این روزها سی دی بین مردم پخش شده با نام" ظهور خورشید" که نمی دانم این زن ،مرد خواب نما شده اند که ناگهان یاد امام زمان افتاده اند و فهمیدند که امام زمان دارد میاید یا اینکه اتفاق دیگری افتاده....
خوب عزیز من تو که دلت می سوزه و عاشق مهدی هستی چرا حرف های بی خردی می زنی؟ این همه عالم عاشق امام زمان هستند هیچکدام نگفتند فلانی شعیب است و فلانی سید حسنی ،آنوقت تو فهمیدی!!!
حالا درسته بعضی از احادیث داره به عینیت می رسه که مصر شورش شد و لیبی فلان شد ، حق با شماست همه علما هم گفتند.
اما نمی فهمم تو دجال و سفیانی رو از کجا اوردی ؟ اصلا می دونی سفیانی کی خروج می کنه؟ سفیانی با دجال دشمنه یا دوسته؟ بی خود با خوندن یک کتاب آیت الله کورانی که نمی شه یار امام زمان شد؟
تو رو به خدا دست از این کارها بردارید ، آخه حدود 60 یا 70 سال پیش هم سفیانی و تو سپاه سوریه دیده بودند و همه گفتند که ظهور نزدیک است اما نشد!!!!
به خدا ظهور نزدیک است؛ اما کسی حق نداره تعیین مصداق کند ؟؟ شاید بعد هزار سال دیگر یک سید حسنی و یک سید خراسانی دیگر آمدند و منظور آنان بود...
مگر نخواندی وقتی علم از نجف یه قم بیاد ظهور نزدیکه پس چی شد؟ چرا مهدی نیامد؟ آخه هر دلیلی که دلیل وقوع سریع ظهور نیست باید حدیث دید، کلماتش بررسی کرد ، مفهومش فهمید و هزار تا کار دیگه...
شما رو به خدا من رو متهم نکنید من نمیگم این احادیث (زبانم لال) دروغ است فقط می گم تعیین دقیق مصداق کردن حرف از روی بی سوادی است ، فقط می تونیم دعا کنیم این سید خراسانی همون باشه و سید حسنی همون باشه اما بی خود می کنیم از روی قطع بگیم این سید خراسانی است ؟؟؟
خواهشا این مطلب رو هرجا تونستید بیان کنید و نگذارید دین بازیچه چندتا عاشق دور از علماء بشود
امیدوارم واقعا رهبرمون سید خراسانی باشه تا آقا بیاد
درضمن خوشحال می شوم به سایت بنده سر بزنید و نظرات یا مطالب مفیدتون را اعلام کنید
www.buyezohour.vcp.ir
دائما این مطلب را به گوش ما خوانده اند که رسول الله به مرگ طبیعی
دار فانی را وداع گفته اند و رحلت نموده اند اما در این پست تصمیم دارم تا به
نظریه شهادت رسول الله بپردازم امیدوارم ،با نظرات پربارتان به این حقیر کمک کنید:
مفروض های قطعی:
·
رسول الله معصوم از هرگونه خطا یا اشتباه یا شهل
انگاری بودند
·
نبی مکرم
اسلام عالم به تمام وقایع بوده اند .
·
مرگ
طبیعی هر فردی به خاطر اختلال در مزاج اوست و الا در صورت سلامت کامل مزاج عمر
طولانی می شود مانند زندگانی حضرت مهدی یا نوح
بررسی:
اگر ما قائل بشویم که رسول الله به مرگ طبیعی از دنیا رفتند این مطلب
به این معناست که مزاج جسمی حضرت مورد اختلال بوده است که این خلل از موارد زیر
خالی نیست زیرا به خودی خود که نفس انسان مورد خلل واقع نمی شود:
الف) رسول الله از روی جهل چیزی مصرف کردند یا کاری کردند که مریض
شدند.
ب) رسول الله در حفظ جان خود
سهل انگاری کردند.
ج) اصلا رسول الله مریض نشدند و رحلت نمودند.
د) خدا مریضشان کرد برای بخشش گناه .
ه) خدا مریضشان کرد برای ترفیع درجه.
اما در مورد (الف و ب و د) نمی تواند باشد زیرا که عرض کردیم رسول خدا عالم به تمام بلیات و معصوم
هستند لذا جهل و سهل انگاری درآنها راه ندارد .
مورد (ج) هم نمی تواند باشد زیرا دنیا، دنیای مادی است و همه چی باید
طبق علل پیش برود.
فقط می ماند گزینه آخر که جوابش را با یک سوال مطرح می کنم: اگر خدا
برای ترفیع پیامبرش را مریض کرد بهتر نبود برای ترفیع او را شهید کند؟
با این احتساب تنها گزینه باقی مانده برای وداع رسول الله شهادت است
نه رحلت.
ح.ح.لبافیان
منبع: masire-ali.miahnblog.com
حدیث سد الابواب
(بستن درها)
در منابع حدیثی و تاریخی آمده است که منازل
تعدادی از اصحاب رسول خدا(ص) به جهت مجاورت به مسجد النبی(ص) به داخل آن مسجد شریف
درهایی داشت. رسول خدا(ص) یک روز طبق دستور الهی بسته شدن همة درها ـ به جز در خود
و در علیبن ابیطالب(ع) ـ را به اطلاع اصحاب خود رساند و غیر از آن دو در، همه
درها بسته شد و صاحبان آن خانهها دیگر از طریق مسجد به خانههای خود ورود و خروج
نداشتند.
در همین زمینه شیخ سلیمان قندوزی حنفی (م1294ق)
در کتاب خود به نقل از موفقبن احمد خوارزمی و او نیز از جابربن عبدالله نقل میکند
که رسول خدا(ص) [در جریان همین مسئله] خطاب به امام علی(ع) فرمود: «یا علی! انه
یحل لک فی المسجد ما یحل لی، و انک منی بمنزلة هارون من موسی الا انه لا نبی
بعدی؛[30] یا علی!
الشیخ سلیمان القندوزی الحنفی، م294ق، ینابیع
المودة، ج1، باب6، ص60 و ج1، باب17، ص101 و نیز ن.ک به: ابنعساکر الشافعی، تاریخ
دمشق، تصحیح و تعلیق اعلاء الدین الاعلمی، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت، چاپ
اول، 1997، ج1، ص329 ـ330
روز نامگذاری
امام حسن و امام حسین(ع)
شیخ سلیمان قندوزی حنفی و دیگر دانشمندان اهلسنت
در کتب خود از اسماء نقل میکنند؛ هنگامی که فاطمه(س) امام حسن(ع) و سپس [پس از شش
ماه] امام حسین(ع) را به دنیا آورد، رسول خدا(ص) در گوش راست آنها اذان و در گوش
چپ آنها اقامه گفت و سپس فرمود: «جاءنی جبرائیل فقال: یا محمد ان ربک یقرئک
السلام و یقول لک: ان علیاً منک بمنزلة هارون من موسی... ؛[31] جبرائیل پیش من آمد
و گفت: یا محمد! همانا پروردگارت به تو سلام میرساند و میگوید: همانا مثل علی
نسبت به تو مثل هارون نسبت به موسی است... .»
طبق این روایت، آن حضرت6 بر اساس دستور الهی،
امام حسن را «حسن» [شبر] و اسم امام حسین را «حسین» [شبیر]، نام دو فرزند هارون
نهاد
ینابیع المودة، ج2، باب56، ص261. (شیخ قندوزی در
پایان این روایت میگوید: این روایت را امام علیبن موسیالرضا(ع) نقل کرده است
حدیث خطاب شده
به امالمؤمنین امسلمه
موفقبن احمد الخوارزمی الحنفی (م568ق) و دیگر
علمای اهلسنت در کتب خود نقل کردهاند که عبداللهبن عباس گفت: رسول خدا(ص)
فرمود: «هذا علیبن ابیطالب لحمه لحمی و دمه دمی و هو منی بمنزلة هارون من موسی
غیر انه لا نبی بعدی. یا ام سلمة! اشهدی و اسمعی هذا علی امیرالمؤمنین و سید
المسلمین؛[32] گوشت این علیبن ابیطالب گوشت من و خون او خون من است و مثل او
نسبت به من مثل هارون نسبت به موسی است، جز اینکه پس از من پیامبری نیست. ای امسلمه!
شاهد باش و بشنو که این علی رهبر مؤمنان و سرور مسلمانان است
الموفقبن احمدبن محمد المکی الخوارزمی
(م568ق)، المناقب، مؤسسة النشر الاسلامی، قم، چاپ چهارم، 1421ق، ص142، حدیث163؛
ینابیع المودة، ج1، باب7، ص65؛ الهیثمی، مجمع الزوائد، ج9، ص111؛ الگنجی الشافعی،
کفایة الطالب، ص168. (لازم به ذکر است که شیخ قندوزی این روایت را از زوائد المسند
آورده است
بیان حدیث منزلت
در حال اتکا به حضرت علی(ع) و دست زدن به شانه آن حضرت
علاءالدین علی المتقی بن حسام الدین الهندی
(م975) در کتاب خود از عبداللهبن عباس نقل میکند که عمربن خطاب گفت: «کنت انا و
ابوبکر و ابو عبیدة ابن الجراح و نفر من اصحاب رسول الله6 و النبی(ص) متکی علی علیبن
ابیطالب ، حتی ضرب بیده علی منکبه ثم قال: انت یا علی! اول المؤمنین ایماناً و
اولهم اسلاماً! ثم قال: انت منی بمنزلة هارون من موسی و کذب علی من زعم انه یحبنی
و یبغضک؛[33] من و ابوبکر و ابوعبیدةبن جراح و تعدادی از اصحاب پیامبر خدا(ص) [با
هم بودیم] و رسول خدا(ص) به علیبن ابیطالب تکیه نموده بود که با دست خود بر شانه
او زد و سپس گفت: یا علی! تو از جهت ایمان و اسلام اولین مؤمنان هستی. سپس گفت:
مثل تو نسبت به من مثل هارون نسبت به موسی است و کسی که گمان میکند مرا دوست
دارد، اما تو را دشمن میدارد، به من دروغ بسته است
کنز العمال، ج13، ص122ـ123، حدیث36392؛ المناقب،
ص54ـ55، حدیث19 (با کمی تفاوت)؛ تاریخ دمشق، ج1، ص321، حدیث401. (قابل ذکر است که
طبق تصریح جناب هندی، این روایت را حاکم در کتاب الکنی، شیرازی در کتاب الالقاب و
نیز ابن النجار آوردهاند
بیان حدیث منزلت
در روز برادری
چنان که قبلاً اشاره شد، رسول خدا(ص) در بین
مسلمانان عقد اخوت بست و آنها را برای یکدیگر برادر دینی و شرعی نمود.
موفقبن احمد الخوارزمی الحنفی (م568ق) و ابن
صباغ المالکی (م855ق) در کتب خود نقل کردهاند که رسول خدا(ص) در بین مهاجرین و
انصار عقد اخوت خواند، ولی علیبن ابیطالب(ع) را تنها گذاشت و او را با کسی برادر
ننمود. امام علی(ع) نیز از این موضوع سخت ناراحت شد و غمگین گشت و رسول خدا(ص) او
را دلداری داده و چنین فرمود: «اما ترضی ان تکون منی بمنزلة هارون من موسی الا انه
لا نبی بعدی [لیس بعدی نبی].» [34]
و نیز طبق روایت موفقبن احمد الخوارزمی و علاءالدین
علی المتقیبن حسام الدین الهندی (م975ق) از زیدبن ابیأوفی، رسول خدا(ص) در مسجد
خود بین مسلمانان عقد اخوت را اجرا نمود و علیبن ابیطالب(ع) تنها ماند و او را با
کسی برادر ننمود. وقتی امام علی(ع) از این موضوع به رسول خدا(ص) شکایت کرد، آن
حضرت6 فرمود: «و الذی بعثنی بالحق ما اخرتک الا لنفسی و انت منی بمنزلة هارون من
موسی غیر انه لانبی بعدی...؛[35] قسم به خدایی که مرا به حق به پیامبری برگزید، من
تو را فقط برای خود نگاه داشتم و مثل تو نسبت به من، مثل هارون نسبت به من مثل
هارون نسبت به موسی است، جز اینکه پس از من پیامبری نیست.»
همچنین موفقبن احمد الخوارزمی (م568ق) از محدوجبن
زید الالهانی نقل میکند که رسول خدا(ص) بین مسلمانان عقد اخوت را خواند و سپس
فرمود: «یا علی انت اخی و انت منی بمنزلة هارون من موسی غیر انه لا نبی بعدی.»[
المناقب، ص39، حدیث7؛ الفصول المهمة، فصل1،
ص38ـ39. گفتنی است که جمله داخل پرانتز (لیس بعدی نبی) مربوط به نقل خوارزمی است.
لازم به ذکر است که ابنصباغ این روایت را از کتاب مناقب ضیاءالدین خوارزمی نقل
نموده است.
35. المناقب، ص152،
حدیث178؛ کنزالعمال، ج13، ص105ـ106، حدیث364345؛ ینابیع المودة، ج1، باب7، ص67 (با
کمی تفاوت). لازم به ذکر است که شیخ قندوزی این روایت را از مسند احمدبن حنبل نقل
و جناب هندی آن را از مسند زیدبن ابی اوفی روایت نموده است
36. المناقب، ص140، حدیث159.
بیان حدیث منزلت
در روز فتح خیبر
موفقبن احمد الخوارزمی (م568ق) در کتاب خود
روایت میکند هنگامی که علیبن ابیطالب(ع) جهت فتح خیبر حضور رسول خدا(ص) رسید،
رسول خدا(ص) به او فرمود: اگر سخن نصاری درباره عیسی در مورد تو گفته نمیشد، در
شأن تو سخنی را میگفتم که مردم از خاک زیر پای تو بر میگرفتند و از آن استشفا میکردند...
سپس فرمود: «ولکن حسبک ان تکون منی و انا منک ترثنی و أرثک و انت منی بمنزلة هارون
من موسی الا انه لانبی بعدی... ؛[37] لیکن درباره تو همین بس که تو از من هستی و
من از تو هستم. تو از من ارث میبری و من از تو ارث میبرم، و مثل تو نسبت به من
مثل هارون نسبت به موسی است، جز اینکه پس از من هیچ پیامبری نیست
37. همان، ص158، حدیث188؛ مجمع
الزوائد ج9، ص131؛ کفایة الطالب، ص264.
بیان حدیث منزلت
در جمع اصحابی که در مسجد خوابیده بودند
موفقبن احمد الخوارزمی (م568ق) در کتاب خود از
جابربن عبدالله انصاری نقل میکند که ما [جمعی از اصحاب] در مسجد خوابیده بودیم
]و علیبن ابیطالب نیز همراه ما بود[. در این هنگام رسول خدا(ص) آمد... و فرمود:
«تعال یا علی! انه یحل لک فی المسجد ما یحل لی الا ترضی ان تکون منی بمنزلة هارون
من موسی الا النبوة؛[38] یا علی! برخیز که همانا هر چیزی که انجام آن در مسجد برای
من حلال است، برای تو نیز حلال میباشد، آیا خشنود نیستی که مثل تو نسبت به من مثل
هارون نسبت به موسی باشد مگر پیامبری؟»
گفتنی است که منابع اهلسنت درباره بیان حدیث
منزلت در موارد دیگر، چند مورد دیگر (مانند بیان آن در روز جنگ بدر و ...) نیز ذکر
کردهاند.[39
38. المناقب، ص109،حدیث116؛
کفایة الطالب، ص284.
39. ن.ک: المراجعات،
الهوامش التحقیقیة، ص276ـ277.
منبع: وبلاگ خودم masire-ali.mihanblog.com
قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله: ( إذا كانَ یَوْمُ القیامَةِ نادى مُنادٍ: یا أَهْلَ الجَمْعِ
غُضُّوا أَبْصارَكُمْ حَتى تَمُرَّ فاطِمَة.
روز قیامت یك صدائی بلند میشود كه : إی مردم غضّ بصر كنید كه فاطمة
(س) میخواهد عبور كند .
كنز
العمّال ج 13 ص 91 و 93/ منتخب كنز العمّال بهامش المسند ج 5 ص 96/ الصواعق
المحرقة ص 190/ أسد
الغابة ج 5 ص 523/ تذكرة الخواص ص 279/ ذخائر العقبى ص 48/ مناقب الإمام علی لابن
المغازلی ص 356/ نور الأبصار ص 51 و 52/ ینابیع المودّة ج 2 باب 56 ص 136.
قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله: (كُنْتُ
إذا اشْتَقْتُ إِلى رائِحَةِ الجنَّةِ شَمَمْتُ رَقَبَةَ فاطِمَة.
اگر به بوی بهشت اشتیاق میكردم فاطمه را بو میكردم .
منتخب كنز العمّال ج 5 ص 97/ نور الأبصار ص 51/ مناقب الإمام علی لابن المغازلی ص 360.
قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله: (أَحَبُّ
أَهْلِی إِلیَّ فاطِمَة.
فاطمه محبوب ترین أهل من است نزد من. الجامع
الصغیر ج 1 ح 203 ص 37/ الصواعق المحرقة ص 191/ ینابیع المودّة ج 2 باب 59 ص 479/
كنز العمّال ج 13 ص93.
قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله: (أَوَّلُ مَنْ یَدْخُلُ الجَنَّةَ: عَلیٌّ وَفاطِمَة.
اولین كسی كه وارد بهشت میشود : علی وفاطمه هستند .
نور الأبصار ص 52/ شبیه
به آن در كنز العمّال ج 13 ص 95.
قال رســـول اللّه (صلى الله علیه وآله: (إنّ
اللّهَ عَزَّوَجَلَّ فَطـــَمَ ابْنَتِی فاطِمَـــة وَوُلدَهـــا وَمَنْ
أَحَبًّهُمْ مِنَ النّارِ فَلِذلِكَ سُمّیَتْ فاطِمَة.
خدای تبارك وتعالى آتش را بر دخترم
فاطمه وپسرانش وكسی كه آنان را دوست بدارد دور
ومنع كرده است , وبه همین دلیل است كه اسمش فاطمه است . كنز
العمال ج6 ص219.