• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 3
تعداد نظرات : 1
زمان آخرین مطلب : 5430روز قبل
تبریک و تسلیت
استشمام عطر خوش بوی عید فطر از پنجره ملکوتی رمضان گوارای وجود پاکتان.
سه شنبه 8/6/1390 - 23:10
اخلاق

اخلاق جمع خلق بروزن قفل یا خلق بروزن افق مجموعه ای صفات روحی وباطنی انسان است . اخلاق ازشگفت انگیزترین مؤلفه های سخصیت انسان است که مباحث بسیار پیچیده ودامنه داری رادرعلوم نظری به خود اختصاص داده است دانشوران ، فلاسفه ، حکمأ واندیشمندان زیادی درین باب سخن گفته وقلم رانده اند واززوایای مختلف دریپرامون آن به کاوش پرداخته اند.
زندگی هریک ازما انسانها آمیخته با داوری ها وارزش گذاری هاست ، وهرکدام ازما درطول شبانه روز ممکن است ده ها باربا خود بگوئیم این خوب است این خوب نیست این کار رانباید انجام داد  وآن کاررا باید؛ وغیره......
 درفلسفة اخلاق اولین مسئله که با آن روبرو میشویم چیستی یا سرچشمة خوبی ها یا ارزشهاست ؛ خوبی چیست ؟ ملاک آن چیست؟ منشأ آن کجاست؟ وازکجا بدانیم که آن ملاک معتبر است؟
دومین پرسش عمده درفلسفة اخلاق تفاوت دیدگاه ها ونظرات دربارة عمل خوب وبد می باشد.
مسئلة بعدی فلسفة اخلاق نسبی یا مطلق بودن ارزشهاست ، آیا دروغ گفتن درهرشرایطی ناپسند است آیا اگربا دروغ گفتن من بیگناهی ازمرگ نچات می یابد نباید دروغ بگویم؟
اما درتعریف اخلاق فروید پدرعلم روانشناسی درکتاب " تمدن وناخشنودی های آن" می گوید : اخلاق محدود کردن غرایز بمنظورپیشرفت تمدن است یعنی غرایز راباید درحیطة عقل محدود کرد تا به تمدن واجتماع آسیبی وارد نیاید.
ابن مسکویه درکتاب " تهذیب الاخلاق وتطهیرالاعراق" میگوید : خلق همان حالت نفسانی است که انسان را به انجام کارهای دعوت میکند بدون آنکه نیاز به تفکر واندیشه داشته باشد.
اززاویة دیگردربین دانشمندان دو نظریه وجود دارد، عده ای از فلاسفه به مطلقگرایی در اخلاق(Moral absolutism) معتقدند و برخی دیگر به نسبیت گرایی در اخلاق(Moral Relativism) معتقدند و هرکدام برای خود استدلالهایی دارند.
به یک تعریف ساده موضوع را خلاصه می کنیم که مجموعه ای ازاصول اولیه ای که انسان درتصمیم گیری هایش ازآن استفاده می کنداخلاق  نامیده می شود؛من نمی خواهمبیشتر ازین بحث را به درازا بکشم وآنرابصورت یک نوشتة تحقیقی دربیاورم  این کلیاتی بود که درین بحث ازآنها تذکر بعمل آمد ؛ بحث اخلاق وجوانان، نوشته ای است به سلسلة رشته مباحثی مربوط به جوانان که هراز چند گاهی ازاین قلم تقدیم میگردد وکوشش می شود تا درقالب این مبحث یک پیام ارزندة به جوانان عزیز تقدیم گردد.
زندگی انسانی خودمستلزم اخلاق انسانی است وادیان سماوی منجمله دین عزیز ما اسلام اصلاح اخلاقیات را زیربنای اصلاح جامعه میداند وتقریبا اساسی ترین پیام های قرآنی برمحوراخلاق وانسان سازی ارائه گردیده است ؛ صبروشکیبائی ، تواضع وفروتنی ، صداقت واخلاص عمل، تعاون وهمکاری ، نوع دوستی ونیکوئی ، شجاعت وپایمردی، سخاوت ومهرورزی، توجه به محرمات  و...... ازجمله پیام های اخلاقی ای قرآن است که سیرت پیامبر عظیم الشأن ما ویاران بزرگوارش نیزنمونه های عملی این پیام های باعظمت است.
من پرداختن به احکام وعنایت بی رویه به گسترش مسائل فقهی را درصورتی که درحوزة اخلاقیات دینی بعنوان امرثانوی کمترتوجه صورت بگیرد به صلاح نمی دانم که متأسفانه ما درحوزة دین با چنین مشکلی مواجه هستیم .
بطورمثال درجامعه همه التزام به خواندن نماز دارند (طوریکه درجامعة ما به مشاهده میرسد) مگرغیبت چگونه است ؟ بی انصافی به کدام حد است؟ بخل وحسد وتکبر وریا چه حالتی دارد؟ اصراف وبیعدالتی ورشوت وفریب ودروغ و..... درچه سطحی قراردارد؟
آیا جامعه ای که نمازبخواند وبالباس های فاخردینی ملبس باشد کاملا دینی است یا باید گوشت برادرمسلمان خود را نیزنخورد؟ انصاف درمعاملات را هم رعایت کند؟ بخل وحسد وتکبرنورزد واعمال ریائی که شرک خفی گفته میشود هم  انجام ندهد، ازاصراف وتبذیر که امروزرسم معمول جامعة ماست نیزخودداری کند ، رشوت وفریب ودروغ وچندین عمل ناشایست دیگررا هم انجام ندهد ؟ و......
ما ازاعمال ناشایستی که یادآوری شد درجامعة مسلمان خود کم نداریم که متأسفانه به آنها کمتر پرداخته میشود. شکی نیست که علمای عزیزما درمنابر به این مباحث می پردازند ومردم را به نیکوئی توصیه میفرمایند آیا این توصیه ها کافی بوده است ؟
وقتی درمورد تأسیس مدارس دینی که غالبااختصاص به مسائل فقهی دارد( واگردقیق همه جانبه وزیرکنترول علمای واقعی وجید نباشد میتواندگاه مشکلی به بزرگی ای تولد گروه های دگم اندیش بوجود بیاورد که نابخردانه وبیرحمانه کمربه تخریب دین وملک وملت هم ببندند) اتقاق رأی موجود است ، گردهمائی ها تشکیل میشود وقطعنامه های مکرر صادرمیگردد، باید به حلقات تربیتی که نخستین وارزشمندترین رسالت پیامبران بوده است نیزبذل مساعی صورت پذیرد. این نظر ناشی ازدغدغه های است که نگارنده همواره ابرازداشته است ممکن است فقهای عزیزمارا خوشایند نباشد اما مطمئنم که این دردمشترک همة ماست وعلمای گرانقدری را میشناسم که برآن اذعان دارند وعمق این نقیصه را بهتر ازمن درک میکنند.
باهمة این نابسامانی ها جوانان امروزچشم وگوش بازتری نسبت به نسل های ماقبل دارند کوله باری ازتجربه را با خود حمل میکنند ، رسانه ها ومنابع اطلاع رسانی فراوانی را دردسترس دارند ودرعین حال دغدغة آینده را باید بیش ازدیگران داشته باشند وبه یقین بدانند که تهذیب نفس واصلاح اخلاق آیندة مطلوب شان را رقم میزند.
وتقریبا همه میدانند که اصلاح اخلاقیات اصلاح جامعه است وانسانی کردن جامعه درنخستین گام نیاز به اخلاقی کردن جامعه دارد یعنی اخلاق انسانی وضرورت تطبیق آن درمحیط ماحول درحوزة انتظارات مثبت وایدآل های انسانی قابل تعریف است.
بقول برخی دانشمندان براین نظراندكه اكثرارزشهای اخلاقی فرادینی است که خداوند بزرگ آنرا درسرشت آدمی به ودیعه نهاده و بحکم فطرت ، حسن وقبح آن محک می شود . مثلا راستی ، عدالت ، وظیفه شناسی ، وامثالهم را هرکس دارای هردینی ویا فاقد دین باشد به عنوان ارزشهای اخلاقی قبول دارد وبرنیکوبودن اینها معترف است ؛ بهمین ترتیب قباحت دروغ ، ظلم ، خیانت وامثالهم را چون با فطرت بشری درتضاد است هر دارندة عقلی قبول دارد ومذمومشان میشما رد
 اخلاق اسلامی که غالبا ازان دم زده میشود یک هدف غایی و معنوی است که پلکان صعود ان نیازمند سیر وسلوک معنوی است. وآن نوع انکشاف یافتة اخلاق انسانی است . البته درین جا باید تذکر داد که مقصد ازاخلاق اسلامی اخلاق مسلمان امروزنیست واین دومفهوم نباید بهم خلط شوند که بطور ضمنی درسطوربالا به آن پرداخته شد.
حالا به یک مثال اشاره می کنم:
تصور کنید که درجامعه همة مردم سخن راست بگویند وعمل درست انجام دهند، غیبت نکنند، کینه وبخل نورزند، رفتارمتکبرانه نداشته باشند،  به یکدیگر خیانت نکنند،  همکاری وتعاون به عالی ترین وجهی موجود باشد ، روابط همه بصورت پاكیزه وحلال باشد آن جامعه جامعة انسانی نیست چرا هست ولیکن برای اینکه این انتظام بهم نخورد ودروازه های خطا ودروغ وافتراء وغیبت وجنایت وامثال اعمال زشت گشوده نشود و ضمانتی هم بمنظوردوام وقوام آن موجودباشد هیچ چیز دیگری جزتكیه برفرامین آسمانی و حاضر وناظر دانستن ذاتی که همه چیز ما درید قدرت اوست نمی تواند باشد. این مرحله مرحله کمال اخلاقی است
 آنچه که درجامعة ما بحیث اخلاق مصطلح گردیده  رفتاروسلوک انسانی درقبال جامعه می باشد واما درین خصوص رفتارجوانان بسیارحایز اهمیت است زیرا جوانی دورة بحران است همه غرایز درین دوره درجوشش است وبشر بیش از هر مقطع سنی دیگر درین دوره محتاج عوامل تحدید کنندة وتعدیل كنندة غرایز است بهمین مناسبت است که جوانان عزیز باید بخاطرپی ریزی آینده اجتماعی ای شان به تزکیه وتهذیب درحوزة اخلاقیات بپردازند.
یکی دیگرازذهنیت های ناقصی  که درقبال تعریف اخلاق درجامعة ماوجود دارد اشتباه گرفتن وکلی پنداشتن اخلاق جنسی بجای اخلاق است به این معنا که اگرعدة ازمردم برسرکوچة به غیبت ( اشد من الزنا) وافتراء وسخن چینی مشغول باشند (که متأسفانه رسم معمول شده است)، اگردوکانداری با سنگ کم وترازوی پاره صبح تا شام به دزدی بپردازد ، اگرمامور، قاضی یا پولیسی خیرانه وقلمانه وچای پولی بگیرد ، اگرمتکبری بردیگران فخربفروشد ، اگرمفتی ای فتوا ها را بصورت قوی وضعیف  به طرفین دعوا به مقیاس پول صادرنماید وگوهرشریف دین وشریعت را بپای بت نفس قربانی کند چندان غیراخلاقی محسوب نمی شود،لیکن اگرپسرودخترجوانی بحکم غرایزجوانی با هم نگاهی ویا حرفی تبادله کردند غوغای برمیخیزد وچه بسا که خونهای ازاثرآن ریخته میشود. شکی نیست که فساد اخلاقی ریشه عفت وحیا را برمیکند وشیرازة خانواده ها را فرومیریزد وحساسیت اجتماعی درقبال آن موجه وبجای خود می تواند بازدارنده وسازنده باشد لیکن موارد یادشده هم جزء انحرافات اخلاقی است  همانگویه که درمورد علایق نامشروع جنسی حساسیت موجود است باید درقبال سایر انحرافات اخلاقی هم حساسیت موجود باشد ودر امحاء ویا تعدیل آن درجامعه  کاراساسی صورت گیرد. اگرهمه زنها برقع نقاب باشند میتواند متضمن سلامت اخلاقی جامعه باشد؟ ویا اصولا جامعة نقاب پوش لزوما جامعة اخلاقی است؟ یا درکنارخود نیاز به زایش وزدایش های دیگری هم دارد؟
میگویند (اگر حسود نباشد جهان گلستان است ) این مقوله را شاید اکثر جوانان عزیزما اعم ازپسر ودخترحتی به درودیواربعضی  وسایط نقلیه هم بصورت تفننی توشته شده دیده باشند. ملاحظه فرمائید هرکدام ازپدیده های انحرافی – اخلاقی چنین یک حکمی دارد تصورکنید اگرسایر پدیده های انحرافی - اخلاقی  نباشد دنیا چه حالتی خواهد داشت .
جوانان عزیزما میتوانند ارزشهای اخلاقی را به روش تمرین  دروجود خویش فربه بسازند وپدیده های انحرافی را با نیزبا تمرین دروجودخویش ازبین ببرند ویا حد اقل ناتوان بسازند.
بگونة مثال: یک جوان میتواند زمانی معین بسازد که غیبت نمی کند ویا حس خوشبینی را درقبال مردم درخود تقویت نماید وکوشش کند مثلا برای دوماه با کسی بدبین نباشد. چه اتفاقی می افتد واقعا معجزه آسا خواهد بود . دیده خواهد شد که کوشش درجهت خوشبین بودن چه اثراتی را بالای سایر انحرافات اخلاقی مانند حسادت ، کینه ، بخل ، تکبر وغیره بجا میگذارد وچگونه زمنیه های  معاشرت سالم رابادیگران فراهم مینماید وبچه صورت ساحة نفوذ اجتماعی شخص دراجتماع  گسترش میابد.
جوانان عزیزبخصوص قشرتحصیل یافته درجهت اخلاقی كردن جامعه بسیارنقش ارزنده ای دارند با توجه به سی سال بحران عمومی درجامعه همه چیز به حد قابل ملاحظه ای صدمه دیده ومتأثر شده است حتی بسیاری از ضداخلاقیات درشرف قاعده مند شدن قرارداده شده بودند مثلا خشونت ، بی قانونی وغیره اینكه امروزدرهمة عرصه ها مشكل داریم ودولت با همه حمایت های تبلیغاتی ، سیاسی ونظامی مجامع بین المللی ودول قدرتمند نمی تواندبرنابسامانی ها فایق آید دلیل برعمق وگستردگی بحران است همه اصلاحات ازفرد آغازمی شود وشروع اصلاح فردبه  اصلاح اخلاق نیازدارد(برگرفته از سرنوشت).
 
اهمیت و ضرورت تربیت اسلامی
نفس انسان، در آغاز سالم، صاف و بی آلایش است و می تواند تحت تعلیم و تربیت های گوناگون قرار گیرد. اگر تربیت و تعلیم براساس فطرت پاک و استعدادهای درونی انسان باشد، او پاک، وارسته و با اخلاق اسلامی پرورش می یابد و اگرتربیت شخص بر فساد اخلاقی و معیارهای غیرالهی مبتنی باشد، از وی فردی فاسد و بی ایمان می سازد. اسلام، دین تعلیم و تربیت است و خداوند نخستین آیاتی را که بر پیامبر والامقام خود، حضرت محمد صلی الله علیه و آله فرو فرستاد، با دستور قرائت و خواندن او و با یاد پروردگار انسان همراه بود. اگر انسان از تعلیم و تربیت صحیح و دینی برخوردار باشد و الهی بار آید، می تواند جامعه را به سوی کمالات انسانی و الهی سوق دهد، افراد جامعه را از نابودی و فرو رفتن در انحرافات اخلاقی و فساد اجتماعی نجات دهد و جامعه ای به وجود آورد که الگوی همه انسان ها قرار گیرد.
جاذبه تربیتی اسلام
تربیت درست و کارساز، منطبق بر اصول تربیت اسلامی، و نشأت گرفته از آموزه های والای اسلام است. در زمان بعثت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به فرموده امیرمؤمنان علی علیه السلام ، ساکنان حجاز، پیرو بدترین آیین و کیش بودند و در سرزمین های سنگلاخی و در میان مارهای زهرآگین اقامت داشتند، آب لجن سیاه می آشامیدند و غذاهای خشن می خوردند، صله رحم نمی کردند و خون یکدیگر را می ریختند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با استقامت و به برکت تربیت اسلام و قرآن، توانست مردم شبه جزیره عربستان را در اندک زمانی به بالاترین درجه کمال و فضیلت سوق دهد. با طلوع فجر اسلام، آنان به گونه ای رشد فکری یافتند که توانستند زمامداران جور و طاغوتیان زمان را در هم بشکنند. آری، تربیت اسلامی می تواند به انسان ها قدرت ایمانی بدهد که در دفاع از معنویات و شرف انسانی و ملی، داوطلبانه به استقبال شهادت بروند و به هر چه غیر خداست پشت پا بزنند.
اساس تربیت اسلامی
مکتب های مختلف تربیتی، روش های تربیتی متفاوتی عرضه می کنند. در این میان، دین مبین اسلام، روش خاصی را برای تربیت انسان ها ارائه می کند. روش تربیتی اسلام که در قرآن و حدیث بیان شده، سعی دارد با آگاه ساختن افراد از خود و جهان اطراف، به تربیت همه جانبه شخصیت آنان بپردازد و جامعه ای براساس برادری و برابری به وجود آورد. اسلام، مبانی تربیتی خود را بر اساس اعتقاد و ایمان به خداوند یکتا استوار کرد، لا اله الا اللّه را شعار اعتقادی و تربیتی خود قرار داد و همه را بر محور خدای یکتا گردآورد.
تربیت اسلامی برای همه
دین اسلام همه انسان ها را با وجود انواع ویژگی های وراثتی و با هر گونه سرشت و طبیعت و خلق و خوی، و رشد یافته در هر محیط و شرایطی، قابل تربیت می داند و عملاً آنها را در معرض تعلیم و تربیت و درس خدا پرستی و فراگیری سجایای اخلاقی و روش های پاک عملی قرار می دهد. دین اسلام بر آن است تا افراد با آموزش و پرورش متناسب با برنامه های مقدس الهی، به حیات انسانی زنده گردیده و ذخایر مقدسی که در باطنشان به ودیعت گذاشته شده، از قوه به فعلیت درآید. به یقین اگر همه وراثت ها قطعی و غیرقابل تغییر بود و تمام صفات ناپسند و خلقیات والدین در سرنوشت اولاد تأثیری حتمی و تغییرناپذیر داشت، قیام انبیای الهی و آموزه های ادیان آسمانی و کوشش آموزگاران تعلیم و تربیت، بی فایده و لغو می بود.
گفتار معصومان
مسئله تربیت، همواره مورد توجه اولیای دین بوده و آن بزرگواران در روایات فراوانی، تربیت را مورد اهتمام و تأکید قرار داده اند. برخی از این روایات را یادآور می شویم:
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله : فرزندان خویش را گرامی بدارید و آنها را نیکو تربیت کنید تا خداوند شما را بیامرزد.
حضرت علی علیه السلام : بهترین ارث پدران برای فرزندانشان، ادب و تربیت است.
حضرت علی علیه السلام : فقدان ادب و تربیت صحیح، ریشه و سبب هر شر و بدی است.
حضرت علی علیه السلام : کسی که در اثر نداشتن نژاد عالی و نسل برتر، از چشم مردم افتاده است، ادب نیک و تربیت صحیح، دست او را گرفته، بلندش می سازد.
امام جعفر صادق علیه السلام : اگر از عمرت تنها دو روز باقی مانده، یک روزش را برای فراگیری ادب و تربیت صحیح اختصاص بده تا به هنگام مرگ از آن یاری بجویی.
امام صادق علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل می کنند که فرمود: حضرت عیسی علیه السلام از کنار قبری عبور کرده، ملاحظه فرمود که صاحبش را عذاب می کنند. سال بعد دوباره عبورش بر آن قبر افتاد، ولی متوجه شد که عذاب از آن قبر برطرف شده است. خداوند بر او وحی فرستاد که وی فرزند صالحی داشت که به حد رشد رسید؛ راهی را اصلاح کرد و یتیمی را پناه داد و سرپرستی کرد، به خاطر کار فرزندش او را آمرزیدم.
تشویق در سیره پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله
تشویق می تواند به دو صورت گفتاری و رفتاری انجام شود. در سیره پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام استفاده از هر دو نوع تشویق به چشم می خورد. در روایتی است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وارد مسجدی شد. در این هنگام گروهی مشغول عبادت بودند و گروه دیگر به یادگیری و تعلیم و تعلّم فقه می پرداختند. حضرت فرمود: «هر دو مجلس اهل خیر و سعادت هستند». این تشویق کلامی است. سپس حضرت کلام خویش را روشن ساخت و ادامه داد: «من که برای تعلیم و تربیت انسان ها فرستاده شده ام، از بین دو مجلس، مجلس تعلیم و تعلّم را برگزیدم و در جمع آنهاحضور می یابم». حضرت با حضور خود در جمع دانش پژوهان و با رفتار خویش آن گروه را تشویق کرد.
پنددهی
مطالعه سیره تربیتی پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام نشان می دهد که موعظه، به عنوان یک روش تربیتی، از کارآمدی لازم برخوردار است. پیامبر صلی الله علیه و آله در سفری با یاران خود، در سرزمینی خشک و بی آب و علف فرود آمدند و برای تهیه و تدارک غذا، به هیزم برای برافروختن آتش نیاز داشتند. ایشان رو به یارانش کرد و فرمود: هیزم بیاورید. آنان در جواب گفتند: ای رسول خدا، در این بیابان بی آب و علف هیزمی یافت نمی شود. حضرت فرمود: هر اندازه هیزم یافتید بیاورید. هر یک از اصحاب، اندکی هیزم جمع کردند و در جایی انباشتند و پس از مدتی، هیزم زیادی جمع شد. در این هنگام پیامبر از فرصت پیش آمده استفاده کرد و رو به اصحاب فرمود: «گناهان نیز چنین انباشته می شود ؛ از گناهان کوچک بپرهیزید. بدانید که خداوند آنچه را قبلاً انجام داده اید و آنچه را بعدا انجام خواهید داد، ثبت و ضبط می کند».
مدارا در تربیت دینی
در فرهنگ اسلامی، رفق و مدارا سابقه ای طولانی دارد؛ به طوری که حافظ آن را کلید «آسایش دو گیتی» می شمارد و می گوید:
 
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است     با دوستان مروت، با دشمنان مدارا     
در روایات نیز بر رفق و مدارا بسیار تأکید و مایه زینت کارها دانسته شده است. امیرمؤمنان علی علیه السلام نیز آن را کلید رستگاری و صفت خردمندان می داند.
سیره معصومان علیهم السلام نیز نشان دهنده رفق و مدارای آنان با مردمان است. برای مثال، روزی امام زین العابدین علیه السلام ، خارج از مدینه بود. مردی به او برخورد کرد و ناسزا گفت. یاران امام به آن مرد حمله کردند، ولی امام فرمود: دست بردارید. سپس رو به مرد گستاخ کرد و گفت: آنچه از کارهای ما بر تو پوشیده است، بیشتر از آن است [که تو از آن آگاهی]، آیا نیازی داری تا آن را برآورده سازم؟ مرد شرمنده شد. سپس امام لباس خویش را به او بخشید و دستور داد هزار درهم به او بدهند. مرد از آن پس همیشه می گفت: شهادت می دهم که تو از فرزندان رسول خدایی.
مدارا در تربیت دینی کودکان
معصومان علیهم السلام به آثار و پیامدهای تربیتی اختلاف سنی افراد توجه می کردند. آنان در تربیت دینی، میان کودکان و بزرگسالان تفاوت قائل می شدند و از هر یک انتظارات خاصی داشتند. امام صادق علیه السلام فرمود: «ما کودکانمان را در هفت سالگی به روزه گرفتن، به اندازه ای که توان آن را دارند، تا نصف روز، بیشتر یا کمتر دستور می دهیم. هر گاه تشنگی و گرسنگی بر آنها غلبه کرد افطار می کنند تا به روزه عادت کنند و توان روزه داری بیابند. شما کودکانتان را در نه سالگی به روزه گرفتن، به هر اندازه که می توانند امر کنید.»
نقش خانواده در تربیت دینی
تأثیر خانواده در تربیت دینی فرزندان بسیار مهم و سترگ است؛ چرا که انسان بیش از هر جای دیگر، در خانواده تربیت می شود. خانواده، مسئولیت اصلی تربیت کودکان را در سال های اولیه زندگی به عهده دارد. خانواده به کودک آموزش می دهد، مفاهیم مذهبی و ارزش های دینی و اخلاقی را به او منتقل می کند و وی را برای زندگی اجتماعی آماده می سازد.
در سیره تربیتی پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام والدین، به ویژه پدر، نقش مهمی در تربیت دینی فرزندان دارند. در رساله حقوقِ امام زین العابدین علیه السلام ، نیکو ادب کردن فرزند، راهنمایی او به سوی خداوند عزیز و جلیل، و یاری او بر اطاعت خداوند، از حقوق فرزندان بر پدران شمرده شده است. در روایتی از امام صادق علیه السلام نقل شده که ایشان فرمود: «پدرم ما را جمع می کرد و دستور می داد تا طلوع خورشید ذکر خدا بگوییم و به هر کدام از ما که قرائت قرآن می دانست، دستور قرائت قرآن می داد».
نقش مادر در تربیت دینی
از نظر معصومان علیهم السلام مادران در تربیت درست و دینی کودکان خود مسئولیت دارند. در روایتی از رسول خدا صلی الله علیه و آله آمده است: «زن، حافظ مصالح خانواده شوهر و فرزندان، و در برابر آنان مسئول است».
در روایت دیگری، امام علی علیه السلام خطاب به زنان و مادران می فرماید: «به خود و خانواده خود، امور نیک و ادب بیاموزید».
اهمیت آموزش و تربیت
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله رسالت خود را رسالت تعلیم و تربیت می دانست و می فرمود: «برای تعلیم فرستاده شده ام و رسالت من تعلیم است». این همه به دلیل تأثیر شگفتی است که تعلیم و تربیت بر انسان دارد. یکی از اندیشمندان اسلامی در این باره می نویسد: «من امانتی مسئولیت آفرین تر، پرخطرتر و مؤثرتر در آینده یک امت و زندگی آن از امر تعلیم و تربیت نمی شناسم. لذا گاهی یک لغزش تربیتی، امتی را به یکباره در آتشی سوزان سقوط می دهد و گاهی در اثر بی دقتی، به راهی می رود که جز از هم پاشیدگی، بی بند و باری در اخلاق، اجتماع، سیاست، و نیز تعلیم بی دینی و الحاد راهی نخواهد داشت؛ به همان گونه که تربیت صحیح می تواند به تنهایی عقول و ارواح را در جهت صلاح هدایت کند، نسلی زنده و پویا به بار آورد و امت را به آینده درخشان بشارت دهد».
رسالت تربیتی رسانه ها از دیدگاه امام خمینی رحمه الله
امروزه رسانه های گروهی در قالب های متنوعی چون رادیو، تلویزیون، ویدئو، رایانه، اینترنت، سینما و مطبوعات، سیطره فراگیری بر زندگی انسان دارند و افکار، احساسات و حتی تمایلات و نیازهای او را تحت تأثیر قرار می دهند. در راستای همین اثرگذاری شگرف است که امام خمینی رحمه الله ، با اشاره به قدرت رسانه ها، از مسئولان می خواهد آن ها را در راستای خیر و صلاح و پیشرفت و تعالی مادی و معنوی ملت تجهیز کنند و به کار گیرند. ایشان در پیامی فرمودند: «این دستگاه ها، دستگاه های تربیتی است. باید تمام اقشار ملت با این دستگاه ها تربیت شوند؛ یک دانشگاه عمومی است؛ یعنی دانشگاهی که در تمام سطح کشور گسترده است». ایشان در جای دیگر فرمودند: «آنکه از همه خدمت ها بالاتر است، این است که نیروی انسانی ما را رشد بدهد و این به عهده مطبوعات است، مجله ها است، رادیو و تلویزیون است، سینماها است، تئاترها است، این ها می توانند نیروی انسانی ما را تقویت کنند و تربیت صحیح بکنند و خدمتشان ارزشمند باشد».
تربیت اسلامی در کلام امام خمینی رحمه الله
از تمام رحمت ها کامل تر، نعمت تربیت های معنوی است که مخصوص انسان است؛ از قبیل فرستادن کتاب آسمانی و انبیای مرسلین.
تربیت و تزکیه برای این است که نور هدایت در انسان واقع بشود. تا تزکیه نشدید، طغیان برای شما حاصل خواهد شد. تا تزکیه نشده اید، علم برای شما خطرناک است؛ خطرناک تر از هر چیزی.
تعلیم، سرمشق همه انبیا است که از طرف خدای تبارک و تعالی به آنها مأموریت داده شده است. مأموریت خدا به انبیا همین است که بیایند و آدم درست کنند و آنهایی که به انبیا نزدیک ترند آنها به مقام آدمیت نزدیک ترند.
لطفی است از جانب خدای تبارک و تعالی به بشر که قابل از برای این است که تربیت بشود و تربیت بشر به وحی خدا و تربیت انبیا است که چیزهایی که رابطه بوده است مابین آن عالم و این عالم، چیزهایی که اگر آن کارها را انجام بدهیم در تربیت معنوی ما دخالت دارد، آنها را به ما بیان کردند که این کارها را بکنیم.
تعلیم و تربیت در کلام مقام معظم رهبری
مقام معظم رهبری، درباره نقش ارزنده تعلیم و تربیت اسلامی در پیشرفت جامعه می فرماید: «نقش تعلیم و تربیت چون نقش جنگ با کفر برای جامعه ما حیاتی است». ایشان در جای دیگری می فرماید: «باید آن راز سعادت جامعه را ـ که گرد آمدن بر محور ایمان به خداست ـ در زندگی و نظام اجتماعی خودمان، هر لحظه قوی تر و برجسته تر کنیم. ملت را به سمت تربیت اسلامی بیشتر و عمیق تر سوق بدهیم. عناصر جوان جامعه را به تربیت اسلامی تقویت کنیم. دانشگاه های ما، وظیفه تربیت جوان مسلمان و عالم مسلمان، نه صرفا عالم را بر دوش خودشان احساس کنند. مدارس ابتدایی هم همین طور. کاری کنیم که در جامعه، ارزش های اسلامی، ارزش های مطلق به حساب بیایند و همه ارزش های دیگر، در مقابل آن کم رنگ باشد».    
       
 
            
       
    


چهارشنبه 10/1/1390 - 16:59
دانستنی های علمی

شیوه صحیح مطالعه ،چهار مزیت عمده زیر را به دنبال دارد:

1- زمان مطالعه را كاهش میدهد.

2- میزان یادگیری را افزایش میدهد .

3-مدت نگهداری مطالب در حافظه را طولانی تر می كند.

4- بخاطر سپاری اطلاعات را آسانتر می سازد.

برای داشتن مطالعه ای فعال وپویانوشتن نكات مهم درحین خواندن ضروری است تابرای مرورمطالب،دوباره كتاب رانخوانده ودر زمانی كوتاه ازروی یادداشتهای خودمطالب رامرور كرد .

یادداشت برداری ، بخشی مهم و حساس از مطالعه است كه باید به آن توجهی خاص داشت . چون موفقیت شما را تا حدودی زیاد تضمین خواهد كرد و مدت زمان لازم برای یادگیری را كاهش خواهد داد. خواندن بدون یادداشت برداری یك علت مهم فراموشی است.

شش روش مطالعه :

خواندن بدون نوشتن ،خط كشیدن زیرنكات مهم، حاشیه نویسی  وخلاصه نویسی، كلید برداری خلاقیت و طرح شبكه ای مغز

1-خواندن بدون نوشتن: روش نادرست مطالعه است . مطالعه فرآیندی فعال و پویا است وبرای نیل به این هدف باید از تمام حواس خود برای درك صحیح مطالب استفاده كرد. باید با چشمان خود مطالب را خواند، باید در زمان مورد نیاز مطالب را بلند بلند ادا كرد و نكات مهم را یادداشت كرد تا هم با مطالب مورد مطالعه درگیر شده و حضوری فعال و همه جانبه در یادگیری داشت و هم در هنگام مورد نیاز ، خصوصا" قبل از امتحان ، بتوان از روی نوشته ها مرور كرد و خیلی سریع مطالب مهم را مجددا" به خاطر سپرد .

2- خط كشیدن زیر نكات مهم :این روش شاید نسبت به روش قبلی بهتر است ولی روش كاملی برای مطالعه نیست چرا كه در این روش بعضی از افراد بجای آنكه تمركز و توجه بروی یادگیری و درك مطالب داشته باشند ذهنشان معطوف به خط كشیدن زیر نكات مهم می گردد .حداقل روش صحیح خط كشیدن زیر نكات مهم به این صورت است كه ابتدا مطالب را بخوانند و مفهوم را كاملا" درك كنند و سپس زیر نكات مهم خط بكشند نه آنكه در كتاب بدنبال نكات مهم بگردند تا زیر آن را خط بكشند .

3- حاشیه نویسی :این روش نسبت بدو روش قبلی بهتر است ولی بازهم روشی كامل برای درك عمیق مطالب و خواندن كتب درسی نیست ولی می تواند برای یادگیری مطالبی كه از اهمیتی چندان برخوردار نیستند مورد استفاده قرار گیرد.

4- خلاصه نویسی : در این روش شما مطالب را میخوانید و آنچه را كه درك كرده اید بصورت خلاصه بروی دفتری یادداشت می كنید كه این روش برای مطالعه مناسب است و از روشهای قبلی بهتر می باشد چرا كه در این روش ابتدا مطالب را درك كرده سپس آنها را یادداشت می كنید اما بازهم بهترین روش برای خواندن نیست .

5- كلید برداری :كلید برداری روشی بسیار مناسب برای خواندن و نوشتن نكات مهم است . در این روش شما بعد از درك مطالب ، بصورت كلیدی نكات مهم را یادداشت می كنید و در واقع كلمه كلیدی كوتاهترین، راحتترین ،بهترین وپرمعنی ترین كلمه ای است كه با دیدن آن، مفهوم جمله تداعی شده و به خاطر آورده می شود .

6- خلاقیت و طرح شبكه ای مغز: این روش بهترین شیوه برای یادگیری خصوصا" فراگیری مطالب درسی است .در این روش شما مطالب را میخوانید بعد از درك حقیقی آنها نكات مهم را به زبان خودتان و بصورت كلیدی یادداشت می كنید و سپس كلمات كلیدی را بروی طرح شبكه ای مغز می نویسد ( در واقع نوشته های خود را به بهترین شكل ممكن سازماندهی می كنید و نكات اصلی و فرعی را مشخص می كنید)تا در دفعات بعد به جای دوباره خوانی كتاب ، فقط به طرح شبكه ای مراجعه كرده وبا دیدن كلمات كلیدی نوشته شده بروی طرح شبكه ای مغز ، آنها را خیلی سریع مرور كنید . این روش درصد موفقیت تحصیلی شما را تا حدود بسیار زیادی افزایش میدهد و درس خواندن را بسیار آسان می كند. و بازده مطالعه را افزایش میدهد.

شرایط مطالعه

((بكارگیری شرایط مطالعه یعنی بهره وری بیشتر از مطالعه ))

شرایط مطالعه ، مواردی هستند كه با دانستن ، بكارگیری و یا فراهم نمودن آنها ، می توان مطالعه ای مفیدتر با بازدهی بالاتر داشت و در واقع این شرایط به شما می آموزند كه قبل از شروع مطالعه چه اصولی را به كار گیرید ، در حین مطالعه چه مواردی را فراهم سازید و چگونه به اهداف مطالعاتی خود برسید و با دانستن آنها می توانید با آگاهی بیشتری درس خواندن را آغاز كنید و مطالعه ای فعالتر داشته باشید :

1- آغاز درست :برای موفقیت در مطالعه ،باید درست آغازكنید.

2- برنامه ریزی : یكی از عوامل اصلی موفقیت ، داشتن برنامه منظم است .

3- نظم و ترتیب: اساس هر سازمانی به نظم آن بستگی دارد .

4-حفظ آرامش: آرامش ضمیر ناخود آگاه را پویا و فعال میكند.

5- استفاده صحیح از وقت :بنیامین فرانكلین، ((آیا زندگی را دوست دارید؟ پس وقت را تلف نكنید زیرا زندگی از وقت تشكیل شده است .))

6- سلامتی و تندرستی: عقل سالم در بدن سالم است .

7- تغذیه مناسب: تغذیه صحیح نقش مهمی در سلامتی دارد.

8- دوری از مشروبات الكلی : مصرف مشروبات الكلی موجب ضعف حافظه می شود .

9 – ورزش : ورزش كلید عمر طولانی است .

10-خواب كافی: خواب فراگیری و حافظه را تقویت می كند.

11 –درك مطلب:آنچه در حافظه بلند مدت باقی می ماند ، یعنی مطالب است .

چند توصیه مهم كه بایدفراگیران علم ازآن مطلع باشند.

1- حداكثر زمانی كه افراد می توانند فكر خود را بروی موضوعی متمركز كنند بیش از 30 دقیقه نیست ، یعنی باید سعی شود حدود 30 دقیقه بروی یك مطلب تمركز نمود و یا مطالعه داشت و حدود 10 الی 15 دقیقه استراحت نمود سپس مجددا" با همین روال شروع به مطالعه كرد.

2- پیش از مطالعه از صرف غذاهای چرب و سنگین خودداری كنید. و چند ساعت پس از صرف غذا مطالعه نمائید چون پس از صرف غذای سنگین بیشتر جریان خون متوجه دستگاه گوارش میشود تا به هضم و جذب غذا كمك كند و لذا خونرسانی به مغز كاهش می یابد و از قدرت تفكر و تمركز كاسته میشود . از مصرف الكل و دارو هم خودداری فرمائید همچنین غذاهای آردی مثل نان و قندی قدرت ادراك و تمركز را كم می كند نوشابه های گازدارهم همینطور هستند.

3- ذهن آدمی با هوش است اگر یادداشت بردارید خود را راحت از حفظ و بیاد سپاری مطالب می كند و نیز همزمان نمی توانید هم مطلبی را بنویسید و هم گوش دهید . پس در حین مطالعه لطفا" یادداشت برداری ننمائید .

****

منبع : مقاله " روش های صحیح مطالعه  "-تهیه كننده : سایت  تاپ ایران -آدرس  اینترنتی :http://www.topiran.com/ravan8.html

جمعه 27/9/1388 - 11:56
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته