شكست تجاوز نظامى امریكا در صحراى طبس »5 اردیبهشت 1359
الم تر كیف فعل ربك باصحاب بالفیل ، الم یجعل كیدهم فى تضلیل و اءرسل علیهم طیرا ابابیل ، ترمیهم بحجارة من سجیل فجعلهم كعصفف ماءكول .(91)
آیا ندیدى كه پروردگارت با صاحبان فیل چه كرد؟ آیا كید و تدبیرى كه براى خرابى كعبه اندیشیدند خراب نكرد؟- و بر هلاك آنها مرغان ابابیل را فرستاد تا آن سپاه را به سنگهاى سجیل (دوزخى ) سنگباران كردند و تنشان را چون برگهاى خرد شده گردانید.
براستى كه انقلاب اسلامى گسترده شگرفى از تاریخ است كه در بستر آن سنتهاى الهى تاریخ با اعجازى خاص تجلى مى یابند و قانونهاى تاریخى در آن عرصه ، نمود و نمایش مى یابند. تا همگان به چشم دل دریابند كه هرگز براى سنت خداوندى تبدیل و تغییرى نیست .
براستى عبرت گرفتن از تاریخ كه در قرآن به آن توصیه و تاءكید شده است یك ضرورت است ؛ اما این امر در ذهن تحلیلگران غرب كه قدرت راه ، محور حركات سیاسى خویش قرار داده اند و در محاسبات خویش توازن اسباب مادى را در پدیده هاى هستى اصل مى دانند نمى گنجد. تاریخ عرصه پیروزى حق بر باطل است . به مصداق آیه مكروا و مكرا و مكرنا مكرا و هم لا یشعرون (92)تمامى كید و فریبها به سوى خود آنان برمى گردد. چرا كه همه جریانات به طرفى واحد حركت مى كند، و این جهت واحد جهت حق است . عدم درك حقانیت حق مثل سرنوشت یاران فیل است كه به سنگهاى سجیل گرفتار آمدند و چوبان برگهاى خرد شده بر زمین افتادند
قرآن هدف از بیان سرگذشت پیشینیان را این مى داند كه نتایج آنها مورد تفكر و جمعبندى قرار گیرد (فاقصص القصص لعلهم یتفكرون )(93). لذا واقعه طبس مى تواند عظمت الهى و امدادهاى غیبى را براى مردم آشكار كند و درس عبرتى براى آیندگان تاریخ شود. ماجراى طبس یكى از رسواترین و مفتضحانه ترین توطئه هاى شكست امپریالیسم آمریكا علیه انقلاب اسلامى ایران است . بدون شك ماجرایى كه در طبس به وقوع پیوست و با شكست مزدوران آمریكایى مواجه شد، یكى از معجزات بزرگ قرن به حساب مى آید. زیرا شیطان بزرگ آمریكا با تمامى توان و با سود بردن از دقیق ترین و پیچیده ترین امكانات نظامى و با تدارك همه جانبه و هماهنگى كلیه عوامل داخلى و خارجى به بهانه آزادى جاسوسان خود در ایران ، اما در حقیقت به قصد درهم شكستن انقلاب و نابود ساختن نظام جمهورى اسلامى ایران ، تهاجم خود را آغاز كرد.
سران كاخ سفید و مقامات پنتاگون از موفقیت این عملیات كمال اطمینان را داشتند، چرا كه به زعم باطل خود هیچ عامل و نیرویى را در شكست عملیات خود دخیل نمى دانستند؛اما از آنجایى كه خداوند همواره حافظ این ملت و انقلاب بوده است ، در طبس نیز امدادهاى غیبى او عینیت یافت تا بار دیگر بر طاغوتیان زمان ثابت شود كه اراده الهى بر هر چیزى تعلق بگیرد، شدنى است .
انگیزه و زمینه هاى تجاوز آمریكا:
1 - پس از انقلاب دوم (فتح لانه جاسوسى ) و شكست توطئه هاى مزورانه آمریكا در نفوذ و رسوخ و نهایتا مسخ انقلاب اسلامى از درون و افشاء دستهاى خیانتبار همساز با شیطان بزرگ و به اسارت گرفتن آنها، تهدیدات نظامى و تحریم اقتصادى از ابتدایى ترین اقدامات جهت غلبه بر این پیروزى بزرگ و شكست دادن این نصر الهى بود. تمام همپایگى هاى شیطان بزرگ در این توطئه ها با آمریكا همدلى و همكارى داشتند.
تبلیغات در جهت این دو توطئه ابتدا بر روى مداخله نظامى تمركز یافت و به اوج خود رسید و چون دشمن از این توطئه نتیجه اى نگرفت ، به تشدید تبلیغات بر مساءله تحریم اقتصادى و بسط آن در تمامى كشورهاى هم پیمانش پرداخت و این ، دو به علت بود: اول آنكه آخرین حیلت دشمن بود، دوم انحراف اذهان و افكار عمومى از احتمال حمله نظامى . تا اینكه زمینه ذهنى مردم از مساءله منحرف و دشمن خارجى فراموش گردد به مشكلات داخلى و مسائل اقتصادى معطوف شود.
2 - از اهم زمینه هایى كه موجبات این تهاجم را فراهم ساخت مى توان شكست كوششهاى دیپلماتیك و طرحهاى آمریكا جهت آزاد سازى جاسوسان خود را نام برد(ماءموریت افرادى چون رمز كلارك ، هانس ، حبیب شطى ، بنى صدر و قطب زاده ).
3 - در خلال تلاشهاى دشمن و عوامل و ایادى آمریكا، یعنى گروهكهاى چپ و راست و منافق ، این بار نیز به خاطر حفظ سنگر دانشگاه و مخالفت با تعطیل شدن آن و تقابل با انقلاب فرهنگى ، با راه انداختن هیاهوى بسیار به جنگ و جدال و خونریزى و سنگربندى مشغول شدند و آن چنان ماهرانه جو را آماده ساختند كه گویى این بخش نیز جزیى از طرح كلى تجاوز نظامى بوده است .
4 - آتش افروزهاى رژیم بعث عراق در مرزهاى خود با ایران و غائله كردستان .
شگفتى ماجراى تجاوز وقتى روشن مى شود كه بدانیم دولت تجاوزگر آمریكا در رابطه با چنین ماءموریتى متجاوز از 5 ماه تمام در صحراهاى آریزونا (جایى كه تقریبا كویر ایران را داراست ) تعلیمات پیچیده و فشرده اى را به كماندوهاى خود داده بود و از پیچیده ترین تكنیكهاى نظامى اعم از تسلیحات نظامى و دفاعى تا صنایع مدرن هواپیمایى استفاده كرده و بودجه نامحدودى را براى این عملیات اختصاص داده بود. سازمان هواشناسى آمریكا وضع جوى ایران بخصوص منطقه فرود در صحراى طبس ، را كاملا مورد پیش بینى علمى قرار داده بود و به علت این كه هواى آن شب مهتابى بود، ورد هر نوع هواى غیرمطلوب و وقوع طوفان بعید به نظر مى رسیده است .
شرح ماجرا
تسخیر لانه جاسوسى امریكا توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام و به اسارت گرفتن 53 نفر آمریكایى در 13 آبان كه به تعبیر حضرت امام رضوان الله تعالى علیه ، انقلاب دوم ، یكى از بزرگترین اقداماتى بود كه پس از پیروزى انقلاب اسلامى علیه شیطان بزرگ انجام پذیرفت .
مهمترین نتیجه این اقدام انقلابى و شجاعانه این بود كه تمام محرومان و مستضعفان سراسر جهان كه جراءت نفس كشیدن نداشتند و خیال نمى كردند و مى شود با امریكا درافتاد، جراءت پیدا كردند علیه منافع استكبارى و ضد انسانى شیطان بزرگ بپاخیزند. گویاترین تعبیر در این باره فرمایش حضرت امام ره است كه فرمودند:
عمده این است كه این خوفهایى كه اینجا ایجاد كردند در دل ملتها، این شكسته شود...ارزش این عمل این است كه شكسته شد آن بت بزرگى كه براى ملتها تراشیده بودند.
از آنجایى كه این عمل شجاعانه و بزرگ حیثیت ابرقدرتى امریكا را زیر سؤ ال برد، و ابهت این بت بزرگ شكسته شد، سردمداران كاخ سفید بلافاصله پس از اطلاع از تسخیر لانه جاسوسى ، به موازات كوششهاى دیپلماتیك ، مساءله تجاوز نظامى به جمهورى اسلامى ایران را در دستور كار خود قرار دادند.
برژیسكى كه در آن زمان مشاور امنیت ملى جیمى كارتر رییس جمهور وقت آمریكا بود، در این باره گفته است :
اگر چه از ابتداى گروگانگیرى افرادمان ، تا اتخاذ تصمیم نهایى براى نجات آنها، حدود پنج ماه به طول انجامید، اما برنامه ریزى جهت انجام یك عملیات نجات ، بزودى پس از ماجرا آغاز شد. درست 2 روز بعد از واقعه ، مرحله اول ، عملیات با تلفنى كه من به هارولد براون وزیر دفاع كردم ، شروع گردید، من از او خواستم كه به رییس ستاد مشترك ارتش دستور دهد، تا یك برنامه جهت عملیات نجات طرحریزى كند.
در راستاى پیاده شدن دستور یاد شده ، یك ماه پس از فتح جاسوسى ، نود نفر از كماندوهاى امریكایى به ایالت آریزوناى آمریكا اعزام شدند تا آخرین مرحله تمرین و آموزش خود را تحت شرایط موقعیت مشابه ایران بگذرانند.
از سوى دیگر گروههاى ویژه سرى كه براى پشتیبانى و تدارك وسایل تكمیلى طرح ، در نظر گرفته شده بودند، مخفیانه وارد ایران شدند و با گروهكهاى ضد انقلاب اسلامى تماس گرفتند.
نظامیان آموزش دیده آمریكایى ، در اواخر آذر ماه 1358 عازم كشور مصر شدند و در پایگاهى در نزدیكى قاهره استقرار یافتند.
برژیسكى مى گوید:
روز 11 آوریل (22 فروردین ) ماه بوده جیمى كارتر به من گفت كه وى خواستار تشكیل یك جلسه اضطرارى شوراى امنیت ملى است . او در پاسخ سئوال من كه دلیل تشكیل آن جلسه را پرسیدم ، گفت كه به نظر وى زمان اقدام فرا رسیده است .
كارتر جلسه یاد شده را با این سخنان آغاز كرد؛ كه به نظرم امكان خلاصى گروگانها بسیار بعید به نظر مى رسد و ما بایستى حاكمیت خود را اعمال كنیم و حالا وقت آن است كه عمل مناسب انجام پذیرد و جدول زمانى آن هم تهیه شود.
رییس جمهور در دنباله سخنانش ادامه داد ما مى بایستى براى آزادى گروگانها وارد عمل شویم و عملیات مى بایستى در اولین فرصت ممكن آغاز شود.
رییس ستاد مشترك ارتش ژنرال جونز، تاریخ 4 اردیبهشت را مناسبترین زمان شروع عملیات اعلام كرد.
بدین ترتیب غروب روز سه شنبه 4 اردیبهشت 1359 تعداد شش فروند هواپیماى 130 - C امریكایى ، نود نفر كماندوى این عملیات را كه امریكاییها نام آن را نور سبز یا دلتا انتخاب كرده بودند، از قاهره به نام هواپیمابر نیمیتز NIMITZ در دریاى عمان و نزدیك آبهاى ایران منتقل كردند.
نیمه شب پنجشنبه 4 اردیبهشت ماه مطابق با ساعت 13 به وقت واشنگتن هواپیماهاى مذكور و هشت فروند هلى كوپتر نفربر از عرشه ناو هواپیمابر نیمیتز برخاستند و با پرواز در ارتفاع كم راهى ایران شدند.
طبق نقشه مى بایست هواپیماها و هلى كوپترها در فرودگاه شماره 1 واقع در صحراى طبس فرود آیند، سپس هلى كوپترها، كوماندوها را به اطراف تهران منتقل كنند تا از آنجا با كامیونها و خودروهایى كه از قبل توسط عمال داخلى و نفوذى امریكا آماده شده بودند، به اطراف جاسوسخانه انتقال یابند.
پس از ورود به حریم ایران اسلامى ، یكى از هلى كوپترها در 120 كیلومترى شهر راور كرمان دچار نقص شد و ناگزیر فرود آمد. سرنشینان این هلى كوپتر دیگرى منتقل شدند كه پس از طى مسافتى دستگاه هیدرولیك این هلى كوپتر نیز از كار افتاد، اما توانست خود را به نام هواپیمابر نیمیتز برساند.
در هر صورت ، شش فروند هواپیماى 130 - C و شش فروند هلى كوپتر در محل مورد نظر واقع در صحراى طبس در تاریكى شب فرود آمدند. در حال سوختگیرى هلى كوپترها براى اجراى مرحله بعدى عملیات ، یكى دیگر از آنها دچار نقص فنى شد. با از كار افتادن این هلى كوپتر، تمام برنامه هاى امریكاییها به هم خورد زیرا آنها با محاسباتى كه انجام داده بودند، براى انجام مرحله بعدى عملیات حداقل به شش فروند هلى كوپتر نیاز داشتند. موقعیت به ناو نیمیتز و از آنجا به كاخ سفید گزارش شد و از رییس جمهور كسب تكلیف شد كارتر دستور توقف عملیات و عقب نشینى را صادر كرد؛ اما سپاه شیطان در چنگال عذاب الهى گرفتار شد. آن هنگام كه آمریكاییها قصد بازگشت كردند توفانى از شن برخاست ، هواپیماها و هلى كوپترهاى آمریكایى ، در حال برخاستن از زمین دچار مشكل شدند، یك هواپیما و یك فروند هلى كوپتر با هم برخورد كردند و هر دو آتش گرفتند. در اثر حادثه ، هشت تن از امریكاییها در آتش عذاب الهى سوختند و بقیه پنج فروند هواپیماى 130 - C نیز از خاك ایران اسلامى فرار كردند.
برژیسكى حالت كارتر را پس از صدور دستور توقف عملیات و عقب نشینى و آتش گرفتن هواپیما و هلى كوپتر امریكایى چنین توصیف كرده است :
وى بعدا سرش را میان دو دستش گرفت و به مدت چند ثانیه روى میز گذاشت . من فوق العاده اى دلم براى وى سوخت ! همین طور براى كشورم ! ساعت 15، 5 (پنج و پانزده دقیقه ) بود كه كارتر خبر دیگرى مبنى بر خورد یك هلى كوپتر با یك هواپیماى 130 - C و آتش گرفتن آنها از ژنرال جونز دریافت كرد. این برخورد همراه با تلفات جانى بوده است . كارتر با شنیدن این خبر به مانند مار زخمى به خود پیچید و آثار درد و نگرانى بر تمامى صورت او آشكار شد.
صدور فرمان بمباران هلى كوپترهاى به جا مانده توسط بنى صدر
پس از فرار امریكاییها از ایران ، كاخ سفید اعلام كرد كه امریكا در عملیاتى در صحراى طبس جهت آزادى جان گروگانهاى اسیر در ایران ، با شكست روبرو شده است . اعلامیه كاخ سفید حاكى از آن بود كه اسناد سرى و مهمى در درون هلى كوپترها به جاى مانده است . پس از گذشت مدت زمانى كوتاه از پخش این اعلامیه از جانب كاخ سفید، به دستور مستقیم بنى صدر كه در آن زمان سمت فرماندهى كل قوا را داشت ، هلى كوپترهاى به جا مانده بمباران شدند و اسناد سرى و مهم باقى مانده در آتش سوختند و محمد منتظر قائم فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامى یزد نیز كه در منطقه از هلى كوپترها حفاظت مى كرد، به شهادت رسید.
بهانه بنى صدر براى انهدام هلى كوپترها این بود كه دیگر امریكایهیا فرصت مجدد جهت استفاده از آنها را به دست نیاورند! در حالى كه حتى اگر چنین احتمالى مى رفت ، باز كردن وسایل و قطعات حساس پروازى كافى بود كه آنها را از پرواز باز دارد.
از بین بردن اسناد و مدارك به جا مانده كه به طور قطع شامل اسناد و مدارك مربوط به ادامه طرح و برنامه هاى امریكاییها پس از انجام مرحله اول عملیات بود و همچنین اسامى عوامل مزدور داخلى و جاسوسانى كه مى بایست طى این عملیات با امریكاییها همكارى كنند، خود واقعه مهمى است .
نكات برجسته دیگر درباره حمله نظامى امریكا
نكات مهم دیگرى كه از مطالعه اسناد و مدارك به دست آمده و گزارشها و مقالات نوشته شده حاصل شده است به شرح زیر مى باشد:
1 - امریكا در واقعه طبس از آخرین امكانات نظامى و تكنیكهاى جنگى استفاده كرد به طورى كه براى یك چنین عملیاتى از طرف كنگره امریكا بودجه هنگفتى در نظر گرفته شده بود.
2 - هلى كوپترهایى كه براى آزادى جاسوسان امریكایى در نظر گرفته شده بودند، طبق ارزیابى متخصصان امریكایى از بهترین نوع هلى كوپترها و از آخرین مدل آنها بود. بنابراین مساءله از كار افتادن آنها در جریان عملیات كاملا غیرمترقبه بوده است .
3 - شبى كه عملیات نجات در آن به وقوع پیوست مهتابى بود و معمولا در این شبها از توفان و بادهاى تند خبرى نیست و علاوه بر این ، بر اساس پیش بینى هاى علمى اداره هواشناسى امریكا، در شب عملیات ، هواى كویر بالا پیش بینى شده بود.
5 - تهیه كننده وسایل نقلیه اى كه مى بایست امریكاییها را از اطراف تهران به لانه جاسوسى جابجا كند، یك مزدور خود فروخته به نام على اسلامى وابسته به حزب منحله مسلمان بوده است .
6 - كشورهاى مصر، عربستان سعودى تركیه ، عمان و پاكستان در طى این عملیات امكانات خود را در اختیار امریكا قرار داده بودند.
7 - با توجه به حساسیت شوروى (سابق ) درباره تحركات امریكاییها و زیر نظر داشتن دائم آنها، بدون شك این عملیات با توافق و هماهنگى شوروى (سابق ) انجام شده بود.
8 - جهت فرود اضطرارى هلى كوپترها و هواپیماهاى 130 C، 14 منطقه در تهران و حوالى آن در نظر گرفته شده بود.
9- در شب حادثه طبس ، چراغهاى ورزشگاه شهید شیرودى روشن بوده است .
10 - على اسلامى تهیه كننده اصلى كامیونها جهت حمل امریكاییها به تهران ، قبل از اشغال لانه جاسوسى در رابطه با به راه اندازى تظاهرات علیه امام ره و انقلاب اسلامى با سفارت امریكا همكارى نزدیك داشته است .
11 - مزدوران رژیم صهیونیستى در جریان طراحى حمله به طبس نقش بسیار فعالى داشته اند. به طورى كه از تجربیات طراحان نقشه حمله به فرودگاه انتبه در اوگاندا از جمله شیمون پرز، استفاده فراوانى شده بود.
به هر حال آنچه در طبس واقع شد، بدون شك مصداقى دیگر بر سوره فیل بود و 5 اردیبهشت 1359 عام الفیل دیگر و كارتر مظهر استكبار جهانى ابرهه اى دیگر، و عنایت و لطف و مرحمت خداوندى بر مؤ منان گسترده . آنچه گذشت نه تنها یك واقعه ساده و زودگذر و فراموش شدنى نبود، بلكه تمثیلى و ذكرى است همیشگى و ماندنى براى كسانى كه با چشم دل خویش جز آنچه هست مى بینند و تذكار دیگرى است بر اثبات قدرت فائقه و تامه الهى و بر وهن و سستى كید و مكر دشمنان خدا.
حادثه صحرای طبس یک حادثه به یادماندنی است که در روز 5 اردیبهشت سال 1359در منطقه ای از صحرای طبس اتفاق افتاد که در این حادثه که نمودی از قدرت بی همتای خداوند برای شکست دشمنان ایران و اسلام بود، نظامیان آمریکا با تجهیزات آن همگی با قدرت خداوند نابود شدند.
حسن شکیبی یکی از اعضاء کمیته انقلاب اسلامی طبس در سال 1359 بود که در زمان بروز اتفاق در صحرای طبس اولین فردی بود که برای بازرسی منطقه اعزام شد.
وی در گفت وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)-منطقه یزد؛ اظهار داشت: بیش از یک سال از انقلاب گذشته بود و من مشغول تحصیل و به صورت داوطلبانه عضو کمیته انقلاب اسلامی طبس بودم. صبح زود حدود ساعت 4 من مشغول درس خواندن بودم که یک نفر آمد به درب منزل ما و از من خواست که سریع به کمیته بروم. در آن زمان مهندس اخوان سرپرست کمیته انقلاب طبس بود و به من گفت ماموریتی است و سریع باید برویم ومن را به دلیل اینکه فعالیتهای در زمینه ورزشهای رزمی داشتم و آموزشهای پارتیزانی را نیز قبلا دیده بودم با خود به همراه برد.
حسن شکیبی بیان داشت: بلافاصله با سیمرغی که از واحد اکتشاف معدن زغال سنگ در اختیارمان گذاشته بودند حرکت کردیم و این هم مجهزترین ماشین طبس بود. ژاندارمری طبس هم با 4 سرباز 3 درجه دار و یک راننده ه همراه ما حرکت کردند. تا محل حادثه 162 کیلومتر جاده خاکی بود؛ اما ماشین ژاندارمری نمی توانست با سرعت زیاد حرکت کند و بنابراین ما در کمتر از 5/1 ساعت خود را در ساعت 7 و 30 دقیقه صبح به محل حادثه رساندیم.
وی گفت: در موقع ورود ما به محل حادثه در 2 کیلومتری محل حادثه مستقر شدیم و 5 دستگاه هلی کوپتر سالم نظامی و یک روشن و 4 دستگاه دیگر سالم وخاموش بود را درصحرا دیدیم.
وی گفت: احمد حبیبی ، غلامحسن رحیمی، رمضان رحیمی، اکبر قاضی،راننده مرحوم علی غلامی؛ 5نفر دیگر حاضر در منطقه بودیم.
در آن زمان تعداد اسلحه های موجود در کمیته طبس 7 عدد ژ-3 که 4 قبضه آن خراب و 3 قبضه آن نیمه سالم و تعداد اندکی برنو وتعداد 180 عدد فشنگ ژ-3 بود که این مهمات قدرتمندترین نیروی دفاعی طبس بود که می خواست برود با ارتش مجهز و تا دندان مسلح آمریکا درگیر شود.
حسن شکیبی در بیان توصیف صحنه اظهار داشت: یک فروند هواپیمای C-130 پر از مهمات بود که با یک هلی کوپتر باهم برخورد کرده و در حال سوختن بودند تعداد زیادی تورهای استتار، کپسولهای بزرگ انفجاری ، جیپ نظامی ، موتور کراس در محل بود و منطقه وسیعی با چراغ محدوده فرود هواپیما را مشخص کرده بود.
وی ادامه داد: قرار شد یک نفر نزدیک برود و محل را شناسایی کند زیرا معلوم نبود نیروهای امریکایی در منطقه حضور دارند یا خیر؟ البته در آن زمان ما نمی دانستیم اینها نیرویهای آمریکایی هستند زیرا هیچگونه علامت و نشانه ای از آمریکای بودن هواپیماها و هلی کوپترها وجود نداشت.
من به عنوان اولین نفر به همراه مرحوم غلامی با یک قبضه ژ-3 منطقه رابازرسی کردیم و هیچ نیروی نظامی را در منطقه ندیدیم و تعدادی تیربار کالیبر 50 با قطار فشنگ از داخل دربهای جلوی هر کدام از هلیکوپترها بیرون بود درب انتهایی هلیکوپترها هم باز بود و داخل بعضی از هلی کوپترها خودور بود.
بعد از شناسایی اولیه به محل همکاران در فاصله 2 کیلومتری برگشتیم و نیروی ژاندارمری تازه به محل رسیده بود که به همراه هم در آنجا مستقر شدیم.
وی ادامه دا د: با توجه به عدم ارتباط دو گروه کوچک نظامی با سایر مراکز مسئولان دو گروه تصمیم گرفتند تعدادی به صورت مشترک کمیته و ژاندارمری با پای پیاده هواپیماها رامورد شناسایی قرار دهند
در زمان عملیات هلیبرد آمریکا برای نجات گروگانها، جاسوسی با نام مستعار محمد زمانی که ایرانی بود و 60 سال سن داشت به طبس فرستاده شده بود و به عنوان نماینده مهندس بازرگان نخست وزیر ایران 40 روز مانده به حمله آمریکائیها در طبس مستقر شده بود و هر روز با ماشین یکی از ادارات تحت عنوان اینکه برای شناسایی معادن به کویر می رود منطقه را شناسایی و بررسی می کرد و این مطلب نیز در کتاب 444 خاطرات کارتر عنوان شده است.
بد نیست گفته شود؛ تا کنون هیچکس نسبت به محاکمه و بازجویی این فرد اقدامی انجام نداده و وی بلافاصله بعد از شکست حمله نظامی آمریکا در طبس ناپدید شد.
با وجود حضور نیروهای ژاندارمری اما تنها 5 نفر از نیروهای کمیته انقلاب به صورت سازماندهی شده به مقصد هلیکوپترها که در فاصله 100 متری از یکدیگر نشسته بودند برای شناسایی حرکت کردیم.
بد نیست گفته شود؛ هیچکدام از نیروهای ژاندارمری حاضر به حضور در این گروه شناسایی نشدند.
ما پنج نفر هر کدام به سمت یکی از هلیکوپترها رفتیم که یک دستگاه آن روشن بود.
طبق اظهارات کارتر رئیس جمهور وقت آمریکا آن هلی کوپتر روشن رادار آن کلیه حرکات ما را در منطقه طبس می فرستاده است که این موضوع در اسناد دانشجویان پیرو خط امام و اعترافات کارتر آمده است.
وی اظهار داشت: متاسفانه در ایران حکومت وقت یعنی بنی صدر با مرحوم بهشتی به شدت درگیر و سیاست زدگی خاصی کشور را فرا گرفته بود.گروه های التقاطی هم به شدت نظام را آزار می دادند زیرا بنی صدر هم مخالف روحانیت و مخصوصا کمیته انقلاب اسلامی بود.در نتیجه توجه دولتمردان به خارج کشور و امور بین الملل و مخصوصا سیاست ها خارجی در آن زمان بسیار ضعیف بود و گرنه رویدادهایی که در آمریکا رخ می داد نشان می داد که یک کار نظامی علیه ایران انجام خواهد شد.
شکیبی عنوان داشت: در زمان انقلاب اسلامی درسال 57 کارتر رییس جمهور ایالت متحده آمریکا بود و در همان زمان و بعد از افشای ادامه جاسوسی آمریکائیها در ایران تحت عنوان سفارت آمریکا تعدادی از دانشجویان مسلمان اقدام به تسخیر لانه جاسوسی کردند که حضرت امام خمینی (ره) به شدت مورد تایید قرار دادند و دانشجویان را تشویق کردند.
از آنجا که کارتر دو ضربه مهلک از سوی ایرانیان یکی از دست دادن حکومت پهلوی ودیگری تسخیرلانه جاسوسی خورده بود، حال باید برای پیروزی درانتخابات این گروگانها را آزاد می کرد.
وی ادامه داد: کارتر گروهی را که در جنگ های ویتنام موفق بودند گروگانها را ازداخل پادگانهای نظامی و درحال آماده باش سالم بیرون بیاورند را مامور آزاد سازی گروگانهای خود در ایران کرد و ساعتهایی هم بیشتر تا شروع انتخابات باقی نمانده بود و این مسئله برای کارتر بسیار حیاتی بود.
این گروه 6 ماه در صحرای نوادا آموزش دیده بودند و دراین صحرا دقیقا مطابق ساختمانها و راه های ایران ایران ساختمان و راه ساخته و صدها مانور کرده و آموزش دیده بودند.
حسن شکیبی اظهار داشت: 400 هواپیما از طریق ناو هواپیمابر نیکسون وارد خلیج فارس شده و آماده بمب باران ایران بودند. گروه مستقر در طبس مسیرهای آمریکا، اسرائیل، مصر، عمان و سپس کرمان را طی کرده بودند و در آن زمان 17 استان درایران کلیه پدافندها و رادارهای آنها جمع شده بود و استانهای ساحلی، کرمان، خراسان، سیستان وبلوچستان، سمنان، تهران و تعدای دیگر از استانها به حالت یک کودتا خزنده توسط افسران رژیم پهلوی که در ارتش ایران باقیمانه بودند پدافندهای هوایی و رادارها را جمع آوری کرده بودند وآمریکائیها هیچگونه مانعی برسرراهشان نبود و در آن زمان نیز در ایران حکوت وقت کانادا آمریکایی بود و بنی صدر توسط آمریکائیها در زندان پرورش داده شده بود و حتی خود بنی صدر در یکی از زندانها گفته بود که رییس جمهور آینده ایران من هستم.
شکیبی در ادامه توصیف روز حادثه صحرای طبس گفت: در هنگام شناسایی اولیه غرش هواپیماهای F-14 نیروی هوایی ارتش ایران را بالای سرمان شنیدیم که شروع به تیر اندازی به سمت ما کردند که در آن زمان به محل استقرار اولیه عقب نشینی کردیم.
در مرحله بعد گروهی از نیروهای مردمی با تفنگهای شکاری نزد ما آمده و خواستند تا برای مبارزه با این نیروهای متجاوز اقدام کنند.
که در مرحله شناسایی دوباره هواپیماها به ما حمله کرده و منطقه استقراری را بمباران کردند.
کلیه نیروها به جز من به محل قبلی برگشتند و من بسیار اصرار داشتم به جمع آوری اسلحه ها و اسنادی که روی زمین ریخته بود.
وی در خصوص علت حادثه طبس گفت: شب وقوع حادثه هلیکوپترها در کرمان سوختگیری کرده و در طبس مستقر می شوند که همان زمان با طوفانی که هر از چند گاهی در کویر می وزد مواجه می شوند البته تا آن زمان عملیات تغییری نکرده بود و قرار بر ترک منطقه نبود در همان شب دو دستگاه تانکر بنزین از سمت یزد به طبس در حال حرکت بودند که به محض پیدا شدن این دو دستگاه یکی از تفنگداران امریکایی با موتور تریل و اسلحه به سمت تانکر می رود و خودرو را به رگبار می بندد که راننده بلافاصله از ماشین خارج شده و خود را به ماشین پشت سری میرساند بعد از این جریان یک دستگاه اتوبوس به محل حادثه رسیده و با تفنگداران آمریکایی مواجه می شود که آنها اتوبوس را به خارج از جاده هدایت کرده و در آنجا مسافران را پیاده کرده و مورد اهانت و ضرب و شتم قرار می دهند.
شکیبی ادامه داد: در حالی که دستان مسافران از پشت بسته شده بود و فریاد الله اکبر و یا امام زمان و یا امام رضا به فریادمان برس سر می داند انفجار بسیار مهیبی در بیابان رخ می دهد که آن انفجار ناشی از برخورد هلیکوپتر با هواپیمای C-130 بود.علت این برخورد نیز طوفان شن و عدم دید خلبان ها بوده است.
بعد از انفجار نیروهای امریکایی با هلیکوپترهای سالم به عمان برمی گردند.
حسن شکیبی بیان داشت: در واقع شکست نظامی آمریکا در این لحظه صورت می گیرد و این در حالی است که کارتر در اتاق فرماندهی مشغول هدایت عملیات بوده و لحظات زیادی تا انتخابات ریاست جهوری باقی نمانده بوده است و هر لحظه به مردم امریکا پیام می داد که هرچه سریعتر گروگانهای آمریکایی را نجات خواهم داد.
وی ادامه داد: 9 آمریکایی در هواپیما در حال سوختن بودند و من برای نجات آمریکاییها در کنار هواپیما هرچه تلاش کردم فایده ای نداشت.در آن لحظه هیچگونه ارتباطی با جاهای دیگر نداشتیم و تنها وسیله ارتباطی ما خودروهای محلی و مردم بودند.من مرتب نامه می نوشتم و حدود 14 بار تلگراف زدم و تمام این اسناد در پاسگاه دیهوک طبس موجود است چون تنها پاسگاهی که بین طبس و مشهد ارتباط داشت پاسگاه دیهوک بود که به بیرجند مخابره می شد.
شکیبی اظهار داشت: من در نامه ها ذکر می کردم که ما در اینجا مستقریم و کاملا هواپیماها را در محاصره قرار داده ایم و کاملا اسناد و اسلحه ها و مهمات در اختیار ماست و هیچگونه نیروی نظامی خارجی در منطقه نیست؛ اما بنی صدر به تلگراف ها من هیچگونه توجهی نکرد و سرهنگ باقری فرمانده نیروی هوایی ارتش را با هواپیماهای جنگنده مامور شناسایی و انهدام اسناد و مدارک آمرییکائیها کرد که این فرد بعدا اعدام شد. بعد از ظهر بالغ بر 50 نفر از نیروهای کمیته انقلاب طبس به سرپرستی مرحوم حجت الاسلام حیدری به منطقه امدند بعد از ایشان تیمسار سهرابی فرمانده وقت ژاندارمری بیرجند و در حال حاضر مشاور فرماندهی کل قوا به منطقه آمدند و ماتحت امر ایشان قرار گرفتیم.
مقرر شد از محل استقرار قبلی حركت نموده و از میان هواپیماهای آمریكایی عبور و در دو كیلومتری بعد از آن مستقر شویم.
وی ادامه داد: پس از مشاوره های نظامی زیاد ناگهان طوفان سهمگینی مجددا منطقه را فرا گرفت و در حال نزدیك شدن به ما بود با توجه آشنایی بنده به طوفان های كویری پس از اعلام خطر به حاضران تصمیم گرفتیم از منطقه عبور نموده و در سمت طبس درمیان تپه ماهور ها مستقر گردیم.
هنگام حركت حدود ساعت7:30 بعد از ظهر با اولین گروه اعزامی سپاه یزد شامل 4 نفر پاسدار و یك راننده به یك دستگاه استیشن سیمرغ آبی رنگ مواجه شدیم و بعد از گذشت 12 ساعت از حضور ما در منطقه در هنگام غروب اولین ماشین پاسدار به فرماندهی شهید منتظر قائم به محل رسیدند.
فرمانده سپاه استان یزد شهید محمد منتظر قائم كه از انقلابیون دوران مبارزات علیه طاغوت و فردی بسیار باهوش بود تقاضای اطلاعات مربوط به حادثه را از اینجانب نمود .
پس از عزیمت بنده به داخل خودروی ایشان قریب به 10 دقیقه ایشان سوالاتی را مطرح نموده و من كلیه مشاهدات خود را طی 12 ساعت گذشته برای ایشان و همراهان وی بازگو نمودم .
حسن شکیبی افزود: توقف كوتاه ما منجر به رسیدن طوفان شدید شن شد كه در این موقعیت هیچ جایی قابل شناسایی نبود و كلیه خودروهای اعزامی از طبس به محل تصمیم گیری و یا به اولین پاسگاه ژاندارمری سابق مستقر در 40 كیلومتری محل حادثه به نام پاسگاه رباط خان رفتند یك ربع تلاش ما در میان طوفان باعث گردید كه ما دقیقا در میان غبار و تاریكی مغرب در كنار هواپیماها باشیم .
شهید محمد منتظر قائم اصرار نمود بنده به همراه ایشان برای خارج نمودن اسناد نظامی آمریكا داخل هواپیماها برویم پس از تست ابتدایی تله انفجاری، دو نفری وارد هواپیما شدیم و مقدار زیادی اسناد جمع آوری و تحویل محمد منتظر قائم نمودم.
یكی از اسناد بسته بزرگ پول جدید هزارتومانی تازه چاپ بود كه با كاغذ كاهی بسته بندی شده بود ایشان به محض باز نمودن پوشش پولها به من اعلام نمود اسكناس ها تقلبی بوده و توسط آمریكا به چاپ رسیده زیرا بنابر اطلاعاتی كه دارم از ابتدای انقلاب تا كنون ما در كشور چاپ اسكناس نداشته ایم .
شکیبی بیان داشت: در حال گفتگو بودیم که غرش مجدد هواپیماها كه حاكی از حمله قریب الوقوع آنها بود به گوش رسید و شروع به بمباران منطقه کردند، شهید محمد منتظر قائم بر اثر تركش بمباران در ناحیه سینه مجروح و دست راست وی قطع گردید و به مقام شهادت نائل شد. همچنین 4 نفر از همراهان وی مجروح شدند و من به دلیل آنكه در جوب كنار جاده حالت نظامی گرفته بودم فقط برای مدت 20 دقیقه دچار موج انفجارشدم.
وی ادامه داد: از آنجا که من مسلط به رانندگی با ماشین سیمرغ نبودم از تنها راننده موجود در منطقه خواستم تا ماشین را از منطقه دور كند و دو نفری 500 متر از منطقه فاصله گرفتیم.
بلافاصله در تاریكی شب و ایستادن درمحل مورد نظر مجددا یكی از جنگده های نیروی هوایی به خودوری ما حمله كرد و من از داخل خودرو به سمت هواپیمای مزبور تیر اندازی كردم سپس برای جمع آوری مجروحین و شهدای احتمالی به محل حادثه برگشتیم و در حالی كه با چراغ خاموش حركت می كردیم یك دستگاه جیپ نظامی آمریكایی با چراغ خاموش با ما برخورد كرد که یكی از پاسداران قادر به رانندگی، خودروی آمریكایی ها را برداشته و به سمت ما آمده بود. بنابراین با دو دستگاه خودرور برای جمعآوری مجروحین به محل حادثه برگشتیم.
حسن شکیبی بیان داشت: مجروحین را بلافاصله به بیمارستان شهید سید مصطفی خمینی طبس منتقل كردیم با اعلام نیازمندی به خون مردم ایثار گر طبس با تجمع در بیمارستان مبادرت به اهدای خون نموده و سپس با یك دستگاه آمبولانس برای حمل جسد شهید منتظر قائم به محل حادثه رفتم در حال عزیمت كه مجددا متوجه حضور هواپیماهای گشت زنی كه مرتبا با منور منطقه را روشن داشتند ناچار با وجود فرماندهی در منطقه و بلاتكلیفی نیروهای نظامی تازه وارد از شهرهای مختلف از جمله تربت حیدریه ، فردوس ، گناباد ، بیرجند ، كرمان اقدام به برداشتن جنازه و برخی از قطعات جدا شده بدن نموده و شبانه شهید منتظر قائم را به طبس فرستادیم.
گفتنی است؛ حسن شکیبی به دلیل حضور از ابتدا و آشنایی با کویر در آن زمان به عنوان مسئول نیروهای نظامی مردمی که بالغ بر 250 نفر بوده و در شعاع 500 متری حادثه مستقر بودند؛ شد.