• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 4
تعداد نظرات : 1
زمان آخرین مطلب : 6159روز قبل
رمضان

     به مناسبت فرا رسیدن نیمه ماه مبارک رمضان ، میلاد امام دوم شیعیان حسن بن علی (ع) ، این پست « پیامک های مجتبوی » پیرامون ولادت ، شخصیت و صلح پر شکوه ایشان ایجاد شده است ؛

 

لذا از تمامی علاقه مندان به نشر فرهنگ مجتبوی دعوت می شود تا پیامک ها و متون ادبی خود را در نظرات همین پست درج نمایند .

  

1 – میلاد کریم سبزپوش آل فاطمه ، محرم مادر ، تنهاترین سردار لشکر حیدر و غریب شهر پیامبر تهنیت باد .

  

2 – بنگر به مرتضی که در این ماه ، روزه را / با بوسه از لب پسر افطار می کند

 

 3 – ماه خداست روی دلارایی حسن / غرق صفاست مجلس شیدایی حسن

مجنون کند هر آنکه ببیند سحرگهی / یک جلوه از تبسم لیلایی حسن

  

4 – حسن ! ای زیباترین آفریده معبود من ! تولدت مبارک !

 

 5 – میلاد حسن خسرو دین است امشب / شادی و سرور مؤمنین است امشب

از یمن قدوم مجتبی طاعت ما / مقبول خداوند مبین است امشب

 

 6 – با عشق حسن من به جهان ناز کنم / افطارمو با نام حسن باز کنم

صد شکر که درک شب قدر رمضان / با جشن ولادتش من آغاز کنم

  

7 – بنویسید بر كفنم / كه من گدای حسنم

  

8 – الهی دلبر دور از وطن کو ؟ / شب جشن حسن ، ابن الحسن کو ؟

  

9 – فرق حسین است و حسن حرف یاء / این حسن است ، آن دگرى یا حسن

10 – ماه رمضان که جان فزا می باشد / مقرون به اجابت دعا می باشد

 خوانند مبارکش که در نیمه آن / میلاد امام مجتبی می باشد

 

11 – نوری ز حریم مرتضی آمده است / با حلم و وقار مصطفی آمده است

فرمان اجابت دعا در این ماه / از یمن قدوم مجتبی آمده است

 

  12 – امشب ز سما نور خدا می آید / سر منشأ احسان و عطا می آید

در دهر تمام شیعیان مسرورند / زیرا که امام مجتبی می آید

 

  

13 – تا خدا هست و خدایی می کند / مجتبی مشکل گشایی می کند

  

14 ... 

 

 

 
يکشنبه 8/6/1388 - 9:26
انتقادات و پيشنهادات

چرا مطالب ویرایش شده ، خود تبدیل به یک پست جدید می شوند ؟

آیا می شود مطالب تکراری را حذف کرد ؟

يکشنبه 8/6/1388 - 9:24
دعا و زیارت

1 – درد به 3 نوع تقسیم می شود : ناپسند / آزمایشی / انتخابی

 

2 – درد ناپسند : درد های قابل اجتناب هستند ؛ مجموعه اعمالی را شامل می شود که علم و اخلاق از آن گریزان هستند نظیر : قتل ، دعوا ، پارتی بازی و .. که می بایست از آنها دوری کرد .

 

3 – درد های آزمایشی : درد هائی غیر قابل اجتناب هستند و تقدیر آنها را نصیب ما می کند ؛ به همین جهت نتیجه آنها گاها خوب یا بد است .

 

4 – استقبال از درد : درد ها هنگامی قابل پذیرش هستند که در قبال پذیرش آن ، چیز گرانبها تری در اختیار ما بگذارند . در دین اسلام هیچ چیز به اندازه تقرب به خداوند ارزشمند نیست . همان چیزی که علت آفرینش بیان شده است . در نتیجه هر دردی که سرانجامش به او منتهی شود قابل استقبال و تحمل خواهد بود . تقرب بدون درد میسر نیست ؛ زیرا بشر برای اثبات بندگی خود ناگزیر مجبور به تحمل درد است . از جمله درد های پسندیده و سفارش شده می توان به سختی کشیدن در طلب علم ، سختی برای عبادت و یا خدمت به مردم و تحمل سختی برای آسایش دیگران اشاره کرد .

 

5 – ماهیت درد : درد دارای دو بعد است ظاهری و روحانی . درد هائی که روح را می آزارد بعد دیگر همان درد های ظاهری و مادی هستند . هر درد برای تأثیر گذاری نیازمند مسببی خاص است که در قالبی مادی ظهور می یابد و با گذر از جسم ، با تغییر ماهیت ، در روح افراد نفوذ می کند ؛ نفس راحت طلب انسان نیز به طور غریزی واکنش نشان داده و آن را دفع می کند . اگر گاهی نیز لذتی از درد کشیدن هست مربوط به درد نیست ؛ زیرا نفس هیچ انسانی با درد خو نمی گیرد و به آن عادت نمی کند ؛ بلکه تنها شیوه تحمل کردن آن را می آموزد و از فکر دستیابی به نتیجه مورد نظرش خوشحال می شود . درست مانند مجاهدی که سال هائی طولانی را در میدان های نبرد سپری کرده ولی همچنان از جنگ و خونریزی گریزان است و لذت او از رزمیدن تنها با تفکر پیرامون نتایج اخروی و دنیوی جهاد حاصل شده است .

 

6 – مواجهه با درد : شرط پیشرفت و وسعت یافتن روح انسان ، برطرف کردن درد های ناپسند ، تحمل درد های انتخابی و صبر بر درد های آزمایشی تا هنگام برطرف شدن آنهاست . حال این درد می تواند یکی باشد و یا چندین درد هم زمان یا پشت سر هم که فرد را آماده مراحل بعدی خواهند کرد . به طور کلی زندگی یعنی درد کشیدن . از درد ها نمی توان گریخت ؛ کسی که از دردی می گریزد ، به درد های جدیدی مبتلا می شود و کسی که دردی را انتخاب می کند ، در آن زمینه ، درد های بیشتری به او مراجعه می کنند . 

 
يکشنبه 8/6/1388 - 9:15
دعا و زیارت

     با رجوع به منابع مختلف شیعه و سنى درمى‏یابیم که از میان ائمه شیعى بیشترین اختلاف درباره نام مادر امام سجاد(ع) وجود دارد تا جایى‏که برخى از محققان با استفاده از منابع مختلف چهارده نام و برخى دیگر تا شانزده‏ نام براى مادر آن حضرت(ع) ذکر کرده‏اند . مجموع این نام‏ها چنین است:1 – شهربانو/ 2 – شهربانویه/ 3 - شاه زنان/ 4 - جهان شاه/ 5 - شه زنان/ 6 – شهرناز/7 – جهان بانویه/ 8 – خولة/ 9 – برّة/ 10 – سلافة/ 11 – غزالة/ 12 – سلامة/13 – حرار/14 –مریم/ 15 – فاطمة/ 16 – شهربان

     با آن که در منابع تاریخى اهل سنّت بر روى نام‏هایى چون سلافة، سلامة، غزاله بیشتر مانور داده شده است، اما در منابع شیعى و به خصوص منابع روایى آنها، نام شهربانو بیشتر مشهور شده است. بنا به نوشته برخى از محققان : اولین بار این نام در کتاب « بصائر الدرجات » محمد بن حسن صفار قمى (متوفى 290 ق) دیده شده است. بعدها محدّث معروف شیعى یعنى کلینى (م 329 ق) روایت همین کتاب را در کتاب کافى آورد. بقیه منابع یا از این دو منبع بهره گرفته و یا آن که روایاتى ضعیف و بدون سند معتبر را در نوشته‏هاى خود آورده‏اند .

     در این روایت چنین آمده است:

     « چون دختر یزدگرد را نزد عمر آوردند ، دوشیزگان مدینه براى تماشاى او سر مى‏کشیدند و چون وارد مسجد شد، مسجد از پرتوش درخشان گشت. عمر به او نگریست، دختر رخسار خود را پوشید و گفت: اف بیروج بادا هرمز (واى، روزگار هرمز سیاه شود)! عمر گفت: این دختر مرا ناسزا مى‏گوید و بدو متوجه شد! امیرالمؤمنین(ع) به عمر فرمود: تو این حق را ندارى که به او آسیبی برسانی، به او اختیار ده که خودش مردى از مسلمانان را انتخاب کند و در سهم غنیمتش حساب کن. عمر به او اختیار داد. دخترآمد و دست خود را روى سر حسین(ع) گذاشت. امیرالمؤمنین على(ع) به او فرمود: نام تو چیست؟ گفت: جهان شاه. حضرت فرمود: بلکه شهربانویه باشد. سپس به حسین(ع) فرمود: اى اباعبدالله! از این دختر بهترین شخص روى زمین براى تو متولد مى‏شود و على بن حسین(ع) از او متولد گشت. آن حضرت را ابن الخیرتین (پسر دو برگزیده) مى‏گفتند؛ زیرا برگزیده خدا از عرب «هاشم» بود و از عجم «فارسى».

     این روایت از دو جهت سند و متن محل بحث واقع شده است. از جهت سند در آن افرادى مانند ابراهیم بن اسحاق احمر و عمرو بن شمر وجود دارند که متهم به غلو شده و از سوى علمای شیعه مورد تأیید واقع نشده‏اند .اما از جهت متن اشکالاتی دارد بدین شرح :

-1 اسارت دخترى از یزدگرد، به شدّت محل تردید است. / -2 اسارت چنین دخترى در زمان عمر و به ازدواج امام حسین(ع) در آمدن در این زمان نیز غیرقابل قبول است. / 3 - در هیچ‏یک از منابع معتبر شیعى به جز این روایت، لقبى با عنوان «ابن الخیرتین» براى امام سجاد(ع) نقل نشده است.

     آیا در این جا نمى‏توان نوعى ایرانى‏گرایى افراطى را دید که به خیال خود به جهت پیوند خوردن نسل ساسانیان با نسل پیامبر(ص) در امام سجاد(ع)، خواسته‏اند آن حضرت(ع) را به عنوان «خیر اهل الارض» معرفى کنند؟

     این‏گونه نقدها بر گزارش‏هاى حاوى نام شهربانو باعث مى‏شود تا این گزارش‏ها را از ساحت ائمه(ع) به دور و آن را ساخته دست حدیث‏پردازان بدانیم و نام شهربانو را براى مادر آن حضرت(ع) نفى کنیم.

     درباره نَسَب مادر امام سجاد(ع) نیز منابع متقدم تاریخى و روایى دچار اختلاف گشته‏اند . برخى مانند یعقوبى (متوفى 284 ق) ، محمد بن حسن قمی ، کلینى (متوفى 329 ق) ، محمد بن حسن صفار قمى (متوفى 290 ق) علامه مجلسی ، شیخ صدوق (متوفى 381 ق) و شیخ مفید (متوفى 413 ق) او را دختر یزدگرد دانسته‏اند ، هر چند در نام او اتفاق نظر ندارند .     این نَسَب تقریباً در میان منابع متأخر به عنوان یک شهرت فراگیر جاى خود را باز کرده است؛ به گونه‏اى که میدان اظهار وجود براى دیدگاه‏هاى مخالف نگذاشته است .

     در مقابل این قول، برخى از منابع متقدم و متأخر دیدگاه‏هاى دیگرى مانند سیستانى ، سِندى ، و یاکابلى بودن او را متذکر شده و بسیارى از منابع بدون ذکر محل اسارت او، تنها با عنوان « امّ ولد » ( کنیز صاحب فرزند ) از او یاد کرده‏اند . برخى نام‏هاى بزرگان ایرانى هم چون سبحان، سنجان، نوشجان و شیرویه را به عنوان پدر او ذکر کرده‏اند .

     براى نقد و بررسى این نَسَب نمى‏توانیم به بحث‏هاى سندى این گزارش‏ها تکیه کنیم؛ زیرا هیچ‏یک از اقوال داراى سند مستحکمى نیست. علاوه بر آن که بیشتر کتاب‏هاى تاریخى همانند تاریخ یعقوبى، مطالب خود را بدون ذکر اسناد نقل مى‏کنند .

     بنابراین باید فقط از راه محتوا به بررسى آن ها پرداخت که در این راستا اشکالات زیر خود را نشان مى‏دهد:1 - مهم‏ترین اشکال اختلاف این گزارش‏ها در ذکر نام او است که منابع مختلف پیش گفته اسامى گوناگونى همانند شهربانو، سلاخه، غزاله براى او نقل کرده‏اند. و این نشان مى‏دهد که این مطالب، سازندگان مختلف با انگیزه‏هاى یکسانى داشته است که همان تعصب ایرانى‏گرى وارتباط دادن میان ایرانیان و امامان(ع) از راه نَسَب بوده است تا به خیال خود فره ایزدى را از ساسانیان به امامان شیعه منتقل سازند.2 - اختلاف این گزارش‏ها در زمان اسارت او نیز یکى دیگر از اشکالات است که برخى آن را در زمان عمر، برخى دیگر در زمان عثمان و برخى مانند شیخ مفید آن را در زمان خلافت حضرت على(ع) دانسته‏اند. 3 - اصولاً کتاب هایى مانند تاریخ طبرى و الکامل ابن اثیر که به صورت سال‏شمار جنگ‏هاى مسلمانان با ایرانیان را تعقیب کرده و مسیر فرار یزدگرد را به شهرهاى مختلف ایران نشان داده‏اند، در هیچ موردى به ذکر اسارت فرزندان او نمى‏پردازند؛ با آن که این مسأله، بسیار مهم‏تر از حوادث جزئى است که به آن ها اشاره شده است. این نکته جعلى بودن گزارش اسارت دختران یزدگرد را تقویت مى‏کند.4 - برخى از نویسندگان متقدم همانند مسعودى، هنگام ذکر فرزندان یزدگرد سوم، دخترانى با نام‏هاى ادرک، شاهین و مردآوند براى او ذکر مى‏کنند که اولاً با هیچ‏یک از نام‏هایى که براى مادر امام سجاد(ع) گفته شده، هماهنگى ندارد و ثانیاً خبرى از اسارت آن ها در تمام نوشته‏هاى خود به میان نمى‏آورد .5 - از مهم‏ترین اسناد تاریخى که مى‏توان درباره مادر امام سجاد(ع) به آن استناد کرد، نامه‏هاى منصور به محمد بن عبدالله معروف به « نفس زکیه » است که رهبرى مخالفان طالبى ( اولاد ابوطالب ) را در مدینه بر عهده داشت و همیشه میان او و منصور نزاع و درگیرى بود.

     در یکى از این نامه‏ها که منصور قصد ردّ ادعاهاى محمد مبنى بر افتخاریه نَسَب خود را داده چنین مى‏نگارد: « ما وُلِدَ فیکم بعد وفاة رسول الله(ص) افضل من على بن الحسین و هو لِاُم ولد ». یعنی ، بعد از رحلت پیامبر خدا(ص)در میان شما شخصیتى برتر از على بن حسین ( امام سجاد(ع) ) ظهور نکرده، در حالى‏که او فرزند ام ولد ( کنیز داراى فرزند ) بود.

     جالب آن است که هیچ اعتراضى - نه از سوى محمد و نه از سوى دیگران - به این فقره شنیده نمى‏شود که على بن حسین(ع) فرزند کنیز نبود؛ بلکه فرزند شاهزاده‏اى ایرانى بود! در حالى‏که اگر این داستان واقعیت داشت، حتماً محمد بن عبدالله براى پاسخ دادن، به آن استناد مى‏کرد.

     مجموعه این قرینه‏ها ما را به این نتیجه مى‏رساند که دست جعل در ساختن مادرى ایرانى با این اوصاف براى امام سجاد(ع) دخالت داشته و عمداً دیدگاه‏هاى دیگر درباره مادر آن حضرت(ع) - بویژه دیدگاه‏هایى که او را از کنیزکان بلاد دیگر همانند سند مى‏داند - نادیده گرفته است. در حالى‏که تا قبل از اواخر قرن سوم بیشتر ناقلان، او را از کنیزان سِند یا کابل مى‏دانستند . بدینسان اظهار نظر قطعی در باره ایرانی بودن امام سجادمشکل و دلا یل وقراین خلاف آن را اثبات می نماید . اگر چه مشهور آن است مه شهر بانوی دختر یزگرد همسر امام سجاد (ع) می باشد وعلت شهرت آن می تواند پیوند نسل ایرانی به بنی هاشم وخاندان پیامبر وهم چنین حضور ایرانیان در کر بلا باشد بدین معنا که هم مادر امام سجاد وهم خود حضرت در کر بلا حضور داشته واین افتخار بزر گ برای ایرانیان است .همچنین وجود بارگاه منتسب به شهر بانو در شاه عبد العظیم می تواند موجب این شهرت باشد وحال آنکه در این باره باید بگوییم که تقریباً تمام منابع متقدم شیعى - که به زندگانى مادر امام سجاد(ع) پس از اسارت پرداخته‏اند - چنین نگاشته‏اند: او در هنگام تولد امام(ع) در همان حالت نفاس از دنیا رفت . و نیز چنین گفته‏اند: یکى از کنیزان حضرت على(ع) به عنوان دایه به بزرگ کردن او پرداخت و مردم خیال مى‏کردند که او مادر امام(ع) است و بعد از آنکه آن حضرت او را شوهر داد، فهمیدند که او دایه امام(ع) بود، نه مادر او.     بنابراین، قطعاً از دیدگاه منابع معتبر، حضور مادر امام(ع) در کربلا منتفى است؛ حال با هر نام و نسبى که مى‏خواهد باشد.

     از مطالب قبل و اثبات عدم حیات مادر امام بعد از تولد امام(ع) خود به خود این موضوع روشن مى‏شود. هم چنین از سوى محققان معاصر با دلایل قطعى ثابت شده است که بقعه بى‏بى شهربانو - که در کوهستان شرق رى معروف به کوه بى‏بى شهربانو پدیدار است - هیچ ربطى با مادر امام(ع) ندارد و بنایى است که در قرون بعدى ساخته شده است.

      چنان‏که تاریخ ساخت صندوق منبت کارى آن سال 888 ق را نشان مى‏دهد و درب منبت کارى آن کار عهد صفوى است و الحاقاتى از هنر دوره قاجاریه دارد .

     عدم ذکر چنین بقعه‏اى در آثار شیخ صدوق - که خود سالیان دراز در رى مى‏زیسته و به آن آشنایى کامل داشته - مؤید دیگرى بر عدم وجود این بقعه در قرن چهارم و در زمان شیخ صدوق (متوفى 381 ق) است. دیگر نویسندگانى هم که به ذکر احوال عبدالعظیم حسنى و شخصیت‏هاى بزرگ مدفون در رى پرداخته‏اند، نامى از چنین بقعه‏اى نبرده‏اند.

     این احتمال وجود دارد که در قرون بعدى زنى پارسا با نام شهربانو در این مکان دفن شده و با گذشت سالیان، مردمان آن سامان او را با مادر امام سجاد(ع) - که در آن زمان مشهور به شهر بانو بوده - اشتباه گرفته‏اند و یا برخى این اشتباه را در زبان مردم انداخته و با انگیزه‏هایى به تقویت آن پرداخته‏اند .

porsojoo

pasokhgoo

جمعه 6/6/1388 - 0:15
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته