کامپیوتر و اینترنت
قانونی کردن
ویندوز
سلام
به دوستان عزیز خودم
امروز
میخوام یک ترفندی برای قانونی کردن ویندوز عرض کنم
متاسفانه
در ایران به دلیل نبود قانون کپی رایت سی دی ویندوز ها رایتی هستند و در زمان
آپدیت حفره های امنیتی و یندوز دچار خظا میشه و آپدیت نمیشه
پس
این ترفند این مزایا رو داره که آپدیت میشه البته اگر اینترنت پرسرعت دارید چه
بهتر . . .
ابتدا از منوی Start گزینه Run رو اجرا کرده و Regedit رو فعال می
کنید
بعد
به مسیر زیر بروید :
HKEY_LOCAL_MACHINE\SOFTWARE\Microsoft\Windows NT\CurrentVersion\WPAEvents
حالا
در سمت راست روی OOBETimer دوبل کلیک کنید
و مقدار FF را به 00 تغییر دهید
حال Command Prompt را باز کرده و مسیر
زیر را تایپ کنید
C:\WINDOWS\system32\oobe\msoobe/a
در این
قسمت Activate Windows فعال می شه و
شما باید گزینه دوم یعنی
Yes, I Want to telephone a customer sevice representative to Activate Windows
حال
از پنجره جدید از پایین رو دکمه Change Product Key کلیک کنید
در
این قسمت در پنجره جدید باید کد زیر رو با دقت تایپ کنید
B7R7P-J63JP-2J7VH-W3TDJ-PDP7T
بعد
نوشتن این کد روی گزینه Update کلیک کنید سپس ویندوز
را Restart کنید
موفق موید باشید
باز هم منتظر مطالب جذاب و آموزش کامپیوتر و ترفندها باشید . . .
جمعه 15/8/1388 - 18:56
سياست
باراك حسین اوباما در
چهار اوت سال 1961 در جزیرههاوایی متولد شد. پدرش سنیور باراك اوباما كه در
روستای كوچكی در كنیا دیده به جهان گشوده بود، در همین روستا به همراه پدر خود كه
چوپانی میكرد و برده انگلیسیها بود روزگار میگذراند.
«آن
دانهم» مادر باراك كه سفیدپوست و اصالتا آمریكایی بود، در شهر كوچك كانزاس بزرگ
شده بود. پدرش در دوران بحران اقتصادی سال 1929 به كار سخت و مشقت بار در سكوهای
حفاری و استخراج نفت مشغول بود. پدر «آن» (پدربزرگ باراك اوباما) پس از حمله
هوایی غافلگیرانه نیروهای ژاپنی به پرلهاربر برای خدمت در جنگ جهانی دوم ثبتنام
كرد و در همین برهه زمانی بود كه در یونیفورم ارتش آمریكا به اقصی نقاط اروپا سفر
كرد. مادر باراك در خط تولید بمب در كارخانه بمبسازی مشغول به كار شد و با پایان
یافتن جنگ دوم جهانی به همراه پدر خود در كالجهای جی.آی.بیل (G I.Bill) كه به منظور حمایت از كهنه سربازان بازگشته
از جنگ و كمك به خانوادههایشان تاسیس شده بود و امكاناتی نظیر مسكن و سایر خدمات
اجتماعی را در اختیار آنان قرار میداد، به تحصیل پرداخت.
مادر باراك به همراه پدر خود توانستند از طریق برنامه فدرال مسكن كه توسط دولت
آمریكا ارائه شده بود، خانهدار شده و بههاوایی نقل مكان كنند. در این زمان بود
كه پدر اوباما در كنیا موفق شده بود از دانشگاهی درهاوایی بورسیه دریافت كند و
این موفقیت تحصیلی در واقع پایانی بود بر همه روزها و سالهایی كه با پدر خود در
ناشناختهترین روستاهای كنیا به چوپانی مشغول بود و اكنون میتوانست برای ادامه
تحصیلات وارد دانشگاهی درهاوایی شود. «آن» (مادر باراك) در این شهر با پدر باراك
آشنا شد و این آشنایی به ازدواج كشیده شد.
سفر به آمریكا
اما
این ازدواج دوامی نداشت و «آن» و همسرش وقتی باراك تنها دو سال سن داشت، از یكدیگر
جدا شدند. پدر باراك اما لحظهای از رویاهای خود دست نكشید و تحصیلاتش را در سطح
دكترای تخصصی در دانشگاههاروارد ادامه داد و سپس به زادگاهش كنیا بازگشت. باراك
مدتی را در خانه مادرش درهاوایی سپری كرد. مادر باراك پس از مدتی مجددا ازدواج
كرد و به همراه شوهر جدیدش كه یك دانشجوی اندونزیایی بود در سال 1967 به جاكارتا
سفر كرد. باراك در پایتخت اندونزی به مدرسه رفت و در سن 10سالگی برای زندگی با
پدربزرگ مادریاش عازمهاوایی شد.
باراك
سیاهپوست اگر چه توانست به عنوان دانشآموز ممتاز دوران تحصیلات متوسطه را به
پایان برساند، اما در كالج محل تحصیلش تنها سه سیاهپوست بودند كه او یكی از آنان
بود و به گفته خود در این برهه برای نخستین بار به عنوان یك آمریكایی آفریقایی
تبار طعم تلخ تبعیض نژادی را چشید. باراك دوران سخت تثبیت هویتش را در بطن چنین
جامعهای فرا روی خود داشت.
باراك كه جهد و جد پدرش را برای دستیابی به درجات عالی تحصیلی و پیمودن مدارجترقی
با گوشت و استخوان حس كرده بود، موانع و مشكلات نژادی را در هم كوبید و در سال
1983 در رشته علوم سیاسی از دانشگاه كلمبیا فارغالتحصیل شد.
دوران تحصیل
زبانههای
آتش جاهطلبی و پیشرفت در باراك جوان هرگز فروكش نكرد. او كه آموزهها و تعلیمات
مادرش یعنی اهمیت خدمت به كشور و احساس یكدلی و یكرنگی را به خاطر داشت، به عنوان
گرداننده وارد گروهی تقریبا مذهبی شد كه هدف و برنامه آن بهبود وضعیت معیشتی در
مناطق حومهای و عمدتا فقیرنشینی بود كه به سبب افزایش جرم و جنایت و بیكاری عملا
فلج شده بودند.
این گروه به موفقیتها و پیشرفتهایی نائل شد، اما باراك كمكم به این نتیجه رسید
كه اگر به راستی رویای بهبود وضعیت معیشتی و ارتقای سطح كیفی زندگی مردم را در سر
میپروراند، باید كه اصلاحات را نه از سطح محلی و منطقهای بلكه در مقیاس ملی و با
اصلاح قوانین و ایجاد برخی اصلاحات سیاسی آغاز و پیگیری كند، بنابراین به دانشگاه
هاروارد رفت و در سال 1991 مدرك دكترای حقوق را از این دانشگاه دریافت كرد.
وی
همچنین نخستین آمریكایی سیاهپوستی بود كه توانست به مقام ریاست انجمن عالی حقوق
دانشگاه هاروارد منصوب شود. باراك حسین اوباما سپس به شیكاگو رفت تا ضمن وكالت به
تدریس حقوق و مبانی قانون اساسی بپردازد. موفقیتهای اوبامای جوان و جویای نام،
راه را برای وی جهت كسب نمایندگی حزب دموكرات در سنای آمریكا هموارتر كرد و
سرانجام موفق شد كرسی نمایندگی سنا از ایالت ایلینویز را تصاحب كند.
رشد
و پرورش یافتن در نقاط مختلف در میان انسانهایی با عقاید و باورهای گاه متضاد و
گوناگون، بزرگترین و ارزشمندترین تجربه زندگی باراك اوباما بود و همین مزیت به
اودیسه سیاسی این جوان سیاهپوست روح و جان تازهای بخشید. در بحبوحه مناقشات حزبی
مجادلات سیاسی و بحرانهای مالی و معیشتی دنیای امروز، اوباما همچنان از این
قابلیت و استعداد برخوردار میباشد كه نگاه مردم از طیفهای اجتماعی و سیاسی و
فرهنگی مختلف را به سوی یك هدف سیاسی و اجتماعی مشخص معطوف سازد. هدفی كه حلوفصل
مشكلات و چالشهای فرا روی مردم آمریكا را بر نیات و مقاصد سیاسی و معیارهای جناحی
و حزبی ارجحتر میداند.
وی
همواره پیش قراول تلاشها برای ایجاد اصلاحات در نظام سیاسی و دولت حاكم بوش بوده
و به عنوان عضو كمیته رسیدگی به امور كهنه سربازان ارتش آمریكا در زمینه مراقبتهای
بهداشتی و درمانی اقدامات زیادی را صورت داده است. باراك اوباما و همسرش میشل،
دارای دو فرزند هشت ساله و 9 ساله هستند.
باراك
اوباما 47 سال سن و یك متر و 87 سانتی متر قد دارد. وی سناتور جو بایدن كه از چهرههای
برجسته حزب دموكرات در حوزه سیاست خارجی است را به عنوان معاون خود برگزیده است.
جمعه 15/8/1388 - 18:48
سينمای ایران و جهان
حرف های بازیگران
سریال «دلنوازان»
سریال «دلنوازان» این روزها از شبکه سه سیما در
حال پخش است و به خاطر موضوع جوانپسندانهاش مورد توجه مخاطبان تلویزیون قرار
گرفته و بازیگران جوان آن در مرکز توجه رسانهها و مردم هستند. حرفهای سه بازیگر
این مجموعه را درباره نقششان در سریال اینجا میخوانید:
حدیث میرامینی ـ بازیگر نقش روشنك در سریال «دلنوازان» گفت: در سالهای اخیر موقعیتهایی برایم به وجود
آمده است كه بتوانم نقشهای كاملا متفاوتی بازی كنم كه روشنك یكی از آن هاست.
این بازیگر در پاسخ به این پرسش كه چهقدر از
ابتدای مسیر بازیگری خود دغدغه كلیشه نشدن را دارد،افزود: بسیار تلاش میكنم در
نقش خاصی كلیشه نشوم، خوشبختانه در سالهای اخیر موقعیتهایی برایم به وجود آمده
است كه بتوانم نقشهای كاملا متفاوتی بازی كنم
میرامینی توضیح داد: در مجموعهی «گلهای
گرمسیری» كه نمایانگر تفاوت بین نسلها بود،نقش دختری بسیار معمولی به نام «ضحی»را
بازی میكردم كه در یك خانواده بسیار مرفه زندگی میكرد؛ از سوی دیگر او دختر یك
شهید بود و مسایل خاص خود را داشت. مریم نقشم در سریال «شب میگذرد» و دختری متعلق
به دههی 50 بود كه در مواجهه با اتفاقات مختلف، واكنشهای متفاوتی نشان میداد،
البته نقشم درمجموعهی«گیلعاد»(شایسته) متعلق به همان دهه بود، اما نوع زندگی و
مسایل او با مریم متفاوت بود. اكنون هم نقش روشنك «دلنوازان» را بازی میكنم.
میرامینی دربارهی پیوستن خود به گروه سازندگان
«دلنوازان» اظهار كرد: پیش از این با حسین سهیلیزاده " كارگردان «دلنوازان»-
در سریال «گیلعاد» بازی كرده بودم، پس از «شب میگذرد» استراحت كردم، پس مدتی قرار
بود در كار دیگری بازی كنم. درحال خواندن فیلمنامه آن بودم كه امیر سلیمانی"
دستیار اول كارگردان«دلنوازان»" با من تماس گرفت به من گفت سهیلیزاده قصد
ساخت سریال دیگری دارد و من را برای ایفای یكی از نقشها در نظر گرفته است. بسیار
خوشحال شدم و از آن استقبال كردم. پس از صحبت با آقای سهیلیزاده بسیار خوشحالتر
شدم چون قبلا مشابه نقش «روشنك» را بازی نكرده بودم.
بازیگر نقش «روشنك» دربارهی برخورد بازیگران پیشكسوت با جوانان این عرصه اظهار
كرد: خوشبختانه از نخستین سریالی كه بازی كردم، با بازیگران پیشكسوت خوبی مانند
آتیلا پسیانی، پرویز حسینی و فرخ نعمتی همكار شدم؛ اكنون نیز با پرویز فلاحیپور و
فریبا كوثری كار میكنم كه بازی در كنارآنان برایم افتخاراست.
او اضافه كرد: دستكم برای من اتفاق نیفتاده است
كه پیشكسوتان برخورد مناسبی نداشته باشند و در طول كار تلاش میكنم بیشترین
استفاده را از تجربههای آنان بكنم. در «دلنوازان» همهی بازیگران در ایفای بهتر
نقشها به همدیگر كمك میكنند و من نیز به این مساعدتها نیاز دارم.
او دربارهی ضرورت ممارست بازیگران جوان روی
بیان و بدن خود گفت: پیش از ورود به عرصه بازیگری همهی این موارد را هم خود و هم
سایر همكارانم انجام میدهیم، چون ابتداییترین موضوعاتی است كه بازیگر باید به آن
توجه كند؛ البته در طول دوران فعالیت خود نیز باید تمرین را ادامه دهیم، چون
درواقع 50 درصد بازی بستگی به تكنیك دارد كه نیاز به آموزش دارد.
این بازیگر در پایان دربارهی رواج به تصویركردن
درخواست ازدواج از سوی دختران، گفت: این مورد یكی از واقعیتهای جامعه است؛ اگر
قرار باشد نقش چنین دخترانی را بازی كنم از این نقش ناراحت نمیشوم.
بازیگر نقش مهتاب در «دلنوازان» نیز گفت: پس از
این سریال سعی میكنم نقشهایی دورتر از مهتاب را بازی كنم كه قدری خاكستری باشند.
سمانه پاكدل كه پس از «روز حسرت» در «دلنوازان»
دومین تجربه تصویری خود را پشت سر میگذارد در پاسخ به این پرسش كه با توجه به
نقش مثبتی كه در «دلنوازان» بازی میكنید، فكر میكنید چقدر بتوانید پس از این
سریال خود را از كلیشهشدن دور نگهدارید، اظهار كرد: این مورد بستگی به
پیشنهادهای احتمالی بعدی و تصمیم من برای قبول یا رد آنها دارد. اصلا دوست ندارم
كلیشه شوم. اگرچه در «دلنوازان» چهرهام بسیار مظلوم شده است و تلاش كردهام
ارتباط حسی با بینندگان برقرار كنم، ولی سعی میكنم در كارهای بعدی نقشی مشابه را
بازی نكنم.
این بازیگردربارهی تعامل و برخورد پیشكسوتان با
بازیگران جوان گفت: در «دلنوازان» در زمانی كه با پرویز فلاحیپور و چه موقعی كه
با فریبا كوثری بازی داشتهام، بین ما نهایت ادب و احترام حاكم بوده است و آنان
خیلی مواقع به من كمك میكنند و از بازی كنار آنها لذت میبرم.
بازیگر نقش مهتاب دربارهی چگونگی پیوستن خود به
گروه سازندهی «دلنوازان» گفت: روزی برای كاری با مهران رسام - تهیهكننده «روز
حسرت»- تماس گرفتم. او به من گفت كه از دختران برای ایفای نقش در «دلنوازان» تست
گرفته میشود و اگر مشغلهای ندارم امكان تست دادن من را فراهم كند. موافقت كردم
و تست دادم و پس از یكماه قرار شد «مهتاب دلنوازان»، سمانه پاكدل باشد.
پاكدل در پایان در پاسخ به این پرسش كه به عنوان
یك جوان چقدر دغدغههای این گروه سنی در سریالهای سیما به تصویر در میآید، اظهار
كرد: در «دل نوازان»، انواع ازدواجهای جوانان و دغدغه های آنان در این زمینه نشان
داده میشود. به عنوان مثال شكست عشقی مهتاب كه اكثر جوانان با چنین مشكلی روبهرو
هستند. ازدواجهایی كه لج و لجبازی علت آن است یا با دعوا شروع میشود یا دوستیهایی
كه به ازدواج منجر میشود و دوستیهای صحیحی نیست در «دلنوازان» به تصویر میآید.
جمعه 15/8/1388 - 18:34
سينمای ایران و جهان
الناز شاكردوست در سال 1363 در یكی از محله های تهران چشم به
دنیا گشود.. در دوران دبستان عاشق بازیگری شد.دانشجوی تئاتراز دانشكده هنرو
معماری دانشگاه تهران است. كلا انسانی عجیبی است.. عاشق فوتبال است شبیه
بازیگری ! مادر خود را بسیار دوست دارد. و عجیب ترین نكته در زندگی او دوست صمیمی اوست.
مدرک تحصیلی: دانشجوی تئاتر از دانشكده هنر و
معماری دانشگاه آزاد تهران
با بازی در فیلم « گل یخ » ساخته کیومرث پوراحمد
به سینما آمد و ظرف کمتر از یک سال در پنج فیلم سینمایی نقش
آفرینی کرد. تفاوت بازی او در دو فیلم « گل یخ » و « مجردها » نشان از توانایی های او دارد.
شاکردوست در « بی وفا » اولین ساخته منتقد قدیمی سینما - اصغر نعیمی - بهترین بازی کارنامه سینمایی
اش را به
نمایش گذاشت.
بله دوست صمیمی او گوهر خیر اندیش است كه حداقل 30
سال از او بزرگتر است.به طور اتفاقی وارد سینما شد.به گفته كیومرث پوراحمد وقتی
دنبال یك بازیگر حدودا 20 ساله میگشته كه
الناز رو دیده و از بازی
وی كه در ان موقع در تئاتر بازی می كرده خوشش امده و او را در فیلم گل یخ به عنوان
بازیگر نقش اول بازی داده است. بازی های مختلف و نقش های مختلف كه از او دیدیم او
را یك بازیگر باهوش و با استعداد معرفی كرده است. بازی های متفاوت نظیر یك دختر
پولدار در عروس فراری ... یك دختر شل و ول در مجردها(واقعا فوق العاده بود).. یك
دختر نسل سومی در چه كسی امیر را كشت (بازی او در این فیلم عالی بود..بسیار بهتر
از نیكی كریمی . مهناز افشار و...)و بازی بسیار زیبای او در فیلم بی وفا(به عنوان
یك دختر پایین خیابونی كه عمرا هیچ بازیگری نمی تونست این نقش را به این خوبی بازی
كن).در این سه سال و تا سن 22 سالگی بازی در 11 فیلم یك امار فوق العاده برای یك
بازیگر است..منتقدین بسیاری از همان اول از بازی او تعریف كرده اند.
حتی هنرمندانی مانند
مرحوم منوچهر نوذری از بازی وی تعریف كرده اند.. همچنین مهدی فخیم زاده كارگردان
خوب كشورمان عنوان كرده است كه الناز شاكردوست به زودی بهترین
بازیگر سینمای ایران خواهد شد.
مجموعه ای از نمونه آثار:
- گل یخ (کیومرث پوراحمد – 1383)
- مجردها (اصغر هاشمی – 1383)
- عروس فراری (بهرام کاظمی – 1383)
- چند می گیری گریه کنی؟ (شاهد احمدلو – 1384)
- قتل آن لاین (مسعود آب
پرور – 1384)
- چه کسی امیر را کشت؟ (مهدی کرم پور – 1384)
- بی وفا (اصغر نعیمی – 1385)
- قاعده بازی (احمدرضا
معتمدی – 1385)
- کارناوال مرگ (رضا
اعظمیان – 1385)
- خدا نزدیک است (علی وزیریان – 1385)
- و چندین فیلم دیگر . . .
جشنواره ها و جوایز:
- کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل زن از
نهمین دوره جشن خانه سینما برای بازی در فیلم « مجردها » - 1384
- کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل زن از دهمین دوره جشن خانه سینما برای
بازی در فیلم « چه کسی امیر را کشت؟
يکشنبه 10/8/1388 - 23:35
سينمای ایران و جهان
زندگینامه
محمد رضا گلزار (بهترین بازیگر مرد)
گلزار اصلا آمده بود که معروف بشود و
همین طور هم شد چه زمانی که در گروه آریان به عنوان گیتاریست فعالیت میکرد و چه
بعد از آن که به صورت حرفه ای به سینما پیوست.این قادری بود که گلزار را پسندید و
سام و نرگس را براساس فیلمی قدیمی در سال 78 ساخت و از حضور او استفاده گرد. گلزار
در سال 1354 متولد شد و فارغ التحصیل رشته مهندسی مکانیک از دانشگاه آزاد اسلامی است.
پس از سام و نرگس که در آن نقش جوانی
را بازی می کرد که در آستانه اعدام مورد عفو قار می گیرد . برای بازی در زمانه به
کارگردانی حمید رضا صلاحمند (79) انتخاب می شود که یک اثر فوق العاده ضعیف بود .
بالای شهر پایین شهر (80) ساخته اکبر خامین هم یک اثر شکست خورده بود و گلزار
همچنان به خاطره چهره و جنجالهای مطبوعاتی اش مورد توجه قرار می گیرد تا بازی هایش
در آثار سینمایی ، اما فریدون جیرانی با شام آخر در سال 80 موفقیت بهتری برایش
فراهم می کند فیلم با بازی کتایون ریاحی گلزار و هاینه توسلی به فروش فوق العاده
ای دست پیدا می کند .در این فیلم بود که بازی گلزار برای اولین بار جدی گرفته می
شود. پس از آن در سال 81 همزمان در سه فیلم ظاهر می شود چشمان سیاه همکاری دوباره
او با ایرج قادری به شمار می رفت که تنها به صرف گیشه ساخته شده بود و با داشتن
مهره ای همچون گلزار که آن سالها در اوج شهرت قرار داشت ، هم به این مهم تا اندکی
دست می یابد.
زهر هم عسل هم تجربه جوانی به نام
ابرهیم شیبانی بود .اما بر خلاف این دو کارکه جنبه تجاری اشان بر جنبه های هنری می
چربید بوتیک حمید نعمت ا... هم بازی می کند . فیلم یک داستان اجتماعی را دنبال می
کرد درباره دختری (گلشیفته فراهانی ) که آرزوهای طول و درازی در سر دارد و در این
میان با پسری آشنا می شود (گلزار)که در بوتیک کار می کند ، آشنایی آنها باعث می
شود تا به درون خواسته های جوانی نقب بزنیم که حق خود را از اجتماع پیرامونشان می
خواهند اما تاوانی که می پردازند سنگین است.بازی گلزار در این فیلم پخته تر نشان
می دهد او اگر فرصتهایی لازم در اختیارش قرار بگیرد می تواند مهره مو ثری باشد.
حضور فیزیکی گلزار این بار نه تنها
صرف زیبایی نیست بلکه روند داستان کمک شایانی می کند . از طرفی خارج از دنیا سینما
اتفاقاتی چند برای او پیش می آید ، جنجالهای پیرامون کار و زندگی اش دست به نشریات
شایعه پرداز بالا می گیرد ، از ادامه فعالیتها ی تبلیغاتی وی جلوگیری به عمل می
آید . و در ضمن پس از کش و قوسهایی از گروه آریان جدا می شود .
سال 82 در دو فیلم کما کنار امین
حیایی بازی خوبی ارائه می دهد و اکران 13 گربه روی شیروانی که از مضمون و ساختار
بسیار متفاوت در سینمای فانتزی بهره می برد ، همراه می شود با رفتن او از ایران ،
شایعاتی قوت می گیرند مبنی بر این که دیگر باز نمی گردد ، اما پس از مدتی می آید
ولی دیگر شایعات کار خود را کرده بودند .
از ادامه فعالیتهای بازیگری وی ممانعت
به عمل می آید و آخرین بازی اش در گل یخ ساخته کیومرث پور احمدی پس از مدتها توقیف
در سال 84 به نمایش در می آید که با استقبال
خوبی همراه می شود .
محمدرضا گلزار در سال 1381 در فیلمهای
بوتیك و چشمان سیاه بازی و سال 1382 را با بازی در فیلم 13 گربه روی شیروانی آغاز
كرد.
فیلم شناسی:
سام و نرگس (ایرج قادری، 1378(.
زمانه (حمیدرضا صلاحمند، 1379(.
بالای شهر، پایین شهر (اكبر خامین،
1380(.
شام آخر ( 1380(.
بوتیك (حمید نعمت الله، 1381(.
چشمان سیاه (ایرج قادری، 1381(.
13 گربه روی شیروانی (علی اكبر عبدالعلی
زاده، 1382(.
زهر عسل (ابراهیم شیبانی(.
گل یخ (كیومرث پوراحمد 1383(.
آتش بس ( تهمینه میلانی ، 1385(.
شام عروسی (ابراهیم وحیدزاده ،1384.(
فیلم تله (سیروس الوند).
و چندین فیلم دیگر . . .
او به همراه خانواده اش ساکن اندیشه ی
ششم محله ی اندیشه ست او یک خواهر و یک خواهر زاده دارد که ساکن آمریکا هستند ... همچنین
یک برادر بزرگتر به نام علیرضا دارد که مدیریت یکی از پیک های بادپا را دارد و یک
برادر کوچکتر که همه جا همراه برادر بزرگترش محمدرضا هست با نام بردیا که او هم به
همراه برادرش عضو تیم والیبال هنرمندان است خودش فرزند سوم خانواده است
محمدرضا گلزار عاشق ماشین bmw است
. او عاشق بیلیارد است و هیچ کسی در بیلیارد رقیب او نتوانسته بشود او در خانه اش
میز بیلیارد دارد و همیشه بازی میکند ... یکی از هنرمندانی که اقای گلزار با او
احساس راحتی می کنند و در مسافرتهای مشترک همیشه هم اتاقی با او هستند بهزاد محمدی
است ...
دو بار که به طور ازمایشی در کنکوره
سراسری ازاد شرکت کرده بود در رشته مهندسی کامپوتر پذیرفته شد اما سرانجام سال اخر
از بین رشته مهندسی معدن و مهندسی مکانیک ،یکی را برای ادامه تحصیل انتخاب کرد
(مکانیک)بعد از قبولی در کنکور برای تدریس به کنکوریها به آموزشگاه ها رفت .
گیتار را بدون استاد یاد گرفته و چند
شاگرد خصوصی هم دارد.
نه استقلالیه و نه پرسپولیسی !!!! نه
خونه ای در فرشته داره !!!!ونه به طور مجردی زندگی می کنه !!!!
الان هم ساکن سهره وردی؟؟؟؟است ودر
کنار خانواده گرم وصمیمی اش زندگی می کنه.
از مطبوعات فراری است وگریزون از
حاشیه به طوری که حتی در مجلس تولد خواهر زاده اش شرکت نکرد تا مبادا حرف و حدیثی
در موردش به وجود بیاد. به صدای کویتی پور علاقه بسیار بسیار داره.
در بین فیلم هایش بوتیک را خیلی دوست
داره چرا که به گفته خودش ،جهانگیر همون محمد رضا گلزاره!!!
از فیلم بالای شهر و پایین شهر راضی
نیست..
فعلا
که تموم شد تا ببنیم در گذر زمان چه اتفاقی های می افته که یاداشت کنم . . .
يکشنبه 10/8/1388 - 16:53
ورزش و تحرک
تو این تصویر نه اینکه عادل از ربوسی چندشش میشه (آنفولانزای نوع آ اومده) به اون پسره گفته لپاپو بگیر
آ قــــــربـــــون عــــــادل
زندگینامه و
گفتنی ها از عادل فردوسی پور
جوانی است قد بلند متولد مهرماه 1353 در تهران
و پدری از اهالی رفسنجان و کرمانیالاصل، بسیار باهوش فوقلیسانس مهندسی صنایع از
دانشگاه صنعتی شریف و مدرس فعلی در همین دانشگاه، عاشق فوتبال، بسیارکمرو وخجالتی (به خلاف ظاهر تلویزیونی) سر به زیر، کمحرف، طرفدار انتقاد،
نوگرا و دارای خانواده اصیل و معتقد به اصول
میگویند الکس فرگوسن سرمربی منچستریونایتد هیچگاه برای این تیم کهنه
نمیشود چون همیشه تازه میماند. انگار فردوسیپور
هم همیشه نو است و کهنه نمیشود.
از روزی که تلفن همراه آمده او شماره تلفنش را عوض نکرده و با وجودی
که این شماره نزد خیلیها لو رفته ولی هیچگاه آن را عوض نکرده است چون او با این
تلفن معمولا نظرات افکار عمومی در مورد برنامهاش را میفهمد. برنامهاش رکورد دار SMS است. عادل، پول خوبی دوشنبه شبها به جیب مخابرات میریزد و از این
طریق ثابت میکند که نزدیک 25 میلیون بیننده تلویزیونی دارد! فوتبال پدیده
قرن ماست و وقتی این بازی انجام میشود سوالاتی در ذهن بیننده تلویزیون ایجاد میشود
که باید به این سوالات پاسخ داد. برنامه نود وظیفه دارد که این سوالات را جواب
بدهد. عادل فردوسیپور به عنوان یک تهیهکننده، یک مجری و یک برنامهساز موفق
توانسته در مدت کوتاهی جای این برنامه را در سیما و در قلب فوتبالدوستان باز کند.
شماره کفش او 45 است طوری که وقتی روی پدال ترمز قرار میگیرد
احتمالا پدال گاز و کلاج را هم فشار میدهد! خودش عاشق فوتبال است و تمام اعضای
خانوادهاش بیزار از آن. او تمام مسابقات فوتبالی را تماشا میکند و همیشه طرحی نو
در سر دارد. سرعت انتقال دارد و بازی فوتبال او هم بسیار خوب است. کمتر دیدهاید
که مصاحبه کند و اگر گیر افتاده باشد در حد چند کلمه بیشتر نمیتوان از او حرف
کشید.
روزی در جامجم به او گفتم: بیا مسابقه تایپ SMS بدهیم،
چون مطمئن بودم که به دلیل سرعت در تایپ متن، عادل را شکست میدهم اما به من گفت
که بهتر است منصرف شوی چون من حتی با چشم بسته نیز میتوانم SMS را تایپ
کنم! اتفاقا درست میگفت چون در حالی که واقعاً نگاهش به جای دیگری بود متن را با
فشار انگشت مینوشت. عادل سعی میکند برنامه نود را به هیچکس و هیچ چیزی نفروشد و
از بهترین دوستش هم انتقاد میکند، او مهارت دارد که وارد ماجراهایی شود که برای افکار عمومی
جالب است و متخصص کشیدن مو از ماست است!با آمدن هوویی به نام لیگ برتر، دیگر از
کارشناس فنی استفاده نمیکند و فقط کارشناس داوری را به برنامه میآورد و در این
کار هم دستش تنگ است. گاهی این کارشناسان خلاف آنچه در برنامه دیده میشود نظر میدهند
و این لج فردوسیپور را در میآورد.
برنامه نود به دلیل کثرت علاقهمندان همیشه برنامه اول ورزشی کشور
است. دکتر اصغر پورمحمدی رییس شبکه سه که فردی است باهوش و خوش اخلاق، به دلیل
وسعت نظری که دارد برنامه نود را به همراه رییس گروه ورزشی یعنی حسین آقا زمانی به
دقت میبینند و اگر نظرات اصلاحی داشته باشند به عادل منتقل میکنند. بیشتر جنجالهایی
که برای افکار عمومی جالب بوده در تلفنهای این برنامه وجود دارد. آنجا که با
سوالات پیچیده عادل سعی میکند که مخاطب را به چالش بکشاند و تمام زوایای پنهان را
نیز مطرح نماید. فوتبال چون خط قرمز ندارد و تمام اصحاب آن ورزشی محسوب میشوند
برنامه نود به راحتی میتواند در این حوزه جولان بدهد، این جوان که مردم را دوشنبه
شبها، بیخواب میکند و تا نیمههای شب و بعد از تغییر تاریخ روی ساعتهای مچی
افراد برای ورزشدوستان سرگرمی ایجاد میکند آنقدر باهوش است که کارش را به خوبی و
نوگرایانه ادامه میدهد. سپهر الیاسی، حسین فرجادیان، مزدک میرزایی و بهزاد کاویانی در تهیه برنامه عادل را یاری
میدهند و به هنگام مونتاژ نیز حاج نوروزی، کوروش اسدی، فرهاد فاضلی، فرید زرگری،
علی فرجی، حسن یاراحمدی گاهی تا 14 ساعت کار فشرده انجام میدهند تا نود روی آنتن
برود. جالب است که بدانید تا به حال مزدک میرزایی دو بار و رضا جاودانی نیز دو بار
نود را به جای عادل اجرا کردهاند ولی انگار نود فقط به عادل وصل است. برای او که
برنامهاش دوشنبه آغاز و سهشنبه تمام میشود
يکشنبه 10/8/1388 - 15:32
سينمای ایران و جهان
زندگینامه بهرام رادان (بهترین بازیگر مرد)
نام اصلی: بهرام
نام خانوادگی اصلی: رادان
سمت (در بخش های): بازیگران
تاریخ تولد: 1358
محل تولد: تهران
ملیت: ایران
مدرک تحصیلی: فارغ التحصیل مدیریت
بازرگانی
فارغ التحصیل مدیریت بازرگانی.
شروع فعالیت سینمایی با بازی در فیلم
"شور عشق" (نادر مقدس) در سال 1378.
در سال 1378 در آموزشگاه هیوا فیلم
بازیگری را آموخت.
در اولین حضور سینمایی تنها به واسطه
چهره اش شناخته شد: "شور عشق" (نادر مقدس).
اما فیلم به فیلم به دانش سینمایی خود
افزود و توانست فوت و فن بازیگری را بیاموزد تا اینکه در چهارمین نقش آفرینی اش
کاندید دریافت تندیس بهترین بازیگر نقش اول مرد در پنجمین جشن خانه سینما شد:
"آواز قو" (سعید اسدی).
دو سال بعد در بیست و دومین جشنواره
فیلم فجر سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول را تصاحب کرد:
"شمعی در باد" (پوران
درخشنده...)
او را به جرات می توان یک استعداد تمام عیار دانست. اگر
چه حضور اولش تنها به یک چهره و چشم آبی و زیبا محدود می شد ، اما رادان ثابت کرد
که می تواند در حد و اندازه های یک ستاره بدرخشد . انتخابهای بعدی رادان در عمده
موارد ، آگاهانه او را به مسیری درست هدایت کرد که امروز می تواند با افتخار آن
تندیس زرشک زرین را برای شور عشق نادیده بگیرید. بهرام متولد 1358 و کارشناس
مدیریت بازرگانی است ، او در سال 78 در آموزشگاه هیوا فیلم بازیگری را آموخت و
همان سال برای بازی در شور عشق ساخته نادر مقدس انتخاب شد . داستان عاشقانه فیلم و
چهره جذاب دو جوان اول کار یعنی رادان و ومهناز افشار فروش فیلم به زیبایی شکوفا
شد و او امروز خود را به نمایش بگذارد. استعدادهای درونی رادان در هر فیلم در هر
فیلم به زیبایی شکوفا شد و امروز ستاره ای است که مورد توجه هر کارگردانی قرار
گرفته و تقریبا هر نقشی را در کارنامه اش بازی کرده. حضور بعدی او درآبی به
کارگردانی حمید لبخنده باز می گردد که سال 79 ساخته شد و او در کنار سوپر استاری
چون هدیه تهرانی به زور آزمایی می پرداخت. ساقی را در کنار یکتا ناصر بازی کرد که
همان سال ساخته شد . اما چندان کار قابل توجهی نبود . سال 80 آواز قو از او
به اکران در آمد که نقش مقابلش بر عهده ساره آرین بود. این فیلم ساخته سعید اسدی
با فروش بسیار بالایی روبرو می شود و بازی رادان مورد توجه هئات داوران قرار می
گیرد و او را کاندیدا دریافت جایزه نقش اول می کنند . از اینجا به بعد رادان می
شود ستاره اول سینمای ایران که بالا طرفداران بیشماری مواجه بود. همان سال در
تجربه فیلم کوتاه ابراهیم شیبانی با نام طلوع تاریک بازی می کند و اینگونه سال 80
را با موفقیت به پایان می رساند. محبوبیت رادان کارگردانان را متوجه او می سازد و
همه به سویش هجوم می آورند.
سال 81 ،داریوش فرهنگ از او در رز زرد
استفاده می کند که یک درام ترسناک نوجوان پسند بود. فیلم برداشتی ضعیف از اثر
هالیوودی می دانم تابستان گذشته چه کردی ؟ که با استقبال مناسبی روبرو می شود. سپس
در عطش ساخته محمد حسین فرح بخش بازی کرد که اثر چندان حرفه ای به شمار نمی
رفت.بهروز افخمی در برگردان سینمایی یک اثر دشوار ادبی او را مورد ارزیابی قرار
داده و این گونه فیلم عجیب گاو خونی ساخته می شود که رویکرد رادان به سینمای
متفاوت و به دور از جنجال و جنبه های تجاری محسوب می شد.بازی در این نقش متفاوت به
شدت مورد تحسین واقع می شود و رادان ثابت می کند که می تواند به عنوان بازیگر آثار
هنری هم محسوب شود. سال 82 در سه کار درخشان به تم های بسیار متفاوت به عنوان بازی
می کند که نشان از دقت انتخاب کارکترهای متفاوت داشت. ابتدا در ساخته درخشان بنی
اعتماد با نام ننه گیلانه بازی می کند که از جمله بازی های اثر گذار و زیبای او به
شمار می رود . او در این فیلم به نقش پسر فاطمه معتمد آریا که در بازگشت از جنگ
دچار معلولیت جسمی شده و نامزدش تن به ازدواج ناخواسته داده است.رادان با نقش
آفرینی خود در این قالب دشوار همه را انگشت به دهان می کند اما هیات داوران
جشنواره بیست و سوم حضور او را نادیده می گیرند. سپس در اثر پر فروش شمعی در باد
در کنار شهاب حسینی و حسام نواب صفوی به بازگویی مشکلات روز جوانان و مساله اعتیاد
به قرص های توهم زا می پردازند . این دومین کار رادان با یک کارگردان خانم (پوران
درخشنده )بود. سپس به تیم سربازهای جمعه مسعود کمیایی می پیوندد و در واقع به جای
گلزار که از بازی در فیلم کنار کشید می آید، او در رستگاری در هشت و بیست دقیقه به
کارگردانی الوند در سال 83 نقشی به شدت متفاوت را تجربه می کند و باز در کنار شهاب
حسینی قرار می گیرد . ازدواج صورتی در نوروز 84 اکران می شود ،اما رویکردی منجر به
شکست برای رادان در عرصه کمدی محسوب می شود. او بازی در ساخته آخر کمیایی با عنوان
حکم را به پایان رسانده. مشغول بازی در تقاطع می باشد. بهرام رادان به خاطر بازی
در شمعی در باد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول را تصاحب کرد.
در مورد او:
او یک برادر به نام شهرام و یک خواهر به نام الهام و یک
خواهر ناتنی به نام ژیلا دارد .
و حیوان خانگی او یک سگ است .
يکشنبه 10/8/1388 - 15:31
دعا و زیارت
میلاد با سعادت امام هشتم شعییان
علی ابن الموسی الــرضا (ع) را به مسلمانان ایران و جهان تبریک می گویم
در مشهد مقدس نایب و زیاره شما هستم
چهارشنبه 6/8/1388 - 16:53