دانستنی های علمی
جاناتان که ناشـــنوا متولد شده است بعد از عــمل
جراحی برای اولین بار صدای مادرش را میشنود. پــستانک کودک پس از شنیدن
صــدای مادر از شدت هیجان از دهانش می افتد// پدر از این لحظه بیادماندنی
فیلمبرداری میکند... مادر: سلام. پستانک از دهان کودک می افتد. جاناتان با
دهانی باز مــتعجب و شگفت زده مادرش را نگاه میکــند! مادر: این صــدا رو
میتونی بشنوی؟ جاناتان لبخندی میزند. مادر:سلام عزیزم. صدا رو میشنوی؟!
کودک و مادر هر دو میــــخندند...
راستش خودم هنوز تو کف این لبخند موندم. باید بهش قشنگ ترین لبخند را نسبت بدهند. خدا خیلی بزرگه ...
دوشنبه 7/4/1389 - 16:21
محبت و عاطفه
گفتی: لاتقنطوا من رحمة الله
.:: از رحمت خدا نا امید نشید(زمر/53) ::.
گفتم: هیشکی نمیدونه تو دلم چی میگذره
گفتی: ان الله یحول بین المرء و قلبه
.:: خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24) ::.
گفتم: غیر از تو کسی رو ندارم
گفتی: نحن اقرب الیه من حبل الورید
.:: ما از رگ گردن به انسان نزدیکتریم (ق/16) ::.
گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش کردی!
گفتی: فاذکرونی اذکرکم
.:: منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152) ::.
گفتم: تا کی باید صبر کرد؟
گفتی: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا
.:: تو چه میدونی! شاید موعدش نزدیک باشه (احزاب/63) ::.
گفتم: تو بزرگی و نزدیکت برای منِ کوچیک خیلی دوره! تا اون موقع چیکار کنم؟
گفتی: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله
.:: کارایی که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کنه (یونس/109) ::.
گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بندهات هستم و ظرف صبرم کوچیک... یه اشاره کنی تمومه!
گفتی: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم
.:: شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216) ::.
گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل... اصلا چطور دلت میاد؟
گفتی: ان الله بالناس لرئوف رحیم
.:: خدا نسبت به همهی مردم - نسبت به همه - مهربونه (بقره/143) ::.
گفتم: دلم گرفته
گفتی: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا
.:: (مردم به چی دلخوش کردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا شاد باشن (یونس/58) ::.
گفتم: اصلا بیخیال! توکلت علی الله
گفتی: ان الله یحب المتوکلین
.:: خدا اونایی رو که توکل میکنن دوست داره (آل عمران/159) ::.
گفتم: خیلی چاکریم!
ولی این بار، انگار گفتی: حواست رو خوب جمع کن! یادت باشه که:
و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره
.:: بعضی از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت میکنن. اگه خیری بهشون برسه،
امن و آرامش پیدا میکنن و اگه بلایی سرشون بیاد تا امتحان شن، رو گردون
میشن. خودشون تو دنیا و آخرت ضرر میکنن (حج/11) ::.
گفتم: چقدر احساس تنهایی میکنم
گفتی: فانی قریب
.:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::.
گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش میشد بهت نزدیک شم
گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵) ::.
گفتم: این هم توفیق میخواهد!
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم
..:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.
گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی
گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه
.:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/۹۰) ::.
گفتم: با این همه گناه... آخه چیکار میتونم بکنم؟
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
.:: مگه نمیدونید خداست که توبه رو از بندههاش قبول میکنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.
گفتم: دیگه روی توبه ندارم
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
.:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزندهی گناه هست و پذیرندهی توبه (غافر/۲-۳) ::.
گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
.:: خدا همهی گناهها رو میبخشه (زمر/۵۳) ::.
گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو میبخشی؟
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله
.:: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.
گفتم: نمیدونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم میزنه؛ ذوبم میکنه؛ عاشق میشم! ... توبه میکنم
گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
.:: خدا هم توبهکنندهها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.
ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک
گفتی: الیس الله بکاف عبده
.:: خدا برای بندهاش کافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.
گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار میتونم بکنم؟
گفتی:
یا
ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی
یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما
.::
ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که
خودش و فرشتههاش بر شما درود و رحمت میفرستن تا شما رو از تاریکیها به
سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳)
يکشنبه 6/4/1389 - 16:2
دنیای گیاهان و حیوانات
مهندس
ایرانی، هادی میرحجازی طراح خوش فکر یکی از طبیعت دوست ترین ماشین هایی
است که تا به حال ساخته شده است. این اتومبیل نیروی مورد نیاز برای حرکت
اش را از یک اسب! سوار بر تردمیل تامین می کند. این ابداع برای همه چنان
جالب بوده که حتی گاردین هم در مطلبی به صحبت درباره آن پرداخته است.
البته این اتوموبیل اسبی (اسبموبیل) فقط برای حرکت در جاده های مسطح و آسفالت طراحی شده و میانگین سرعت آن ۲۰ کیلومتر بر ساعت است. هرچند که در صورت لزوم سرعت اش به ۸۰
کیلومتر بر ساعت هم خواهد رسید. خب، هنگامی که اسب محترم خسته می شود و
دیگر حاضر به حرکت نیست چه باید کرد؟ تردمیل این ماشین علاوه بر تامین
نیروی حرکت آن، باتری ها را هم برای چنین مواقعی شارژ می کند.
شیوه
کار این اتومبیل به این صورت است که با روشن کردن تردمیل، اسب مجبور به
حرکت بر روی آن می شود و در ادامه، نیروی حرکتی اسب باتری های تردمیل را
شارژ خواهد کرد. البته این ماشین حتی دارای سیستم خنک کننده ویژه ای هم
برای موتور خود است! ژاکتی از لوله های پلاستیکی که آب سرد در آنها جریان
دارد و باعث خنک شدن بدن حیوان می شود.
آقای
میرحجازی آرزو دارد که بتواند با ماشین ابداعی خود به سفر دور دنیا برود،
که البته بعید می دانم در هیچ بزرگراهی به چنین اتومبیلی اجازه تردد
بدهند! و نکته آخر هم اینکه این مخترع خوش ذوق در سایت اسبموبیل اش اعلام کرده یک جایزه ۱۰۰ هزار دلاری برای فردی که بتواند دلیل اصلی تولید چنین اختراعی را بگوید، کنار گذاشته است.
در ادامه مطلب می توانید عکس های بیشتری از این اتومبیل عجیب را ببینید.
پنج شنبه 3/4/1389 - 9:9
سياست
کودک صهیونیستی : پدر من به من گفته شما شرور، تروریست و حیوان صفت هستید.
کودک فلسطینی: ولی پدر من چیزی بهم نگفته. آخه پدر تو اون رو کشته
پنج شنبه 3/4/1389 - 9:5
ورزش و تحرک
در اون سال ها سرباز بگیری بود و من رو بردند به سرباز خونه ای در مشهد…
هنوز ۴۵ روز نگذشته بود، که دلم برای خانواده ام تنگ شد.
اما مرخصی ندادن ،منم بدون مرخصی و پای پیاده، از مشهد تا طرقبه ( ۱۸ کیلومتر ) دویدم و بعد از دیدن خانواده، دوباره از طرقبه تا مشهد را دویدم و رفتم پادگان …
پادگان، که رسیدم دیدم گروهبان متوجه غیبت من و چند نفر دیگه شده ، که همه رو به خط کرد و گفت دور پادگان رو باید بدوید …
شروع به دویدن که کردیم بعد از 1000 متر سرباز های دیگه خسته شدند، اما من دور کامل دویدم و ایستادم…!
فرمانده ی گروهان که دویدن من رو ندیده بود، گفت مگه نگفتم دور کامل باید بدوی
گفتم دویدم قربان …
گفت فضولی موقوف ..!
دوباره باید بدوی…!
خلاصه، دو دور دیگه به مسافت 8 کیلومتر دویدم و سر حال، جلوی فرمانده ایستادم و همین باعث شد مسیر زندگی ام تغییر کند…!
یک روز، من رو با یک جیپ ارتشی به میدان سعد آباد مشهد بردند ، برای مسابقه…
رییس تربیت بدنی تا من رو دید، گفت:
چرا کفش و لباس ورزشی نپوشیدی؟
گفتم:
ندارم …!
گفت :
خوب برو سر خط الان مسابقه شروع می شه ببینم چند مرده حلاجی ؟
خلاصه با پوتین و لباس سربازی دویدم و دور اخر همه داد می زدن باریکلا سرباز …
برنده که شدم دیدم همه می گن سرباز رکورد ایران رو شکستی …!
من اون روز با پوتین و لباس سربازی رکورد ایران رو شکستم و بهم کاپ نقره ای دادن…!
خبر رکورد شکنی من خیلی زود، به مرکز رسید و بهم امریه دادن تا برم تهران
…
با اتوبوس به تهران رفتم و پرسان پرسان، خودم رو به دژبانی مرکز رسوندم و با فرمانده ی لشگر که روبرو شدم، گفت:
تو همون سربازی هستی که با پوتین رکورد شکستی؟
گفتم :
بله قربان …
گفت:
چرا این قدر دیر امدی و سریع من رو سوار ماشین کردند و به استادیوم امجدیه بردن، که قرار بود مسابقه بزرگی انجام بشه …!
مسابقه ی دوی ۵۰۰۰ متر بود و من کفش و لباسی رو که رییس تربیت بدنی مشهد داده بود، پوشیدم و رفتم لب خط…!
یک دفعه صدای تیری شنیدم و هراسناک این طرف اون طرف رو نگاه کردم ببینم چه خبره ؟ که دیدم رییس تربیت بدنی با عصبانیت می گه چرا نمیدوی؟
بدو..!
من نگاه کردم، دیدم، که اون 17 نفر دیگه، مسافتی از من دور شدن و من تازه فهمیدم ،که صدای شلیک تیر برای اغاز مسابقه بوده و من چون در مشهد فقط با صدای حاضر رو ) مسابقه رو شروع می کردم اینجا هم منتظر همون کلمه بودم ،نه صدای تیر …
خلاصه شروع کردم به دویدن و یه عده هم من رو هو می کردن و می گفتن:
مشهدی تو از اخر اولی …!
دور سوم رو که دویدم تازه به نفر اخر رسیدم و تازه گرم شده بودم …!
در دور بعد متوجه شدم، که نفر چهارم هستم و با خودم گفتم:
خدا رو شکر لااقل چهارم می شم…!
سه دور تا اخر مسابقه مانده بود، که دیدم فقط یک نفر با فاصله از من جلوتره…!
دور اخر خودم رو به پشت
سرش رسوندم …
به خط پایان نزدیک می شدیم که جلو زدم و اول شدم …!
باز هم رکورد ایران رو شکسته بودم و از عزیز منفرد، که سال ها قهرمان ایران بود جلو زده بودم…!
این ها حرف های استاد علی باغبان باشی، قهرمان دوی ایران است، که ۲۹ سال متوالی بدون حتی یک باخت، مقام نخست مسابقات را در ایران داراست و جالب است، بدانید که تا به حال این رکورد در هیچ رشته ی ورزشی در دنیا شکسته نشده…!
باغبان باشی ۲۱۹ مدال اسیایی و جهانی دارد و در 8 مسابقه ی المپیک شرکت کرده و اول شده!
ادیب زاده می گوید :
..... شنیدم ،که پای
باغبان باشی شکسته …!
با گروه فیلم برداری رفتیم و وقتی با اون مصاحبه کردم با ناراحتی گفت:
دکتر ها گفته اند باید یک پای من رو قطع کنند …
شب، که فیلم پخش شد ۵۰ خط تلفن جام جم توسط مردم اِشغال شده بود و همه با عصبانیت می خواستن یه جوری به علی باغبان باشی کمک کنن …
همون شب، شخصی به آقای جهان بانی، رییس سازمان ورزش دستوری داده بود، که او هم شبانه به در خانه ی باغبان باشی رفته بود و پاسپورتش را درست کرده بودند و روز بعد ساعت ۱۱ صبح از فرودگاه زنگ زد که :
مثل اینکه معجزه شده و من برای
درمان به نیویورک میروم.
در نیویورک پایش را یک پروفسور بزرگ عمل کرد، بعد از دو ماه، که برگشت از همان فرودگاه مهرآباد به ما زنگ زد، که من میخواهم به زودی در یک مسابقهی دو و میدانی شرکت کنم و شما را هم دعوت میکنم.
باغبان باشی، اکنون ۸۴ سال سن دارد و هنوز فعالیت ورزشی می کند …!
اخرین باری، که
باغبان باشی را دیدم، دور میدان دروازه قوچان بود؛ به گرمی حال و احوال کردم و او گفت:
شما مگه من رو می شناسی؟
لبخندی
زدم و گفتم :
تمام دنیا شما رو می شناسن…!
باغبان باشی، هنوز در طرقبه زندگی می کند و روحیه ی شاد و ورزش کاری دار
چهارشنبه 2/4/1389 - 14:3
دعا و زیارت
در Malachi آیه 3:3 آمده است:
این آیه برخی از خانمهای کلاس انجیل خوانی را دچار سردرگمی کرد. آنها نمیدانستند که این عبارت در مورد ویژگی و ماهیت خداوند چه مفهومی میتواند
داشته باشد. از این رو یکی از خانمها پیشنهاد داد فرایند تصفیه و پالایش
نقره را بررسی کند و نتیجه را در جلسه بعدی انجیل خوانی به اطلاع سایرین
برساند.
همان هفته با یک نقرهکار
تماس گرفت و قرار شد او را درمحل کارش ملاقات کند تا نحوه کار او را از
نزدیک ببیند. او در مورد علت علاقه خود، گذشته از کنجکاوی در زمینه پالایش
نقره چیزی نگفت.
وقتی طرز کار نقره کار را تماشا میکرد، دید که او قطعهای نقره را روی آنش گرفت و گذاشت کاملاً داغ شود. او توضیح داد
که برای پالایش نقره لازم است آن را در وسط شعله، جایی که داغتر از همه جاست نگهداشت تا همه ناخالصیهای آن سوخته و از بین برود.
زن اندیشید ما نیز در چنین نقطه داغی نگه داشته میشویم. بعد دوباره به این آیه که میگفت: «او در جایگاه پالاینده و
خالص کننده نقره خواهد نشست» فکر کرد. از نقرهکار پرسیدآیا واقعاً در تمام مدتی که نقره در حال خلوص یافتن است، او باید آنجا جلوی آتش بنشیند؟
مرد
جواب داد بله، نه تنها باید آنجا بنشیند و قطعه نقره را نگهدارد بلکه باید
چشمانش را نیز تمام مدت به آن بدوزد. اگر در تمام آن مدت، لحظهای نقره را رها کند، خراب خواهد شد.
زن لحظهای سکوت کرد. بعد پرسید: «از کجا میفهمی نقره کاملاً خالص شده است؟» مرد خندید و گفت: «خوب، خیلی راحت است..
هر وقت تصویر خودم را در آن ببینم.»
اگر امروز داغی آتش را احساس میکنی، به یاد داشته باش که خداوند چشم به تو دوخته و همچنان به تو خواهد نگریست تا تصویر خود را در تو ببیند.
چهارشنبه 2/4/1389 - 14:0
کامپیوتر و اینترنت
باتری
های لپ تاپ مثل انسان ها هستند که ناگهانی یا به تدریج از دنیا می روند ،
و باز هم مثل انسان ها از قانون مور پیروی نمی کنند چرا که نمی توانید
انتظار داشته باشید که سال آینده این باتری ها مثلاً ۲ برابر باتری های امروز شارژ نگه دارند.
هرچند دیر یا زود عمر باتری های لپ تاپ ها در اثر استفاده مداوم به
پایان می رسد اما با یک سری مراقبت های ویژه می توان این زمان را افزایش
داد و همچنین در فواصل بین شارژ ها استفاده بیشتری از شارژ آنها داشت.
در این مقاله به بررسی بعضی از این مراقبت ها می پردازیم :
باتری را کاملاً خالی نکنید
برخلاف
تصوری که از نسل قبلی باتری ها باقی مانده است ، خالی شدن کامل باتری های
لیتیومی که در لپ تاپ ها ( و همچنین تلفن های همراه ) امروزی استفاده می
شوند باعث ضعیف شدن آنها می گردد .
اما خبر خوب اینجاست که اگر لپ تاپ شما جدید باشد ( مراد از جدید اینجا استفاده از ویندوز ویستا یا ۷ است. البته اگر از ویستا استفاده می کنید به خودتان رحم کرده و همین امروز به
۷ مهاجرت کنید ! ) اگر بخواهید هم نمی توانید باتری آن را کاملا خالی کنید چراکه ویندوز های ویستا و ۷ دارای یک تنظیم اختصاصی برای این موضوع هستند که با تایپ Power در منوی استارت ،انتخاب Power Option و سپس کلیک بر روی هرکدام از Change Plan Settings ها ، بازکردن گزینه Battery Option و در نهایت باز کردن گزینه Critical battery level قابل دسترسی است .
این گزینه تعیین می کند که زمان خاموش کردن خودکار دستگاه بر اساس چقدر از شارژ باقی مانده باتری باشد که گزینه منطقی و پیش فرض آن ۵ درصد است .
متاسفانه ویندوز اکس پی دارای همچین گزینه
ای نیست . هرچند که در بعضی لپ تاپ ها ممکن است ابزار خاصی از شرکت سازنده برای این منظور روی سیستم نصب شده باشد .
باتری را خنک نگه دارید
گرما
یکی از دشمنان اصلی باتری و سایر قطعات لپ تاپ هاست . بنابرین همواره دقت
کنید که در هنگام کار کلیه خروجی های هوای لپ تاپ باز باشد . همچنین از
کار با این دستگاه ها روی فرش یا بالشت پرهیز کنید .
نکته دیگر اینکه هر چند وقت یکبار باتری را از لپ تاپ جدا کرده و نقاط
اتصال آن را تمیز کنید . گرد و خاک بین این نقاط مثل یک مقاومت عمل کرده و
باعث گرمای بیشتر می شوند .
به باتری استراحت دهید
اگر لپ
تاپ شما به ندرت از برق جدا می شود سعی کنید باتری را از آن جدا کنید .
هرچند در لپ تاپ های جدید بعد از شارژ کامل ، باتری از مدار خارج می شود
اما همچنان گرما باعث کم شدن عمر آن خواهد شد . نکته مهم دیگر اینکه دقت
کنید در هنگام جدا کردن باتری شارژ آن کامل باشد چرا که این باتری ها حتی
اگر به دستگاه متصل هم نباشند بتدریج شارژ از دست می دهند و همانطور که
گفته شد خالی شدن کامل باتری به ضرر آن است.
نکته مهم ۱ : هیچ وقت باتری را در حالی که دستگاه روشن است جدا یا حتی متصل نکنید . اینکار باعث صدمه
به قسمت های الکتریکی آن و در بعضی مواقع هنگ سیستم می شود .
توجه مهم ۲ : یکی
از باور های عوام این است که بهترین محل برای نگه داری باتری ای که
استفاده نمی شود فریزر است ! هرچند خنک نگه داشتن باتری خوب است اما رطوبت
یکی از دشمنان بی رحم قطعات الکترونیکی است . بجای فریزر همان دمای اتاق و
یک محل خشک مناسب است.
نکته مهم ۳ : یکی
دیگر از شباهت های باتری با انسان این است که باتری هم جنبه استراحت زیاد
را نداشته و در اثر کار نکردن تنبل می شود . بنابرین هر چند وقت یکبار
باتری را به دستگاه متصل کرده و کمی آن را شارژ کنید و اگر قصد استفاده
مجدد از آن را دارید برای دفعه اول آن را بطور کامل شارژ کنید .
احیای باتری های معیوب
هرچند
نمی توان یک باتری کهنه را مجبور کرد که شارژ بیشتری نگه دارد ، اما در
صورتی که شارژ باتری شما بطور غیر منطقی سریع خالی می شود یا اینکه سیستم
عامل مقدار باقی مانده شارژ را نمی تواند درست نشان دهد ، روش زیر می
تواند تا حدودی این مشکل را بر طرف کند :
قدم اول این است که شارژ باتری را بطور کامل خالی کنیم ( این یکبار اشکالی ندارد ! ) اما همانطور
که گفته شد ویندوز های ویستا و ۷ بطور
پیش فرض این اجازه را به ما نمی دهند . از طرف دیگر تغییر تنظیم های پیش
فرض این موضوع چندان جالب نیست . چون هم قابل اعتماد نیستند ( شاید شارژ
باتری را کامل خالی نکنند ) و دیگر اینکه ممکن است فراموش کنیم که دوباره
آن ها را تنظیم کنیم .
راه حل بهتر این است که لپ تاپ را از برق خارج کنید و صبر کنید تا
ویندوز آن را بطور خودکار خاموش کند . سپس آن را مجدداً روشن کرده و وارد setup دستگاه شوید ( کلید ورود به setup برای دستگاه مختلف متفاوت است . معمولاً در هنگام روشن کردن لپ تاپ این کلید با پیغامی نشان داده می شود )
بعد از اینکه وارد setup شدید
آنقدر صبر کنید تا دستگاه مجدداً خاموش شود . برای اطمینان این کار را چند
بار تکرار کنید تا اینکه دستگاه بطور کلی روشن نشود . بعد از اینکار لپ
تاپ را به برق وصل کرده و در حالی که خاموش است صبر کنید تا باتری بطور
کامل شارژ شود . با کمی شانس مشکلات گفته شده بر طرف خواهند شد
چگونه عمر باتری را در هنگام استفاده بالا ببریم
نکات
فوق برای بالا بردن عمر کلی باتری مناسب بودند . اما روش های ساده ای هم
وجود دارند که می توانند زمان کار با لپ تاپ را در فواصل بین شارژ افزایش
دهند . این روش ها بخصوص در هنگامی که دسترسی به برق وجود ندارد بسیار
مناسبند :
۱- نور صفحه را کاهش دهید
نور مانیتور قاتل اصلی شارژ لپ تاپ است.
۲- امکانات بلا استفاده را خاموش کنید
خاموش کردن بلوتوث و وای فای ، عدم استفاده از موس خارجی و
خاموش کردن صدای لپ تاپ در صورت عدم استفاده از آنها به شدت در افزایش
توان باتری موثر است .
۳- از باز کردن برنامه های مختلف پرهیز کنید
تا آنجا که می توانید برنامه های کمتری را باز نگه دارید . پردازش همزمان احتیاج به انرژی بسیار زیادی دارد .
۴-از کارهای سنگین پرهیز کنید
ویرایش عکس های خانوادگی یا تماشای سریال جومونگ ! را به زمانی که به
برق دسترسی دارید موکول کنید .موسیقی را هم با موبایلتان می توانید گوش
دهید ( البته اگر شارژ دارد ! )
۵- فرق بین Sleep و Hibernate را بدانید
به جرأت می توانم بگویم که ۸۰ درصد کسانی که میشناسم بطور کلی نمی داندند که Hibernate اصلاً یعنی چه !
در هنگام خاموش کردن سیستم شما ۳ گزینه دارید :
۱- Shutdown : که سیستم را بطور کلی خاموش می کند .
۲- Sleep : که
قسمت هایی مثل مانیتور ، درایو های نوری و تا حدودی هارد دستگاه را خاموش
نگه می دارد ، اما در سیستم همچنان برق جریان دارد و آمده به کار است و با
فشردن یک کلید به سرعت به حالت اول روشن می شود .
۳- Hibernate : وقتی شما سیستم را Hibernate می
کنید سیستم عامل از تمام برنامه ها و فایل های جاری و وضعیت کلی سیستم (
که در رم در جریان است ) یک تصویر تهیه کرده و آن را در هارد دستگاه ذخیره
و سیستم را بطور کامل خاموش می کند . با روشن کردن مجدد سیستم این تصویر
به سرعت دوباره در رم قرار گرفته و سیستم با سرعت زیادی دقیقاً مثل زمان
قبل از خاموش شدن آماده به کار می شود .
به این ترتیب اینطور می توان نتیجه گرفت که اگر می خواهید برای چند دقیقه از پای دستگاه بلند شوید بهتر است آن را در حالت Sleep بگذارید ، اما اگر این زمان بیشتر از مثلاً نیم ساعت است بهتر است آن را Hibernate کنید.
نکته مهم دیگر اینکه تصور نکنید با توجه به اینکه در حالت Sleep سیستم همچنان برق مصرف می کند پس بهتر اسj همیشه آن را Hibernate کنیم . سیستمی که hibernate شده است در هنگام روشن شدن استفاده
زیادی از هارد می کند که نتیجه آن تلف شدن مقدار زیادی شارژ است .
۶- رم دستگاه را افزایش دهید
هر
چقدر رم دستگاه بیشتر باشد نیاز دسترسی به هارد کمتر می شود که نتیجه آن
کمتر مصرف شدن باتری است . بطور کلی هارد یکی از نامرد ترین قطعات لپ تاپ
ها در مصرف برق است بنابرین کارهایی مثل کپی فایل هم در هنگام عدم دسترسی
به برق توصیه نمی شود
چهارشنبه 2/4/1389 - 13:53
خانواده
از هفته پیش خوشحال بودم که دوشنبه آخر ماه تعداد ساعت های کاریم از 200 ساعت رد می کنه و بدون هیچ دغدغه ای می تونم دوشنبه رو دیگه نرم سر کار... وای که چه قدر خوب میشه ... یک روز مرخصی
خوب روز جمعه یک دفعه همسایه بالایی اومد و گفت به علت تعمیرات مجبوریم مزاحمتون بشیم که خدایی نکرده سقف رو سرتون خراب نشه ...
روز شنبه قرار بود بنا ها بیان و کتار رو تموم کنند .... ( از همین الان معلومه که مرخصی ام .... فاتحه ....)
ساعت 9.30 شنبه شب تازه بنا ها اومدند .... همسرم گفت برید فردا بیاید ... اگر فردا همدیر بشه باز همین وضعه ...
همسرم خوشحال بود که قاطعیت به خرج داده
روز یکشنبه بالاخره ساعت 7.30 بعد از ظهر اومدند و کارشون یک ساعته تموم شد ...
روز دوشنبه ...
روز مرخصی ...
روز کار ....
حالا کار من شروع شد، باید تمام خونه رو تمیز کنم ...
ظهر دوشنبه ... نصف کار ها تموم شد ...
رفتم سراغ یخچال ... وای چیزی توش نیست ... باید برم خرید گوشت (چقدر گوشت گرون شده !!!)
ساعت 9 شب دوشنبه ... دیگه حال ندارم ...
نیمرو درست کردم برای شام ...
وای باید زود تر برم بخوابم ...
صبح باید برم سر کار ....
(فکر کنم یک طرحی قرار بود تصویب بشه برای حقوق خانم ها در خانه ... کسی ازش خبری نداره ...)
یک روز مرخصی ام تموم شد ... راستش شک دارم اصلا شروع شده باشه ....
سه شنبه 1/4/1389 - 16:28
خواستگاری و نامزدی
:))
چقدر خنده داره
که یک ساعت خلوت با خدا دیر و طاقت
فرساست. ولی 90 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد میگذره!
·
چقدر خنده داره
که صد هزارتومان کمک در
راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید میریم
کم به چشم میاد!
·
چقدر خنده داره
که یک ساعت عبادت در
مسجد طولانی به نظر میاد اما یک ساعت فیلم دیدن به سرعت میگذره!
·
چقدر خنده داره
که وقتی میخوایم عبادت و
دعا کنیم هر چی فکر میکنیم چیزی به فکرمون نمیاد تا بگیم اما وقتی که
میخوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!
·
چقدر خنده داره
که وقتی مسابقه ورزشی تیم
محبوبمون به وقت اضافی میکشه لذت میبریم و از هیجان تو پوست خودمون
نمیگنجیم اما وقتی مراسم دعا و نیایش طولانیتر از حدش میشه شکایت
میکنیم و آزرده خاطر میشیم!
·
چقدر خنده داره
که خوندن یک صفحه و
یا بخشی از قرآن سخته اما خوندن صد سطر از پرفروشترین کتاب رمان دنیا
آسونه!
·
چقدر خنده داره
که سعی میکنیم ردیف جلو
صندلیهای یک کنسرت یا مسابقه رو رزرو کنیم اما به آخرین صف نماز جماعت یک
مسجد تمایل داریم!
·
چقدر خنده داره
که برای عبادت و
کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمیکنیم اما
بقیه برنامهها رو سعی میکنیم تا آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!
·
چقدر خنده داره
که در روز به هرکس و نا کسی فکر می کنیم بجز اون کسی
که همیشه بهمون فکر می کنه. کسی که توی سجده هاش اول برای مشکلات ما دعا می
کنه و برای گناهامون از خدا طلب بخشش می کنه... و ما... ؟ توی چندمین
لایه ی ذهنمون به فراموشی
سپردیمش...؟
.
چقدر خنده داره
که شایعات
روزنامه ها رو به راحتی باور میکنیم اما سخنان قران و روایات رو به سختی
باور میکنیم و میگیم کی گفته؟!
·
چقدر خنده داره
که همه مردم میخوان بدون
اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدند به بهشت
برن!
·
چقدر خنده داره
که وقتی جوکی رو از طریق
پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال میکنیم به سرعت آتشی که در جنگلی
انداخته بشه همه جا رو فرا میگیره اما وقتی سخن و پیام الهی رو میشنویم
دو برابر در مورد گفتن یا نگفتن اون فکر میکنیم!
·
خنده داره
اینطور نیست؟
·
دارید میخندید؟
·
دارید فکر میکنید؟
·
این حرفا رو به گوش بقیه هم برسونید و
از خداوند سپاسگزار باشید که او خدای دوست داشتنی ست.
·
آیا این خنده دار نیست که وقتی میخواهید
این حرفا را به بقیه بزنید خیلیها را از لیست خود پاک میکنید؟ به خاطر
اینکه مطمئنید که اونا به هیچ چیز اعتقاد ندارند.
·
این اشتباه بزرگیه اگه فکر کنیم دیگران
اعتقادشون از ما ضعیف تره چهارشنبه 29/2/1389 - 15:9
خواستگاری و نامزدی
گاهی آدم مجبور می شوند برای پیدا کردن کار دلخواهش سال ها بگرده و بگرده و بگرده.
حالا فرض کنید کار پیدا کردید....
روز های اول با اشتیاق تمام به سر کار می روید ..........
بعد از چند روز سردرگم هستید
و مدیر شما، خودش هم نمی دونه چی می خواد ...
کلافه می شوید ....
و بعد بی خیال ............
اگر روز های اول کارتون این طوری بگذره شاید مثل من تو ذوقتون بخوره ...........
و بعد، این گردونه رو برای افرادی بعدی تکرار می کنید
..... شما مدیری می شوید که خودش هم نمی دونه چی می خواد ...........
حالا فرض کنید بعد از چند سال چی می شه ...........
من تصمیم گرفتم اگر چنین اتفاقی برام افتاد و چنین مدیری شدم، سریع استعفا بدم یا سریع بفهمم که چی می خوام تا این چرخه یک جا شکسته بشه ........
وگرنه وای به حال مملکتمون ....
يکشنبه 19/2/1389 - 18:7