• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 14
تعداد نظرات : 6
زمان آخرین مطلب : 5419روز قبل
خاطرات و روز نوشت

همتون میدونین که استوره های نوروز باستانی ما ، عمو نوروز و حاجی فیروز و استوره کریسمس هم بابا نوئل !

دو سال قبل یه عده از بچه های مدرسه ما با لباس حاجی فیروز و عمو نوروز رفته بودن تو شهر تا واکنش مردم رو ببینن !
نتیجش فوق العاده جالب بود !

همه بچه ها به مامان و باباشون میگفتن مامان ، بابا ، ببین بابانوئل اومده !؟!

.
.
.

میخوام بدونم چرا ؟
چرا اینقدر ما باید این افسانه های قشنگ و با معنی خودمون رو فراموش کرده باشیم که فرزندانمون با دیدن اون شخصیتا یاد بابانوئل بیفتن ؟

یه عکس باحال هم پیدا کردم از این واقعه جالب که میزارم ببینین :

به نقل از فروم سمپادیا

سه شنبه 8/6/1390 - 23:10
فلسفه و عرفان

 انسان عادی روح انسان در قالب فیزیکی بدن اسیر بوده وبدن به هر جا نقل مکان کند روح تابع آن است اگر روح انسان آنقدر قوی شود (در اثر عبادت وریاضتهای خاص بدنی )که بتواند کنترل جسم را در اختیار بگیرد در آن هنگام روح با تغییر مکان جسم را نیز به دنبال خود خواهد کشاندودر نتیجه طی الارض اتفاق خواهد افتاد.

روزی آیت الله سید محمد طهرانی از علامه طباطبایی پرسیدند : حقیقت طی الارض چیست؟ علامه طباطبایی فرمودند: حقیقت طی الارض پیچیدن زمین در زیر گام رونده است. روزی مرحوم محمد حسن الهی قاضی یك روز بوسیله شاگردی كه داشت و او احضار ارواح می نمود(نه با آییه و نه میز سه گوش بلكه دستی به چشم خود می كشید و فورا احضار می كرد) از روح مرحوم حاج میرزا علی آقا قاضی-رضوان الله علیه- راجع به طی الارض سوال كرده بودند . مرحوم قاضی - رحمت الله علیه - جواب داده بودند كه :((طی الارض شش آیه از اول سوره طه است)) تا ((له الاسما الحسنی)) منبع : مهر تابان ص 370 برای رسیدن به طی الارض باید این صفات را در خود ایجاد كرد: - تزكیه كامل(حداقل 20 چله) - ترك محرمات در حد اعلی.هیچ شك و شبه ای نباید در اعمال باشد - روش های متعددی توسط عرفا بیان شده است مانند: این روش توسط سید علی آقا قاضی بیان شده است : مداومت به قرائت سوره مباركه اخلاص حداقل 7000 بار در روز بعد ها بدون شمارش. انجام این عمل باید تا یكسال انجام شود .

 

چقدر از اینا درسته؟کی چی میدونه؟

منبع

www.Arvah.com

شنبه 5/6/1390 - 23:27
تاریخ
سرود های ملی ایران:
سرود جمهوری اسلامی ایران

شعر سرود جمهوری اسلامی ایران که مدت زمان اجرای آن ۵۹ ثانیه است:
سَر زَد از اُفُق       
مِهرِ خاوران       
فروغِ دیده‌ٔ حق باوران       
بهمن، فَرِّ ایمانِ ماست       
پیامت ای امام       
«استقلال، آزادی»       
نقشِ جانِ ماست       
شهیدان، پیچیده در گوش زمانْ فریادتان       
پاینده مانی و جاودان       
جمهوری اسلامی ایران
نخستین سرود جمهوری اسلامی ایران

پس از انقلاب و پیش از سال ۱۳۷۱، آهنگ سرود جمهوری اسلامی ایران براساس شعری از ابوالقاسم حالت تصنیف شده‌بود. این سرود که «پاینده بادا ایران» نام دارد آهنگ ساخته شده برای این سرود شباهت بسیار زیادی به سرود شاهنشاهی داشت. متن سرود:
شُد جمهوری اسلامی به پا       
که هم دین دهد هم دنیا به ما       
از انقلاب ایران دِگر       
کاخ ستم گشته زیر و زِبَر       
تصویر آیندهٔ ما،       
نقش مراد ماست       
نیروی پایندهٔ ما،       
ایمان و اتحاد ماست       
یاریگر ما دست خداست       
ما را در این نبرد او رهنماست       
در سایهٔ قرآن جاودان       
پاینده بادا ایران       
—       
آزادی چو گل ها در خاک ما       
شکفته شد از خون پاک ما       
ایران فرستد با این سرود       
رزمندگان وطن را درود       
آیین جمهوری ما       
پشت و پناه ماست       
سود سلحشوری ما       
آزادی و رفاه ماست       
شام سپاه سختی گذشت       
خورشید بخت ما تابنده گشت       
در سایهٔ قرآن جاودان       
پاینده بادا ایران
سرود شاهنشاهی ایران
سرود شاهنشاهی ایران، نام سرود رسمی ایران در دوران زمامداری محمدرضا شاه پهلوی و تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی بوده‌است.
شاهنشه ما زنده بادا       
پاید کشور به فَرَّش جاودان       
کز پهلوی شد ملک ایران       
صد ره بهتر ز عهد باستان‏       
از دشمنان بودی پریشان       
در سایه‌اش آسوده ایران       
ایرانیان پیوسته شادان       
همواره یزدان       
بوَد او را نگهبان
نخستین سرود ملی ایران

نخستین سرود ملی ایران مربوط به دوره قاجار است که موسیقی آن توسط موسیو لومر، موسیقی‌دان نظامی فرانسوی اعزامی به ایران در دوره قاجار، تصنیف شده است. این سرود در اصل برای پیانو نوشته شد و یک بار هنگام ورود مظفرالدین شاه قاجار و در حضور وی در پاریس اجرا گردید.اجرای آن توسط ارکستر ملل نخستین اجرای رسمی و ارکسترال آن است که به پیشنهاد رهبر کنونی ارکستر ترانه‌ای برای آن توسط بیژن ترقی سروده شد و با اصلاحاتی در هارمونی و افزودن بخش‌های تازه به آن توسط سیاوش بیضایی برای ارکستر نیز تنظیم و به همراه خواننده اجرا گردید. از این سرود اجرای تازه‌تری نیز موجود است که با تغییرات اندکی در شعر همراه است.
نام جاویدِ وطن       صبح امیدِ وطن
جلوه کن در آسمان       همچو مهر جاودان
وطن ای هستی من       شور و سرمستی من
جلوه کن در آسمان       همچو مهر جاودان
بشنو سوز سخنم       که "هم‌آواز" (اجرای دوم: هوادار) تو منم
همهٔ جان و تنم       وطنم وطنم وطنم وطنم
بشنو سوز سخنم       که نواگر این چمنم
همهٔ جان و تنم       وطنم وطنم وطنم وطنم
همه با یک نام و نشان       به تفاوت هر رنگ و زبان
همه با یک نام و نشان       به تفاوت هر رنگ و زبان
همه شاد و خوش و نغمه‌زنان       ز صلابت ایران جوان
"ز صلابت ایران جوان" (اجرای دوم: ز اصالت ایران کهن)       ز صلابت ایران جوان

در اجرای دوم این بیت‌ها دوباره خوانده می‌شوند:
نام جاویدِ وطن       صبح امیدِ وطن
جلوه کن در آسمان       همچو مهر جاودان
بشنو سوز سخنم       که هم‌آواز تو منم
همهٔ جان و تنم       وطنم وطنم وطنم وطنم
همه با یک نام و نشان       به تفاوت هر رنگ و زبان
همه با یک نام و نشان       به تفاوت هر رنگ و زبان
همه شاد و خوش و نغمه‌زنان       ز صلابت ایران جوان
ز اصالت ایران کهن       ز صلابت ایران جوان
بشنو سوز سخنم       که نواگر این چمنم
همهٔ جان و تنم       وطنم وطنم وطنم وطنم
شنبه 5/6/1390 - 23:21
خاطرات و روز نوشت
در زمان تدریس در دانشگاه پرینستون دکتر حسابی تصمیم می گیرند سفره ی هفت سینی برای انیشتین و جمعی از بزرگترین دانشمندان دنیا از جمله "بور"، "فرمی"، "شوریندگر" و "دیراگ" و دیگر استادان دانشگاه بچینند و ایشان را برای سال نو دعوت کنند.. آقای دکتر خودشان کارتهای دعوت را طراحی می کنند و حاشیه ی آن را با گل های نیلوفر که زیر ستون های تخت جمشید هست تزئین می کنند و منشا و مفهوم این گلها را هم توضیح می دهند. چون می دانستند وقتی ریشه مشخص شود برای طرف مقابل دلدادگی ایجاد می کند.

 
دکتر می گفت: " برای همه کارت دعوت فرستادم و چون می دانستم انیشتین بدون ویالونش جایی نمی رود تاکید کردم که سازش را هم با خود بیاورد. همه سر وقت آمدند اما انیشتین 20دقیقه دیرتر آمد و گفت چون خواهرم را خیلی دوست دارم خواستم او هم جشن سال نو ایرانیان را ببیند. من فورا یک شمع به شمع های روشن اضافه کردم و برای انیشتین توضیح دادم که ما در آغاز سال نو به تعداد اعضای خانواده شمع روشن می کنیم و این شمع را هم برای خواهر شما اضافه کردم.

به هر حال بعد از یک سری صحبت های عمومی انیشتین از من خواست که با دمیدن و خاموش کردن شمع ها جشن را شروع کنم. من در پاسخ او گفتم : ایرانی ها در طول تمدن 10هزار ساله شان حرمت نور و روشنایی را نگه داشته اند و از آن پاسداری کرده اند.
 

برای ما ایرانی ها شمع نماد زندگیست و ما معتقدیم که زندگی در دست خداست و تنها او می تواند این شعله را خاموش کند یا روشن نگه دارد."
 
 

آقای دکتر می خواست اتصال به این تمدن را حفظ کند و می گفت بعدها انیشتین به من گفت:   " وقتی برمی گشتیم به خواهرم گفتم حالا می فهمم معنی یک تمدن 10هزارساله چیست. ما برای کریسمس به جنگل می رویم درخت قطع می کنیم و بعد با گلهای مصنوعی آن را زینت می دهیم اما وقتی از جشن سال نو ایرانی ها برمی گردیم همه درختها سبزند و در کنار خیابان گل و سبزه روییده است."

 

بالاخره آقای دکتر جشن نوروز را با خواندن دعای تحویل سال آغاز می کنند و بعد این دعا را تحلیل و تفسیر می کنند.. به گفته ی ایشان همه در آن جلسه از معانی این دعا و معانی ارزشمندی که در تعالیم مذهبی ماست شگفت زده شده بودند.

 
بعد با شیرینی های محلی از مهمانان پذیرایی می کنند و کوک ویلون انیشتین را عوض می کنند و یک آهنگ ایرانی می نوازند. همه از این آوا متعجب می شوند و از آقای دکتر توضیح می خواهند. ایشان می گویند موسیقی ایرانی یک فلسفه، یک طرز تفکر و بیان امید و آرزوست. انیشتین از آقای دکتر می خواهند که قطعه ی دیگری بنوازند. پس از پایان این قطعه که عمدأ بلندتر انتخاب شده بود انیشتین که چشمهایش را بسته بود چشم هایش را باز کرد و گفت" دقیقا من هم همین را برداشت کردم و بعد بلند شد تا سفره هفت سین را ببیند.

 

آقای دکتر تمام وسایل آزمایشگاه فیزیک را که نام آنها با "س" شروع می شد توی سفره چیده بود و یک تکه چمن هم از باغبان دانشگاه پرینستون گرفته بود. بعد توضیح می دهد که این در واقع هفت چین یعنی 7 انتخاب بوده است. تنها سبزه با "س" شروع می شود به نشانه ی رویش.. ماهی با "م" به نشانه ی جنبش، آینه با "آ" به نشانه ی یکرنگی، شمع با "ش" به نشانه ی فروغ زندگی و ...

همه متعجب می شوند و انیشتین می گوید آداب و سنن شما چه چیزهایی را از دوستی، احترام و حقوق بشر و حفظ محیط زیست به شما یاد می دهد. آن هم در زمانی که دنیا هنوز این حرفها را نمی زد و نخبگانی مثل انیشتین، بور، فرمی و دیراک این مفاهیم عمیق را درک می کردند.



بعد یک کاسه آب روی میز گذاشته بودند و یک نارنج داخل آب قرار داده بودند. آقای دکتر برای مهمانان توضیح می دهند که این کاسه 10هزارسال قدمت دارد. آب نشانه ی فضاست و نارنج نشانه ی کره ی زمین است و این بیانگر تعلیق کره زمین در فضاست. انیشتین رنگش می پرد عقب عقب می رود و روی صندلی می افتد و حالش بد می شود.

از او می پرسند که چه اتفاقی افتاده؟

می گوید : "ما در مملکت خودمان 200 سال پیش دانشمندی داشتیم که وقتی این حرف را زد کلیسا او را به مرگ محکوم کرد اما شما از 10هزار سال پیش این مطلب را به زیبایی به فرزندانتان آموزش می دهید. علم شما کجا و علم ما کجا؟!"



خیلی جالب است که آدم به بهانه ی نوروز یا هر بهانه ی خوب دیگر ، فرهنگ و اعتبار ملی خودش را به جهانیان معرفی کند.

خاطرات مهندس ایرج حسابی
منبع:سایت هوپا  ذبیح ا... آذرخش
شنبه 5/6/1390 - 16:13
تاریخ

پادشاه زن در ایران باستان


تاریخچه فمنیسم در دنیا به بیش از 150 سال نمی رسد، اما «پوران دخت»، پادشاه ایرانی دوره ساسانی 1400 سال پیش اولین سخن «فمنیستی» ایرانی را بیان كرد. «پادشاه چه زن باشد چه مرد باید سرزمینش را نگاه دارد و با عدل و انصاف رفتار كند.
پوراندخت در نامه ای كه به سپاهیانش نوشته بود جمله فمنیستی خود را بیان كرد و خود را در لیست اولین پیروان تساوی حقوق زن و مرد قرار داد.
پس از كشتن خسروپرویز به دست پسرش شیرویه در سال 628 م، شیرویه بیش از شش ماه حكومت نكرد و دختر بزرگ خسروپرویز پوراندخت به سلطنت نشست.
«محمد باقر وثوقی»، استاد تاریخ باستان دانشگاه تهران درباره پوران دخت می گوید: «بر خلاف دوره حكومت هخامنشیان كه جنسیت اهمیت زیادی نداشت، دوره حكومت ساسانیان دوره تفوق و برتری مرد بر زن بود. در دوران هخامنشیان، سرپرست كارگاه های تخت جمشید، بیشتر زن بودند. عده ای از زنان دو برابر مردان حقوق می گرفتند. این زنان، مهندسان و طراحانی بودند كه بهترین و زیباترین هنرها را در تخت جمشید آفریدند. حتی زنان در این دوره جیره زایمان می گرفتند. دوره ساسانی كاملا متفاوت از دوره هخامنشیان بود. در امپراطوری ساسانی، زن شخصیت حقوقی نداشت و فرد محسوب نمی شد. زن از هر نظر تحت سرپرستی «كتك ختای» یا كدخدای خانواده بود. در چنین شرایطی پوران دخت در تیسفون تاج بر سر گذاشت و بدون توجه به جنسیت خود، قدرت را بار دیگر به خاندان از هم پاشیده ساسانی بازگرداند.»
وثوقی، درباره شرایط آن دوران گفت: «البته هنگامی كه شیرویه و پسرش اردشیر مردند، مردان و سران ساسانی در مدائن، از میان خاندان شاهی، هیچ مردی را نیافتند كه به تخت سلطنت بنشانند پس به ناچار دختر پرویز را به سلطنت نشاندند. شرایط آن زمان نشان می دهد كه حتی كودكی برای پادشاهی باقی نمانده بود زیرا خاندان های حكومتگر به جان هم افتاده و كشت و كشتار بزرگی راه انداخته بودند.»
فردوسی هم در اشعار خود گفته است:
یكی دختری بود پوران بنام چون زن شاه شد كارها گشت خام
پوران دخت با تمام آشفتگی ها و طرز فكرهایی كه درباره زنان در آن زمان رواج داشت تصمیم گرفت تا اوضاع كشور را سر و سامان دهد. نخست یك سال مالیات را بر مردم بخشید. با "هراكلیوس"، قیصر رم معاهده صلحی امضا كرد.
برگرداندن صلیب مقدس حضرت عیسی به اورشلیم یكی دیگر از اقدامات مهم او بود. به افتخار بازگرداندن این صلیب در اورشلیم جشن باشكوهی گرفته شد. حتی فردوسی كه با به سلطنت نشستن زنان مخالف است مجبور شد در اشعارش به اقدامات او اشاره كند.
كسی را كه درویش باشد، ز گنج توانگر كنم، تا نماند به رنج
ز كشور كنم دور بدخواه را بر آیین شاهان كنم راه را
پوران دخت به معنای دختری با چهره گلگون، نخستین زن ایرانی است كه به مقام سلطنت رسید. دوران سلطنت او مصادف بود با اواخر خلافت ابوبكر و اوایل خلافت عمر.
در كتب مختلف او را زنی عاقل، عادل و نیكو سیرت آورده اند كه چون شاه شد در میان رعایا عدل را گسترش داد. وی زمانی كه سپاهی برای جنگ با اعراب فرستاد در مداین بیمار شد و در همانجا درگذشت.
در دوران آشفتگی دربار ساسانی او تنها حاكمی بود كه به مرگ طبیعی درگذشت. زمان حكومت او یك سال و چهار ماه بود. بسیاری معتقدند كه اگر پوران دخت زمان دیگری به حكومت می رسید كفایت و لیاقت بیشتری از خود نشان می داد.
شنبه 5/6/1390 - 16:3
تاریخ

سردار بی بی مریم

بی بی مریم بختیاری دختر حسینقلی خان ایلخانی، خواهر علیقلی خان سردار اسعد و همسر ضرغام السلطنه بختیاری از زنان مبارز عصر مشروطیت است. او از زنان تحصیلکرده و روشنفکر عصر بود که به طرفداری از آزادیخواهان برخاست و در این راه از هیچ چیز دریغ نورزید. وی به مثابه زندگی ایلیاتی در فنون تیراندازی و سوارکاری ماهر بود و چون همسر و جانشین خان بود عده ای سوار در اختیار داشت و در مواقع ضروری به یاری مشروطه خواهان می پرداخت. سردار بی بی مریم بختیاری، یکی از مشوقین اصلی سردار اسعد بختیاری جهت فتح تهران محسوب می شد. وی طی نامه ها و تلگراف های مختلف بین سران ایل و سخنرانی های مهیج  و گیرا، افراد ایل را جهت مبارزه با استبداد صغیر (استبداد محمدعلی شاهی) آماده می کرد و به عنوان یکی از شخصیت های ضداستعماری و استبدادی عصر قاجار مطرح بوده است.

 

سردار مریم بختیاری قبل از فتح تهران مخفیانه با عده ای سوار وارد تهران شده ودر خانه پدری حسین ثقفی منزل کرد و به مجرد حمله ای سردار اسعد به تهران، پشت بام خانه را که مشرف به میدان بهارستان بود سنگربندی نمود و با عده ای سوار بختیاری، از پشت سر با قزاق ها مشغول جنگ شد. او حتی خود شخصا تفنگ به دست گرفت و با قزاقان جنگید. نقش او در فتح تهران، میزان محبوبیتش را در ایل افزایش داد و طرفداران بسیاری یافت به طوری که به لقب سرداری مفتخر شد.

 

سردار مریم بختیاری در جنگ جهانی اول با وجود آنکه ایل بختیاری از انگلیس ها حمایت می کرد به مخالفت با انگلیس ها پرداخت و با عده ای از تفنگچیان و سرداران خود جانب متحدین را گرفت. او پاره ای از خوانین جزء بختیاری چون خوانین پشتکوه را با خود یار ساخت و در یورش های مداوم خود به انگلیس ها صدماتی وارد ساخت به طوری که پلیس جنوب مبارزات دائمی و پیگیری را با او شروع کرد. او از سربازان و افسران آلمانی و سرکوب و قلع و قمع راهزنان کهگیلویه و کنترل خوانین کوچک استفاده نمود.

 

قدرت سردار مریم در منطقه به حدی بود که روس ها به هنگام فتح اصفهان خصمانه به منزل او تاختند و اثاثیه او را به یغما بردند و کلیه اموال و املاک او را در اصفهان مصادره کردند.

 

رشادت و دلاوری این زن بختیاری به حدی بود که آوازه شهرت و آزادگیش در سرتاسر میهن پیچید و منزل او مأمن و پناهگاه بسیاری از آزادیخواهان عصر مشروطه شد به طوری که هنگام فتح اصفهان توسط روس ها (در جنگ جهانی اول)؛ فن کاردف، شارژ دافر سابق آلمان به خانه سردار مریم بختیاری پناه برد و مدت سه ماه و نیم در پناه او بود تا اینکه پس از شکست بختیاری ها از روس ها و کشته شدن 58 نفر راهی کرمانشاه شد و از آنجا به برلن رفت. به پاس حمایت های سرسختانه بی بی مریم از فن کاردف، امپراطور آلمان، کمان تمثال میناکاری و الماس نشان و همچنین صلیب آهنین خود را که مهمترین نشان دولت آلمان بود، برای او فرستاد و او تنها زنی بود که در دنیا توانست به دریافت این نشان نائل آید.

 

جریان مبارزات سردار مریم بختیاری با انگلیس ها در طی قرارداد 1919 و کودتای 1299 همچنان ادامه یافت به طوری که دکتر محمد مصدق حاکم فارس در زمان کودتای 1299 پس از مخالفت و عزل از اصفهان راهی بختیاری شد و مدتها مهمان سردار مریم بود.

 

سردار مریم بختیاری در سال 1316هـ. ش سه سال پس از شهادت فرزندش علی مردان خان در اصفهان به دستور رضاشاه، زندگی را بدرود گفت.

شنبه 5/6/1390 - 16:0
سخنان ماندگار
الهی
توفیقم ده که بیش از طلب همدردی،همدردی کنم
 بیش از آنکه مرا بفهمند
دیگران را درک کنم
بیش از آنکه دوستم بدارند،
دوست بدارم
زیرا در عطا کردن است که میستانیم
و در بخشیدن است که بخشیده میشویم
و در مردن است که حیات ابدی را در می یابیم.
شنبه 5/6/1390 - 15:48
سخنان ماندگار

خدایا

میان دست کوتاه همت ما

و خرمای نخل معرفت،

نسبتی برقرار کن

تا بیش از این

در تنگنای جهالت نمانیم

شنبه 5/6/1390 - 15:34
سخنان ماندگار

خدایا خواستن و چگونه خواستن را به من بیاموز

و چشمه ی معرفت را از کویر وجودمان

زلال و لا ینقطع بجوشان!

شنبه 5/6/1390 - 15:29
تاریخ

سازه‌های آبی شوشتر (واقع در شمال استان خوزستان) نمایش بارز مهار کردن طبیعت توسط انسان و خلاقیت و نبوغ ایرانی است.

این منظومه آبی بر رود گرگر ایجاد شده است و ایرانیان باستان از دل سنگ‌ها و صخره‌های غول پیكری كه خود به روی هم انباشته‌اند، آب را برای استفاده‌های مختلف به قسمتی از این رود هدایت كرده‌اند.

بنا بر نوشته كتاب تذكره شوشتر، اردشیر بابكان (224میلادی) برای اینكه آب رود گرگر را به شرق و جنوب شوشتر برساند و كشاورزی منطقه را رونق دهند، ساخت این مجموعه را آغاز كرد.

شكوه و عظمت این مجموعه تاریخی به حدی است كه نمایندگان یونسكو، پس از بازدید از این اثر تاریخی، آن را یكی از شگفت‌انگیزترین میراث تاریخی بشر دانستند.

مادام ژان دیولافوآ، باستان‌شناس نامدار فرانسوی پس از بازدید از این محوطه، آن را به‌عنوان بزرگترین مجموعه صنعتی پیش از انقلاب صنعتی نام برده است.

البته هنوز زمان خلق این مجموعه دقیقا معلوم نیست ولی برخی نیز آغاز ساخت این شهرك صنعتی را به داریوش بزرگ نسبت می‌دهند.

سازه‌های آبی شوشتر در نشست سالانه اعضای کمیته جهانی یونسكو در 26 ژوئن 2009 (5 تیرماه 1388) در شهر سویل اسپانیا، با عنوان سازه‌های آبی تاریخی شوشتر به عنوان دهمین اثر ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو با شماره 1315 به ثبت رسید.

مجموعه سازه‌های آبی شوشتر شامل 14 اثر به نام‌های بند میزان، عمارت کلاه فرنگی، نهر گَرگَر، پل بند گَرگَر، آسیاب‌ها و آبشارها، پل بند برج عیار، پل بند خدآفرین یا ماهی بازان، قلعه سلاسل، نهر داریون، پل بند شادروان، بند خاک، پل بند لشگر، نهر رقت و بند شراب‌دار است.

یكی از مشكلات این اثر تاریخی، وجود کانال‌های فاضلاب منتهی به رودخانه گرگر و در نهایت سازه‌های آبی شوشتر است كه منظر نامناسب و بوی بد ناشی از آن به منظر تاریخی و طبیعی این مجموعه بی نظیر ضربه زده است.

شنبه 5/6/1390 - 0:28
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته