاني است.برخي علت هاي ديگر گرفتگي عضلات به ساير بيماريها برميگردد مثل اختلالات الکتروليت-ميوپاتيو نوروپاتي همچنين در زنان باردار بويژه در مراحل آخر بارداري به علت اختلالات يوني و کمبود کلسيم ممکن است در ران پا و يا ساقها گرفتگي ايجادشود.بصورت علمي گرفتگي عضله هنگامي رخ ميدهد که عضله اي دچار انقباض ميشود و به شکل اوليه اش برنميگردد.وقوع اين اتفاق برميگردد به دلايلي که در انقباض و انبساط عضلات نقش دارند که از آن جمله ميتوان به مواد مواد غذايي مختلف دئر خون اشاره کرد.بطور کلي رژيم غذايي که درآن مايعات و کلسيم کم مصرف ميشود منجر به گرفتگي عضلات است.
چه وقت گرفتگي عضلات خطر ناک است؟
-اگر شما بطور مکرر دچار اين عارضه ميشويد.
-اگر احساس ميکنيد عضلاتتان داراي قدرت سابق نيست.
-اگر اندامهايتان بي حس ميشود.
-اگر درد عضلاني شدتي غير طبيعي پيدا کند.
-اگر تب ميکنيد و وزنتان مدام در حال کاهش است.
اگر يک يا چندي از موارد بالا براي شما اتفاق افتاد ممکن است گرفتگي عضلات يک واکنش عادي ماهيچه اي نباشد و در اينصورت بايد به پزشک مرجعه شود.
چگونه از درد گرفتگي عضلات خلاص شويم؟
بهترين راه درمان گرفتگي عضلات کشش آرام و ممتد است.مثلا" اگر عضلات پشت ساق پا دچار گرفتگي شود بنشينيد پاها را دراز کنيد و انگشتان پا را به سمت جلو وبالا بکشيد.
جمعه 13/3/1390 - 20:23
دانستنی های علمی
تمامي خرسهاي قطبي چپدست هستند
??% افرادي که دست چپ هستند، تايپيستند
غير ممکن است که بتواني با چشمان باز، عطسه کني!
يک گالن روغن سوخته، ميتواند تقريبا يک ميليون گالن آب تميز را آلوده کند!
«گربه» تنها حيوان خانگي هست که در کتاب مقدس به آن اشارهاي نشده است
سرعت آب دهاني که هنگام عطسه از دهان شما خارج ميشود، حدود ??? کيلومتر بر ساعت است!
يک سوسک ميتواند ?? روز بدون سرش زندگي کند.
رنگ مورد علاقه ??% از آمريکاييها، آبي ميباشد!!
در اين دنيا تعداد جوجهها از آدمها بيشتر است.
دکمه # (فون) که روي کيبرد ميباشد، «اُکتُسرپ» خوانده ميشود
موشهاي صحرايي چنان سريع تکثير پيدا ميکنند، که در عرض هجده ماه دو موش صحرايي قادرند يک ميليون فرزند داشته باشند.
وقتي که عطسه ميکنيد مردم به شما «عافيت باش» ميگويند، چرا که وقتي عطسه ميکنيد قلب شما به اندازه يک ميليونيم ثانيه ميايستد.
جليقه ضد گلوله، ضد آتش، برفپاککنهاي شيشه جلوي اتومبيل و چاپگرهاي ليزري توسط زنان اختراع شدند.
استفاده از هدفون در هر ساعت، باکتريهاي موجود در گوش شما را تا هفتصد برابر افزايش ميدهد.
کلمه «ماشينتحرير» (TYPEWRITER) طولانيترين کلمهاي است که ميتوان با استفاده از حروف تنها يک رديف کيبورد ساخت.
لئوناردو داوينچي مخترع قيچي بود، همچنين ?? سال طول کشيد تا لبهاي موناليزا را نقاشي کند..
پشهکشها پشه را نابود نميکنند، بلکه تو را مخفي ميکنند! آنها حس پشهها را از کار مياندازند،
هيچکس نميداند چرا صداي اردکها اکو نميشود!
به طور متوسط هر انسان ميتواند يک دقيقه نفس خود را حبس کند رکورد اين ماده در جهان ?.? دقيقه است.
فاصله بين مچ دست تا آرنج برابر با طول کف پا است.
مردان روزي ?? و زنان روزي ?? تار مو از دست ميدهند.
يک انسان ? ثانيه بعد از قطع گردن به هوش ميماند.
حرف E بيشتر از تمام حروف انگليسي، در کلمات بکار ميرود در حاليکه حرف Q کمترين کاربرد را دارد!
اسکيموها هم از يخچال استفاده ميکنند، منتها براي محافظت غذا در مقابل يخ زدن!
جويدن آدامس هنگام خوردن پياز، مانع از اشکريزي شما ميشود!
اثر لب و زبان هر کس، مانند اثر انگشت او منحصربهفرد است!
جمعه 13/3/1390 - 20:19
داستان و حکایت
روزي سقراط در کنار دريا
راه مي رفت که نوجواني نزد او آمد و گفت: «استاد! مي شود در يک
جمله به من بگوييد بزرگترين حکمت چيست »
سقراط از نوجوان خواست وارد آب بشود.
نوجوان اين کار را کرد.
سقراط با حرکتي سريع، سر نوجوان را زير آب برد و همان جا نگه داشت،
طوري که نوجوان شروع به دست و پا زدن کرد.
سقراط سر او را مدتي زير آب نگه داشت و سپس رهايش کرد.
نوجوان وحشت زده از آب بيرون آمد و با تمام قدرتش نفس کشيد.
او که از کار سقراط عصباني شده بود، با اعتراض گفت: «استاد! من از
شما درباره حکمت سؤال مي کنم و شما مي خواهيد مرا خفه کنيد »
سقراط دستي به نوازش به سر او کشيد و گفت: «فرزندم! حکمت همان نفس
عميقي است که کشيدي تا زنده بماني.
هر وقت معني آن نفس حيات بخش را فهميدي، معني حکمت را هم مي فهمي!» ...
جمعه 13/3/1390 - 11:10
داستان و حکایت
روزي روزگاري شيطان به
فکر سفر افتاد. با خود عهد کرد تازماني که
انساني نيابد که بتواند او را به حيرت وا دارد، از اين سفر بر
نگردد.
نيم دو جين روح را در خورجين ريخت. نان جويي بر داشت و به راه
افتاد.
رفت و رفت و رفت. هزاران فرسنگ راه رفت تا اينکه ترديد در دلش
جوانه بست که شايد تصميم غلطي گرفته باشد.
در هيچ کدام از جاده هاي دنيا به هيچ بنده اي که ....
توجه او را جلب کند ويا حتي کنجکاوي او را بر انگيزد، بر نخورد.
ديگر داشت خسته
مي شد. تصميم گرفت به مکان مقدسي سر بزند؛ ولي حتي آنجا هم،
که هميشه مبارزه اي ريشه دار از زمانهاي دور، عليه او جريان
داشت، هيچ چيز نتوانست حيرت زده اش کند. دلسرد و نا اميد و
افسرده در سايه درختي ايستاده بود که رهگذري گرما زده با
کيفي بر دوش کنا او ايستاد. کمي که استراحت کرد خواست به
رفتنش ادامه دهد. مرد قبل از اينکه به راه خود ادامه دهد، به او
گفت:"تو شيطان هستي!"
ابليس حيرت زده پرسيد:"از کجا فهميدي؟!"
" از روي تجربه ام گفتم. ببين من فروشنده دوره گردم. خيلي سفر
مي کنم و مردم را خوب مي شناسم . در نتيجه در همين ده دقيقه
اي که اينجا هستيم، تو را شنا ختم. چون:
مثل کنه به من نچسبيدي، پس مزاحم يا گدا نيستي !
از آب و هوا شکايت نکردي، پس احمق نيستي !
به من حمله نکردي، پس راهزن نيستي !
به من حتي سلام نکردي، پس شخص محترمي نيستي !
از من نپرسيدي داخل کيفم چه دارم، پس فضول هم نيستي !
حالا که نه مزاحمي، نه احمق، نه راهزن، نه محترم، نه فضول پس
آدميزاد نيستي ! هيچ کس نيستي ! پس خود شيطاني !"
شيطان با شنيدن اين حرفها کلاه ازسر برداشت و کله اش را خاراند.
مرد با دست به پاها يش زد و گفت:"خوبه! تازه، شاخ هم که داري!"
جمعه 13/3/1390 - 11:6
داستان و حکایت
روزگاري مردي فاضل زندگي ميکرد و هشت سال تمام مشتاق بود راه خداوند را بيابد؛
او هر روز از ديگران جدا ميشد و دعا ميکرد تا روزي با يکي از اولياي خدا و يا مرشدي آشنا شود.
يک روز همچنان که دعا ميکرد، ندايي به او گفت بهجايي برود ، در آنجا مردي را خواهد ديد که راه حقيقت و خداوند را نشانش خواهد داد.
مرد وقتي اين ندا را شنيد، بياندازه مسرور شد و به جايي که به او گفته شده بود، رفت.
در آن جا با ديدن مردي ساده، متواضع و فقير با لباسهاي مندرس و پاهايي خاک آلود، متعجب شد!
مرد آن اطراف را کاملاً نگاه کرد اما کس ديگري را نديد. بنابراين به مرد فقير رو کرد و گفت : روز شما به خير.
مرد فقير به آرامي پاسخ داد: هيچوقت روز شري نداشتهام !
پس مرد فاضل گفت: خداوند تو را خوشبخت کند !
مرد فقير پاسخ داد: هيچگاه بدبخت نبودهام !!!
تعجب مرد فاضل بيشتر شد: هميشه خوشحال باشيد ...
مرد فقير پاسخ داد: هيچگاه غمگين نبودهام !!!
مرد فاضل گفت: هيچ سر درنميآورم. خواهش ميکنم بيشتر به من توضيح دهيد.
مرد فقير گفت: با خوشحالي اينکار را ميکنم.
تو روزي خير را برايم آرزو کردي درحاليکه من هرگز روز شري نداشتهام زيرا در همهحال، خدا را ستايش ميکنم.
اگر باران ببارد يا برف، اگر هوا خوب باشد يا بد، من همچنان خدا را ميپرستم.
اگر تحقير شوم و هيچ انساني دوستم نباشد، باز خدا را ستايش ميکنم و از او ياري ميخواهم بنابراين هيچگاه روز شري نداشتهام.
تو برايم خوشبختي آرزو کردي در حاليکه من هيچوقت بدبخت نبودهام
زيرا هميشه به درگاه خداوند متوسل بودهام و ميدانم هرگاه که خداچيزي بر من نازل کند،
آن بهترين است و با خوشحالي هر آنچه را برايم پيشبيايد، ميپذيرم.
سلامت يا بيماري، سعادت يا دشمني، خوشي يا غم، همه هديههايي از سوي خداوند هستند ...
تو برايم خوشحالي آرزو کردي، در حاليکه من هيچگاه غمگين نبودهام زيرا عميقترين آرزوي قلبي من،
زندگيکردن بنا بر خواست و ارادهي خداوند است ...
جمعه 13/3/1390 - 11:4
موفقیت و مدیریت
آدم هاي بزرگ، آدم هاي متوسط و آدم هاي کوچک !!!! ...
آدم هاي بزرگ در باره ايده ها سخن مي گويند
آدم هاي متوسط در باره چيزها سخن مي گويند
آدم هاي كوچك پشت سر ديگران سخن مي گويند
آدم هاي بزرگ درد ديگران را دارند
آدم هاي متوسط درد خودشان را دارند
آدم هاي كوچك بي دردند
آدم هاي بزرگ عظمت ديگران را مي بينند
آدم هاي متوسط به دنبال عظمت خود هستند
آدم هاي كوچك عظمت خود را در تحقير ديگران مي بينند
آدم هاي بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند
آدم هاي متوسط به دنبال كسب دانش هستند
آدم هاي كوچك به دنبال كسب سواد هستند
آدم هاي بزرگ به دنبال طرح پرسش هاي بي پاسخ هستند
آدم هاي متوسط پرسش هائي مي پرسند كه پاسخ دارد
آدم هاي كوچك مي پندارند پاسخ همه پرسش ها را مي دانند
آدم هاي بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند
آدم هاي متوسط به دنبال حل مسئله هستند
آدم هاي كوچك مسئله ندارند
آدم هاي بزرگ سكوت را براي سخن گفتن برمي گزينند
آدم هاي متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجيح مي دهند
آدم هاي كوچك با سخن گفتن بسيار، فرصت سكوت را از خود مي گيرند
جمعه 13/3/1390 - 10:38
داستان و حکایت
ساختمان کتابخانه انگلستان قديمي است و تعمير آن نيز فايده اي ندارد.
قرار بر اين شد کتابخانه جديدي ساخته شود.
اما وقتي ساخت بنا به پايان رسيد، کارمندان کتابخانه براي انتقال ميليون ها جلد کتاب دچار مشکلات ديگر شدند.
يک شرکت انتقال اثاثيه از دفتر کتابخانه خواست که براي اين کار سه ميليون و پانصد هزار پوند بپردازد تا اين کار را انجام دهد.
اما به دليل فقدان سرمايه کافي، اين درخواست از سوي کتابخانه رد شد.
فصل باران فرا رسيد، اگر کتاب ها به زودي منتقل نمي شد، خسارات سنگين فرهنگي و مادي متوجه انگليس مي گرديد.
رئيس کتابخانه بيشتر نگران شد و بيمار گرديد.
روزي، کارمند جواني از دفتر رئيس کتابخانه عبور کرد.
با ديدن صورت سفيد و رنگ پريده رئيس، بسيار تعجب کرد و از او پرسيد که چرا اين قدر ناراحت است.
رئيس کتابخانه مشکل کتابخانه را براي کارمند جوان تشريح کرد، اما برخلاف توقع وي،
جوان پاسخ داد: سعي مي کنم مسئله را حل کنم.
روز بعد، در همه شبکه هاي تلويزيوني و روزنامه ها آگهي منتشر شد به اين مضمون:
همه شهروندان مي توانند به رايگان و بدون محدوديت کتاب هاي کتابخانه انگلستان را امانت بگيرند
و بعد از بازگرداندن آن را به نشاني جديد تحويل دهند.
جمعه 13/3/1390 - 10:34