• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 7
تعداد نظرات : 6
زمان آخرین مطلب : 5394روز قبل
آشپزی و شیرینی پزی

 

مواد اولیه

برنج  ........................ 2 پیمانه

گوشت چرخ كرده ......... نیم كیلو

پیاز ......................... 2 عدد

رب گوجه فرنگی ....... 1 قاشق غذاخوری

گوجه فرنگی ............. 3 عدد

گوجه سبز ................ 10 عدد

سبزی معطر ( مرزه، نعنا، جعفری،‌ترخون،‌ریحان و تره) نیم كیلو

لپه ........................... نصف پیمانه

سیر ......................... 2 حبه

روغن زیتون ............... یك قاشق غذاخوری

نمك و فلفل و زردچوبه به مقدار لازم

برگ مو سالم و تازه به تعداد لازم

۱

لپه را با مقداری آب بپزید. برنج را به صورت نیم پز  درست كنید. پیاز را خرد كرده آن را در كمی روغن تفت دهید وقتی پیاز طلایی شد گوشت را به پیاز اضافه كنید

۲

لپه پخته شده را به مواد اضافه كنید

۳

مواد را با هم مخلوط كنید به آن ادویه بزنید. چند دقیقه دیگر تفت دهید سپس زیر اجاق را خاموش كنید.

۴

پلو  را به آن اضافه كنید.

۵

سبزی را  با خرد كن خرد كرده

۶

به مواد اضافه كنید

۷

یك تابه یا قابلمه برداشته كف آن را با برگ مو بپوشانید و چند گوجه سبز در كنار آن بگذارید

۸

برگهای سالم و تازه مو را جدا كنید. پیچیدن دلمه كمی قلق دارد كه اگر به روش زیر عمل كنید مواد شما از داخل برگ به بیرون نمیریزد.

۹

به اندازه یك قاشق از مواد قسمت مركزی برگ بریزید

۱۰

ابتدا قسمت بالای برگ را تا كنید

۱۱

سپس طرفین

۱۲

به این شكل

۱۳

و در آخر قسمت پایینی برگ. كمی آن را به سمت پایین فشار بدهید تا به همان شكل باقی بماند

۱۴

به این صورت

۱۵

دلمه ها را با دقت درون قابلمه گذاشته و میان آنها گوجه سبز و گوجه فرنگی بگذارید.

۱۶

در آخر یك بشقاب روی دلمه ها بگذارید كه دلمه ها  به اصطلاح وا نرود.

۱۷

رب گوجه فرنگی  و یك قاشق روغن زیتون را  با یك پیمانه آب مخلوط كرده و در قابلمه بریزید. زیر اجاق را كم كنید  و 1 ساعت بگذارید روی حرارت ملایم  تا دلمه ها دم بكشد

يکشنبه 3/7/1390 - 22:16
سخنان ماندگار
در دریای پر تلاطم زندگی همیشه می توان موجی را یافتکه اگر با آن حرکت کنیدشما را به ساحل خوشبختی می رساند

    ( ویلیام شکسپیر )

 

   زندگی بیرون شما بازتاب زندگی درونی شماست .  بین طرز فکر و احساسات درونی شما از یک طرف و عملکرد و تجارب بیرونی شما از طرف دیگر رابطه مستقیم وجود دارد .

   

   همه ی امیدها ، رویاها ، هدف ها و آرمان های شما در گرو سخت کوشی شماست.هر چه بیشتر تلاش کنید ، بخت و اقبال بهتری پیدا می کنید. هیچ راه میانبری وجود ندارد .

   موفقیت و خوشبختی هنگامی بدست می آید که کاری که از نجام آن لذت می برید ، بی عیب و نقص انجام می دهید .
 
" تعیین کننده ی کیفیت زندگی شما این است که تا چه حد به کمال در زندگی اهمیت می دهید و برای رسیدن به آن تا چه اندازه خود را مسئول و متعهد می دانید ." ( وینس لمباردی - مربی فوتبال )

شنبه 2/7/1390 - 22:52
سخنان ماندگار
"آنها که می‌دانند چیزی نمی‌گویند؛ آنها که می‌گویند، چیزی نمی‌دانند.
وقتی استاد وارد شد، از او پرسیدند که این جمله یعنی چه. استاد گفت، کدامیک از شما بوی گل رز را می‌شناسید؟
همه آنها می‌دانستند. سپس گفت، آنها را با کلمات بیان کنید. همه آنها ساکت بودند."
-- آنتونی دو مِلو (Anthony de Mello)
اگر ذهن شاد باشد، نه‌ تنها بدن بلکه کل جهان شاد خواهد بود. بنابراین باید بفهمید که چطور باید خود را شاد نگه دارید. اینکه خواهید بدون پیدا کردن خودِ واقعیتان دنیا را اصلاح کنید مثل این می‌ماند که کل دنیا را با یک چرم بپوشانید تا از درد راه رفتن روی سنگ‌ و خار جلوگیری کنید. این خیلی راحت‌تر از کفش پوشیدن است."ب
--- رومانا ماهارشی (Romana Maharshi)
 
"امید آن حسی است که می‌گوید حسی که الان دارید دائمی نیست."
-- جین کِر (Jean Kerr)
"درد را بپذیرید، لذات را گرامی بدارید و پشیمانی‌ها را حل‌وفصل کنید؛ بعد این بهترین دعایی است که می‌توانید بکنید: اگر دوباره متولد می‌شدم، باز همینگونه زندگی می‌کردم."
-- جوان مکینتاش (Joan McIntosh)
شنبه 2/7/1390 - 22:37
دعا و زیارت

قسمتی از دعای مرزداران حضرت سجاد(علیه السلام)

«دعا براى مرزداران»
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَ حَصِّنْ ثُغُورَ الْمُسْلِمینَ
بارالها بر محمد و آلش درود فرست، و سرحدّات و مرزهاى مسلمانان را به عزّتت
بِعِزَّتِكَ، وَ اَیِّدْحُماتَها بِقُوَّتِكَ، وَ اَسْبِغْ عَطایاهُمْ مِنْ جِدَتِكَ.
پاس‏دار، و نگهبانان مرزها را به قوّتت تأیید كن، و عطایاى ایشان را به توانگرى بى‏پایانت سرشار ساز.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ كَثِّرْ عِدَّتَهُمْ، وَاشْحَذْ
بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست، و بر شمار ایشان بیفزا، و اسلحه و جنگ‏افزارشان
اَسْلِحَتَهُمْ، وَ احْرُسْ حَوْزَتَهُمْ، وَ امْنَعْ حَوْمَتَهُمْ،ْ
را برّائى ده، و حوزه آنان را محافظت فرما، و جوانب جبهه آنان را محكم و نفوذناپذیر گردان
چهارشنبه 30/6/1390 - 17:28
شهدا و دفاع مقدس

زندگینامه شهید محمد حسین علم الهدی

 

 

زندگینامه شهید محمد حسین علم الهدی

 

فرازی از زندگینامه شهید سید محمد حسین علم الهدی

در سال 1327 شمسی همزمان با سالروز وفات امام موسی بن جعفر ( ع ) در خانه ی روحانی متعهد و مجاهد مرحوم آیت الله علم الهدی پا به دنیا گذاشت پدر بزرگوارش سید مرتضی و مادر پارسایش نام او را حسین نهادند و از همان ابتدا حسین وار او را تربیت کردند . هر روز که می گذشت بیشتر با کلام الله آشنا می گردید و در بحگاه همگان با نوای زیبای صوت او بود که از خواب بیدار می شدند و با طنین صدایش دوستان را بسوی کلام حق فرا می خواند .

اولین مبارزه ی عملی حسین به زمانی برمی گردد که یک لانه ی فساد متشکل از رقاصه های مصری در مرکز شهر اهواز تشکیل گردید در این زمان بود که حسین و دوستانش این مرکز فساد را به آتش کشیدند و باعث فرار رقاصه های مصری از شهر شدند . در عاشورای سال 53 حسین به همراه گروهی از دوستانش یک راهپیمایی بسیار منظم و منسجم را تشکیل داده بودند در حالی که جملاتی از امام حسین ( ع )  را بر سینه چسبانیده بودند و حسین با طنین زیبای صدایش آیات قرآن که در وصف جهاد و حمایت از مستضعفین بود را تلاوت و سپس معنی میکرد .

حسین در جبهه های نبرد علیه دشمن همراه با حضرت آیت الله خامنه ای ، دکتر چمران و دیگر مسئولین برای تقسیم نیروها و موقعیت دشمن و مسائل دیگر هر روز جلساتی را در اهواز تشکیل می دادند اما حسین به چیز دیگری می اندیشید و روحش را به گونه ای دیگر پرورش داده بود او به جایی غیر از شهر تعلق داشت جایی که بتواند عشقش را به زیباترین شکل ترسیم کند و در اینجا بود که گمنام ترین و مظلوم ترین شهر که همان هویزه است را برای ادامه فعالیتهایش لنتخاب کرد شهری که کمترین تجهیزات و نیروها در آن مستقر بودند و از نظر استراتژیک و سوق الجیشی اهمیت فراوان داشت .
 

نحوه شهادت :

حسین و یارانش برای عملیات به هویزه رفته بودند و آن روز نیز دشمن با ضرباتی که قبلا از این نیروهای چریکی نامنظم خورده بود حمله بزرگی را با انبوه تانکهای خود آغاز کرد . تانکها به حدود 50 متری خاکریزش رسیده بودند که حسین از جا بلند شد و نزدیکترین تانک را نشانه گرفت گلوله درست به وسط تانک خورد غیر از حسین دو نفر دیگر هم آر . پی . جی داشتند که دو تا تانک دیگر را هم نشانه گرفتند بقیه تانکها سرجایشان ایستادند و خاکریزها را به گلوله بستند از میان همه ی افراد گروهها فقط او زنده مانده بود که با قامت استوار از جا بلند شد و به خاکریز دیگر رفت در حالی که دو گلوله آر . پی . جی در دست داشت . پشت خاکریز خوابیده بود و پس از مدتی اولین گلوله اش را شلیک کرد در این زمان چهار تانک به ده متری خاکریزش نزدیک شده بودند این شهید بزرگوار آخرین تیر پیکان خود را رها کرد و سه تانک باقیمانده همزمان به طرف خاکریز حسین شلیک کردند و جسد پاک و مطهرش به هوا پرتاب شد و به آرزوی دیرینه و حقیقی خود که همان وصال محبوب ازلی و ابدی است دست یافت و بالاخره در دی ماه سال 60 بر اثر خیانت بنی صدر خائن در یک پاتک ، عراقی ها 120 نفر از بهترین یاران امام مظلومانه به شهادت رسانیدند . نقل می کنند پس از اشغال هویزه توسط مزدوران بعثی شخص صدام جهت بازدید منطقه به محل آمده بود هنگامی که در مقابل 120 نفر از بهترین و جان برکف ترین یاران امام و یاوران اسلام قرار می گیرد از شدت خشم دستور می دهد که اجساد را بر زمین بخوابانند و به تانکها فرمان می دهد که از روی این پیکرهای مقدس عبور کنند .

 

قسمتی از یادداشتهای شهید :

 

... خدایا این سرزمین پاک در دست ناپاکان است ، در همین 20 کیلومتری من در همین تاریکی شب علی می خواست و به نخلستان می رفت فاطمه وضو می گرفت پیامبر به سجده می رفت و حسن و حسین به عبادت می پرداختند این خانه ی کوچک این سنگر این گودی در دل زمین این گونی های بر هم تکیه داده شده پر از حرف است فریاد است غوغاست ... تنهایی عمیق ترین لحظات زندگی یک انسان است خدایا این خانه کوچک را بر من مبارک گردان در این چند روز با خاک انس گرفته ام بوی خاک گرفته ام رنگ خاک گرفته ام حال می فهمم که چرا پیامبر علی ابن ابیطالب را ابوتراب نامید . خدایا اگر من در دل سنگرم تو در دل من و در دل سنگر هر دو حضور داری لحظات چگونه می گذرد عبور زمان مانند عبور آب بحری از جلوی چشمان کاملا ملموس است . اما زندگی در این خانه کوچک که یک قلب پر طپش است یک دل خاکی است در زمین خدا در متن پاکی نمی تواند تکرار پذیر باشد آری ... تنها موهبتی است الهی در تنهایی از تنهایی بدر می آییم در تنهایی به خدا می رسیم ... و در سنگر تنها هستم ...

 

                                                       سید محمد حسین علم الهدی

چهارشنبه 30/6/1390 - 17:26
شعر و قطعات ادبی
از جوانمرد پرسیدند:

خدا را چگونه بشناسیم ؟

گفت: از هر راهی میتوان خدا را شناخت

اما هر شناختی را پیامدی ست

شما تاب کدام یک را دارید ؟

اگر خدا را با خرد بشناسی

علمی با تو خواهد بود

اگر خدا را با ایمان بشناسی

آسایشی با تو خواهد بود

و اگر خدا را با معرفت بشناسی

دردی با تو خواهد بود

جوانمرد اما خدا را به معرفت شناخت

حتی به بهای گران درد

سه شنبه 29/6/1390 - 22:42
لطیفه و پیامک
 دروغ مثل برف است که هر چه آنرا بغلتانند بزرگتر می شود

--------------------------------------------------------

   تمام افکار خود را روی کاری که دارید انجام می دهید متمرکز کنید. پرتوهای خورشید تا متمرکز نشوند نمی سوزانند

--------------------------------------------------------

   چیزی که زن دارد و مرد را تسخیر می کند ، مهربانی اوست ، نه سیمای زیبایش

---------------------------- ----------------------------

   بیهوده متاز که مقصد خاک است

---------------------------- ---------------------------

   هر چه قفس تنگ تر باشد، آزادی شیرین تر خواهد بود

---------------------------- ----------------------------

   هرگاه در اوج قدرت بودی به حباب فکر کن

---------------------------- ----------------------------

   از زندگی لذت ببر چون آخر جاده زندگی یه تابلو هست كه روش نوشته دور زدن ممنوع 

--------------------------- ----------------------------

   زندگی مثل بازی حکمه!! مهم نیست که دست خوبی نداری مهم اینه که یار خوبی داشته باشی؛ اینطوری ‏شاید حتی بتونی بازی باخته رو ببری

-------------------------- ----------------------------

   زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست، هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود، صحنه پیوسته به جاست، خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

-------------------------- ----------------------------

   آسمان می بارد, گل می میرد, تو نه آسمان باش نه گل, زمین باش تا آسمان بر تو ببارد و گل در تو بروید

----------------------------ا------------------------

   بارون نباش كه با التماس خودت رو به شیشه بكوبی ... ابر باش كه همه منت باریدن تو رو بكشن

---------------------------- ----------------------------

   در صفحه شطرنج زندگی همه ی مهره های من مات مهربانی تو شدند و من قلبم را به تو باختم

--------------------------- ----------------------------

   محبت مثل یک سکه میمونه که اگه بیفته تو قلک قلب دیگه نمیشه درش اورد اگرم بخوای درش بیاری باید اونو بشکنی

--------------------------- ----------------------------

   خدایا من اگر بد کنم تورا بنده دیگر بسیار است تو اگر با من مدارا نکنی مرا خدایی دیگر کجاست؟؟؟؟

دوشنبه 28/6/1390 - 16:25
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته