ازدواج و همسرداری
ازدواج موفق اتفاقی نیست. باید برای
خوشبختی برنامه بریزید و در مسیر این برنامه حرکت کنید. اگر قرار است یک
زندگی ایده آل داشته باشید، نمی توانید به حداقل ها قانع شوید. شما باید
برای بدست آوردن عشق بیشتر، سلامت بیشتر، تعهد و ایمان بیشتر و شادی بیشتر
تلاش کنید.
ازدواج موفق فاکتورهایی دارد که برای دستیابی به آن ها لازم است آنها را
بشناسید. ما در این مطلب برخی از مهم ترین فاکتورهای یک ازدواج موفق را به
شما معرفی می کنیم:
سلامت جسمی و روانی
انسان سالم، خانواده سالم ایجاد می کند. برخی از بیماری ها ممکن است تهدیدی
جدی برای سلامت انسان و همسر آینده او باشد. در این زمینه مراجعه به مراکز
درمانی برای تشخیص و درمان زودرس و مشاوره قبل از ازدواج در مراکز مشاوره
وزارت بهداشت توصیه می گردد.
منبع درآمد و شغل مناسب
برای یک ازدواج موفق و زندگی سعادتمند، مسأله شغل می بایستی جدی گرفته شود.
با داشتن کار و شغل، عشق و محبت زوجین در منزل رونق و تداوم می یابد. با
وجودی که داشتن شغل و درآمد لازمه خوشبختی خانواده است، باید توجه داشت که
امکانات مالی به تنهایی نمی تواند حل کننده همه مشکلات یک خانواده و متضمن
خوشبختی باشد و اهمیت آن تنها بایستی در کنار سایر عوامل ارزیابی شود. با
تمام این ها به یاد داشته باشید شغل داشتن برای یک مرد به معنی داشتن هویت
اجتماعی، استقلال، مردانگی، غیرت و توانایی اداره زندگی است. بنابراین به
هیچ وجه بدون آن که شغلی داشته باشید و دستتان در جیب خودتان باشد، ازدواج
نکنید.
نیت و اراده برای تشکیل خانواده
هر یک از زوجین باید با دید باز و با رضایت خود اقدام به تشکیل خانواده
نمایند. ازدواج نباید به عنوان راه حلی برای دوری از مشکلات خانوادگی جوان
در خانواده در نظر گرفته شود، بلکه ازدواج زمانی موفق خواهد بود که با هدف
تشکیل خانواده و تعالی روحی زوجین درنظر گرفته شود. با وجودیکه والدین در
راهنمایی جوانان در انتخاب همسر نقش تعیین کننده ای دارند، این نقش باید به
صورت مشاوره ای باشد و نباید بصورت تحمیلی و سلب اختیار جوان در تعیین
شریک زندگی آینده اش باشد.
زوجین باید تلاش کنند تا در کنار یکدیگر باشند و نه در مقابل هم.علاوه بر
این، هر یک از زوجین می بایستی مسئولیت تنظیم خانواده را بپذیرند و تعداد
فرزندان و فاصله مناسب تولد آنان را رعایت نمایند.
سن مناسب
برای موفقیت در ازدواج، رعایت سن مناسب ازدواج بسیار مهم است. متخصصان سن
مناسب ازدواج را برای دختران ۱۸ تا ۲۴ سال و برای پسران ۲۴ تا ۲۸ سال توصیه
می کنند. معمولا اختلاف سن ۲ تا ۶ سال بین دختر و پسر برای ازدواج توصیه
می شود.
مسئولیت پذیری
یادتان باشد با تشکیل خانواده، نقش های جدیدی برای شما بوجود می آید که
باید در مقابل آن مسئولیت پذیر باشید. زن و مرد متأهل نسبت به یکدیگر متعهد
هستند و می بایستی با تمام وجود سعی در ایفای وظایف نمایند. یکی از اساسی
ترین پایه های موفقیت یک زندگی زناشویی، شناخت دقیق نیازهای جسمی، روحی و
عاطفی همسر و تلاش مستمر و دائم در پاسخ به این نیازهاست.
زوجین می بایستی در این جهت به یکدیگر کمک رسانند و مشوق و همکار یکدیگر
باشند. همچنین لازم است تا از توقعات خارج از توانایی همسر اجتناب گردد. به
عبارت دیگر زوجین باید تلاش کنند تا در کنار یکدیگر باشند و نه در مقابل
هم.علاوه بر این، هر یک از زوجین می بایستی مسئولیت تنظیم خانواده را
بپذیرند و تعداد فرزندان و فاصله مناسب تولد آنان را رعایت نمایند.
رشد مستمر در زندگی
یکی از قوانین طلایی زندگی مشترک، با هم رشد کردن است. هر کس در طول زندگی
تغییر میکند درگیر فعالیتهای مختلف میشود. همیشه مشوق همسر خود باشید و
همانطور که خود در تلاشید که مسائل مختلف و مورد علاقه خود را بیاموزید به
همسرتان نیز کمک کنید تا این فرایند را طی کند. بسیار دیده شده که یکی از
طرفین مدارج ترقی را طی میکند و همسر در طول این سالها کمک حال و مشوق او
بوده و در پایان فاصله زیادی بین دو طرف بهوجود آمده که گاهی ادامه زندگی
مشترک را سخت و گاهی ناممکن کرده است. بهتر این است که در کنار رشد فردی
رشد مشترک هم داشته باشید تا بهتر و بیشتر یکدیگر را درک کنید و مشاور و
همراه خوبی برای یکدیگر باشید.
پنج شنبه 26/11/1391 - 9:57
اخلاق
کلمات، تاثیر
شگرفی روی ضمیر ناخودآگاه انسان دارند. ناخودآگاه بدون آنکه منظورمان را بداند هر
چه بگوییم خوب یا بد را برایمان خلق می کند. لذا لازم است برای دستیابی به موفقیت
از کلمات مثبت و دارای انرژی مثبت استفاده کنیم.
با این که مفهوم کلی عبارت "من بیمار نیستم" مثبت است اما کلمه "بیمار" واژه منفی
است. ضمیر ناخودآگاه به منظور و مفهوم کاری ندارد، بلکه روی کلمات متمرکز می شود.
به عنوان مثال در جمله "فراموش نکنی در هنگام برگشتن نان بخری" احتمال فراموشی
بیشتر از زمانی است که می گوییم "یادت باشد که هنگام برگشتن نان بخری"، زیرا در
حالت اول ناخودآگاه بر روی فراموشی تمرکز می کند و در حالت دوم بر روی به یاد
ماندن.
و یا مثلاَ برای آرام شدن یک نفر جمله "آرام باش" بیشتر از جمله "داد نزن" تاثیر
دارد و همچنین به کار بردن جملاتی از قبیل "خسته نباشی"، "دستت درد نکند" و... در
ناخودآگاه تاثیر منفی می گذارد و باعث افزایش خستگی، درد و... می شود.
وقتی درباره چیزی واژه بد را به کار می بریم باید بدانیم در جهان چیز منفی و بدی
وجود ندارد. وقتی چیزی بد تلقی می شود، در واقع به ما خبر نبودن خوبی می دهد. پس چه
بهتر است که به جای بد بگوییم ناخوب. هر گاه ذهنتان را از امواج منفی (افکار، کلام،
عادات و...) تخلیه کنید آنگاه شاهد هجوم شادی و آرامش خواهید بود.
به جای خسته نباشید؛
بگوییم : خدا
قوت
به جای خدا بد
نده؛ بگوییم :
خدا سلامتی
بده
به جای بد
نیستم؛ بگوییم
: خوب هستم
به جای فراموش
نکنی؛ بگوییم
: یادت باشه
به جای پدرم
درآمد؛ بگوییم
: خیلی راحت
نبود
به جای دستت
درد نکنه؛
بگوییم :
ممنون از محبتت، سلامت باشی
به جای ببخشید
که مزاحمتان شدم؛
بگوییم : از
اینکه وقت خود را در اختیار من گذاشتید متشکرم
به جای
گرفتارم؛
بگوییم : در
فرصت مناسب کنار شما خواهم بود
به جای دروغ
نگو؛ بگوییم :
راست می گی؟ راستی؟
به جای قابل
نداره؛ بگوییم
: هدیه برای
شما
به جای شکست
خورده؛ بگوییم
: با تجربه
به جای فقیر
هستم؛ بگوییم
: ثروت کمی
دارم
به جای بدرد
من نمی خورد؛
بگوییم :
مناسب من نیست
به جای مشکل
دارم؛ بگوییم
: مسئله دارم
به جای جانم
به لبم رسید؛
بگوییم :
چندان هم راحت نبود
به جای مسئله
ربطی به تو ندارد؛
بگوییم :
مسئله را خودم حل میکنم
به جای من
مریض و غمگین نیستم؛
بگوییم : من
سالم و با نشاط هستم
به جای زشت
است؛ بگوییم
: قشنگ نیست
به جای چرا
اذیت میکنی؛
بگوییم : با
این کار چه لذتی میبری
به جای غم
آخرت باشد؛
بگوییم : شما
را در شادی ها ببینم
به جای متنفرم؛
بگوییم : دوست
ندارم
به جای دشوار
است؛ بگوییم :
آسان نیست
به جای جملاتی از جمله چقدر چاق شدی؟،
چقدر لاغر
شدی؟، چقدر خسته به نظر
میآیی؟،
چرا موهات را
این قدر کوتاه کردی؟،
چرا ریشت را
بلند کردی؟،
چراتوهمی؟،
چرا رنگت
پریده؟،
چرا تلفن
نکردی؟،
چرا حال مرا
نپرسیدی؟
بگوییم: سلام
به روی ماهت، چقدر خوشحال شدم تو را دیدم، همیشه در قلب من هستی ... جمعه 13/11/1391 - 21:11
تغذیه و تناسب اندام
بیخوابی تنها دلیل خستگی و کسالت نیست. دلایل دیگری نیز وجود دارد که باک انرژی شما را خالی کرده و باعث میشود که احساس خستگی بکنید. برای شناسایی و مقابله با دزدان انرژی با ما همراه باشید. کار سختی نیست فقط کافی است در رژیم و عادتهای غذاییتان تغییراتی ایجاد کنید. خواهید دید که احساس سرزندگی و شادابی خواهید داشت.
1. احتمالاً گلوسیدها را از برنامهی غذاییتان حذف کردهاید
اگر در طول روز زیاد احساس خستگی میکنید یکی از دلایلش این میتواند باشد که شما رژیم بدون گلوسید گرفتهاید. یعنی اینکه کربوهیدرات را از برنامه غذایی خود حذف کردهاید. یک چنین رژیمی شما را بی انرژی میکند. باید بدانید که مغز انسان با پروتئین کار نمیکند بلکه با گلوسیدها امورات خود را میگذراند. اینگونه است که بدن ما گلوسیدهایی که مصرف میکنیم را به گلوکز تبدیل میکند و این گلوکزها منبع اصلی تأمین انرژی بدنمان هستند. عدم مصرف گلوسیدها باعث میشود که انرژی لازم را برای فعالیتهای روزانه نداشته باشید. توصیه میکنیم گلوسیدهای پیچیده مثل نان سبوس دار، حبوبات و سبزیجات نشاستهای را به برنامهی غذاییتان اضافه کنید.
2. احتمالاً صبحانه نمیخورید
اگر در طول روز احساس کسالت و بی حالی میکنید احتمالاً از آن دسته افرادی هستید که صبحانه نمیخورید. ولی باید بدانید که صبحانه مهمترین وعدهی غذایی است. به خاطر اینکه بدن ما از شب تا صبح گرسنه بوده و ذخیرهی انرژیاش دیگر تمام شده است. صبح که میشود بدن به کسب انرژی نیاز دارد. اگر صبحانه نخورید نمیتواند این انرژی را دریافت کند و برای همین طبیعی است که بقیهی روز را بی حال و بی انرژی باشید. نتایج پژوهشهای متعدد نشان میدهد بچههایی که صبحانه میخورند نتایج بهتری در تستهای هوش کسب کرده و تمرکز بیشتری دارند. افراد بزرگسال نیز همانند بچه ها هستند با این تفاوت که بزرگتر هستند. توصیه میکنیم که صبحتان را با یک صبحانهی سالم شروع کنید. صبحانهی سالم حاوی گلوسیدهای سالم، پروتئین، میوه و سبزیجات است.
3. احتمالاً شما خیلی کم غذا هستید
اگر در طول روز باک انرژیتان خیلی زود خالی میشود به احتمال زیاد مانند گنجشک غذا میخورید. منظورمان این است که کم غذا هستید. بدن ما نیاز دارد که هر سه تا پنج ساعت چیزی بخورد تا انرژیاش را تأمین کند. برای پیشگیری از این مسئله توصیه میکنیم که هر وعدهی غذایی یا میان وعدهتان حاوی پروتئینها، دانه ها، میوه و سبزیجات باشد.
4. احتمالاً کم آب میخورید
کاهش آب نیز میتواند باعث بی حالی روزانه شود. در واقع اگر شما جز آن دسته افراد هستید که آب و مایعات کمی مینوشید احتمالاً در طول روز دچار منگی و بی حالی خواهید شد. احتمالاً شنیدن اینکه روزانه باید یک لیتر آب بخورید شما را وحشت زده میکند. نگران نباشید. قرار نیست که همهی این آب را یکجا بخورید. یک بطری آب دم دستتان باشد و در طول روز جرعه جرعه میل کنید. آب میوهها و جوشاندهها از مایعات سالم محسوب میشود. میتوانید روی شیر نیز حساب کنید. در هر حال مایعات زیادی بنوشید و حالا که تابستان است بیشتر به فکر تأمین آب بدن خود باشید. صبحانه مهمترین وعده غذایی است. به خاطر اینکه بدن ما از شب تا صبح گرسنه بوده و ذخیره انرژیاش دیگر تمام شده است. صبح که میشود بدن به کسب انرژی نیاز دارد. اگر صبحانه نخورید نمیتواند این انرژی را دریافت کند و برای همین طبیعی است که بقیه روز را بی حال و بی انرژی باشید.
5. احتمالاً غذاهای ناسالم را در بدترین شرایط میل میکنید
خیلی از مردم صبحانه را ظهر میخورند و شام را دیر وقت. این باعث میشود که بانشاط و شاداب نباشید. زمانی که احساس خستگی میکنید معنیاش این است که مغزتان هیدرات کربن میخواهد تا انرژیتان را بالا ببرد. اگر جزء افرادی هستید که گلوسیدهای ساده مثل کیک و کلوچه و یا نوشیدنیهای گازدار میخورید باید انتظار داشته باشید که ناگهان انرژیتان از دست برود و احساس ضعف بکنید. هیدارتهای کربن خیلی سریع وارد سیستم بدن میشوند و به مدت یک ساعت احساس سیری ایجاد میکنند. با این که هلههولهها برای مدتی شما را سیر میکنند اما باید بدانید که تغذیه نامناسبی در پیش گرفتهاید. برای اینکه روزتان را با انرژی پشت سر بگذارید باید در بین روز میان وعدهای حاوی پروتئینها و گلوسیدها میل کنید. یک عدد سیب یا یک مشت بادام، ماست با میوه و سبزیجات میان وعده های خوبی محسوب میشوند.
جمعه 13/11/1391 - 20:55
تزیینات و دکوراسیون
فرش ها در ظاهر خانه و دکوراسیون آن تاثیر زیادی دارند. آن ها جلوه خاصی به خانه ها و اتاق های شما می بخشند و در عین حال تاثیر زیادی بر گرما و امنیت فضای خانه دارند.
فرش ها از جمله ضروری ترین وسایل برای چیدمان و دکوراسیون خانه هستند و اگر درست و متناسب با فضای خانه انتخاب شوند علاوه بر آن که بر جلوه خانه می افزایند آسایش و آرامش اعضای خانواده را نیز تامین می کنند اما در استفاده از فرش باید نکته هایی را مدنظر قرار دهید.
مرز خوشی
فرش ها و قالیچه ها بهترین ابزاری هستند که از آن ها می توان برای تعیین مرزبندی های فضای خانه استفاده کرد. اگر در خانه تان هالی دارید که لازم است آن را به 2 قسمت غذاخوری و نشیمن تقسیم کنید، بهترین کار استفاده از فرش یا قالیچه های متفاوت است. این کار به شما کمک می کند علاوه بر مرزبندی فضایی که در اختیار دارید، جاذبه خاصی برای خانه تان فراهم کنید. تنها باید مراقب باشید در انتخاب قالیچه ها مراقب هارمونی و همسانی رنگ ها و طرح های قالیچه ها یا فرش ها باشید. انتخاب طرح و رنگ مناسب در ایجاد فضاسازی و مرزبندی ها بسیار ضروری است. همان طور که نباید از فرش یا قالیچه شبیه به هم برای این کار استفاده کرد، قرار دادن 2 فرش کاملا متفاوت یکی با طراحی مدرن و دیگری با طراحی سنتی، انتخابی نادرست و نامناسب است.
موکت کنار فرش
برای تک تک قالیچه ها و فرش هایی که در خانه تان استفاده می کنید باید حاشیه ای مناسب و مقاوم درنظر بگیرید. این حاشیه علاوه بر آن که باید متناسب و زیبا باشد، باید کیفیت لازم را برای پیشگیری از سر خوردن و حرکت آن روی سرامیک، داشته باشد. مقصود از حاشیه استفاده از موکت یا بست های پلاستیکی است که امروزه در بسیاری از فروشگاه های فرش دیده می شود. استفاده از موکت در مقایسه با گیره های پلاستیکی در فصل زمستان اولویت دارد. زیرا علاوه بر آن که موجب حفظ دمای خانه و گرم تر شدن اتاق ها می شود به لحاظ ایمنی نیز برای خانواده هایی که فرزند زیر 10 سال دارند نیز ایمن تر است.
شما باید از فرشی با طراحی ساده و رنگ های محدود استفاده کنید. در غیراین صورت با خانه شلوغ و مملو از طرح های مختلف روبه رو خواهید شد که نه تنها زیبایی خاصی ندارد بلکه موجب آشفتگی و آرامش نداشتن اعضای خانه نیز می شود
فرش باید با مبل ها سازگار باشد
یکی از مهم ترین ویژگی هایی که فرش یا قالیچه به عنوان یکی از مهم ترین بخش های دکوراسیون خانه و اتاق ها باید داشته باشد، تناسب طرح و رنگ با مبلمان، پرده ها و دیوارهای خانه است.
به عنوان مثال اگر پرده ها و مبلمان شما از طراحی ویژه ای برخوردار است و به اصطلاح طرحی شلوغ دارد، شما باید از فرشی با طراحی ساده و رنگ های محدود استفاده کنید. در غیراین صورت با خانه شلوغ و مملو از طرح های مختلف روبه رو خواهید شد که نه تنها زیبایی خاصی ندارد بلکه موجب آشفتگی و آرامش نداشتن اعضای خانه نیز می شود.
بنابراین دقت داشته باشید طراحی و رنگ فرش را با دیگر وسایلی که در خانه دارید هماهنگ کنید.
از چه شکلی کجا استفاده کنیم؟
اگر به یکی از فروشگاه های فرش در سراسر کشور سر بزنید خواهید دید که فرش ها و قالیچه ها در طرح ها، سایزها و اندازه های مختلف در بازار وجود دارد. برخی از فرش ها به شکل دایره، برخی به شکل بیضی، برخی به شکل مربع و برخی مستطیل شکل هستند. برخی طرح های ساده و یک دست دارند و برخی از آن ها با طرح های متفاوت و شلوغ تولید و در نمایشگاه های فرش به مخاطبان عرضه می شود. در کنار طرح و رنگ فرش ها و قالیچه ها که درباره آن صحبت کردیم ظاهر فرش؛ مربع یا دایره بودن آن، بیضی یا مستطیل بودن آن نیز در زیباتر به نظر رسیدن خانه و اتاق ها تاثیر بسیار چشمگیری دارد. گاهی ممکن است فرشی دایره مانند جلوه زیبایی به سالن نشیمن بدهد درحالی که همین فرش برای اتاق غذاخوری چندان مناسب نباشد.
چهارشنبه 11/11/1391 - 12:59
ازدواج و همسرداری
مراسم
ازدواج همیشه در هر کشوری با تفاوتهایی نسبت به دیگر کشورها برگزار
میشود و فرهنگها و ملتها و سنتهای دیرین در اینگونه مراسم بسیار
تأثیرگذار هستند. در زیر به 9 رسم عجیب ازدواج در کشورهای مختلف اشاره
میکنیم.
ازدواج در کره جنوبی
در
شب عروسی جورابهای داماد را از پایش درمیآورند و شروع میکنند به کتک
زدن او. این سنت به نشانه قویتر کردن داماد برای شروع زندگی است. در کره
عقیده و باورهای مردمی این است که اگر داماد شب عروسی لبخند بزند بچهشان
دختر خواهد بود و در شب عروسی اعضای خانواده عروس و داماد بر سرشان آجیل،
بخصوص آلو خشک میریزند که اگر عروس آجیلها را به چنگ بیاورد فرزندانشان
زیاد خواهد شد.
در
ضمن پرتاب کردن خرمای خشک قرمز در مراسم عروسی به معنی آرزوی خوشبختی برای
عروس و داماد است. براساس سنتها پرتاب شاهبلوط نماد احترام و خرمای
قرمز نمادی از تلاش است.
ازدواج در ژاپن
مراسم
عروسی ژاپنی به نام «سان سان کودو» است که از نظر معنای لغوی، (سه. سه نه
بار) معنی میدهد. طبق سنت ژاپنیها از 3 فنجان به نام sakazuki استفاده میشود که با یکدیگر متفاوت هستند و عروس و داماد باید از آن بنوشند.
عدد
3 در آئین بودا بسیار مقدس است و به معنی «شادی سهگانه» است و ژاپنیها
معتقدند در طول زندگی مشکلات زیادی ظاهر خواهد شد، اما عروس و داماد باید
با وحدت و با روح نشاط و گذشت بر آنها غلبه کنند.
ازدواج در اسکاتلند
یک
سنت قدیمی در اسکاتلند وجود دارد که میگوید عروس باید پایش در شب عروسی
شسته شود. اقوام عروس گرد او جمع میشوند و پاهایش را میشویند. آنها حلقه
یک زن ازدواج کرده را در یک وان پر از آب قرار میدهند و معتقدند نخستین
کسی که این حلقه را بیابد عروس آینده خواهد بود.
مانند پرتاب گل در مراسم عروسی ایرانی که بر این باوریم هر دختری آن را به چنگ بیاورد، زودتر از همسالانش ازدواج خواهد کرد.
در
عروسیها به روش قدیمی اسکاتلندیها، داماد سبدی بزرگ از سنگ بر پشتش
میگذارد و آن را حمل میکند و تا زمانی به این کار ادامه میدهد تا عروس
با لطف و مهربانی او را از این کار بازمیدارد. براساس یک سنت حاضران در
مراسم عروسی به سر و روی هم رنگ میپاشند و چهرهها را رنگین میکنند.
آنها
یک سنجاق سینه را که به جواهرات مزین شده است به سینه عروس میچسبانند و
پس از پایان مراسم صاحب سنجاق آن را در پتوی نوزاد خود میگذارد تا برای
کودک شانس بیاورد.
ازدواج در آلمان
دوستان
عروس و داماد شبی که مراسم ازدواج برگزار میشود، عروس را میدزدند تا
داماد او را پیدا کند. داماد برای یافتن عروسش به هر کس که کمکش کند
نوشیدنی میدهد.
در
شمال آلمان، شخصی که برای دعوت به جشن و ارائه کارت عروسی به هر خانهای
سر میزند، اعضای خانواده او را به درون خانه میکشانند و با انواع غذا و
نوشیدنی از او پذیرایی میکنند. در آلمان طبق یک سنت قدیمی، شب قبل از
عروسی، دوستان عروس به خانه او میروند و با شکستن ظروف در جلوی در خانه
مراسم جالبی برگزار میکنند.
اعتقاد
بر این است که با انجام این کار عروس در زندگی زناشویی به خوشبختی خواهد
رسید. پس از این مراسم، حاضران در خانه عروس پذیرایی میشوند. در مراسم
عروسی در آلمان مهمانان نان و نمک در جیب خود میریزند تا به این نحو آرزوی
خوشبختی برای عروس و داماد کنند.
عروسی در هلند
در
عروسیهای سنتی هلند مهمانان نوعی نوشیدنی معروف به اشک عروسی مینوشند و
در روز عروسی کیسهای پر از شیرینی و آجیل به مهمانان هدیه داده میشود که
به عنوان پنج نماد عشق، شادی، وفاداری، دارایی و نیرومندی است. عروس و
داماد در روز عروسیشان سوسن سفید به همراه دارند و این گل نمادی از عشق
است که شکوفههایش در فصل بهار روز عروسی را به یاد میآورند.
عروسی در قزاقستان
به
گزارش ایران، عروس و داماد در قزاقستان نیز به شکل جالبی ازدواج میکنند.
داماد به گوش عروس گوشواره میاندازد و هنگامی که عروس به خانه داماد
میرسد مراسمی به نام Betashar به معنی(تمام شده)
برگزار میکنند که در این مراسم چهره عروس به خانواده داماد نشان داده
میشود و رقص و آوازی را با آهنگهای سنتی به راه میاندازند.
عروسی در تایوان
در
تایوان داماد به عروس 12 هدیه میدهد. این هدیهها، شامل کفش، طلا و
جواهرات، شکلات و نبات است، سپس عروس به داماد 12 هدیه میدهد و برایش
تحفههایی چون ماهی قرمز در تنگ یا قاشقهایی از عاج فیل و مزین شده برای
خوردن برنج میفرستد. این اشیا نماد خوشبختی و آرزوی شیرینی برای آینده
عروس و داماد است.
گریههای عروسهای چینی
شهر Tuija
در مرکز چین با جمعیت بیش از 8 میلیون تن مراسم ازدواج عجیبی دارند. گریه
کردن در مراسم ازدواج از سنتهای این مراسم محسوب میشود. یک ماه قبل از
مراسم عروس باید حدود یک ساعت گریه کند. 10 روز پس از مراسم ازدواج عروس
دیگر تنها گریه نمیکند بلکه مادرش او را در گریه همراهی میکند، سپس
خواهران، خاله و عمه، مادربزرگ به او میپیوندند و همگی گریه میکنند.
این مراسم با نام «آهنگ گریه در ازدواج» شناخته شده است و با برگزاری این سنت، آیندهای شاد را برای زن و شوهر آرزو میکنند.
در یکی از استانهای چین، عروس پس از مراسم روی مردم آب میپاشد تا ارواح شیطانی را بترساند.
ازدواج در کامبوج
در
مراسم ازدواج در کامبوج یک دستبند که بر آن گرهای قرار دارد به عنوان
نماد آرزوهای خوب بزرگان برای عروس و داماد و خوشبختی برای آنها است.
ازدواج درمالزی
در
مالزی نیز سینیهای غذا را با مقداری پول به خانه عروس حمل میکنند و در
مهمانی نیز تخممرغهایی را تزئین میکنند و اعتقاد بر آن است که تخممرغ
نمادی از باروری است.
چهارشنبه 11/11/1391 - 1:25
ازدواج و همسرداری
انچه که طلاقها را افزایش داده جدای از مطلب زیر که طلاقهای عجیب نام دارد ولی یک نکته را نباید از یاد ببریم که طلاق ها در ایران به دلایل مختلف افزایش یافته که شاید یکی از دلایل آن در مطلب زیر بیابید ولی آنچه مسلم است روزنامه ها ، مجلات ، تلویزیون وحتی از طریق منبر و مجلس (خصوصا زنان )همگی احترام و اطاعت گذاردن زن به شوهر را ظلم به زن می دانند.و انگار که زن گناهی نابخشودنی انجام داده و زن را ترغیب به نافرمانی از شوهر می کنند ونتیجه ان می شود که کنترل زن از دست شوهر در بیایدواز شوهر خود تمکین نکند وبا وضع زننده در جامعه ظاهر شوند و شوهر هم توانایی اعتراض یا ممانعت کردن وی را نداشته باشد و حتی دختر خانواده به پیروی از مادر زننده تر و سکسی تر در کوچه و خیابان ظاهر شود بطوری که حتی کمیته امر به معروف و نیروی انتظامی و.....هم کاری نتوانند بکنند و فقط هزینه بکنندوبودجه خرج کنند .از تشویق زن به مقابل شوهر ایستادن؛ و حق زن این است و ......و مرد نباید از زن کار بخواهد، و زن می تواند در خانه کار نکند و این جور اراجیف که زنان را خود مختار و شورشی بار می آورند تا خانواده ها را دگرگون و مشغول کنند تا با خیال راحت حکومت کنند .
ساختمان شورای حل اختلاف، هر روز پر است از جوان هایی که تا دیروز لیلی و مجنون بوده اند و امروز دشمن خونی هم شده اند. هر کدامشان هم برای این دشمنی دلایلی دارند که از نظر خودشان موجه و عقلانی به نظر می رسد. هنوز اعتیاد، اصلی ترین دلیل برای کوک کردن ساز جدایی است. دومین عامل طلاقها عدم تمکین زن از شوهر است .
اینطوری که مشاوران شورای حل اختلاف می گویند تازگی ها کار کردن در شیفت شب هم به مشکلاتی که باعث اختلاف زوجین می شود اضافه شده است. طلاق های کلاسیک(مانند سالهای گذشته) همچنان آمار قابل توجهی دارند. طلاق هایی که بنا به ادعای همسران جوان، پای مادرزن و مادرشوهر درشان وسط است اما لابلای این دلایل کلاسیک که همه تقریبا از آن آگاهی دارند، موضوعات عجیب و غریبی هم به چشم می خورند که در نگاه اول یک ناظر بیرونی خنده دار به نظر می رسند ولی زمانی که پرونده را باز می کنی و سرانجام آن را صدور حکم طلاق می بینی، نه تنها دیگر لبخند نمی زنی بلکه به این فکر می کنی که ما واقعا با کی ها شدیم 70 میلیون نفر!
نمونه هایی که در گزارش می خوانید، همگی با کمک یک مشاور شورای حل اختلاف یکی از دادگاه های معروف خانواده تهران و از میان معروف ترین پرونده های طلاق این سال ها انتخاب شده اند.
*************
مورد عجیب اول) فشار از بالا!
شاید بعد از نوشتن این چند خط، اگر هر کدام از شما بخواهید این ماجرا را به صورت شفاهی در جمع خانوادگی یا دوستانه بازگو کنید، متهم به خالی بندی و اینجور چیزها شوید. راستش تا وقتی خانم مشاور هم داشت شفاهی توضیح می داد، فکر کردیم بخشی از داستان غیرواقعی است یا حداقل به قول مسعود فراستی «ایراد روایی» دارد
اینکه ببینیم یک زوج جوان، فقط به خاطر اختلاف بر سر زمان و مکان فشار دادن خمیر دندان دادخواست طلاق داده اند و بعد هم به خاطر کوتاه نیامدن طرفین از هم جدا شده اند. ماجرا هم از این قرار بوده که بیژن و الناز، در همان شب نخست ازدواج به گردنه صعب العبوری رسیده اند. یعنی وقتی عروس خانم می خواسته تا به عادت هر شب پیش از ازدواج، دندان های خود را مسواک بزند، ابتدا مسواک را از جلدش خارج کرده (چون تازه ازدواج کرده بودند، همه چی نو بوده) سپس خمیر دندان را برداشته و با فشار دادن در آن بر روی سر تیوب، آن را افتتاح کرده است.
تا اینجا همه چیز خوب پیش رفته بود اما مشکل زمانی پیش می آید که بیژن از راه می رسد و بعد از کلی داد و قال می خواهد به همسرش بفهماند که عقل سالم حکم می کند خمیردندان را «از پایین فشار بدهی.» بعد از این جار و جنجال و تاکید عروس ماجرا مبنی بر اینکه فقط بلد است خمیر دندان را از بالا فشار دهد، همه چیز به نقطه جوش می رسد و الناز در همان شب نخست سر از منزل پدرش درمی آورد. بعد از این اتفاق هم تمام مشاوره ها و پادرمیانی ها به نتیجه ای نمی رسد و بیژن و الناز از هم جدا می شوند؛ به همین سادگی!
*************
مورد عجیب دوم) چشم ها را باید شست
کامبیز و پانته آ هم ماجرای دردناک دیگری دارند. مشاور تاکید می کند در گزارش حتما به ماجرای آنها اشاره کنیم تا جوان ها ببینند این روزها سر چه اتفاقات کوچکی صبر ملت به سر می آید و زوج ها در همان ماه های اول سر از دادگاه خانواده درمی آورند.
این زوج خوشحال هر دو سوار بر خودروی خودشان بودند تا احتمالا به خانه مادر پانته آ بروند. از قضا! (به سبک آقای همساده بخوانید) خودروی آنها پشت چراغ قرمز متوقف می ماند و یک خودروی مدل بالا هم در کنار آنها می ایستد.
در این لحظه کامبیز با نگاهی به خودروی مدل بالا و سپس نگاهی به پانته آ می گوید: «نگاه کن ماشین رو. چه خوش رنگه. ما هم خواستیم ماشینمون رو عوض کنیم، رنگ بژ می خریم.» پانته آ اهم نگاهی به ماشین مورد نظر می کند و با خنده همراه با نگاه عاقل اندر سفیه می گوید: «اینکه بژ نیست، زیتونه.»
کامبیز این بار با پوزخندی توضیح می دهد: «زیتونی؟ کوررنگی داری؟» پانته آ که احساس می کند با این جمله مورد ترور شخصیتی (باور کنید عین این کلمه در متن دادخواست این دو نفر آمده) قرار گرفته است، نه گذاشته و نه برداشته و با نگاه زل در چشمان کامبیز گفته: «بابات کوررنگی داره!»
در نتیجه به علت تفاوت در طرز نگاه و طرز تلقی نسبت به رنگ آمیزی، کامبیز و پانته آ از هم جدا می شوند؛ آن هم بعد از دو سال و سه ماه زندگی مشترک. باز هم به همین سادگی!
*************
مورد عجیب سوم) داماد با سیب زمینی
روایت سومی که خانم مشاور از میان پرونده ها انتخاب می کند هم پیام اخلاقی دارد، هم پیام محتوایی و هم نقش مهم مادرزن را در شیرین کردن یا تلخ کردن زندگی مشخص می کند.
روایت زندگی مشترک شهاب و همسرش از ازدواج تا طلاق به یک سال هم نمی کشد. این دو نفر واقعا عاشق همدیگر بودند و طبق ادعای خودشان عشقی که به همدیگر داشتند در کل فامیل زبانزد بوده اما این عشق تنها چند ماه دوام آورده و وجود یک مادر فولادزره از طرف محبوبه باعث شد زندگی شیرین این زوج در عرض چند ماه تلخ تلخ شود.
ماجرا هم اینطوری بوده که چند ماهی بود که مادر محبوبه، هر زمانی که شهاب را می دید، از خواستگارهای قبلی دخترش تعریف می کرد و آنها را مثل پتک توی سر شهاب می کوبید و از آنجایی که شهاب، ظرفیت بالایی داشت و همسرش هم او را عاشقانه دوست داشت، تا چند ماه اتفاق خاصی نیفتاد اما خب ظرفیت شهاب هم حدی داشت.
یک روز که مهمانی بزرگی در خانه پدر محبوبه برگزار شده بود (پدر محبوبه آدم خنثی ای بود و زیاد هم حرف نمی زد) و حدود 50-40 نفر حضور داشتند. مردی از در وارد می شود و مادر محبوبه با صدای بلند اعلام می کند که او خواستگار دخترش بوده و پول هایش را تریلی هم نمی کشد و این حرف ها. در اینجا شهاب هم از کوره در می رود و صدایش به نشانه اعتراض بالا می رود.
در این لحظه، مادر زن حرفی بر زبان می آورد که از بازگو کردن آن قاصریم. در امتداد این صحبت، شهاب از جا بلند می شود و یک سیلی آبدار به مادرزنش می زند. پخش شدن مادرزن وسط اتاق از یک طرف، گریه های محبوبه از یک طرف و جدایی شهاب از محبوبه هم از یک طرف.
لازم به ذکر است که چون خانواده دو طرف به صورت قبیله ای بوده اند، تا مدت ها اخبار اصابت کلنگ و آجر به مغز طرفین، به دادگاه حاصل و واصل می شده که تا مدت ها کار رسیدگی به این پرونده را سخت کرده اما در نهایت با عدم توانایی پسر در پرداخت یک جای مهریه سنگین عروس، مهریه تقسیط می شود و آقای داماد از مهلکه زندان نجات پیدا می کند.
*************
مورد عجیب چهارم) چی؟ من؟ اشکنه؟
از قدیم گفته اند که خدا هر چی به آدم می دهد، قبلش ظرفیتش را بدهد. یعنی یکجور دعایی بوده که برای بی ظرفیت های جامعه می کرده اند. خانم مشاور هم در راستای همین بی ظرفیتی، داستان بهروز و مهناز را تعریف می کند: «بهروز یکی از نامبر وان ها (شماره یک ها، همون کاردرست ها) بوده؛ یعنی در محل کار، همه رویش حساب می کردند و از این حرف ها اما بالاخره گل بی خار خداست.
خار بهروز هم این بود که بی رفیت بود و جنبه پیشرفت نداشت. یک روز که بهروز و مهناز رفته بودند خانه مادر مهناز (کلا خانه مادرزن جایی است بسیار استراتژیک)، بنده خدا مادر مهناز که خیلی احساس خودمانی با دامادش می کرده و البته در جهل مرکب هم بوده، ناهار را خیلی جدی نمی گیرد و اشکنه درست می کند.»
چون بهروز به سر سفره می نشیند و رتبه خود را مقابل ظرف اشکنه می گذارد، به این نتیجه می رسد که زندگی دیگر فایده ای ندارد و باید از همسرش جدا شود. در متن دادخواستش هم می نویسد: «چون دیگر تحمل این بی احترامی را نداشتم، از آن مقام عالی درخواست می کنم به شکایت طلاق اینجانب رسیدگی نمایند.»
بعد از درخواست طلاق از طرف بهروز ؛هم مادر عروس وهم دادگاه تلاش بسیاری کردند تا مرد خانواده از خر شیطان پیاده شود که این اتفاق نیفتاد و یک پرونده دیگر به همین سادگی با طلاق طرفین مختومه اعلام شد.
مورد عجیب پنجم) این مرده؟
این مورد، یکی از مواردی است که مشاور می گوید تازگی ها شیوع پیدا کرده است و به نظر می رسد از تفاوت های فرهنگی سرچشمه می گیرد. نمونه اش هم همین پرونده است که در آن سامان که یک تولیدی لباس داشت، عادت داشته که برای خودش، لباس های اجق وجق تولید کند و این نکته، همسرش سیما را به شدت آزار می داد.
سیما از اینکه می دید سامان، لباس هایی با رنگ های جیغ و طرح های داغون به تن می کند، کم عصبانی نبود که سامان شروع می کند به بلند کردن موها و ناخن هایش. طبق گفته شاهدین، موهای سامان تا کمرش می رسیده و ناخن هایش در شرف ثبت در کتاب رکوردهای گینس قرار گرفته بودند. چند وقت که گذشت و سامان به اعتراض های همسرش وقعی ننهاد، همسرش درخواست طلاق داد؛ چرا که دچار تردیدی جدی در زندگی شده بود که اگر این مرده، پس من چی ام؟
در راستای همین تردید، این زوج جوان از یکدیگر جدا می شوند. خانم مشاور می گوید این نوع طلاق ها با همین رویکرد تفاوت فرهنگی زیاد شده و این یک زنگ هشدار برای زوج های جوان است.
موارد دیگر) تا پای طلاق
اما ماجراهای عجیب طلاق در دادگاه خانواده به همین ها ختم نشده، برخی موارد دیگر هم هستند که تا پای طلاق رفته اند اما تاکنون خبری از طلاق و جدایی شان نیامده است ولی با توجه به جالب بودن نوع شکایتشان، خانم مشاور حیفش آمد ماجرای این پرونده ها را به ما نگوید. مثلا در یک موردی زوجه درخواست طلاق داده و با این شرط که شوهرش یک دستگاه فر مایکروویو، شش عدد النگو و یک دست ظروف آرکوپال بخرد، از شکایتش صرفنظر کرده است. یعنی ببینید که زن آدم چقدر می تواند قانع باشد!
در موردی دیگر، چون مرد قبلا تعهد داده بودکه سرخ کن و انگشتر بخرد و تا آن موقع نخریده بود، زن درخواست جدایی داده بود که البته با ابتیاع سرخ کن و انگشتر، همه چیز به خوبی و خوشی به پایان رسید. در مورد دیگری هم زن به خاطر بی خیالی شوهر در عوض کردن خانه اجاره ای درخواست طلاق داده اما ماجرا به همین جا ختم شده و زن دیگر موضوع دادخواستش را پیگیری نکرده است. خانم مشاور می گوید: «تعداد درخواست های این طلاق ها در سال های گذشته بیشتر از هر زمان دیگری شده است.»
به گفته او همین الان هم درخواست های طلاق به خاطر بهانه های کوچک یا عجیب بسیار زیاد هستند و مشاورین دادگاه خانواده و قضا سعی می کنند قبل از اینکه موضوع جدی تر شود، ماجرا را در همان مرحله طرح دادخواست حل و فصل کنند اما بعضی ها به خاطر نداشتن درک صحیح از زندگی و نداشتن تجربه کافی و البته گاهی با حمایت های نابجای خانواده و اصرار بر موضع طلاق، راهی به جز جدایی باقی نمی گذارد. مشاور می گوید: «هیچ چیزی دردناکتر از دیدن چهره های دختران و پسران جوانی نیست که در راهروهای خانواده با چهره های نگران منتظر رأی دادگاه می مانند.»
دلیل وقوع طلاق های عجیب چیست؟
زن ها دیگر نمی خواهند غذاهای خوشمزه بپزند
وقتی به دکتر امان الله قرابی مقدم – جامعه شناس – زنگ زدیم تا در مورد طلاق های عجیب با او حرف بزنیم، دیدیم خودش مثال های زیادی از این دست دارد. قرایی مقدم می گوید نگاه سنتی مردها و زندگی مدرن زن ها مهمترین دلیل وقوع طلاق های عجیب است.
الان جوان ها با کوچکترین بهانه طلاق می گیرند، در حالی که در گذشته اینگونه نبود. به نظر شما چرا این اتفاق افتاده است؟
- برای طلاق تقریبا 16، 17 عامل وجود دارد اما از نظر من در سال های اخیر دو ساختی شدن جامعه بیشترین تاثیر را در طلاق ها گذاشته است. این دو پارگی هم به علت این است که ما در حال گذار از جامعه سنتی به یک دوران مدرن هستیم. به طور مشخص، در حال حاضر، پسران جامعه ما با اینکه از لحاظ ظاهر و تیپ و لباس، جدید شده اند اما هنوز هم همان تفکر سنتی پدران خود را دارند در حالی که دختران ما، امروزی ترند. نتیجه این تضاد هم این می شود که با کوچکترین حرف یا جرقه این دو ساختی نمایان می شود و اختلاف به وجود می آورد.
چگونه می شود پسرها سنتی بار می آیند و دخترها مدرن؟
- ریشه این رفتارها مربوط به گذشته و نوع نگاهی است که به زندگی داشته اند. مثلا پسرها در خانواده ها ابهت پدری و احترام دیده اند و دوستدارند هنوز آن احترام و اقتدار پابرجا باقی بماند اما برعکس دخترها در برخی موارد خشونت های خانگی و تحقیر دیده اند و می خواهند گذشته را پاک کنند. برای همین پسرهای ما هنوز هم از همسرانشان احترام و اطاعت و غذای خوشمزه و خانه تر و تمیز می خواهند در حالی که خیلی از دختران ما دیگر به این چیزها فکر نمی کنند و مثلا لزومی نمی بینند که هر حرف شوهرشان را گوش بدهند و مطیع کامل باشند.
الان از هر سه ازدواج در تهران یکی به طلاق می انجامد، چرا؟
- خیلی از کسانی که طلاق می گیرند، ما ازشان می پرسیم که خب شما که طلاق گرفتی، اصلا برای چی ازدواج کرده بودی؟ ملاکت چی بود؟ خیلی هایشان جواب می دهند که هیچی. یعنی برای ازدواجشان هیچ ملاکی نداشته اند. فقط به خاطر اینکه توی فلان مهمانی طرف را دیده و از او خوشش آمده، با هم ازدواج کرده اند. عامل دیگری که آمار طلاق را به قول شما به سقف چسبانده، همین دوستی های قبل از ازدواج است. طبق تحقیقات، قریب به صددرصد کسانی که قبل از ازدواج، با فرد دیگری ارتباط داشته اند، یا طلاق گرفته اند یا اینکه در زندگی دچار طلاق عاطفی شده اند. در واقع ازدواج هایی که بر اساس دوستی های خیابانی انجام می گیرد، بدبخت ترین ازدواج هاست.
مگر جامعه ما از لحاظ سطح سواد و آگاهی پیشرفت نکرده؟ این موضوع تاثیری روی نحوه ازدواج و طلاق ندارد؟
- چرا تاثیر دارد ولی نه تاثیر مستقیم. الان بیشترین طلاق ما در سنین 18 تا 25 انجام می گیرد؛ یعنی همان سنین دانشجویی اما چیزهایی که تاثیر مستقیم روی کاهش آمار طلاق دارد، یکی دوران نامزد ماندن شش ماه تا یک سال است که باعث می شود شناخت دو طرف از یکدیگر بیشتر شود و نکته دیگر ازدواج های فامیلی است که آمار طلاق پایین تری دارند.
چهارشنبه 11/11/1391 - 1:13
اقتصاد
بین میدان بهارستان و چهار راه ظهیر الاسلام خیابان صف یا همان باغ سپهسالار معروف قرار دارد، خیابانی که از قدیم تا بوده و هست، بیشترین فعالیت خود را به تهیه و تولیدکیف و کفش های زنانه اختصاص داده است و با این کار مشتریان زیادی را از تهران و حتی شهرستان به خود جذب کرده است.
بعضی از این مشتریان شهرستانی فروشندگانی هستند که اجناس خود را به طور کلی از تولید کنندگان اینجا خریداری می کنند و برخی هم مسافرانی هستند که شاید چند روزی در تهران هستند.

چیزهایی که باید در مورد خیابان صف بدانیم
یک خیابان قدیمی که از خیلی قدیم ترها در تولیدو عرضه کیف و کفش فعالیت داشته و امروزه هم که به آنجا می روی به جز کیف و کفش فروشگاه دیگری را در آنجا نمی بینی. محبوبیت اینجا به خصوص نزد خانم ها آنقدر زیاد است که آوازه اش حتی به شهرستان ها هم رفته؛ تا آنجا که خیلی از فروشندگان شهرستانی هم برای خرید به پایتخت آمده و در این مرکز خریدهایشان را انجام می دهند.
بیشتر عروس خانم های تهرانی کیف و کفش های عروسی شان را از این خیابان خریداری می کنند. به جز یک شعبه از روسری تی تی هیچ فروشگاه دیگری به جز کیف و کفش را در این خیابان پیدا نخواهید کرد. علاوه بر تمام فروشگاه های دو طرف این خیابان سه مرکز خرید معروف که آنها هم در همین زمینه فعالیت می کنند تمام این خیابان را به انحصار خود درآورده اند.
فصل خوب خرید
خریدهای آخر فصل باغ سپهسالار را از دست ندهید چرا که از تخفیف های بسیار مناسبی بهره مند می شوید. این خیابان معمولا مشتریان همیشگی خود را دارد اما نزدیک سال نو و بازگشایی مدارس مشتریان خیلی بیشتری را به اینجا می کشاند و در این دوران ساعت کاری فروشگاه ها و مراکز خرید تا ساعت 24 افزایش پیدا می کند و همانطور که بعضی فروشگاه ها تخفیف های چشمگیری روی محصولاتشان می گذارند بعضی دیگر هم درست در مقابل، قیمت ها را بالاتر می برند! بیشتر فروشگاه ها روی ویترین شان اعلام قیمت می کنند.
امکانات ویژه
در این خیابان انتظار امکانات خاصی را نداشته باشید و اگر برای اولین بار باغ سپهسالار را برای خرید انتخاب می کنید بهتر است بدانید که مدتی است شهرداری این خیابان را به سبک خیابان های قدیم تهران سنگ فرش کرده و چند نیمکت سنگی هم با فاصله از هم قرار داده که در صورت خستگی بتوانید کمی روی آنها استراحت کنید. با توجه به فصل هم معمولا دست فروش ها خوردنی های خوشمزه و البته نه خیلی بهداشتی را به متقاضیان عرضه می کنند. تقریبا 90 درصد فروشگاه های باغ سپهسالار به دستگاه کارتخوان مجهز هستند.
چگونگی دسترسی به مرکز خرید
خیابان صف درست بین میدان بهارستان و چهارراه ظهیر الاسلام و در خیابان جمهوری قرار دارد. از چهار راه ظهیرالاسلام با خط یک مترو و ایستگاه سعدی و از میدان بهارستان با خط دو مترو و ایستگاه بهارستان ساده ترین مسیرها هستند. از میدان جمهوری با اتوبوس های خط ویژه و یا تاکسی های خطی بهارستان هم راه دیگر برای رسیدن به خیابان صف است که در صورت نابلد بودن کافی است به راننده بگویید شما را خیابان باغ سپهسالار پیاده کند.
از آنجا که خیابان جمهوری در محدوده طرح ترافیک قرار دارد در ساعات مقرر شده برای طرح با خودروی شخصی به این محل نیایید چرا که ماموران محترم راهنمایی و رانندگی، شما را دست خالی نمی گذارند! اما در ساعات بعد از طرح و حداکثر تا ساعت 22 می توانید از این مکان خرید کنید و آن هم به شرط پیدا کردن جای پارک یا خالی بودن پارکینگ عمومی که تنها چند قدم پایین تر از خیابان صف قرار دارد.
سه شنبه 10/11/1391 - 10:6
آشپزی و شیرینی پزی
اگر روزی روزگاری هوس مرغ برشته کردید و تصمیم گرفتید به جای اینکه به
رستوران بروید، خودتان دست به کار شوید، این نوشته به شما کمک میکند که
کار را خوب جلو ببرید و در نهایت یک مرغ برشته خوشمزه را نوشجان کنید.
اگر مرغ شما در فریزر است یک ساعت قبل از اینکه بخواهید طبخ آن را آغاز
کنید ، مرغ را از فریزر در آورده و اجازه بدهید یخ آن باز شود. مرغ را داخل
فر بگذارید طوری که قسمت سینه آن رو به بالا باشد. اگر مرغ را به این
ترتیب روی سینی فر بخوابانید زودتر پخته می شود و در واقع بیشتر برشته می
شود.
فر را روی 450 درجه فارنهایت گرم کنید. مرغ را با کمی نمک و فلفل و البته
ادویه هایی که دوست دارید مزه دار کنید. دقت کنید که همه قسمت های مرغ به
طور برابر طعم دار شوند چون در غیر اینصورت ممکن است بعد از طبخ برخی قسمت
ها بی مزه باشند.
دو لیوان آب گوشت یا اگر آب گوشت در دسترس تان نیست آب معمولی را داخل
سینی فر بریزید. مرغ را داخل سینی فر بگذارید و بعد درجه فر را تا 350 درجه
فارنهایت کم کنید. میتوانید همانطور که در تصاویر می بینید مرغ را لای
فویل بپیچید. البته در نهایت باز هم بهتر است بعد از پیچیدن مرغ لای فویل
باز هم سینه مرغ رو به بالا باشد.
برای هر نیم کیلو مرغ باید 30 دقیقه به زمان طبخ مرغ در فر اضافه کنید.
بنابراین قبل از اینکه طبخ مرغ را آغاز کنید از وزن قطعی آن مطلع شوید تا
دقیقا بدانید چه زمانی باید برای پخت مرغ در فر در نظر بگیرید
هر 45 دقیقه یکبار مرغ را از داخل فر خارج کنید و در فر را ببندید تا
حرارت خارج نشود. با یک قاشق آرام آرام روی سطح فویل بزنید تا موادی که به
فویل چسبیده دوباره به سطح مرغ برگردد. سپس دوباره مرغ را داخل فر بگذارید.
دمای فر را مرتب چک کنید. حرارت باید به میزان کافی در همه قسمت های مرغ
پخش تا همه قسمت ها کاملا پخته شود. در واقع باید به هر قسمت مثل سینه مرغ و
هر کدام از ران ها 160 درجه فارنهایت حرارت برسد.
بعد از اینکه زمان پخت کامل شد ، مرغ را از داخل فر خارج کنید و به مدت 30
دقیقه اجازه بدهید مرغ پخته شما استراحت کند تا همه موادی که مرغ را با آن
مزه دار کردهاید حسابی به خورد آن برود.
می توانید مرغ را هر طور که مایل هستید خرد کنید.
این موضوع بستگی به سلیقه شما دارد اما در عین حال می توانید آن را درسته
هم سرو کنید. انتخاب با خودتان است.
سه شنبه 10/11/1391 - 9:52
دانستنی های علمی
قرمز رنگ بسیار قدرتمندی است. رنگ مهمی است
که معمولا برای هشدار دادن و روی علائم خطر مورد استفاده قرار می گیرد. این رنگ
معمولا همراه با مفهوم توقف و هشیاری است. رنگ گرمی است که باعث ایجاد احساسات قوی
علاقه، میل، تمایل جنسی، انرژی، خون و جنگ می شود. قرمز رنگ خوبی برای ایجاد تاکید
روی یک کلمه در میان کلمات به رنگهای دیگر است. قرمز معمولا در پرچم کشورها مورد استفاده قرار می گیرد زیرا نشان
قدرت و افتخار است. همچنین رنگی ورزشی است که بسیاری تولید کنندگان خودرو، نمونه
های نمایشی خود را به رنگ قرمز تولید می کنند.ضمنا رنگ تیم محبوب پرسپولیس هم می باشد.
نارنجی: ترکیبی از قرمز و زرد. همچنین رنگی
روشن و گرم است. نارنجی نماینده آتش، خورشید، تفریح، گرما، تصاویر مناطق حاره ای
است. رنگ شادی در نظر گرفته می شود که باعث افزایش اشتها نیز می شود. نارنجی باعث
افزایش میزان اکسیژن رسیده به مغز می شود و در عین حال باعث افزایش فعالیت مغز می
شود. این رنگ در میان جوانان هوادار دارد. بعنوان رنگ مشخصه مرکبات، نارنجی رنگ غذاهای سلامت و تحریک کننده اشتها
است. هر گونه طراحی که مربوط به مناطق گرمسیری، مسئله ای شادی بخش، راحت و جوان
پسند است می بایست در طراح خود دارای ترکیباتی از نارنج باشد. نارنجی تیره تر و
قویتر احساس پاییز را ایجاد می کند.
زرد: روشنترین رنگ در نگاه انسان است. این
رنگ نماینده جوانی، تفریح، شادی، درخشندگی و سایر احساسات نورانی و شادی آور است.
رنگی پرانرژی است. زرد معمولا برای اسباب بازی و لباسهای کودکان مورد استفاده قرار
می گیرد. کلمات زرد رنگ معمولا روز زمینه سفید رنگ به سختی خوانده می شوند
بنابراین در استفاده از این رنگ در علائم هشدار دهنده بایستی دقت کرد. اگر زرد
رنگی شاد و روشن است، با حرکت به سمت تیره گی به سرعت احساس کثیفی نامطبوعی ایجاد می کند. زرد می تواند با احساس
تقدس، و بزدلی همراه باشد. عبارت "زرد کردن" در فارسی نشانه این مفهوم
است.
سبز رنگ طبیعت و سلامت است. این رنگ
نماینده رشد، طبیعت، پول، باروری و ایمنی است. سبز باعث آرامش می شود و چشم نواز
است در عین حال خواص احیا کنندگی نیز دارد. معمولا از این رنگ برای آنچه که برای
سلامتی مفید است استفاده می شود. بسیاری از شرکتهای غذایی و دارویی از سبز در نشان
های تجاری خود و تبلیغات محصولات استفاده می کنند. سبز تیره معمولا در ارتش، پول،
امور مالی، و بانکداری دیده می شود. با این حال، میتواند دربردارنده مفهوم تازگی،
خارق العاده بودن نیز می باشد. سبز در طراحی وب سایتها بسیار فراگیر شده است.
آبی رنگی سری و آرامش بخش است که نشان
دهنده خلاقیت و هوش است. این رنگ در شرکتهای بزرگ، بیمارستانها و خطوط هوایی دیده
می شود. رنگ صداقت، قدرت، خرد و اعتماد است. آبی دارای اثر آرامش بخش بر روان است.
آبی رنگ آسمان و دریا است و معمولا برای نشان دادن تصاویر دریا و آسمان مورد
استفاده قرار می گیرند. آبی وقتی در مورد غذاها به کار برده میشود، چندان نشان
خوبی نیست زیرا غذاها اندکی در طبیعت به رنگی آبی یافت می شود، بطوری که این رنگ
کاهنده اشتها است.
ارغوانی ترکیب پایداری آبی و انرژی قرمز است.
در طول تاریخ ارغوانی رنگ سلطنت، اشرافیت و جایگاه اجتماعی بوده است. این رنگ
نماینده اسرار آمیز بودن، جادو، قدرت و ثروت است. ارغوانی معمولا در پرتره افراد
ثروتمند، پادشاهان، رهبران، و جادو گران مورد استفاده قرار می گیرد. ارغوانی در
کنار طلائی می تواند ایجاد درخشانی و زرق و برق کند که نشان دهنده ثروت و تمایز
است. ارغوانی سبک و صورتی برای طراحی محصولات زنانه مناسب است دختران نوجوان این
رنگ را ترجیح می دهند. ارغوانی روشن همراه با زرد معمولا در محصولات مربوط به
کودکان مورد استفاده قرار میگیرد. این ترکیب احساس تفریح و آسان بودن را ایجاد می
کند.
سیاه معمولا رنگی است که برای نشان دادن آنچه
به شیطان مربوط است، افسرده کننده، ترسناک یا حتی مرگ در فرهنگ غرب مورد استفاده
قرار می گیرد. این رنگ باعث ایجاد تصوری منفی در عبارت "روزگار سیاه"،
"لیست سیاه"، "شب سیاه" می شود. سیاه در عین حال رنگی بسیار
قدرتمند است که یک نوع اشرافیت و ثروت را نیز در خود دارد. لباس رسمی معمولا به
رنگ سیاه است که "لباس قدرت" تا "لباسهای تحریک کننده سیاه"
نمونه هایی از آنها است. سیاه در ترکیب با سایر رنگها می تواند بیانی قوی داشته
باشد. سیاه رنگی است که تقریبا در هر طرحی برای اضافه کردن تضاد بکار گرفته می شود
و باعث اثر بیشتر رنگهای بیشتر می شود.
سفید معمولا با خلوص، پاکی، تازگی و خوبی
همراه است. این رنگ طراوت برف تصاویری از صلح و صحنه های پاک زمستانی را به همراه
خود معرفی می کند. سفید بعنوان پس زمینه معمولا برای کتبی مانند دائره المعارف
وبستر مورد استفاده قرار می گیرد زیرا حروف سیاه در زمینه سفید بهتر دیده می شود.
هنگامی که این رنگ در طراحی با استفاده فضاهای منفی متعدد به کار گرفته می شود،
تصویری بسیار خالص را ایجاد می کند. سفید در عین حال توسط سازمانهای خیریه و غیر
انتفاعی مورد استفاده قرار می گیرد که حسی مثبت و خوب را انتقال می دهد. هالیوود معمولا شخصیت های خوب را به رنگ سفید
معرفی میکند؛ اسب سفید، گاوچرانی با کلاهی سفید، و جادوگر سفید. سفید معمولا با
خلوص و بهشت همراه است، معمولا در بیمارستان ها، مطلب ها پزشکان و تصویر بهشت مورد
استفاده قرار می گیرد.
يکشنبه 8/11/1391 - 20:5
ازدواج و همسرداری
آهای آقایان،
میدانید زنان تان از شما چه انتظاری دارند؟ تا به حال به این موضوع فكر كردهاید؟
این راهنمایی است كه به شما میگوید همسرانتان چه توقعاتی از شما دارند و چگونه
میتوانید همسری ایدهآل باشید.
1.
به
عواطف او احترام بگذارید
بگذارید گریه كند. زنان همیشه قدردان مردهایی هستند كه به عواطف و احساساتشان
اهمیت میدهند. به خصوص وقتی از چیزی ناراحتند. از همسرتان بپرسید از چه ناراحت است
و اگر گریه میكند به او دستمال تعارف كنید. مطمئن باشید ابراز احساسات باعث تقویت
رابطه میشود.
2.
اهمیت آنچه میپوشید
با نظر او لباس بپوشید. مدها میآیند و میروند اما توجه یك مرد به طرز پوشش خود
باید مداوم باشد. این از همان روزهای اول آشنایی برای یك زن حائز اهمیت است. باید
سعی كنید بفهمید همسرتان چه نوع ظاهری را میپسندد. مثلا اگر دوست دارد رنگ شلوار
شما روشن باشد به خواستهاش توجه كنید.
لباس پوشیدن شما آنطور كه همسرتان دوست دارد قدم مهمی در ایجاد علاقه بیشتر در زنان
است. مردان باید بدانند كه بد نیست گاهی لباس قرمز بپوشند، زیرا روانشناسان
میگویند این یكی از اولویتهای ناخودآگاه زنان است. آنها معتقدند رنگ قرمز باعث
میشود مردها قویتر و جالبتر به نظر بیایند. اما توجه داشته باشید كه این رنگ به
مهربانتر نشان دادن شما كمكی نمیكند.
3.
از خودگذشتگی هیچ وقت از مد نمیافتد
یك مرد سنتی باشید. زمانی كه پای عواطف به میان میآید خیلی از زنان هنوز شیوه
مردان سنتی را ترجیح میدهند، به خصوص در ابتدای زندگی مشترك. آنها به خوبی
میتوانند از پس كارهایی همچون باز كردن در یا جابهجا كردن صندلی بربیایند ولی
وقتی تامل میكنند یعنی از شما انتظار ادای احترام و همكاری دارند و توقع دارند شما
این كارها را برای او انجام دهید.
4.
اشتباهات خود را پنهان نكنید
شجاع باشید، اعتراف كنید. میخواهید دل همسرتان را به دست بیاورید؟ زنان عموما به
رشد شخصیتی علاقه دارند و مردی را دوست دارند كه با ملاحظه و متفكر باشد، به خصوص
وقتی میدانند به اشتباهش پی برده. این اشتباه میتواند اعم از بدخلقی یا بیتوجهی
به آنها به دلیل خستگی از كار باشد. آنها مشتاقند ببینند كه شوهرشان سعی در جبران
آن دارد. پس شجاع باشید و به اشتباهتان اعتراف كنید.
5.
نقش حلال مشكلات را بازی نكنید
گوش كنید، راهحل ارائه ندهید. وقتی چیزی همسرتان را آزار میدهد او گوش شنوای شما
را میخواهد نه نصیحت. مردها فكر میكنند باید همه چیز را حل كنند، زیرا عموما
تمایل به حل مسئله دارند. اما برای یك زن گوش سپردن به حرفهایش مانند معجزهای عمل
میكند كه به عمیقتر شدن رابطه كمك میكند.
6.
سر تكان دادن كافی نیست
با دقت گوش كنید. خانمها واقعا دوست دارند بدانند كه به حرفهایشان توجه میكنید.
كافـی نیست سر تكان دهید و وقتی مكث میكنند منتظرند عكسالعمل شما همراه با توجه
كامل باشد. مثلا اگر از كارفرمای خود شكایت میكنند دوست دارند چیزهایی از زبان شما
بشنوند از قبیل: متاسفم كه روز سختی داشتی یا چه بد، نگران نباش و... یادتان باشد
سعی كنید در ارائه راهحل شتاب نكنید.
7.
تقلید میتواند نشانه علاقه باشد
نشانه عشق را از یاد نبرید. همسر شما با تقلید از اعمال و رفتار شما میزان علاقهاش
را به شما نشان میدهد. مثلا او ممكن است غذایی را كه باب میل شماست سفارش دهد یا
لباس به رنگ مورد علاقهتان را بپوشد یا لبخند شما را با لبخند پاسخ دهد. پس به
اینگونه رفتارها دقت بیشتری داشته باشید.
8.
به
یك بار گفتن اكتفا نكنید
چند بار بگویید، نه یك بار. بد نیست گاهی ویژگیهای فردی مثبت او را گوشزد كنید.
مثلا از زیباییاش تعریف كنید و بدون اینكه به شما بگوید تغییرات ظاهریاش را تحسین
كنید. تغییراتی از قبیل كاهش وزن، تغییر رنگ مو و از این قبیل هر چند كوچك هم باشد
برای آنها از اهمیت خاصی برخوردار است. مطمئن باشید تحسین همسرتان او را بیشتر به
شما علاقهمند میكند.
9.
از رابطهتان صحبت كنید
فرصتی برای صحبت فراهم کنید. وقتی او میخواهد سر صحبت در مورد روابطتان را باز
كند لزوما قرار نیست مشكلی را مطرح كند. روانشناسان معتقدند كه زنان دوست دارند در
مورد همبستگی در زندگی مشترك، خوب یا بد پیش رفتن اوضاع و به طور كلی راجع به زندگی
گهگاهی حرف بزنند كه این نشانه خوبی است. یك صحبت صادقانه دونفره میتواند یك زوج
را به هم نزدیكتر میكند.
10.
با او چشم در چشم صحبت كنید
چشم در مقابل چشم. شما به عنوان یك مرد ممكن است ترجیح بدهید در كنار همسرتان نشسته
و با او صحبت كنید اما او اغلب ترجیح میدهد با شما رودررو باشد. تماس چشمی در حین
مكالمه باعث افزایش علاقه بین شما به عنوان یك زوج خواهد شد.
11.
لحظه را از دست ندهید
گاهی شما فرمان را در دست بگیرید. نگذارید او همیشه پیشقدم شده و سرحرف را باز
كند. اگر به شما فرصت صحبت كردن میدهد سعی كنید از آن استفاده كرده و بحث را هدایت
كنید هرچند موضوع سادهای باشد. توجه به موضوع بحث و به نتیجه رساندن آن برای او
بسیار حائز اهمیت است.
12.
حفظ رابطه صمیمی اصلا سخت نیست
چرا شاعر نمیشوید؟ همسرتان همیشه خواستار محبت و عشق شماست. فرقی نمیكند 2 ماه از
ازدواجتان گذشته باشد یا 20 سال. تقدیم یك شاخه گل، دعوت به یك شام ساده، چند بیت
شعر، حتی اگر كلیشهای به نظر برسد باعث ایجاد صمیمیت بیشتر میشود. به گفته
روانشناسان زنان از ابراز علاقههایی اینچنین ساده لذت برده و قدردان آن خواهند بود
و این قدردانی را همیشه ابراز خواهند كرد.
شنبه 7/11/1391 - 20:55