• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 11
تعداد نظرات : 79
زمان آخرین مطلب : 6111روز قبل
دانستنی های علمی

سیمرغ

سیمُرغ نام یکی چهرهٔ اسطوره ای-افسانه‌ای ایرانی است. او نقش مهمی در داستان های شاهنامه دارد. کنامش کوه اسطوره‌ای قاف است. دانا و خردمند است و به رازهای نهان آگاهی دارد. زال را می پرورد و همواره او را زیر بال خویش پشتیبانی می‌کند. به رستم در نبرد با اسفندیار رویین تن یاری می‌رساند و... جز در شاهنامه دیگر چامه سرایان پارسیگوی نیز سیمرغ را چهرهٔ داستان خود قرار داده‌اند. از آن دسته‌است منطق الطیر عطار نیشابوری.

سیمرغ ساسانی

نشان سیمرغ در دوره ایران ساسانی، بر بسیاری از جاها نقش بسته و شاید نشان رسمی امپراتوری ایران بوده باشد. نگاره های کشف شده بر بخش باختری دیوار افراسیاب، در شهر سمرقند، شاه یا شاهزاده ای را نمایش می دهند که نشان سیمرغ، همانند جامه خسرو پرویز بر دیوار طاق بستان، روی جامه اش نقش بسته. پژوهشگر نگاره های دیوار افراسیاب بر این باور است که این نگاره، پیکر یزدگرد سوم آخرین شاه ساسانی را نشان می دهد، چون بیش از یکصد پیکره بر روی دیوار افراسیاب وجود دارند، اما فقط یک نفر جامه اش به نشان سیمرغ آراسته شده. جامه ای دیگر از ابریشم، از دوران ساسانی، در موزه سرنوچی پاریس به نمایش گذاشته شده که همان نشان را دربر دارد. شمار فراوان کاشی های بازمانده از ایران ساسانی، همچنین چندین کاسه و ظرف سیمین و زرین نیز، سیمرغ را در همان قالب و همان نقش نشان می دهند.

پیشینه

پیشینه حضور این مرغ اساطیری در فرهنگ ایرانی به دوران باستان می‌رسد. آن چه از اوستا و آثار پهلوی بر می‌آید، می‌توان دریافت که سیمرغ، مرغی است فراخ بال که بر درختی درمان بخش به نام «ویسپوبیش» یا «هرویسپ تخمک» که در بردارندهٔ تخمهٔ همهٔ گیاهان است، آشیان دارد. در اوستا اشاره شده که این درخت در در دریای «وروکاشاً» یا «فراخکرت» قرار دارد. کلمهٔ سیمرغ در اوستا به صورت «مرغوسئن» آمده که جزء نخستین آن به معنای «مرغ» است و جزء دوم آن با اندکی دگرگونی در پهلوی به صورت «سین» و در فارسی دری «سی» خوانده شده‌ است و به هیچ وجه نمایندهٔ عدد ۳۰ نیست؛ بلکه معنای آن همان نام «شاهین» می‌شود. شاید هدف از این واژه (سی) بیان صفت روحانیت آن مرغ بوده ‌است. (۱)

سیمرغ پس از اسلام هم در حماسه‌های پهلوانی هم در آثار عرفانی حضور می‌یابد. سیمرغ در شاهنامهٔ فردوسی دو چهرهٔ متفاوت یزدانی (در داستان زال) و اهریمنی (در هفت خوان اسفندیار) دارد. زیرا همهٔ موجودات ماوراء طبیعت نزد ثنویان (دوگانه پرستان) دو قلوی متضاد هستند. سیمرغ اهریمنی بیشتر یک مرغ اژدهاست، فاقد استعدادهای قدسی سیمرغ یزدانی است و به دست اسفندیار در خوان پنجمش کشته می‌شود. ورود سیمرغ یزدانی به شاهنامه با تولد «زال» آغاز می‌شود.

«سام» پدر زال فزمان می‌دهد فرزندش را که با موهای سپید به دنیا آمده در صحرا رها کنند تا از بین برود. سیمرغ به سبب مهری که خدا در دلش می‌افکند، زال را به آشیانه می‌برد و می‌پرورد. سرانجام وقتی سام به دنبال خوابی که دیده ‌است به پای البرز کوه (جایگاه سیمرغ) (۲) به سراغ زال می‌آید، سیمرغ بعد از وداع با زال پری از خود را به او می‌دهد تا به هنگام سختی از آن استفاده کند. سیمرغ دو جا در شاهنامه کمک های مهمی به زال می‌کند. یکی به هنگام به دنیا آمدن رستم که به علت درشت بودن تولدش با مشکل مواجه شده‌ است و سیمرغ با چاره جویی به هنگام، این مشکل را بر طرف می‌کند. دیگری به هنگام جنگ رستم و اسفندیار است که رستم ناتوان از شکست دادن اسفندیار با روشی که سیمرغ به وی می‌آموزد موفق می‌شود اسفندیار را در نبرد مغلوب کند. سیمرغ هم چنین زخم های بدن رستم را درمان می‌کند.

اگرچه در شاهنامه سیمرغ به منزلهٔ موجودی مادی تصویر می‌شود، اما صفات و خصوصیت های کاملاً فرا طبیعی دارد. ارتباط او با این جهان تنها از طریق زال است. به یکی از امشاسپندان یا ایزدان یا فرشتگان می‌ماند که ارتباط گهگاهشان با این جهان، دلیل تعلق آنها با جهان مادی نیست. سیمرغ در دیگر متون اساطیری فارسی هم چون «گرشاسب نامه» اسدی توسی، چهره‌ای روحانی و فرا طبیعی ندارد. اصولاً جز در بخش اساطیری شاهنامه، بعد از اسلام ما متن اساطیری به معنای حقیقی کلمه نداریم، به همین سبب است که سیمرغ تنها با شخصیت و ظرفیت بالقوه تاویل پذیری اسطوره ایش که در شاهنامه ظاهر می‌شود، به آثار منظوم و منثور عرفانی فارسی راه می‌یابد و از طریق شخصیت رمزی خود در عنصرهای فرهنگ اسلامی جذب می‌گردد. اما روشن نیست که دقیقاً از چه زمانی و به دست چه کسی سیمرغ صبغهٔ عرفانی گرفته ‌است.

پس از شاهنامهٔ فردوسی کتاب های دیگری نیز در ادبیات فارسی هست که در آنها نشانی از سیمرغ و خصوصیاتش آمده ‌است. از جملهٔ آنها کتاب ها و رساله های زیر را می‌توان بر شمرد: رسالة الطیر ابن سینا، ترجمهٔ رسالة الطیر ابن سینا توسط شهاب الدین سهروردی، رسالة الطیر احمد غزالی، روضة الفریقین ابوالرجاء چاچی، نزهت نامهٔ علایی (نخستین دانش نامه به زبان فارسی)، بحر الفواید (متنی قدیمی از قرن ششم که در قرن چهار و پنج شکل گرفته و در نیمهٔ دوم قرن ششم در سرزمین شام نوشته شده‌است) و از همه مهم تر منطق الطیر عطار.

منطق الطیر عطار داستان سفر گروهی از مرغان به راهنمایی هد هد به کوه قاف برای رسیدن به آستان سیمرغ است. هر مرغ به عنوان نماد دستهٔ خاصی از انسان‌ها تصویر می‌شود. سختی های راه باعث می‌شود مرغان یکی یکی از ادامهٔ راه منصرف شوند. در پایان، سی مرغ به کوه قاف می‌رسند و در حالتی شهودی در می‌یابند که سیمرغ در حقیقت خودشان هستند. اکثر محققان ادبیات، از جمله «دکتر شفیعی کدکنی» بر این باورند که در این داستان، سیمرغ رمزی از وجود حق تعالی است. سیمرغ رمز آن مفهومی است که نام دارد و نشان ندارد. ادرک انسان نسبت به او ادراکی است «بی چگونه». سیمرغ در ادبیات ما گاهی رمزی از وجود آفتاب که همان ذات حق است، نیز می‌شود. ناپیدایی و بی همتا بودن سیمرغ، دستاویزی است که او را مثالی برای ذات خداوند قرار می‌دهد.

 سیمرغ یا جبرئیل؟

پژوهشگر دیگر ادبیات، «دکتر پورنامداریان»، بر این باور است که در این داستان، سیمرغ در حقیقت رمز «جبرئیل» است. چرا که تقریباً تمام صفات سیمرغ در وجود جبرئیل جمع است. صورت ظاهری آنها (بزرگ پیکری،شکوه و جمال، پر و بال) به هم شباهت دارد. بنا بر آیهٔ یک سوره «فاطر» فرشته‌ها بال دارند. در داستان زال و سیمرغ، سیمرغ واسطهٔ نیروی غیبی است و زال هم سیمایی پیامبر گونه دارد. این ارتباط بی مانند به ارتباط جبرئیل (فرشتهٔ وحی) و پیامبران نیست. شبیه داستان پرورش کودک بی پناه توسط سیمرغ در مورد جبرئیل در فرهنگ اسلامی وجود دارد.

جبرئیل نگهدارندهٔ کودکان بنی اسرائیل است که مادرانشان آنها را از ترس فرعون در غارها پنهان کرده‌اند. مشابه عمل التیام بخشی زخم های رستم توسط سیمرغ را، در فرهنگ اسلامی در واقعهٔ شکافتن سینهٔ رسول خدا در ارتباط با واقعهٔ معراج می‌بینیم. هم چنان که سیمرغ بر درخت «هروسیپ تخمک» آشیان دارد، جبرئیل نیز ساکن درخت «سدرة المنتهی» است.

سیمرغ گاهی با مرغان اساطیری دیگر مثل «عنقاً» خلط می‌شود. عنقا از ریشه «عنق» و به معنای «دارندهٔ گردن دراز» است. وجه مشترک سیمرغ و عنقا «مرغ بودن» و «افسانه‌ای بودن» است. در واقع عنقا یک اسطورهٔ جاهلی عرب است و سیمرغ یک اسطورهٔ ایرانی. شباهت های گفته شده باعث شده که در ذهن شاعران و نویسندگان این دو مرغ اسطوره‌ای گاهی به هم مشتبه شوند، حال آن که درحقیقت دو خاستگاه متفاوت دارند.

 پانویس

  • ۱- «سین» در «هفت سین» نوروز هم، بار معنایی مشابه دارد و می‌توان از آن تعبیر به «مقدس» کرد.
  • ۲- مفسران در تفسیر آیه «ق والقرآن المجید» منظور از «ق» را کوه قاف نیز شمرده اند و در وصف آن نوشته‌اند که این کوه گرداگرد عالم را فرا گرفته. عالم را در میان گرفتن، صفت کوه «هَرَه بِرِزئیتی» اوستایی، «هربرز» پهلوی و «البرز» فارسی دری است. «یاقوت حموی» جغرافی دان معروف هم به صراحت نوشته ‌است که کوه قاف را پیشتر البرز می‌خوانده‌ اند. (ارض ملکوت، هانری کربن، ص ۵۴-۵۵)

منبع ها

  • ۱- منطق الطیر، عطار نیشابوری، تصحیح محمد رضا شفیعی کدکنی، انتشارات سخن، ۱۳۸۳
  • ۲- دیدار با سیمرغ، تقی پورنامداریان، انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۷۴
  • ۳- سی مرغ و سیمرغ، علینقی منزوی، انتشارات راه مانا، ۱۳۷۹
  • ۴- سیمرغ در قلمرو فرهنگ ایران، علی سلطانی گرد فرامرزی، انتشارات مبتکران، ۱۳۷۲
  • ۵- نقد تطبیقی ادیان و اساطیردر شاهنامه فردوسی و خمسه نظامی و منطق الطیر عطار، حمیرا زمردی، انتشارات زوار، ۱۳۸۲

بخشی از مطالب برگرفته از دانشنامه رشد.

رضاعلی اکبری21:42:35

چهارشنبه 15/7/1388 - 21:38
دانستنی های علمی

دروغ بزرگ.

دروغ بزرگ اصطلاحی است که اولین بار آدولف هیتلر در کتاب زندگی‌نامهٔ خود از آن استفاده کرد و نمایندهٔ تکنیکی در تبلیغات سیاسی است. هیتلر در کتاب نبرد من می‌گوید مردم شکست آلمان را در جنگ جهانی اول به این دلیل پذیرفتند که یهودی‌های دارای نفوذ در مطبوعات از این تکنیک استفاده کردند. از نظر او این روش مستلزم آن است که دروغ چنان عظیم باشد که هیچ کس باور نکند که «کسی آنقدر گستاخ باشد که چنین بی‌شرمانه حقیقت را تحریف کند». اولین مورد استفادهٔ دروغ بزرگ در این جملهٔ معروف او مستند شده است: «در دروغ بزرگ همواره نیروی قابل باور بودن موجود است.»

بعدها ژوزف گوبلز که وزیر تبلیغات هیتلر بود این تئوری را با کمی تغییر بدین گونه بیان کرد که دروغ بزرگ یکی از روش‌های تبلیغاتی مورد استفادهٔ انگلستان است که دروغ بزرگی می‌گویند و در ضمن تحت هر شرایطی بر صحت آن پافشاری می‌کنند.

شایع است که گوبلز روایت خود از روش دروغ بزرگ را بدون نسبت دادن آن به یهودی‌ها و یا متفقین مورد استفاده قرار می‌داد. این روایت بدون منبع شایع‌ترین نمونهٔ استفاده از دروغ بزرگ است و بر اساس آن معمولاً فرض گفته می‌شود که گوبلز خود مبدع تکنیک دروغ بزرگ بوده است.

در صفحهٔ ۵۱ گزارشی که از طرف دفتر خدمات استراتژیک ایالات متحده در مورد شرح حال روحی هیتلر منتشر شده بود چنین آمده است:

«اولین قانون او این است که هیچ‌وقت نگذارید مردم دلسرد شوند، هیچ‌وقت خطا و تقصیری را نپذیرید، هیچ‌وقت تصدیق نکنید که دشمن ممکن است صفت خوبی داشته باشد، هیچ‌وقت جایی برای جایگزین باقی نگذارید، در آن واحد روی یک دشمن متمرکز شوید و تقصیر هر اتفاق بدی را بر گردن او بیاندازید. مردم دروغ بزرگ را زودتر از دروغ کوچک باور می‌کنند و اگر دروغی را مکرراً تکرار کنید، دیر یا زود آن را باور خواهند کرد.»

يکشنبه 12/7/1388 - 14:26
ورزش و تحرک

منچستر یونایتد

منچستر یونایتد
تصویر:Manchester United FC.png
نام کامل : باشگاه منچستر یونایتد
القاب : شیاطین سرخ ، منچستر یونایتد
بنیان گذار : نیوتن هیث در سال 1878
ورزشگاه شخصی : الد ترافورد
ظرفیت : 76،212
مدیریت : تصویر:Flag of the United States.svg ژول و آورام گلیزر
مربی : تصویر:Flag of Scotland.svg سر الكس فرگوسن
کاپیتان : تصویر:Flag of England.svg گری نویل
لیگ : لیگ برتر
 


باشگاه منچستر یونایتد یکی از باشگاه های لیگ برتر انگلیس است که دارای استادیومی شخصی به نام الد ترافورد می باشد . این ورزشگاه دارای ظرفیت 75 هزار نفری است كه بعد از ویمبلی بزرگترین ورزشگاه انگلیس محسوب می گردد. بنا بر گفته سر بابی چارلتون به این ورزشگاه " تئاتر رویا ها " نیز می گویند .

درحال حاضر این باشگاه با داشتن حدود پنجاه میلیون هوادار در تمام دنیا، پر طرفدارترین تیم حال حاضر در جهان می باشد . این تیم پر افتخار ترین تیم لیگ فوتبال جزیره نیز هست که در طی بیست سال از سال 1986 توانسته اند 18 بار قهرمان مسابقت مختلف بشوند . آن ها اولین قهرمانی جام باشگاه های اروپا را با پیروز 4 بر 1 در برابر بنفیکا در سال 1968 کسب کردند .آن ها با قهرمانی در 11 جام حذفی انگلستان نیز پر افتخار ترین در این زمینه می باشند .

از سال 1990 باشگاه منچستر یونایتد یکی از ثروتمند ترین باشگاه های دنیا گشت و تا به امروز که در رتبه چهارم ثروتمند ترین باشگاه ها قرار دارد ، دچار لغزش نشده است .

مربی فعلی باشگاه سر الکس فرگوسن است که از ششم نوامبر سال 1986 سکان هدایت تیم را در دست دارد . گری نویل نیز بعد از خداحافظی روی کین از فوتبال در سال 2005 کاپیتانی تیم شیاطین سرخ را بر عهده گرفته است .

 تاریخچه

مقدمه

بدون تردید شهر منچستر را باید یكی از شهرهای بزرگ و مطرح در زمینه امكانات ورزشی در جهان قلمداد كرد . این شهر با داشتن موقعیت عالی تجاری واستادیومی زیبا ، چون الد ترافورد كه در سراسر انگلستان مطرح است ، تا به حال میزبانی موفقی را انجام داده كه آخرین بار آن بازی فینال لیگ قهرمانان اروپا در سال (2002-2003) بین تیمهای یوونتوس و میلان بود . اما استادیوم الد ترافورد كه هم اكنون 76000 نفر گنجایش دارد عاملی بوده تا شهر منچستر همیشه در زمینه فوتبال و امكانات زبانزد خاص و عام باشد . با این حال نباید توفیق منچستر را از لحاظ فوتبال تنها به این استادیوم اختصاص داد و باید عواملی چون باشگاههای حرفه ای كه بالغ بر 8 تیم است را به آن اضافه كرد.البته موفقیت این شهر تجاری تنها به خاطر فوتبال نیست ، بلكه باید عواملی دیگر چون انقلاب صنعتی كه برای اولین بار دراین شهر روی داد و از منچستر شهری مدرن « كاتن پولیس » ساخت را در آن سهیم كرد . از لحاظ منابع تفریحی و ورزشی ، منچستر بعد از دوران تجدد تقریبا به شهری كامل بدل شده است. در حال حاضر (قرن 21) با كاملتر شدن این مجموعه و اضافه شدن مراكز تفریحی كه در سراسر این شهر وجود دارد خود را از لحاظ توریستی بودن زبانزد خاص و عام كرده است . اكنون این شهر بیش از 43000 صندلی در تئاترها و 56 موزه و گالری دارد كه در نوع خود بی نظیر است . به لحاظ تاریخی نیزاین شهر با وجود بناهای دوران ملكه ویكتوریا مطرح بوده و عاملی را بوجود آورده تا همگان از آن بعنوان یك شهر درجه اول یاد كنند .

منچستر یونایتد در گذر زمان

این باشگاه در سال۱۸۷۸ توسط لانکاشایر و یورک شایر (Lancashire & Yorkshire) تاسیس شد. این باشگاه در سال ۱۸۸۵ به طور حرفه ای به کار خود ادامه داد و تیم فوتبال حرفه ای را بنیان نهادو در سال ۱۹۰۲ به همین نام شناخته شد . این باشگاه از آن مردان عادی جامعه بودافرادی که در کارخانه های ذغال سنگ کار می کردند و برای تفریح به این باشگاه می آمدند و عضو آن بودند. در سال ۱۸۸۶ اولین افتخار خود را کسب کردند آنها توانستند جامی که خود آن را ترتیب داده بودند را دریافت کنند نام این جام سنیور کاپ منچستر بود که در آن شرط سنی برای شرکت در آن نبوداما آنها با بد شانسی مواجه شدند و باشگاه در سال۱۹۰۲ ورشکسته شد و فردی به نام [[[هری استافورد]] آن را خرید . او شروع به خرج کردن برروی این تیم کرد او می دانست که این تیم استحقاق خرج کردن و سرمایه گذاری دارد. در سال ۱۹۰۳ به طور رسمی اولین مربی برای منچستر استخدام شد. نام این مربی ارنست ماگنل بود . روز به روز بر کیفیت بازی منچستری ها افزوده می شد آنها راه ترقی را خوب پیدا کرده بودند . یکی از خریدهای آن روزها ی منچستر بیلی مردیت بود . یکی از بهترین های آن زمان فوتبال بود . آنها توانستند با مردیت اولین قهرمانی رسمی خود را در لیگ انگلستان که به تازگی حرفه ای شده بود را جشن بگیرند . باشگاه منچستر در سال ۱۹۱۰از مکان اصلی خود واقع در خیابانی معروف به بانک ، به محله ی ترافورد منتقل شد .

مشخصات شیاطین سرخ

اما شهر منچستر از لحاظ تیمهای باشگاهی نیز در سطح جهان مطرح است . با وجود باشگاه بزرگ منچستر یونایتد این روزها همه ، این شهر را می شناسند . پایه باشگاه در سال 1878 و با نام نیوتن هیث LYR متعلق به كاركنان راه آهن به طور رسمی بنا شد . در ابتدا این تیم با بازیكنانی كه بیشتر عضو شركت راه آهن بودند وارد میادین مسابقات شد و با كار و تلاش فراوان تیم در سال 1892 به لیگ انگلیس ملحق شود . بعد از چند سال حضور در لیگ در سال 1902 این تیم ورشكست شد . با وجود این آنها ناامید نشدند و با تلاش فراوان توانستند بر مشكلات فائق آیند و امروز به یكی از تیمهای ثروتمند و معروف جهان بدل شوند . آنها بعد از آن زمان تا سال 1945 با افت و خیز زیادی مواجه بودند تا اینكه در آن سال با آمدن مربی فهیمی چون سر مت بازبی و تحولات مثبت او به یكی از تیمهای خوب در لیگ مبدل گردیدند و وضعیت نسبتاً مناسبی پیدا كرد. اما اگر بخواهیم به این پرسش كه چگونه یونایتد به صورت تیم فعلی درآمدند؟ پاسخ دهیم باید این نكته را باور داشته باشیم كه تیم فعلی آنها حاصل تلاش 25 سال كار سخت مربیان بود. با این وجود آنها بعد از سال 1945 شروع به پیشرفت عجیبی كردند و حتی حادثه غم انگیز سال 1958 كه درآن بیشتر شاگردان مربی موفق آنها- بازبی – بر اثر سانحه هوایی كشته شدند هیچ تاثیری در آن روند ایجاد نكرد وعاملی را به وجود آورد تا بازبی با بازماندگان آن سانحه تیم خود را از نو بسازد و عامل قهرمانی غرور انگیزاین تیم در مسابقات جام قهرمان اروپا در فصل 68-1967 محسوب شود. این افتخاری بود كه بازبی بعنوان اولین انگلیسی موفق به انجام آن شد . اما این پایان كار منچستری ها نبود. آنها بار دیگر توانستند این افتخار را در زمان سر الكس فرگوسن در سال 1999 و در یك فینال سخت و به یاد ماندنی و تقریباً غیرممكن تكرار كنند وتیمشان را صاحب سومین افتخار اروپایی كنند . در آن زمان منچستر توانست در وقتهای تلف شده نیمه دوم و در شرایطی كه هیچ امیدی به پیروزی نداشت ، دو گل زیبا را وارد دروازه رقیب خود بایرن مونیخ کنند كه در نوع خود بی نظیر بود . آن ها با این كار علاوه بر اینكه موفق شدند خود را به یك افتخار بزرگ برسانند برای فرگوسن با تجربه نیز ارزش و اعتبار تازه ای خریدند و او توانست به شهرتی در سطح مربی موفق و اسطوره ای گذشته تیم دست یابد.

اسطوره های سرخ پوش

جمله اسطوره های این تیم می توان به سر بابی چارلتون، جرج بست ، پیتر اشمایكل ، برایان رابسون، دیوید بكهام و اریك كانتونا و در رأس همه آنان سر مت بازبی و سر الكس فرگوسن اشاره نمود. اینك رهبری تیم را سر الكس فرگوسن اسكاتلندی بر عهده دارد كه نزدیك به ۲۰ سال در این سمت مشغول به كار است و منچستر را به یكی از بهترین تیمهای جهان فوتبال مبدل ساخته و همواره با استفاده از بازیكنان جوان كه از تیمهای پایه ای باشگاه انتخاب و به كار گرفته است ، قهرمانی های زیادی را برای منچستر به ارمغان آورده است و خود را در زمره بهترین مربیان جهان قرار داده است . از پدیده ه های این تیم می توان وین رونی و کریستیانو رونالدو را نام برد. بازی سازی این تیم پس از رفتن دیوید بکهام از این تیم برعهده ی روی کین افتاد و پس از او هم بر عهده ی رایان گیگز هافبک باتجربه ی ولزی این تیم انگلیسی افتاد .

 ورزشگاه

درحال حاضراستادیوم الد ترافورد كه معمولا میزبان بازی های بزرگ بوده با گنجایش 76000 نفر یكی از بزرگترین استادیوم های اروپا به شمار می آید . این مجموعه به حدی زیبا و با امكانات عالی است كه سر بابی چارلتون به آن لقب تئاتر رویاها را داده است . اما جایگاه تماشاگران در این استادیوم كه در قسمت شمالی واقع شده بزرگترین سقف بی ستون را در سراسر اروپا از آن خود كرده است . علاوه بر این جایگاه محلهای زیبایی چون موزه یونایتد ، رستوران رد كافی ، اتاق ویژه جام ها و قسمت اداری در این قسمت واقع شده و شكل بسیار مناسبی به آن داده است. اما قسمت جنوبی این استادیوم نیز بسیار توسعه یافته و چشمها را بخود خیره می كند. در قسمت شرقی فروشگاه بسیار بزرگی واقع شده و در قسمت غربی نیز كه بیشتر به استرتفورداند معروف است درسالهای اخیر تغییرات وسیعی داده شده و با ردیف هایی اضافه شده كه آن را بسیارممتاز كرده است. ازجمله آثاری كه در این قسمت دیده می شود. بدون تردید مجسمه دنیس لا اسطوره تیم منچستر یونایتد است كه ابهت خاصی به این استادیوم داده است. من یوها 15 بار موفق به قهرمانی در لیگ برتر شده اند كه این از ركورد لیورپول كه 18 بار قهرمان شده اند 3 مرتبه كمتر است. منچستریها در سالهای 1908، 1911، 1952، 1956، 1957، 1965، 1967، 1993، 1994، 1996، 1997، 1999، 2000، 2001 و 2003 به مقام قهرمانی لیگ برتر باشگاههای انگلیس دست یافته اند.

  14:24:58 رضاعلی اکبری

يکشنبه 12/7/1388 - 14:21
دانستنی های علمی
موقعیت مكانی :

این مسجد در ضلع غربی‌ خیابان‌ امام خمینی ، انتهای‌خیابان مسجد جامع ، محله دروازه شاهی‌ واقع است .

بانی:
بانی اولیه بنا در قرن پنجم هجری « امیر علاءالدوله كالنجار » اولین امیر كاكویی بوده است اما بنای‌كنونی مسجد را در قرن هشتم‌هجری « سیدركن الدین محمد‌قاضی » احداث می‌كند .

منابع تاریخی:
بنای مسجد جامع كبیر یزد طی قرون متمادی بر بقایا و یا در كنار بناهای‌ متنوعی بنا گردیده‌است كه‌ در متون تاریخی تحت عناوین مسجد جمعه شهرستان ، مسجد جامع عتیق ، مسجد جمعه قدیم ‌«‌ درده » مسجد جامع نو و بناهای‌الحاقی آن به‌اسامی گوناگون یاد شده است .

پاره ای عقیده دارند‌كه در دوران پیش‌از اسلام در این‌ مكان‌ آتشكده‌ای برپا بوده ‌كه تا دوران بعد از اسلام نیز دوام داشته ،اما دلایل‌كافی برای‌این مدعا در دست‌نیست . اما آنچه‌كه مسلم و‌مكتوب است، آن است كه در قرن پنجم هجری‌ « امیر علاءالدوله كالنجار »‌ اولین امیر‌كاكویی پس از ورود به یزد به ‌تعمیر و نوسازی مسجدی به نام مسجد جمعه شهرستان می‌پردازد كه در قرون قبلی برپا بوده و قبله آن سه درجه نسبت به قبله اصلی به سمت شرق انحراف داشته است . همسرش ارسلان خاتون مناری در كنار مسجد اولیه بنا می كنند كه تا قرن نهم برپا بود.

فرزند ایشان « علاءالدوله گرشاسب » ( 513 ـ 488 هجری ) مسجد دیگری با طرح تك ایوانی گنبد دارد در جوار مسجد عتیق و در سمت غربی آن بنیان نهاد . وی پایاب قنات زارچ كه هم اكنون نیز در صحن فعلی واقع است احداث می كند و جماعتخانه ای در ضلع غربی بنا می افزاید كه در سال 1240 شبستان شازده بر روی آن ساخته می شود . در سال 536 هجری قمری به بعد نیز دختران فرامرزبن امیرعلی بن فرامرز شبستان و مقبره ای برای خود به مسجد اضافه می كنند .

پایه های مسجد جامع نو در سال های 724 یا 728 هجری قمری در پشت قبله مسجد جامع قدیم توسط « سیدركن الدین محمد‌بن قوام الدین بن نظام حسینی یزدی قاضی » گذارده شده .

در سال 732 هجری قمری « مولانا عفیف الدین » مناره ای بر سر گنبد مقصوره قدیم احداث می نماید و سید شمس الدین فرزند سیدركن الدین وقفیات جدیدی بر موقوفات آن می افزاید و در سال 777 هجری قمری در زمان حكومت شاه یحیی درگاه جدیدی از مسجد جامع قدیم به مسجد نو باز می كنند كه همان كریاس ضلع شرقی می با شد .

در دوران تیموری در سده نهم نیز تغییرات و الحاقات بسیاری در مسجد صورت می گیرد . در سال 809 هجری قمری خواجه جلال الدین خوارزمی پایابی در مسجد ساخته و گنبدخانه را تماماً كاشیكاری می كند . در سال 819 شاه نظام كرمانی دست به ساخت و ساز جدید می زند وی كاشیكاری مسجد را تمام كرده و كتیبه ای به خط بهاالدین هزار اسپ (سوره فتح) بر صحن مسجد ثبت می كند كه از آن كتیبه تنها بخشی در دو طرف ایوان باقی مانده است . وی همچنین كتابه درگاه مسجد به القاب شاهرخ تراشیده و بر دست راست صفه جماعت خانه وگنبدی می سازد .

در سال 836 هجری به فرمان ستی فاطمه همسر امیرچقماق شاهی مسجد را با سنگ مرمر فرش كرده و دو ستون در طرفین ایوان می تراشند

در سال 861 هجری قمری خواجه معین الدین میبدی به مرمت جماعتخانه شاه نظام كه درحال انهدام و ویرانی بوده می پردازند . در سال 862 اقدامات ساختمانی عمده ای در زمان امیرنظام الدین حاجی قنبرجهانشاهی در مجموعه قدیمی مسجد رخ می دهد و چهره مسجد را كاملاً دگرگون می سازد وی همچنین القاب پادشاه زمان میرزا جهانشاه قره قویونلو به خط مولانا شمس الدین محمد شاه حكیم به كاشی تراشیده و در سردر مسجد نصب می نماید . در زمان سلطنت شاه طهماسب صفوی شخصی به نام « آقا جلال الدین محمد » مشهور به مهترجمال ، حاكم وقت یزد دو منار بر سردر رفیع مسجد می افزاید .

در دوره افشاریه هیچگونه خبری از اقدامات ساختمانی از مسجد در دست نیست . اما در دوره زندیه كتیبه ای به تاریخ 1172 هجری قمری در كریاس ضلع شرقی مسجد نصب است كه بر آن وقفنامه ای بر مسجد جامع قدیم نقش بسته است .

در دوره قاجاریه تخریب و نوسازی وسیعی در مجموعه مسجد جامع رخ می دهد كه دگرگونی و تغییر چهره آن را به ارمغان می آورد . این اقدامات در زمان فرمانروایی شاه محمد ولی میرزا در یزد و در زمان سلطنت فتحعلی شاه قاجار رخ می دهد و عملیات ساختمانی وی از سال 1236 آغاز شده است و در سال 1240 به پایان می رسد

وی اقدام به تخریب بخشهای قدیم مسجد نموده و صحن بزرگ فعلی مسجد با رواقهای اطراف آن را اضافه می كند . همچنین شبستان بزرگی در ضلع غربی مسجد بر روی ساخت و سازهای كاكویان احداث كرده و انحراف قبله آن را تصحیح می كند كه در حال حاضر به شبستان شازده اشتهار دارد .

بعد از این اقدامات موقوفات قدیمی مسجد از بین رفته و بدین ترتیب به علت عدم وجود ضمانت مالی در مدت زمان طولانی و نزدیك به یك قرن مسجد روی به تخریب نهاده تا در سال 1349 هیئت حامیان مسجد جامع كبیر یزد ، تحت نظارت مرحوم حاج سید علی وزیری و به یاری محمد تقی مصطفوی (‌ باستان شناس )تشكیل و به احیای مسجد پرداختند . به هر تقدیر علی رغم نو سازی مسجد كه منجر به احیای این بنای بزرگ تاریخی شد . توسط هیئت حامیان ، تصمیم بر تخریب ‌بقایای بناهای اولیه گرفته شده و در مكان آن شبستان جدیدی در ضلع شرقی صحن ساخته شد.

مشخصات :
مسجد جامع كبیر یزد بدون تردید یكی از شاهكارهای بدیع معماری مساجد ایران به شمار می آید كه تزئینات زیبا و منحصر به فرد آن جلوه ای ستودنی به آن داده است . این بنا مشتمل بر یك ایوان رفیع و گنبد خانه و دو شبستان تابستانه در طرفین آن دو گرمخانه در ضلع شرقی و غربی و یك صحن بزرگ مستطیل شكل و دو پایاب می باشد .

مسجد دارای شش ورودی است كه در اضلاع مختلف بنا واقع شده اند . ورودی اصلی كه در ضلع شرقی مسجد واقع شده دارای سردر رفیع و نیز كتیبه های كاشی معرق است و دو مناره نیز بر آن استوار گردیده . این سردر زیبا در زمان شاهرخ تیموری به بنا اضافه شده و بر آن تزئینات و كاشی معرق با نقوش گره چینی و اسلیمی كار شده است . بخش اعظم این آثار به مرور زمان تخریب شده بود در تعمیرات هئیت حامیان باز سازی می شود.

ورودی مذكور به یك هشتی یا كریاس با سقف گنبدی گشوده می شود كه این فضا را می توان موزه كتیبه ها نامید زیرا كه انواع كتیبه های سنگی و كاشی كه بر وقفنامه و فرامین حكومتی در دوره های مختلف درج شده، منصوب می باشد .

درب ضلع غربی بنا درست مقابل ورودی مذكور قرار گرفته و آن هم به یك هشتی گشوده می شود كه نمای این درگاه با كاشیكاری جدید تزئین یافته است . ورودی دیگر مسجد در ضلع شمالی و درست روبروی ایوان قرار دارد . این ورودی متصل به یك كریاس است و سردر آن با كتیبه های قرآنی و تزئینات كاشی معرق جدید تزئین یافته است .

ورودی شمال غربی دارای نمای ساده و بی پیرایه است كه به یك دالان طویل گشوده می شود كه این دالان به یكی از رواق های اطراف صحن متصل می گردد .

دو ورودی دیگر مسجد یكی در ضلع جنوب غربی واقع در شبستان غربی گنبدخانه و دیگری در شمال شرقی و در بخش قدیمی مسجد واقع شده كه در حال حاضر هر دو مسدود می باشد .

صحن وسیع مسجد مستطیل شكل و به ابعاد 53 × 20 متر است و در وسط آن مهتابی بزرگی جهت اقامه نماز در فصول مناسب قرار گرفته . دور تا دور صحن را رواقهایی با طاق های گشوده به آن دور می زند كه علاوه بر ایجاد سرپناه و سایبان، زیبایی خاصی به فضای صحن داده و آن را ا ز یكنواختی خارج می كند .

دو گرمخانه مسجد در ضلع شرقی و غربی صحن قرار دارند ، گرمخانه شرقی به شبستان شازده معروف است و دارای 48 ستون مستطیل شكل با ازاره های پوشیده از كاشیهای شش ضلعی و فیروزه ای رنگ می باشد . در ضلع شرقی و غربی این گرمخانه شاه نشین هایی كه در انتهای آن پنجره و نورگیرهایی تعبیه شده است . این شبستان همچنین دارای طاقهای گنبدی سراسری است كه در قسمت مركزیشان نورگیرهایی سنگی هشت ضلعی قرار دارد . محراب این گرمخانه دارای دهانه گشاد با قوس های پنج و هفت كند و نیز نقوش مهری ظریف و زیبا می باشد . گرمخانه ضلع شرقی كاملاً جدید و از احداث هیأت حامیان مسجد می باشد . این گرمخانه نیز از نوع ستون دار بوده و محراب جدید آن با كاشیهای خشتی و هفت رنگ تزئین یافته است .

در گوشه شمال شرقی صحن نیز محوطه ای است به ابعاد 3 × 5/2 متر با دیوار آجر چینی مشبك كه به قرائتخانه موسوم بوده و در سمت قبله آن كتیبه محرابی از كاشیهای مسدس آبی رنگ و به تاریخ 890 هجری نصب است .

زیباترین بخش بنا را ی توان مجموعه ایوان و گنبدخانه وفضاهای پیرامون آن نامید . نمای ایوان رفیع با مجموعه ای از زیباترین تزئینات كاشی معرق و با نقوش اسلیمی و گیاهی و نیز گره چینی پوشانده شده این تزئینات همراه با آجرهای ضربی و نقوش معقلی و كتیبه های كاشی معرق و كوفی بنایی مجموعه ای بدیع و خیره كننده آفریده اند كه تحسین هر بیننده ای را بر می انگیزد .

در دو طرف دهانه ایوان ورودی غلام گردشها و غرفه هایی است، كه این غرفه ها در دو طبقه بوده و به یكدیگر متصلند و فضای ایوان و گنبدخانه را دور زده و بر آن مشرف می باشند . گنبدخانه مربع شكل یك دهانه گشاده مركزی و داخل ایوان و دو گذرگاه طاق دار در طرفین آن دارد . این گذرگاهها به غلام گردش های ایوان كه روی آنها در قرن نهم غرفه هایی ساخته شده منتهی می گردد . دو شاه نشینف دو طرف گنبدخانه، دارای نرده های پوشیده از كاشی مشبك بوده و در شاه نشین ضلع شرقی دو سنگ محرابی زیبا متعلق به قرن نهم نصب است . ازاره ایوان و گنبدخانه با كاشیهای مسدس آبی رنگ پوشیده شده كه در وسط هركدام با ترنجهای كاشی معرق تزئین شده است . دیواره بالای ازاره ها در غلافی از طرحهای هزارباف مركب از كاشیهای بسیار كوچك كه تشكیل نقوش نوشتاری می دهند پوشیده شده و بر دیواره های جنوبی و شمالی زیر گنبد خانه با خطوط كوفی بنایی تسبیحات اربعه و شهادتین اجرا گردیده است .

گنبد مسجد بر روی فیلپوشهای بزرگی قرار گرفته كه با مقرنس های مزّین به نقوش معقلی پوشیده شده اند . فاصله این فیلپوشها نیز با كاربندی زیبایی كه بر آنها با خطوط كوفی بنایی كلمات اللّه و محمد نقش بسته ، كار شده است .

محراب اصلی یا محراب واقع در گنبدخانه یا مقصوره یك دهانه مستطیل عمیقی بوده كه از دو طرف آنها معبرهای تنگ و كوتاهی به دو سوی گنبد خانه راه می یابد . این محراب زیبا مزین به انواع كاشی معرق و كتیبه و آجر ضربی است و بر دو كاشی ستاره ای شكل منصوب در آن نام استادكار و تاریخ ساخت محراب ( 777 هجری ) نقش بسته است .

در ضلع غربی و شرقی گنبدخانه دو شبستان یا تابستانه وجود دارد كه غلام گردشهایی با طاق های متقاطع آنها را به مقصوره پیوند داده است. شبستان شرقی در سال 777 هجری به دستور شاه یحیی مظفری ساخته می شود و بوسیله یك غلام گردش با پنج دهانه تنگ كه بسوی رواق شرقی باز می شود به گنبدخانه و ایوان متصل می گردد . این شبستان دارای محراب كم عمقی است كه در رأس دارای مقرنس گچی بوده و كمی پایین تر از آن هشت قطعه قاب كاشی معرق به یك اندازه در كنار هم نصب شده است . یك كتیبه معرق نیز به ابعاد 108 × 58 سانتیمتر در پایین و در وسط محراب نصب است كه بر آن جملات قرآنی و نقوش گل و گیاه با تكنیك كاشی معرق اجرا شده است .

شبستان غربی در قرن نهم توسط خواجه غیاث الدین عقیل ساخته شده ومشهور به شبستان غیاثیه است . از ویژگیهای بارز این شبستان طاق های سراسری كوكبی و تویزه است كه در اكثر بناهای تیموری شهر یزد دیده می شود . در ضلع شرقی این شبستان پنج اشكوبه دیده می شود كه دارای نرده های گچی پوشیده از كاشی معرق می باشند . محراب آن ساده و دارای مقرنس های گچی در نیم طاق آن می باشد . در ضلع جنوب غربی این فضا یكی از ورودیهای مسجد واقع شده كه با چهار پله به معبر باریكی متصل می گردد . این شبستان تابستانه دارای كف و ازاره آجری بوده و بدنه آن با اندود گچ پوشیده شده است و نور آن از نورگیرهای مشبك آجری كه مابین تویزه ها قرار گرفته اند تعبیه می شود . مسجد همچنین دارای دو پایاب است كه از یكی آب زارچ و از دیگری آب محمود آباد می گذشته ورود به این پایابها در ضلع شمالی و شرقی مسجد می باشد .

گنبد زیبای مسجد از نوع دو پوستهف پیوسته بوده و بر آن نقش گل صابونكی معقلی با ظرافت اجرا شده است و بر ساقه آن كلمه « الملك للّه » به خط كوفی تكرار شده .

دو مناره مسجد كه ارتفاع تقریبی آنها از كف تا نوك آن 52 متر می باشد دارای قطری در حدود 8 متر بوده و همانگونه كه ذكر شد در دوره صفوی به بنا افزوده می گردد اما در سال 1313 فرو ریخته و دوباره تجدید بنا می گردد كه یكی از مناره ها دارای پلكان دو طرفه است .
شنبه 11/7/1388 - 23:49
دانستنی های علمی

هشت موضوع شگفت انگیز از زندگی آلبرت انیشتن، كه شما هیچ گاه آنان را نمی دانستید. بله،همگی ما می دانیم كه انیشتن این فرمول[e=mc2] را كشف كرد. اما واقعیت آن است كه چیز های كمی در مورد زندگی خصوصی اش می دانیم،خودتان را بااین هشت مورد،شگفت زده كنید!


1-اوبا سر بزرگ متولد شد
وقتی انیشتن به دنیا آمد او خیلی چاق بود و سرش خیلی بزرگ تا آنجایی كه مادر وی تصور می كرد، فرزندش ناقص است،اما او بعد از چند ماه سر و بدن او به اندازه های طبیعی بازگشت.

2-حافظه اش به خوبی آنچه تصور می شود، نبود
مطمئنا انیشتن می توانسته كتابهای مملو از فرمول و قوانین را حفظ كند،اما برای به یاد آوری چیز های معمولی واقعا حافظه ضعیفی داشته است. او یكی از بدترین اشخاص در به یاد آوردن سالروز تولد عزیزان بود و عذر و بهانه اش برای این فراموشكاری، مختص دانستن آن [تولد ]برای بچه های كوچك بود.

3-او ازداستانهای علمی-تخیلی متنفر بود
انیشتن از داستانهای تخیلی بیزار بود. زیرا كه احساس می كرد ،آنها باعث تغییر درك عامه مردم ازعلم می شوند و در عوض به آنها توهم باطلی از چیز هایی كه حقیقتا نمی توانند اتفاق بیفتند میدهد.
به بیان او "من هرگزدر مورد آینده فكر نمی كنم،زیراكه آن به زودی می آید. به این دلیل او احساس می كرد كسانی كه بطور مثال بشقاب پرنده ها را می بین�`ند باید تجربه هایشان را برای خود نگه دارند.

4-او در آزمون ورودی دانشگاه اش رد شد
درسال 1895 در سن 17 سالگی،انیشتن كه قطعا یكی از بزرگترین نوابغی است،كه تا كنون متولد شده،در آزمون ورودی دانشگاه فدرال پلی تكنیك سوییس رد شد.
در واقع او بخش علوم وریاضیات را پشت سر گذاشت ولی در بخش های باقیمانده، مثل تاریخ و جغرافی رد شد.وقتی كه بعدها از او در این رابطه سوال شد؛او گفت:آنها بی نهایت كسل كننده بودند، و او تمایلی برای پاسخ دادن به این سوالات را در خود آحساس نمی كرد.


5 علاقه ای به پوشیدن جوراب نداشت-انیشتن
انیشتن در سنین جوانی یافته بود كه شصت پا باعث ایجاد سوراخ در جوراب می شود.سپس تصمیم گرفت كه دیگر جوراب به پا نكند و این عادت تا زمان مرگش ادامه داشت.
علاوه بر این او هرگز برای خوشایند و عدم خوشایند دیگران لباس نمی پوشید، او عقیده داشت یا مردم اورا می شناسند و یا نمی شناسند.پس این مورد قبول واقع شدن[آن هم از روی پوشش] چه اهمیتی میتواند داشته باشد؟


6-او فقط یكبار رانندگی كرد
انیشتن برای رفتن به سخنرانی ها و تدریس در دانشگاه، از راننده مورد اطمینان اش كمك می گرفت. راننده وی نه تنها ماشین اورا هدایت می كرد، بلكه همیشه در طول سخنرانی ها در میان،شنوندگان حضور داشت.
انیشتن، سخنرانی مخصوص به خود را انجام می داد و بیشتر اوقات راننده اش، بطور دقیقی آنها را حفظ می كرد.
یك روز انیشتن در حالی كه در راه دانشگاه بود، باصدای بلند در ماشین پرسید:چه كسی احساس خستگی می كند؟
راننده اش پیشنهاد داد كه آنها جایشان را عوض كنند و او جای انیشتن سخنرانی كند،سپس انیشتن بعنوان راننده او را به خانه بازگرداند.
عدم شباهت آنها مسئله خاصی نبود.انیشتن تنها در یك دانشگاه استاد بود، و در دانشگاهی كه وقتی برای سخنرانی داشت، كسی او را نمی شناخت و طبعا نمی توانست او را از راننده اصلی تمییز دهد.
او قبول كرد، اماكمی تردید در مورد اینكه اگر پس از سخنرانی سوالات سختی از راننده اش پرسیده شود، او چه پاسخی خواهد داد، در درونش داشت.
به هر حال سخنرانی به نحوی عالی انجام شد، ولی تصور انیشتن درست از آب در آمد.دانشجویان در پایان سخنرانی انیتشن جعلی شروع به مطرح كردن سوالات خود كردند.
در این حین راننده باهوش گفت "سوالات بقدری ساده هستند كه حتی راننده من نیز می تواند به آنها پاسخ گوید"سپس انیشتن از میان حضار برخواست وبه راحتی به سوالات پاسخ داد،به حدی كه باعث شگفتی حضار شد.

7-الهام گر او یك قطب نما بود
انیشتن در سنین نوجوانی یك قطب نمابه عنوان هدیه تولد از پدرش دریافت كرده بود.
وقتی كه او طرز كار قطب نما را مشاهده می نمود، سعی می كرد طرز كار آن را درك كند. او بعد از انجام این كار بسیار شگفت زده شد.بنابر این تصمیم گرفت علت نیروهای مختلف در طبیعت را درك كند.


8-راز نهفته در نبوغ او
بعد از مرگ انیشتن در 1955 مغز او توسط توماس تولتز هاروی برای تحقیقات برداشته شد.
اما اینكار بصورت غیر قانونی انجام شد. بعدها پسر انیشتن به او اجازه تحقیقات در مورد هوش فوق العاده پدرش را داد.
هاروی تكه هایی از مغز انیشتن را برای دانشمندان مختلف در سراسر جهان فرستاد. از این مطالعات دریافت می شود كه مغز انیشتن در مقایسه با میانگین متوسط انسانها،مقدار بسیار زیادی سلولهای گلیال كه مسئول ساخت اطلاعات هستند داشته است.همچنین مغز انیشتن مقدار كمی چین خوردگی حقیقی موسوم به شیار سیلویوس داشته، كه این مسئله امكان ارتباط آسان تر سلولهای عصبی را بایكدیگر فراهم می سازد.
علاوه بر اینها مغز او دارای تراكم و چگالی زیادی بوده است و همینطور قطعه آهیانه پایینی دارای توانایی همكاری بیشتر با بخش تجزیه و تحلیل ریاضیات است.

 20:09:11 رضاعلی اکبری

 

چهارشنبه 8/7/1388 - 20:5
دانستنی های علمی

عجایب هفت‌گانه، به هفت اثر برتر معماری و مجسمه سازی دوران باستان اطلاق می‌شود. این هفت اثر ظاهراً اولین بار توسط یک فنیقیایی یونانی‌الاصل به نام آنتیپاتروس در قرن دوم پیش از میلاد در یک کتاب ثبت شده‌است. مشخص نیست که این فرد خودش این آثار را دیده‌است یا نه. به هر حال آنچه مسلم است این است که وی در زمانی می‌زیسته که تمام این شاهکارهای هنری سالم و موجود بوده‌اند و او نمی‌خواست ویرانه‌ها را به هم عصران خود معرفی کند.

نکته دیگر در مورد این آثار انتخاب عدد هفت برای تعداد آنهاست. دلیل این امر هم مقدس بودن این عدد است. عدد هفت چه در گذشته و چه در حال، برای انسان محترم و مقدس بوده بطوریکه تقریباً در هر گونه تقسیم بندی به این عدد توجه شده‌است. مانند هفت روز هفته، هفت هنر، هفت خدای یونان باستان و...


تهیه فهرست کامل عجایب هفت گانه در اصل حدود سده دوم پیش از میلاد کامل شده‌است و اولین اشاره به تهیه این مجموعه مکتوب در کتاب تاریخ هرودوت آمده‌است که به سده ۵ پیش از میلاد مربوط برمی‌گردد.

چندین دهه بعد از آن، تاریخ نگاران یونانی درباره بزرگ‌ترین بناهای تاریخی دوران خود شروع به نوشتن کردند. از جمله کالیماکوس (Callimachus) - که در ۳۰۵ تا ۲۴۰ قبل از میلاد می‌زیست - سر کتابدار کتابخانه اسکندریه، «مجموعه‌ای از عجایب جهان» را تهیه کرد. امروزه، تنها چیزی که درباره این مجموعه می‌دانیم، همین عنوان آن است و بس، به این دلیل که این کتاب نیز در آتش‌سوزی بزرگ کتابخانه اسکندریه از بین رفت.

فهرست نهایی عجایب هفت گانه در قرون وسطا تکمیل شد. این فهرست شامل چشمگیرترین بناهای تاریخی جهان باستان بود که از بعضی، شواهد بسیار اندکی در دست بود و تعدادی نیز اصلاً باقی نمانده بودند. آثار کنده کاری هنرمند هلندی مارتن ون هیمسکرک (Marten Van Heemskerck) و کتاب تاریخ معماری یوهان فیشر ارلاخ (Johann Fischer von Erlach) از قدیمی‌ترین منابعی هستند که در آن به این فهرست عجایب هفت گانه اشاره شده‌است.

شواهد باستان‌شناسی از بسیاری از اسرار تاریخی که قرنها عجایب هفت گانه را احاطه کرده بودند، پرده برداشته‌است. عجایب هفت گانه برای سازندگانشان نمادهایی از مذهب، اسطوره شناسی، هنر، قدرت و علم بودند و برای ما، آنها شواهدی از توانایی انسان هستند.

از زمانهای بسیار قدیم تا کنون، فهرست‌های متعدد و متفاوتی از عجایب هفتگانه به نگارش درآمده‌است. فهرست اروپا-محور مذکور بدین قرار است:

  • فانوس دریایی اسکندریه
  • هرم بزرگ جیزه
  • تندیس غول‌پیکر رودس
  • نیایشگاه آرتمیس
  • تندیس زئوس
  • باغهای معلق بابل
  • آرامگاه هالیکارناسوس

 20:01:35رضاعلی اکبری

چهارشنبه 8/7/1388 - 19:58
طنز و سرگرمی
 آیا تا به حال به این موضوع فكر كرده‌اید كه اگر در زمان دانشمندان، قهرمانان، ورزشكاران، پادشاهان و آدم‌های مهم گذشته كنكور وجود داشت شاید سرنوشت آنها هم عوض می‌شد و چیزی می‌شدند به جز شخصیت‌هایی كه امروزه از آنها می‌شناسیم؟ البته چون وقت شما كنكوری‌های عزیز بسیار ارزشمند است، لازم نیست بنشینید و به مصادیق این پیش‌فرض فكر كنید. ما ساعت‌ها و روزها به جای همه شما فكر كردیم و به نتایج احتمالی زیر رسیدیم:     ادیسون: خوشبختانه وجود كنكور هیچ تغییری در مسیر زندگی این مخترع بزرگ ایجاد نمی‌كند. چون احتمالا وی پس از مشاهده اینكه به‌دلیل انتخاب رشته نادرست یا هر دلیل درست دیگری با رتبه 25 در هیچ دانشگاهی قبول نشده، برق از سه فازش می‌پرید و درست در این لحظه سرنوشت‌ساز موفق به اختراع لامپ و سایر اختراعات برقی‌اش می‌شد!    آغا محمدخان قاجار: این شاه قاجار محال بود همان سال اول كنكور قبول نشود چون علاوه بر رشته‌هایی كه آقا پسرها می‌توانند انتخاب كنند، در شرایط اضطراری می‌توانست رشته‌های كاملا دخترانه را هم وارد فرم انتخاب رشته‌اش كند.    انیشتین: این دانشمند چون بچه (... خوانی) بوده قطعا در رشته فیزیك با رتبه بالا قبول می‌شد اما پس از فارغ‌التحصیلی، وقتی می‌دید با این مدرك نمی‌توان كار درست و حسابی دست و پا كرد می‌رفت كلاس كنكور بازمی‌كرد و خودش از عكس‌های خودش برای تبلیغ كلاس كنكورش استفاده می‌كرد.   ا  بوعلی‌سینا: این اندیشمند و دانشمند و فیلسوف بدون هیچ مشكلی در رشته‌های خوب قبول می‌شد ولی متاسفانه سرانجام یكی از پیشنهادها و بورس‌های تحصیلی دانشگاه‌های خارجی وسوسه‌اش می‌كرد و باعث فرار مغزهایش به ری، بلخ یا شوشتر می‌شد!     اسكندر مقدونی: وقتی اسكندر و سپاهیانش به ایران حمله كردند و رسیدند لب مرز، متوجه می‌شوند برای ورود به كشور باید كنكور بدهند و طبق قوانین موجود، كسی نمی‌تواند همین‌طوری الكی سرش را بیندازد پایین و بیاید كشور ما را اشغال كند. اسكندر همانجا لب مرز مرتب كنكور می‌داد و هی رتبه لازم را به دست نمی‌آورد و به این ترتیب نه تنها عمر خودش، بلكه عمر نوح و نتیجه‌هایش هم به اشغال كشورمان قد نمی‌داد!     فردوسی: چون پادشاهان و بزرگان هم عصر این شاعر بزرگ از درك هنر او عاجز بودند و از طرفی سرودن شاهنامه درآمد چندانی برای او نداشت و دخل و خرجش با هم جور نمی‌شد و مرتب به كاسب و بقال و قصاب و سوپرماركت سر كوچه و شركت فروشنده خودروی لیزینگی‌اش بدهكار بود، می‌رفت در موسسه كنكور انیشتین كتاب‌های كنكور به شعر می‌نوشت و آخر سر هم می‌گفت: بسی رنج بردم در این سال سی / عجم زنده كردم بدین كتاب كنكوری!      سعدی: خوشبختانه سعدی آنقدر زرنگ بود كه بتواند گلیم خودش را از آب بیرون بكشد و اجازه ندهد كنكور و قبول شدن یا نشدن در آن مسیر زندگی‌اش را عوض كند، ولی به هر حال قطعا یك باب جدید به گلستانش اضافه می‌كرد و احتمالا اسمش را هم می‌گذاشت؛ آداب كنكور در سیرت پشت كنكوری‌ها!     باباطاهر عریان: این شاعر بزرگ چون در كلاس‌های كنكور شركت می‌كرد متوجه می‌شد نام فامیلش باعث می‌شود بچه‌های كلاس هر روز مضامین جدیدی برایش كوك كنند و در گام اول می‌رفت فامیلی‌اش را عوض می‌كرد و مثلا می‌شد باباطاهر پوشیده! در ادامه هم در رشته ادبیات قبول می‌شد و شعر می‌سرود ولی اشعارش به شدت تحت تاثیر كنكور قرار می‌گرفت، مثلا می‌سرود: بده خنجر كه تا سینه كنم چاك / ببینم تست بر جونم چه كرده؟
دوشنبه 6/7/1388 - 14:6
دانستنی های علمی
غول (۱۸۱۰ میلادی) اثری كه تا سال 2008 میلادی منسوب به نقاش اسپانیایی فرانسیسکو گویا (۱۷۴۶ - ۱۸۲۸ میلادی)]بوده است كه رسما آن را به عنوان اثری از آنسنسیو ژولیا از شاگردان وی قرار دادند. این اثر چند سال قبل از آن كه كشف شود كه اثر این نقاش مشهور نیست، بسیاری از كارشناسان را در مورد رسم این تابلو توسط وی به شك انداخته بود. غول (به اسپانیایی: El Coloso) بر خلاف دیگر آثار معروف فراسیسكو گویا، مانند دوم ماه می ۱۸۰۸ و سوم ماه می ۱۸۰۸ یا ماجای برهنه، مورد توجه قرار نگرفته‌است كه همین تفاوت نیز كارشناسان را بر آن داشت تا تحقیقات گسترده ای در رابطه با آن انجام دهند. در هنگام تحقیقات نیز، در گوشه ای از تابلو علامت A.J كه در واقع امضای آنسنسیو ژولیا كه یكی از شاگردان اوست، كشف شد و این دلیل نیز شك و تردید ها را در مورد عدم رسم تابلو توسط فرانسیسكو گویا به یقین تبدیل كرد.

فرانسیسکو گویا از آخرین بازماندگان نسل استادان کهنه کار اروپایی (به انگلیسی: The Old Masters) (لقبی که به نقاشان اروپایی پیش از قرن نوزدهم اطلاق می‌شد) و از پیشگامان دوران پیش از مدرنیسم است که فلسفه ذهنی و تکنیک به کار رفته در آثارش، سالها بعد مورد استفاده نقاشان بزرگی چون اوارد منت و پابلو پیکاسو قرار گرفت.

در این اثر، یک غول از یک روستای اسپانیایی در مقابل ارتش ناپلئون بناپارت که به غول اروپا (به انگلیسی: The Colossus of Europe) مشهور بود، محافظت می‌کند. این جنگ که هفت سال به طول انجامید در نهایت به استقلال اسپانیا در ۱۸۱۴ از فرانسه ختم شد.

تابلوی مشهور غول بین سال‌های 1808 تا 1812 كشیده شده است. این اثر بی‌نظیر از سال 1931 جزء دارایی‌های موزه پرادوی اسپانیا بوده است. روی تابلوی كوچكی كه كنار نقاشی غول در این موزه قرار دارد هنوز نام فرانسیسكو گویا به چشم می‌خورد البته مسئولان موزه به‌زودی این تابلو را برداشته و تابلوی جدیدی را در كنار این نقاشی نصب و احتمالا روی آن خواهند نوشت « این نقاشی توسط یكی از دوستان گویا كشیده شده است».

به این ترتیب موزه پرادو یكی از مهم‌ترین تابلوهای گویا را از دست می‌دهد. این تابلو كه بیش از نیم قرن مظهر نیروی خلاقیت فرانسیسكو گویا نقاش سرشناس اسپانیایی به شمار می‌رفت یكی از بزرگترین دیدنی‌های موزه پرادو بود كه همواره مورد شگفتی دوستداران هنر در سراسر جهان قرار می‌گرفت و در منابع تخصصی هنر از این تابلو بیش از دیگر آثار گویا یاد می‌شد.

شنبه 4/7/1388 - 15:14
دانستنی های علمی

 توضیح: این مقاله در ماههای آغازین سال 2006 میلادی ترجمه و گردآوری شده است و آمار منتشره در این مقاله تا تاریخ مذکور معتبر و قابل استناد می باشد.( گردآوری و ترجمه: بهزاد عبدی)

از سال 1945 تاکنون که سازمان ملل متحد تاسیس شده است، اتحاد جماهیر شوروی و پس از آن روسیه 121 بار، آمریکا 79 بار، بریتانیا 32 بار، فرانسه 18 بار و چین 5 بار از حق وتوی خود در شورای امنیت این سازمان استفاده کرده اند.

"وتو" در ادبیات لاتین به معنای "ممنوع می کنم" است.  این کلمه برای لغو یکطرفه یک قانون به کار می رود و به این ترتیب وتو قدرت نامحدودی است که می تواند سبب جلوگیری از (نه تصویب) تغییرات خاص شود. در منشور سازمان ملل متحد هرگز کلمه ای به نام "وتو" قید نشده است. در حقیقت جهت تصویب یک قطعنامه در شورای امنیت و اجرای آن، باید 9 رای از 15 رای اعضای شورا، شامل 5 عضو دائم و 10 عضو غیر دائم، موافق باشد. اما در منشور سازمان ملل متحد این عبارت صریحا ذکر شده است که " آرای همه اعضای دائم شورای امنیت باید موافق قطعنامه مطروحه باشند." این بدان معناست که در صورت مخالفت یکی از اعضای دائم با یک قطعنامه و صدور رای مخالف علیه آن، قطعنامه مذکور به اصطلاح "وتو" شده است.

حق وتوی اعضای دائم شورای امنیت هموراه مورد انتقادات فراوانی بوده است. در واقع اتحاد جماهیر شوروی سابق و آمریکا با استفاده گسترده از حق وتو، نظام وتو را تا حدود زیادی بی اعتبار کرده اند. در حال حاضر، بسیاری از پیش نویس های قطعنامه ها به دلیل تهدید به استفاده از حق وتو توسط یکی از اعضای دائم، حتی به شورای امنیت ارائه نمی شوند. برای مثال در جنگ عراق (مارس 2003)، فرانسه و روسیه اعلام کردند که از هیچ قطعنامه ای مبنی بر جنگ علیه عراق حمایت نمی کنند. در نتیجه ایالات متحده، بریتانیا و اسپانیا پیش نویس خود را از دستور کار شورای امنیت خارج کرده و بدون بهره مندی از حمایت سازمان ملل وارد جنگ با عراق شدند. در دوران جنگ سرد، اتحاد جماهیر شوروی استفاده از حق وتو را تقریبا حق طبیعی و منطقی خود می دانست. در سال های اخیر نیز آمریکا به منظور حفاظت از دولت اسرائیل در مقابل انتقادها یا تلاش های بین المللی برای مهار تحرکات نظامی آن، مکررا از حق وتو استفاده کرده است.

وتو و انتقادات وارده:
منتقدان نظام وتو اشاره می کنند که برخی از قطعنامه هایی که تصویب می شود در عمل اجرا نمی شود. انتقاد عمده دیگر از نظام وتو این است که پنج عضو دائم، یعنی فاتحان جنگ جهانی دوم، دارای هیچ وجه اشتراک ژئوپولیتیکی در جهان امروز نیستند. این در حالی است که اگر حق وتو منسوخ شود، اکثریت آرا در شورای امنیت همسان خواهد شد و لذا شاهد تصویب قطعنامه های بیشتری خواهیم بود، موقعیت های بیشتری به عنوان عوامل تهدید علیه امنیت جهانی قلمداد خواهند شد، کشورهای بیشتری مواخذه می شوند و تحریم های بیشتری تصویب می شود.البته این نیازمند آن است که نظام اصلاح شده ای در شورای امنیت شکل گیرد که از توان اجرایی لازم و منابع مالی کافی جهت تحقق اهداف فوق برخوردار باشد، چرا که در حال حاضر اعضای دائمی شورای امنیت نزدیک به نیمی از بودجه کلی سازمان ملل را تامین می کنند.

تاکنون هیچ یک از پنج عضو دائمی شورای امنیت به تمایل خود برای واگذار کردن حق وتو اشاره ای نکرده است. با توجه به منشور سازمان ملل هر گونه تغییر در منشور سازمان ملل متحد باید از سوی هر پنج عضو این شورا تصویب شود.

روسیه:
کاربرد حق وتو از سوی اتحاد جماهیر شوروی سابق در نخستین سال های تاسیس سازمان ملل چنان عادی بود که آندره گرومیکو، وزیر امور خارجه این کشور طی سال های 1957 تا 1985، به "آقای نه" مشهور شده بود. طی 10 سال نخست آغاز به کار سازمان ملل، اتحاد جماهیر شوروی 79 بار از حق وتوی خویش استفاده کرد. در همین مدت چین تنها یک بار و فرانسه فقط دو بار از حق وتو استفاده کردند و سایر کشورها هرگز از آن استفاده نکردند.با این حال با گذشت زمان به تدریج از استفاده شوروی سابق از حق وتو کاسته شد. از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991، روسیه تاکنون تنها دو بار از حق وتو استفاده کرده است: یک بار برای ممانعت از تصویب قطعنامه ای در انتقاد از نیروهای صرب بوسنی برای اقدام آنها در جلوگیری از دسترسی آژانس پناهندگان سازمان ملل به بیهاج در بوسنی و یک بار دیگر برای رد قطعنامه ای که قرار بود به منظور استفاده از منابع عملیاتی سازمان ملل در قبرس تصویب شود.

ایالات متحده:
8 وتو از 10 وتوی اخیر اعمال شده در شورای امنیت سازمان ملل توسط ایالات متحده بوده است که در این میان 7 مورد آن به نحوی مربوط به پیش نویس قطعنامه هایی در انتقاد از دولت اسرائیل بوده است.
آخرین مورد اعمال وتو از سوی آمریکا در اکتبر سال 2004 بود که این کشور پیش نویس قطعنامه ای در مورد درخواست توقف حملات نظامی ارتش اسرائیل در نوار غزه و خروج نیروهای اسرائیلی از این منطقه را وتو کرد. آمریکا در مجموع تاکنون پیش نویس 39 قطعنامه درباره اسرائیل را وتو کرده است. واشنگتن برای نخستین بار در ماه مارس سال 1970 از حق وتوی خویش استفاده کرد. آمریکا در آن سال همراه با بریتانیا پیش نویس قطعنامه ای درباره سرزمینی که قرار بود بعدا به زیمباوه بدل شود را وتو کرد. آمریکا همچنین تاکنون 10 قطعنامه در انتقاد از آفریقای جنوبی، 8 قطعنامه در انتقاد از نامبیا، 7 قطعنامه علیه نیکاراگوئه و 5 قطعنامه بر علیه ویتنام را وتو کرده است. آمریکا در 57 نوبت به تنهایی قطعنامه های مختلف را وتو کرده است.

بریتانیا:
بریتانیا تاکنون 32 بار از حق وتوی خود استفاده کرده است که در 23 مورد، آمریکا و در 14 مورد فرانسه نیز قطعنامه های مربوطه را وتو کرده اند. بریتانیا آخرین بار در سال 1989 از حق وتو استفاده کرد. در آن زمان آمریکا، فرانسه و بریتانیا به اتفاق قطعنامه ای برای محکوم کردن دخالت نظامی آمریکا در پاناما را وتو کردند. بریتانیا در 7 مورد تنها اعمال کننده حق وتو بوده است که در هر هفت مورد، قطعنامه ها به کشور رودزیا که بعدها زیمباوه نام گرفت، مربوط می شد. بریتانیا آخرین بار در سال 1972 به طور انفرادی از حق وتو استفاده کرد.

فرانسه:
فرانسه تاکنون 18 بار از حق وتو استفاده کرده است که 13 مورد آنها به اتفاق آمریکا و بریتانیا انجام شد. فرانسه دو قطعنامه را به اتفاق بریتانیا وتو کرده است که هر دو به بحران سوئز در سال 1956 مربوط می شود. فرانسه تاکنون تنها دو بار به طور انفرادی قطعنامه های شورای امنیت را وتو کرده است: یکی در سال 1976 در مورد اختلاف فرانسه و جزایر کومور (مجموعه جزایری در آفریقا) و دیگری در مورد اندونزی در سال 1947. فرانسه و اتحاد جماهیر شوروی سابق یک بار در سال 1946 مشترکا قطعنامه ای را در مورد جنگ داخلی اسپانیا وتو کردند.

چین:
در فاصله سال های 1946 و 1971، کرسی چین توسط جمهوری چین (تایوان) اشغال شده بود که تنها یک بار از حق وتو برای مسدود کردن تقاضای عضویت مغولستان در سازمان ملل استفاده کرد. چین در سال 1972 دو قطعنامه را وتو کرد: یکی برای رد درخواست عضویت بنگلادش و دیگری به اتفاق روسیه در مورد وضعیت خاور میانه. چین یک بار نیز در سال 1999 قطعنامه ای را برای تمدید اختیارات نیروهای بازدارنده سازمان ملل در مقدونیه وتو کرد و یک بار دیگر در سال 1997 مانع از تصویب قطعنامه ای شد که هدف از آن اعزام 155 ناظر سازمان ملل به گواتمالا برای تایید اجرای آتش بس در آن کشور بود.

15:10:34رضاعلی اکری

شنبه 4/7/1388 - 15:7
آموزش و تحقيقات

هدف

حیات در کره زمین که مدام در جنب و جوش و حرکت است، بیشترین انرژی جنبشی، گرمایی و شیمیایی خود را از نفت می گیرد. در واقع به یاری این ماده حیاتی است که کوچکترین موتور ماشین تا غول آساترین ناوگانهای سنگین به حرکت در می آید و هزاران نوع تولیدات و مصنوعات صنایع سنگین و جدید پتروشیمی، کودهای شیمیایی، فرآورده های دارویی، پارچه ها و الیاف مصنوعی، پلاستیک ها، چسب ها، فرآورده های بهداشتی و آرایشی پوششهای استحفاظی ساخته می شود.

خوشبختانه کشور ما در دل خلیج نفت خیز فارس آرمیده است، به عنوان یکی از منابع و معادن بزرگ نفت و گاز جهان به شمار می رود. از همین رو تربیت انسانی متخصص و کارآمد برای بهره برداری درست و بهینه از این سرمایه خداداد و جوابگویی افراد به نیازهای آتی صنعت نفت کشور، بسیار ضروری است. به همین منظور مجموعه کارشناسی مهندسی نفت که دارای چهار گرایش مهندسی اکتشاف نفت، مهندسی استخراج نفت - مخازن نفت، مهندسی استخراج نفت - حفاری و مهندسی استخراج نفت - بهره برداری از منابع نفت می باشد، در دانشگاه صنعت نفت از سال 1378 دایر شده است.

توانایی های مورد نیاز و قابل توصیه

علاوه بر دو درس ریاضی و فیزیک که دو درس پایه در تمامی رشته های مهندسی از جمله رشته مهندسی نفت است، درس زبان انگلیسی نیز در این رشته اهمیت ویژه ای دارد. چون در دانشگاه صنعت نفت از منابع انگلیسی برای دروس تخصصی استفاده می شود. همچنین در این دانشگاه تنها از بین داوطلبان مرد دانشجو پذیرفته می شود. چون نوع کار فارغ التحصیلان این رشته سنگین است و محیط کارشان نیز خارج از شهر است، دانشجویان این دانشگاه از بین داوطلبان مرد انتخاب می شوند برای مثال یک مهندس حفاری در وزارت نفت باید 15 روز خارج از شهر و دور از خانواده باشد و سپس یک هفته مرخصی دارد. شرایطی که مطمئناً برای خانم ها دشوار می باشد.

معرفی گرایش های مقطع کارشناسی

رشته مهندس نفت تا پیش از سال 78 به عنوان یکی از گرایش های مهندسی شیمی مطرح بود اما از سال 78 با همت دانشگاه صنعت نفت، این رشته که رکن اصلی یکی از بخشهای عمده صنعت نفت یعنی اکتشاف و استخراج نفت و گاز است از مهندسی شیمی جدا شد و در چهار گرایش اکتشاف، مخازن، حفاری و بهره برداری از منابع نفت ارائه گردید. رشته ای که اساس دروس آن مبتنی بر مکانیک سیالات، دینامیک گازها، ترمودینامیک سیالات، انتقال جرم و اقتصاد مهندسی است و هدف آن تربیت مهندسین کارآمدی است که بتوانند روشهای بهینه بهره برداری از منابع نفت و گاز را طراحی و اجرا کنند.

مهندسی اکتشاف

به گفته دکتر مارتین سؤل  زمین شناس آلمانی ، دوران طلایی جستجوی  نفت  به  پایان  رسیده است. چرا که امروزه به طور متوسط از هر هشت  حفاری ، یک حفاری به نفت می رسد که این آمار در مناطقی که به هیچ وجه سابقه حفاری وجود نداشته است، بدتر نیز می باشد. به همین دلیل دانشمندان در جستجوی روشهای نوینی برای پیدا کردن نفت در اعماق زمین هستند تا بتوان با حفاری کمتر، هر چه زودتر به نفت دست یافت. کاری که در حیطه عمل مهندسین اکتشاف نفت می باشد.

اولین مرحله برای بهره برداری یا برداشت نفت، کشف حوزه های نفتی است که این کار توسط لرزه نگاری انجام می گیرد. مهندسین اکتشاف، امواج صوتی را به اعماق زمین فرستاده و سپس امواج برگشتی را اندازه گیری و پردازش می کنند تا به وجود یا عدم وجود نفت در درون زمین پی ببرند. به عبارت دیگر این گرایش ارتباط نزدیکی با زمین شناسی دارد.

مهندسی حفاری

ناگهان انفجاری صورت می گیرد و سپس طلای سیاه از دل زمین فوران می کند و یک حوزه نفتی جدید پدیدار می شود. سالهاست که چنین صحنه ای را در فیلم های سینمایی می بینیم ؛ راهی ساده و ارزان برای رسیدن به ماده حیاتی نفت، اما حقیقت این است که برای رسیدن به یک حوزه نفتی باید حفاری کرد کاری که به تخصص، وقت و هزینه بسیاری نیاز دارد.

هزینه حفاری یک چاه حدود 5 میلیون دلار است گل حفاری حدود20% این هزینه را در بر می گیرد.

وقتی مته الماس برای استخراج نفت به عمق چندهزار متری زمین فرو می رود باید خاک و سنگ کنده شده را به طریقی بیرون آورد که این کار توسط گل حفاری انجام می گیرد. یعنی سیالی توسط لوله های حفاری به داخل زمین رفته و کنده های حفاری را به سطح زمین می آورد. گفتنی?است که این ماده بسیار گران است و به همین دلیل اگر به جای استفاده از گل حفاری روش دیگری مثل نیروی هوای فشرده برای بیرون آوردن کنده ها استفاده گردد، هزینه حفاری به مراتب پاییان خواهد آمد و اینجاست که نقش مهم یک مهندس حفاری آشکار می شود، چون یک مهندس حفاری روشهایی را ارائه می دهد که هزینه حفاری را پایین آورده و راندمان را بالا می برد. همچنین با توجه به شرایط و خصوصیات زمین شناسی و اقلیمی منطقه، نحوه حفاری را که می تواند افقی، عمودی و یا جهت دار باشد، تعیین کند.

یکی از وظایف مهندسی حفاری بررسی خاک زمین حفاری است تا با توجه به نوع خاک، مته مورد نیاز برای استخراج و حفاری به کار برده شود.

همچنین متخصص این گرایش تعیین می کند که چه نوع موادی باید در گل حفاری استفاده شود تا مواد فوق موجب ریزش دیواره های چاه نگردد.

طراحی تجهیزات حفاری و انجام عملیات در مناسبترین شرایط و ارزیابی اثرات تکنولوژی حفاری و استخراج بر محیط زیست کشور و ارائه راههای مناسب برای جلوگیری از تخریب آن،جزو فعالیت های فارغ التحصیل این گرایش است.

مهندسی مخازن نفت و گاز

به صخره رسوبی حاوی مواد نفتی که زیر لایه غیر نفوذی تشکیل شده و دارای شکل ویژه ای از ساختمان زمین (عموماً یک قدیس) است، مخزن نفت گفته می شود. یعنی مخازن نفت چیزی شبیه به مخازن آب نیست که یک حوض یا بشکه بزرگ باشد بلکه این مخازن حفره های زیر زمینی هستند که نفت در آن جا وجود دارد. و مهندس حفاری، متخصصی است که انتخاب و ارائه روش های علمی برای افزایش برداشت از مخازن نفت و گاز و جلوگیری از زوال این مخازن بر عهده او می باشد.

دانش مهندسی مخازن به این می پردازد که ما در یک حوزه نفتی در اعماق زمین مثلاً در عمق 2 یا 3 هزار متری چه مقدار نفت و گاز داریم و چه مقدار از آن قابل دسترسی می باشد و با چه سرعتی می توان از مخزن مورد نظر برداشت کرد.

مهندسی نفت گرایش مخازن، نوع مخزن نفت یا گاز و همچنین فشار، دما و عمق آن از سطح زمین را مشخص می کند.زیرا موارد فوق در نحوه برداشت و استخراج نفت از مخازن تأثیر دارد.

مهندسی بهره برداری از منابع نفت

مهندس بهره برداری از منابع نفت، مهندسی است که راهها و روشهای بهره برداری بهینه از مخازن نفت را ارائه می دهد. یعنی با توجه به نوع مخزن نفت تعیین می کند که به یاری کدام یک از روشهای موجود؛ تزریق گاز، تزریق آب، تزریق مواد پلیمری و یا ازدیاد حرارت می توان نفت را راحتتر و مقرون به صرفه تر بهره برداری کرد.

امروزه اکثر مخازن نفت کشور ما دچار افت فشار شده اند به همین دلیل نفت به صورت طبیعی به سطح زمین نمی رسد و در نتیجه حضور مهندسین بهره برداری از منابع نفت، یک ضرورت اجتناب ناپذیر است. افرادی که با استفاده از روشهای علمی بهتر و اصولی تر، از مخازن نفتی بهره برداری می کنند.

کشف یک مخزن نفتی به مهندسی اکتشاف، روش رسیدن به مخزن به مهندسی استخراج، شبیه سازی و تعیین فشار، دما و نوع مخزن به مهندسی مخازن و نحوه بهره برداری از مخزن به مهندسی بهره برداری از منابع نفت باز می گردد.

طراحی فرآیندهای نفت

به منظور تربیت متخصصان متعهد در زمینه محاسبات، تعیین مشخصات و طراحی فرآیندهای صنایع نفت، «مجموعه کارشناسی طراحی فرآیندهای صنایع نفت» پس از بررسی نیازهای تخصصی در این زمینه در کمیته مهندسی شیمی گروه فنی و مهندسی شورایعالی برنامه ریزی گشته است.

تعریف و هدف:

مجموعه کارشناسی طراحی فرآیندهای صنایع نفت یکی از مجموعه های آموزش عالی فنی و مهندسی می باشد که هدف آن آموزش و تربیت متخصصان طراحی فرآیندهای مورد استفاده در صنایع پالایش نفت و گاز و صنایع پتروشیمی است. دروس این مجموعه ترکیبی از دروس عمومی، علوم پایه و دروس مهندسی شیمی و همچنین مطالب تخصصی در زمینه طراحی فرآیندهای شیمیایی می باشد.

فارغ التحصیلان این دوره توانایی کافی در احراز مشاغل و ایفای نقشهای زیر را دارند:

انجام محاسبات و تعیین مشخصات وسائل، دستگاهها و فرآیندهای شیمیایی که در صنایع نفت مورد استفاده قرار می گیرد، منظور از طراحی فرآیند در صنایع نفت استفاده از داده های موجود به منظور محاسبه و تعیین مشخصات فنی یک دستگاه، یک واحد یا یک کارخانه تا حد تشکیل شمای جریان فرآیند کامل (پروسس فلودیاگرام) می باشد

 



وضعیت ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر (کارشناسی ارشد و ... )

این رشته در مقطع کارشناسی ارشد در 3 گرایش در داخل کشور تدریس می گردد.

رشته های مشابه و نزدیک به این رشته در حال حاضر

با توجه به وجود گرایش طراحی فرآیندهای صنایع نفت در رشته مهندسی شیمی، این دو رشته دارای برخی تشابهات می باشند.

آینده شغلی و بازار کار

قطعاً اولین بازار کار موجود برای فارغ التحصیلان این رشته وزارت نفت است اما دانشگاه صنعت نفت در حال حاضر دانشجویان این رشته را بورسیه نمی کند. بلکه اگر سطح علمی دانشجویی خوب باشد، در نهایت جذب وزارت نفت می شود.البته در حال حاضر بیش از 70 درصد از دانشجویان جذب وزارت نفت می شوند و مابقی آنها نیز جذب صنایع شیمیایی خصوصی می شوند چرا که بیشتر واحدهای رشته مهندسی نفت با رشته مهندسی شیمی مشترک می باشد.

وضعیت نیاز کشور به این رشته در حال حاضر

با توجه به وجود میدانهای نفتی و گازی عظیم در کشور، همچنین کشف میدانهای جدید و لزوم گسترش سرمایه گذاری های لازم در امر نفت و گاز، حضور متخصصان این رشته بیش از پیش احساس می شود.

  


 دروس اصلی و تخصصی مشترک تمامی  گرایشهای مهندسی نفت


  موازنه انرژی و مواد

 استانیک و مقاومت مصالح


  ترمودینامیک

 مکانیک سیالات


  آزمایشگاه مکانیک سیالات

 انتقال حرارت


  آزمایشگاه انتقال حرارت

 کنترل فرآیندها


  آزمایشگاه کنترل فرآیندها

 زمین شناسی نفت


  مبانی فرآیندهای صنایع نفت

 خواص سنگ های مخزن


  آزمایشگاه خواص سیالات مخزن

 کارگاه عمومی


  کاربرد ریاضیات در مهندسی شیمی

 مبانی چاه آزمایی


  نمودارگیری چاه

 مهندسی مخازن 1


  زمین شناسی ساختمان

 کارآموزی 1 و 2





 


 دروس پایه در تمامی گرایشهای مهندسی نفت


  ریاضی عمومی 1 و 2

 معادلات دیفرانسیل


  ریاضیات مهندسی

 فیزیک 1 و 2


  آزمایشگاه فیزیک 1 و 2

 شیمی آلی


  آزمایشگاه شیمی آلی

 برنامه نویسی کامپیوتر


  زمین شناسی عمومی

 شیمی عمومی



    

10:35:03

چهارشنبه 1/7/1388 - 10:31
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته