• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 3
تعداد نظرات : 3
زمان آخرین مطلب : 5884روز قبل
سياست
هارپ چیست؟ به صدای هارپ گوش دهید
هارپ یک پروژه تحقیقاتی است که در ظاهر برای بررسی و تحقیق درباره لایه ی آیونوسفر (Ionosphere) و مطالعات معادن زیر زمینی (با استفاده از امواج رادیویی ELF/ULF/VLF) تاسیس شده است. ولی در واقع "پروژه ای با تکنولوژی جنگ ستارگان" به منظور کامل کردن یک سلاح جدید پایه گذاری گردیده است.
( توضیح آنکه: جنگ هایی که از امواج "رادیویی"، "لیزر" و "نیروی مغناطیس" برای صدمه به نیروی مقابل استفاده کند به جنگ ستارگان معروف است و این اسم را از فیلم Star War گرفته اند)

آیونوسفر چیست و کجاست؟
لایه ی آیونوسفر در بالاترین لایه ی اتمسفر (Atmosphere) قرار دارد.


این لایه تشعشات خطرناک "ماورای بنفش" و "اکس ری" خورشید را جذب کرده و مانند سقفی از ورود آنها به زمین جلوگیری می نماید تا زندگی بر روی کره زمین امکان پذیر گردد. همچنین به دلیل محیط الکتریکی موجود در آیونوسفیر از این لایه برای انعکاس امواج رادیوئی به اطراف زمین استفاده می شود. اگر این لایه به هر دلیلی دچار اختلال شود تاثیرا ت بسیار زیادی بر روی زمین گذاشته و زیستن را مختل می کند.
لایه آیونوسفیر چه ربطی به هارپ دارد؟
سیستم هارپ طوری طراحی شده است که بر روی آیونوسفیر تاثیر مستقیم داشته باشد. از نمونه های این تاثیرات قرمز و گداخته شدن و یا ذره بینی نمودن لایه را میتوان نام برد.
این سیستم در حال حاظر از یک مجموعه آنتن های مخصوص (١٨٠ برج آنتن آلومنیومی به ارتفاع ٥٠/٢٣متر) تشکیل و برروی زمینی وسیعی به مساحت ٢٣٠٠٠ متر مربع در آلاسکا (Alaska) نصب گردیده است.
این آنتن ها امواج مافوق کوتاه ELF/ULF/VLF را تولید و به آیونوسفر پرتاب می کنند.


آنتن های هارپ در آلاسکا
اصولا امواج آنتن ها پس از اصابت به آیونوسفر و بازگشت به زمین قادرند نه تنها به عمق دریا بروند بلکه فرا تر رفته و به اعماق زمین نیز وارد میشوند و عملکرد آن بمانند "رادیو ترموگرافی" (Radio Thermography) است که امروزه ژئولژیست ها برای اکتشافات مخازن مختلف شامل گاز و نفت استفاده می کنند. وقتی یک موج کوتاه "رادیو ترموگرافی" به داخل زمین فرستاده میشود به لایه های مختلف برخورد کرده و آن لایه ها را به لرزه می آورده و از لرزش صدایی با فرکانسی مخصوص تولید و به سطح زمین باز میگرداند و ژئولژیست ها از صدای بازگشتی قادرند مخازن زیرزمین را شناسایی کنند.
با این تفاوت که رادیو ترموگرافی سیستمی است که با قدرتی به کوچکی ٣٠ وات لایه های زیر زمینی را به لرزه درمی آورد و حال آنکه هارپ سیستم فوق الاده پیشرفته تری است که همان لایه های زمین را می تواند با استفاده از قدرتی برابر با ١,٠٠٠,٠٠٠,٠٠٠ (یک میلیارد) تا ,١٠,٠٠٠,٠٠٠,٠٠٠ (ده میلیارد) وات بلرزاند!
بدیهی است که هر چقدر قدرت امواج بیشتر می شود, تاثیراتش بر روی آیونوسفر و اثرات ذره بینی آن بالاتر می رود. هدف از استفاده از این قدرت چیست؟

 
از نمودار فوق متوجه می شوید که آیونوسفر گداخته شده (به رنگ قرمز دیده می شود) و سپس مثل یک قلب شروع به تپش میکند و از این تپش ها، فرکانس های فوق کوتاه تولید شده که پس از اصابت به زمین به داخل آن نفوذ مینماید و در توضیحات زیر مشاهده خواهید کرد که چگونه از این فرکانس فوق کوتاه و نیرومند، زمین زلزله و خرابی تولید میگردد.

برای درک چگونگی ایجاد زمین لرزه یک مثال بزنم:

وقتی شخصی صحبت میکند، اول تارهای صوتی او میلرزند (مثل لرزش های ایجاد شده در آیونوسفر). از این لرزش فرکانس صوتی تولید شده و پس از اصابت به پرده گوش شنونده، پرده گوش او را میلرزاند (مثل به لرزه در آوردن لایه های زیر زمین به سبب اصابت فرکانس های تولید شده از آیونسفر) و سپس در گوش صدا تولید شده و شنونده آنرا به شنود.
خوب حالا که چی؟

با کمی فکر کردن می توان متوجه این شد که تکنولوژی هارپ "با ویژگی معادن یابی" برای پیدا کردن مخزن های گازی و نفتی ساخته نشده است! زیرا برای پیدا کردن مخازن نیاز به یک میلیارد وات نیست و یک ترموگراف برای این کار کافیست. با توجه به تاثیرات هارپ بر روی آیونوسفر و نهایتا تاثیرات آن بر روی زمین و وضعیت آب و هوا، می باید در مورد این تکنولوژی کمی جدی تر فکر کنیم. این تغییرات شامل خشکسالی در مناطقی که تا به حال بی سابقه بوده است، بارندگی های سیل آسا در جاهایی که به خشک بودن معروف هستند، طوفان ها و سونامی ها و ساده تر از همه ایجاد زلزله را میتوان برای هارپ به شمار آورد.
ناگفته نماند که امواج بازگشتی از آیونوسفر، پس از ورود به عمق دریا میتوانند صدمات جانی برای موجودات دریایی، به خصوص نهنگ ها و
دلفین ها را در بر داشته باشند.

توضیحات کوتاهی در مورد برخی از کاربرد های هارپ :

١- ایجاد موج Extreme Low Frequency) ELF) با فرکانس از ١ تا ٢٠ هرتز به توسط آیونوسفر، که با برخورد امواج هارپ تولید شده و سپس به زمین فرستاده می شود و تا اعماق ٣٥ کیلومتری زمین نفوذ نماید که پس از برخورد به لایه های مختلف زیر زمینی تولید صدا نموده و در پی آن ایجاد زلزله می نماید. برای تعاریف "فرکانس باند" ها به اینجا اشاره کنید.
٣٠ دقیقه قبل از زلزله ی سیچوان (Sichuan) در چین در سال ٢٠٠٨، واکنش گذاختگی آیونوسفر در آسمان مشاهده میشد و در پی آن زلزله هولناک ٨ ریشتری در آنجا بوقوع پیوست.

٢- با قابلیت تکنولوژی "ترموگرافی" می تواند کلیه اطلاعات معدن های زیر زمینی کره زمین را در اعماق کم شناسایی کند و کلیه تاسیسات زیر زمینی کشورهای دیگر را دقیقا زیر مطالعه قرار دهد.
٣- ایجاد سونامی، خشکسالی، آتش فشان، سیل ها، طوفان هایی نظیر طوفان کاترینا در نیواورلئان (New Orleans) طوفان گانو عمان .
٤- انتقال نیروی برق از محل تاسیسات هارپ به نقطه ی دیگر از زمین و همچنین انتقال برق از زمین به ماهواره ها.
٥- ایجاد اختلال و کنترل فرکانس های نوری مغز در سطوحی به وسعت شهرها و کنترل انسانها از راه دور و ایجاد "غش" و تولید "وهم" در مغز انسانها.
٦- ایجاد اختلال در جریان برق و قطع برق شهری و اختلال در کار کامپیوتر هواپیماهای مسافربری (مقاله ای از شرکت بوئینگ (Boeing) در این رابطه بخوانید)، جت های جنگنده، کشتی ها، زیر دریایی ها و غیره.
٧- ایجاد انفجار های عظیم زیر زمینی با قدرت بمب های اتمی و بدون تولید اشعه های رادیو اکتیو (Radioactive).
٨- اختلال درعملکرد طبیعی آیونوسفر که چرخش زمین را در کنترل دارد. احتمال بسیار میرود که درصورت دستکاری های متناوب تاثیراتی در حرکت چرخشی زمین ایجاد گردد، بدین صورت که یا چرخش را سرعت بخشیده و یا کند نماید.
٩- ایجاد دیوارهای رادیویی ضد هواپیما و ضد موشک.

می توان به راحتی گفت که همه اسلحه های جنگی معمول و متداول امروزه در مقابل با این تکنولوژی جدید کاملا متروکه به شمار میایند به گونه ای که "هارپ" میتواند با یک عملکرد کلیه کامپیوتر های یک هواپیما را از فواصل دور از کار انداخته و آنرا سقوط دهد.
با دقت متوجه میشوید هارپ استفاده های زیادی بعنوان تهدید و یا سرکار گذاشتن کشورها دارد. مثلا می خواهند به کشوری حمله کنند در این صورت برای جلوگیی از مزاحمت احتمالی کشور همسایه برای آنها زمین لرزه آورده و با سرکار گذاشتن آن کشور، برنامه های شوم خود را اجرا کنند.

در این مقاله ما فقط به نکته ١، یعنی فقط در رابطه با ایجاد زلزله بتوسط هارپ می نویسم.
در ابتدا نگاهی می کنیم به تعداد زمین لرزه هایی که در بیست سال اخیر در ایران رخ داده اند. این اطلاعات را از وب سایت "پژوهشگاه زلزله شناسی ایران" به دست آوردم. این نمودار با توجه به تعداد زمین لرزه های بالای 3 ریشتر تهیه گردیده است.
نکته ی مورد توجه اینجاست که سیستم هارپ در سال ١٩٩٨ (١٣٧٧) تکمیل شد و این مصادف با سالی است که از آن به بعد به تعداد زمین لرزه ها در ایران اضافه شده است.

همان طوری که مشاهده می کنید، تعداد زمین لرزه هایی که در ایران در بیست سال اخیر آمده است رو به بالا بوده. محاسبات من اینگونه نشان میدهد که:
208.7 میانگین بین دهه ی ١٣٦٧-١٣٧٧
639.4میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧
افزایش در دهه اخیر برابر با : 206.4 درصد
برای مقایسه نگاهی می کنیم به تعداد زمین لرزه های بیست سال اخیر در نیوزیلند که یکی از زلزله خیز ترین کشورهای دنیا می باشد. اطلاعات را از وب سایت "جی ان اس - نیوزیلند" به دست آوردم.
15593.3 میانگین بین دهه ی ١٣٦٧-١٣٧٧
15206.2 میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧
کاهش در دهه اخیر برابر با: 46.2 درصد
اگر به نمودار زلزله در آلاسکا، که مجموعه ی هارپ در آن واقع است دقت کنیم متوجه افزایش بسیار غیر طبیعی را در سال ١٣٨١ مشاهده می کنیم که تعداد زمین لرزه ها به یکباره چهار برابر سال های قبل می شود. این تغییر ناگهانی شاید به دلیل آزمایشات تحقیقاتی مسئولین هارپ در این ایالت باشد. اطلاعات زیر از از وب سایت "مرکز اطلاعاتی زمین لرزه آلاسکا" به دست آمده است.

4773.9 میانگین بین دهه ی ١٣٦٧-١٣٧٧
18658.4 میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧
افزایش در دهه اخیر برابر با : 290.8 درصد

چرا درصد زلزله ها در عمق ١٤ کیلومتر در ایران اینگونه بالا رفته اند؟

در حین جستجو ها به یک عدد ویژه ای برخورد کردم که به نظرم غیر واقعی رسید. سئوالی برایم پیش آمد که چگونه اغلب زمین لرزه ها در چند سال اخیر در ایران در عمق ١٤ کیلومتر اتفاق افتاده اند؟ و وقتی نگاهی به دهه قبل انداختم متوجه شدم که عملا درصد زمین لرزه ها در این عمق یا صفر بودند و یا حد اکثر تا دو درصد.
یاد آور می شویم: زمین لرزه های خطر ناک در لبه های "رگه گسل" یا "Fault lines" تولید میگردند
چهارشنبه 12/3/1389 - 12:20
فلسفه و عرفان
طى‏الارض را اینطور می توان تعریف کرد :

1-
نزدیک شدن مکان‏ها به یکدیگر.

2-
تجدد امثال یعنى ارسال صورتى به مکانى که اراده مى کند.

3-
اعدام و ایجاد، یعنى در یک مکان وجود عینى خود را نابود و همان زمان در مکان دیگر ایجاد  کرد. این قدرت را خدا به پیامبران و ائمه و بعضى از اولیاى الهى عنایت کرده است. دیگران هم با اجازه یا به دستور و یا همراه با اولیاى الهى مى توانند طى الارض کنند، البته چنین افرادى مسئله را پنهان نگه مى دارند و به کسى نمى گویند مگر با اذن الهى و براى هدایت شخصى یا امر دیگر.

اگر انسان روحش را از آلودگى‏ها و تعلق‏ها پاک ساخته و خود را به اصل و حقیقت وجود خویش برساند، یعنى روح خدائى را در خود زنده کند ، ممکن است به این مقام نائل آید.
ممکن است پاک کردن نفس از آلودگى، شرط لازم براى رسیدن به این مقام باشد، ولى شرط کافى براى آن نباشد. عارفان معمولاً به سالکان در این راه سفارش مى کنند که در درجه اوّل از محرّمات اجتناب کنند و واجبات را انجام دهند. در درجه بعد آنان را به انجام دادن مستحبات و اجتناب از مکروهات توصیه مى کنند.

این کار نیاز به مداومت جدى و ریاضت شرعى دارد و باید زیر نظر اساتید واقعى عرفان قرار گیرد، زیرا در این باب مدعیان طى الارض زیاد هستند.

قرآن مجید طى الارض را براى یکى از نزدیکان با ایمان و دوستان خاص سلیمان به نام آصف بن برخیا ذکر کرده که توانست تخت بلقیس را به یک چشم به هم زدن حاضر کند.

قرآن مجید درباره او مى فرماید: «کسى که دانشى از کتاب داشت، این کار را انجام داد».

بسیارى از مفسران گفته‏اند: این مرد با ایمان از اسم اعظم الهى با خبر بود. البته منظور از آگاهى بر اسم اعظم، تخلّق (آراستگى) به آن اسم و وصف است، یعنى انسان از نظر آگاهى و اخلاق و تقوا و ایمان آن چنان تکامل یابد که مظهرى از آن اسم گردد.

این تکامل معنوى و روحانى (که پرتوى از آن اسم اعظم الهى است) قدرت بر این کار را فراهم مى کند.

براى توضیح بیشتر این بحث مراجعه کنید به کتاب مهرتابان از علامه محمد حسین طباطبایى، ص 177 - 186.

به نظر من توسط علم لیمیا (طلسمات) می توان این کار را انجام داد البته به کمک طلسماتی طاقت فرسا .

من در کتابی خطی طلسم (( طی المنازل مساوی )) را دیدم که توسط آن می توانستید این عمل شگفت را انجام دهید .
 
بررسی دقیق تر طی الارض:
 
در قرآن :
بسیاری از صاحبنظران در اسلام، طی الارض را ریشه در آیات ۳۸-۴۰ از نمل میدانند:

   
۳۸: سلیمان گفت، «اى بزرگان، کدام یک از شما مى توانید کاخ او (ملکه سبا) را براى من بیاورید، قبل از اینکه آنها به عنوان تسلیم شدگان به اینجا برسند»     


   
۳۹: یک عفریت از جن ها گفت، «من مى توانم قبل از اینکه تو بایستى، آن را نزد تو بیاورم. من قدرت کافى براى انجام این کار را دارم.»     


   
۴۰: آن کسى که از کتاب علم داشت گفت، «من مى توانم تا چشم بر هم زنى آن را نزد تو بیاورم.» هنگامى که او (سلیمان) آن را جلوى خود مستقر دید گفت، «این رحمتى است از جانب پروردگار من، که با آن من را امتحان مى کند، تا نشان دهد که من سپاسگزار هستم یا ناسپاس. هر کسى که سپاسگزار باشد به نفع خود سپاسگزار است و اگر کسى ناسپاس شود، پس پروردگار من به او نیازى ندارد، محترم ترین.»     


در این آیات اعتقاد بر این است که شخص در آیه سوم همان آصف ابن برخیا است، که مقام پیامبری نداشت. حدیثی از جعفر صادق انتقال تخت ملکه صبا را توسط عاصف با «طی الارض» بیان کرده است و حدیث دیگری از محمد باقر قدرت عاصف بن برخیا را به دانش وی از اسامی خداوند نسبت میدهد:

   
اسم اعظم خداوند، هفتاد و سه حرف است. آصف بن برخیا فقط یکی از آن حروف را میدانست که توانست زمین را درهم نوردد و قبل از یک چشم بر هم زدن، تخت بلیقس را از سرزمین سبا نزد سلیمان حاضر سازد؛ و ما ائمّه معصومین هفتاد و دو حرف از آن را میدانیم. یک حرف را هم خداوند به خودش اختصاص داده و تنها نزد اوست   


 مفاهیم طی الارض در غرب :
مفاهیم موازی و مشابه با آنچه که در اسلام طی الارض نام دارد را میتوان در غرب نیز مشاهده نمود. بطور نمونه در گزارشی در سال ۲۰۰۴ به نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا، دکتر اریک دیویس (به انگلیسی: Eric W. Davis, Ph.D) به این سازمان نظامی توصیه کرد که نظریهٔ p-Teleportation را بررسی کنند. در تعریف این پدیده نوشته شده:

    انتقال انسان یا اشیا بی جان با توسل به نیروهای ذهنی     

در سال ۲۰۰۸ نیز فیلم Jumper حاوی مضامین انتقال با صرف اراده، توسط هالیوود نیز به نمایش در آمد
.


از دید تصوف :
در برخی مکاتب تصوف، به طی الارض، «طی المکان» نیز گفته شده. در رساله قشیریه، اینگونه کرامات فقط مخصوص «اولیا الله» دانسته شده اند، و بر خلاف معجزات پیامبر، اکتسابی و غیر دعوی میباشند.

سخن از طی المکان و کرامات در کتب عرفانی بسیار به میان آمده، که بطور نمونه می توان به روایات ابوسعید ابوالخیر  و یا طریقت مولانا و یا داستانهای منتسب به حضرت خضر در این باب اشاره نمود. و گزارشهای زیادی در این میان میتوان در ادبیات تصوف دید. بطور نمونه ادریس شاه و رابرت گریوز (به انگلیسی: Robert Graves) وقایعی را روایت میکنند که در آن اعضای صوفیان عظیمیه «همانند شیخان قدیم همزمان در چند مکان حضور داشتند.» و یا روایات دیگری را میتوان در تذکرة الاولیا منتسب به عطار نیشابوری، و یا نوشته های ابن عربی و روایات بایزید بسطامی یافت.

با اینحال، در این نوشته ها، اولیا الله، صاحبان این قدرت، کسانی اند که بر مردم پوشیده اند، و حتی خود از یکدیگر بی خبرند.


در مکاتب شیعه :
در اصول کافی نیز سخن از طی الارض نیز به میان آمده، و اسناد مکتوبی در باب طی الارض امامان شیعه در تاریخ و مهدی موعود نیز موجود است . مفاهیم فلسفی کرامات و طی الارض را میتوان در نوشته های سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی، علامه طباطبایی، و ملاصدرا نیز با تعابیر مختلف جستجو و یا مشاهده کرد.


در مکاتب یهودی :
طی الارض مفهومی است که در مکاتب عرفانی یهودیان نیز با نام (به انگلیسی: Kefitzat Haderech) و (به عبری: קְפִיצַת הַדֶּרֶךְ) نیز دیده شده است.


طی الارض به امر امام هادی علیه السلام
شخصی به نام اسحاق که شغلش خرید و فروش گوسفند بود می گوید:
برای امام هادی علیه السلام گوسفندان فراوانی خریدم. امام دستور فرمود به منطقه‌ای بروم و گوسفندان را میان عده‌ای تقسیم کنم. من هم دستور امام را اجرا کردم. سپس از امام اجازه خواستم به بغداد برگردم. آن روز، روز ترویه (هشتم ماه ذی حجه ) بود. امام فرمود:«فردا را که روز نهم ذی حجّه و روز عرفه است پیش ما بمان. آن‌گاه به بغداد بازگرد

روز عرفه در خدمت امام ماندم و شب عید قربان را در یکی از اتاق‌های منزلش خوابیدم.

سحرگاهان امام تشریف آورد و فرمود:«ای اسحاق برخیز

من برخاستم، و همین که چشم خود را باز کردم دیدم در بغداد، مقابل در خانه ام ایستاده‌ام.

وقتی دوستانم به دیدارم آمدند به آنها گفتم:«روز عرفه (نهم ذی حجّه) را در سامرّا بودم و اکنون که عید قربان (روز دهم ذی حجه) است در بغداد هستم
و هیچ‌یک از دوستانم باور نمی‌کردند.(بحارالانوار) حواس انسانهر چند افرادی كه جز به مادیات و علوم مادی آشنا نیستند شاید نتوانند این حقیقت را باور بدارند لیكن مسلم است كه در بشر حواسی وجود دارد كه بغیر از حواس ظاهری است و این حواس جزء حواس 21 گانه ایست كه در كتاب مكانیسم آفرینش مختصری در بارة آن شرح داده ام.(به مقاله حواس مراجعه فرمایید)حواس مزبور حس الهام و روشن بینی است كه مظاهر آن در زندگی اكثر اشخاص اتفاق افتاده است. خود شما ممكن است در زندگی حوادثی از آن را دیده یا از خویشان و نزدیكان و دوستان خود شنیده باشید. بارها اتفاق افتاده است پدر یا مادری در اثر نگرانی و به اصطلاح «دل شوره» قبلاً از حادثه ای كه برای فرزندشان در نقطه ای دور، اتفاق افتاده مطلع گردیده اند. بارها دوستی مرگ یك دوست را كه در اثر سانحه یا جنایتی پیش آمده از فاصلة دور دیده یا احساس نموده است. رؤیاهای دیده شده در عالم خواب نیز قسمتی از تجلیات این حالات است.بسیار اتفاق می افتددر جراید خبری و مجلات و برخی كتابهای روحی جهان نظیر این چنین وقایع بسیار نقل شده است. اشخاصی كه در خواب قبلاً واقعه ای را دیده و بعد عین آن بر ایشان اتفاق افتاده یا بوسیلة الهام و روشن بینی وقایع را احساس نموده اند به علت شوق و شگفتی كه از این حادثه به آنها دست داده آن را دهان به دهان نقل می كنند كه گاهی دامنة آن به جراید و خبرگزاریها می رسد .علوم روحیخوشبختانه امروز علوم هیپنوتیسم و مانیتیسم و رابطة‌ با در گذشتگان و علم الروح تجربی و نیروی انتقال فكر یا تلپاتی و امثال این قبیل علوم در مغرب زمین بسیار متداول گردیده و در بارة آن كتابهای بسیار نوشته و مجلات متعدد انتشار می دهند و صدها هزار نفر جداً در این علوم وارد شده و برخی از رشته های آن یعنی هیپنوتیسم و مانیتیسم را تا حدی در علم طب داخل كرده و از آن برای معالجه و بیهوشی استفاده می كنند و بقدری شایع گردیده كه هر فرد با سوادی كه با مطبوعات آشنا است كم و بیش از آن آگاه است. این مطلب دلیل آشكار نسبت به موضوعی است كه مورد بحث ما است .تمرین و تقویت حواسنكتة مهمی كه باید متوجه بود این است كه حواس انسان با توجه به سرشت و سرنوشت در اثر تمرین و توجه تقویت می گردد. كسانی كه این رشته از حواسشان از بدو تولد قوی است یعنی استعداد طبیعی برای این كار دارند چون متوجه آن نیستند و موقعیت بكار بردن حواس برای آنها پیش نیامده و مصرفی برای آن تصور نمی كنند قدرتشان همچنان در بوتة اجمال مانده است. در حالی كه وجود این حواس به قدری در زندگی سودهای خاص خود را دارد كه اگر بر طبق روش صحیحی در مدارس از همان اوان كودكی اطفال را متوجه وجود این حواس و سود آن سازند و تعلیماتی برای تمرین و تقویت آن مقرر دارند و آنها كه صاحب استعداد در فن هستند در این رشته قوی شوند،  آن وقت دنیا متوجه خواهد شد كه از این نیروئی كه یزدان توانا در بشر آفریده و بالقوه در او موجود است و از آن بهرة كافی حاصل نگردیده،  چه منافعی بدست خواهد آمد .ماوراء‌الطبیعه نداریمدر هر حال علومی كه خارج از دایرة پنج حس ظاهری و معمولة بشر می باشد و افراد بشر با آن آشنا نیستند، علوم ماوراء‌الطبیعه، نامیده شده اند در صورتی كه این لفظ غلط است و ماورائی وجود ندارد زیرا آنچه در عالم وجود هست طبیعت است منتها قسمتی از طبیعت را ما می توانیم ببینیم. حتی در مورد دیدنیها هم قدرت ما حدود دارد چنانكه اجسام بی نهایت ریز به چشم ما نمی آید تا این كه میكروسكوپ اختراع شد و میكروبها را دیدند ولی هنوز ویروس دیده نشده بود بعداً با میكروسكوپ الكترونیكی ویروس هم دیده شد ولی هنوز اتم را با این میكروسكوپ هم ندیده اند. همین طور در مورد اجسام بی نهایت بزرگ مثل كرات بوسیلة اختراع تلسكوپ كه از گالیله شروع شد كم كم توانستند كرات دیگر را ببینند و اختراع تلسكوپ روز به روز پیشرفت كرد. دیدنیهای بسیار هست كه هنوز به آن دسترسی ندارند و رادیو تلسكوپ كه بوسیلة امواج رادیوئی ما را از وجود عوالم دورتر آگاه می سازد،  گواه این مطلب است.جسم هم از چشم پنهان می شودمی گویم اشیائی در عالم هست كه به علت لطافت و ظرافت فوق العاده، چشمان ما با وضع عادی قادر به دیدن آنها نیست مانند هوا كه چشم ذرات آن را نمی بیند. اما همین هوا وقتی به صورت مایع در می آورند قابل رؤیت است. حقیقت دیگری را كه روشن كننده این مطلب است به عنوان مثال ذكر می كنم. حتی اشیاء بزرگ را از مسافت دور با آن كه زمین هم مسطح باشد با چشم ظاهری نمی توان دید هر چند كه مادی است. یك مجسمه بزرگ مثل مجسمه رامسس دوم در مصر در بیابان مسطح وسیعی قرار دارد كه وقتی در مقابل آن بایستیم عظمت آن طوری است كه گردن انسان برای دیدن آن به عقب خم می شود .حال از این مجسمه دور می شویم و كم كم به عقب می رویم. می بینیم كه مجسمه رفته رفته در نظر ما كوچك و كوچك تر شد. هر چه از آن دورتر شویم كوچك تر می شود و ریزتر می گردد،  پس از مدتی كه كاملاً از آن دور شدیم بكلی از چشم ناپدید می شود .مثل موجودات لطیفعمل كوچك شدن این مجسمه مربوط به خودمجسمه نیست وحجم مجسمه كم نگردیده بلكه این چشم ماست كه به علت دور شدن آنرا كوچك دیده است. این كوچك شدن تدریجی در واقع مثل لطیف شدن ذرات است كه اگر به مقدار معینی ثقیل و متراكم باشند به چشم ما می آیند و هر چه لطیف تر و ریزتر شوند كم كم در دیدگان ما كوچكتر و كوچكتر به نظر می رسند تا جائی كه بكلی محو می گردند. از لحاظ قوة دید ما هر دو مورد شبیه به هم است و البته این محدودیت مصلحتی دید ما است كه اشیاء را چنین می بیند نه اینكه خود اشیاء خارج از طبیعت باشند.ماوراء‌الطبیعه نیستاینجا است كه روشن می گردد همه چیز جزء طبیعت است و ماوراء‌الطبیعه در بین نیست و اینكه بشر ماوراء‌الطبیعه قائل است در اثر محدودیت قوة دید و فهم و درك او است. در مورد مثالی كه بیان گردید آیا آن مجسمه كه كم كم از نظر ما محو گردید از صورت مادی به صورت معنوی در آمد كه از چشم غایب گردید؟ خیر، مجسمه مادی بود و مادی هم هست و خواهد بود ولی این چشم ماست كه به علت ضعف در اثر دور شدن قدرت ادامة دید آنرا از دست داد. آیا این مجسمه نابود شده یا هست؟ می دانیم كه مجسمه با همان قطر و حجم موجود است ولی دید چشم ما رسا نیست كه آن را ببیند. پس ذرات كوچك هم با همان قطر خود در همین جو اطراف ما وجود دارد كه چشم ما قادر به دیدن آنها نیستند نه اینكه وجود ندارند. پس بطور قطع منكر این گونه امور نباید بود. در مورد اجسام لطیف هم وضع همین طور است و ندیدن آنها به خاطر این نیست كه معنوی یا در ملك یا قلمرو  ماوراء‌الطبیعه هستند بلكه این محدودیت چشم ما است كه نمی تواند آنها را ببیند و لذا نام ماوراء‌الطبیعه به آنها داده است.درجات داردحال می گویم قدرت دید اشخاص نسبت به همین مطلب با هم تفاوت دارد مثل اینكه همة قوای مختلف مردمان در همه چیز دارای درجات و تفاوتهایی است. مثلاً در آن موقعی كه در اثر دور شدن از مجسمه، چشم یك نفر دیگر،  قدرت دید مجسمه را ندارد و بكلی از نظرش محو گردیده است،  شخص دیگری هست كه آن مجسمه را بطور واضح و قابل تشخیص می بیند و فرد دیگر آن را بزرگتر و كس دیگر كوچكتر می نگرد. به همین نحو به درجات هر كسی نوعی مشاهده می كند. این مطلب در همة‌ امور صادق است و این كه می گوییم حس روشن بینی در برخی كسان قویتر است و بهتر می توانند به امور ظاهراً مخفی آگاهی یابند به همین دلیل است. چنین اشخاص كه استعداد قوی دارند با تمرین بسیار قویتر می شوند و كسانی كه به طور طبیعی و فطری در این قسمت ضعیفند در اثر تمرین با همان نسبت نیرومندتر خواهند گردید.غایب و مخفی یعنی چهدر بالا گفته شد كه شخص مستعد چیزی را كه ظاهراً مخفی است می بیند. این در واقع همان غایب است كه می گویند برخی اشخاص قدرت دید غیب و غایب را دارند یعنی اگر كسی مدعی گردد كه غایب را می بیند منظورشیك چنین مخفی ظاهری است نه اینكه چیزی را كه وجود ندارد دیده است.مدعیان و منكرانعده ای افراد در مسافت خیلی دور از آن مجسمة بزرگ ایستاده اند. چند نفر از آنها به علت دوری چشمشان یارای دیدن مجسمه را ندارد و چند نفری هم كه چشمشان قویتر است آن مجسمه را به اندازه های كم و بیش ملاحظه می كنند. آن كسان كه مجسمه را می بینند، به آن ایمان دارند. لیكن آنهائی كه چشمشان قدرت دیدن آنرا ندارد می گویند دروغ است و چنین چیزی وجود ندارد. هر چند كه آن مشاهده كنندگان اصرار كنند برخی از آنها باور ندارند.تمرین و مجهز كردن چشمتنها راه برای این كه منكران باور نمایند این است كه چشم خود را مجهز كنند با تمرین های مناسب انجام دهند تا خودشان هم تا حدودی به آن كسان كه قوی هستند و می بینند نزدیك شوند ولی باید دانست كه این عمل مشكل است زیرا مكانیسم و قوای اشخاص با یكدیگر تفاوت دارد.این است علت انكارآن كسی كه نمی بیند تقصیری هم ندارد ، دلش می خواهد حرف كسی را كه مدعی دیدن است باور كند و میل دارد تمرین نماید ولی چون تمرین مشكل است و شاید بزودی موفق نشود . این انكار تا مدتی باقی می ماند .تمرین مغناطیسییكی از تمرین ها برای مجهز شدن همانا خواب مصنوعی است كه این عمل را انجام می دهد. وقتی كسی به خواب مصنوعی می رود چون در اثر خواب روشن بینی و وجدان باطنی او در مسیرهای معینی اضافه می شود حكم همان مجهز شدن چشم را دارد و مخلوقاتی را كه در حالت عادی نمی دید اكنون به چشم او می آید و آسانترین راه آن همین است. مجهز كردن قوا و چشم خود شخص هم همین حال را دارد و در اثر تمرین و مداومت و توجه و استقامت و پیگیری می توان تا حدودی به این قسمت آشنا گردید .نصحیت و اندرزدر طی این مقاله روشن گردید برای قوای روشن بینی اشخاص درجاتی وجود دارد كه آنرا معین كردم. پس فرزندان عزیز اینها حقیقتی است كه بطور روشن و واضح بیان شده و منكر حقیقت نمی توان گردید. آیا اگر كسی چیزی را دید و من و شما و عده ای آنرا ندیدند دلیل بر آن است كه آن شیئی وجود ندارد؟ خیر وجود دارد ولی عده ای به علت نداشتن وسائل و قوا و تمرینات كافی آنرا ندیده اند و عده ای هم هستند كه قوة دیدن و درك آنرا ندارند .ماوراء حواس ظاهری مابنابراین در ماوراء این دیدنیها و شنیدنیهای عالم چیزهائی هست كه بشر هنوز ندیده و نمی داند. اگر ماوراء‌الطبیعه را به معنی اینگونه (ماوراء) یعنی ماوراء معلومات و مشاهدات فعلی بشر بنگریم درست است ولی اگر آنرا به معنی چیزی در پشت طبیعت و خارج از آن معنی نمائیم غلط است زیرا هر چه هست در زیر و رو و پشت و بالا و غیره ( این لغات نسبی و وابسته به موقعیت مشاهده كننده است و حقیقت ندارد) همة آنها طبیعت است و چیزی از آن خارج نمی باشد .بعد و بی بعدی یعنی چهیكرنگی در همه جامغز بشر كه در محفظه ای معین و محدود قرار دارد ذرة بسیار بسیار ناچیزی از قدرت عالم است كه اگر در مقام حساب و مقایسه با عالم لایتناهی بدان بنگریم شاید بتوان گفت آن ذره كه در حساب ناید همان است. اما چگونه می شود كه این مغز با تمام كوچكی ظاهری خود می تواند پی به عظمت و وسعت عالم لایتناهی ببرید؟ علت همان وحدت است كه در عالم نقشه واحد، طرح واحد، نمونه واحد و قدرت واحد وجود دارد و وقتی كه بشر با همین قوة فكری خود به نمونة این طرح و نیرو پی برد در حكم آن است كه به همة آن پی برده است.مثال برقبرای مثال برق را ذكر می كنم. ما می بینیم كه در اثر پیدایش عواملی در جو فعل و انفعالاتی بوجود می آید و برق در آسمان تجلی می كند. اولاً این نكته بر ما روشن است كه این برق از هیچ بوجود نیامده بلكه در جو از آن به مقدار معین موجود است،  منتها عوامل و وسایلی نبود كه به نظر انسان برسد و وقتی عوامل پیدا شد انسان توانست آن برق را مشاهده كند. به علاوه می دانیم كه برق منحصر به همین محلی كه اكنون هستیم نیست. بلكه اگر فی المثل به هلند هم سفر كنیم یا به استرالیا و زلاند نو برویم یا به ژاپن رحل اقامت افكنیم باز هم همین برق زدن را می بینیم و بر ما مسلم می شود كه تفاوت در برق نبود و همه جا از آن وجود داشت و این ما بودیم كه نمی توانستیم بدون فراهم شدن عوامل و وسایل آنرا بنگریم.بعد در بین نیستپس اگر درست بیندیشیم می بینیم این برق بعدی ندارد و مسافتی برای آن نیست چنانكه در ایران در اروپا ، در آمریكا و در هر كجای كرة زمین برق همان برق بود و جزئی تفاوتی نداشت و این ما بودیم كه به علت محدودیت جسم احتیاج به مسافرت یعنی طی بعد و مسافت داشتیم و خو دبرق بعدی ندارد و همانست كه هست و هیچ گونه تفاوتی در آن نیست و در هر كجا كه موجبات فراهم گردد برق خود را ظاهر و مرئی می سازد. برقی كه در قارة استرالیا می زند با برقی كه در قارة آسیا تجلی می كند هر دو یكی است و هیچ بعد و مسافتی برای آن مطرح نیست.كمك تفكرتا آنجا كه مشاهدات و وسائل بشر امكان به او می دهد خواهد دید كه در این برق تفاوتی نبوده و نیست و نخواهد بود و اینها تغییر ناپذیرند. معنی واقعی لن تجد لسنه الله تحویلا یا تبدیلا - در سنت های الهی تغییر و تحویلی نیست همین است. حال فرض كنید بشر وسائلی بدست آورد و مثل اقدامات اخیر فضائی به ماوراء جو سفر نمود و بكرات دیگر رفت، خواهد دید كه همین برق در همه جای عالم لایتناهی هست منتها هر جا بر حسب مقتضیات عوامل به صورت و شكلی خاص است.اگر بر حسب مقتضیات تفاوت عامل و عناصر جزئی تفاوتی در آن مشاهده شد دلیل نفی اصل موضوع نیست. اما این كه قوای بشر محدود است و قوة متفكرة او نیز حدودی دارد می تواند دنبالة رشته فكر را بگیرد و آنرا یك خط نامحدودی تصور كند كه به دنبال آن برود، پیش بتازد جلو رود و حركت كند و همچنان این حركت را ادامه دهد. باز هم خواهد دید كه آنچه دیده همان است یعنی نمونه هائی كه درك كرده همانها به مقدار بی نهایت در عالم وجود دارد و می فهمد كه از نمونة این مشتی كه دیده خروارها را هم می تواند ببیند و تفاوتی در اصل در بین نیست.نسبت فهم عالم لایتناهیبه این ترتیب است كه عالم لایتناهی درك می گردد یعنی وقتی فهمیدیم حقایق در همه جا همانطور كه درك كرده ایم وجود دارد و به هر كجا برویم بقول ضرب المثل آسمان همین رنگ است این نكته بر ما روشن می گردد كه بعد و مسافتی در بین نیست زیرا عالم لایتناهی و همه جای آن پر از قوائی است كه ما با فكر محدود خود آنرا شناختیم. برق را به عنوان مثال گفتیم. همه چیز را می توان این طور شناخت و دید. حیات، روح، قدرت، نیرو، نور و هر چه هست عالم از آن مالامال است و هیچ حدود و ثغوری برای قلمرو و تسلط آنها نیست و به هر اندازه كه قدرت فهم و دید و مشاهده ما اضافه شود از همان نمونه ها منتها به مقدار بیشتر دیده می شود. به همین جهت است كه عناصر كرات بهم شبیه است و سنگهائی كه از كرة ماه آورده اند دارای همان عناصر زمینی است منتها با تركیب متفاوت .
روزنامه اطلاعات پنجشنبه 7 آبانماه1349 شماره1333270عنصر شیمیائی در خاك ماهمسكو- خبرگزاری فرانسه - « الكساندر وینو گرادف » معاون آكادمی علوم شوروی در یك مصاحبه مطبوعاتی دربارة نتیجه آزمایش سنگریزه ها و خاكی كه سفینة خودكار «لونا 16» از كره ماه به زمین آورده است توضیحاتی داد و گفت كه ایستگاه خودكار جمعاً یكصدم گرم از نمونة سنگ ریزه و خاك كره ماه را همراه آورده بود كه از جنبه های علمی در آزمایشگاههای شوروی مورد بررسی دانشمندان قرار گرفته است. رنگ سنگ ریزه های ماه خاكستری است ولی بر اثر كمی یا زیادی نور تغییر رنگ می دهد. وی گفت در نتیجة بررسی خاك كرة ماه وجود هفتاد عنصر شیمیائی در نمونه های خاك و سنگ های ماه ثابت شده است.
خداشناسی و خدابینیحال كه همة قوا و نیروها و نورهای عالم این طور است و همه جا از آن گسترده شده و پر و مملو است و خلافی موجود نیست پس مسئلة بعد از بین می رود و می فهمیم كه بعد در اثر محدودیت قوای بشری است كه برای فهم و مشاهده ناچار به طی مسافت و سفر و تكمیل آلات و روش مشاهداتی است. عالم یك است و وحدت است و همه جای آن در حكم همه جای دیگر می باشد. اینجاست كه خداشناسی بلكه خدابینی حاصل می گردد زیرا اگر یزدان و نیروی لایزال آنرا در یك گوشه از همین زمین در قلمرو مشاهدات خود دیدیم، اگر قدرت او را در تجلی مخلوقات مشاهده كردیم بسی روشن و واضح است كه مثل همان برق، همان نور كه نمونة آنرا دیده بودیم در حكم آن است كه همه آنرا دیده ایم. پس بشر محدود ظاهراً كوچك با مغز محدود خویش می تواند یزدان را با تمام عظمت و قدرت بنگرد و بشناسد. این است درسی از خداشناسی.كسب علوم روشن بینیتوسعه دانش با حواسكسب علوم معنوی كه مربوط به حواس الهام و روشن بینی است از لحاظ معنی و توجیهی كه دربارة ماوراء‌ كردیم و آنرا علوم ماوراء نام نهادیم درجات دارد و هر چه بیشتر در این زمینه زحمت و ورزش و تمرین انجام شود موفقیت بیشتر است.فهم وحدتكسانی كه دارای استعداد طبیعی در این قسمت بوده و ضمناً روش خود را در كلیة امور مشاهده و دقت و موشكافی و تمرینات فكری كنند و سعی نمایند به باطن و علل امور دسترسی یابند و ضمناً با اتخاذ روشهای نیكو و اخلاق پاكیزه صفای درون حاصل نمایند، قدرت و حواس خود را در علوم «ماوراء» كشف و درك كرده به تمرین و تقویت آن بپردازند و از این طریق در راه خداشناسی پیش بروند كم كم ابواب معرفت بر آنها گشاده  می شود و حقایق عالم را می فهمند و آگاه می شوند كه اگر در دنیا قهر یا زشت یا زیبا وجود دارد روی چه حكمت و فلسفه ای است. این مردمان روشندل دیگر از وجود سوانح و اتفاقاتی از قبیل زلزله ها، طوفانها و پیش آمدهای ناگوار و یا وجود زشتی ظاهری و بدی نسبی ناراحت نشده از اسرار آن آگاه می شوند و بسی روشنیها از انوار الهی در عالم می بینند كه اشخاص تمرین نكرده قادر به دیدن آن نیستند و همانطور كه نور معمولی وقتی تجزیه شود و به صورت طیف درآید رنگهای متنوع پیدا می كند و علاوه بر سری رنگها (كه آن را به نسبت رنگ اصلی نامیده اند) الوان مادون قرمز و ماوراء بنفش دارد كه گاهی به تیرگی و سیاهی جلوه می كند. انوار پاك الهی هم وقتی در دنیا به صورت زندگی و حیات موجودات در می آید انواع رنگها را نشان می دهد كه در ظاهر برخی از آنها تیره و تار و بعضی كمرنگ تر، بنفش، آبی و زرد روشن است. اما وقتی باز مجموع آنها را بهم تركیب كنند همان نور درخشان سفید و یك وحدت كامل بین رنگها از آن بدست می آید. یعنی همان بود و همانست كه هست.استفاده از حواس باطنیبنابراین روشندلانی كه حقیقت را تا حدودی فهمیده اند مانند این است كه مستقیماً مشمول اشعة نورانی یزدانی شده اند و از این اشعه روشن و ساطع گردیده اند. این است كه در قیافة آنها نور مخصوص مشاهده می شود كه آنرا به نور حق تعبیر می كنند و رسوم ملل بر این كه اطراف سر مقدسین خود هاله ای از نور می كشند ناظر به این اصل بازر است كه حقیقت آن همان سیاله ها و انوار كالریهاست كه از بدن قوی آنها خارج می گردد. استفاده كنندگان از حواس الهام و روشن بینی ممكن است در دنیا بسیار باشند و همیشه هم بوده است و كاهنان مصر و ساحران سابق تاریخ كه اعمالی خارق العاده از آنها صادر می شد و این همه بزرگان علوم روحی و غیبگویان كه در تاریخ ملل از آنها یاد شده كسانی هستند كه كم و بیش از این حواس استفاده كرده اند. امروز چون تا حدی بوجود منظم این رشته از استعداد، بشر پی برده و آن را به صورت دروس علمی در آورده اند افرادی كه در ملل مختلف از آنها استفاده می كنند بسیارند حتی اشخاص زیادی هستند كه از هیپنوتیسم و مانیتیسم و تلقین و القاء در حالت بیداری كه آنرا به (چشم بندی) موسوم كرده اند و خواندن افكار بوسیلة تلپاتی دیدن و خواندن اوراق پنهانی استفاده كرده آنرا برای خود شغلی قرار داده اند و در تآترها و اماكن عمومی از آن بهره برداری می نمایند. در صورتی كه این كار برخلاف است و كسی كه دارای این استعداد می شود بایستی از به كار بردن آنها در طریق باطل خودداری كند .روشنان عالمهمچنین افراد پیشرفته تری از آنها در هندوستان و جنوب شرقی آسیا وجود دارد كه در سایة‌ تمرین های بسیار شدید و تند كه آن را ریاضت اسم گذاری كرده اند به موفقیتهای شگرف در این راه نائل گردیده اند چنان كه اعمال مرتاضین و جوكیان هندی را كم و بیش شنیده اید كه حتی مدت یك ماه خود را زیر خاك مدفون می كنند و زنده برمی خیزند. البته چون این كار به سلامت لطمه می زند و خلاف روش عادی زندگی است صحیح نمی باشد. از طرف دیگر تحصیل كنندگان این رشته به وسیلة تمرین های مدون منظم كه در كتابها به ترتیب بیان گردیده در همه جای عالم بسیارند و به علت علاقه ای كه عدة زیادی به این علوم نشان می دهند، تشكیل كلوپها و باشگاه ها می دهند، جراید و مجلات خاصی منتشر می نمایند و مطبوعات مختلفه انتشار می دهند و تعصب خاصی در این رشته دارند و برای آن تبلیغ می كنند.روشن بینان یزدان شناساما باید دانست كسانی كه در این رشته به درجات عالیه معنوی می رسند و یا به حقایق بزرگی كه برای تمام بشریت مفید است رسیده اند هر چند كه طریق و راه و وسیله نیل به این قسمت همان حواس است كه گفته شد اما عوامل دیگر هم در این كار دخالت دارد كه مهمترین آن خواست و ارادة مافوقترین نیروی نورالانوار قدرت و عظمت یعنی یزدان و اجازة او در این راه است و برای این كه این موضوع عملی شود علاوه بر استعدادهای خاصی كه در حواس این افراد موجود است استعدادهای دیگری هم باید در آنها باشد و سرنوشت آنها چنین ایجاب می كند و زمینه هائی در آنها قرار داده شده كه فعلاً جای بحث آن نیست و همین قدر خلاصه می گویم كه پروردگار عالمیان طبق قانون سرنوشت، هر كسی را برای كاری مخصوص آماده ساخته كه به دنبال آن می رود. مغز و فكرشان برای همین خلق شده است.تذكر:باید دانست كه آشنایی به این قبیل علوم علاوه بر استعداد و شایستگی احتیاج به تمرین ها و شرایط خاصی دارد كه در این مختصر نمی توان شرح داد و كتابی مفصل بنام «كتاب روحی» در سه جلد نوشته شده كه در نظر است چاپ و منتشر گردد
چهارشنبه 12/3/1389 - 12:16
سياست
نقش سپاه در مهار فتنه هابرابر نص صریح قانون اساسی شک نمی توان کرد که ایفای این نقش و ماموریت مستلزم شناخت و بصیرت خانواده بزرگ سپاه (سپاه و بسیج) از انقلاب، دستاوردهای ارزشمند آن، آسیب ها و تهدیداتی که متوجه آن بوده و یا خواهد بود. راههای مقابله با مخاطرات و تهدیدات و همچنین هوشیاری و آمادگی مستمر، عالمانه و همه جانبه در عرصه های مختلف است همین خصوصیت سپاه را از سایر نیروهای ه مسلح متمایز ساخته استنقلاب اسلامی در ایران به دلیل تأثیرگذاری و قدرت الهام بخشی آن یك انقلاب منحصر به فرد دینی در جهان امروز است. توان تأثیرگذاری بالای آن بر مهندسی افكار عمومی و قدرت الهام‌بخشی آن با پشتوانه اسلام اهل بیت (علیهم السلام) موقعیت ویژه‌ای را برای نظام جمهوری اسلامی ایجاد كرده است. بر این اساس انقلاب اسلامی با ماهیت دینی و شعارها و گفتمان مكتبی خود و در مواجهه با تهدیدات ابرقدرتهای شرق و غرب سلطه‌گر كه این انقلاب را مانع جدی سلطه و جهان گشایی در سراسر جهان می‌دید، جمهوری اسلامی به نهادهایی نیازمند بود كه بتواند نیازهای انقلاب را در زمینه‌های گوناگون خصوصاً در برابر هجمه‌های دشمنان داخلی و خارجی پاسخ دهد از این رو یكی از دستاوردهای بزرگ نظام اسلامی تأسیس نهاد مقدس سپاه بنا به فرمان حضرت امام خمینی (ره) رهبر كبیر انقلاب اسلامی بود كه با حضور عده‌ای از جوانان انقلابی و پیرو راستین معظم‌له پایه‌ریزی گردید.اصولاً نیروهای مسلح در نظام‌های سیاسی با هدف پاسداری از تمامیت ارضی و استقلال نظامها تشكیل می‌گردد اما در نظام جمهوری اسلامی بر اساس اصل 150 قانون اساسی فلسفه و كاركرد وجودی سپاه، پاسداری از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن تلقی گردید:اصل 150 «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی كه در نخستین روزهای پیروزی انقلاب تشكیل شد، برای ادامه نقش خود در نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای آن پا بر جا می‌ماند. ...»برابر نص صریح قانون اساسی شک نمی توان کرد که ایفای این نقش و ماموریت مستلزم شناخت و بصیرت خانواده بزرگ سپاه (سپاه و بسیج) از انقلاب، دستاوردهای ارزشمند آن، آسیب ها و تهدیداتی که متوجه آن بوده و یا خواهد بود. راههای مقابله با مخاطرات و تهدیدات و همچنین هوشیاری و آمادگی مستمر، عالمانه و همه جانبه در عرصه های مختلف است همین خصوصیت سپاه را از سایر نیروهای ه مسلح متمایز ساخته است.همچنین به استناد اساسنامه سپاه پاسداران مصوب 15/6/1361 مجلس شورای اسلامی (سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نهادی است تحت فرماندهی عالی رهبر معظم انقلاب که هدف آن نگهبانی از انقلاب اسلامی،دستاوردهای آن وکوشش مستمر در راه تحقق آرمانهای الهی وگسترش حاکمیت قانون طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران و تقویت بنیه دفاعی جمهوری اسلامی از طریق همکاری با سایر نیروهای مسلح و آموزش نظامی و سازماندهی نیروهای مردمی میباشد).
فصل دوم اساسنامه در قالب 10ماده و دو تبصره به تشریح ماموریت سپاه ، حیطه و چگونگی انجام آن اشاره دارد « مبارزه قانونی با عوامل و جریان هایی که در صدد خرابکاری، براندازی نظام جمهوری اسلامی، و یا اقدام علیه انقلاب اسلامی ایران می باشند». « مبارزه قانونی با عواملی که با توسل به قوه قهریه در صدد نفی حاکمیت قوانین جمهوری اسلامی باشند».بر این اساس یك تفاوت ماهوی بین سپاه و دیگر نیروهای مسلح وجود دارد. كه رسالت و مأموریت سپاه متفاوت از دیگران بوده و بر این اساس سپاه به عنوان بازوی توانمند ولایت و رهبری آماده پاسداری از حاكمیت جمهوری اسلامی در همه عرصه‌های مورد نیاز بوده است.انتخاب روز پاسدار در روز ولادت سرور و سالار شهیدان امام حسین (ع) از سوی بنیان‌گذار جمهوری اسلامی به دلیل اتصاف روحی و اخلاقی پاسداران به امام حسین (ع) بوده كه در طول سه دهه گذشته انقلاب اسلامی به دلیل روحیه شهادت‌طلبی و انقلابی و جان فشانی پاسداران برای جمهوری اسلامی، افتخار دریاف مدال ویژه: «اگر سپاه نبود كشور هم نبود.» را از بینان‌گذار نظام جمهوری اسلامی دریافت كردند.
 شاخصه‌های سپاه
ویژگی‌ و شاخصه‌های برجسته سپاه را در چند محور می‌توان خلاصه كرد:
1- تبلور ارزشها و معیارهای دینی: پاسداران به عنوان نیروهای متدین و انقلابی امتیاز بالایی را در معرفت دینی، معنویت و بصیرت و بینش سیاسی دارا می‌باشند كه تعلق به ارزشهای مكتبی در رفتار، كردار، عملكرد و مدیریت آنها آشكار است.2- مردمی بودن: سپاه كه نهادی برخاسته از متن توده‌های متدین جامعه است همواره یكی از ویژگی‌های ذاتی خود را كه مردمی بودن بوده حفظ كرده است این ویژگی با شجره طیبه بسیج نهادینه گشت و این امتیاز سپاه را به یك قدرت ملی مردمی در نظام جمهوری اسلامی تبدیل كرد.
3- ولایی بودن: اعتقاد و التزام و عشق به ولایت در وجود پاسداران یكی از ویژگی‌های برجسته سپاه است و این ویژگی سپاه را به عنوان نهاد مكتبی و ولایی در جامعه ایران معروف كرده است.۴- شهادت‌طلبی: روحیه و خصلت فداكاری، ایثار، جان‌فشانی برای آرمان‌های دینی و انقلابی با روحیه شجاعت و تهور، این توان را به سپاه داده كه در مواجهه با دشمنان داخلی و خارجی با تمام قدرت ایستادگی نماید ایستادگی همت‌ها، بروجردی‌ها خرازی‌ها و كلاهدوزها در مقابله با ضد انقلاب داخلی و دشمنان متجاوز در حماسه هشت سال دفاع مقدس تابلویی زرین و افتخارآفرین از نقشه برجسته سپاه را ترسیم نموده است.»

قلمرو عملكرد سپاه
سپاه بر اساس رسالت پاسداری از انقلاب و دستاوردهای آن، هر عرصه‌ای از كیان نظام مقدس جمهوری اسلامی كه بر اساس تهدیدات سخت، نیمه سخت و نرم به خطر بیفتد، عملاً خود را موظف به دفاع و مقابله با آن می‌داند. بنابراین مهمترین قلمروهای عملكرد سپاه در محورهای ذیل خلاصه می‌شود:
الف: جنگ سخت (عرصه نظامی): سپاه به عنوان یك نیروی مسلح نیرومند و انقلابی، در هر شرایطی آماده پاسخگویی و مقابله با هجمه خارجی در كمك به ارتش جمهوری اسلامی بوده است نمونه آن در دوران دفاع مقدس در برابر هجوم ناجوانمردانه ارتش بعثی عراق به خاك میهن اسلامی بود كه نمونه‌ای از صحنه نمایش اقتدار و غرور آفرین سپاه در مواجهه با تهدید سخت بود. كه در اشكال عملیات نامنظم چریكی، منظم محدود و عملیات گسترده و منظم نظامی در حماسه هشت سال دفاع مقدس انجام گرفت. اوج هنر نمایی و عملیات آفرینی معجزه آسای سپاه را در عملیات هایی، چون فتح المبین، بیت المقدس و والفجر 8 و می‌توان مشاهده نمود كه تمامی دشمنان نظام جمهوری اسلامی را به حیرت واداشت. همانهایی كه فتح سه روزه تهران را از سوی سردار نگون بخت قادسیه "صدام حسین"، انتظار داشتند، توانمندی امروز سپاه و ارتقاء آمادگی در مواجهه با تهدیدات خارجی به گونه‌ای است كه كوچكترین تهاجم و تهدید نظامی دشمن، با پاسخ كوبنده و همه جانبه سپاه مواجه خواهد شد.ب: جنگ نیمه سخت (عرصه امنیتی): سپاه در عرصه امنیتی و اطلاعاتی و مقاله با آشوبها و بحرانهای داخلی توانمندی بالایی دارد و از این توانمندی برای كمك به وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی بهره گرفته است. با این توان قوی مهار بحرانها و مدیریت آشوبهای احتمالی، قدرت بازدارندگی اقتدار آمیزی را در دفاع از نظام جمهوری اسلامی ایجاد كرده است. از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی تا به حال همواره یكی از راهبردهای دشمن بهره‌گیری از جریان‌های برانداز داخلی در مواجهه با جمهوری اسلامی بوده است، راهبرد بی‌ثبات‌سازی، آشوب‌آفرینی و برپایی غائله‌ها و فتنه‌ها و نیز حركت‌های تجزیه طلبانه در طول سه دهه گذشته همواره در دستور كار استكبار جهانی بویژه آمریكا و دیگر دشمنان جمهوری اسلامی بوده است. با مروری بر وقایع آغاز انقلاب و
 برپایی فتنه‌هایی چون غائله تركمن صحرا، فتنه كردستان، آشوب خلق عرب در خوزستان، غائله شریعتمداری و خلق مسلمان در آذربایجان، فتنه‌ ترور شخصیت‌های انقلاب، جریان برانداز حزب توده، حمله به شهر هزار سنگر آمل توسط كمونیست‌ها، انفجار مراكز حساس نظام توسط منافقین و دهها توطئه دیگر همچون كودتاها، دشمن در صدد جنگ داخلی و نابودی جمهوری اسلامی بود. نقش سپاه و روحیه شهادت طلبی و شجاعت بی‌نظیر پاسداران در مقابله با توطئه‌های مذكور و مواجهه با دشمنان قسم خورده داخلی به گونه‌ای بود كه امام در توصیف آنان فرمودند:«جوانان ارجمند و عزیز ما درجبهه‌های داخلی از عمق جنگ‌های وسیع تا بیغوله و پناهگاههای بزرگ منحرفان غافل از خدا، دموكرات و كومله تا منافقین و فدایی خلق و حزب خلق باصطلاح مسلمان تا حزب توده و سایر گروهك‌های كوچك و بزرگ را با فداكاری‌ها و خداطلبی‌ها آن چنان قلع و قمع كردند كه دنیا را با همه دشمنی‌ها كه با جمهوری اسلامی دارند به اعجاب و تحیر درآوردند. ...
ج: عرصه جنگ نرم: در سالیان اخیر نقش سپاه در مواجهه با بحران‌ها و آشوب‌های داخلی و مقابله با فتنه‌هایی همچون 18 تیر 78، مهار جریان برانداز ملی- مذهبی‌ها در سال 79 از بین بردن حركت‌های ضدانقلابی گروهك پژاك و دهها مأموریت دیگر در راستای رسالت سپاه نقش برجسته ای بوده است.در دهه اول انقلاب دشمنان نظام دارای صف‌بندی شناخته شده‌ای بودند و به راحتی می‌شد مرزبندی آنان را با دوستان انقلاب تشخیص داد و اساساً دشمن شناسی سالهای آغازین انقلاب كار چندان پیچیده‌ای نبود اما به تدریج و به خصوص از دوم خرداد 76 به بعد فضای سیاسی كشور دچار پیچیدگی‌هایی شد كه شناخت جبهه حق و باطل را دشوار می‌ساخت و نیاز به بصیرت دینی و سیاسی در جامعه به طور روزافزون احساس می‌شد. هر چه از مبداء انقلاب فاصله می‌گیریم تشخیص صحنه مبارزه با مخالفان نظام و دفاع از انقلاب پیچیده‌تر می‌شود و شرایط را به سمت شكل‌گیری فتنه بیشتر سوق می‌دهد، زیرا وقتی دشمن به مرور از رویارویی مستقیم و ایجاد ترور و ناامنی و ده‌ها شیوه دیگر خود ناامید می‌شود و طرفی نمی‌بندد شیوه‌های نوین و كم هزینه‌تری را انتخاب می‌كند و امروز می‌بینیم كه نهایت تلاش خود را به كار بسته است تا با سرمایه گذاری روی احزاب و تأثیرگذاری بر ذهن نسل جوان، با استفاده از ظرفیت‌های درونی نظام به مقابله با آن بپردازد. در چنین شرایطی است كه مفهوم بصیرت اهمیت بیشتری پیدا می‌كند.اگر در دوران حاكمیت اصلاح‌طلبان با فتنه روبه‌رو بودیم، امروز به تعبیر مقام معظم رهبری با فتنه‌ عمیق روبه‌رو هستیم به طوری كه حتی برخی نخبگان نیز در تشخیص خود با مشكل مواجه شده‌اند. انتظار است كه سپاه كه می‌خواهد در مقابل چنین فتنه و یا تهدید پیچیده‌ای بایستد شناخت كافی از شیوه‌های دشمن داشته باشد.اگر چه عده ای در تلاش بودند كه سپاه را مجموعه ای صرفاً نظامی معرفی كنند و با همین القائات بخشی از كاركرد های سپاه را نزد افكار عمومی جامعه زیر سؤال می برند اما وظیفه سپاه ایجاب می كرد برای حفاظت از انقلاب و دستاوردهای آن همواره با تغییر ماهیت تهدیدات، قابلیت ها و شیوه های مقابله خود را نیز تغییر دهد.از زمانی كه احساس شد دشمن به تهدید نرم روی آورده است سپاه با تدابیر مقام معظم رهبری و براساس رسالت ذاتی خود سعی كرد خود را با الزامات مقابله با چنین تهدیداتی وفق دهد البته سپاه در دوران دفاع مقدس (‌سالهای 59 تا 67 ) هم صبغه نظامی پیدا كرد و توانست با توجه به ماهیت نظامی تهدیدات آن زمان نیز موفق عمل كند اما طبیعی است هنگامی كه ماهیت تهدیدات تغییر می یابد دیگر نمی توان با همان شیوه های گذشته به مقابله پرداخت همان طور كه در همان دهه اول انقلاب در مقابله با تهدید منافقین، جریان بنی صدر و..... كه ماهیت تهدید از نوع جنگ سخت نبود به خوبی مقابله كند و مورد تشویق حضرت امام (ره) قرار گیرد و این ازالزامات پویایی نهادی انقلابی مانند سپاه است.امروز دیگر بحث تهدید نرم مطرح نیست بلكه ما وارد جنگ نرم شده ایم بدین معنی كه دشمن اكنون تهدیدات خود را به فعلیت رسانده است و ما در حوادث پس از انتخابات به وضوح شاهد تلاش آنان برای
 براندازی نرم بودیم. در جنگ نرم دشمن و در حوادث پس از انتخابات، اگر ایفای نقش سپاه نبود، قطعاً امروز كشور وضعیت دیگری داشت. در این جنگ نرم وقتی جریان برانداز نیروهای خود را به سمت اغتشاش و تعرض به جان و مال مردم سوق دادند و احساس نیاز شده كه حضور نیروهای بسیجی در صحنه لازم است باز هم شاهد بودیم كه حضور پر بركت آنها كه با تقدیم 13 شهید همراه شد ،توانست آتش برافروخته فتنه را مهار كند و بار دیگر كاركردهای بی‌نظیر این نیروی مردمی را به رخ دشمنان بكشد وباز هم یادآور فرمایش حضرت امام خمینی(ره) می شویم كه فرمودند:«اگر سپاه نبود كشور هم نبود»، قطعا اگر در این فتنه عمیق عملكرد دقیق سپاه نبود كشور با آسیب‌های جدی مواجه می‌شد. به همین دلیل حجم تخریبها علیه سپاه و بسیج امروز شدت گرفته چون آنان به خوبی فهمیده‌اند كه سپاه اجازه تعدی به اصول انقلاب را به هیچ جریان و گروهی نخواهد داد.

نقش سپاه در خنثی كردن فتنه 88
همان طور كه ذكر شد راهبرد بی‌ثبات‌سازی، آشوب آفرینی و برپایی غائله‌ها و فتنه‌ها و نیز حركت‌های تجزیه‌طلبانه در طول سه دهه گذشته همواره در دستور كار آمریكایی‌ها و دیگر دشمنان جمهوری اسلامی بوده است و سپاه بر اساس رسالت پاسداری از انقلاب و دستاوردهای آن، هر عرصه‌ای از كیان نظام مقدس جمهوری اسلامی كه بر اساس تهدیدات سخت، نیمه سخت و نرم به خطر بیفتد عملاً خود را موظف به دفاع و مقابله با آن می‌داند. به همین جهت دشمنان خارجی و نیز مخالفین و معاندین داخلی هم در نقطه مقابل سعی در تخریب این نهاد مؤثر در حفظ و حراست از انقلاب و نظام اسلامی می‌كند كه البته هدف اصلی آنها هم از شدت بخشیدن به تخریب‌ها علیه سپاه خارج كردن سپاه از میدان رویارویی با دشمن می‌باشد. در فتنه 88 و در جریان انتخابات ریاست جمهوری دهم و حوادث پس از آن نمونه بارز هوشمندی، تلاش و مقابله جدی سپاه با فتنه برای دفاع از نظام جمهوری اسلامی را شاهد بودیم.بررسی محتوایی سپاه از فتنه اخیر و رصد حوادث مربوط به آن چه قبل و بعد از انتخابات، توانست شناخت عمیق و دقیقی از جریانات و حوادث مختلف انتخابات ریاست جمهوری برای مجموعه خود ایجاد كند و به همین دلیل آنچه رخ داد مجموعه سپاه را به هیچ عنوان دچار تردید نكرد، چون شناخت كافی از برنامه‌های دشمن وجود داشت. انتظار نیز همین است كه آن نیرویی كه می‌خواهد در مقابل چنین تهدید پیچیده‌ای بایستد شناخت كافی را از شیوه‌های دشمن داشته باشد. اگر ایفای نقش سپاه نبود قطعاً امروز كشور وضعیت دیگری داشت. آنچه كه مشخص و قطعی بود راه افتادن یك جنگ نرم در قالب كودتای مخملی یا انقلاب رنگی بود و جریان برانداز عوامل میدانی خود را وارد صحنه كرد. در زمان اوج آشوب‌ها همه دیدند كه دشمنان چگونه آشكارا وارد میدان شدند و خود را در كنار جریان‌های برانداز قرار دادند و حمایتهای صریح بیگانگان از جمله رژیم صهیونیستی و هیلاری كلینتون وزیر خارجه آمریكا از میرحسین موسوی تماماً حاكی از آن بود كه آنان به ثمربخش بودن تلاشهای خود در طول این چند سال اطمینان داشتند. آنچه توانست این فتنه عمیق را خنثی كند، علاوه بر تدابیر حكیمانه و بی‌نظیر مقام معظم رهبری و خطبه تاریخی ایشان در 29 خرداد ماه، جانفشانی پاسداران و بسیجیان تحت رهبری داهیانه فرمانده معظم كل قوا بود. البته تلاش و زحمات دیگر نهادها، سازمان ها و دستگاهها به ویژه نیروی انتظامی را نباید نادیده گرفت و هر کدام از آنان در مهار فتنه ایفای نقش کردند. اگر بخواهیم با نقش برجسته سپاه در مهار این فتنه بیش از پیش آشنا شویم، کافی است در متن اعترافات برخی از متهمین دادگاه عوامل فتنه تامل بیشتری داشته باشیم.اكنون دشمنان و بدخواهان به خوبی فهمیده‌اند آن مجموعه‌ای كه به طور سازمان یافته وجود دارد و می‌تواند انقلاب را در مقابل خطرات حفظ كند سپاه پاسداران است. البته این به معنای نادیده گرفتن سایر مجموعه‌ها نیست لكن سپاه به خاطر فلسفه وجودی خود برای دفاع از انقلاب كارایی خود را
 نشان داده است و این واقعیتی است كه دوست و دشمن به آن معترف هستند.طبیعی است وقتی كه سپاه از چنین قابلیتی و ظرفیتی برخوردار باشد گروههایی كه خواسته‌های نامشروعشان در جهت براندازی نظام قرار دارد این مجموعه را مزاحم خواسته‌های شوم خود می‌بینند و برای آنكه ضریب موفقیت خود را بالا ببرند در اقدامات مقدماتی خود تضعیف چنین نهادی را در دستور كار خود قرار می‌دهند. آنها به خوبی می‌دانند تا موقعی كه سپاه از پایگاه مردمی برخوردار است شكست‌ناپذیر باقی خواهد ماند
چهارشنبه 12/3/1389 - 12:11
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته