• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 12
تعداد نظرات : 9
زمان آخرین مطلب : 5761روز قبل
اخبار

شركت در كلاسهای ورزشی یوگا برای افراد مبتلا به سرطان پستان مفید است..


کارشناسان اخیرا در نشست انجمن بین المللی یوگا اعلام کردند ، شرکت کردن در کلاس های ورزشی یوگا تاثیر چشمگیری در کاهش عوارض و بهبود کیفیت زندگی مبتلایان به سرطان سینه دارد.



پژوهشگران دانشگاه پزشکی دوک اخیرا با بررسی تعدادی بیمار مبتلا به سرطان سینه متوجه شدند : شرکت در کلاس های ورزشی یوگا پس از مدت هشت هفته باعث کاهش احساس گرگرفتگی ، خستگی ، درد مفاصل و اختلال خواب در این بیماران می شود و از سوی دیگر با افزایش توان این بیماران در مواجهه با استرس ها ، کیفیت زندگی آنان نیز بهبود می یابد.

نتایج این تحقیقات نشان می دهد : بازماندگان سرطانی که به انجام فعالیت‌های بدنی و ورزش می‌پردازند به دلیل اینکه خواب بهتری خواهند داشت پرانرژی‌تر بوده و قادرند این‌گونه با سرطان مبارزه کنند.

پزشکان و انکولوژیست‌‌ها اغلب به بیماران توصیه کنند که درمان‌های کامل سرطان زمانی پاسخ‌ مثبت خواهند داشت که همراه با فعالیت بدنی باشد در این مطالعه محققان انجمن انکولوژی آمریکا به طور اتفاقی ۴۰۰ بیمار سرطانی را به دو گروه تقسیم کردند. بسیاری از آنها به علت سرطان پستان تحت شیمی درمانی بودند.

اما یک گروه در کنار این درمان تمرینات بدنی و از جمله یوگا یعنی نگهداری بدن در وضعیت خاص و تنفس عمیق را به مدت ۲ بار در هفته به مدت ۱ ماه انجام دادند. نتایج نشان داد کسانی که به انجام تمرینات یوگا پرداخته‌ بودند خواب بهتری داشته و کیفیت خواب آنها با استفاده از یک جدول تا ۲۲ درصد افزایش داشت. این میزان نزدیک ۲ بار بیشتر از کسانی که ورزش نکرده بودند بهبود داشت.
تمرینات یوگا علاوه بر این میزان خستگی را حتی تا نصف کاهش می‌دهد و این به افزایش کیفیت زندگی منجر می‌شود..

ازهمه دوستانم که این مطلب رو خوانده اند خواهشمندم برای همه بیماران سرطانی از جمله مادر بنده دعا کنند . ممنونم

چهارشنبه 31/6/1389 - 18:21
آلبوم تصاویر
یک صبح سه شنبه در حالی که عکاس به همراه تیم همراهش برای یافتن رد پایی از شیرها به سمت جنوب Madikawe حرکت می کنند به طور کاملا غیر منتظره با لاشه یک بز کوهی و شیری در حال نفس نفس زدن در کنار لاشه او روبرو می شوند. شیر که مشخص است تازه شکار خود را بر زمین زده است کنار لاشه حرکت می کند. اما بر خلاف آنچه انتظار می رود، شیر ماده شکار خود را نمی خورد. عکاس که از دور شاهد این ماجراست شروع به تصویر برداری می کند. در زیر تصاویر این حادثه نادر را می بینید:




ماده شیر و لاشه شکاری که تازه از نفس افتاده است.



اولین کار شیر بعد از شکار دریدن شکم شکار است. این را در تمام کتاب های جانورشناسی
می توانید بیابید!



تا اینجا همه چیز مانند کتابهایی که خوانده ایم پیش می رود. دوستان من نیز در اتومبیل توسط
دوربین دوچشمی و فیلمبرداری مشغول تماشای صحنه هستند. و ما این طور تصور می کنیم
که شیر در حال خالی کردن محتویات شکم شکار خویش است. که ناگهان یکی از دوستان من
فریاد می زند: آن محتویات شکم نیست!



و اینجا بود که ما متوجه شدیم بز کوهی آفریقایی کشته شده حامله بوده است.




و حالا در مقابل خود شیری را می بینم که طعمه کشته اش حامله بوده است. در این مواقع
شیرها به کار خوردن خود ادامه می دهند البته اگر مشکلی پیش نیاید. و اما از اینجا به بعد بود
که ما را به حیرت واداشت... ماده شیر جنین بز کوهی را به آرامی به زمین گذاشت و شروع به
بوییدن او کرد.



زبان بدن برای یک ماده شیر و در موقعیت او بسیار عجیب بود. او از اتفاقی که افتاده بود سخت
متحیر و مات و مبهوت بود. به اطراف خود نگاه می کرد تا ببیند آیا کسی برای کمک کردن
هست...



بعد از مدتی ماده شیر به خالی کردن محویات شکم بز کوهی ادامه داد و در تمام مدت اینطور به
نظر می رسید که سعی می کند تا حد امکان از جنین دور باشد...



بعد از مدتی دیگر و در حالی که هنوز هیچ قسمت از بند شکار خود را نخورده است، مجددا
توجه اش به سمت جنین می رود و به آرامی او را از زمین بلند می کند.



او ایستاده است در حالی که جنین بز کوهی در دهانش است و برای مدتی به اطراف نگاه
می کند. به همه جهت ها، شاید برای یافتن چیزی... و بعد از چند دقیقه به آرامی به سوی
بیشه ای که در نزدیکی شکارش است حرکت می کند.



او مجددا می ایستد و جنین را به آرامی بر زمین می گذارد. و در تمام مدت با نگاهی هیجان زده
و عصبی به اطراف نگاه می کند. سپس با نوک بینی به جنین ضربه می زند و به آرامی او را
درست مانند توله هایش از پشت گردن میگیرد و بلند می کند...



او مجددا به اطرف نگاه می کند و به آهستگی به سمت بیشه می رود... با دقت به سمت
بیشه زار پیش می رود جایی که تصمیم دارد جنین را در آنجا بگذارد. چندین بار به جنین ضربه
می زند و در تمام مدت با حالتی نگران به اطراف نگاه می کند شاید انتظار کمکی یا خطری را
می کشد...



بعد از چند دقیقه دوباره به سمت لاشه شکاری بر میگردد که هنوز چیزی از آن را نخورده است.
کنار او می ایستد و سپس به آرامی همانجا دراز می کشد. شیر ماده به چه چیزی
می اندیشد؟ چرا او این چنین عمل کرد؟

طبق گفته آقای Grey van der walt عکاس این صحنه شگفت آور، این یکی از عجیب ترین و خارق العاده ترین صحنه هایی بوده است که در حیات وحش و درطول عمر خود مشاهده کرده است.
منبع:انجمن علمی ایران
سه شنبه 30/6/1389 - 19:37
داستان و حکایت

قصه ای که می خوام واستون بگم جدید نیست . مربوط به سال ها پیشه .

جونم واستون بگه سال ها پیش تو یه عصر و زمان دیگه تو یکی از دبیرستان های تهران هنگام برگزاری امتحانات سال ششم دبیرستان به عنوان موضوع انشا این مطلب داده شد که ""شجاعت یعنی چه؟""

معلم موقع تصحیح اوراق که البته در مورد انشا شامل خوندن و نظر دادن در باره مطلب میشه به برگه جالبه برخورد کرد .

محصلی در باره موضوع انشا فقط یک جمله نوشته بود : ""شجاعت یعنی این"" و برگه ی خود را سفید به ممتحن تحویل داده بود و رفته یود !

برگه ی آن محصل در ان مقطع تحصیلی در بین دست به دست بین دبیران و معلمان تهران گشته بود و همه به اتفاق و بدون ...استثنا به ورقه سفید او نمره 20 دادند.

فکر می کنید اون دانش آموز چه کسی می تونست باشه؟

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
. . . . . . . . . دکتر علی شریعتی .
سه شنبه 30/6/1389 - 18:58
رويا و خيال
وقتی راه رفتن آموختی، دویدن بیاموز. و دویدن که آموختی ، پرواز را.


راه رفتن بیاموز، زیرا راه هایی که می روی جزیی از تو می شود و سرزمین هایی که می پیمایی بر مساحت تو اضافه می کند.



دویدن بیاموز ، چون هر چیز را که بخواهی دور است و هر قدر که زودباشی، دیر.


و پرواز را یاد بگیر نه برای اینکه از زمین جدا باشی، برای آن که به اندازه فاصله زمین تا آسمان گسترده شوی.


من راه رفتن را از یک سنگ آموختم ، دویدن را از یک کرم خاکی و پرواز را از یک درخت.


بادها از رفتن به من چیزی نگفتند، زیرا آنقدر در حرکت بودند که رفتن را نمی شناختند! پلنگان، دویدن را یادم ندادند زیرا آنقدر دویده بودند که دویدن را از یاد برده بودند.


پرندگان نیز پرواز را به من نیاموختند، زیرا چنان در پرواز خود غرق بودند که آن را به فراموشی سپرده بودند!


اما سنگی که درد سکون را کشیده بود، رفتن را می شناخت و کرمی که در اشتیاق دویدن سوخته بود، دویدن را می فهمید و درختی که پاهایش در گل بود، از پرواز بسیار می دانست!


آنها از حسرت به درد رسیده بودند و از درد به اشتیاق و از اشتیاق به معرفت.


***


وقتی رفتن آموختی ، دویدن بیاموز. ودویدن که آموختی ، پرواز را.. راه رفتن بیاموز زیرا هر روز باید از خودت تا خدا گام برداری. دویدن بیاموز زیرا چه بهتر که از خودت تا خدا بدوی. و پرواز را یادبگیر زیرا باید روزی از خودت تا خدا پر بزنی!
دوشنبه 29/6/1389 - 19:57
كودك
نقاشی زبان كودك است. كودكان برخلاف بزرگسالان هستند. آنها از طریق نقاشی كشیدن، قصه گویی، بازی كردن و… شناخته می شوند.

نقاشی به ما كمك می كند تا به دنیای درونی و روح كودك پی ببریم، بدانیم چه نیازهایی دارد، آیا كودك ناسازگار یا بیمار است؟ در بزرگسالی می خواهد چه كاره شود و...

1ـ خورشید و ماه

در اغلب نقاشیهای كودكان، خورشید دیده می شود. خورشید نشانه امنیت، خوشحالی، گرما، قدرت و به قول روانشناسان خورشید به معنی پدر است. وقتی رابطه كودك و پدر خوب است كودك خورشید را در حال درخشیدن می كشد و وقتی رابطه آن دو مطلوب نیست كودك خورشید را در پشت كوه ناپدید می كند.

ترس كودك ازپدر به رنگ قرمز تند و یا سیاه در نقاشی دیده می شود. البته با یك نقاشی ما به قضاوت نمی پردازیم بلكه باید چندین نقاشی كودك را بررسی كرد. ماه نشانه نیستی است. اغلب كودكان ماه را كنار قبر و قبرستان می كشند. كودكان در نقاشی خود ماه را با مرگ معنی می بخشند.

2ـ آسمان و زمین

آسمان به معنی الهام و پاكی است. ولی زمین به معنی ثبات و امنیت می باشد. كودكان خیلی كوچك هیچ وقت خطی برای نشان دادن زمین ترسیم نمی كنند، ولی در سن 5 یا 6 سالگی كه آغاز به درك دلایل منطقی می كنند به كشیدن زمین نیز می پردازند.

3ـ اتومبیل

درجامعه امروزی ماشین نشانه قدرت است، به همین دلیل در نقاشیهای كودكان مخصوصاً پسربچه ها ماشین زیاد دیده می شود. وقتی یكی از اعضای خانواده كه اغلب پدر و گاهی خود كودك است، رانندگی می كنند، از دیدگاه برون فكنی اهمیت پیدا می كند. بیشتر نوجوانان به بهانه اینكه كشیدن تصویر آدم حوصله شان را سرمی برد یا سخت است، از كشیدن شكل آدم خودداری می كنند اما به اعتقاد پژوهشگران ترجیح دادن كشیدن ماشین در این دوره خود به خود نشان دهنده وابسته بودن شخص به دنیای خارج و زندگی ماشینی است. البته این مسائل بستگی به سن، فرهنگ وعوامل ذهنی و… نوجوان دارد.

حیوانات

اگر در نقاشی كودك شما تصاویر حیوانات دیده می شود ممكن است دلایل مختلفی وجود داشته باشد كه شما با صحبت كردن با كودك پی به آن می برید. كودكی كه در روستا زندگی می كند و یا حیوانات خانگی دارد و یا عاشق حیوانات باشد و یا حتی زیاد به باغ وحش برود طبیعی است كه حیوان بكشد. پس فرهنگ و طرز زندگی كودك در خانواده از اهمیت زیادی برخوردار است. اگر كودك به نوعی با حیوانات رابطه نداشته باشد و حیوان برای او در دسترس نباشد تصویر حیوان در نقاشی او اهمیت خاصی پیدا می كند. گاهی ممكن است كودك احساس گناه و تقصیری را كه تجربه كرده و جرأت نكرده آن را ابراز كند در نقاشی و در قالب حیوان نشان دهد.

مثلاً كودكی ممكن است به دلیل اینكه دیشب درجایش خرابكاری كرده و سرزنش شده احساس گناه كرده باشد و در نقاشی اش شكل حیوان خاصی را مثل مارمولك بكشد. كشیدن حیوانات درنده نشانه فشارهای درونی مخفی كودك است. مثلاً كودكی كه نسبت به برادر كوچكتر تازه به دنیا آمده اش حسادت می كند، در نقاشی ممكن است گرگ بكشد كه این نشان دهنده ترس و دلهره كودك از تازه وارد كوچولو است.دوستان خوبم، توجه داشته باشید كه درتجزیه و تحلیل نقاشی كودكان كه كاری بسیار ظریف و حساس است چون یك كار تخصصی و تجربی است شما رأی قطعی نمی دهید. كودك شما باید خودش به میل خودش موضوع نقاشی را اتنخاب كند.

شما نباید بالای سر او بنشینید و به او مداد رنگی به میل خودتان بدهید. او در نقاشی كردن باید آزادی كامل داشته باشد. در پایان نقاشی از كودك بخواهید كه در مورد تصاویر كشیده شده برای شما حرف بزند. این گونه اطلاعات به شما در تجزیه و تحلیل نقاشی كودك كمك می كند. كودكان را به كشیدن تشویق كنید اما آنها را مجبور نكنید كه همین الان برای شما نقاشی بكشند.

به نقل از سایت عیاران

جمعه 19/6/1389 - 20:58
موفقیت و مدیریت
 روی هم فقط چند دقیقه برای موفقیت...
هر روز صبح یك دقیقه وقت برای خودتان كنار بگذارید ، بنشینید و فكر كنید.

یك دقیقه وقت بگذارید و كار كوچكی برای ارج نهادن به خود انجام دهید.

یك دقیقه وقت بگذارید و بر آن شوید كه امروز را از افسوس های گذشته و دلواپسی های آینده پاك كنید.

یك دقیقه وقت بگذارید و فكر كنید یك مورد نگران كننده تا چه اندازه ارزش غصه خوردن و تنش عصبی دارد.

یك دقیقه وقت بگذارید و نگذارید كه چیزهای كوچك شادمانی شما ر ا بر هم بزند.

یك دقیقه وقت بگذارید و اثرات حرف های غیر منصفانه را از بین ببرید.

یك دقیقه وقت بگذارید تا از افكار منفی خلاص شوید.

یك دقیقه وقت بگذارید و تجربه ای لذت بخش را به خاطر بیاورید.

یك دقیقه وقت بگذارید تا به تمدد اعصاب بپردازید.

یك دقیقه وقت بگذارید و تصمیم بگیرید كه از هیچ كس انتظار تشكر نداشته باشید

یك دقیقه وقت بگذارید و بر آن شوید كه اجازه ندهید كسی در شما احساس حقارت به وجود بیاورد

و بلأخره آخرین دقیقه روز خود را به این اختصاص دهید كه تصمیم بگیرید به هیچ وجه در مورد آنچه دیگران ممكن است درباره شما بگویند یا فكر كنند نگران نباشید.

منبع:شبکه خبری ورلد نیوز

جمعه 19/6/1389 - 20:41
دنیای گیاهان و حیوانات

بیایید با گلهایی که شاید بعضی از ما یک بار هم ندیده ایم آشنا بشیم و باز هم ازقدرت خالق یکتا شگفت زده بشیم.

به من دست نزن!
اگر به این گیاه دست بزنی چیز عجیبی را می‌بینی؛ این که ظرف مدت چند ثانیه، برگهای گیاه پژمرده می‌شوند. اما ناراحت نباش! به محض این که گل احساس کرد خطری تهدیدش نمی‌کند، برگهایش باز شده و مثل روز اولش می‌شود. در واقع، این عمل یک جور مبارزه است تا حیوانهای علف‌خوار آن را نخورند. البته وقتی که هوا تاریک می‌شود، برای صرفه‌جویی در مصرف آب خودش را جمع می‌کند تا سطح تماس کمتری با هوا داشته باشد. پس می‌توان اسمش را گذاشت: نازک نارنجی صرفه جو!


گیاه سنگی!
این گیاهان ریز هستند و ریگی شکل؛ اگر گل نداده باشند، ممکن است فکر کنید خرده سنگ‌اند، ولی وقتی به آنها دست بزنید می‌بینید نرم و توپر هستند. محل زندگی این گیاهان صحرا و منطقه های گرم است. حیوانها علاقه زیادی به خوردن آنها دارند، چرا که آبدار هستند و خوردن آنها به رفع تشنگی کمک می‌کند. البته اگر حیوانی بتواند میان ریگزار این ریزهای خوشمزه را تشخیص بدهد!



گلِ دوست نداشتنی!

بوی این گل، مثل بوی گوشت فاسد است. اما حتما از خودتان می‌پرسید که چرا بوی این گیاه به این بدی است، آن قدر که هیچ کسی دوست ندارد آن را در خانه اش نگه داری کند؟! تازه این گل، جزو بزرگ ترین گلهای دنیاست! بوی این گل سبب تحریک گیاهان دیگر می شود تا گرده افشانی کنند. حالا شما چه اسمی برای آن پیشنهاد می‌کنید؟!


حشره‌خوارهای بیچاره!

این گیاهان به گوشت خوارها معروفند؛ اما در واقع آنها حشره خوار هستند، نه گوشت خوار! و این که حشره را نمی‌خورند، بلکه شکار را گیر می‌اندازند و باعث مرگ آن می‌شوند. وقتی بدن حشره تجزیه می‌شود، آمینو اسیدها توسط برگها جذب می‌شوند. بیشتر این گیاهان در خاکهای نامرغوب می‌رویند، به همین دلیل از بدن حشرهها به عنوان یک ماده مغذی استفاده می‌کنند. با این توضیح‌ها بهتر نیست اسم دیگری برای آنها پیدا کنیم؟!


همیشه زنده!

دشمن گیاهان چیست؟ بی آبی، نه؟ اما برای از بین بردن این گونه از سرخس، نباید منتظر باشید تا در اثر آب ندادن خشک شود! این گیاه عجیب بعد از این كه آب کافی به آن نرسید، به شکل یک توپ جمع می‌شود و برای سالها به همین شکل باقی می‌ماند. به محض این که آب درون شاخه‌هایش برود، دوباره باز شده و بعد از مدتی سبز و مثل روز اول می‌شود!

منبع:انجمن علمی ایران
پنج شنبه 18/6/1389 - 20:49
طنز و سرگرمی

چهار دانشجو كه به خودشان اعتماد كامل داشتند یك هفته قبل از امتحان پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند. اما وقتی به شهر خود برگشتند متوجه شدند كه در مورد تاریخ امتحان اشتباه كرده اند و به جای سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراین تصمیم گرفتند استاد خود را پیدا كنند و علت جا ماندن از امتحان را برای او توضیح دهند. آنها به استاد گفتند: « ما به شهر دیگری رفته بودیم كه در راه برگشت لاستیك خودرومان پنچر شد و از آنجایی كه زاپاس نداشتیم تا مدت زمان طولانی نتوانستیم كسی را گیر بیاوریم و از او كمك بگیریم، به همین دلیل دوشنبه دیر وقت به خانه رسیدیم.».....استاد فكری كرد و پذیرفت كه آنها روز بعد بیایند و امتحان بدهند. چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر یك ورقه امتحانی را داد و از آنها خواست كه شروع كنند....آنها به اولین مسأله نگاه كردند كه 5 نمره داشت. سوال خیلی آسان بود و به راحتی به آن پاسخ دادند.....سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتیازی پشت ورقه پاسخ بدهند كه سوال این بود: « كدام لاستیك پنچر شده بود؟»....!!! 0

منبع:انجمن علمی ایران

پنج شنبه 18/6/1389 - 20:23
طنز و سرگرمی
مسافر تاکسی آهسته روی شونه‌ی راننده زد، چون می‌خواست ازش یه سوال بپرسه… راننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست داد… نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس… از جدول کنار خیابون رفت بالا… نزدیک بود که چپ کنه… اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد… برای چند ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد… سکوت سنگینی حکم فرما بود، تا این که راننده رو به مسافر کرد و گفت: "هی مرد! دیگه هیچ وقت این کار رو تکرار نکن… من رو تا سر حد مرگ ترسوندی!" مسافر عذرخواهی کرد و گفت: "من نمی‌دونستم که یه ضربه‌ی کوچولو آنقدر تو رو می‌ترسونه" راننده جواب داد: "واقعا تقصیر تو نیست… امروز اولین روزیه که به عنوان یه راننده‌ی تاکسی دارم کار می‌کنم… آخه من 25 سال راننده‌ی ماشین جنازه کش بودم…!!!! 0
منبع:انجمن علمی ایران
پنج شنبه 18/6/1389 - 20:14
طنز و سرگرمی
از بچه‌های کودکستان سوال زیر پرسیده شد:
«اتوبوس شکل زیر به کدام طرف حرکت می‌کند؟»





به دقت به شکل نگاه کنید.
جواب سوال بالا را می‌دانید؟
تنها دو جواب وجود دارد: «چپ» یا «راست»

درباره‌اش فکر کنید ...
هنوز نمی‌دانید به کدام طرف حرکت می‌کند؟
عیب نداره! بهتون میگم: 
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

تمام بچه کودکستانی‌ها جوابشان این بود: به طرف چپ.
وقتی از آن‌ها پرسیده شد: «چرا فکر می‌کنید که اتوبوس به طرف چپ حرکت می‌کند؟»
جواب همه‌شان این بود: «چون درب اتوبوس دیده نمی‌شود.»
خجالت کشیدید، مگه نه؟
عیب نداره! ناراحت نباشید.

منبع:انجمن علمی ایران
پنج شنبه 18/6/1389 - 13:22
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته