• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 8
تعداد نظرات : 2
زمان آخرین مطلب : 6047روز قبل
خانواده

دوباره محرم آمد و صدای حسین جانم از تمام محله ها بلند شد صدای گریه های مردم با صفای شهر دوباره به گوش می رسد اگر چه شاید برای خودشان می گریند اما بهانه گریه شان حسین است آقا جان حتما تو هم داری گریه می کنی

چرا اشک هایت را پاک می کنی می خواهی ما نفهمیم اماممان دل شکسته است نیازی به این کار نیست . ما سرهایمان را بر می گردانیم تا نبینیم اماممان غمگین است سرهایمان بر می گردانیم تانبینیم چهره تو را و باز گناه کنیم و باز حتی یک لحظه هم یادت نکنیم . تا چشمانمان در چشمانت نیافتد و خجالت نکشیم . آقا شرمنده ام برای خودم و برای دیگران . اشک هایت جگر را آتش می زند اما قلب های ما از سنگ است . آقا غمگینی از مردم دنیا می دانم پیروانت را به خون می کشند اما حسینی نیست که قیام کند عباسی نیست که برای بچه های فلسطینی آب بیاورد . آقا شرمنده ایم برای اینکه عاشورا بر سر خود می زنیم . گریه می کنیم از حسین دفاع می کنیم اما هیچ وقت حسینی فکر نمی کنیم .

غمگینم از غمگینی تو و دلگیرم از دلگیری تو و دیوانه ام از محبت تو .

آقا شرمنده ام برای اینکه کودکان زیر بمب های یزیدیان کشته می شوند من شب ها در هیئت محله مان گریه می کنم .

آقا ببخشید اگر روز عاشورا طبل بر دوش خود می اندازم ،‌زنجیر می زنم ،‌فریاد می زنم مظلوم حسین . اما مظلومیت بچه های غزه را هیچ وقت به یاد نمی آورم .

 

آقاببخشید اگر ما در روز عاشورا صلیب را بر دوش می کشیم و حسین تو را فریاد میزنیم .

آقا ببخشید اگر دیگر هیات های ما صفا ندارد...

نمی دانم ... شاید آن قدر نیامدی که ما اینقدر بیچاره شده ایم ..

آقا جان گریه کن من هم با تو همراه می شوم ...

جمعه 20/9/1388 - 13:26
شعر و قطعات ادبی

با اشک می زنم ورق این فال خسته را

فالی دوا نمی شود این سرشکسته را

 

خون از تمام چشم و دلم سیل می شود

هر وقت که وا می کنم این زخم بسته را

 

این نذر عاشقی است که ریزم به هر قدم

گلها به پای آمدنت دسته دسته را

 

از بس نیامدی غزلم پیر شد ببین!

رنگ سپید روی غزلها نشسته را

 

باید شبی نشست غزل عاشقانه چید

 این واژهای خالی از هم گسسته را


آقا تو را به جان غزلهای منتظر

منت گذار جاده ی با اشک شسته را

 

جمعه 20/9/1388 - 13:24
شعر و قطعات ادبی

باور کنین همین روزا
مسافر از سفر میاد
بعد از یه عمرى انتظار
ساکت و بى‏خبر میاد

قدِّ یه چشم بِهَم زدن
ستاره از راه مى‏رسه
دستِ کوچیکِ بچه‏ها
به دامنِ ماه مى‏رسه


یه روزى از سفر میاد
بعضیا باور ندارن
غریب‏ترین مسافره
اسمشُ هر جا میارن


آخه چه جور غریبیه
که هستى چش‏براهشه
خورشید داره داد مى‏زنه
تشنه‏ى یه نگاهشه


منجى داره داد مى‏زنه
مثه یه بى‏نام و نشون
ولى چقد سوت و کوره
کوچه‏ى آخرالزمون


تنهاتر از این نمى‏شه
غریب‏تر از اون نمیاد
مردمِ آخر الزمون
کى گفته بود منجى مى‏خواد؟


مى‏ترسم از تو شعرِ من
فریادُ باور نکنى
حتى مى‏ترسم که تو هم
بیادُ باور نکنى

جمعه 20/9/1388 - 13:23
خانواده

آقاجونم!

مهدی زهرا!

از کدامین ناله های شبانه برایت بگویم؟

آقا جونم چه کسی رو محرم رازم بدونم و از درد دوریت برایش درد دل کنم؟با کدامین زبان از فراقت بنالم؟کدامین غزل دلتنگی را برایت بسرایم؟و با کدامین چشم از درد عشقت بگریم؟ آقا جونم با کدامین دل صبر کنم؟و....          

وبا کدامین  دیده چشم به راه انتظارت باشم ؟ و به کدامین جاده چشم بدوزم ؟که مرا نه توان نالیدن مانده و نه محرم رازی! سکوت پیشه کرده ام و اشک هایم خشک گشته و دلی  باقی نمانده که برایت صبر کند!توان انتظارم به سر آمده!! پس کی می آیی تا گرامیت دارم؟!تا قدم هایت را بوسه باران کنم!تا خاک شوم و زیر پاهایت قرار گیرم!کی می آیی تا قربانت روم؟!!کی می آیی تا برایت بگویم چه سخت بود سال های انتظار!!! توان دل خسته ام !روشنی بخش چشم های بی نورم! مسافرجاده های انتظار! ای خورشید عالم و ای آرزوی چشم های منتظر کی می آیی؟!!

 

جمعه 20/9/1388 - 13:20
ازدواج و همسرداری

ازدواج جمال دل آراى فاطمه « سلام الله علیها»

 
انس بن مالك مى گوید:
فاطمه علیها السلام مانند شب چهارده بود یا مانند خورشیدى كه ابرگردا گرد او را گرفته باشد واز ابر بیرون آید. سفید چهره اى كه ، سفیدى وى آمیخته با سرخى بود، با موئى بسیار سیاه و شبیه ترین مردم به رسول خدا صلی الله علیه واله.
مادر انس فاطمه سلام الله علیها را اینگونه توصیف مى كند:
فاطمه علیها السلام همچون ماه شب چهارده بود، همچون خورشیدى كه پشت ابر به زیبایى نور افشانى مى كند، یا همچون لحظه اى كه ماه با تمام شكوه از پشت ابر بیرون مى آید. فاطمه سپید رو و وجیه ، همواره تبسم دلنشین و نمكین بر لبى داشت و هنگام تبسم دندانهاى سپید و مرتب و زیبایش بسان دانه هاى مروارید كه در رشته اى ردیف شده باشند نمایان مى گشت .
پیامبر علیه السلام در این باره فرمود: او را همچون خود ندانید، فاطمه حوریه اى است در لباس انسان . من هر زمان مشتاق بهشت مى شوم او را مى بوسم . فاطمه زهرا علیها السلام گل است . 1
همچنین نقل كرده اند كه : امام حسین علیه السلام در جریان خواستگارى حسن مثنى فرزند امام حسن علیه السلام از دختر امام حسین علیه السلام (فاطمه یا سكینه )، در جواب فرمود: من فاطمه را راى تو اختیار مى كنم ، زیرا شباهت بیشترى به مادرم فاطمه علیها السلام دختر رسول خدا علیه السلام دارد. او در دیانت تمام شب را بیدار بوده و روز را روزه مى گیرد و شكل و جمال شبیه حورالعین است . 2

خواستگاران فاطمه علیها السلام

عبدالرحمن بن عوف و عثمان بن عفان كه هر دو از ثروتمندان بزرگ بودند، به عزم خواستگارى نزد رسول خدا علیه السلام آمدند. عبد الرحمن عرض كرد: اى رسول خدا ! اگر فاطمه علیها السلام را به همسرى من در آورى حاضرم یك صد ستر سیاه با چشمانى آبى و بارهایى از پارچه هاى كتان اعلاى مصرى به همراه ده هزار دینار پول مهریه اش كنم !
عثمان عرض كرد: با توجه به امتیازى كه من بر عبدالرحمن از جهت پیش ‍ قدمى و سابقه بیشتر در اسلام دارم ، حاضرم همین مهریه را بپردازم .
پیغمبر اسلام علیه السلام از سخن آنان سخت خشمناك شد و براى آنكه به آنها بفهماند من به مال شما علاقه اى ندارم و داستان ازدواج فاطمه علیها السلام داستان خرید و فروش و مبادله ثروت نیست ، بلكه امرى است خدایى ، مشتى سنگ ریزه برداشته و به طرف عبدالرحمن پاشید و فرمود: تو خیال مى كنى من بنده پول و ثروتم ، كه بوسیله ثروت خود بر من فخر و مباهات مى كنى و مى خواهى بوسیله پول ازدواج را بر من تحمیل كنى ؟
در نقل ابن شهر آشوب به دنبال آن آمده كه آن سنگریزه ها را وقتى پیش عبدالرحمن ریخت به صورت مرجان و جواهرات قیمتى در آمد، كه هر یك از آنها به اندازه قیمت تمام ثروت او بود. پیامبر بدین وسیله به او فهماند كه احتیاجى به این پولها ندارند. 3

على علیه السلام همتاى فاطمه علیها السلام

امام رضا علیه السلام از پدران بزرگوارش ، از امیرالمؤ منین على علیه السلام روایت مى كند:
پیامبر اكرم علیها السلام به من فرمود: اى على ! عده اى از بزرگان قریش مرا در مورد فاطمه علیها السلام سرزنش كرده و گفتند: ما فاطمه را از تو خواستگارى كردیم و موافقت ننمودى و او را به على علیه السلام دادى .
به آنان گفتم : به خدا سوگند، من به نظر شخصى خودم او را به همسرى على در نیاوردم ، بلكه خداوند با ازدواج شما مخالفت و با ازدواج على علیه السلام موافقت فرمود. جبرائیل بر من نازل شده و گفت : اى محمد علیه السلام ! همانا خداوند عزوجل مى فرماید: اگر على علیه السلام را نمى آفریدم براى دخترت فاطمه همتا و همسرى در روى زمین وجود نداشت ، از آدم گرفته تا پایین تر از او. 4

ازدواج دو نور

خوارزمى به سند خود از امام حسین علیه السلام نقل كرده كه فرمود: رسول خدا علیه السلام در خانه ام سلمه بود كه فرشته اى بابیست سر كه هر سرى هزاران زبان داشت 5 و با هر زبان به زبانى مستقل خدا را تسبیح و تقدیس مى كرد، فرود آمد. كف دست او از گسترده هفت آسمان و زمین پهناورتر بود. پیامبر علیه السلام پنداشت كه جبرئیل است . پرسید: جبرئیل ! تا كنون با این شكل بر من فرود نیامده اى ؟ عرض كرد: من جبرئیل نیستم ، من صرصائیلم . خدا مرا به سوى شما فرستاد تا پیام دهم كه نور را به نور تزویج فرمایى .
پیامبر (صلی الله علیه واله) فرمود: چه كسى را به چه كسى ؟
عرض كرد: دخترت فاطمه را به على بن ابى طالب .
پیامبر علیه السلام دید كه در میان دو شانه صرصائیل نوشته شده است : هیچ معبود به حقى جز خدا نیست ، محمد رسول خدا و على بن ابى طالب به پا دارند حجت خداوندى است . پیامبر علیه السلام پرسید: صرصائیل ! از چه زمانى این كلمات میان دو شانه ات نوشته است ؟
عرض كرد: دوازده هزار سال پیش از آنكه خدا دنیا را بیافریند. 6

مراسم خواستگارى

ابوبكر و عمر و چند تن از ثروتمندان بزرگ ، حضرت فاطمه علیها السلام را از پیامبر خواستگارى كردند، ولى پیامبر علیه السلام به همه آنها جواب رد داد و فرمود: فاطمه علیها السلام هنوز كوچك است و تعیین همسر او با خداست ، من نیز منتظر فرمان خدایم . اصحاب رسول خدا علیه السلام احساس كرده بودند كه پیغمبر میل دارند فاطمه را به على كابین ببندد. یعنى نور را بانور.
یك روز ابوبكر، عمر، سعدبن معاذ و گروهى دیگر در مسجد نشسته بودند و با هم در مورد خواستگارى از حضرت فاطمه علیها السلام صحبت مى كردند و مى گفتند: علت خواستگارى نكردن حضرت على از حضرت فاطمه تهدیستى او مى باشد. سپس با هم به سراغ على رفته و حضرت را در نخلستان یكى از انصار كه با شتر آبكش ، درختان خرما را آبیارى مى كرد پیدا كردند.
به او گفتند: یا على ! تو در تمام كمالات بر سایرین برترى دارى و از علاقه رسول خدا علیه السلام به خودت آگاهى ، اشراف و بزرگان قریش براى خواستگارى از فاطمه علیها السلام رفتند ولى پیامبر دست رد سینه آنها زد، گمان مى كنیم كه خدا و رسول فاطمه را براى تو قرار داده اند. شخصى دیگرى قابلیت این افتخار را ندارد.
على علیه السلام فرمود: اى ابابكر ! احساسات و خواسته هاى درونى مرا تحریك نمودى ، به خدا سوگند من نیز خواستگار فاطمه ام ، ولى از مال دنیا چیزى ندارم ، ابوبكر عرض كرد: یا على ! تو مى دانى كه اموال دنیا در نظر خدا و رسول او ارزشى ندارد.
پیشنهاد ابوبكر روح على علیه السلام را تكان داد و عشق درونى او را شعله ور ساخت . به منزل آمد، بدنش را شستشو داد و عباى تمیزى بر تن كرد و به خدمت رسول خدا شتافت .
پیامبر در منزل ام سلمه تشریف داشت . على علیه السلام در زد. پیغمبر به ام سلمه فرمود: در را باز كن . كوبنده در شخصى است كه خدا و رسولش ‍ او را دوست دارند و او هم خدا و رسولش را دوست دارد.
على علیه السلام وارد منزل شد، سلام كرد و در حضور پیامبر نشست و از خجالت شرش را به زیر انداخت . پیامبر علیه السلام سكوت را شكت و فرمود: یا على ! گویا براى حاجتى نزد من آمده اى كه از اظهار آن خجالت مى كشى ؟ عرض كرد: یا رسول الله ! پدر و مادرم فداى تو باد، من در خانه شما بزرگ شدم و از الطاف شما برخوردار گشتم و به بركت وجود شما هدایت شدم . یا رسول الله ! اكنون موقع آن شده كه براى خودم همسرى انتخاب كنم ، اگر صلاح مى دانید كه دخترت فاطمه علیها السلام را به عقد من در آورى سعادت بزرگى نصیب من شده است .
رسول خدا علیه السلام كه در انتظار چنین پیشنهادى بود، صورتش از سرور و شادمانى بر افروخته شد و فرمود: صبر كن تا از فاطمه اجازه بگیرم . پیامبر علیه السلام نزد فاطمه علیها السلام رفت و فرمود: دخترم ! على را به خوبى مى شناسى ، براى خواستگارى تو آمده است ، آیا اجازه مى دهى تو را به عقدش در آورم ؟ خدا از آسمان اجازه عقد فرموده است . فاطمه علیها السلام از خجالت سكوت كرد و چیزى نگفت.7 پیامبر علیه السلام سكوت او را علامت رضایت دانست و به نزد على علیه السلام آمد و بالبى خندان فرمود: یا على ! یا عروسى چیزى دارى ؟8

مراسم عقد فاطمه علیها السلام در بهشت

خورزمى در مناقب مى نویسد: قبل از عقد على علیه السلام و حضرت فاطمه علیها السلام در زمین ، جبرئیل خدمت پیامبر رسید و عرض كرد: خداوند، تو وزیر و دامادى اختیار فرمود (اراده كرده ) دخترت فاطمه را به عقد او در آورد. پیغمبر علیه السلام پرسید او كیست ؟ عرض كرد: پسر عم تو در نسب و برادر تو در دنیا. نامش على بن ابیطالب است .
سپس جبرئیل عرض كرد: یا رسول الله ! خداوند امر فرمود: بهشت را زینت كنند، درختان آن میوه آورند و حوریان بهشتى جمال خود را به زیورها آرایش نمایند ملائكه در حوالى بیت المعمور جمع شدند و منبرى از نور كه آدم در روز عرض اسماء9 بر آن بالا رفت نصب نموند. آنگاه جبرئیل گفت : بر من چنین وحى شد: من عقد بستم نیزك خود فاطمه را به على بن ابیطالب و تو نیز براى ملائكه عقد نكاح را بخوان . من عقد نكاح را بر فراز منبر نور خواندم و ملائكه را شاهد این ازدواج گرفتم .
پس از اتمام عقد، به درخت طوبى امر شد كه میوه خود را بر ملائكه نثار كند. او با حركتى میوه هایش را ریخت و ملائكه و حورالعین از آن جمع نموده و از این نصیب به خود افتخار كردند. من (جبرئیل ) اینك ماءمور شدم كه به تو ابلاغ كنم تا در زمین نیز عقد ازدواج میان آن دور را منعقد گرانى10

خداوند ولى عقد فاطمه در آسمان

از انس بن مالك روایت شده است كه است : در جریان خواستگارى عبد الرحمن تبن عوف زهرى و عثمان بن عفان از حضرت فاطمه علیها السلام پیشنهاد كردند كه صد ناقه سیاه چشم كبود با ده هزار دینار مهریه او قرار مى دهند. در همان لحظه ، جبرئیل نازل شد و گفت : اى احمد، خداوند متعال به تو سلام رسانده و مى فرماید: به سوى على حركت كن و به نزدش ‍ برو، زیرا مثل او مثال كعبه است كه همگى به سوى آن مى روند، اما آن به سوى كسى نمى رود. خداوند به من دستور داده تا به رضوان بهشت دستور دهم چهار طرف بهشت را آذین بندد و به درخت طوبى و سدرة المنتهى دستور دهم تا جایى كه مى توانند خود را به زر و زیور بیارایند و به حورالعین امر كنم تا خود را زینت دهند و زیر درخت طوبى و سدرة المنتهى بایستند. به یكى از فرشتگان به نام راحیل دستور داد كه بر ساق عرش حاضر شود.
هنگامى كه همه فرشتگان حاضر شدند، به من امر فرمود منبرى از نور بر افرازم و به راحیل دستور داد بر بالاى منبر رود و خطبه ازدواج را ایراد كند و فاطمه علیها السلام را به عقد على علیه السلام در آورد. مهریه آن حضرت را خمس اموال دنیا قرار داد كه تا روز قیامت متعلق به او و فرزندانش باشد. من و میكائیل شهود، و خداوند ولى عقد بود. به درخت طوبى و سدرة المنتهى دستور داد كه تمام عطرها و زیورهاى خود را بر سر آنان بیفشانند و به تو نیز امر فرموده كه در روى زمین فاطمه علیها السلام را به عقد على علیه السلام در آورى 11

حضرت زهرا علیها السلام مصداق آیه مرج البحرین یلتقیان

كلیه مفسرین ، محدثین و مورخین فریقین در اسلام در شاءن نزول آیه
مرج البحرین یلتقیان برزخ لا یبغیان فباى آلا ربكما تكذبان یخ ‌رج منهما اللؤ لؤ و المرجان 12
گفته اند كه درباره تلاقى بحر نبوت و ولایت ، تعین ازدواج حضرت زهرا علیها السلام و حضرت على علیه السلام نازل شده است .
از امام صادق علیه السلام روایت كرده اند كه :
مراد از آیه مرح البحرین یلتقیان تلاقى دریاى نبوت و ولایت به واسطه بحر عصمت و طهارت است . این دریاى عمیق ، متوازى السطح بوده و برزخ آنها شخصیت رسول الله است كه زودتر از جهان رحلت مى فرماید.
از آسمان ولایت باران رحمت در زمین عصمت و طهارت مى بارد و مراد از لؤ لؤ و مرجان امام حسن و امام حسین علیه السلام هستند كه از آن مهد عصمت و طهارت به وجود مى آیند. این دو دریاى عمیق هیچ یك بر دیگرى طغیان نمى كنند.
بر اساس همین حقیقت ، رسول خدا علیه السلام شخصا در شب زفاف بین این دریاى نبود و ولایت نشست و دست فاطمه علیها السلام را گرفت و در دست على علیه السلام گذاشت و واسطه تلاقى این دو دریاى عمیق مواج هدایت و ارشاد شد. 13

ازدواج آسمانى

وقتى كه على علیها السلام فاطمه علیها السلام را از رسول خدا خواستگجارى كرد، پیامبر مسرور و شادمان شد، تبسم نمود و فرمود: آیا براى این امر چیزى دارى ؟ على علیه السلام عرض كرد: پدر و مادرم فداى شما یا رسول الله ! من چیزى را از شما پنهان نمى كنم ، تمام دارائیم یك شمشیر، یك زره و یك شتر آبكش (یا اسب ) است و جز اینها چیزى ندارم . 14
رسول خدا علیه السلام فرمود: شمشیر براى تو لازم است ، زیرا تو مرد جنگ حتى و با آن در راه خدا جهاد مى كنى . شتر نیز از لوازم زندگى است كه باید با آن آبكشى نمایى و براى اهل و عیال خود كسب روزى كنى و در مسافرتها براى باربرى استفاده اش كنى ، زره را به عنوان مهر زهراء علیه السلام مى پذیرم .
سپس فرمود: یا على ! آیا مى خواهى تو را را بشارتى بدهم ؟ عرض كرد: بلى یا رسول الله ! پدر و مادرم فداى شما باد. فرمود: تو رابشارت باد كه خداى تعالى فاطمه را در آسمان به تو تزویج نمود پیش از آنكه من او را در زمین به تو تزویج كنم . 15

زمین ، مهر فاطمه علیها السلام

ابن عباس از رسول خدا علیه السلام روایت مى كند كه :
آن حضرت به على علیه السلام فرمود: اى على خداوند فاطمه را به ازدواج تو در آورد و زمین را مهریه او قرار داد، پس هر كس بر روى زمین راه برود و با تو دشمن باشد راه رفتن او بر روى زمین حرام است . 16

مهریه فاطمه علیها السلام شفاعت از گناهكاران

احمدبن یوسف دمشقى در اخبار الدول و آثار الاول مى گوید:
در خبر وارد شده : زمانى كه حضرت رسول اكرم علیه السلام فاطمه علیها السلام را به عقد على علیه السلام در آورد، مالى اندك را به عنوان صداق تعیین فرمود: فاطمه علیها السلام عرض كرد. اى رسول خدا ! دختران مردم نیز شوهر كرده و مقدار كمى به عنوان صداق برایشان تعیین مى گردد، پس ‍ فرق بین من و آنان چیست ؟ از شما مى خواهم كه مهریه مرا به على علیه السلام برگردانى و از خداى تعالى بخواهى كه مهریه مرا شفاعت گناهان امت تو قرار دهد. پس جبرئیل در حالى كه با وى كاغذ كوچكى از حریر بود نازل شد كه در آن نوشته شده بود.
خدا تعالى مهریه فاطمه را شفاعت گناهكاران از امت پدرش قرار داد.
در تاریخ زندگى زندگانى حضرت زهراء آمده است كه وقتى به حال احتضار قرار گرفتند، گرفتند، وصیت فرمودند كه آن كاغذ كوچك را روى سینه شان ، در زیر كفن قرار دهند. به وصیتشان كه عمل شد فرمودند: به هنگامى كه در قیامت برانگیخته شدم این كاغذ را به دست مى گیرم و از گناهكاران امت پدرم شفاعت مى كنم
همچنین صفورى در نزهة المجالس نقل مى كند كه : فاطمه زهرا علیها السلام از پدر بزرگوارش رسول اكرم درخواست نمود تا صداق وى را شفاعت راى امت او قرار دهد و این بانوى بزرگوار زمانى كه بر صراط مى آیند صداق خویشتن را طلب كنند. 17

مهر حضرت زهراء علیها السلام

1-یك زره كه به مبلغ چهارصد یا چهارصد و هشتاد یا پانصد درهم ارزش داشت . 18
2-یك دست لباس كتان یمنى .
3-یك پوست گوسفند دباغى نشده .

مهریه فاطمه علیها السلام در آسمان

شخصى به پیغمبر علیه السلام عرض كرد: ما مهریه فاطمه علیها السلام را در زمین دانستیم چقدر است (مهریه حضرت همان زره على علیه السلام بود) اما مهریه او در آسمان چقدر بوده ؟ پیامبر فرمود: از آنچه به كارت مى آید بپرس و آنچه را به كارت نیاید واگذار؟ آن شخص اصرار كرد و پیغمبر به او فرمود:
مهریه فاطمه در آسمان خمس 1/5 زمین تعیین شده ، هر كسى در آن قسمت از روى بغض و عداوت نسبت به فاطمه علیها السلام و فرزندان او، راه برود تا روز قیامت بر او حرام است .
در حدیث دیگرى در مناقب از امام باقر علیه السلام روایت شده كه فرود: مهریه حضرت در آسمان پنج یك یك نیم دنیا و ثلث بهشت و چهار رود از رودهاى دنیا، فرات ، نیل ، نهروان و بلخ مقرر شده است . 19

مدت عقد و عروسى حضرت فاطمه زهرا علیها السلام

بعضى از مورخین ، فاطمه بین عقد و زفاف را یك ماه و گروهى یك سال نقل كرده اند. در این مدت على و فاطمه علیها السلام از روى شرم نام همدیگر را بر زبان جارى نمى كردند، تا یك ماه گذشت . یك روز زوجات پیامبر نزد حضرت على علیه السلام رفته و گفته : چرا در زفاف فاطمه علیها السلام تاءخیر مى كنى ؟ اگر شرم دارى اجازه ده ما با پیغمبر علیه السلام در این مورد صحبت كنیم و اجازه عروسى را بگیریم .
على علیه السلام رخصت داد كه ایشان با رسول خدا صحبت كنند. چون همه در حضور پیغمبر جمع شدند، اول ام سلمه عرض كرد: یا رسول الله ! اگر خدیجه زنده بود خاطرش به زفاف فاطمه علیها السلام مسرور مى شد و چشم فاطمه علیها السلام هم به دیدار شوهرش روشن مى گشت . على خواستار همسرش است و ما همه در انتظار این شادمانى هستیم . چون پیامبر علیه السلام نام خدیجه را شنید اشك در چشمش حلقه زد و فرمود: مانند خدیجه كجاست ؟ او بانویى بود كه مرا تصدیق كرد آن هنگام كه همه مرا تكذیب مى كردند، او با مالش مرا در دین حق یارى كرد. خداوند به او بشارت داد كه در بهشت قصرى از زمرد كه در آن از همه بلایا مصون است خواهد داشت .
زوجات پیامبر عرض كردند: نام خدیجه را به نیكویى نبردیم كه باعث ناراحتى شما گردد. پیامبر علیه السلام فرمود: چرا على خود تقاضاى همسرش را نكرد؟ گفتند حیاء مانع در خواست او شده است . پیامبر علیه السلام دستور داد یكى از اطاقها (اطاق ام سلمه ) را تمیز و زینت كنند و ام سلمه را ماءمور كارهاى عروسى و زفاف فاطمه علیها السلام كرد و سرانجام عروسى حضرت زهرا علیها السلام واقع گشت .

خطبه پیامبر علیه السلام در عقد فاطمه علیها السلام

سپاس خداى را كه به نعمتش مورد سپاس و ستایش است و به قدرتش ‍ مورد پرستش و در سلطنت و پادشاهش مطاع و فرمانبردار و به آنچه نزد اوست مورد رغبت و میل همگان . آنكه از عذابش همگى ترسان ، فرمانش در آسمان و زمین نافذ و روان است . آفریدگان را به قدرتش آفرید و به احكام و فرامین خود آنان را متمایز ساخت و به دین خود ایشان را عزت بخشید و به وسیله پیغمبر خود محمد گرامیشان داشت .
به راستى كه خداى تعالى پیوند از طریق زناشویى را نسبتى جدید و به صورت امرى فرض قرار داد و همگان را بدان ملزم ساخت و این گونه فرمود:
اوست كه از آب بشرى آفرید و آن را نژاد و پیوندى قرار داد و پروردگار تو قدرتمند است 20.
پس فرمان خدا به حكم او جریان یابد و حكمش به آنچه مقدر فرموده جارى شود. براى هر حكمتى مقدرى و براى هر مقدرى و براى هر مقدرى مدتى و براى هر مدتى مكتوبى است . هر چه را خدا خواهد محو و هرچه را خدا خواهد ثبت مى كند و اصل همه كتابها نزد اوست ، بارى من شما را گواه مى گیرم كه فاطمه علیها السلام را در برابر چهار صد مثقال نقره به عقد ازدواج على علیه السلام در آوردم اگر او راضى باشد. 21

خطبه عقد حضرت زهرا علیها السلام

پس از مراسم خواستگارى ، پیغمبر علیه السلام به همراه على علیه السلام به مسجد رفته و به بلال فرمودند: مهاجر و انصار را در مسجد جمع كن . هنگامى كه مردم جمع شدند، حضرت بر بالاى منبر رفت و پس از حمد و ثناى الهى فرمود: اى مردم ! آگاه باشید كه جبرئیل بر من نازل شد و از جانب خدا پیام آورد كه مراسم عقد ازدواج على و فاطمه علیها السلام در عالم بالا و در حضور فرشتگان برگزار شده و دستور داده كه در زمین نیز آن مراسم را انجام دهم و شما را به آن گواه گیرم . سپس حضرت نشست و به على فرمود: برخیز و خطبه عقد را بخوان .
على علیه السلام برخاست و فرمود: خدا را بر نعمتهایش سپاس مى گویم و شهادت مى دهم كه به غیر از او خدایى نیست ، شهادتى كه مرد پسند و رضایت او واقع شود. درود بر محمد علیه السلام ، درودى كه مقام و درجه اش را بالا برد. اى مردم ! خدا ازدواج را براى ما پسندیده و بدان امر نموده است . اى مردم ! رسول خدا، فاطمه را به عقد من در آورد و زره ام را از بابت مهر قبول كرد، از آن حضرت بپرسید و گواه باشید.
مسلمانان به پیغمبر علیه السلام كردند: یا رسول الله فاطمه را با على كابین بسته اى ؟ رسول خدا پاسخ دادند: آرى ، پس تمام حضار دست به دعا برداشته و گفتند: خدا این ازدواج را بر شما مبارك گرداند و در میان شما دوستى و محبت افكند. 22

تزیین اطاق عروسى

حارثة بن نعمان یكى از منازل خود را به على علیه السلام داد و حضرت على علیه السلام اطاق عروسى را تزئین كرد. بهتر است بدانیم كه اطاق عروس و داماد چگونه تزئین شده بود ! !
آرى مولاى متقیان مقدارى شن در كف اطاق پهن كرد و چوبى در داخل اطاق نصب فرمود كه بر آن مشك و كوزه را آویزان فرمودند. چوب بزرگى را نیز را این دیوار به آن دیوار به عنوان پرده آویزان نمود، و آنگاه پوست گوسفند را بر روى شن كف اطاق پهن نمود و بالشى از برگ خرما روى آن نهاد، این تمام چیزهایى بود كه على (علیه السلام) از متاع دنیا و زخارف آن در تزئین اطاق عروسى بهره برده بود. 23

دعاى پیامبر علیه السلام در شب عروسى حضرت فاطمه علیها السلام

وقتى كه حضرت فاطمه علیها السلام وارد خانه على علیه السلام شدند، رسول گرمى اسلام ، على را فرا خواندند و به فاطمه زهراء فرمان دادند تا پیش او بنشیند، آنگاه دست فاطمه علیها السلام را گرفت و در دست على (علیه السلام) نهد و فرمود: خدا دختر رسولش را بر تو مبارك فرماید. اى على ! این فاطمه امانت من است نزد تو. اى على ! این فاطمه علیها السلام بهترین همسرى است كه تو مى توانستى انتخاب كنى و اى فاطمه ! این على علیه السلام برترین شوهرى است كه امكان داشت نصیب تو گردد.
سپس فرمود: پروردگارا ! نیكیهاى خود را براى آن دو و در دو فرزندشان قرار بده پروردگارا ! این دو، محبوب ترین مخلوق نزد من هستند. خدایا ! آن دو را دوست بدار و من اینان را به تو مى سپارم و فرزندان آنان را نیز از شر شیطان رانده شده در پناه تو قرار مى دهد. 24

اسماء بنت عمیس25 عهده دار شب زفاف فاطمه علیها السلام

خدیجه كبرى در بستر مرگ بود و آه مى كشید و گریه مى كرد. اسماء بنت عمیس به ایشان گفت : آیا گریه مى كنى و حال آنكه تو سیده زنان هستى و همسر رسول خدایى ، و كسى هستى كه پیامبر به وى بهشت را بشارت داده است .
خدیجه فرمود: گریه من براى آن است كه فاطمه ام كوچك است و من از دنیا مى روم و شب عروسى او را نمى بینم ، همان شبى كه هر دخترى نیاز دارد تا زنى همراهیش كند و وظایف وى را به او گوشزد نماید. از آن مى ترسم و اندوهگینم كه در آن شب زنى نباشد تا فاطمه را همراهى كرده و همدمش ‍ باشد. اسماء گفت : این امر به عهده من ، با خدا پیمان مى بندم كه اگر تا آن وقت زنده ماندم وظیفه شما را در برابر فاطمه زهراء علیها السلام انجام دهم .26

یاد قبر قیامت در شب عروسى

شب ازدواج و آغاز لحظه هاى شروع یك زندگى تازه براى هر زن و مردمى شیرین و خاطره انگیز است . بسیارى این لحظه هاى شیرین را به انواع گناه آلوده مى كنند، اما ببینیم كاملترین زن ، الگوى بانوان جهان حضرت فاطمه علیها السلام در شب عروسى چه حالاتى دارد؟ و زندگى مشترك خود با همسرش را چگونه شروع مى نماید؟
على علیه السلام در شب عروسى ، همسر گرامیش فاطمه را نگران و گریان دید، پرسید، فاطمه ! چرا ناراحتى ؟
پاسخ داد: یا على ! پیرامون حال و رفتار خویش فكر كردم . به یاد پایان عمر و قبر خویش افتادم كه امروز از خانه پدر به خانه شما منتقل شدم و روزى دیگر از اینجا به طرف قبر و قیامت خواهم رفت . پس تو را به خدا سوگند مى دهم كه بیا تا به نماز بایستیم و با هم در این شب خدا را عبادت كنیم . 27

پیراهن عروسى به بینوایى هدیه مى شود

حضرت زهرا علیها السلام كه داراى پیراهنى وصله دار بود، رسول خدا علیه السلام در شب عروسى و زفاف فاطمه علیه السلام ، پیراهن تازه اى را براى او تهیه فرمود. سائلى بر در خانه شد و گفت : من از خاندان نبوت پیراهن كهنه اى مى خواهم . حضرت خواست پیراهن وصله دار خود را به او دهد، به یاد این آیه شریفه افتاد كه خداوند متعال مى فرماید:
لن تنالو البر حتى تنفقوا مما تحبون 28
هرگز به مقام نیكوكاران نخواهید رسید تا اینكه از آنچه كه دوست دارید، انفاق كنید. بنابراین پیراهن نو خود را به او داد.
هنگام زفاف كه فرا رسید. جبرائیل بهمراه هدیه اى از لباسهاى بهشتى كه از سندس سبز بود نازل شده و گفت : اى محمد ! همانا خداوند به تو سلام مى رساند و به من دستور داده كه بر فاطمه علیها السلام سلام كنم . مى خواهم این لباس را به او بدهم .
حضرت سلام خداوند را به فاطمه علیها السلام ابلاغ نمود و پیراهنى را كه جبرئیل آورده بود بر او پوشانید. پیامبر خدا (صلى الله علیه وآله ) عبادى خود را نیز بر او پیچاند و جبرئیل او را با بالهاى خود در بر گرفت تا نور آن پیراهن چشمان را خیره نكند. هنگامى كه حضرت فاطمه علیها السلام - با چراغى كه به همراه داشت - در بین زنان كافر كه هر یك شمعى به همراه خود داشتند نشست ، جبرائیل بال خود را به یك سوزد و عبا را برداشت ، انوارى از او تابید كه مشرق و مغرب را روشن ساخت ، با تابش نور بر دیدگان زنان كافر، كفر از دلهاى آنان بر طرف شده و همگى شهادتین گفتند.29
خداوند تو را از لغزشهاى دنیا و آخرت نگه دارد.
شب زفاف فاطمه علیها السلام و على علیه السلام و رسول خدا علیه السلام كاسه اى طلبید و غذایى در آن نهار و فرمود: این متعلق به فاطمه و همسرش مى باشد هنگامى كه خورشید غروب كردت به ام سلمه فرمود: فاطمه را بیاور. ام سلمه مى گوید: رفتم و دست فاطمه را گرفته ، در حالى كه دامنش بر زمین كشیده مى شد و عرق شرم و خجالت از چهره اش جارى بود، او را نزد حضرت آوردم . به خدمت حضرت كه رسید، از شدت خجالت پایش لغزید. رسول خدا علیه السلام فرمود: خداوند تو را از لغزشهاى دنیا و آخرت نگه دارد. پیش روى حضرت كه قرار گرفت ، حضرت چادر از صورتش به یك سوزد تا على چهره او را ببیند. 30
سپس پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله ) دست فاطمه را گرفت و در دست على علیه السلام گذاشت و فرمود:
بارك الله لك فى ابنة رسول الله ...
خداوند در مورد دختر رسول خدا به تو بركت دهد .
اى على ، فاطمه همسر نیكى است ، واى فاطمه ، على نیز همسر نیكى است ، پس فرمود: به خانه خود بروید و كارى نكنید تا من نزد شما بیایم .
آنگاه كه رسول خدا (صلى الله علیه وآله ) وارد خانه على علیه السلام شد به فاطمه علیها السلام فرمود: برخیز و مقدارى آب بیاور.
فاطمه برخاست و كاسه اى پر از آب كرده نزد آن حضرت حاضر كرد، پیامبر علیه السلام اندكى از آن آب را به دهان خود ریخت و مضمضه كرد، و آن را در آن ظرف ریخت ، سپس مقدارى از آن آب را بر سر فاطمه علیها السلام ریخت ، و فرمود: به جانب من روكن ، وقتى كه فاطمه علیها السلام به جانب آن حضرت رو كرد، پیامبر (صلى الله علیه وآله ) قدرى از آن آب را به سینه فاطمه پاشید و مقدارى را هم بین شانه هاى او پاشید و آنگاه در حق او دعا كرد. 31

همراهى فرشتگان در عروسى فاطمه علیها السلام

در حدیثى آمده است كه : در شب زفاف فاطمه علیها السلام پیامبر اكرم علیه السلام قطیفه اى بر استر شهباى خود (و به روایتى به ناقه خود دلدل - انداخت و فاطمه علیها السلام را بر آن سوار كرد، زمام مهار ناقه را به سلمان داد و خود از پشت سر، اسر را مى راند. در بین راه صدایى شنید، دید كه جبرئیل و میكائیل هر یك با هفتاد هزار فرشته وارد شده اند. پرسید: چه شده كه به زمین فرود آمدید؟ گفتند آمدیم تا به عنوان همراهى با عروس ، فاطمه را به خانه على بن البطالب ببریم . آنگاه جبرائیل ، میكائیل ، فرشتگان و حضرت رسول همگى تكبیر گفتند، و از آن زمان تكبیر گفتن در عروسى رسم شد32.

اشعار زنان پیامبر (صلى الله علیه وآله ) در عروسى فاطمه علیها السلام

شبى كه صدیقه طاهره را براى زفاف به سوى منزل على علیه السلام مى بردند، پیامبر (صلى الله علیه وآله ) براى اینكه دختر عزیزش درد یتیم را احساس نكند دستور داد، مركب خاصى او را با پارچه اى ریشه دار تزیین كنند تا فاطمه علیها السلام بر آن سوار شود. دهانه اسب به دستور پیامبر (صلى الله علیه وآله ) در دست سلمان قرار داشت و پیامبر خود نیز اسب را مى راند.
دختر عبدالمطلب (عمه هاى پیامبر (صلى الله علیه وآله )) و زنان مهاجر و انصار در این حركت ، فاطمه علیها السلام را همراهى مى نمودند و زنان پیامبر در حالى كه اشعار مى خواندند، پیشاپیش قافله در حركت بودند.
ام سلمه چنین مى خواند، پیشاپیش قافله در حركت بودند.
ام سلمه چنین مى خواند: اى همقدمان من ! با یارى خدا راه روید و پروردگار را در هر حال شكر نمائید. یاد آورید آنچه را كه پروردگار بر شما انعام فرمود و شما را زا ناراحتیها و آفتها دور نگه داشت . راه بروید با بهترین زنان عالم ، آن زنى كه سزاوار است به او گفته شود: كه فداى تو عمه ها و خاله هاى من .
بعد از او عایشه اشعارى سرود و سپس حفصه چنین گفت:
فاطمه بهترین زنان بشر، آن كسى كه صورتى همچون قرص ماه دارد. پروردگار به فضل خود به آیه هاى سوره زمر تو را بر تمام جهانیان برترى داده است . خداوند تو را به جوانى فاضل تزویج فرمود، على بهترین كسى است كه موجود است .
پس از حفصه ، معاذه (مادر سعبن معاذ) چنین سرود: ماهمراه دختر پیامبر هدایت هستیم كه شرف در او جمع و فراهم شده است ، در قله ارتفاعى بلند مرتبه كه هیچ كس را شبیه و نزدیك او نمى بینم . این قافله به این صورت در حركت بودند تا اینكه به خانه على علیه السلام رسیدند.

استفاده كردن حضرت از بوى خوش

ام سلمه مى گوید: وقتى كه مى خواستند حضرت فاطمه علیها السلام را به خانه على ببرند، به فاطمه علیها السلام گفتم : آیا عطر و بوى خوشى دارید؟ فرمود: آرى ، شیشه اى از عطر مخصوص ذخیره كرده ام . فاطمه علیها السلام شیشه عطرى آورد و مقدارى از آن را در كف دستم ریخت ، آنچنان بوى خوشى داشت كه هرگز مثل آن نبوئیده بودم ، گفتم : این بوى خوش را از كجا تهیه كرده اى ؟ فرمود: هر وقت دحیه كلبى 33 به حضور پدرم مى آمد،حضور پدرم مى آمد، پدرم به من مى فزمود: اى فاطمه ! فرشى براى عمویت بیاور.: فرشى مى آوردم و او بر آن مى نشست . وقتى بر مى خاست از درون لباسش چیزى بر زمین مى ریخت ، پدرم به من مى فرمود: جمع كن ، این عنبر است كه از بال و پر جبرئیل ریخته است .
برخى نوشته اند: هرگاه پیامبر (صلى الله علیه وآله ) در خواب قیلوله عرق مى كرد، حضرت فاطمه علیها السلام عرق او را مى گرفت و در شیشه اى مى كرد، این عرق بوى خوشى داشت كه از آن متصاعد مى شد34.

شادمانى ملائكه در عروسى فاطمه علیها السلام

عبدالرحمن صفورى از جابربن عبدالله نقل مى كند: ام ایمن 35 در حالى كه مى گریست بر پیامبر (صلى الله علیه وآله ) وارد شد. رسول مكرم اسلام از علت گریه او سؤ ال فرمودند. گفت : مردى از انصار دختر خویش را شوهر داده و در مراسم ازدواج ، بر سر دختر خویش گردو و شكر افشانده ، من با دین این منظره به یاد منظره به یاد ازدواج فاطمه زهراء علیها السلام افتادم كه شما بر سر وى چیزى نیفشاندید. رسول خدا (صلى الله علیه وآله ) فرمودند: قسم به آن كس كه مرا به پیامبرى برانگیخت و رسالت را خاص من گرانید، پروردگار متعال در آن هنگام كه فاطمه را براى على تزویج فرمود، ملائكه مقرب خود را امر كرد تا در گرد عرش او جمع شوند كه در میان این فرشتگان ، جبرئیل ، میكائیل و اسرافیل نیز حضور داشتند. آنگاه به پرندگان امر فرمود: نغمه سرائى كرده و درخت طوبى بر آنان لؤ لؤ شفاف و درخشنده با در سفید همراه با زبرجد سبز و یاقوت سرخ بیفشاند36.

ولیمه عروسى حضرت فاطمه علیها السلام

على علیه السلام مى فرمایند: حضرت رسول علیه السلام از پول زره ده درهم به من داد و فرمودند: یا على ، با این پول مقدارى روغن و خرما و كشك تهیه كن . من طبق دستور حضرت آنها را خریده و به نزد ایشان آوردم پیامبر خود نیز گوسفند چاقى تهیه نموده بود. حضرت سفره چرمى خواست ، آستین بلا زد و از آن خرما و كشك و روغن غذایى تهیه نمود آنگاه به من فرمود: هر كس را كه مى خواهى دعوت كن .
على علیه السلام مى فرماید: من به مسجد آمدم ، دیدم جمع كثیرى از صحابه در مسجد حضور دارند و من از اینكه گروهى را دعوت كنم و عده اى را دعوت نكنم شرمگین شدم ، لذا روى بلندى رفته و گفتم : اى مردم ! همگى براى صرف ولیمه فاطمه بیائید. مردم بلند شده و به راه افتادند و من از كثرت جمعیت و كمى غذا خجالت مى كشیدم . چون رسول خدا (صلى الله علیه وآله ) از این مطلب آگاهى یافت ، فرمود: على جان من از خدا مى خواهم كه این غذا بركت دهد. پس تمام آن جمعیت از آن غذا خوردند و سیر شدند در حالى كه چیزى از غذا كم نشد...
چون آفتاب غروب كرد زوجات پیامبر، فاطمه (علیها السلام ) را زینت و عطر آگین نمودند. پس رسول خدا (صلى الله علیه وآله )، على علیه السلام را در سمت راست و فاطمه علیها السلام را در سمت چپ خود نشانید و پیشانى آنها را بوسید. آنگاه دست دخترش را در دست على علیه السلام گذاشت و فرمود: على جان فاطمه همسر خوبى است ، به دخترش نیز فرمود: فاطمه جان ! على شوهر خوبى است ، سپس در حق آنها دعا كرد37.

میخك و سنبل ، گلهاى عروسى

وقتى على علیه السلام حضرت فاطمه (ع ) را از پیامبر اكرم (صلى الله علیه وآله ) خواستگارى كرد، پیامبر به على علیه السلام و فرمود: مى خواهم مژده اى به تو بدهم . على علیه السلام ماجرا را پرسید، پیامبر (صلى الله علیه وآله ) فرمود: قبل از آمدن تو، جبرئیل خبر ازدواج شما را به من داده بود. وقتى كه جبرئیل آمد در دستش دسته هاى گل میخك و سنبل خوش بوى بود. پرسیدم : این گلها براى چیست ؟ گفت : این از گلهاى جشن عروسى على و فاطمه علیها السلام در بهشت است ، امروز خداى تعالى به فرشتگان دستور آذین بندى بهشت را داد و فرمود: همه جاى بهشت را بیارایند و در فضاى آن عطر افشانى كنند و حوریان با خواندن طه یس و حمعسق سرود شادى بخوانند. ندایى از جانب خداوند برخاست كه امروز روز جشن عقد على بن ابى طالب در آوردم . خطبه عقد به دستور خداوند شد و ندایى بلند شد كه اى فرشتگان ! اى ساكنان بهشت ! به على و فاطمه تبریك گویید 38.

جهاز حضرت صدیقه طاهره علیها السلام

پس از اینك حضرت رسول اكرم علیه السلام پیشنهاد ازدواج حضرت على علیه السلام با فاطمه علیها السلام را قبول كرد و از میان وسایل كم على ، زره او را براى خرج عروسى قبول فرمود، على علیه السلام زره را فروخت و پول آن را نزد رسول اكرم آورد. پیامبر (صلى الله علیه وآله ) این مبلغ را به سه قسمت تقسیم فرمودند، یك سوم براى خرید جهیزیه ، یك سوم براى خریدن عطر و بوى خوش و یك سوم آن را نزد ام سلمه به امانت گذاشتند تا براى ولیمه شب عروسى از آن استفاده كنند.
پیامبر (صلى الله علیه وآله ) 63 درهم ، مقدار پولى را كه براى جهیزیه گذاشت بود چند نفر از یاران و اصحاب و فرمودند: با این پول براى دخترم آنچه از لوازم خان مورد نیاز است تهیه كنید. آنها به بازار رفته و وسائل مورد نیاز را خریدارى كردند كه آن وسائل عبارتند از:
1-دو دست رختخواب از پارچه مصرى ، محتواى یكى از آنها برگ خرما و دیگرى پشم گوسفند بود.
2-فرشى از پوست .
3- بالشى از پشم با درونى از برگ خرما.
4- عبائى خیبرى .
5- مشك آب .
6-دو كوزه و دو ظرف آب . (دو ظرف بزرگ و دو ظرف كوچك)
7-آفتابه .
8-پرده اى از پشم نازك
9- پیراهنى به قیمت 9 درهم .
10- یك روسرى به ارزش چهار درهم .
11- حوله اى سیاه رنگ .
12-تختى پوشیده به روتختى .
13- چهار زیر دستى از پشم طائف با محتواى از گیاهى به نام اذفر.
14- حصیرى بحرینى .
15- دستاس .
16-وسیله و ظرف خضابى از مس .
17- ظرفى براى شیر.
18- ظرفى بزرگ براى آب .
وقتى كالاها به نزد پیامبر علیه السلام آورده شد. پیامبر (صلى الله علیه وآله ) با دست آنها را زیر و رو كرده و فرمودند: پروردگارا ! بركت ده قومى را كه بیشترین ظرفهایشان گلین است . 39

جهاز فاطمه علیها السلام در عرض خداوند

یكى از منافقان مدینه حضرت امیرمؤ منان على علیه السلام را در خواستگارى از فاطمه زهرا علیها السلام ملامت و گفت : یا على ، تو معدن فضل و ادب و شجاع ترین مبارزان عرب هستى ، چرا زنى خواستى كه چاشتش به شب نمى رسد؟ ! اگر دختر مرا مى خواستى ، چنان مى كردم كه از در خانه من تا در خانه تو، شتر پر از جهاز دختر من بود.
حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود: این كار به تقدیر است نه به تدبیر.
الحكم لله العلى الكبیر
فرمان از آن خداوند بلند مرتبه و بزرگ است .
ما را به مال و متاع دنیا نظرى نیست ، مقصود رضاى حق تعالى است . تفاخر ما با اعمال است ، نه با اموال و مباهات ما به كردار است نه به درهم و دینار.
چون على علیه السلام رضاى خود را به حكم و قضاى الهى ظاهر كرد، ندایى به وى رسید: على ! سر بردار تا قدرت حق را بینى و جهاز دختر محمد (صلى الله علیه وآله ) را بنگرى . حضرت سربلندى كرد، از بالاى سرش تا عرش خدا حجابها برداشته شد و در زیر عرش میدانى وسیع به نظرش آمد. تمام آن میدان از ناقه هاى بهشتى ، با بارهایى از در و گوهر و مشك و عنبر پر بود. بر هر شترى كنیزكى چون مهر تابان در حالى كه زمام هر شتر به دست غلامى بود، قرار داشت . آنها ندا مى كردند.
هذا جهاز فاطمة بنت محمد المصطفى
این جهاز فاطمه دختر محمد مصطفى است .
على از مشاهده آن منظره خوشحال شد و به حجره فاطمه علیها السلام آمد. حضرت فاطمه علیها السلام با مشاهده على علیه السلام گفت : اگر چه سرزنش منافقان را درباره ما شنیدى ، اما جهاز ما را عین عیان دیدى . 40
عروس و داماد یكدیگر را مى ستایند
شخصیت فاطمه زهراء علیها السلام از همان شب اول ازداوج چنان براى على علیه السلام جلوه مى نماید، كه وقتى پیامبر اكرم (صلى الله علیه وآله ) فرداى آن شب از على علیه السلام مى پرسد: همسرت را چگونه یافتى ؟ بى درنگ پاسخ مى گوید:
نعم العون على طاعة الله بهترین یار و یاور براى اطاعت و عبودیت خداوند.
همچنین از فاطمه زهراء علیها السلام مى پرسد:
كیف راءیت زوجك ؟ شوهرت را چگونه دیدى ؟
پاسخ داد:
یا ابة خیر زوج ؛ اى پدر بهترین شوهر دیدم41.

 

پی نوشت ها

1- ریحانه خانه وحى ، ص 269
2- فاطمه زهراء شادمانى دل پیامبر، ص 456
3- مناقب ، ج 3 ص 345
4- فاطمه زهراء شادمانى دل پیامبر علیه السلام ، ص 126 به نقل از: بحار ج 43 ص 92
5- برخى ازحقایق ملكوتى فقط براى خود پیامبر مشهود بوده و نه براى كسانى كه حتى نزد پیامبر حضور داشته اند.
6- فرهنگ جامع سخنان امام حسین علیه السلام ص 77 - 76
7- بنابر روایتى دیگر فرمود: خشنودم به آنچه كه خدا و پیامبر او براى من رضایت دادند. باز بنابر روایتى دیگر فرمود: اى رسول خدا تو از من سزاوارترى كه اظهار نظرى كنى .
8- بحارالانوار، ج 43 ص 127
9- اشاره به اایه : وعلم اادم الاسماء كلها ، بقره / 31
10- چهارده معصوم ، ص 259
11- فاطمه زهراء شادمانى دل پیامبر، ص 610، به نقل از: دلائل الامة ، ص 13 - 12
12- الرحمن / 19. اوست كه دو دریا (ى پر گوهر علم و حلم على (ع ) و فاطمه (س ) یا دریاى آب شور و گوارا) را بهم آمیخت (تا مختلط شدند و میان اان دو دریا (اى رسول ) برزخ و فاطمه ایست كه تجاوز به حدود یكدیگر نمى كنند الا اى جن و انس كدامین نعمتهاى خدایت را انكار مى كنید از آن دو دریا (دو گوهر حسن و حسین پدید آورد و یا) لؤ لؤ و مرجان گرانبها بیرون آورد.
13- زندگاین چهارده معصوم ، ص 218
14- نهج البلاغه ، حكمت 82.
15- كشف الغمه ، ص 106
16- بحار، ج 43 ص 145
17- فاطمه الزهراء من المهد الى الحد، ص 160 - 159
18- بانصد درهم معدل 400 مثقال نقره خالص بود كه بهفرموده پیامبر: چنین مهریه اى را خداوند معین نمود تا براى امت اسلام سنت باشد و 400 مثال نقره در آن زمان معادل (5/2) دو ونیم مثقال و طلاى ناب وبد. - ناسخ التواریخ ، ج 4، كتاب دوم ص 39 - 38
19- زندگى حضرت فاطمه علیها السلام و دختران آن حضرت ص 48
20- فرقان / 25
21- زندگانى حضرت فاطمه و دختران آن حضرت ، ص 50
22- بانوى نمونه اسلام فاطمه زهرا، ص 56 به نقل از بحارالانوار، ج 43 ص 92
23- فاطمه زهرا علیها السلام از ولادت تا شهادت ، ص 163
24- فاطمه زهراء از ولایت تا شهادت ، ص 170
25- اسماء نبت عمیس یكى از زنانى بود كه توفیق همراهى و همرازى با فاطمه زهراء علیها السلام را یافت . او زنى شایتسه و مهاجر، عالمه ، و محدثه ، بهشتى ، همسر و مادر دو شهید، بسیار عاقل ، هشیار و نجیب بود. او مطیع و محرم رسول خدا علیه السلام و ماءنوس و همراه زهرا علیها السلام و مدافع على علیه السلام بود.
او به امر رسول خدا همراه شوهرش به حبشه مهارجت كرد و حضرت رسول به خلوت ، خبر شهادت امام حسین علیه السلام را به او داد.
او تنها زنى بود كه به وصیت حضرت زهرا علیها السلام در غسل او شركت داشت و در اواپسین لحظات بر بالین حضرت حاضر و در دوران بیماریش همدم او بود. كسى كه بعد از رحلت رسول خدا علیه السلام در ایمام بیمارى حضرت با نشان دادن تابوت به فاطمه علیها السلام لبخندى برلبهاى حضرت زهرا علیها السلام نشاند.
او در جریان فدك ، بر حقانیت گفتار زهرا علیها السلام و علیه شوهرش (ابوبكر) شهادت داد. پس از شهادت فاطمه علیها السلام از ورود عیشه به خانه آن حضرت ممانعت كرد و در جواب اعتراض اانان گفت : خود حضرت چنین خواسته است .
او همراه مدافع على علیه السلام بود، چه آنگاه كه در خانه او و چه در خانه دشمن او بود. توطئه خلفاء را براى را براى گشتن على علیه السلام به او خبر داد و فرزندش محمد را دشمن پدر (ابوبكر) و محبت على علیه السلام پروراند. زمانى كه در خانه على علیه السلام حضور داشت ، احادیث و فضائل او را نشر مى داد. از آن حضرت فرزندى آورد كه در كربلا در ركاب امام حسین علیه السلام شهید شد. فرهنگ فاطمیه ص 64 - 62
26- فاطمه زهرا از ولایت تا شهادت ، ص 133
27- فرهنگ سخنان فاطمه زهراء (س ) ص 20 به نقل از: ارشاد شیخ مفید، ج 1 ص 270
28- آل عمران / 92
29- فاطمه زهراء شادماین دل پیامبر، ص 638 / نزهة المجالس ؛: ج 2: ص 226، به نقل از احقاق الحق ، ج 10، ص 402
30- بحارالانوار، ج 43، ص 96 - 95 / فاطمه زهراء شادمانى دل پیامبر، ص 631
31- بیت الاحزان تص 59
32- فاطمه زهرا شادمانى دل پیامبر، ص 632 / به نقل از: امالى شیخ صدوق ج 1، ص 264 - 263 جزو دهم .
33- دحیة بن حلیفه كلبى همشیر پیامبر (صلى الله علیه وآله ) و از یاران آن حضرت و از پیشقدمان به اسلام بود، جمال بسیار زیبائى داشت ، شاید به همین منظور بسیارى از اوقات جبرئیل به صورت دحیه كلبى بر پیامبر نازل مى شد، پیامبر وقتى با جبرئیل صحبت مى كرد ناظرین خیال مى كردند كه آن حضرت با دحیه كلبى سخن مى گوید.
34- بحارالانوار، ج 43، ص 114
35- او بركه نام داشت و ثعلبه پدرش بود. او خانه زاد خاندان رسالت بود. رسول خدا (صلى الله علیه وآله ) وى را به عقد زید بن حارثه در ااورد و اسامة بن زیدرا به دنیا آورد. اسامه همان كسى بود كه از جانب پیامبر (صلى الله علیه وآله ) عهده دار فرماندهى سپاه اسلام شد. آمنه مادر پیامبر، ص 184.
بنا به نوشته بنت الشاطى ام ایمن ، حبشى بود و در سفر یثرب همراه آمنه و حضرت محمد (صلى الله علیه وآله ) بود، همان سفرى كه در مراجعت از آن ، آمنه در ابوااز دنیا رحلت مى كند و ام ایمن سرپرستى پیامبر (صلى الله علیه وآله ) را در ادامه مسافرت به عهده مى گیرد. پیامبر (صلى الله علیه وآله ) در طول زندگیش با دیدن ام ایمن به یاد مادرش مى افتاد و مى فرمودن پس از مرگ مادرم آمنه ام ایمن را مادر خود مى دانم شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج 16 ص ‍ 216.
او داریا كملات اخلاقى و نفسانى بسیار بلایى است و بارها مورد مدح پیامبر قرار گرفت . ام ایمن گرچه آزاده بود، اما به خاطر آن همه سفارشهایى كه رسول خدا (صلى الله علیه وآله ) در حق زهراءداشت ، خود به خدمت زهراء علیها السلام در آمد تا به كمالى رسد، او انصاف و ایثار و شهادت را در این خانه تجربه كرد و آنگاه كه على علیه السلام را براى بیعت به مسجد بردند، در مسجد در برابر همه فریاد اعتراض سرداد و بى پروا خلفا را اهل نفاق خواند. آنگاه كه فدك را غصب كردند در برابر استبداد خلفا ایستاد و شجاعانه علیه آنان شهادت داد، او بعد از شهادت زهراء علیها السلام از فراق او و براى اعتراض به خلفا و رساندن پیام مظلومیت على و زهرا علیها السلام از مدینه هجرت كرد و آنقدر در فراق یار و مظلومیت او سخت كه خیلى زود به معشوق پیوست و از تنهایى در آمد. سلام و رضوان خدا بر او باد.
36- نزهة المجالس ، ج 2، ص 223 / فاطمه الزهراء من المهد الى الحد، ص 154
37- بحارالانوار، ج 43
38- جلوه هاى رفتارى حضرت زهراء، ص 150 / غذراء انصارى .
39- فاطمه زهراء از ولادت تا شهادت ، ص 156
40- فضائل الزهراء ص 103 - 102
41- فرهنگ سخنان فاطمه زهراء، ص 19، / ریاحین الشریعه ، ج 1: ص 101، / به نقل از: بحارالانوار، ج 43 ص 133

منبع:کتاب الگوهاى رفتارى حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام)
پنج شنبه 28/8/1388 - 8:19
ازدواج و همسرداری
دیدم که به عرش شور و شوقی بر پاست
برپا گر این بزم شعف ذات خداست


 

گفتم به خرد چه اتفاق افتاده
گفتا که عروسی علی و زهرا است
پنج شنبه 28/8/1388 - 8:10
اخبار
در نمایشگاه ایفا در برلین كه در سپتامبر برگزار شد، شركت سونی پیام جدید نام تجاری خود را تحت عنوان make.believe معرفی كرد.








تغییر سیاست‌های برندینگ نخستین پیامد تغییرات مدیریتی در سونی‌اریكسون بود.
در نمایشگاه ایفا در برلین كه در سپتامبر گذشته برگزار شد، شركت سونی پیام جدید نام تجاری خود را تحت عنوان make.believe معرفی كرد.

این پیام جایگزین پیام قبلی نام تجاری این شركت یعنی Like.No.Other شد.
بلافاصله و در نشستی مطبوعاتی در لندن سونی‌اریكسون نیز اعلام كرد كه از این پس پیام نام تجاری این شركت هم ‘make.believe’ خواهد بود.

بر این اساس سونی اریكسون از این پس تمركز خود را بر همكاری بیشتر با شركت‌های زیرمجموعه سونی برای نزدیك كردن هرچه بیشتر «ارتباطات» به «سرگرمی» قرار می‌دهد.

تازه‌ترین مورد این همكاری در برگزاری جام جهانی فوتبال 2010 در آفریقای جنوبی خواهد بود جایی كه سونی به عنوان یكی از حامیان رسمی این مسابقات حضور خواهد داشت و حالا سونی‌اریكسون را هم به خود به جمع حامیان اضافه كرده است و سونی‌اریكسون خبر از برنامه‌های تبلیغاتی متنوع برای جام جهانی می‌دهد.



سونی‌اریكسون همچنین از قصد خود برای استفاده از رنگ‌های مختلف برای لوگوی خود كه تحت عنوان «هویت سیال» و با رنگ سبز معرف نام این شركت بود خبر داد.

سه شنبه 24/6/1388 - 9:20
ادبی هنری

از نادان بگریز!

روزی شخصی دوستی نادانی را گفت: مرا چشم درد می کند چه تدبیر باشد؟

نادان پاسخ داد : مرا پارسال دندان درد می کرد برکندم ...

 درد تو نیز چون درد من درد است و همین بر صحت کلامم  کافی!

                                                                                         

                                                     طنز پردازنامی : عبید زاکانی

سه شنبه 24/6/1388 - 9:13
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته