• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 4
تعداد نظرات : 0
زمان آخرین مطلب : 6053روز قبل
محبت و عاطفه
دوشنبه 23/9/1388 - 8:2
خانواده
شب شده بود، اما حسنک به خانه نیامده بود. حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید . او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت تنگ به تن می کند. او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات ،جلو آینه به موهای خود ژل می زد. موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند. دیروز که حسنک با کبری چک می کرد، کبری گفت که تصمیم بزرگی گرفته است. کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند. چون او با پتروس چت می کرد. پتروس همیشه پای کامپیوتر نشسته و چت می کند. روزی پتروس دید که سد سوراخ شده ، اما انگشت او درد می کرد، چون او زیاد چت کرده بود. او نمی دانست که سد تا چند لحظه دیگر می شکند و از این رو در حال چت کردن غرق شد. برای مراسم دفن او، کبری تصمیم داشت با قطار به آن سرزمین برود ، اما کوه روی ریل ریزش کرده بود. ریز علی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت. ریز علی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد. ریز علی چراغ قوه داشت اما حوصله دردسر نداشت. قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد. کبری و مسافران قطار مردند. اما ریز علی بدون توجه به خانه رفت.خانه مثل همیشه سوت و کور بود. الان چند سالی است که کوکب خانم همسر ریز علی مهمان ناخوانده ندارد. او حتی مهمان خوانده هم ندارد. او حوصله مهمان ندارد. او پول ندارد تا شکم مهمان ها را سیر کند. او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد. او آخرین بار که گوشت قرمز خرید، چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت ، اما او از چوپان دروغگو گِله ندارد، چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد. به همین دلیل است که دیگر در کتاب های دبستان آن داستان های قشنگ وجود ندارد.
يکشنبه 22/9/1388 - 13:5
دانستنی های علمی

قبل از هر چیز همه عزیزان و خودم را به تقواى پروردگار كه حصن حصین الهى و قلعه محكم خداوندى و زاد یوم المعاد، بل «خیر الزاد الى خالق العباد» است، توصیه مى كنم تقوائى كه در اعماق جان ما نفوذ كند، و همه چیز ما را به رنگ خود درآورد و «من احسن من اللّه صبغة...» چنین تقوایى به تمام خواسته هاى ما جهت مى دهد، مسیر زندگى را مشخّص مى كند، و راه را روشن و هدف را عالى مى سازد.

همان تقوائى كه برترین سرمایه و بالاترین افتخار است، همان تقوائى كه انسان را به خدا پیوند مى دهد و به مقام عبودیت خاص او مى رساند و از عمق جانش این ندا برمى خیزد: «الهى كفى بى عزّاً أن أكون لك عبداً و كفى بى فخراً أن تكون لى ربّا; برترین عزّت من عبودیت توست و بالاترین افتخارم ربوبیت توست».(1)

 

1. بحارالانوار، ج 74، ص 402، ح 23 از امیر مؤمنان على(ع).

يکشنبه 22/9/1388 - 7:32
دانستنی های علمی

خروج حضرت ابراهیم از آتش

هنگامى كه مردم براى برگزارى عید از شهر خارج شده بودند، ابراهیم(علیه السلام) به بتخانه آمد و همه بتها را با تبر، درهم شكست. مردم بعد از مراسم عید نزدیك غروب دسته دسته به شهر باز مى گشتند و براى تجدید عهد به سوى بتخانه مى آمدند، هنگامى كه وارد بتخانه شدند، دیدند همه بتها شكسته شده و ابراهیم(علیه السلام) را عامل آن دانستند، به دنبال این جریان ابراهیم(علیه السلام) را به محاكمه كشیدند.
نمرود دستور داد تا ابراهیم(علیه السلام) را بسوزانند، هیزمهاى بسیارى در صحرا جمع نموده و آتش زدند، و ابراهیم(علیه السلام) را با منجنیق به درون آتش پرتاب كردند، جبرئیل(علیه السلام) نزد ابراهیم(علیه السلام) آمد و عرض كرد: آیا حاجتى دارى؟ ابراهیم(علیه السلام) فرمود: به تو نه!! سپس خداودند به آتش دستور داد كه اى آتش بر ابراهیم سرد و سالم باش، بعضى از مورخین نوشته اند ابراهیم(علیه السلام) در آن وقت شانزده سال بیشتر نداشت، نمرود از بناى مرتفعى تماشا مى كرد ناگهان با كمال تعجب مشاهده نمود كه ابراهیم(علیه السلام) سالم در میان آتش نشسته است.
(بعضى این قضیه را در هجدهم این ماه نوشته اند).(1)
________
1-حوادث الایام، صفحه 308.
نزول سوره انسان(هل اتی)
علماى شیعه همه اتفاق نظر دارند كه هیجده آیه یا مجموع سوره انسان در حق اهل بیت عصمت، على و فاطمه و حسن و حسین(علیهم السلام) نازل شده، و همگى در كتب تفسیر یا حدیث، روایت مربوط به این آیات را به عنوان یكى از افتخارات و فضائل اهل بیت مى شمارند، در میان اهل سنت این روایت كه ذكر خواهد شد از روایات مشهور بلكه متواتر است.
ابن عباس نقل كرده كه حسن و حسین(علیهما السلام) مریض شدند، پیامبر(صلى الله علیه وآله) با جماعتى از ایشان عیادت نمودند، مردم عرض كردند: یا ابا الحسن نذر كن، على و فاطمه(علیهما السلام) و فضه كنیز آنها نذر نمودند كه اگر هر دو شفا یابند سه روز روزه بگیرند; هر دو خوب شدند على(علیه السلام) از یك یهودى سه صاع جو قرض كرد، فاطمه(علیها السلام) آن را آرد نمود و از یك صاع آن پنج قرص نان پخت و آماده كرد تا با آن افطار كنند، سائلى ایستاد عرض كرد: السّلام علیكم یا اهل بیت محمّد(صلى الله علیه وآله)، مسكینم، به من اطعام دهید، آنها نان خود را به مسكین دادند و با آب افطار نمودند، روز دوم یتیم آمد و روز سوم اسیر، نان خود را به آنها دادند، صبح روز چهارم على(علیه السلام) دست حسنین(علیهما السلام) را گرفت و پیش پیامبر(صلى الله علیه وآله) رفت، حضرت بچه ها را دید كه از شدت گرسنگى مى لرزند، فرمود: این حال شما براى من بسیار گران است سپس برخواست و با آنها به خانه فاطمه(علیها السلام) آمد، دید فاطمه(علیها السلام) در محراب عبادت ایستاده در حالى كه از شدت گرسنگى چشمهایش به گود نشسته، پیامبر(صلى الله علیه وآله) ناراحت شد، در این هنگام جبرئیل نازل شد و عرض كرد: یا محمد، خداوند با چنین خاندانى به تو تهنیت مى گوید، سپس سوره هل اتى را بر او خواند.(1)
________
1-حوادث الایام، صفحه 307
اولین نماز جمعه امیر المومنین (علیه السلام)
این روز مقارن است با اولین جمعه اى كه امیرالمؤمنین(علیه السلام)، بعد از بیعت مردم با ایشان، نماز جمعه خواندند.(1)
___________
1-تقویم شیعه، صفحه 323.
يکشنبه 22/9/1388 - 7:28
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته