• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 2
تعداد نظرات : 3
زمان آخرین مطلب : 4739روز قبل
ورزش و تحرک

لیگ سیزدهم چهارشنبه دوم مرداد شروع میشه و تیم ها هم دارن خودشون رو آماده می كنند.در این بین،نقل و انتقالات قبل از هر فصل،از هیجان و جذابیت خاصی برخورداره كه معمولا هم به بحث و جدل بین چند تن از مدیرعاملان باشگاه ها كشیده میشه.چیزی كه تو این دو سه فصل شاهد بودیم و هنوز هم هستیم.تیم هایی هم كه معمولا تو این ماراتن قبل از فصل شركت می كنن؛چهار تیم استقلال،پرسپولیس،سپاهان و تراكتورسازی هستند.البته باید این رو هم در نظر گرفت كه سهم استقلال و پرسپولیس در به وجود آوردن این جنگ خونین خیلی بیشتر از دو تیم شهرستانیه دیگر است.چیزی كه یافت می شود این است كه همیشه در ابتدای نقل و انتقالات،دو تیم تهرانی به لطف مدیرعاملانشان،به یكدیگر حمله می كنند.سپس در میانه راه دست به دست هم داده به مهر،به این دو تیم شهرستانی حمله می كنند و در پایان نقل و انتقالات نیز،بار دیگر سلاح خود را رو به روی یكدیگر كشیده و اخرین تركش هارا شلیك می كنند.جالب اینجاست كه هیچ وقت هم مشكلات این كل كل ها حل نمی شود.مهمترین مشكل موجود در سرخابی ها،كمبود بودجه است.چیزی كه هیچ وقت """"پرشورها" و "طلایی پوشان" به ان دچار نبودند.خیلی هم واضح است.هر تیمی هم به شركت های بزرگ سرمایه داری كشور وابسته بود،به كمبود بودجه بر نمی خورد.هرچند این تیم ها باید بابت این هزینه هایی كه از جیب بیت المال خرج می كنند پاسخگو ما مردم باشند!بگذریم!!!

امسال اتفاقات جالبی برای سرخابی ها رقم خورد كه واقعا جای تامل دارد.استقلال با ناله های ندارم ندارم لیگ12 را به پایان رساند و انصافا هم مهره هایی رو از دست داد كه اشك هر كسی را در اورد.جباری و حمودی مهمترین مهره هایی بودند كه به خاطر همین ناله ها از جمع "پسران ابی"خارج شدند.برزخی شدن قرارداد نكونام هم از دیگر عواقب همین ناله هاست.اما رضایت آندو و تمدید رحمتی یه ذره باورپذیری این ناله هارو سخت میكنه.به هر حال،الله اعلم!

اما پرسپولیس...

قرمز پوشان پایتخت با جذب دو سه بازیكن جوان و جویای نام خواستند نداریه خودشونو به رخ همه بكشند.ولی برگردوندن دهنوی از اصفهان و مذاكره با رحمتی،تیموریان،جباری،خلعتبری و نكونام،همه رشته هاشونو پنبه كرد.حالا اینا به كنار،شما تو فكر اجاره اون هواپیما خوشگله و اون شبكه ماهواره ای باشید.واقعا میشه این دو تارو با بی پولی تهیه كرد."دم خروس را باور كنم یا حرف تو را!"

اما اگه یه ذره از بحث پول جدا بشیم،یه نكته قابل تامل دیگه ای هم هست و اون ...

Perspolis tv

ما با اصل موضوع مشكل نداریم ها! زدن شبكه یه گام رو به جلو برا حرفه ای شدن باشگاهه.مشكل ما اینه كه آخه سردار! قربونت برم چرا ماهواره!!! شما كه بسیجی و تو خط نظامی چرا؟! مگه شما نمی دونی همكارات هر چند وقت یه بار میریزن تو خونه ها و دیش هارو جمع می كنند؟! اون وقت خودت میای مردمو تشویق به ماهواره میكنی؟یعنی نهی از منكر كه هیچ امر به منكر هم میكنی؟

حالا این هیچی!دیگه حافظ شیرازی هم می می دونه كه همه ملت ایران  ماهواره رو دارن!!!این هیچی! چرا هاتبرد؟!

شما عرب ست و نیل ست رو ول كردی كه ماله دو تا كشور مسلمونه ، بعد شبكتو گذاشتی رو خط هاتبرد كه مال ناف اروپا است. خو قربون اون ریشت،اینجوری هر كی میاد شبكتو باز كنه، "من و تو" و از اینجور مزخرفات براش باز میشه.تازه این به كنار! میری تو شبكه می بینی خیلی تر و تمیز برات ادرس فیس بوك و توئیتر هم زدن.سردار و فیلتر شكن؟!

یعنی واقعا نمی دونی چی كار كردی؟سردار حواست هست؟یه ذره مراقب كارهایی كه میكنی باش.

به قول "سید مرتضی" تو ""اخراجی ها3":

                                "نوكرتم سردار،دست بردار"!!!

دوشنبه 31/4/1392 - 16:39
اهل بیت

بـاب اوّل : در تاریخ خاتم الا نبیاء حضرت محمّد صلى اللّه علیه و آله و سلّم
فصل اوّل : در نسب شریف حضرت رسول صلى اللّه علیه و آله و سلّم
هـُوَ اَبـُوالقـاسـِمِ مُحَمَّد ـ صَلَّى اللّه عَلَیْهِ وَ آلِهِ ـ ابن عبداللّه بن عبدالمطّلب بن هاشم بن عـَبـْدمَناف بن قُصَىّ بن كِلاب بن مُرَّة بن كَعْب بن لُؤ ىّ بن غالب بن فِهْر بن م الِك بن النَّضْر بن كِنانَة بن خُزَیْمَة بن مُدْرِكَة بن اَلْیَاْس ‍ بن مُضَربن نزار بن مَعَد بن عَدْنان .
روایت شده از حضرت پیغمبر صلى اللّه علیه و آله و سلّم كه فرمود:
(اِذ ا بَلَغَ نَسَبى اِلى عَدنان فَاَمْسِكُوا).(1) لهذا ما بالاتر از عَدْنان را ذكر نكردیم .
و قبل از شروع به ذكر احوال این جماعت نقل كنیم كلام علامه مجلسى را، فرموده : بدان كه اجـمـاع عـلمـاى امـامـیـّه مـنـعـقـد گـردیـده اسـت بـر آنـكـه پـدر و مـادر حـضـرت رسـول صـلى اللّه عـلیـه و آله و سلّم و جمیع اجداد و جدّات آن حضرت تا آدم علیه السّلام هـمـه مـسـلمـان بـوده انـد و نور آن حضرت در صُلب و رَحِم مشركى قرار نگرفته است ، و شـبـهـه در نـسـب آن حـضـرت و آباء و امّهات آن حضرت نبوده است و احادیث متواتره از طُرُق خاصّه و عامّه بر این مضامین دلالت دارد.
بـلكـه از احادیث متواتره ظاهر مى شود كه اجداد آن حضرت همه انبیا و اوصیا و حاملان دین خـدا بـوده انـد و فـرزندان اسماعیل كه اجداد آن حضرت اند اوصیاى حضرت ابراهیم علیه السّلام بوده اند و همیشه پادشاهى مكّه و حجابت خانه كعبه و تعمیرات با ایشان بوده است و مـرجـع عـامـّه خـلق بـوده اند و ملّت ابراهیم علیه السّلام در میان ایشان بوده است و ایشان حافظان آن شریعت بوده اند و به یكدیگر وصیّت مى كردند و آثار انبیا را به یكدیگر مـى سـپـردنـد تا به عبدالمطلب رسید، و عبدالمطلب ، ابوطالب را وصى خود گردانید و ابـوطـالب كـتـب و آثـار انبیا علیهم السّلام و وَدایع ایشان را بعد از بعثت تسلیم حضرت رسالت پناه صلى اللّه علیه و آله و سلّم نمود. انتهى .
(2)
اینك شروع كنیم به ذكر حال آن بزرگواران :
همانا
(عَدْنان ) پسر (اُدد) است و نام مادرش (بَلْهاء) است ، در ایّام كودكى آثار رشد و شـهـامـت از جـبـیـن مـبـاركـش مـطـالعـه مـى شـد و كـاهـنـیـن عـهـد و منجّمین ایّام مى گفتند كه از نـسـل وى شـخـصـى پـدیـد آید كه جنّ و انس مطیع او شوند و از این روى جنابش را دشمنان فـراوان بـود چـنانكه وقتى در بیابان شام هشتاد سوار دلیر او را تنها یافتند به قصد وى شـتافتند عَدْنان یك تنه با ایشان جنگ كرد چندان كه اسبش كشته شد پس ‍ پیاده با آن جـمـاعـت بـه طـعـن و ضـرب مـشـغـول بـود تـا خـود را بـه دامـان كـوهـى كشید و دشمنان از دنـبـال وى هـمـى حمله مى بردند و اسب مى تاختند ناگاه دستى از كوه به درشده گریبان عـدنـان را بـگـرفـت و برتیغ كوه كشید و بانگى مهیب از قلّه كوه به زیر آمد كه دشمنان عـدنان از بیم جان بدادند. و این نیز از معجزات پیغمبر آخر الزّمان صلى اللّه علیه و آله و سلّم بود.
بـالجـمـله ؛ چـون عَدنان به حدّ رشد و تمیز رسید مهتر عرب و سیّد سلسله و قبله قبیله آمد چـنـانـكـه سـاكـنـیـن بطحا و سُكّان یثرب و قبایل برّ حكم او را مطیع و منقاد بودند و چون
(بُخْتُ نَصَّر) از فتح بیت المقدّس بپرداخت تسخیر بلاد و اقوام عرب را تصمیم داد و با عـدنان جنگ كرد و بسیارى از انصار او بكشت و عاقبت بر عدنان غلبه كرد و چندان از مردم عـرب بـكـشـت كـه دیگر مجال اقامت براى عدنان و مردان او نماند. لاجرم هر تن به طرفى گـریـخـت و عدنان با فرزندان خود به سوى یمن شد و آن مَاءْمَن را وطن فرمود و در آنجا بود تا وفات كرد.
و او را ده پـسـر بـود كه از جمله مَعَدّ و عَكّ و عَدْن و اَدّ و غنى بودند، و آن نور روشن كه از جـبـیـن عـَدْنـان درخـشـان بـود از طـلعت فرزندش مَعَدّ طالع بود و این نور همایون بر وجود پـیـغـمـبـر آخـر الزّمـان دلیـلى واضـح بـود كـه از صـُلْبـى بـه صـُلْبـى مـنـتقل مى شد، و چون آن نور پاك به مَعَدّ انتقال یافت و
(بُخْتُ نَصَّر) نیز از جهان شده بود و مردم از شرّ او ایمنى یافته بودند كس به طلب مَعَدّ فرستادند و جنابش را در میان قـبـایـل عَرَب آوردند و مَعَدّ سالار سلسله گشت و از وى چهار پسر پدید آمد و نور جمالش ‍ به پسرش (نِزار)(3) منتقل شد، مادر نزار مُعانَة بنت حَوشَمْ از قبیله جُرْهُم است . آنـگـاه كـه نـزار بـه دنـیـا آمـد پدرش نگاه كرد به نور نبوّت كه در میان دیدگانش ‍ مى درخشید سخت شادان شد و شتران قربانى كرد و مردم را اطعام نمود و فرمود:
(اِنَّ ه ذا كُلُّهُ نَزْرٌ فى حَقِّ ه ذَا المَوْلوُدِ)؛
هـنـوز ایـنـهـا انـدك اسـت در حـق این مولود. گویند هزار شتر بود كه قربانى كرد و چون
(نـِزار) بـه مـعـنـى (انـدك ) است آن طفل به نزار نامیده شد و چون به حدّ رشد رسید و پدرش وفات كرد نِزار در عرب مهتر و سیّد قبیله گشت و چهار پسر از وى پدیدار گشت و چـون اجـل محتوم او نزدیك شد از میان بادیه با فرزندان به مكّه معظّمه آمد و در مكّه وفات كرد و نام پسران او چنین است :
اوّل : ربـیـعـه ، دوم : اءنـمـار، سوّم : مُضَر، چهارم : ایاد. و از براى ایشان قصّه لطیفه اى اسـت مـعـروف
(4) در مـقام تقسیم اموال پدر و رجوع ایشان به حكم افعى جُرْهُمى كه در علم كهانت مهارتى تمام داشت و در نجران مرجع اعاظم و اشراف بود و از (اءنْمار) دو قبیله پدید آمد: خَشْعَمْ و بَجیلَه و این دو طایفه به یمن شدند و به ایاد منسوب است قُسّ بـْن سـاعـِده ایـادى كـه از حـُكـمـا و فـُصـحـاى عـرب اسـت و از ربـیـعـه و مـضـر نـیـز قـبـایـل بـسـیـار پـدیـدار شد چنانكه یك نیمه عرب بدیشان نسب مى برند و بدین جهت در كثرت ضرب المثل گشتند.
در فضیلت ربیعه و مُضَر بس است خبر نبوى صلى اللّه علیه و آله و سلّم :
(لا تَسُبُّوا مـُضـَرَ وَ رَبـیـعـةَ فـَإ نـّهـمـا مـُسـْلِم انِ)(5) (مـُضـَر)(6) معدول از ماضر است و آن شیر است پیش از آنكه ماست شود و اسم مُضَر، عَمْرو است و مادرش سـَوْدَه بـنـت عـَكّ اسـت و نـور نـبـوّت از (نـِزار) بـه او مـنـتـقـل شـده بـود و بـعـد از پدر سیّد سلسله بود و اقوام عرب او را مطیع و منقاد بودند و همواره در ترویج دین حضرت ابراهیم خلیل علیه السّلام روز مى گذاشت و مردم را به راه راسـت مـى داشـت . گـویـنـد از تـمـامـى مـردم صـورتـش نـیـكـوتـر بـود و او اوّل كسى است كه آواز حُدَى را براى شتران خواندو از وى دو پسر به وجود آمد یكى عَیْلان  كه قبایل بسیار از او پدید آمد.
دیـگـر الیـاس كـه نـور پـیـغـمـبـرى بـدو مـنـتـقـل شـده بـود لاجـرم بـعـد از پـدر در مـیان قـبـایـل بـزرگـى یـافـت چـنـانـكـه او را سـیـّد العـشـیـره لقـب دادنـد و امـور قـبـایـل و مـُهـمـّات ایـشـان بـه صـلاح و صـواب دیـداو فـیـصـل مـى یـافـت و تـا آن روز كـه نـور مـحمّدى صلى اللّه علیه و آله و سلم از پشت او انـتـقـال نـیـافـتـه بود گاهى از صُلب خویش زمزمه تسبیح شنیدى و پیوسته عرب او را معظّم و بزرگ شمردندى مانند لقمان و اَشباه او.
مـادرش ربـاب نـام دارد و زوجـه اش لیـلى بـِنـْت حـُلْوان قـضـاعـیـّه یـَمَنِیَّه است كه او را
(خـِنـْدِف ) گـویـنـد و او را سـه پـسـر بـود: 1 ـ عـَمْرو 2 ـ عامر 3 ـ عُمیرا. گویند؛ چون پـسـران وى به حدّ بلوغ و رشد رسیدند روزى عمرو وعامر با مادر خود لیلى به صحرا رفـتـنـد نـاگاه خرگوشى از سر راه بجنبید و به یك سو گریخت و شتران از خرگوش بـرمـیـدنـد عـمـرو و عـامـر از دنبال خرگوش تاختن كردند، عمرو نخست او را بیافت و عامر رسـیـد و آن را صـیـد كـرده كـبـاب كـرد. لیـلى را از ایـن حال سروررى و عُجْبى روى آورد پس به تعجیل به نزدیك الیاس آمد و چون رفتارى به تَبَخْتُر داشت الیاس به او گفت : اَیْنَ تُخَندِفین (خِنْدِفِه آن را گویند كه رفتارش به جـلالت و تـبختر باشد) لیلى گفت : همیشه بر اثر شما به كبر و ناز قدم زنم و از این روى الیـاس او را خـِنـْدِف نـامـیـد و آن قـبـایـل كـه بـا الیـاس نـسب مى برند بنى خِنْدِف  لقب یافتند و از این روى كه عمرو آن خرگوش را یافته بود الیاس او را (مُدْرِكِه ) لقب داد و چون عامر صید آن كرد و كباب ساخت (طابخه ) نامیده شد.
و چون عمیرا در این واقعه سر در لحاف داشت و طریق خدمتى نپیمود به قَمَعَه ملقّب گشت و بِالْجمله ؛ خِندِف الیاس را بسیار دوست مى داشت . گویند چون الیاس ‍ وفات كرد خِندِف حُزن شدیدى پیدا كرد و از سر قبر وى بر نخاست و سقفى بر او سایه نیفكند تا وفات یافت...

                                                                                  ادامه دارد

دوشنبه 2/8/1390 - 19:8
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته