+ اس ام اس ناب عاشقانه امیدوارم توپ خوشبختی سانترش همیشه روی قلبت باشه و با شرایط بالا خوشبخت بشی . . . ! *************** دیروز به جرم بالا رفتن از قلبت دستگیر شدم ! بیا بهشون بگو ساکن قلبم دزد نیست ! *************** در بیکران دور ، بر روی سنگ گور / با دست سرنوشت ، با جوهر سرشت دستی نوشته بود ، آرامگاه عشق . . . *************** عشق تنها سهم مرغ عشق نیست ، میتوان عاشق شد و گنجشک وار زیست . . . *************** گفتی که دگر در تو چنان حوصله ای نیست / گفتم که مرا دوست نداری گله ای نیست رفتی و خدا پشت و پناهت ، به سلامت / بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست . . . *************** خستگی ها برایم بی معنا میشود آنگاه که احساس میکنم تو همیشه در کنار من هستی *************** مادر را به خاطر مهر مادریش دوست دارم شمع را به خاطر از خود گذشتگی اش گل را به خاطر زیبایی اش و تو را بدون آن که بدانم چرا ، به اندازه تمام دنیا دوست دارم . . . *************** از دیده به جاش اشک خون می آید / دل خون شده ، از دیده برون می آید دل خون شد از این غصه که از قصه عشق / می دید که آهنگ جنون می آید . . . *************** گفتی دوستم داری به اندازه قطرات بارانی که بر روی صورتت میریزد و من هم دوستت دارم بدون توجه به چتری که روی سرت گرفتی . . . *************** تو این دنیا تو این عالم / میون این همه آدم ببین من دل به کی دادم / به اون کس که نمیخوادم دلم شیشه دلش سنگه / واسه سنگه دلم تنگه ************** هنگامی دستم را دراز کردم که دستی نبود ، هنگامی لب به زمزمه گشودم که مخاطبی نداشتم و هنگامی تشنه آتش شدم ، که در برابرم دریا بود و دربا و دریا . . . *************** در عشق حد اقل قطره ای جنون هست و در حنون هم همیشه دریائی از عشق . . . * * * * * * * * * * * در کتاب واژه ها زیباترین معنا توئی / من چگونه در کتاب عشق تو معنا شوم ؟ از تو گفتن کار هر کس نیست ای بالاترین / من برای گفتنت باید که مولانا شوم . . . * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * مینویسم من که عمری با خیالت زیستم / گاهی از من یاد کن ، اکنون که دیگر نیستم * * * * * * * * * گفتی محبت کن برو ، باشد خدا حافظ ولی / رفتم که تو باور کنی دارم محبت میکنم . . . * * * * ** * * کاش میدانستم چشمانت چه زمان خواهد یافت ، که “نگاه ، زاده علاقه است” . . . * * * * * * * ** * * تمام آسمان من خلاصه در دو چشم توست ، مراقبشان باش . . . * * * * * ** * * * در عشق حد اقل قطره ای جنون هست و در حنون هم همیشه دریائی از عشق . . . * * * * * * * * * * * * در کتاب واژه ها زیباترین معنا توئی / من چگونه در کتاب عشق تو معنا شوم ؟ از تو گفتن کار هر کس نیست ای بالاترین / من برای گفتنت باید که مولانا شوم . . . * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * مینویسم من که عمری با خیالت زیستم / گاهی از من یاد کن ، اکنون که دیگر نیستم * * * * * * * * گفتی محبت کن برو ، باشد خدا حافظ ولی / رفتم که تو باور کنی دارم محبت میکنم . . . * * * * * * * * * * * کاش میدانستم چشمانت چه زمان خواهد یافت ، که “نگاه ، زاده علاقه است” . . . * * * * * * * * * * تمام آسمان من خلاصه در دو چشم توست ، مراقبشان باش . . . * * ** * * * * * * * * * * * * همه لرزش دست و دلم از آن بود که عشق ز دستم برود . . . * * * * * * * * * * * * * هر جا تو باشی دل من همون جاست / حتی اگه فاصلمون یه دنیاست . . . * * * * * * * * * * * * اشک نشان دل شکستگی ، سکوت نشان تنهائی و لبخند نشان مهر و اس ام اس نشان یاد توست . . . * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * دوست داشتن تو ، مثل خود نفس کشیدن است . . . * * * ** * * * * * وقتی که با نمکی ، خیلی تکی ! منم دوست دارم ، با هر کلکی !! * * * * * * * * * * * * پایان حکایتم شنیدنی است ، من عاشق او بودم و او عاشق او . . . * * * * * * * * * ما به لطف هر رفیقی دلخوشیم / هر رفیقی را نبینیم نا خوشیم . . . * * * * * * * * * * * * * * * * * * * اگر عاشقی رسواگری باشد ، خواهم که در عالم رسواترین رسوا شوم . . . * * * * * * * * * * * نه بلبل خواهد ز بوستان ها جدائی / نه گل دارد خیال بی وفائی ولیکن چرخش چرخ ستمگر / زند بر هم رسوم آشنائی . . . * * * * * ** * * دفتر بغض مرا باز کنید که دلگیرم / حدیث غم مرا بخوانید که از گریه سرازیرم . . . * * * * * * * * * * * * دوست دارم دوستم تو باشی / مریض باشم پرستارم تو باشی ! * * * * * * * * * * زندگی اگر هزار بار دیگر بود … بار دیگر تو ، بار دیگر تو ، بار دیگر تو . . . * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * بگذار بگریم چون ابر در بهاران / کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران هر کس درد جدائی چشیده باشد / داند که سخت باشد قطع امیدوارن . . . * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * سایه ها محصول پشت کردن دیوار ها به آفتابند ، گستاخی دیوارها را تقلید نکنیم تا آفتابی بمانیم . . . * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * تا کجای قصه باید ز دلتنگی نوشت ؟ / تا به کی بازیچه بودن توی دست سرنوشت تا به کی با ضربه های درد باید رام شد / یا فقط با گریه های بی قرار آرام شد بهر دیدار محبت تا به کی در انتظار / خسته از این زندگی با غصه های بی شمار . . . * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * امشب شب آخریه که مزاحم دلت شدم / خورشید فردا مال تو ببخش که عاشقت شدم . . . * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 20سال 20 روز 20 شاخه گل برای تو که بیستی افسوس که پیشم نیستتی . . . دروغگو ، تو مگه نگفته بودی ستاره ی من فقط تویی ؟ حالا میبینم اون بالا داری باعث درخشیدن بقیه ی ستاره ها هم میشی ! . . . شاخه گلت سالها بود در میان دفترت خوابیده بود ، بی اجازت امروز بیدارش کردم ! . . . در خلوت من نگاه سبزت جاریست! این قست بی تو بودنم اجباریست . . . تو با آواز خود شب را شکستی / ولی من بی دریچه مانده ام باز هوای پر زدن هایم کجا رفت ؟ / ز یاران باز هم جا مانده ام باز . . . . . . خداوند ، گوش ها و چشم ها را در سر قرار داده است تا تنها سخنان و صحنه های بالا و والا را جستجو کنیم . . . . . . دلم می خواست سقف معبد هستی فرو می ریخت پلیدی ها وزشتی ها به زیر خاک می ماندند ، بهاری جاودان آغوش وا می کرد جهان در موجی از زیبایی و خوبی شنا می کرد . . . . 20سال 20 روز 20 شاخه گل برای تو که بیستی افسوس که پیشم نیستتی . . . دروغگو ، تو مگه نگفته بودی ستاره ی من فقط تویی ؟ حالا میبینم اون بالا داری باعث درخشیدن بقیه ی ستاره ها هم میشی ! . . . شاخه گلت سالها بود در میان دفترت خوابیده بود ، بی اجازت امروز بیدارش کردم ! . . . در خلوت من نگاه سبزت جاریست! این قست بی تو بودنم اجباریست . . . تو با آواز خود شب را شکستی / ولی من بی دریچه مانده ام باز هوای پر زدن هایم کجا رفت ؟ / ز یاران باز هم جا مانده ام باز . . . . . . خداوند ، گوش ها و چشم ها را در سر قرار داده است تا تنها سخنان و صحنه های بالا و والا را جستجو کنیم . . . . . . قصه ها بر من گذشت تا بدانم کیستم / سرگذشتم هرچه بوده من پشیمان نیستم من اگر سردار عشقم یا که پاکباخته ام / سرگذشتم را به دستان خودم ساخته ام . . . . . . دلم می خواست سقف معبد هستی فرو می ریخت پلیدی ها وزشتی ها به زیر خاک می ماندند ، بهاری جاودان آغوش وا می کرد جهان در موجی از زیبایی و خوبی شنا می کرد . . . . . . عاشقی مقدور هر عاشق نیست / غم کشیدن کار هر نقاش نیست . . . . . . نتوان ترک تو ای قبله دلها کردن / که محال است دگر مثل تو پیدا کردن . . . . . . بی وفایی کن وفایت میکنند با وفا باشی خیانت میکنند مهربانی گر چه آیین خوشیست مهربان باشی رهایت میکنند . . . . . . بازی روزگار را نمی فهمم ! من تو را دوست دارم تو دیگری را دیگری مرا و همه ی ما تنهاییم . . . . . . کاش واژه حقیقت آنقدر با زبان ما صمیمی بود ، که برای بیان کردن "دوستت دارم" نیاز به قسم خوردن نبود . . . . . . شهر آیینه دار میشود با یک گل / پروانه تباه میشود با یک گل گفتند : نمیشود ، ولی میبینید / یک روز بهار میشود با یک گل . . . . . . دلم برای دیدنت چه شاعرانه لک زده / بلور قلب کوچکم ز دوزیت ترک زده ! . . . اکنون با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم می زنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک تر می شوم . این زندگی من است . . . . . . زندگی را تو بساز ، نه بدان ساز که سازند و پذیری بی حرف زندگی یعنی جنگ ، تو بجنگ ، زندگی یعنی عشق ، تو بدان عشق بورز . . . ***************
خدا بعد از این که آدم رو خلق کرد، دستشو زد به کمرش و یه نگاه حسابی به آدم کرد، بعد گفت: حتماً بهتر از اینم میتونم خلق کنم... بعدش حوا رو خلق کرد!!! ღ♥ღ قاضی رو به متهم می کنه و می پرسه: خانم! شما چند سالتونه؟ خانم می گه: 25 سال آقای قاضی! قاضی می گه: خوب، حالا بفرمایید چند ساله که 25 سالتونه؟ ღ♥ღ از حیف نون می پرسن: نظرت راجع به مار چیه؟ می گه: حیوون خیلی خوبیه! اما حیف که همش دُمه!! ღ♥ღ حیف نون قبل از مرگش وصیت می کنه قبر منو با آب و صابون بشویید، تا هر کس رد می شه بخوره زمین، بخندم روحم شاد شه! ღ♥ღ حیف نون می خواسته از همسایه شون نردبون قرض بگیره. با خودش فکر می کنه، می گه: الان اگه برم بگم نردبونتون رو بدین، شاید همسایه بگه نردبون ما کوتاهه، یا بگه نردبون ما شکسته، یا بگه نردبون رو به یکی دیگه قرض دادیم. خلاصه می ره دم خونه همسایه در می زنه، همسایه میاد دم در می گه: بله بفرمایید... حیف نون می گه: برو بابا شما هم با این نردبونتون! ღ♥ღ زن اولی: این مردها واقعاً خیلی لجوج و یک دنده هستند! زن دومی: چی شده؟ زن اولی: مثلاً این شوهر من، دیروز درست چهار ساعت براش توضیح دادم، آخرش هم قبول نکرد که نکرد. زن دومی: خوب چی رو داشتی براش توضیح میدادی؟ زن اولی: این که من آدم پر حرفی نیستم!!! ღ♥ღ دیوانه اولی: من وقتی روی سرم می ایستم، خون توی سرم جمع می شه، ولی وقتی روی پاهام می ایستم، خون توی پاهام جمع نمی شه، می دونی چرا این جوریه؟ دیوانه دومی: خوب معلومه دیگه، چون پاهات مثل کلهات تو خالی نیستند! ღ♥ღ به حیف نون می گن آرزوت چیه؟ می گه دکتر بشم، از اتاق عمل بیام بیرون، بگم متأسفم! ღ♥ღ معلم فلسفه یک صندلی می ذاره وسط کلاس و به شاگردانش می گه: شما باید یک مقاله بنویسید و در آن ثابت کنید که این صندلی وجود ندارد! یکی از شاگردان دو کلمه می نویسه و ورقه شو می ذاره رو میزش و بعد از اینکه معلم ورقه ها را تصحیح می کنه اون بهترین نمره رو می گیره! می دونید چی نوشته بوده؟ ... ... ... نوشته بوده: کدوم صندلی؟ ღ♥ღ حیف نون یه رستوران باز می کنه، ولی هر روز ظهر خودش می رفته بیرون غذا می خورده. بهش می گن چرا همین جا غذا نمی خوری؟ می گه: آخه خیلی گرون می ده! ღ♥ღ اقدس به غضنفر: مرد! پاشو برو سر کار. چرا تا لنگ ظهر خوابیدی؟ حیف نون: زن! به من الهام شده که خدا نمیخواد من برم سر کار! اقدس: مرد! این مزخرفها چیه؟ پاشو برو. حیف نون: نگاه کن ببین ماشین پنچره، نگفتم حتماً خدا نمیخواد برم سر کار؟ اقدس: مرد! چرا حرف بی خود می زنی؟ این ماشین الآن یک ماهه که پنچره، تو هم هر روز همینو می گی! ღ♥ღ زن به شوهر: آخ نمی دونی دیشب چه خواب خوبی دیدم! شوهر: چی خواب دیدی؟ زن: خواب دیدم تو بهشت هستم، همه چیز عالی و زیبا و... شوهر: خوب چرا همون جا نموندی؟! ღ♥ღ حیف نون تو قسمت کامپیوتر استخدام می شه. در پایان روز اول، رئیس ازش می پرسه: خوب، امروز چه کار کردی؟ حیف نون می گه: هیچی، کلیدهای کیبورد نامرتب بودن، به ترتیب الفبا مرتبشون کردم! ************ با باد آمده ای و با باد خواهی رفت نام تو آرزو نیست ؟ * * * * ** ** * * * * * * فال دل را حکم کردم تا بدانی ای نگارم در قمار با تو بودن هستی ام را میگذارم نقاش ازل تا که به چشمان تو پرداخت دیوانه شد از طرز نگاهت؛ قلم انداخت * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * جا برای من گنجشک زیاد است ولی من به درختان خیابان تو عادت دارم با باد آمده ای و با باد خواهی رفت نام تو آرزو نیست ؟ * * * * * * * ** * * * * * * * * فال دل را حکم کردم تا بدانی ای نگارم در قمار با تو بودن هستی ام را میگذارم نقاش ازل تا که به چشمان تو پرداخت دیوانه شد از طرز نگاهت؛ قلم انداخت * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * جا برای من گنجشک زیاد است ولی من به درختان خیابان تو عادت دارم * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * گرچه ما را نکنی یاد ولی ما هستیم ، دل به پیامی که نمیدی بستیم . به تو تبریک میگم که بیخودی توی زرق و برق دنیا گم شدی به تو تبریک می گم این گم شدنو گل گلخونه مردم شدنو اگه رفتی . اگه سرنوشتِ اشکامو ندیدی.. من به نقطه سر خط . تو به سرنوشتِ تازه ای رسیدی.. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * گله دارم ز همه ، قول و قرارهایی که نشد سردی عشق تو و فصل بهاری که نشد * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد ، چه نکوتر آنکه مرغی ز قفس پریده باشد ، پر و بال ما بریدند و در قفس گشودند ، چه رها چه بسته مرغی که پرش بریده باشد * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * روبرویم: دو فنجان قهوه سرنوشت مرا پیش بینی تلخی است؛ * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * آه ای چشمهایت !خواستم از عشق بگویم،گفتی میدانم.... خواستم از غم بگویم گفتی میدانم.... حالا می خواهم از ته قلبم بگویم دوستت دارم که نمی دانی. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * گفتی محبت کن برو باشد خدا حافظ ولی رفتم که تو باور کنی دارم محبت می کنم * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * چرا مرا نمی کشد خدا چشمهای تو ببین در آب و اتشم برای چشم های تو قسم به ساحا غزل دقیقه ای هزار بار دلم عجیب می کند هوای چشم های تو * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * اگر تو باز نگردی امید آمدنت را به گور خواهم برد و کس نمی داند که در فراق تو دیگر چگونه خواهم زیست چگونه خواهم مرد * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * عشق یک سینه و هفتاد دو سر می خواهد بچه بازیست مگر؟عشق جگر می خواهد * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * شب فراغ که داند که تا سحر چند است مگر کسی که به زندان عشق در بند است * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * هر که خوبی کرد زجرش میدهند هر که زشتی کرد اجرش میدهند باستان کاران تبانی کرده اند عشق را هم باستانی کرده اند هرچه انسانها طلایی تر شدند عشق ها هم مومیایی تر شدند اندک اندک عشق بازان کم شدند نسلی از بیگانگان آدم شدند * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * برقرار باش تا هرگز بی قرار نباشم * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * دل در پى رهایى وقتى تو پیش مایى مه گونه بی ریایى آنگه که رخ نمایى * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * دوشت داشتن یه نفر دیوونگیه! دوست داشته شدن توسط یه نفر یک هدیست دوست داشتن کسى که دوست داره وظیفست اما دوست داشته شدن توسط کسیکه دوسش دارى زندگیه... * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * گل همیشه نازم نبودی چاره سازم نکردی مهربونی به قلب پرنیازم.آخه این اسمش وفانیست راه ورسم عاشقانیست وقتی که دلم گرفته دل شکستن که روانیست * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * به من گفتی که دل دریاکن ای دوست ،همه دریاازآن من کن ای دوست.دلم دریاشدودادم به دستت، مکش دریا به خون پرواکن ای دوست! * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * ازهزاران نفریک نفراهل دلند/آن هم تویی مابقی تندیسی ازآب وگلند. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * دیرگاھیست که تنھاشدہ ام .قصه غربت صحرا شدہ ام.وسعت درد فقط سھم من است بازھم قسمت غمھا شدہ ام دگر ایینه زمن بی خبراست که اسیرشب یلدا شدہ ام.من که بی تاب شقایق بودم ھمدم سردی یخھاشدہ ام.کاش چشمان مرا خاک کنید تا نبینم که چه تنھاشدہ ام...! * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * سوز آهم درگلو پنهان شده ابر چشمم مملو از باران شده ازنسیم عشق تو زندگى طوفان شده ای خدا این قلب من آشفته از هجران شده * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * کاش توقحطی شقایق باز بشیم سوار قایق بشینیم بریم تو دریا من وتو تنهای تنها ماهیا خیلی امینن نمیگن اگه ببینن انقدر میریم که ساحل از من وتو بشه غافل قایق وباهم می رونیم میریم اونجاها می مونیم جایی که نه آسمونش نه صدای مردمونش نه غمش نه جنب وجوشش نه صدای گلفروشش مث اینجا آهنی نیست خوبن اما گفتنی نیست پس ببین، یادت بمونه کسی ام اینو ندونه زنده بودیم اگه فردا وعده ء مالب دریا * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * دیوار به جاى مانده از آوارم دلتنگم و در خلوتم می بارم هرشب که تمام آسمان تاریک است بیش ازهمه ء ستاره ها بیدارم * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * آره من اونم که گفتم واسه چشم تو دیوونم آره من قول دادم تا تهش باهات بمونم ولى سرد شده نگام با یخ دوریت من فقط یکم شکستم، خوب نگام کنى همونم.. ***************** من به اندازه چشمان تو غمگین ماندم و به اندازه هر برق نگاهت نگران تو به اندازه تنهایی من شاد بمان . . . ღ♥ღ حال ما بی آن مه زیبا مپرس / آنچه رفت از عشق او بر ما مپرس ღ♥ღ از خود خانه و کاشانه ای ندارم ، اما در عمق آرزوی من این است که در دل تو خانه ای داشته باشم ، به مساحت یک قلب . . . ღ♥ღ مگه من به تو اجازه دادم که بازم رفتی اون بالا ، هان !؟ بیا پایین ، زود باش ، آخه تو فقط ماه منی ! ღ♥ღ پنج تا از بزرگترین کلمات : من نمیخوام از دستت بدم چهار تا از دوست داشتنی ترین کلمات : تو برام مهم هستی سه تا کلمه شیرین : تو رو تحسین می کنم دو تا کلمه شگفت انگیز : دلتنگت هستم یک کلمه که از همه مهمتره : تو . . . ღ♥ღ سر ارادت ما و آستان حضرت دوست / که هرچه بر سر ما می رود ارادت اوست نظیر دوست ندیدم اگرچه از مه و مهر / نهادم آیینه ها در مقابل رخ دوست . . . ღ♥ღ هر چند پیر و خسته و ناتوان شدم / هر که یاد روی تو کردم جوان شدم . . . ღ♥ღ تو مگه باده فروشی که همه مست تو اند / تو مگه ساغر عشقی که همه معشوق تو اند منشین با همگان ای گل زیبای دلم / که به ظاهر همه مشتاق و خریدار تو اند . . . ღ♥ღ عشق از من و نگاه تو تشکیل می شود ، گاهی تمام من به تو تبدیل می شود . . . ღ♥ღ چو ماه از کام ظلمت ها دمیدی / جهانی عشق در من آفریدی دریغا، با غروب نابهنگام / مرا در دام ظلمت ها کشیدی . . . ღ♥ღ دیروز اومده بود دیدنم ، با یه شاخه گل سرخ و همون لبخندی که همیشه آرزوش رو داشتم گریه کرد و گفت دلش برام تنگ شده ، ولی من فقط نگاش کردم ، وقتی رفت سنگ قبرم از اشکاش خیس شده بود . . . ღ♥ღ دیروز تمام خاطرات با تو بودن را دور ریختم ، امروز هر چه می گردم خودم را پیدا نمی کنم . . . ღ♥ღ بغض کن اما نبار، خشک شو اما نریز ، دیر کن اما بیا . . . ღ♥ღ این اس ام اس رو واست فرستادم و الان خوشحالم ، چون می دونم اسمم روی صفحه گوشیت افتاده ، حداقل یک ثانیه بهم فکر کردی و این یک ثانیه برای من یک دنیاست . . . ღ♥ღ هر که دیوانه نشد از عشق تو عاقل نیست / آنکه نشناخت تو را معرفتش کامل نیست . . . ღ♥ღ از دیار آشنایی پا کشیدن مشکل است / از تو ای آرام جانم دل بریدن مشکل است . . . ღ♥ღ این را بدان اگر در قلبی جای گرفتی و عاطفه ای را به بازی عشق در آوردی تا ابد در قلبی که دوستت دارد زنده خواهی ماند . . . ღ♥ღ همه بغض من تقدیم غرور نازنینت باد ، غروری که لذت دریا را به چشمانت حرام کرد . . . ღ♥ღ گل بودم در ایام جوانی ، جوان بودم نکردم زندگانی . . . ღ♥ღ خیالت راحت ، دیگر اشکی نیست که به بالینت بریزد و احساس را شکوفا کند تنها بغضیست که فرو رفتنش حسرت در چشمانم می تازد . . . ღ♥ღ بر درت می آمدم هر شب مرا وا میزدی / گفتمت نا مهربانی دم ز حاشا میزدی دیدمت یک شب به دریا خیره بودی تا به سحر / کاش دریای تو بودم دل به دریا میزدی . . . ღ♥ღ کنار چشمه ای بودیم در خواب / تو بـا جامی ربـودی ماه از آب چو نوشیدیم از آن جـام گـــوارا / تو نیلوفر شدی من اشک مهتاب . . . ღ♥ღ شهیدان را به نوری ناب شوییم / درون چشمه ی مهتاب شوییم شهیدان همچو آب چشمه پاکند / شگفتا آب را با آب شوییم . . .
****** اس ام اس شب یلدا ******