• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 5
تعداد نظرات : 5
زمان آخرین مطلب : 5808روز قبل
آلبوم تصاویر
شنبه 23/5/1389 - 23:22
دعا و زیارت

 

خدای بزرگ می فرماید :

« ملائکه ی من شب و روز مواظب تو هستند ؛ آن چه را می گویی و انجام می دهی ، کم یا زیاد همه را می نویسند

آسمان بر آنچه از تو دیده است ، شهادت می دهد

و زمین بر آن چه روی آن انجام داده ای گواهی میدهد

خورشید و ماه و ستارگان بر آن چه می گویی و عمل می کنی شهادت خواهند داد

خود نیز بر قلب و بر اعمال مخفی تو آگاهم

                                                                        پس از خودت غافل مباش»

حدیث قدسی ، آداب الطلاب ، ص 5

شنبه 23/5/1389 - 15:13
سياست

حقیقتا امام بزرگوار ما یک استثناء در تاریخ ما و یک قله بلند در حرکت ملت ایران بود . این را نه از باب عشق و علاقه ای که همچنان کانونش در دل ما نسبت به ایشان گرم است ، عرض می کنیم ؛ بلکه نگاه منصفانه ی هرکسی این را تایید می کند  امام حقا و انصافا یک عنصر استثنایی بود . رجال تاریخی کشور را ما می شناسیم . بنده کم و بیش با تاریخ آشنا هستم . این شخصیت جامع را نه در بین علمای بزرگ ما نظیر دارد ، نه در بین زمامداران این کشور نظیر دارد ، نه در بین مصلحان و منادیان تحول در این کشور نظیر دارد . بزرگانی مثل مرحوم سید جمال و تحول خواهانی که در کشور ما یا حتی در دنیای اسلام بودند ، کجا ؛

 این مرد ِ چند بعدی  ِ عمیق  ِ حقیقتا توصیف ناشدنی کجا ؟ ما علما و فقهای بزرگی داشتیم که سخنان و مطالب آن ها در اختیار ماست ؛ امام بزرگوار در ردیف اول این گونه شخصیت ها قرار می گیرد . بنده شرح حال بسیاری از فلاسفه ، عرفا ، دانشمندان علوم عقلی ، سیاسیون ، پیرمردهای پخته و آدم های سنجیده را در کتاب ها خوانده ام یا در زندگی ام با آن ها برخورد داشته ام ؛ حقا فاصله بین آن ها و امام بزرگوار ، فاصله ی زیادی است . هرکدام از ابعاد گوناگون این شخصیت ، به تنهایی از نظایر خود جلوتر و پیشتر است تقوا و پارسایی  ِ این مرد و بی اعتنایی اش به دنیا و زخارف ، مقوله ی دیگری است .

       یک وقت انسان داخل چهار دیواری خانه ی خود نه با دنیا سروکاری دارد ، نه در معرض امتحان قرار می گیرد ؛ ولی پارساست ، یک وقت هم مثل امام با آن  عظمت در قله ی شهرت جهانی قرار دارد و همه ی این انقلاب ، پدید آمده ی اراده و قاطعیت اوست و مردم هم این گونه مخلص او هستند و حاضرند همه ی کارهای امام را حمل به صحت کنند ؛ ولی این طور پارسایی و زهد پیشه می کند . قاطعیت او ، اراده ی راسخ او و عزم پولادین او در کارهای بزرگ هم همینطور است . یعنی هرچه  انسان به این اقیانوس پهناور در ابعاد گوناگون نگاه می کند ، می بیند واقعا توصیف ناشدنی است ، انسان وقتی اقیانوس را از نزدیک می بیند ، یک طور است ؛ ولی در اعماق اقیانوس ، عوالم دیگری مشاهده می کند . انسان در ساحل اقیانوس یک مقدار آب می بیند و ابتدا خیلی تفاوتی بین این مقدار آب و یک استخر بزرگ احساس نمی کند ؛ اما وقتی نیاز پیدا می کند به اعماق اقیانوس برود ، در آن جا عوالم دیگری آشکار می شود و هرچه انسان نزدیک تر می شود و بیشتر تعمق می کند ، چیزهای جدیدتری برای او کشف می شود . در مورد امام هم واقعا همینطور است . این شخصیت استثنایی فقط برای تاریخ نیست . توصیف هایی که ما عرض کردیم ، می تواند کاربرد تاریخی داشته باشد . در تاریخ ایران ، ما شخصیتی داشتیم که کار بزرگی انجام داد ؛ مردم را به حرکت در آورد ؛ جمهوری اسلامی را با همه ی عظمت و غرابتی که داشت ، سراپا کرد و بنایی را به این شکل عظیم و استوار آفرید . خیلی خوب ؛ آیا باید این شخصیت بزرگ را مثل اشیاء پربها در ویترین تاریخ بگذاریم و ما و دیگران آن را تماشا کنیم و از آن تعریف و تمجید کنیم ؟ امام بزرگوار ما این طوری است ؟در این جهت اگر بخواهیم امام را تشبیه کنیم ، باید او را به پیغمبران تشبیه کنیم . وجود و هویت پیغمبران به دوران حیاتشان خلاصه نمی شود ؛ هویتشان در امتداد  تاریخ است ؛ یعنی بعد از خودشان ، وجود آنها باید در تعلیم و دین و راهشان ادامه پیدا کند ؛ این میشود پیغمبر اولوالعزم ؛ والا زندگی پیغمبران هم مثل بقیه انسانهای دیگر می شود ؛ پنجاه سال ، شصت سال ، صد سال در این دنیا زندگی کرده اند و عظمت هایی آفریده اند ؛ بعدهم رفته اند . بنابراین مساله به اینجا تمام نمی شود . اگر این طــور بود امــروز در دنیا از دین و مــعــارف پیامبران اثری نبود ؛ در حالی که درست عکس این است ؛ امروز همه ی معارف والای بشری زاییده ی تفکرات پیغمبران است ؛ ولو به واسطه . آن ها بودند که عدالت و اخلاق و توجه به خدا و بیرون آمدن از خود و فداکاری برای انسان ها و دیگر فضایلی که امروز قابل قبول همه ی مردم دنیاست فریاد زدند و پرچم آن را بلند کردند ؛ والا دنیا دست مستکبران و زورمداران بود . چرا باید اسم عدالت و تفکر آزاد و برادری و فداکاری و ایثار بماند و همیشه به عنوان یک ارزش زنده باشد ؟ این به برکت تعلیم پیامبران است . آن ها این معارف را آفریدند و رفتند . حیات آن ها در آن پنجاه ، شصت سال خلاصه نمی شود ؛ حیات آن ها عبارت است از جریان این معارف در طول تاریخ ، تا انسان ها را هدایت کنند . امام ما هم این گونه است . این جاست که وقتی انسان تامل می کند ، می فهمد علت این که روی این شخصیت بزرگ این طور متمرکز شده اند و حتی بعد از وفات او تا امروز دشمنان در صدد تخریب چهره ی او بر آمدند ، چیست . هدف از تخریب او عبارت است از پاک کردن راه او و از بین بردن خطی که او ترسیم کرده . اگر ارادتمندان و پیروان امام از او دم می زنند ، فقط به خاطر این نیست که می خواهند سپاسگزاری و قدردانی کنند یا از یک حقیقت زیبا و برجسته تمجید نمایند ؛ مساله این است که می خواهند این راه بماند و این پرچم همچنان هدایت گر کسانی باشد که دنبال راه می گردند . همه ی ما باید نسبت به امام این گونه فکر کنیم . همه ی کسانی که در این کشور با مبانی امام و راه اسلام و راهی که امام طی کرد ، مخالف بودند ، سعی کردند امام به فراموشی سپرده شود ؛ برای این که این راه گم شود . امروز سعادت کشور ما در ادامه ی راه امام است . امروز همه ی آرمان های بحقی که این ملت دارد ، به وسیله ی خط امام و راه امام تامین می شود ؛  این را من با محاسبه و دقت و با قرائن و شواهد عینی و ملموس عرض می کنم . این ملت اگر امروز بخواهد در مقابل قدرت های استکباری شکل گرفته بایستد و هویت و استقلال خود را حفظ کند و بتوانند با رای و نظر خود ، راه زندگی اش را انتخاب کند ، هیچ راهی ندارد جز این که به خط امام و راه امام متمسک شود؛ هم تفکرات او را در مجرای زندگی و عمل و فکر قرار دهد و هم شیوه ی او را . شیوه ی او ، تسلیم شدن به فرم و الگوی بیگانه نبود . این طور نبود که میدان بازی را دشمن معین و ترسیم کند و چون هر بازیکنی یک طور بازی می کند ، امام هم در آن میدان مشغول کار شود ؛ نخیر ، میدان را خودش انتخاب و ترسیم می کرد ؛ لذا دشمن را غافل گیر می کرد . امام ساز و کار استکباری  ِ امروز دنیا را به هم می زد . علت این که کسانی از آن طرف دنیا بلند شدند به اینجا آمدند و با این که نه اختلاف ارضی با ما داشتند ، نه اختلاف در منافع روزمره ی دولتی با ما داشتند ، با امام دشمنی کردند این است که امام به قلب هدف زده بود . امروز شما اگر به کشورهای درجه دوی دنیا مراجعه کنید می بینید که برنامه های خودشان را با توجه به خواست استکبار ترسیم و معین می کنند ؛ اگر هم بپرسی چرا می گویند چاره چیست ؛ امروز این ها قادرند امروز این ها مسلط اند . یعنی همه بر اساس الگوی آن ها حرکت می کنند ؛ منتها هرکس با ابتکاری نسبت به منافع خاص خودش . بنابراین در میدانی که آن ها ترسیم کرده اند همه دارند بازی می کنند ؛ ولی امام این قاعده را به هم زد ؛ رفت روی همان اهداف حقیقی  ِ خود و برای آن ها کار کرد و اسم اسلام را آورد .

 

جمعه 22/5/1389 - 23:57
سياست
مروری اجمالی بر قاجاریان این سلسله داراى هفت پادشاه بوده كه آشنایى اجمالى با زندگى سیاسى هر كدام ضرورى است:1- آغا محمّدخان‏وى اوّلین پادشاه این سلسله بود كه با سركوبى رقباى خود از خاندان زندیه توانست در سال 1166 ش/ 1794 م سلسله قاجاریه را بنا نهد. آغا محمد خان با توجّه به اوضاع جهانى و نیز شجاعت و تدبیرى كه داشت توانست اقدامات مؤثّرى در جهت حفظ تمامیّت ارضى ایران انجام دهد كه از جمله آنها تصرف تفلیس در دو مرحله و بازگرداندن بلخ به ایران بود، امّا جنایات هولناك وى ضربات مهلكى بر ایران وارد كرد. به عنوان مثال وى پس از لشكركشى به كرمان جهت سركوب لطفعلى خان زند و فائق آمدن بر وى، دست سربازان خود را به مدّت سه روز جهت هرگونه جنایتى در آن شهر بازگذاشت. در نهایت خود دستور داد كه چشم مردان كرمان را با وضع فجیعى از حدقه درآورند. او براى اخذ جواهرات نادرى از شاهرخِ نابینا، به شكنجه‏هاى گوناگون متوسّل شد. در اوّلین لشكركشى به تفلیس و پیروزى بر آراكلى خا ن سربازان وى جنایات بى‏شمارى در داخل شهر انجام دادند. خود وى نیز دستور قتل هفتاد نفر از اهالى آن شهر را كه به استقبالش آمده بودند صادر كرد! این جنایات یكى از زمینه‏هاى مهمّ جدایى بعدى‏ گرجستان را از ایران فراهم كرد. این پادشاه در لشكركشى دوّم به تفلیس، به دست لشكریانِ خود به قتل رسید. 2- فتحعلى شاه‏وى با وصیّت آغامحمدخان و مساعدت حاجى ابراهیم كلانتر توانست در 1169 ش/ 1797 م تاجگذارى كند. دوران سلطنت وى مقارن با رقابت شدید قدرتهاى بزرگ، بویژه روس و انگلیس در ایران بود. در این دوره روسیه ضمن الحاق رسمى گرجستان به خاك خود، جنگ بزرگى را علیه ایران آغاز كرد كه ده سال طول كشید. در این جنگ، علاوه بر تلفات و خسارات دوران جنگ، به موجب پیمان گلستان قسمتهاى مهمّى از خاك ایران از جمله داغستان، گرجستان، ارمنستان، گنجه، شكّى و ... از ایران جدا شده؛ و ایران حق كشتیرانى در دریاى خزر را نیز از دست داد. آنچه كه زمینه‏ساز اصلى شروع جنگ دوّم ایران و روس شد ابهام در تعیین حدود مرزها بود؛ كه البته جنگ دوم نیز باعث جدا شدن قسمتهایى دیگر از خاك ایران از جمله ایروان و نخجوان شد و مرزهاى بین دو كشور رود ارس قرار گرفت؛ ضمن آنكه براى اولین بار به صورت رسمى به یك كشور خارجى (روسیه) امتیاز كاپیتولاسیون اعطا شد.كشور ایران كه در این دوران از ضعف شدید برخوردار بود درصدد اتّحاد با كشورهایى مانند فرانسه و انگلستان برآمد و به عقد قراردادهایى همچون «فین‏كن‏اشتاین» با فرانسه و پیمان‏هاى «مجمل» و «مفصّل» با انگلستان مبادرت كرد ولى این اتّحادها نه تنها نتیجه مثبتى در برنداشت بلكه با تنها گذاشتن ایران در مراحل حسّاس جنگ، زمینه را براى شكست ایران فراهم كرد.در پى شكستِ ایران در جنگِ دوّمِ ایران و روس و اعمال خودسرانه «گریبایدوف» سفیر روسیه مبنى بر انتقال زنان گرجى مسلمان شده به سفارت جهت بازجویى در زمینه تمایل یا عدم تمایل آنها براى سكونت در ایران، مردم خشمگین به سفارت حمله برده كلّیه افراد روسى داخل سفارت را به قتل رساندند. روسها نیز كه پى به واقعیت برده‏ بودند با معذرت‏خواهى رسمى توسط دولت ایران موضوع را خاتمه یافته تلقّى كردند.واقعه دیگر زمان فتحعلیشاه لشكركشى به هرات توسط عباس‏میرزا و پسرش محمدمیرزا بود كه موقعیّتى جهت بازگرداندن هرات به ایران به دست نداد. علّت اصلى این شكست، كارشكنى‏هاى جدّى انگلیسیها در راه ورود نیروهاى ایرانى به هرات بود. در این زمان كه جهان در حال پیشرفت بود فتحعلى شاه خود را شاه شاهان مى‏خواند. در حالى كه وى با اشتغال به حرمسراى عریض و طویل خود، از اوضاع جهان (بلكه ایران) كاملًا بى‏اطلاع بود.3- محمدشاه‏پس از مرگ فتحعلى شاه، محمدمیرزا با توجّه به دراختیار داشتن نیروى نظامى و حمایت روس و انگلیس از وى و همچنین داشتن وزیرى لایق همچون «میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانى» توانست بر رقباى خود فائق آید و در سال 1206 ش/ 1834 م تخت سلطنت را تصاحب كند. وى در دوران سلطنت خود اقدام به لشكركشى جهت تسخیر هرات كرد ولى مجدداً به علّت كارشكنى انگلیس موفقیتى به دست نیاورد.میرزا ابوالقاسم كه در زمان سلطنت محمد شاه به عنوان صدر اعظم انتخاب شده بود به علّت بدگویى افراد چاپلوس و وابسته به بیگانه از وى در نزد شاه و عدم خوش‏آیند شاه از استقلال نظر صدر اعظم، به دستور شاه به قتل رسید. با این قتل، اقدامات اصلاحى قائم‏مقام كه در جهت پیشرفت و ترقّى كشور صورت مى‏گرفت نیز پایان گرفت. وى تنها كسى بود كه در دربار محمّد شاه حاضر به اخذ رشوه نبود. «1»4- ناصرالدین شاه‏پس از مرگ محمّدشاه، ناصرالدین میرزا در معیّت سفراى روس و انگلیس و وزیر لایق و كاردان خود، میرزا تقى خان فراهانى، به طرف تهران حركت كرد و در 1220 ش/ 1848 م بر تخت سلطنت جلوس كرد. اوّلین صدر اعظم وى میرزا تقى خان فراهانى‏ ملقّب به امیركبیر در سه سال و اندى صدارتش اصلاحات فراوانى در زمینه‏هاى اقتصادى، فرهنگى، سیاسى و نظامى انجام داد كه باعث پیشرفتهاى شگرفى در این دوره كوتاه شد. بدگویى متملّقان و چاپلوسان و توطئه‏هاى سفراى روس و انگلیس، منجر به صدورِ حكم قتل امیر به امضاى شاه شد. استبداد و استعمار در دوران سلطنت پنجاه ساله ناصرالدین شاه به اوج خود رسید.سفرهاى شاه به خارج نه تنها باعث تحوّلى در كشور نشد بلكه از ترس اطلاع مردم از تحوّلات كشورهاى اروپایى و اعتراض آنها علیه سلطنت، بر فشار و اختناق موجود افزوده گشت به طورى كه مردم تا قبل از نهضت تنباكو هرگز فكر نمى‏كردند بتوانند علیه وى اعتراض موفقیّت‏آمیزى صورت دهند. استعمار نیز با اخذ امتیازات گوناگون از جمله «رویتر»، انحصار توتون و تنباكو- رژى- توسط انگلیس و امتیازات بانك استقراضى و شیلات توسط روسیه سعى در نفوذ هر چه بیشتر در ایران داشت. حركت مردمى بر ضد امتیاز انحصارى توتون و تنباكو به رهبرى مرحوم میرزاى شیرازى در همین زمان صورت گرفت كه در نهایت با پیروزى مردم به پایان رسید. همچنین در زمان سلطنت وى، هرات و سرزمین تركستان (تركمنستان) براى همیشه از ایران جدا شد. سرانجام ناصرالدین شاه در حالى كه مشغول برگزارى جشن پنجاهمین سال سلطنت خود بود توسط میرزا رضاى كرمانى كه تحت تأثیر افكار سید جمال‏الدین اسدآبادى قرار داشت كشته شد. «1»5- مظفرالدین شاه‏وى در سال 1268 ش/ 1896 م جانشین پدر شد. او با وامهاى كلانى كه از روسیه گرفت دو سفر اروپایى جهت تفریح و خوشگذرانى انجام داد و با این كار، بر نابسامانى اوضاع اقتصادى كشور افزود. با توجّه به تحوّلات سیاسى- اجتماعى در كشورهاى دیگر و آگاهى نسبى ایرانیان با آن و با توجّه به ظلم و بى‏عدالتى موجود، مردم و روحانیون اعتراضات دامنه‏دارى را صورت دادند و خواستار تأسیس عدالتخانه جهت رسیدگى به‏ تظلمات مردمى شدند. هر چند پس از مهاجرت صغیر،  شاه فرمان تأسیس عدالتخانه را صادر كرد ولى عوامل استبداد از جمله صدر اعظم، امین‏الدوله» حاضر به اجراى آن نشدند. در مرحله بعدى با انجام مهاجرت كبیر،  شاه به خواست جدید مردم تن داد و فرمان مشروطیت را صادر كرد و براى اوّلین بار مجلس شوراى ملّى تشكیل شد. در این دوره نیز همانند قبل، اعطاى امتیازات گوناگون به خارجیان تداوم یافت. از جمله آنها امتیاز نفت بود كه به یك انگلیسى به نام دارسى داده شد.6- محمد على شاه‏محمدعلى شاه در زمان حكومت خود در تبریز بر ضد مشروطه‏خواهان اقدام كرد، ولى براى اینكه بتواند به سلطنت برسد تغییر روش داد و به طور ظاهرى با مشروطیت و قانون اساسى تنظیم شده موافقت كرد، امّا به محض رسیدن به سلطنت بناى مخالفت با مشروطه را گذاشت. اوّلین اظهار مخالفت را با عدم دعوت نمایندگان مجلس در جشن تاجگذارى بروز داد. او با دعوت از «امین‏السلطان» جهت پذیرشِ مقام «صدارت عظمى‏» زمینه سركوبى نهضت را هم فراهم كرد. وى سوگند یاد كرده و پشت قرآن با دست‏خط و امضاى خود نوشته بود كه هرگز علیه مشروطیت اقدام نكند. امّا او كه از محدودیتها و سلب اختیارات توسّط قانون اساسى مشروطیت بشدّت عصبانى بود، مدّتى بعد به كمك قواى قزّاق و فرمانده روسى آنها به نام «لیاخوف» مجلس را به توپ بست. پس از این سركوبى، حكومت وى كه به «استبداد صغیر» معروف شده است آغاز شد. در این زمان انقلابیون از رشت و اصفهان به سوى تهران حركت كرده و دوباره پایتخت را فتح نمودند.پس از آن، در حالى كه محمدعلى شاه به سفارت روس پناهنده شده بود توسط شورایى از مشروطه‏خواهان براى همیشه از سلطنت خلع و پسرش احمد میرزا كه بیش از یازده‏سال نداشت به پادشاهى و «عضدالملك» رئیس ایل قاجار به عنوان نیابت سلطنت منصوب شد.7- احمد شاه‏وى پس از عزل پدر و در حالى كه اوضاع سیاسى- اجتماعى كشور بشدّت نابسامان بود به پادشاهى رسید. مشروطه خواهان ضمن پیروزى اوّلیه هنوز موفّق به تثبیت اوضاع نشده بودند. مجلس هم براى سر و سامان دادن به اوضاع مالیه كشور، از هیأتى آمریكایى به ریاست مورگان شوستر «1» كمك خواست. وى كه با اختیارات تام مشغول به خدمت شد هنگامى كه تصمیم گرفت «ماژور استوكس» «2» انگلیسى را به عنوان فرمانده ژاندارمرىِ خزانه تعیین كند با اولتیماتوم روسها روبرو شد. بالاخره مجلس مجبور شد كه شوستر را از كار بركنار كند. احمد شاه كه هنوز كفایت لازم جهت انجام امور حكومتى را نداشت، در پى كودتا 1299 ه. ش با فراهم نمودن وسایل سفر توسط رضا خان به اروپا رفت و هرگز برنگشت. در این زمان انقلاب بلشویكى در روسیه رخ داده و احتمال نفوذ كمونیسم در ایران و منطقه مى‏رفت. از این رو انگلستان تصمیم به ایجاد یك حكومت مقتدر مركزى در ایران توسط رضا خان گرفت. با اعمال این سیاست زمینه براى انقراض سلسله قاجاریه و روى كار آمدن خاندان پهلوى فراهم شد.
جمعه 22/5/1389 - 23:51
سينمای ایران و جهان

هالیوود با ساخت فیلمی هدفمند به نام "SALT" به کارگردانی"فیلیپ نویس" یکبار دیگر در خدمت دستگاه سیاسی و اطلاعاتی ایالات متحده قرار گرفت، در این فیلم آنجلینا جولی بازیگر آمریکایی نقش اصلی را ایفا کرده و به ناجی جهان اسلام تبدیل می شود.

سناریوی فیلم که بر اساس اهداف اطلاعاتی ساخته شده از آنجا جالب می شود که یک جاسوس روسی در ماموریتی از جانب کرملین مامور حمله هسته ای به تهران و مکه با استفاده از کلاهکهای اتمی آمریکا از خاک این کشور می شود تا با این اقدام علاوه بر کشتن میلیونها مسلمان خشم جهان اسلام را از آمریکا برانگیزند.
اینجاست که قهرمان آمریکایی فیلم با بازی آنجلینا جولی وارد می شود و از وقوع جنگ جهانی سوم جلوگیری می کند.
فیلیپ نویس کارگردان استرالیایی تبار فیلم "سالت" به ساخت فیلم های جاسوسی در هالیوود مشهور است.
به واقع این سوال مطرح است که گردانندگان هالیوود که ارتباط آنها با سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) علنی و مشخص است این بار با سناریوی این فیلم سیاسی چه هدفی را دنبال می کنند.

پنج شنبه 21/5/1389 - 23:4
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته