• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 4
تعداد نظرات : 2
زمان آخرین مطلب : 6009روز قبل
محبت و عاطفه

+ اس ام اس ناب عاشقانه امیدوارم توپ خوشبختی سانترش همیشه روی قلبت باشه و با شرایط بالا خوشبخت بشی . . . ! *************** دیروز به جرم بالا رفتن از قلبت دستگیر شدم ! بیا بهشون بگو ساکن قلبم دزد نیست ! *************** در بیکران دور ، بر روی سنگ گور / با دست سرنوشت ، با جوهر سرشت دستی نوشته بود ، آرامگاه عشق . . . *************** عشق تنها سهم مرغ عشق نیست ، میتوان عاشق شد و گنجشک وار زیست . . . *************** گفتی که دگر در تو چنان حوصله ای نیست / گفتم که مرا دوست نداری گله ای نیست رفتی و خدا پشت و پناهت ، به سلامت / بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست . . . *************** خستگی ها برایم بی معنا میشود آنگاه که احساس میکنم تو همیشه در کنار من هستی *************** مادر را به خاطر مهر مادریش دوست دارم شمع را به خاطر از خود گذشتگی اش گل را به خاطر زیبایی اش و تو را بدون آن که بدانم چرا ، به اندازه تمام دنیا دوست دارم . . . *************** از دیده به جاش اشک خون می آید / دل خون شده ، از دیده برون می آید دل خون شد از این غصه که از قصه عشق / می دید که آهنگ جنون می آید . . . *************** گفتی دوستم داری به اندازه قطرات بارانی که بر روی صورتت میریزد و من هم دوستت دارم بدون توجه به چتری که روی سرت گرفتی . . . *************** تو این دنیا تو این عالم / میون این همه آدم ببین من دل به کی دادم / به اون کس که نمیخوادم دلم شیشه دلش سنگه / واسه سنگه دلم تنگه ************** هنگامی دستم را دراز کردم که دستی نبود ، هنگامی لب به زمزمه گشودم که مخاطبی نداشتم و هنگامی تشنه آتش شدم ، که در برابرم دریا بود و دربا و دریا . . . *************** در عشق حد اقل قطره ای جنون هست و در حنون هم همیشه دریائی از عشق . . . * * * * * * * * *  * * در کتاب واژه ها زیباترین معنا توئی / من چگونه در کتاب عشق تو معنا شوم ؟ از تو گفتن کار هر کس نیست ای بالاترین / من برای گفتنت باید که مولانا شوم . . . * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * مینویسم من که عمری با خیالت زیستم / گاهی از من یاد کن ، اکنون که دیگر نیستم * * * * * * * * * گفتی محبت کن برو ، باشد خدا حافظ ولی / رفتم که تو باور کنی دارم محبت میکنم . . . * * * * **  * * کاش میدانستم چشمانت چه زمان خواهد یافت ، که “نگاه ، زاده علاقه است” . . . * * * * * * * ** * * تمام آسمان من خلاصه در دو چشم توست ، مراقبشان باش . . . * * * * * ** * * * در عشق حد اقل قطره ای جنون هست و در حنون هم همیشه دریائی از عشق . . . * * * * * * * * * * * * در کتاب واژه ها زیباترین معنا توئی / من چگونه در کتاب عشق تو معنا شوم ؟ از تو گفتن کار هر کس نیست ای بالاترین / من برای گفتنت باید که مولانا شوم . . . * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * مینویسم من که عمری با خیالت زیستم / گاهی از من یاد کن ، اکنون که دیگر نیستم * * * * * * * * گفتی محبت کن برو ، باشد خدا حافظ ولی / رفتم که تو باور کنی دارم محبت میکنم . . . * * * * * * * * *  * * کاش میدانستم چشمانت چه زمان خواهد یافت ، که “نگاه ، زاده علاقه است” . . . * * * * * * * * * * تمام آسمان من خلاصه در دو چشم توست ، مراقبشان باش . . . * * ** * * * * * * * * * * * * همه لرزش دست و دلم از آن بود که عشق ز دستم برود . . . * * * * * * * * * * * * * هر جا تو باشی دل من همون جاست / حتی اگه فاصلمون یه دنیاست . . . * * * * * * * * * * * * اشک نشان دل شکستگی ، سکوت نشان تنهائی و لبخند نشان مهر و اس ام اس نشان یاد توست . . . * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * دوست داشتن تو ، مثل خود نفس کشیدن است . . . * * * ** * * * * * وقتی که با نمکی ، خیلی تکی ! منم دوست دارم ، با هر کلکی !! * * * * * * * * * * * * پایان حکایتم شنیدنی است ، من عاشق او بودم و او عاشق او . . . * * * * * * * * * ما به لطف هر رفیقی دلخوشیم / هر رفیقی را نبینیم نا خوشیم . . . * * * * * * * * * * * * *  * * * * * * اگر عاشقی رسواگری باشد ، خواهم که در عالم رسواترین رسوا شوم . . . * * * * * * * * * * * نه بلبل خواهد ز بوستان ها جدائی / نه گل دارد خیال بی وفائی ولیکن چرخش چرخ ستمگر / زند بر هم رسوم آشنائی . . . * * * * * ** * * دفتر بغض مرا باز کنید که دلگیرم / حدیث غم مرا بخوانید که از گریه سرازیرم . . . * * * * * * * * * * * * دوست دارم دوستم تو باشی / مریض باشم پرستارم تو باشی ! * * * * *  * * * * * زندگی اگر هزار بار دیگر بود … بار دیگر تو ، بار دیگر تو ، بار دیگر تو . . . * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * بگذار بگریم چون ابر در بهاران / کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران هر کس درد جدائی چشیده باشد / داند که سخت باشد قطع امیدوارن . . . * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * سایه ها محصول پشت کردن دیوار ها به آفتابند ، گستاخی دیوارها را تقلید نکنیم تا آفتابی بمانیم . . . * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * تا کجای قصه باید ز دلتنگی نوشت ؟ / تا به کی بازیچه بودن توی دست سرنوشت تا به کی با ضربه های درد باید رام شد / یا فقط با گریه های بی قرار آرام شد بهر دیدار محبت تا به کی در انتظار / خسته از این زندگی با غصه های بی شمار . . . * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * امشب شب آخریه که مزاحم دلت شدم / خورشید فردا مال تو ببخش که عاشقت شدم . . . * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 20سال 20 روز 20 شاخه گل برای تو که بیستی افسوس که پیشم نیستتی . . . دروغگو ، تو مگه نگفته بودی ستاره ی من فقط تویی ؟ حالا میبینم اون بالا داری باعث درخشیدن بقیه ی ستاره ها هم میشی ! . . . شاخه گلت سالها بود در میان دفترت خوابیده بود ، بی اجازت امروز بیدارش کردم ! . . . در خلوت من نگاه سبزت جاریست! این قست بی تو بودنم اجباریست . . . تو با آواز خود شب را شکستی / ولی من بی دریچه مانده ام باز هوای پر زدن هایم کجا رفت ؟ / ز یاران باز هم جا مانده ام باز . . . . . . خداوند ، گوش ها و چشم ها را در سر قرار داده است تا تنها سخنان و صحنه های بالا و والا را جستجو کنیم . . . . . . دلم می خواست سقف معبد هستی فرو می ریخت پلیدی ها وزشتی ها به زیر خاک می ماندند ، بهاری جاودان آغوش وا می کرد جهان در موجی از زیبایی و خوبی شنا می کرد . . . . 20سال 20 روز 20 شاخه گل برای تو که بیستی افسوس که پیشم نیستتی . . . دروغگو ، تو مگه نگفته بودی ستاره ی من فقط تویی ؟ حالا میبینم اون بالا داری باعث درخشیدن بقیه ی ستاره ها هم میشی ! . . . شاخه گلت سالها بود در میان دفترت خوابیده بود ، بی اجازت امروز بیدارش کردم ! . . . در خلوت من نگاه سبزت جاریست! این قست بی تو بودنم اجباریست . . . تو با آواز خود شب را شکستی / ولی من بی دریچه مانده ام باز هوای پر زدن هایم کجا رفت ؟ / ز یاران باز هم جا مانده ام باز . . . . . . خداوند ، گوش ها و چشم ها را در سر قرار داده است تا تنها سخنان و صحنه های بالا و والا را جستجو کنیم . . . . . . قصه ها بر من گذشت تا بدانم کیستم / سرگذشتم هرچه بوده من پشیمان نیستم من اگر سردار عشقم یا که پاکباخته ام / سرگذشتم را به دستان خودم ساخته ام . . . . . . دلم می خواست سقف معبد هستی فرو می ریخت پلیدی ها وزشتی ها به زیر خاک می ماندند ، بهاری جاودان آغوش وا می کرد جهان در موجی از زیبایی و خوبی شنا می کرد . . . . . . عاشقی مقدور هر عاشق نیست / غم کشیدن کار هر نقاش نیست . . . . . . نتوان ترک تو ای قبله دلها کردن / که محال است دگر مثل تو پیدا کردن . . . . . . بی وفایی کن وفایت میکنند با وفا باشی خیانت میکنند مهربانی گر چه آیین خوشیست مهربان باشی رهایت میکنند . . . . . . بازی روزگار را نمی فهمم ! من تو را دوست دارم تو دیگری را دیگری مرا و همه ی ما تنهاییم . . . . . . کاش واژه حقیقت آنقدر با زبان ما صمیمی بود ، که برای بیان کردن "دوستت دارم" نیاز به قسم خوردن نبود . . . . . . شهر آیینه دار میشود با یک گل / پروانه تباه میشود با یک گل گفتند : نمیشود ، ولی میبینید / یک روز بهار میشود با یک گل . . . . . . دلم برای دیدنت چه شاعرانه لک زده / بلور قلب کوچکم ز دوزیت ترک زده ! . . . اکنون با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم می زنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک تر می شوم . این زندگی من است . . . . . . زندگی را تو بساز ، نه بدان ساز که سازند و پذیری بی حرف زندگی یعنی جنگ ، تو بجنگ ، زندگی یعنی عشق ، تو بدان عشق بورز . . . ***************

خدا بعد از این که آدم رو خلق کرد، دستشو زد به کمرش و یه نگاه حسابی به آدم کرد، بعد گفت: حتماً بهتر از اینم می‌تونم خلق کنم... بعدش حوا رو خلق کرد!!! ღ♥ღ قاضی رو به متهم می کنه و می پرسه: خانم! شما چند سالتونه؟ خانم می گه: 25 سال آقای قاضی! قاضی می گه: خوب، حالا بفرمایید چند ساله که 25 سالتونه؟ ღ♥ღ از حیف نون می پرسن: نظرت راجع به مار چیه؟ می گه: حیوون خیلی خوبیه! اما حیف که همش دُمه!! ღ♥ღ حیف نون قبل از مرگش وصیت می کنه قبر منو با آب و صابون بشویید، تا هر کس رد می شه بخوره زمین، بخندم روحم شاد شه! ღ♥ღ حیف نون می خواسته از همسایه شون نردبون قرض بگیره. با خودش فکر می کنه، می گه: الان اگه برم بگم نردبونتون رو بدین، شاید همسایه بگه نردبون ما کوتاهه، یا بگه نردبون ما شکسته، یا بگه نردبون رو به یکی دیگه قرض دادیم. خلاصه می ره دم خونه همسایه در می زنه، همسایه میاد دم در می گه: بله بفرمایید... حیف نون می گه: برو بابا شما هم با این نردبونتون! ღ♥ღ زن اولی: این مردها واقعاً خیلی لجوج و یک دنده‌ هستند! زن دومی: چی شده؟ زن اولی:‌ مثلاً‌ این شوهر من، دیروز درست چهار ساعت براش توضیح دادم، آخرش هم قبول نکرد که نکرد. زن دومی: خوب چی رو داشتی براش توضیح می‌دادی؟ زن اولی:‌ این که من آدم پر حرفی نیستم!!! ღ♥ღ دیوانه اولی: من وقتی روی سرم می ایستم، خون توی سرم جمع می شه، ولی وقتی روی پاهام می ایستم، خون توی پاهام جمع نمی شه، می دونی چرا این جوریه؟ دیوانه دومی: خوب معلومه دیگه، چون پاهات مثل کله‌ات تو خالی نیستند! ღ♥ღ به حیف نون می گن آرزوت چیه؟ می گه دکتر بشم، از اتاق عمل بیام بیرون، بگم متأسفم! ღ♥ღ معلم فلسفه یک صندلی می ذاره وسط کلاس و به شاگردانش می گه: شما باید یک مقاله بنویسید و در آن ثابت کنید که این صندلی وجود ندارد! یکی از شاگردان دو کلمه می نویسه و ورقه شو می ذاره رو میزش و بعد از اینکه معلم ورقه ها را تصحیح می کنه اون بهترین نمره رو می گیره! می دونید چی نوشته بوده؟ ... ... ... نوشته بوده: کدوم صندلی؟ ღ♥ღ حیف نون یه رستوران باز می کنه، ولی هر روز ظهر خودش می رفته بیرون غذا می خورده. بهش می گن چرا همین جا غذا نمی خوری؟ می گه: آخه خیلی گرون می ده! ღ♥ღ اقدس به غضنفر: مرد! پاشو برو سر کار. چرا تا لنگ ظهر خوابیدی؟ حیف نون: زن! به من الهام شده که خدا نمی‌خواد من برم سر کار! اقدس: مرد! این مزخرفها چیه؟ پاشو برو. حیف نون: نگاه کن ببین ماشین پنچره، نگفتم حتماً خدا نمی‌خواد برم سر کار؟ اقدس: مرد! چرا حرف بی خود می زنی؟ این ماشین الآن یک ماهه که پنچره، تو هم هر روز همینو می گی! ღ♥ღ زن به شوهر: آخ نمی دونی دیشب چه خواب خوبی دیدم! شوهر: چی خواب دیدی؟ زن: خواب دیدم تو بهشت هستم، همه چیز عالی و زیبا و... شوهر: خوب چرا همون جا نموندی؟! ღ♥ღ حیف نون تو قسمت کامپیوتر استخدام می شه. در پایان روز اول، رئیس ازش می پرسه: خوب، امروز چه کار کردی؟ حیف نون می گه: هیچی، کلیدهای کیبورد نامرتب بودن، به ترتیب الفبا مرتبشون کردم! ************ با باد آمده ای و با باد خواهی رفت نام تو آرزو نیست ؟ * * * * ** ** * * * * * * فال دل را حکم کردم تا بدانی ای نگارم در قمار با تو بودن هستی ام را میگذارم نقاش ازل تا که به چشمان تو پرداخت دیوانه شد از طرز نگاهت؛ قلم انداخت * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * جا برای من گنجشک زیاد است ولی من به درختان خیابان تو عادت دارم با باد آمده ای و با باد خواهی رفت نام تو آرزو نیست ؟ * * * * *  * * ** * * * * * * * * فال دل را حکم کردم تا بدانی ای نگارم در قمار با تو بودن هستی ام را میگذارم نقاش ازل تا که به چشمان تو پرداخت دیوانه شد از طرز نگاهت؛ قلم انداخت * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * جا برای من گنجشک زیاد است ولی من به درختان خیابان تو عادت دارم * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * گرچه ما را نکنی یاد ولی ما هستیم ، دل به پیامی که نمیدی بستیم . به تو تبریک میگم که بیخودی توی زرق و برق دنیا گم شدی به تو تبریک می گم این گم شدنو گل گلخونه مردم شدنو اگه رفتی . اگه سرنوشتِ اشکامو ندیدی.. من به نقطه سر خط . تو به سرنوشتِ تازه ای رسیدی.. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * گله دارم ز همه ، قول و قرارهایی که نشد سردی عشق تو و فصل بهاری که نشد * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  * * * * * * * * * * * * * * * * چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد ، چه نکوتر آنکه مرغی ز قفس پریده باشد ، پر و بال ما بریدند و در قفس گشودند ، چه رها چه بسته مرغی که پرش بریده باشد * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * روبرویم: دو فنجان قهوه سرنوشت مرا پیش بینی تلخی است؛ * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * آه ای چشمهایت !خواستم از عشق بگویم،گفتی میدانم.... خواستم از غم بگویم گفتی میدانم.... حالا می خواهم از ته قلبم بگویم دوستت دارم که نمی دانی. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * گفتی محبت کن برو باشد خدا حافظ ولی رفتم که تو باور کنی دارم محبت می کنم * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * چرا مرا نمی کشد خدا چشمهای تو ببین در آب و اتشم برای چشم های تو قسم به ساحا غزل دقیقه ای هزار بار دلم عجیب می کند هوای چشم های تو * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * اگر تو باز نگردی امید آمدنت را به گور خواهم برد و کس نمی داند که در فراق تو دیگر چگونه خواهم زیست چگونه خواهم مرد * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * عشق یک سینه و هفتاد دو سر می خواهد بچه بازیست مگر؟عشق جگر می خواهد * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * شب فراغ که داند که تا سحر چند است مگر کسی که به زندان عشق در بند است * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * هر که خوبی کرد زجرش میدهند هر که زشتی کرد اجرش میدهند باستان کاران تبانی کرده اند عشق را هم باستانی کرده اند هرچه انسانها طلایی تر شدند عشق ها هم مومیایی تر شدند اندک اندک عشق بازان کم شدند نسلی از بیگانگان آدم شدند * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * برقرار باش تا هرگز بی قرار نباشم * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * دل در پى رهایى وقتى تو پیش مایى مه گونه بی ریایى آنگه که رخ نمایى * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * دوشت داشتن یه نفر دیوونگیه! دوست داشته شدن توسط یه نفر یک هدیست دوست داشتن کسى که دوست داره وظیفست اما دوست داشته شدن توسط کسیکه دوسش دارى زندگیه... * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * گل همیشه نازم نبودی چاره سازم نکردی مهربونی به قلب پرنیازم.آخه این اسمش وفانیست راه ورسم عاشقانیست وقتی که دلم گرفته دل شکستن که روانیست * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * به من گفتی که دل دریاکن ای دوست ،همه دریاازآن من کن ای دوست.دلم دریاشدودادم به دستت، مکش دریا به خون پرواکن ای دوست! * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * ازهزاران نفریک نفراهل دلند/آن هم تویی مابقی تندیسی ازآب وگلند. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * دیرگاھیست که تنھاشدہ ام .قصه غربت صحرا شدہ ام.وسعت درد فقط سھم من است بازھم قسمت غمھا شدہ ام دگر ایینه زمن بی خبراست که اسیرشب یلدا شدہ ام.من که بی تاب شقایق بودم ھمدم سردی یخھاشدہ ام.کاش چشمان مرا خاک کنید تا نبینم که چه تنھاشدہ ام...! * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * سوز آهم درگلو پنهان شده ابر چشمم مملو از باران شده ازنسیم عشق تو زندگى طوفان شده ای خدا این قلب من آشفته از هجران شده * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * کاش توقحطی شقایق باز بشیم سوار قایق بشینیم بریم تو دریا من وتو تنهای تنها ماهیا خیلی امینن نمیگن اگه ببینن انقدر میریم که ساحل از من وتو بشه غافل قایق وباهم می رونیم میریم اونجاها می مونیم جایی که نه آسمونش نه صدای مردمونش نه غمش نه جنب وجوشش نه صدای گلفروشش مث اینجا آهنی نیست خوبن اما گفتنی نیست پس ببین، یادت بمونه کسی ام اینو ندونه زنده بودیم اگه فردا وعده ء مالب دریا * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * دیوار به جاى مانده از آوارم دلتنگم و در خلوتم می بارم هرشب که تمام آسمان تاریک است بیش ازهمه ء ستاره ها بیدارم * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * آره من اونم که گفتم واسه چشم تو دیوونم آره من قول دادم تا تهش باهات بمونم ولى سرد شده نگام با یخ دوریت من فقط یکم شکستم، خوب نگام کنى همونم.. ***************** من به اندازه چشمان تو غمگین ماندم و به اندازه هر برق نگاهت نگران تو به اندازه تنهایی من شاد بمان . . . ღ♥ღ حال ما بی آن مه زیبا مپرس / آنچه رفت از عشق او بر ما مپرس ღ♥ღ از خود خانه و کاشانه ای ندارم ، اما در عمق آرزوی من این است که در دل تو خانه ای داشته باشم ، به مساحت یک قلب . . . ღ♥ღ مگه من به تو اجازه دادم که بازم رفتی اون بالا ، هان !؟ بیا پایین ، زود باش ، آخه تو فقط ماه منی ! ღ♥ღ پنج تا از بزرگترین کلمات : من نمیخوام از دستت بدم چهار تا از دوست داشتنی ترین کلمات : تو برام مهم هستی سه تا کلمه شیرین : تو رو تحسین می کنم دو تا کلمه شگفت انگیز : دلتنگت هستم یک کلمه که از همه مهمتره : تو . . . ღ♥ღ سر ارادت ما و آستان حضرت دوست / که هرچه بر سر ما می رود ارادت اوست نظیر دوست ندیدم اگرچه از مه و مهر / نهادم آیینه ها در مقابل رخ دوست . . . ღ♥ღ هر چند پیر و خسته و ناتوان شدم / هر که یاد روی تو کردم جوان شدم . . . ღ♥ღ تو مگه باده فروشی که همه مست تو اند / تو مگه ساغر عشقی که همه معشوق تو اند منشین با همگان ای گل زیبای دلم / که به ظاهر همه مشتاق و خریدار تو اند . . .   ღ♥ღ عشق از من و نگاه تو تشکیل می شود ، گاهی تمام من به تو تبدیل می شود . . . ღ♥ღ چو ماه از کام ظلمت ها دمیدی / جهانی عشق در من آفریدی دریغا، با غروب نابهنگام / مرا در دام ظلمت ها کشیدی . . . ღ♥ღ دیروز اومده بود دیدنم ، با یه شاخه گل سرخ و همون لبخندی که همیشه آرزوش رو داشتم گریه کرد و گفت دلش برام تنگ شده ، ولی من فقط نگاش کردم ، وقتی رفت سنگ قبرم از اشکاش خیس شده بود . . . ღ♥ღ دیروز تمام خاطرات با تو بودن را دور ریختم ، امروز هر چه می گردم خودم را پیدا نمی کنم . . . ღ♥ღ بغض کن اما نبار، خشک شو اما نریز ، دیر کن اما بیا . . . ღ♥ღ این اس ام اس رو واست فرستادم و الان خوشحالم ، چون می دونم اسمم روی صفحه گوشیت افتاده ، حداقل یک ثانیه بهم فکر کردی و این یک ثانیه برای من یک دنیاست . . . ღ♥ღ  هر که دیوانه نشد از عشق تو عاقل نیست / آنکه نشناخت تو را معرفتش کامل نیست . . . ღ♥ღ از دیار آشنایی پا کشیدن مشکل است / از تو ای آرام جانم دل بریدن مشکل است . . . ღ♥ღ این را بدان اگر در قلبی جای گرفتی و عاطفه ای را به بازی عشق در آوردی تا ابد در قلبی که دوستت دارد زنده خواهی ماند . . . ღ♥ღ همه بغض من تقدیم غرور نازنینت باد ، غروری که لذت دریا را به چشمانت حرام کرد . . . ღ♥ღ گل بودم در ایام جوانی ، جوان بودم نکردم زندگانی . . . ღ♥ღ خیالت راحت ، دیگر اشکی نیست که به بالینت بریزد و احساس را شکوفا کند تنها بغضیست که فرو رفتنش حسرت در چشمانم می تازد . . . ღ♥ღ بر درت می آمدم هر شب مرا وا میزدی / گفتمت نا مهربانی دم ز حاشا میزدی دیدمت یک شب به دریا خیره بودی تا به سحر / کاش دریای تو بودم دل به دریا میزدی . . . ღ♥ღ کنار چشمه ای بودیم در خواب / تو بـا جامی ربـودی ماه از آب چو نوشیدیم از آن جـام گـــوارا / تو نیلوفر شدی من اشک مهتاب . . . ღ♥ღ شهیدان را به نوری ناب شوییم / درون چشمه ی مهتاب شوییم شهیدان همچو آب چشمه پاکند / شگفتا آب را با آب شوییم . . .

چهارشنبه 7/11/1388 - 19:0
ازدواج و همسرداری
داستان ولنتاین کلمه ولنتاین در اصل به معنى فردى بود که نامش از جعبه مخصوص بیرون مى آمد و به عنوان محبوب برگزیده مى شد. این روند تا سال هاى ۱۵۰۰ میلادى ادامه داشت. حدود سال ۱۵۳۳ ولنتاین به قطعه کاغذ تا شده اى گفته مى شد که نام محبوب روى آن نوشته شده بود. پس از سال ۱۶۱۰ هدیه اى بود که به این فرد خاص داده مى شد و از سال ۱۸۲۴ به شعر، نامه یا قطعه ادبى بدل شد که براى محبوب نوشته مى شد. اگرچه ولنتاین هر سال روز ۱۴ فوریه جنش گرفته مى شود، اما اصل آن به جشن رومى ها به نام لوپرکالیا بازمى گردد که در ۱۵ فوریه برگزار مى شد. در این جشن حاصل خیزى و بارورى گرامى داشته مى شد. ارتش رومى ها در آن زمان کشورها را از لحاظ اجتماعى و طبیعى مورد تاخت و تاز قرار مى داد. هنگامى که رومى ها به فرانسه حمله کردند فستیوالى به راه انداختند که در آن پسران رومى نام دختران رومى را از یک گلدان بیرون مى کشیدند تا همسرشان شود و سپس آن جفت در روز فستیوال هدایایى ردوبدل مى کردند. این جشن مربوط به مشرکین بود بنابراین در سال ۴۶۹ میلادى پاپ گلاسیوس تصمیم گرفت به آن رنگ و بوى مسیحیت ببخشد و اعلام کرد که از حالا به بعد این جشن به افتخار سن ولنتاین برگزار خواهد شد. سن ولنتاین رومى جوانى بود که به دست امپراتور کلودیوس دوم کشته شد. گفته مى شود مرگ او به دلیل کنار نگذاشتن مسیحیت بود و در ۱۴ فوریه ۲۷۰ میلادى اتفاق افتاد. اما چرا سن ولنتاین کشته شد؟ در افسانه ها آمده که در قرن سوم پس از میلاد امپراتور کلادیوس دوم نمى خواست که هیچ یک از سربازانش عاشق کسى شوند و ازدواج کنند چرا که فکر مى کرد همسر و خانواده توجه سربازان را از وظیفه شان نسبت به او منحرف مى کند و گاهى اوقات باعث مى شود که مردان اصلا در جنگ شرکت نکنند. امپراتور به سربازان بیشترى نیاز داشت پس ازدواج کردن را غیر قانونى اعلام کرد و هرکس که مراسم عقد را برگزار مى کرد باید کشته مى شد. گفته مى شود سن ولنتاین از دستور منع ازدواج سرپیچى مى کرد و جوانان را در خفا به عقد هم درمى آورد، اما او را پیدا کردند و کشتند. داستان دیگرى مى گوید که مردى به نام ولنتاین به خاطر کمک به مسیحیان آزار دیده در زندان بود. ولنتاین زندانبان خود را به مسیحیت فراخواند و او و تمام خانواده اش را مسیحى کرد. زندانبان دختر نابینایى هم به نام جولیا داشت که ولنتاین به او دلبسته شد و البته بینایى او را هم شفا داد. اما پیروزى با عشق نبود. صبح روز اعدام، ولنتاین نامه اى به جولیا نوشت و آن را «از طرف ولنتاین تو» امضا کرد. در ایتالیا هم در قرون وسطى فستیوال بهاره اى برگزار مى شد که در آن جوانان مجرد در باغ ها جمع مى شدند و به شعر هاى عاشقانه و موسیقى گوش مى کردند. پس از آن دو به دو در باغ قدم مى زدند. در فرانسه هم همین رسم مدتى اجرا مى شد اما حسادت زیادى برمى انگیخت و مشکلاتى به وجود مى آورد که این رسم را از ادامه بازداشت. رسم کشیدن نام «ولنتاین» یا محبوب در انگلستان قرن ها ادامه داشت حتى وقتى که اشغال رومى ها به پایان رسید. مردان جوان در انگلستان نام تمام زنان جوان را روى تکه هاى کاغذ مى نوشتند، آنها را تا مى کردند و در کاسه اى مى ریختند. مردان جوان مى بایست با چشم بسته نامى را از کاسه بیرون مى کشیدند. نام دخترى بیرون مى آمد و به این معنا بود که دختر براى یک سال آینده «ولنتاین» او بود. همین فستیوال به گونه دیگرى هم برگزار مى شد: دو رومى جوان که توسط کشیش تبرک شده بودند شلاق چرمى از پوست بز به دست مى گرفتند و در خیابان ها مى دویدند. شلاق چرمى فبروا نامیده مى شد که کلمه لاتین آن فبرواتیو و معنى آن اهتزاز شلاق مقدس است. این کار براى تطهیر انجام مى شد. کلمه که هم اکنون به کار مى بریم هم از همین ریشه است. آنها اعتقاد داشتند اگر این شلاق به زنى برخورد کند او بهتر مى تواند بچه به دنیا بیاورد. این موضوع باز هم بارورى را تداعى مى کند. براساس افسانه ها، آنها این کار را به افتخار فونوس ایزد جنگل و کشتزارها انجام مى دادند که شبیه به خداى یونانى، پن است. اکنون ماه فوریه براى اکثر ما برابر با بهار نیست و در خیلى جاها در این ماه روى زمین پوشیده از برف است. رومى ها جشن لوپرکالیا در روز چهاردهم و روز ولنتاین در پانزدهم فوریه را درهم آمیختند که هفت هفته پس از انقلاب زمستانى بود و پیشرفت زمستان به سوى بهار را نشان مى داد. در قرون وسطى فکر مى کردند پرندگان روز چهاردهم فوریه جفت انتخاب مى کنند بنابراین، این روز قرن ها به عنوان روز رسمى جفت یابى به شمار مى آمد. افسانه دیگر درباره روز ولنتاین نه به رومى ها بلکه مربوط به نروژى ها است. نروژى ها سن گالانتینى داشتند که به معنى «عاشق زن ها» است. در زبان انگلیسى «گ» نروژى مانند «و» تلفظ مى شود و صداى آن «ولنتاین» مى شود نروژى ها عقیده دارند سن گالانتین آنها بخشى از تاریخ روز سن ولنتاین امروزى است. اما فرانسوى ها هم عقیده دارند کلمه ولنتاین از کلمه گالانتین مى آید که به معنى عشاق است. کلیساى کاتولیک روم تمام سعى خود را براى تحریم این فستیوال بارورى و همسریابى کرد. با این حال این رسم در جوامع باقى ماند، کلیسا هم از مبارزه با آن دست برداشت و تصمیم گرفت آن را به روز مقدس مسیحى براى سن ولنتاین بدل کند. بنابراین در سال ۱۶۶۰ چارلز دوم به طور رسمى روز ولنتاین را در جامعه انگلیس رواج داد. به همین دلیل انگلستان نخستین کشورى است که چاپ کارت تبریک به خصوص آنها که عشق، تحسین، دلباختگى و سایر احساسات را نشان مى دادند شروع کرد. روز سن ولنتاین ۱۶۲۹ از طریق پاک دینان به آمریکا رفت ولى در آنجا هم با مخالفت بعضى از بزرگان کلیسا مواجه شد. اما عشق پیروز شد و کلیسا نتوانست مانع عشق و احساسات شود. حدود یکصد سال گذشت تا نخستین کارت ولنتاین در آمریکا به وجود آمد. مارجرى بروز (از انگلستان) قدیمى ترین کارت ولنتاین شناخته شده را در سال ۱۴۷۷ به جان پاستون فرستاده است. براى ولنتاینى که زمانى به معنى «محبوب» بود و بعد نماینده «پیام عشق» شد. ساموئل پپیز در ۱۴ فوریه ۱۶۶۷ در دفتر خاطراتش شرح داده که یک جور ولنتاین از همسرش دریافت کرده است. ولنتاین او یک برگ کاغذ آبى بود که نام همسرش با حروف طلایى در آن نوشته شده بود و جد ولنتاین هاى بعدى به شمار مى رفت. اما خیلى طول کشید تا این رسم فراگیر شود. یکصد سال طول کشید که گذاشتن نامه عاشقانه ولنتاین در درگاهى خانه محبوب متداول شد. اگرچه کلیساى کاتولیک به خودى خود از ولنتاین به هیجان نیامد، اما این رسم به تدریج در کشور هاى کاتولیک رواج یافت. جاى تعجب است که ولنتاین ها به وسیله راهبه ها درست مى شد که یک قلب تورى و تزئین شده با نقاشى گل و طرح کوپیدون [در اساطیر رومى رب النوع عشق] یا فرد مذهبى مقدس دیگرى در وسط آن بود. هدایاى ولنتاین همیشه به صورت قلب هایى که امروز مى شناسیم نبودند. بیشتر آنها «پاکت هاى کاغذى» بودند و تا مى شدند. پست کردن آنها هم گران درمى آمد پس پاکت ها را تا مى کردند و با موم مهر مى کردند
چهارشنبه 7/11/1388 - 18:57
دانستنی های علمی
رمزهای GTA 5 ََعصبانی شدن راننده ها YLTEICZ صورتی شدن ماشین ها LLQPFBN سیاه شدن ماشین ها IOWDLAC پرواز قایق ها AFSNMAM چاق شدن BTCDBCB بدن سازی JYSDSOD لاغر شدن KVGYZQK ؟ ASBHGRB ؟ ASBHGRB شورش در شهر BGLUAWML هیچ وقت دستگیر نمیشوید AEZAKMI خیابون پر از ماشین های قدیمی میشه BGKGTJH جت جنگی JUMPJET قایق KGGGDKP ماشین ها با یک تصادف منفجر میشن JCNRUAD خیابون پر از ماشین های سریع میشه GUSNHDE ماشین ها پرواز میکنند RIPAZHA ؟ JHJOECW لباس سیاه BEKKNQV همه نینجا میشن AFPHULTL همه جا پر از تبهکار میشود MROEMZH همه با مایو میان تو خیابون CIKGCGX افزایش پول و میزان عمر :hesoyam موشک ZSOXFSQ عابران پیاده با تفنگ حمله می کنند = bgluawml هوا همیشه آفتابی باشد = afzllqll عابران پیاده شورش کنند = ajlojyqy اسلحه = bifbuzz شهر شلوغ شود =  bgkgtjh شش ستاره پلیس پر شود = bringiton بازیکن هیچ وقت گرسنه نشود = aeduwnv ماشین ها نامرئی شوند = xicwmd چرخ آدم کش = jcnruad چاق کننده = btcdbcb اسلحه = lxgiwyl ضد ّ پلیس = aezakmi افزایش فشار خون = munasef ساعت در بازی همیشه 9 بعد از ظهر باشد = ofviac دیوانه شدن ماشین ها = bubblecars جت = jumpjet سلاح بی نهایت = wanrltw تانک:aiwpreton ماشین مسابقه = vrockpokey سلاح اضافی = uzumymw پرواز قایق = flyingfish چتر نجات = aiwpwzqp ماشین شاسی بلند = monstermash چتر نجات:Aigpuzqp قایق = kgggdkp تیر بی نهایت = ylteict مثل کانگارو بپرید:kangaroo تیر بی نهایت.ylteict پرواز قایق هاflyingfish بارش باران:auifrvqs حرکت اسلوموشن :slowitdown تبدیل به هوای مه آلود:cfvfgmj کند شدن بازی LIYOAAY پرواز اتومبیل:chitty chitty bang bang پرواز با دستگاه موشکی:rocketman هواپیما AKJJYGLC اتوموبیل بزرگ AGBDLCID لودر OHDUDE هلیکوپتر EHIBXQS موتور چهار چرخ VKYPQCF 18چرخ AMOMHRER ؟ SJMAHPE ؟ BMTPWHR همه اسلحه های هیتمن را داشته باشن OGXSDAG افزایش دقت تیر اندازیدر هنگام رانندگی OUIQDMW کاهش ترافیک شهر THGLOJ پوشیدن لباس جدید FVTMNBZ اشوب در شهر IOJUFZN هوای گرم PRIEBJ صحنه اهسته MUNASEF هوای بارانی AUIFRVQS ضربه قوی IAVENJQ هیچ وقت گرسنه نمیشوید AEDUWNV روشن شدن هوا(هوای افتابی ) AFZLLQLL هوای صاف ALNSFMZO بهترین اب و هوای افتابی ICIKPYH اسلحه گروه 2 KJKSZPJ خالی شدن درجه تعقیب ASNAEB افزایش تعقیببه 3درجه OSRBLHH خود کشی SZCMAWO همه چراغ ها سبز میشن ZEIIVG اسلحه گروه 1 LXGIWYL منفجر شدن ماشین ها CPKTNWT فقط چرخ ماشین ها پیدا باشد XICWMD افزایش مهارت در کنترل ماشین PGGOMOY ماشین 7 UBHYZHQ ماشین گلف RZHSUEW ماشین 6 KRIJEBR ماشین 3 PDNEJOH ماشین 4 VPJTQWV ماشین 5 AQTBCODX ماشین 2 JQNTDMH مردم مسلح میشن AJLOJYQY ماشین 1 CQZIJMB ؟ FOOOXFT تانک AIWPRTON مردم به شما حمله میکنند BAGOWPG هوای طوفانی MGHXYRM هوای مه آلود CWJXUOC نیمه شب XJVSNAJ طوفان شن CFVFGMJ حرکت سریع ساعت YSOHNUL سریع شدن بازی PPGWJHT چتر نجات AIYPWZQP کپسول پرواز YECGAA درجه تعقیب پلیس6ستاره میباشد LJSPOK پرش بلند LFGMHAL سلامتی نامحدود BAGUVIX اکسژن نامحدود CVWKXAM هنگام تصادف ماشین طرف مقابل پرواز میکنه BSXSGGC همه ماشین ها نیترون داشته باشن COXEFGU روشنایی ساعت 21:00 OFVIAC
چهارشنبه 7/11/1388 - 18:55
طنز و سرگرمی
اس ام اس شب یلدا زمستان امدو پاییز رفت امیدواریم همیشه پایدار و سر بلند باشید و ایران و ایرانی همیشه موفق و پاینده باشد.شب یلدا یکی از اداب و سنن قدیمی ایرانیان هستش که سال هاست در سرزمین ما اریایها بوده و هست اس ام اس  شب یلدا برای تبریک این شب برای عزیزان اماده کردیم امیدواریم لذت برده و همیشه خوشحال باشید.

****** اس ام اس شب یلدا ******

 عمرتون 100 شب یلدادلتون قد یه دریاتوی این شب های سرمایادتون همیشه با ماشب یلدا مبارک*********بیا ای دل کمی وارونه گردیمبرای هم بیا دیوونه گردیمشب یلدا شده نزدیک ای دوستبرای هم بیا هندونه گردیمشب یلدا مبارک********روی گل شما به سرخی انارشب شما به شیرینی هندوانهخندتون مانند پستهو عمرتون به بلندی یلداشب یلدا مبارک***********تو خوشگلترین، خوشتیپ ترین و با کلاس ترین آدم روی زمین هستی
اینم هندونه شب یلدات! بذار تو یخچال تا خنک بشه!
*********حتی طولانی ترین شب نیزبه خورشید می رسد*********من دارم جمعه می رم، فکر نکنم دیگه همدیگر رو ببینیم… منو فراموش نکن و به خاطر تمام بدی هام منو ببخش…
از طرف پاییز - یلدا مبارک
**********یلدا یعنی یادمان باشد که زنگی آنقدر کوتاه است، که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت*********بین چگونه قناری ز شوق می لرزد
نترس از شب یلدا بهار آمدنی است
********************همهً شب های غم آبستن روز طرب است
یوسف روز ز چاه شب یلدا آید
******
چون تیر رها گشتـه ز چلّـه شده ایم!
مهمان شمــا در شب چلّـه شده ایم!از برکت ایـن سفــره ی الــوان شماتا خرخره خورده،چاق و چلّـه شده ایم!*********آماده باش..فردا روز بزرگیه روزی که منتظرش بودیچشم همه به توخیلی روت حساب کردم فردا شمرده میشی********* تو میری و من فقط نگاهت می کنمتعجب نکن که چرا گریه نمی کنمبی تو یک عمر فرصت برای گریستن دارماما برای دیدن تو همین یک لحظه باقیست «تا یلدایی دیگر انتظارت را خواهم کشید»********** قیمت پماد سوختگی شب یلدا(چله)خیلی خیلی بالا میره.اگه نگرفتی زود تر بخرش شاید هندوانه ای که گرفتی سفید در بیاد هااااون وقت لازمت میشه!!!*********** عمرتون صد شب یلدادلتون قدر یه دنیاتوی این شبهای سرمایادتون همیشه با مادل خوش باشه نصیبتغم بمونه واسه فردا*******محفل آریائی تان طلائی ? دلهایتان دریائیشادیهایتان یلدائی ? پیشاپیش مبارک باد این شب اهورائی . . . *********** میان دوستـــان افتاده ای تک / رخت هندونه ،زلفت عین پشمک!برایت می زنم اینک پیامک / شب یلدای تو ای گــــــل! مبارک!************توی سرمای این شب طولانی به فکر بی خانه مان هایی که چشم میزنندزودتر صبح بشه هم هستی ؟********************   
يکشنبه 29/9/1388 - 1:34
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته