سياست
هفته پیش رهبر عزیزمان فرمودند كه اگر دشمنان خیال میكنند كه با این تحریمها، ما را در شرایط شعب ابیطالب قرار میدهند اشتباه كرده اند، ما در شرایط بدر و خیبریم، هفته گذشته در خدمت دوستانی دیگر بودیم در خصوص شرایط جنگ بدر صحبت كردیم. در این جلسه كه در آستانه شهادت پیامبرصلی الله و علیه و آله هستیم، فرصتی هست كه یك مروری بر آنچه در خیبر گذشت كنیم و انشاء الله از خیبر برای امروزمان درس بگیریم. خداوند متعال در قرآن كریم فرمودند: "لقد كان لكم فی رسول الله اسوة الحسنة"؛ پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله و علیه و آله برای همه ما اسوه است و دستور خداوند است كه از آن درس گرفته و برای امروزمان به كار ببریم.سال هفتم هجری بعد از اتفاقات جنگ احزاب كه همه كفار بر علیه اسلام بسیج شدند و پشتیبان مالی اینها هم یهودیان آن زمان بودند، مسلمانان تصمیم گرفتند كه به برخی از این یهودیان كه آن زمان در خیبر كه 32 فرسخی مدینه بود، پناه گرفته بودند، یك گوشمالی دهند و تكلیف آنها را روشن كنند.
تدبیر رسول الله برای مقابله با فتنه منافقین در ماجرای خیبر
در این غزوه و نبرد، ابتدا كه سپاه اسلام حركت كرد كه از مدینه خارج شود، حضرت رسول صلی الله و علیه و آله نفرمودند كه كجا میرویم و هدف حمله كجاست. یكی از دلایلش هم این بود كه یهودیان متحدانی داشتند. یكی از منافقین داخل مدینه به دشمنان اسلام خبر داده بود كه سپاهی در مدینه در حال تشکیل است ولی نمیفهمیم كه سمت شما میخواهد بیاید یا سمت خیبر میرود. ینها یك هوشیاری اجمالاً پیدا كرده بودند كه میخواهد یك حملهای شود. این احتمال وجود داشت كه این دو جبهه با هم متحد شوند و كار برای سپاه اسلام مشكل شود. تدبیری كه حضرت رسول صلی الله و علیه و آله فرموده بودند، این بود كه به كسی نگفتند كه به چه سمتی حركت میكنند. از سمت مدینه خارج شدند و وسط راه مسیر را به سمت خیبر كج كردند. همین مانور باعث شد كه این دو گروه فرصت اتحاد پیدا نكنند.خیبر هفت دژ بود و هر كدام برج و بارویی داشت و از آن مراقبت میكردند. از نظر كشاورزی فضای حاصلخیز و از نظر تولید انواع و اقسام محصولات كشاورزی داشت. آنها از سابق سلاحهای جنگی و مواد غذایی را جمع كرده و آماده بودند كه اگر حملهای شود، سلاح و غذا به اندازه كافی ذخیره كرده باشند. علاوه بر آن دژهای محكم با مردمانی جنگ آور هم داشتند. خلاصه آمادگی كامل جهت مقاومت را برای مقابله با سپاه اسلام داشتند.سپاه اسلام شبانه به آنجا رسید و این قلعهها را محاصره كرد و طوری مخفیانه كار كردند كه صبح كه اینها در قلعهها را باز كردند كه به سرزمینهایشان بروند، با سپاه اسلام مواجه شدند. جنگ در گرفت و این محاصره یك ماه طول كشید. در این یك ماه، برخی دژها فتح شد اما آن دژ اصلی فتح نمیشد. سپاهیان اسلام هم كه برای یك جنگ طولانی نیامده بودند در این محاصره یكماهه در فشار گرسنگی قرار گرفتند..
منافقان در جنگ خیبر دل سپاه اسلام را خالی میکردند
در جنگ خیبر یكی از اتفاقاتی كه افتاد این بود كه قبل از شروع جنگ، منافقین سعی میكردند دل سپاه اسلام را خالی كنند. برخی اخبار را برای دشمن میبردند. اینها مورد لعن قرار گرفتند و حضرت تدبیر هم كردند، حركت سپاه را بی اطلاع بیش بردند تا این منافقین نتوانند كسب اطلاع كنند و به دشمن خبر دهند. ما امروز هم باید حواسمان جمع باشد كه یك عدهای در بین امت حزب الله هستند که در تلاش هستند دلهای مومنین را خالی كنند. مدام میگویند چطور میخواهد شود، وای تحریم شده است، اتفاقات عجیب و غریبی دارد میافتد، بازار دیگر قابل كنترل نیست، ارز بالا رفته، گرانی بیداد میكند. نه اینكه اینها نیست، اما دلیل نمیشود كه ما از اعتمادمان و از باورهایمان دست بردایم و بهدلیل هجمه دشمن، از حرف حقمان كوتاه بیاییم. آن كسانی كه این مسیر را درجامعه اسلامیترویج میكنند، خوب كه نگاه میكنیم شاهدیم که با منافقین صدر اسلام هیچ تفاوتی ندارند و همان كار را میكنند. باید اینها را بشناسیم و حواسمان باشد و در تار و پود آنها قرار نگیریم.
جریان فتح قلعه اصلی بدست مبارك امیر المومنین ع
اولی و دومی مامور شدند كه بروند آن قلعه را فتح كنند. رفتند و كاری از پیش نبردند، روز اول، اولی رفت و روز دوم هم دومی رفت اما به نتیجهای نرسیدند. حضرت رسول صلی الله و علیه و آله كه در این جنگ تاریخ ثبت كرده كه سردرد شدیدی داشتند و خودشان در میدان جنگ نمیآمدند و از دور سپاه را هدایت میفرمودند، در شب سوم میفرمایند كه من فردا كسی را به میدان میفرستم كه خدا و پیامبر خدا او را دوست دارد و او هم آنها را دوست دارد. پرچم را دست كسی میدهم كه هیچ شكستی در كارش نیست و این قلعه را فتح خواهد كرد. صبح بعد از نماز همه جلو خیمه حضرت صلی الله و علیه و آله جمع میشوند كه ببینند این افتخار نصیب چه كسی میشود. حضرت نگاه میفرمایند. همه منتظر بودند؛ خصوصاً اولی و دومی، میگفتند بلاخره ما شیخین هستیم و لابد باید به ما بسپارند. حضرت محمد صلی الله و علیه و آله میفرمایند علی ابن ابیطالب علیهالسلام كجاست؟ میگویند كه آقا چشم درد دارند و نمیتوانند تشریف بیاورند. كسی را میفرستند كه امیرالمومنین علیهالسلام را بیاورند. دعایی میفرمایند. چشم درد امیرالمومنین علیهالسلام خوب میشود تا آنجا که حضرت امیر علیهالسلام فرمودند كه من تا اخر عمرم چشم درد نگرفتم. پرچم سفید را به دست حضرت امیر علیهالسلام میدهند و حضرت حركت میكنند، جلوی در قلعه پرچم را مستحكم میكنند. خیبریها جنگ آوران خود را میفرستند. جنگ آور اول كه كشته میشود، برادرش مرحب به خونخواهی میآید و بلاخره در حین جنگ سپر از دست علی علیه السلام میافتد و در قلعه خیبر را از جا كنده و به عنوان سپر استفاده میكنند و مرحب هم كشته میشود. بعداً هشت نفر از مسلمانان هر چقدر سعی میكنند كه این در را بلند كنند، نمیتوانند. بلاخره آن فتح بزرگ رخ میدهد.
رهبر عزیزمان فرمودند كه ما امروز صحنهمان، صحنه خیبری است باید از خیبر درس بگیریم و انشاء الله این صحنه را به تأسی از حضرت امیرالمومنین علیهالسلام، واقعاً خیبری بگردانیم.
رمز پیروزی در خیبردر جبهه خیبر، آن چیزی كه باعث پیروزی شد، اطاعت از پیامبراسلام صلی الله و علیه و آله بود.
شنبه 1/11/1390 - 10:27
سياست
امام خمینی : ما که مىگویم انقلابمان را مىخواهیم صادر کنیم به همه کشورهاى اسلامى، بلکه به همه کشورهایى که مستکبرین بر ضد مستضعفین هستند، مىخواهیم یک همچو وضعیتى پیش بیاوریم که دولت یک دولت زورگوى جبّار آدمکش- امثال ذلک- نباشد و ملت یک ملتى نباشد که دشمن با دولت است. ما مىخواهیم بین ملتها و دولتها آشتى بدهیم. صحیفه امام، ج13، ص: 96
ان موقعه که امام این سخنان را میفرمودند چه کسی فکرمیکرد انقلابمان تا قلب اروپا صادر کنیم ؟؟؟
مردم جهان بیدار شده اند . دیگر نمی شود جلویه این مردم را گرفت بخصوص مسلمانان که با تمام اعتقاداتشان امده اند .
مردم مصرراببینید اجازه نمیدهند دیگر مبارکی (شما بخوانید نامبارک ) دیگر بر انها حکومت کند .باز در میدان تحریر جمع میشوند وخواهان حکومتی اسلامی و بدون نفوذی های دولت مبارک هستند. مردم مصر میدانند دشمن مشترک تمام مسلمانان و حتی ازادی خواه جهان کیست ، که اعتراضات خود را به کنار سفارت اسرائیل و امریکا کشانده اند.
مردم بحرین را ببنید . با وجود تمام سرکوب وحشیانه السعود وال خلیفه چگونه مقاومت میکنند؟در مراسم شهدا شرکت میکنند با وجود اینکه میدانند که ممکن است شهید بعدی باشند.
یمن تونس لیبی اردن عربستان و.. هم همین گونه اند.
مردم مسلمان سالهاست چشم به ما دارند که ما را به عنوان یک الگوی با افکار امام (ره) محک بزنند. حالا که ما بعد بیش از 30 سال سربلند از تمام فشارها و تحریم ها جنگ و.. بر امدیدم چرا انها نتوانند تاب بیاورند. الگو از این بهتر؟ جمهوری اسلامی ایران الگو بیداری اسلامی است.
جریان براندازی نظام سرمایه داری در اروپا و امریکا هم نشات گرفته از همین تفکرات است ، این را میشود از پلاکادر هایی که در دست دارند بفهمیم . در دست یکی از معترضان امریکایی نوشته شده بود اینجا میدان تحریر امریکا است .(من این عکس رو تو یه سایت دیدم ولی هر کاری کردم نتونستم پیداش کنم و براتون بذارمش )
حالا که انقلاب ما الگو تمامی مسلمانان شده ایا به نظرتان لازم نیست تغیراتی در خودمان بدهیم ؟ مثلا نظام اموزش و پرورش و نظام دانشگاهی ما غربی است .نظام اداری ما اسلامی نیست . اصلا اخلاق اسلامی در ادارات رعایت نمیشود . دادگستری و قضاوت های ما صداو سیمای م (این یه مورد خیلی نیاز به تغیر دارد). ایا این الگوی مناسبی برای ملتهای انقلاب کرده است ؟نظام اداری ما اصلا اسلمی نیست و این برای ما ضعف است .
سه شنبه 27/10/1390 - 21:23
سياست
کلمه فتنه چیست؟
فتن: گذاشتن طلا در آتش است تا به خوبی آن ناخوبی آشکار شود (مفردات راغب و مجمع )فتنه : انست که به وسیله آن چیزی امتحان شود . (تفسیر المیزان )فاتن : اسم فاعلی است یعنی آزمایش گر و فتنه انداز. فتنه , فتنا, آزمودن او را , در فتنه افکند او را , به شگفت آورد اورا .فتنه : گناه , عذاب , آزمایش , گناه ورزی , ناسپاسی , رسوایی , دیوانگی , خلاف , گمراهی (فرهنگ جامع )مقام معظم رهبری در این باره (فتنه ) می فرمایند : فتنه یعنی حادثه ی غبار آلودی که انسان نتواند بفهمد چه کسی دوست و چه کسی دشمن است و چه کسی با غرض وارد میدان شده و از کجا تحریک می شود . فتنه را باید روشنگری خاموش کرد . هر جا روشنگری باشد , فتنه انگیز دستش کوتاه می شود .
ریشه های فتنه
این که چرا انسان به فتنه گری دست میزند بحثی است که اگر با دقت و درستی بررسی و ریشه یابی شود بسیار موثر خواهد بود , چه تا آنگاه که ریشه های درد شناخته نشود درمان امکان نخواهد داشت . بایستی ضعف هایی که در وجود آدمی سبب پیدایش و رشد فتنه پذیری و فتنه گری می شود ,شناخت و رفع آنها و ایجاد نقاط قوت تلاش کرد . ضعفهایی که اسباب رشد فتنه گری می شود به شرح زیر می باشند (ازتوضیح کلی می گذرم ) :1-خواهش های نفسانی .2-کبر و غرور و سرکشی . 3- دنیا طلبگی و دنیا گرایی . 4-عدم خلوص در دین 5 - خودرایی در برابر رهبر 1 - قران فتنه را در موضوع آزمایش , یک سنت تاریخی دانسته و آن را به همه امتها گسترش می دهد .
(سوره عنکبوت ایه2 )آیا مردم گمان می کنند که وقتی ایمان اوردیم رها کرده می شوند و امتحان نمی کنیم ؟ قطعاً مما قبل از اینان را هم امتحان کردیم .
علت امتحان رانیز مشخص شدن خوب و بد , صادق از فریبکار می داند . تا بدانند خدا آنها را که راست می گویند و انها را که دروغگویند. در معنی لغوی فتنه دیدیم که طلا را در اتش می گذارند تا ناخالص ان جدا شود . این جا هم انسان در مقابل امتحانات قرار می گیرد تا :اولا : صدق گفتار او مشخص شود و در حقیقت , امتحانات خدا افشاگر چهره مدعیان است و خدا با مواجهدادن انها در مقابل مسایل مختلف , انها را به عکس العملی وا می دارد که عمق ایمان و اعتقاد و صدق انها معلوم شود و اینست که امتحان نوعی افشاگری است . ثانیاً: در مواجه با مشکلات و تنگناها و پیچیدگیها , انسان ساخته شده و ناخلاصیهایی وجودی و اعتقاد خود را متوجه گشته و انها را علاج و اصلاح نماید . انکه به عمق توجه دارد , از محاسبه نفس از این ازمایشها برای خودسازی و کمال بهره می جوید .
(سوره محمد ایه 31 ) شمارا می ازماید تا مجاهدین شما و صبر کنندگان مشخص و دانسته شوند . انچه خدا انسان را با انها می ازماید
یعنی در مواجه با شرایط و اسباب مختلف قرار می دهد تا عکس العمل اورا اندازه گیری کند عبارتند از: (که هر کدام خود توضیحاتی دارند که من از ان می گذرم ) الف : مال و فرزندان ب: شرو نیکی ج : تمامی انچه در زمین در اختیار انسان قرار داده شده است د : امتحان انسانها به وسیله یکدیگر 2- قران , فتنه را به معنی ,گول زدن و غافل کردن به کار برده است û
(سوره اعراف ایه 27)ای فرزندان آدم , شیطان همانگونه که پدر شما را فریفت و از بهشت خارج کرد شما را نفربد !
4(سوره یونس ایه 83)پس کسی به موسی ایمان نیاورد مگر فرزندان قبیله او , ان هم با ترس از فرعون و اشراف قوم او , مبادا انها را به فتنه در اندازند
.این فریبها که در شکلهای مختلف انجام می شود البته برای ازمایش انسان است و مواردی است که مستقیماً انسان در مقابل فریبها و نیرنگها قرار میگیرد و امادگی و اگاهی او در موفقیت او نقش بزرگی دارد . موارد فتنه و فریب و غافل کردن در قسمتهای دیگر مطرح خواهد شد آنچه یاداور می شویم آیه فوق است و این که چگونه شیطان توانست ادم را فریب دهد؟ خداوند می فرماید : Ï
(سوره توبه ایه 48 )منافقین قطعاً می خواهند ایجاد فتنه کنند , انان مسایل و کارها را وارونه و بر عکس می نمایند تا انگاه که بر تو حق و درست انها اشکار گردید .
در ایه فوق , وارونه سازی برای فریب دادن و گول زدن , فتنه معرفی شده و ان را از جانب منافقین می داند که همیشه درصد ایجاد جو اشفته و استفاده از نام ان هستند . علی (ع) در ضمن سخنان خود به هر دو معنی فتنه اشاره دارد ان جا که می فرماید : نباید یکی از شما بگوید , پروردگارا به تو پناه می برم از این که مرا دچار فتنه سازی ,زیرا هیچ کس نیست که در فتنه نباشد , لکن باید به خدا پناه برد از فتنه های گمراه کننده وگرنه خداوند در سوره 8 ایه 28 می فرماید : بدانید که اموال و اولاد شما فتنه اند , و معنی این آینه اینست که خداوند بندگانش را با مال و اولاد ازمایش می کند تا این که روشن گردد چه کسی برای روزیش ناخرسند و کدام کس به قسمتش راضی است . گو این که خداوند به حال بندگانش از خودشان داناتر است , لکن این ازمایش برای انست که کارهایی که درخور ثواب و یا سزاوار عقاب اند روشن گردد , برخی از بندگان دوستدار پسران و دشمنان دختران و برخی خواهان فزونی مال و بدخواه اختلال در حال هستند . (نهج البلاغه حکمت 90 ) شهید آیه الله دستغیب ایجاد پراکندگی در جماعات دینی و جاسوسی برای ظالمان را فتنه دانسته است . (( از جمله فتنه دینی است جمعی را که با هم یکدل و یک جهت متوجه خدا و به یاد پیغمبر و امام خود هستند بین انها جدایی اندختن و ایشان را متشتت و متفرق ساختن یا به قوه هریه یا به القاء شبهه و بدبینی بین مامورین نسبت به امام جماعت و پیشوای دینی یا مامورین را نسبت به یکدیگر و خلاصه اتحاد قلوب را که موجب هر خیری است و مقصود شارع مقدس است مبدل کردن به جدایی که موجب هر شری است و مبغوض شارع مقدس است , فتنه است . )) (گناهان کبیره ص 517 )(( از موارد مسلم فتنه , جاسوسی کردن برای حکام و ظلمه است و بزرگی مفسده و خطر آن و اکبر بودنش از قتل پر ظاهر است , چرا که یک جاسوسی و فتنه انگیزی ممکن است سبب قتلها و جنایتها بشود مانند (( معتل )) جاسوسی ابن زیاد لعین که سبب گرفتاری و کشته شدن حضرت مسلم و هانی بن عروهگردید و بلکه فجایع کرب و پس از ان مستند به فتنه این جاسوس ملعون است )). (گناهان کبیره ص 520 )در پایان این فصل نتیجه می گیریم که فتنه در معنی اول : ازمایش مردم است به اسباب مختلف که صدق و کذب گفتارها و ادعا روشن شود و جامعه افراد را بشناسد و نیز افراد ایمان اورده در طی امتحانات شناخته شوند و پیش روند . در معنی دوم : فتنه ایجاد اشوب و نابسامان کردن جامعه است به گونه ای که حق با باطل مشتبه شود و مغروضین بتواند فکر و راه خود را به عنوان حق به جامعه بقوبلانند و برای این کار از روشها و ابزار مختلفی استفاده می کنند . قصد ما در بررسی فتنه , معنای ایجاد جو اشفته و نابسامان کرد فضای ذهنی و فکری جامعه است به گونه ای که امکان تمیز دادن حق از باطل وجود نداشته باشد یا حداقل برای عموم مشکل باشد . البته ایجاد چنین فضایی اسباب و ابزار متعددی می خواهند که به انها اشاره شد .
چهارشنبه 28/11/1388 - 9:59
خانواده
من از نسل سومم
از نسل افتابم
ازجنس شکوفها و جوانه هام
من میشکفم ای امام عزیز
و یادم نمی رود که ریشه من در کجاست و ساقهایم کیستند
یادم نمی رود باغبانم کیست و خورشید کجاست
باغبانی دارم هرچند پیر و زخم خوردهی روزگار ولی دستانی شفا بخش دارد
هوا ابریست اما حضور خورشید کتمان ناشدنی است
ابرها خواهند ررفت و خورشید می آید
و با امدنش زخم های باغبان مهربانم التیام خواهد یافت
می دانم چه کسی افات در ریشه هم میریزد
ان همان کسی است که هوا را الوده کرده
میبینمش ان که با حیرت شکوفه زدن من رامی نگرد
و شاید باخود میگوید دیگر چه کنم ؟!!!
مرا از تبرش می ترساند
و گهگاهی تیری به سوی خورشید پرتاب میکند
و نمی داند که این ریشه های من است که تبرش را می ساید
و بازگشت تیر های پرتابی به سوی خودش است
او نمی داند که سرسبزی من نه از هواست نه از زمین
او شاید بتواند برگهای خشکیده درخت را زیر پا له کند
ولی نمی تواند جوانه های درخت را بخشکاند
چندی است اطرافم نهالهایی سرسبز و زیبا پیداست
آنها را نمی دانم ولی این درخت را نمی تواند بشکند یا بخشکاند
ما می رویم تا اوج
ما می رویم و حتما خورشید می اید
برای ظهور اقا همه باهم دعا کنیم
يکشنبه 25/11/1388 - 10:7